ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۰۱ تا ۱٬۹۲۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
۱۹۰۱.

شناسایی و اولویت بندی شاخص های بالندگی رهبری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه بندی شاخص های بالندگی رهبری دانش آموزان می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویکرد، آمیخته اکتشافی، و از نظر استراتژی در بخش کیفی تحلیل محتوا و در بخش کمّی، پیمایشی است. مشارکت کنندگان در پژوهش در بخش کیفی، 19 نفر از خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان بوده اند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی را مدیران اداره آموزش و پرورش و مدیران مدارس متوسطه شهر کرمان تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس حجم نمونه 69 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختمند و در بخش کمّی پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود که روایی و پایایی آن با استفاده از شاخص CVR، آزمون کاپای کوهن و آزمون مجدد تأیید شد. تحلیل داده های بخش کیفی با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 و تحلیل داده های بخش کمّی با استفاده از تکنیک دلفی فازی انجام شد. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های اکتشافی منجر به شناسایی 24 شاخص بالندگی رهبری دانش آموزان شد. سپس با استخراج این شاخص ها، از طریق پژوهش کمّی رتبه بندی شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد: شبکه سازی، شناخت از نسل جدید، حمایت سازمانی ادراک شده و مدیریت استعداد، مهم ترین شاخص های بالندگی رهبری دانش آموزان می باشند.
۱۹۰۲.

زیست پذیری شهری در راستای توسعه پایدار: مطالعه شهر سراوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
پس از انقلاب صنعتی، با افزایش جمعیت شهرها و شکل گیری کلان شهرها مسائل زیست محیطی فراوانی پیش آمد؛ طوری که، رویکردهای متنوعی در مورد حفظ محیط زیست شهری همانند نظریه باغشهر، شهر سبز، شهر اکولوژیک و توسعه پایدار شهری در ادبیات برنامه ریزی شهری مطرح شدند که می توان آنها را در راستای به وجود آمدن شهرهای زیست پذیر قلمداد کرد. هدف تحقیق حاضر، سنجش و بررسی شاخص های زیست پذیری در راستای دستیابی به توسعه پایدار شهر سراوان است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از دید روش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. روش گردآوری داده های مورد نیاز به دو دسته کلی اسنادی و پیمایشی تقسیم می شود. جامعه آماری مورد نظر، شهروندان شهر سراوان به تعداد 60014 نفر است که حجم نمونه آماری بر پایه فرمول کوکران، 322 نفر است که در بین شهروندان به طور نمونه گیری تصادفی ساده توزیع و به طور مستقیم از آنها پرسشگری شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل تحلیل عاملی (Factor Analysis) در نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد سه عامل، دارای بیشترین تأثیرگذاری در زیست پذیری شهر سراوان هستند که عبارتند از؛ عامل اول، که بیشترین زیرشاخص تأثیرگذار در آن، عملکرد مدیران شهری در شهر برای کاهش هزینه های زندگی ساکنان می باشد و به تنهایی 8/19 درصد از کل واریانس را توضیح می دهد (مهم ترین زیرشاخص)؛ عامل دوم، بیشترین زیرشاخص تأثیرگذار، سهولت استفاده آسان معلولان از معابر می باشد که حدود 1/7 درصد از کل واریانس را به خود اختصاص داده است، در عامل سوم نیز زیرشاخص میزان دسترسی به خدمات عمومی در شهر، بیشترین تأثیرگذاری را با میزان واریانس 5/5 درصد دارد.
۱۹۰۳.

شناسایی و ارزیابی عوامل تعیین کننده پذیرش متاورس در آموزش کارکنان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه و هدف: پیش از طراحی و پیاده سازی زیرساخت های متاورسی در آموزش سازمانی، ضروری است تا مسأله پذیرش این فناوری نوین مورد بررسی دقیق قرار گیرد. هدف تحقیق حاضر، شناسایی و ارزیابی عوامل تعیین کننده پذیرش متاورس در آموزش کارکنان می باشد. روش تحقیق: این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی، ازلحاظ ماهیت اکتشافی و بر اساس روش آمیخته (کیفی و کمی) انجام شد. در بخش کیفی از روش تحلیل تم ودر بخش کمی از روش دلفی و مدل ساختاری تفسیری استفاده شد. با روش نمونه گیری هدفمند 14 نفر از صاحبنظران مدیریت منابع انسانی تا اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش مدلسازی ساختاری تفسیری، براساس ماتریس ساختارمند، مدل سلسله مراتبی طراحی شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که 10 مؤلفه شناسایی شده عبارتند از مفید بودن ادراک شده، زیرساخت و دسترسی فناورانه، پذیرش فناوری، فرهنگ سازمانی و آمادگی تغییر، درگیری و تعامل کاربر، ارزیابی، سهولت استفاده ادراک شده، و .... همچنین براساس مدل ساختاری تفسیری، 5 سلسله مراتب برای پذیرش متاورس در آموزش کارکنان مشخص شد. نتیجه گیری: این فناوری نوظهور، اگرچه ظرفیت های منحصربه فردی برای ارتقاء اثربخشی، تعامل پذیری و شبیه سازی محیط های یادگیری دارد، اما پذیرش موفق آن در سازمان ها وابسته به مجموعه ای از عوامل ساختاری، فرهنگی، فنی و رفتاری است. نیازسنجی به عنوان زیربنای کلیدی، آغازگر فرایند پذیرش است و بدون شناسایی دقیق نیازهای کارکنان، سرمایه گذاری بر متاورس ممکن است به شکست منتهی شود.
۱۹۰۴.

طراحی الگوی سبک رهبری مدیران جهادی؛ مورد مطالعه فرمانده شهید سردار حسن طهرانی مقدم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۸
مدیریت فراگرد به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی بر مبنای یک نظام ارزشی پذیرفته شده است که از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل عملیات برای دستیابی به اهداف تعیین شده، صورت می گیرد.یکی از نکات اساسی این تعریف ابتنای مدیریت بر نظام ارزشی پذیرفته شده است. بر این اساس یکی از طرق بومی سازی رشته مدیریت و استفاده موثر از این رشته برای حل مسائل انقلاب اسلامی، توجه به ارزش های بومی موجود است. از همین رو، مدیریت جهادی به عنوان الگوی مدیریتی برآمده از بطن انقلاب اسلامی که مبتنی بر ارزش های ایرانی- اسلامی و در پیوند با علم و دانش روز می باشد، همواره مدنظر مقام معظم رهبری بوده است. نویسندگان این متن، خلاء وجود الگوی سبک رهبری برآمده از شهید طهرانی مقدم به ویژه خلاء تحقیق و بررسی الگوی این سردار شهید را احساس نموده و درصدد پاسخ به چنین مسئله ای برآمده اند. پژوهش حاضر به لحاظ نوع شناسی پژوهش، کاربردی، گذشته گرا و کیفی به حساب می آید. همچنین این پژوهش از نظر جمع آوری اطلاعات از نوع غیرآزمایشیِ توصیفی پیمایشی می باشد. به لحاظ روش شناسی برای گردآوری اطلاعات با توجه به نوع داده ها و اطلاعات در این پژوهش، از روش کتابخانه ای استفاده شده و پس از جمع آوری اطلاعات برای طبقه بندی آن ها از روش تحلیل مضمون استفاده گردیده است. با بررسی ابعاد و مولفه های زندگانی این فرمانده غیور در مضامین فراگیر زمینه رشد، ظهور شخصیت و شخصیت رهبری میتوان گفت که مولفه های استخراج شده بدیع و بی نظیر است. سه عامل کلیدی در رشد شخصیت شهید طهرانی مقدم شناسایی شده اند: خانواده، مسجد و جریان انقلاب اسلامی. ایمان و اخلاق به عنوان دو ثمره اصلی تربیت او، باعث شکل گیری شخصیت رهبری وی شده است. شهید طهرانی مقدم با ویژگی هایی چون ولایت مداری، تفکر راهبردی، مدیریت بر قلب ها و مدیریت جهادی، الگویی جامع از رهبری ارائه داده که می تواند راهنمایی برای مدیران در محیط های پیچیده امروزی باشد.
۱۹۰۵.

مطالعه دو رویکرد مدیریت اسلامی و رایج در هدف گذاری راهبردی سازمان با استفاده از نظریه نقاط مرجع راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۶
هدف گذاری راهبردی به عنوان یکی از ارکان اساسی مدیریت سازمانی، نقش حیاتی در هدایت سازمان ها به سمت موفقیت ایفا می کند. این پژوهش به مطالعه تطبیقی دو رویکرد مدیریت اسلامی و رایج در هدف گذاری راهبردی می پردازد و به دنبال پاسخ به این سوال است که نقاط مرجع راهبردی از دیدگاه مدیریت اسلامی در چه حوزه هایی تعریف می شود؟ و این امر از طریق مطالعه تطبیقی با رویکرد رایج مدیریت به چه صورت است؟ همچنین پژوهش میتواند در شناسایی نقاط قابل بهبود مطالعات مدیریت اسلامی نقش آفرینی داشته و به جهت دهی مطالعات آتی این حوزه کمک کند. این پژوهش از مدل نقاط مرجع راهبردی به عنوان نظریه تجمیع کننده ادبیات حوزه راهبرد استفاده نموده و برای احصاء بینش در خصوص ادبیات مدیریت اسلامی از روش مرور سیستماتیک اسستفاده کرده است. در نهایت نتایج یافت شده بر مدل نظریه نقاط مرجع منطبق شده و سعی در شناخت نقاط مرجع راهبردی از رویکرد مدیریت اسلامی و همچنین نقاط تشابه و افتراق آن با رویکرد رایج مدیریت راهبردی دنبال شده است. یافته های این پژوهش بر لزوم تحقیق بیشتر بر ابعاد رقبا و ذی نفعان از منظر اسلامی تاکید کرده و نشان می دهد که تمرکز اصلی مدیریت اسلامی تا کنون بر ابعاد ارزش ها و ویژگی های شخصی و شخصیتی مدیر بوده است. تطبیق دو رویکرد مدیریت اسلامی و راهبردی می تواند به مدیران و تصمیم سازان کمک کند تا با هدف گذاری کامل تر و همسوتر،کیفیت تصمیمات راهبردی و در نتیجه عملکرد سازمان را بهبود بخشند.
۱۹۰۶.

یادگیری دیجیتال منابع انسانی با رویکرد علوم شناختی؛ مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۶
مدیریت اثربخش منابع انسانی به عنوان ارزشمندترین سرمایه سازمانی، در گرو بهینه سازی فرآیندهای یادگیری و توسعه است که انجام این امر مستلزم درک عمیق سازوکارهای شناختی است. هدف این پژوهش، تحلیل و ترکیب دانش موجود در زمینه یادگیری دیجیتال در بستر توسعه منابع انسانی با تمرکز بر رویکردهای شناختی است. در این پژوهش تفسیرگرایانه، با استفاده از روش مرور نظام مند، مطالعات صورت گرفته در حوزه علوم شناختی با تمرکز بر موضوع آموزش و یادگیری دیجیتال، موردبررسی قرار گرفتند. از میان 191 پژوهش اولیه که در پایگاه های علمی معتبر بین-المللی از سال 2004 تا 2024 منتشر شده اند، 41 مقاله مرتبط با موضوع پژوهش، پس از ارزیابی کیفیت آن ها بر اساس شاخص های کیو و اچ ایندکس نشریه ها، به عنوان مقالات نهایی با استفاده از روش کدگذاری کیچنهام تحلیل شدند. یافته ها دربرگیرنده 3 کد نهایی ابزار، محتوا و بن سازه آموزشی دیجیتال است و نشان می دهد که کاربرد رویکرد شناختی در طراحی این سه بعد، اثربخشی یادگیری دیجیتال منابع انسانی را از طریق بهینه سازی ساختار آموزشی افزایش می دهد. این پژوهش با ارائه چارچوبی عملی برای مدیران توسعه منابع انسانی و طراحان آموزشی، نشان می-دهد که چگونه می توان از اصول شناختی برای طراحی سیستم های یادگیری دیجیتال کارکنان بهره برد و به توسعه پایدار سرمایه انسانی دست یافت.
۱۹۰۷.

تحلیل یادگیری زدایی مدیران در مهارت افزایی در عصر تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۵۶
در جهان پر شتاب و تحول آفرین کنونی، همه شواهد حکایت از محوری بودن نقش انسان در عبور از مشکلات، گشایش تنگناها، ایجاد تکنولوژی پیشرفته و تولید فناوری های گوناگون دارد. در این عرصه مدیران سنگ زیر بنای هر سازمانی هستند و سازمان در صورت مدیریت صحیح و برخوداری از مدیران بامهارت می تواند به توانمندی و توسعه برسد. لذا در این مقاله ،سعی شده است یادگیری زدایی مدیران در مهارت افزایی در عصر دیجیتال مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر از جمله پژوهش های jترکیبی می باشد، که داده های از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با نخبگان، که به روش گلوله برفی انتخاب شده بودند، گردآوری شدند. بمنظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شد، در نهایت 59 مضون پایه، 11مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون عالی بدست آمد. مضمون های بدست آمده با روش توافق جمعی و آزمون دوجمله ای مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفتند. نتایج نشان داد که سه عامل کلیدی درک دیجیتالی شدن)داشتن چشم انداز دیجیتال، تفکر انتقادی و انعطاف پذیری شناختی)، بستر سازی دیجیتال(باز تعریف وظایف و مسئولیت ها، سازگاری و انطباق پذیری، سواد دیجیتال، ذهنیت دیجیتال) و تغییرات پیشرو(هوش عاطفی- اجتماعی ،شبکه سازی، تفکر انعکاسی) از مهارت های اساسی مدیران برای موفقیت سفر دیجیتال سازمان ها می باشد.
۱۹۰۸.

بازشناسی پیشران های دولت-ملت سازی با رویکرد توسعه پایدار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۸ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف : پژوهش حاضر با هدف بازشناسی پیشران های مؤثر بر فرآیند دولت-ملت سازی با تمرکز بر رویکرد توسعه پایدار در ایران انجام شده است. با توجه به اهمیت روزافزون یکپارچگی ملی، ثبات سیاسی و عدالت اجتماعی در پیشبرد توسعه پایدار، این مطالعه تلاش دارد با شناسایی عوامل کلیدی در تحقق دولت-ملت سازی پایدار، مبنایی نظری و تجربی برای خط مشی گذاری راهبردی در سطح ملی ارائه دهد. روش شناسی : این پژوهش از نوع آمیخته (کیفی-کمی) و مبتنی بر روش همبستگی است. در بخش کیفی، از تحلیل مضمون و مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان حوزه علوم سیاسی، مدیریت دولتی و جامعه شناسی استفاده شد. در بخش کمی، داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته ۷۷ گویه ای جمع آوری و از طریق تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی تحلیل گردید. نمونه آماری شامل ۳۸۴ نفر از کارشناسان رشته های مرتبط بود. روایی ابزار از طریق روایی محتوایی و صوری و پایایی آن با آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأیید شد. یافته های پژوه ش: یافته ها نشان دادند که پیشران های دولت-ملت سازی با رویکرد توسعه پایدار در قالب ۷ دسته اصلی شامل عوامل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی، جغرافیایی و زیست محیطی طبقه بندی می شوند. در میان این عوامل، شاخص های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارای بالاترین بار عاملی بودند. همچنین مدل اندازه گیری از نظر پایایی و برازش در وضعیت مطلوبی قرار داشت. متغیرهای درون زا نظیر پیشران های سیاسی و اجتماعی، تأثیرگذاری بالایی در تبیین مدل مفهومی داشتند. از جمله مهم ترین مؤلفه ها می توان به مشروعیت سیاسی، مشارکت سیاسی، هویت ملی، انسجام اجتماعی و توسعه فرهنگ عمومی اشاره کرد. نتیجه گیری : دولت-ملت سازی در ایران به رغم قدمت تاریخی، همچنان در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و با چالش هایی چون تفرق قومی، بی عدالتی اجتماعی و بی ثباتی سیاسی مواجه است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که توجه هم زمان به مؤلفه های فرهنگی و سیاسی می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت انسجام ملی و شکل دهی به فرآیند ملت سازی پایدار ایفا کند. پیامدهای عملی این پژوهش شامل ارائه الگوی سیاست گذاری مبتنی بر پیشران های توسعه محور برای نهادهای حاکمیتی، تأکید بر اهمیت هویت مشترک و ارتقای مشارکت سیاسی شهروندان است. این الگو می تواند به عنوان راهنمایی برای برنامه ریزان و تصمیم گیران در جهت کاهش شکاف دولت و ملت، تقویت حکمرانی مؤثر و تحقق توسعه ای متوازن و درون زا مورد استفاده قرار گیرد.
۱۹۰۹.

نقش فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در انتظام ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: نقش فرماندهی انتظامی در انتظام ملی یک موضوع مهم و پیچیده است که از جنبه های مختلف قابل بررسی است. این پژوهش با هدف بررسی جایگاه فعلی فراجا در انتظام ملی و همچنین بررسی لزوم نقش آفرینی فراجا در انتظام ملی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با روش تحلیل مضمون است. جامعه مشارکت کننده شامل نخبگان، استادان و خبرگانی بود که دارای مدرک دکتری در حوزه انتظامی امنیّتی و همچنین حداقل ده سال سابقه مدیریتی انتظامی امنیّتی بودند که تا اشباع نظری، نمونه گیری به روش هدفمند و به تعداد 10 نفر انجام شد. ابزارجمع آوری داده، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد که با نرم افزار Maxqda تحلیل مضمون شدند. یافته ها: در بخش اهمیت حضور فراجا در انتظام ملی، تعداد 36 مضمون شناخته شد که مضمون های تکراری حذف گردیدند و درنهایت، تعداد 18 مضمون اولیه ثبت شد و با تجمیع مضمون های مشابه به شش مضمون با عناوین «اندیشه های امام و مقام معظم رهبری، نهاد واسط بین مردم و حاکمیت، وظیفه قانونی و ذاتی فراجا، نقش اطلاعاتی و حضور در بسیاری از عرصه ها، سر ریز شدن عواقب اجرای ضعیف انتظام ملی در اقدامات انتظامی و وجود نداشتن نهاد متولی انتظام ملی» تدوین شد و درنهایت مضمون «اهمیت نقش فراجا در انتظام ملی» شناخته شد. در بخش جایگاه فعلی فراجا در انتظام ملی، تعداد 23 مضمون اولیه احصاء گردید که پس از حذف جملات تکراری، هفده مضمون اولیه ثبت شد که از این میان، مضمون «نقش فراجا در تصمیم گیری های کلان کشور کم رنگ است» پرتکرارترین مضمون اولیه شناخته شد. از مجموع مضمون های اولیه، چهار مضمون با عناوین «حضور کم رنگ در جایگاه سیاستگذاری، توقف در جایگاه کارگزاری، موردی عمل کردن فراجا و ضرورت ارتقاء جایگاه فراجا» تدوین شد. نتیجه گیری: جایگاه فراجا در انتظام ملی باید بالاتر از وضعیت فعلی باشد و باید در تصمیم گیری های کلان هم نقش فعال داشته باشد. فراجا قابلیت نقش آفرینی بیشتر در انتظام ملی را دارد. نقش فراجا در انتظام ملی بسیار ضروری و کلیدی است. یکی از مهم ترین حوزه ها برای ارتقاء نقش فراجا «گسترش دسترسی به ابزارها و سامانه های یکپارچه کشوری، ایجاد پیوست انتظامی در سیاست گذاری ها و تقویت منابع و امکانات در اختیار این سازمان» است.
۱۹۱۰.

چارچوب ظرفیت نهادی سازمان های دولتی (مطالعه کالای اساسی گندم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۷۳
چنانچه سازمان های دولتی بخواهند وظایف خود را با موفقیت و به درستی انجام دهند بایستی از توان اداری بالایی برخوردار باشند و در این مسیر ظرفیت نهادی به آن ها کمک می نماید تا توان سیستم فعلی خود را در انجام وظایفشان ارتقا دهند. در این پژوهش به منظور پیشنهاد چارچوب ظرفیت نهادی در سازمان های دولتی به مطالعه تأمین کالای اساسی گندم به عنوان یکی از مهم ترین وظایف دولت ها پرداخته شده و با استراتژی تحلیل مضمون اسناد بالادستی مرتبط کدگذاری گردید و 16 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان صورت پذیرفته است. نتایج حاصل نشان داد که چارچوب ظرفیت نهادی در تأمین کالای اساسی گندم شامل پنج سطح ظرفیت سازمانی؛ شبکه سازمان ها؛ سازوکار مشارکت بین سازمانی؛ بستر نهادی و بستر محیطی است که هرکدام دارای ارکانی هستند که در دستیابی به هدف تأمین کالای اساسی گندم ذی نقش هستند. چارچوب ظرفیت نهادی ارائه شده می تواند به طورکلی برای سایر سازمان های دولتی مورداستفاده قرار گیرد تا با داشتن نگاهی جامع و سیستمی به سایر ارکان خارج از نهاد بتوانند ضمن استفاده بهینه از منابع موجود به شیوه ای پایدار به اهدافشان دست یابند.
۱۹۱۱.

Forecasting Influential Factors in Preventing Tax Evasion Through a Lemur Optimization Approach Utilizing a Perceptron Neural Network(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
Taxes serve as a vital source of funding for governments and significantly influence economic growth and income distribution, which varies based on a country's level of development and economic framework. Recently, researchers have introduced methods to identify effective factors in preventing tax evasion. Most of these methods rely on basic techniques such as regression, structural equations, and non-intelligent methods that cannot effectively analyze the relationship between the values of the variables involved in this field. Therefore, in this study, we introduce a method that leverages artificial intelligence techniques, specifically a meta-heuristic optimization approach and a perceptron neural network. This method effectively analyzes the nonlinear relationships within the data while addressing both the intrinsic and extrinsic aspects of the data dimensions simultaneously. The research sample consists of 25 experts from the Tax Affairs Organization, and the study was conducted in the year 2022. The results indicate a high prediction accuracy of approximately 98%. Additionally, it highlights the significant role of various factors contributing to tax evasion, including income concealment, money laundering, economic crises, political trust, the weaknesses, and complexities of tax laws and regulations, inadequate clarification of tax laws, contradictions in legal tax articles, administrative bureaucracy, and an inefficient tax structure.
۱۹۱۲.

سفال منقوش نوع سه گابی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۳
سفال منقوش نوع سه گابی برای نخستین بار پس از کاوش های تپه ای به همین نام در دشت کنگاور، در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی، وارد ادبیات باستان شناسی پیش از تاریخ ایران شد. برخلاف بسیاری از گونه های سفالی مناطق غربی ایران که پس از مطالعات اولیه، در یکی دو دههٔ اخیر مورد بازنگری و بررسی های نوین قرار گرفته اند، بیشتر اطلاعات موجود دربارهٔ سفال منقوش نوع سه گابی همچنان محدود به مطالعات اولیه این گونه، در فاصلهٔ سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۵ میلادی است. با توجه به گذشت زمان طولانی از آغاز مطالعات این نوع سفال، بسیاری از مباحث مرتبط با آن از جمله بازهٔ زمانی دقیق این سبک سفال در توالی پیش از تاریخ غرب ایران، منشأ و مراحل شکل گیری، نوع نقوش و تزیینات، دامنهٔ گسترش و... نیازمند بازنگری و توجهی دوباره اند. ازاین رو، هدف مقالهٔ حاضر پاسخ گویی به ابهامات و پرسش های یادشده و نیز ارائهٔ تصویری به روز و نو از این گونه در مطالعات پیش از تاریخ غرب ایران، با در نظر گرفتن تازه ترین تحقیقات انجام شده در این زمینه است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که برخلاف تصور پیشین دربارهٔ بازهٔ زمانی سفال نوع سه گابی در توالی گاه نگاری پیش از تاریخ منطقه (۴۶۰۰/۴۵۰۰–۴۲۰۰ ق.م)، گونه های اولیهٔ این سفال منقوش، هم زمان با سفال های نوع دالما از دورهٔ دالما، از حدود ۵۰۰۰ ق.م آغاز شده و تا ۴۲۰۰ ق.م ادامه یافته اند. از دیگر یافته های این تحقیق، روشن شدن سیر تغییر و تحول در نوع تزیینات روی سفال هاست. در حالی که تزیینات گونه های اولیه متشکل از نقوش هندسی ساده بود، در مراحل میانی این سنت، انواع مختلفی از نقوش هندسی پدیدار می شود و در مراحل پایانی، شاهد حضور نقوش جانوری و گیاهی بر روی این سفال ها هستیم. در نهایت، مشخص شد که دامنهٔ گسترش این سنت سفالی محدود به مناطق شرق زاگرس مرکزی نبوده، بلکه نواحی گسترده تری فراتر از این منطقه نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته اند.
۱۹۱۳.

بررسی تأثیر هوش هیجانی ب ر قضاوت حسابرس و پایداری حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقدمه: یکی از مهمترین شاخص های حسابرسی، پایداری حسابرسی است و هر چقدر فرایند حسابرسی پایداری بیشتری داشته باشد، شناخت حسابرس از فعالیت های و رویدادهای مالی صاحبکار بیشتر شده و دانش کافی نسبت به گزارشگری صاحبکار خواهد داشت که این موضوع موجب تقویت جایگاه حسابرسی خواهد شد. بدون شک یکی از  پایه های اصلی و اساسی توسعه حسابرسی، پایداری حسابرسی می باشد. بر این اساس در این پژوهش تأثیر هوش هیجانی بر قضاوت حسابرس و پایداری حسابرسی مورد بررسی قرار گرفته است. روش شناسی: این پژوهش به لحاظ ماهیت داده ها یک پژوهش توصیفی-تحلیلی، و با در نظر گرفتن معیار زمانی یک پژوهش مقطعی است، همچنین بر اساس اهداف، کاربردی و روش مورد استفاده آن پیمایشی-کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه حسابرسان شاغل در مؤسسات حسابرسی مورد تأیید سازمان بورس در تهران در سال 1400-1401 تشکیل می دهد. تعداد آن ها 10058  نفر شاغل در مؤسسه حسابرسی می باشد که بر اساس فرمول کوکران تعداد 370 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید چرا که گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که هوش هیجانی بر قضاوت حرفه ای حسابرسان و پایداری حسابرسی تأثیر مثبت و معنی داری دارد. قضاوت حرفه ای هر شخص از طریق درک بالای شخص و هوش هیجانی نسبت به یک مسئله، تعیین کننده اقدام یا عملی است که آن فرد انجام می دهد. بنابراین هوش هیجانی، موجب تقویت تعهدپذیری حسابرسان می شود و احساس تعهد اخلاقی حسابرسان، احتمال تقویت قضاوت حرفه ای توسط حسابرس افزایش می یابد. همچنین نتایج نشان داد که قضاوت حرفه ای حسابرسان بر پایداری حسابرسی تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: توجه به هیجانات در محیط کار موجب بهبود نتایج و عملکرد حسابرس می گردد، این توجه و علاقه به هیجان، واکنشی در برابر افزایش عقل گرایی در بسیاری از حوزه های کاری می باشد. هر چند که دیدگاه غالب در ادبیات سنتی مؤید این است که حرفه حسابرسی تابع عقلانیت است و افراد در اتخاذ تصمیمات کاری بر اساس هیجانات با مشکل روبرو هستند، اما یافته ها نشان داد این دیدگاه که حرفه حسابرسی صرفاً تابع عقلانیت است؛ پذیرفته نبوده و باید هیجانات را به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر حرفه حسابداری و پایداری حسابرسی، مدنظر قرار گیرد.
۱۹۱۴.

تبیین مدل مقصد هوشمند گردشگری (مطالعه موردی: شرکت های گردشگری شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۳۰
تحولات فناوری در سال های اخیر، صنعت گردشگری را به شدت تحت تأثیر قرار داده است و استفاده از فناوری های هوشمند در بین ذی نفعان گردشگری گسترش یافته است. در مقصدهای گردشگری هوشمند از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای بهبود تجربیات بازدیدکنندگان و ارتقای عملکرد سازمانی استفاده می شود. توسعه یک اکوسیستم هوشمند نیازمند مشارکت و احساس تعهد تمام ذی نفعان است. این مقاله عوامل موثر بر پذیرش مدل مقصد هوشمند توسط شرکت های گردشگری باتوجه به رویکردی اکوسیستمی را موردبررسی قرار می دهد. طبق مطالعات مختلف، شرکت های گردشگری، ذی نفعان کلیدی توسعه و اجرای مدل مقصد هوشمند در یک منطقه هستند. این مطالعه براساس چارچوب فناوری، سازمان، محیط و مدل پذیرش فناوری، پیشنهاد می نماید که حمایت از توسعه پروژه مقصد هوشمند در منطقه موردمطالعه و انگیزه پیوستن به آن تحت تأثیر عوامل تکنولوژیکی، سازمانی و محیطی می باشد. تحقیق حاضر باتوجه به هدف از نوع کاربردی بوده و باتوجه روش از نوع توصیفی- پیمایشی و به صورت کمی می باشد. جامعه آماری این مطالعه کارکنان و مدیران کسب و کارهای گردشگری شهر تهران است که تعداد 200 نفر به عنوان نمونه و به روش دردسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از روش پرسشنامه استفاده شد. این پژوهش شامل هفت متغیر مزایای خاص، فشار رقابتی، حمایت از پروژه مقصد، تعهد به توسعه محلی، قصد پذیرش، سودمندی ادراک شده و سهولت ادراک شده می باشد. در نهایت به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از معادلات ساختاری و نرم افزار 3 Smart-PLS استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که قصد پیوستن به پروژه مقصد هوشمند، تحت تأثیر سودمندی ادراک شده و سهولت پذیرش است؛ در حالی که حمایت عمومی برای توسعه پروژه هوشمند تحت تأثیر تعهد به توسعه محلی است. در نهایت، سودمندی ادارک شده از مدل مقصد هوشمند، تحت تأثیر عوامل تکنولوژیکی (سهولت ادراک شده در پذیرش و مزایای خاص) و محیطی (فشار رقابتی) قرار دارد. این تحقیق به درک چگونگی اتخاذ مدل های مقصد هوشمند توسط شرکت های گردشگری کمک می کند و بر نقش آن ها به عنوان سهامداران کلیدی در توسعه منطقه ای تأکید می نماید 
۱۹۱۵.

Designing and Validating the Model of Exit from Organizational Mobbing(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
The present study was conducted to design and validate the model of exit from organizational mobbing in the Education Organization. It is an applied-developmental research. In terms of how to collect data, it is a cross-sectional survey. To achieve the research purpose, the exploratory mixed research design was employed. Qualitative meta-synthesis was used to identify the model categories and the partial least squares approach was utilized to validate the model. Data analysis in the qualitative phase was conducted via Maxqda software and in the quantitative phase via the Smart PLS software. The statistical population included managers and employees of the Education Organization. The sample volume was estimated equal to 140 persons by means of Cohen's statistical power analysis. Cluster-random sampling was used for sampling. Finally, the final indicators were categorized into 13 main categories and 72 subcategories. Conflict management and stress management led to exit from organizational mobbing in the Education Organization through improving the professional capability of employees, organizational intimacy, and emotional intimacy.
۱۹۱۶.

Investigating Values of Purchase Through the Green Image of Store on Impulse Purchase and Customer Loyalty(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۷
In consumer behavior, purchase field is an interesting field for marketers and psychologists. This area investigates types of purchase and factors affecting them. In the meantime, in order to succeed in markets, understanding customers' consumption values and their impact on consumers' behavior is one of crucial issues. The aim of this study is to determine the relationship between values of purchase through green image on impulse purchase and customer loyalty. The statistical population in this study consists of customers of purchase centers of Iran in 2024. The number of sample is estimated as 384 people. Regarding the purpose, this study is applied and belongs to descriptive- survey and correlational researches. For data collection standard questionnaire of Irene et al. was used, whose validity is determined by nominal and heuristic method and its reliability was measured by Cronbach's alpha coefficient as 0.87. For data analysis and hypothesis testing by path analysis and structural equation, LISREL software is used. The results show that there is no significant relationship between hedonistic values and materialistic values through green image of store with impulse purchase but there is significant relationship between hedonistic values and materialistic values through green image of store with loyalty.
۱۹۱۷.

طراحی الگوی شهرت دیجیتال برند مقاصد گردشگری با بهره گیری از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۱
امروزه برندسازی مقاصدگردشگری، به ابزاری قدرتمند برای دگرگونی مناطق بدل گشته و شهرت دیجیتال مقصد گردشگری نیز از عوامل مؤثر بر رقابت پذیری مقاصد می باشد. با توجه به اهمیت بالای این موضوع هدف از انجام پژوهش حاضر، ارائه مدل شهرت دیجیتال برند مقاصد گردشگری می باشد. مطالعه حاضر در چارچوب رویک رد کیفی و با بهره گیری از روش پژوهش داده بنیاد (رویکرد استراوس و کوربین) ص ورت گرفته است. جامعه تحقیق دربرگیرنده اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مدیران و فعالان حوزه گردشگری بودند و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام پذیرفت که تعداد 14 مصاحبه انجام یافت و مبنای پایان یافتن مصاحبه ها، اشباع نظری بود. فرایند تج زیه وتح لیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با به کارگیری نرم افزار MAXQDA انجام شد. مدل نهایی از مجموع شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، مقوله محوری، راهبردها و در نهایت پیامدها و نتایج حاصل از توسعه شهرت دیجیتال برند مقاصد گردشگری تشکیل شده است.
۱۹۱۸.

کاربست نگاشت فازی شهودی برای شناسایی و تحلیل عوامل بازسازی اعتماد در سازمان های دولتی (مورد مطالعه: سازمان های دولتی استان لرستان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
زمینه و هدف: فرایند بازسازی اعتماد، تلاش فرد متعهد برای بازگرداندن اعتماد، پس از پیشامد یک تخلف (رفتار غیرقابل اعتماد) است. با توجه به اینکه موضوع بی اعتمادی در سازمان های دولتی، به معضل اساسی تبدیل شده است و بایستی به طور جدی در کانون توجه قرار گیرد، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل بازسازی اعتماد ازدست رفته در سازمان های دولتی استان لرستان و با استفاده از روش نقشه نگاشت فازی شهودی (IFCM) انجام پذیرفت. روش: پژوهش حاضر از نظر روش، آمیخته اکتشافی (کیفی – کمی) و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش، استادان دانشگاه، مدیران و کارکنان سازمان های دولتی بود که ۲۵ نفر از آن ها بر اساس اصل کفایت نظری و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند برای نمونه انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مطالعه ادبیات نظری و مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسش نامه بود که روایی و پایایی بخش کیفی، به ترتیب از طریق روایی محتوایی، روایی نظری و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار و آزمون کاپای کوهن سنجیده شد. همچنین، روایی و پایایی پرسش نامه با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تأیید شد. در بخش کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون و فرایند کدگذاری، عوامل بازسازی اعتماد در سازمان های دولتی شناسایی شدند. سپس در بخش کمّی پژوهش، با استفاده از روش IFCM نقشه نگاشت فازی شهودی، عوامل بازسازی اعتماد در سازمان های دولتی، از نظر درجه اهمیت اولویت بندی شدند. یافته ها: بر اساس یافته های بخش کیفی، عوامل شناسایی شده بازسازی اعتماد عبارت اند از: نهادینه کردن ارزش های اخلاقی، سازوکار تقویتی و تنبیهی پیش خوران، استانداردسازی خدمات اداری، ایجاد فضای گفتمان، شفاف سازی، تقویت مهارت های مدیریت، احراز صلاحیت های حرفه ای افراد، استقرار قانون مداری و الزامات آن، توسعه سامانه جامع پاسخ گو، هوشمندی راهبردی. در بخش کمّی مشخص شد که شفاف سازی، ایجاد فضای گفتمان، استقرار قانون مداری و الزامات آن، نهادینه کردن ارزش های اخلاقی و هوشمندی راهبردی، به ترتیب درجه اهمیت بیشتری دارند. نتیجه گیری: توجه به عوامل شناسایی شده و پیاده سازی مؤثر آن ها، می تواند به عنوان راه کارهای جامع برای بازسازی و تقویت اعتماد در سازمان های دولتی محسوب شود. با اتخاذ رویکردی یکپارچه و هماهنگ در این زمینه، می توان به بهبود عمکرد و افزایش مشارکت مؤثر کارکنان در فرایندهای سازمانی دست یافت.
۱۹۱۹.

مدل آینده نگری به کارگیری هوش مصنوعی در گزارشگری مالی با تأکید بر سودمندی درک شده و سهولت استفاده شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: هدف حسابداری، ارائه اطلاعات سودمند برای مقاصد تصمیم گیری استفاده کنندگان است و ارتقای سطح سودمندی گزارشگری مالی و سهولت استفاده از آن، نقش مهمی در تصمیم گیری استفاده کنندگان از گزارش های مالی ایفا می کند. با وجود این، سازوکار بهبود کیفیت گزارشگری مالی از طریق فناوری های نوین مبتنی بر هوش مصنوعی با توجه به سودمندی درک شده و سهولت استفاده توسط کاربران آن، هنوز چندان روشن نیست. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است تا به ارائه مدل کیفیت گزارشگری مالی مبتنی بر به کارگیری هوش مصنوعی با تأکید بر سودمندی درک شده و سهولت استفاده بپردازد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، از نوع کاربردی و از حیث روش جمع آوری داده ها، بر اساس روش آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، از مصاحبه های باز و نیمه ساختاریافته، مبتنی بر نظر خبرگان پژوهش استفاده شد. این مصاحبه ها با ۱۲ نفر از خبرگان و استادان دانشگاهی مرتبط به حوزه حسابرسی و آشنا به هوش مصنوعی انجام شد. در بخش کمّی نیز، نمونه آماری ۲۰۰ نفر از حسابرسان شاغل در سازمان و مؤسسه های حسابرسی در کشور عراق بودند. با توجه به رویکرد کیفی که مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود، پس از گردآوری مصاحبه ها، داده ها از طریق سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی و به روش تحلیل متنی تجزیه وتحلیل شدند. در نهایت، مدل کیفیت گزارشگری مالی مبتنی بر به کارگیری هوش مصنوعی با تأکید بر سودمندی درک شده و سهولت، در قالب ۸۰ مضمون پایه و ۲۷ کد محوری ارائه شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که شرایط علّی، مانند تجزیه وتحلیل داده های بزرگ، اتوماسیون وظایف، تجزیه وتحلیل پیش بینی و شناسایی الگوها و ناهنجاری ها، همراه با شرایط زمینه ای، شامل سودمندی درک شده و سهولت استفاده، بر مقوله محوری کیفیت گزارشگری مالی تأثیرگذارند. مقوله محوری، شامل ارتقای شفافیت، تحلیل داده های مالی در زمان واقعی، کاهش اقلام تعهدی اختیاری، بهبود پیش بینی سود و جریان نقدی، کاهش تقلب و ریسک تحریف بااهمیت است. راهبردهای بهبود کارایی، دقت تحلیل، سرعت و تصمیم گیری مالی، پیامدهایی همچون کاهش خطای انسانی، صرفه جویی در زمان، افزایش شهرت حسابرسان، و حسابرسی مستمر را به همراه دارد. بااین حال، شرایط مداخله گر نظیر هزینه های یکپارچه سازی، نگرانی های امنیتی و نیاز به انطباق با مقررات، چالش هایی را ایجاد می کنند. توجه به این مؤلفه ها برای دستیابی به گزارشگری مالی کارآمدتر و باکیفیت تر ضروری است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از این است که هوش مصنوعی توانایی خودکارسازی و افزایش دقت فرایندهای گزارشگری مالی را دارد. با استفاده از هوش مصنوعی در جمع آوری داده ها، تجزیه وتحلیل و مدل سازی پیش بینی کننده، شرکت ها قادر خواهند بود به استانداردهای بالاتری از کیفیت گزارشگری دست یابند. این امر با بینش های زمان واقعی، شناسایی روندها و قابلیت های تصمیم گیری بهبودیافته مشخص می شود. همچنین، از آنجا که ارتقای سطح سودمندی گزارشگری مالی و سهولت استفاده از آن، در تصمیم گیری استفاده کنندگان نقش مهمی ایفا می کند، یکپارچه سازی هوش مصنوعی در شیوه های گزارشگری، می تواند مسیری برای گزارشگری کارآمدتر، دقیق تر و روشن تر ارائه دهد. این فرایند علاوه بر بهبود کیفیت گزارش ها، به کسب وکارها کمک می کند تا تصمیم های مالی بهتری اتخاذ کنند و ریسک های احتمالی را کاهش دهند. بنابراین، با توجه به قابلیت های بالقوه هوش مصنوعی در افزایش دقت و سرعت گزارشگری مالی، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران چارچوب ها و مقرراتی را طراحی کنند که استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه را تسهیل کند و در عین حال از سوءاستفاده ها و تهدیدهای امنیتی جلوگیری کند. این امر نه تنها به بهبود کیفیت گزارشگری مالی کمک خواهد کرد، بلکه به توسعه دانش و نوآوری در این زمینه نیز می انجامد.
۱۹۲۰.

Modeling Lean Manufacturing Strategies in the Supply Chain of Natural Stone Industry: A Hybrid Simulation and Multi-Criteria Decision-Making Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۳
Objective : Reducing waste and improving productivity are crucial challenges in today’s competitive manufacturing landscape. Lean production tackles these issues by eliminating activities that do not add value, cutting costs, and enhancing quality. However, the success of lean implementation relies on selecting strategies that align with an organization’s operational context. This study evaluates four fundamental lean strategies under various production conditions: Work-in-Progress (WIP) Inventory Reduction, Batch Size Reduction, Setup Time Reduction, and Multi-skilled Workforces. Methods : A hybrid methodology was utilized, integrating discrete-event simulation (DES) with multi-criteria decision-making (MCDM). Six scenarios were modeled, varying production capacity (low, medium, and high) and work shift schedules (one or two shifts). The Best-Worst Method (BWM) was employed to determine the weights of the evaluation criteria: total cost, available inventory, waiting time, and lead time. The VIKOR method was then used to rank the strategies for each scenario. Results : The results indicate that total cost (weight = 0.54) is the most critical evaluation criterion, followed by available inventory (0.27), waiting time (0.11), and lead time (0.08). Both simulation and VIKOR analyses demonstrated a contextual pattern: reducing setup time was more effective than other strategies in low-capacity environments. In contrast, reducing batch size consistently ranked highest in medium and high-capacity environments, regardless of the shift schedule. Conclusion : The findings highlight that lean strategies' effectiveness depends on the context. Reducing setup time is most beneficial for resource-limited systems, while reducing batch size offers greater advantages in high-output environments. The hybrid simulation-MCDM framework created in this study is a structured and objective tool for managers, allowing them to choose lean strategies aligned with their specific operational conditions. This, in turn, enhances supply chain performance and fosters long-term competitiveness.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان