ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۱۱۶۱.

طراحی مدل کسب و کار مبتنی بر آینده نگاری: ارائه و اعتبارسنجی یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف: مدل کسب وکار مفهومی راهبردی است که چگونگی خلق کردن، ارائه دادن و به دست آوردن ارزش را نشان می دهد. اگرچه مدل های کسب وکار، هم زمان با تغییرات محیط تغییر می کنند، برای غلبه بر شتاب تغییرات به نوآوری، پیش دستی، تفکر اکتشافی و آینده گرایی نیاز دارند. نوآوری در مدل های کسب وکار، مستلزم بینش طراحی است. آینده نگاری، فرایندی نظام مند و مشارکتی برای ساختن آینده است که از طریق مشورت، کسب آگاهی و چشم اندازسازی به آینده گرا کردن کسب وکار می پردازد. الگوهای طراحی مدل کسب وکار موجود، به محیط طراحی و آینده توجه اندکی دارند. چارچوب های آینده نگاری موجود نیز، به طراحی مدل کسب وکار توجه کافی ندارند. از این رو بررسی ها نیاز به ارائه مدلی جامع را نشان داد که برای در نظر گرفتن تحولات محیط، عدم قطعیت های موجود و وضعیت های آینده را در طراحی مدل های کسب وکار لحاظ کند. این پژوهش با هدف برطرف شدن شکاف در ادبیات موضوع و ارائه مدل مفهومی طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری انجام شد. روش: پژوهش از نظر جهت گیری کاربردی، از نظر هدف اکتشافی و فلسفه آن پراگماتیسم است و صبغه ترکیبی و رویکرد استقرایی دارد. در بخش نظری با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مطالعات پیشین و آثار علمی مرتبط با موضوع پژوهش بررسی، تحلیل و دسته بندی شد. سپس طی یک مطالعه مفهومی با استفاده از بینش های به دست آمده و ترکیب مدل های موجود، مدل مفهومی پیشنهادی طراحی شد. برای اعتبارسنجی مدل، از میان خبرگان آینده پژوهی و مدیریت کسب وکار که جامعه تجربی پژوهش بودند، ۱۲ نفر به روش قضاوتی برای نمونه انتخاب شد. در این مرحله، برای جمع آوری اطلاعات، از ابزار پرسش نامه استفاده شد. روایی محتوای پرسش نامه را خبرگان تأیید کردند و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به میزان 768/0 تأیید شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها، آزمون کلموگروف اسمیرنف به عمل آمد و بر اساس نتایج داده ها نرمال بود. سپس آزمون T تک نمونه ای برای تحلیل پاسخ ها انجام شد. سامان دهی مدارک و استنادها با استفاده از نرم افزار پژوهیار نسخه ۲ و محاسبه ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۷ انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در مطالعات گذشته، دسته ای از پژوهشگران به آینده پژوهی در طراحی مدل کسب وکار توجه ناچیزی کرده اند. معدودی از آن ها به برخی جنبه های آینده پژوهی توجه کرده اند، ضمن آنکه به پایداری و فضای طراحی مدل کسب وکار اهمیت بیشتری داده اند. دسته دیگری از پژوهشگران، برخی فنون آینده پژوهی را جعبه ابزار دانسته و از آن استفاده کرده اند. تعداد اندکی نیز به آینده پژوهی و آینده نگاری، به عنوان چارچوبی برای توسعه مدل کسب وکار نگریسته اند؛ اما چارچوب جامعی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری ارائه نکرده اند. ضمن مطالعه مفهومی، فرایند طراحی مدل کسب وکار اوستروالدر و پیگنر و چارچوب آینده نگاری عمومی وروس، مدل های مناسبی برای ادغام و ارائه مدل مد نظر پژوهش تشخیص داده شد. بر همین اساس، مدل مفهومی پیشنهادی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری با ادغام دو مدل مذکور، طراحی و ارائه شد و به تأیید خبرگان رسید. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، ابتنای طراحی مدل کسب وکار بر آینده نگاری با در نظر گرفتن آینده های گوناگون، نگرش چندسطحی و پیگیری تحقق راهبردها، می تواند نقاط ضعف پژوهش های پیشین و الگوهای موجود را پوشش دهد و به آینده گرا شدن کسب وکارها کمک کند. پیشنهاد می شود طراحان مدل های کسب وکار، در فرایند طراحی، ضمن توجه به شناخت تحولات محیط و آینده های ممکن، برای تحقق مدل کسب وکار متناسب با آینده های بدیل، برنامه ریزی کنند. کاربست مدل پیشنهادی می تواند به این منظور کمک کند. پژوهشگران دیگر می توانند نتایج کاربرد مدل پیشنهادی را ارزیابی و تحلیل کنند.
۱۱۶۲.

طراحی مدل حکمرانی آینده مبتنی بر عملکرد مطلوب اداری در ایران با استفاده از مرور نظام مند ادبیات علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۶۹
هدف این مطالعه آن است که دانش موجود در زمینه حکمرانی آینده مبتنی بر عملکرد مطلوب اداری را در قالبی نظام مند ارائه دهد . لذا در این مطالعه، ادبیات حکمرانی آینده مبتنی بر عملکرد مطلوب اداری حکومت در ایران، مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی و از نظر ماهیت، اکتشافی است و جهت دستیابی به هدف پژوهش، روش مرور نظام مند ادبیات پژوهشی بکار گرفته شده است؛ از این رو با استفاده از چارچوب بیانیه پریزما، 422 مقاله انتخاب و با غربالگری مقالات مورد بررسی، در نهایت 33 مقاله برای مرور نظام مند و استخراج داده ها انتخاب شدند. 8 بعد به عنوان عوامل شناسایی شده ناشی از حکمرانی آینده مبتنی بر عملکرد مطلوب اداری حکومت و 41 مولفه شناسایی شدند، که این ابعاد عبارتند از: شایسته سالاری، عوامل برون سازمانی، شفافیت، پاسخگویی، عدالت و برابری، دستیابی به رشد اقتصادی، کنترل فساد و سلامت اداری.
۱۱۶۳.

مدلی برای کاهش ریزش مشتریان با استفاده از مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۰
مطالعه حاضر از نظر هدف یک مطالعه کاربردی-توسعه ای است که درصدد ارایه الگوی کاهش ریزش مشتریان با استفاده از مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت بیمه می باشد. از منظر روش گردآوری داده ها یک پژوهش پیمایش مقطعی است. برای نیل به هدف از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) استفاده شد. در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل مدیران شرکت بیمه ایران بودند که 17 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز جامعه آماری متشکل از مدیران و کارشناسان بیمه ایران و مدیران نمایندگی های بیمه ایران در استان گیلان، با روش اندازه اثر و تحلیل توان، 130 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای-تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیم ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود . یافته های پژوهشی نشان داد عوامل فنی هوش مصنوعی، عوامل مدیریتی هوش مصنوعی و بازاریابی رابطه ای بر مدیریت ارتباط با مشتریان تاثیر می گذارند. مدیریت ارتباط با مشتری با اثرگذاری بر شخصی سازی خدمات و مشتری گرایی منجر به بهبود تجربه مشتریان می شود. این عامل خود با اثرگذاری بر وفاداری مشتریان، رضایت مشتریان و مشارکت مشتریان به کاهش ریزش مشتریان منتهی می گردد. بنابراین مشخص شد هوش مصنوعی یک سازه زیربنایی است که از منظر فنی و مدیریتی می تواند به بهبود مدیریت ارتباط با مشتری در نمایندگی های بیمه ایران کمک کرده و سبب کاهش رویگردانی و ریزش مشتریان شود.
۱۱۶۴.

رابطه بین بحران اجتماعی و کیفیت تصمیم گیری مالی مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: هدف اصلی این پژوهش، تشخیص رابطه بین بحران اجتماعی ایجاد شده در فصل پاییز 1401 با کیفیت تصمیم گیری مالی مدیران در شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس است.   روش: برای تحقق هدف این پژوهش و آزمون فرضیه، داده های 199 شرکت پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار، طی بازه زمانی وقوع بحران اجتماعی و قبل از آن، جمع آوری شد. برای بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها ضمن استفاده از نرم افزار ایویوز 10، از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد.   یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که بین بحران اجتماعی به وجود آمده در پاییز سال 1401 و همچنین اندازه شرکت با کیفیت تصمیم گیری مالی مدیران، رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد.   نتیجه گیری: با وقوع بحران های متعدد در طی سال های اخیر، ضمن افزایش تجربه مدیران در زمان رویارویی با این نوع از بحران ها و شناخت اثرات آنها، سبب افزایش تمایل مدیران به انجام کار گروهی، بررسی جوانب گوناگون و تصمیم گیری در مورد گزینش پروژه های سودآور، گاه کوتاه مدت شده است. از سوی دیگر، تشکیل کمیته های حسابرسی، تقویت سیستم های کنترل داخلی، توجه به مفهوم مدیریت ریسک، از جمله مفاهیمی هستند که در یک دهه اخیر، بسیار مورد توجه شرکت ها و مدیران آنها قرار گرفته است. هر یک از این مفاهیم سبب شناخت بهتر ریسک ها، کنترل آنها و در نتیجه افزایش کیفیت تصمیم های مختلف از جمله تصمیم های مالی مدیران خواهد شد.
۱۱۶۵.

مدل توزیع اعتبارات عمرانی مبتنی بر تحلیل پوششی داده های شبکه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۸
مقدمه و اهداف: تخصیص بودجه عمومی به فرایندی اطلاق می شود که طی آن، دولت ها نحوه توزیع منابع مالی خود را بین نیازها و اولویت های مختلف اجتماعی تعیین می کنند. این یک فرایند پیچیده و چندوجهی است که شامل تصمیم گیری هایی است که می تواند پیامدهای عمیقی برای رفاه شهروندان و عملکرد کلی جامعه داشته باشد. تخصیص بودجه می تواند میزان و کیفیت خدمات عمومی مانند مراقبت های بهداشتی، آموزشی و زیرساختی را تعیین کند و همچنین می تواند بر توسعه اقتصادی و توزیع ثروت در داخل یک کشور تأثیر بگذارد. در سال های اخیر، علاقه فزاینده ای به بررسی چگونگی تخصیص بودجه های عمومی و همسویی روش ها و اولویت های فعلی با نیازها و ارزش های جامعه وجود داشته است. نوسانات مداوم در سیاست های تخصیص بودجه در ایران، به ویژه در حوزه های حساس مانند آموزش وپرورش و بهداشت و درمان، به ایجاد نابرابری های منطقه ای منجر شده است. برای رفع این مشکل، نیاز به یک رویکرد برنامه ریزی شده و پایدار در توزیع اعتبارات است که بر اساس نیازهای واقعی هر استان و باهدف توسعه متوازن طراحی شود. در همین راستا پژوهش حاضر باهدف ارائه یک مدل برنامه ریزی مبتنی بر عملکرد متناسب با ویژگی های ماهیت مسئله برای توزیع اعتبارات سرمایه ای استانی در راستای نیل به آرمان های کلان اقتصادی و اجتماعی استان ها از جمله کاهش نابرابری درآمدی، کاهش عدم برخورداری، افزایش تولید و اشتغال، کاهش نرخ بیکاری و افزایش سطح اجتماعی بر اساس عملکرد استان ها طراحی شده است.   روش ها: رویکرد مورد استفاده در این پژوهش، مدل سازی ریاضی بر مبنای مدل مفهومی با کاربردی متفاوت از تحلیل پوششی داده هاست که به عنوان نمونه، فصول آموزش و بهداشت مورد آزمون قرار گرفته اند. در مدل پیشنهادی، مقادیر مشخصی از انحراف در مقادیر متغیرها (دلتا) توسط خبرگان و بر اساس سیاست های توزیع اعتبارات در سطح ملی و استانی تعیین می گردد و از سوی دیگر، بر اساس ارزیابی عملکرد استان ها و رتبه بندی عملکردی، تخصیص منابع بودجه به آن ها در راستای تحقق اهداف تعیین می شود. یافته ها: نتایج اجرای مدل برای داده های سال 1401 عملکرد نسبت به بودجه مصرفی استان ها در مقایسه با روش های متداول و پیشین توزیع اعتبارات سرمایه ای به کاررفته در سازمان برنامه و بودجه، نشان دهنده کارایی مدل پیشنهادی است. در پایان و با توجه به نتایج مدل، بیان شده است که روش ارائه شده در این مطالعه نه تنها مسئولیت پذیری برای نیل به اهداف تعیین شده را افزایش می دهد، بلکه با توانمندسازی استان ها برای یادگیری از تجربیات گذشته و تصمیم گیری آگاهانه برای فعالیت های آتی، بهبود مستمر را تسهیل می کند. لازم به ذکر است یکی از مهم ترین ویژگی های این مدل، پویایی آن بر اساس تغییرات بودجه می باشد و در حقیقت، ورودی های مدل همواره بر اساس سیاست های جدید، قابل اصلاح خواهد بود.   نتیجه گیری: در رویکرد دومرحله ای پیشنهادی، در مرحله اول از مدل DEA باهدف تطابق با ماهیت مسئله و ارزیابی میزان عملکرد استان ها و در مرحله دوم، از رویکرد مدیریت میزان تغییر در اعتبارات به منظور تحلیل حساسیت استفاده شده است. وجه تمایز این مدل در تعیین مقادیر دلتا توسط خبرگان و بر اساس سیاست های توزیع اعتبارات در سطح ملی و استانی است. از سوی دیگر، می توان سهم مطلوب هر استان از کل اعتبارات تخصیصی را محاسبه و دریافت کرد، که این امر نه تنها به بهبود وضعیت کنونی کارایی استان ها کمک می کند، بلکه به عنوان ابزاری برای سیاست گذاران در جهت دستیابی به وضعیت مطلوب هر استان نقش مؤثری ایفا خواهد کرد.
۱۱۶۶.

واکاوی مؤلفه های اصلی کیفیت مدیریت پژوهش و تولید علم در واحدهای دانشگاه آزاد کردستان و کرمانشاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های کلیدی کیفیت پژوهش و تولید علم در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی در استان های کردستان و کرمانشاه است. این تحقیق به منظور بررسی و تحلیل دقیق وضعیت کیفیت پژوهش در این دانشگاه ها طراحی شده است. از نظر روش شناسی، این پژوهش به عنوان یک مطالعه کاربردی طبقه بندی می شود و از نظر جمع آوری داده ها، از رویکردی ترکیبی شامل داده های کمی و کیفی بهره می برد. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی اعضای هیئت علمی، پژوهشگران و مدیران پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه و کردستان در سال تحصیلی 1398 می باشد که تعداد آن ها به 298 نفر می رسد. برای انتخاب نمونه، با مراجعه به جدول مورگان، تعداد 222 نفر به صورت تصادفی ساده از جامعه آماری انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، از پرسشنامه ای که توسط محقق طراحی شده استفاده گردید. برای اطمینان از اعتبار پرسشنامه، از روش های اعتبارسنجی صوری و محتوایی بهره گرفته شد و پایایی آن نیز با اجرای آزمایشی پرسشنامه بر روی نمونه ای متشکل از 15 نفر، از طریق محاسبه آلفای کرونباخ، 0.878 برآورد گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که بر اساس نظرخواهی از کارشناسان و بررسی مبانی نظری و پیشینه پژوهش، مدل نهایی در پنج بعد اصلی طراحی شده است: فرهنگ، منابع انسانی، امکانات و منابع مالی، مدیریت و ساختار، و آموزش. این ابعاد و شاخص های شناسایی شده در این پژوهش به طور مستقیم در راستای ارتقاء کیفیت پژوهش و تولید علم قرار دارند و می توانند به عنوان مبنایی برای برنامه ریزی و طراحی الگوهای بهبود کیفیت در دانشگاه ها مورد استفاده قرار گیرند.
۱۱۶۷.

Hybrid EEG-Based Eye State Classification Using LSTM, Neural Networks, and Multivariate Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
This paper focuses on a new hybrid machine learning model for classifying eye states from EEG signals by integrating traditional techniques with deep learning methods. Our Hybrid LSTM-KNN architecture employs KNN for classification and uses LSTM networks to extract features temporally. In addition, we perform extensive feature engineering, including statistical Z-test and IQR filtering, dimensionality reduction using PCA, and multivariate analysis to further model the performance. Moreover, an SVM-based unsupervised clustering approach is proposed to partition the EEG feature space, followed by ensemble learning in each cluster to improve accuracy and robustness. Using the EEG Eye State Dataset for the first assessment, the Hybrid LSTM-KNN model recorded an accuracy of 87.2% without PCA. Further improvements through statistical filtering outperformed initial expectations, achieving a 6% rise in performance to 89.1% after outlier removal, 89.1% with Z-test (σ = 3), and 88.3% with IQR (1.5x). After applying PCA along with ensemble learning post clustering, the final model exceeded expectations with an accuracy and F1 score of 96.8%, surpassing Ensemble Cluster-KNN and traditional models based on Ensemble Cluster-KNN, Logistic Regression, SVM, and Random Forest. The outcome demonstrates the robustness and noise-resilience of the model’s performance in practical real-time brain-computer interface and cognitive monitoring systems.
۱۱۶۸.

مدل سازی تأثیر رهبری تیمی بر توسعه خرد سازمانی با نقش میانجی سرزندگی سازمانی در گمرکات استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
زمینه و هدف: رهبری تیمی، به عنوان عاملی کلیدی در بهبود عملکرد سازمانی، می تواند با تقویت سرزندگی سازمانی، زمینه ساز توسعه خرد سازمانی شود. این پژوهش با هدف مدل سازی تأثیر رهبری تیمی بر توسعه خرد سازمانی با نقش میانجی سرزندگی سازمانی در گمرکات استان آذربایجان غربی انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کارکنان گمرکات استان آذربایجان غربی به تعداد 670 نفر بود. حجم نمونه آماری براساس فرمول کوکران 244 نفر برآورد و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. در این پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری (PLS3) جهت آزمون فرضیه های استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که رهبری تیمی بر توسعه خرد سازمانی و سرزندگی سازمانی تأثیر معنادار دارد. همچنین، سرزندگی سازمانی بر توسعه خرد سازمانی تأثیر معنادار دارد. علاوه بر این، سرزندگی سازمانی در تأثیر رهبری تیمی بر توسعه خرد سازمانی نقش میانجی ایفا می کند. نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که هرچه رهبری تیمی و سرزندگی سازمانی تقویت شود، موجب ارتقای خرد سازمانی در گمرکات استان آذربایجان غربی خواهد شد. به بیان دیگر، رهبری تیمی مؤثر با ایجاد فضای همکاری، اعتماد متقابل و مشارکت فعال کارکنان، بستر مناسبی را برای افزایش پویایی و سرزندگی در محیط سازمانی فراهم می کند. و سرزندگی سازمانی، زمینه ساز بروز ظرفیت های نهفته فکری و تجربی کارکنان و تسهیل فرآیندهای تصمیم گیری و یادگیری جمعی می شود. که این چرخه منجر به تقویت خرد سازمانی، ارتقای کیفیت نظارت، و بهبود عملکرد کلی گمرکات استان آذربایجان غربی خواهد شد. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
۱۱۶۹.

نظریه ذهن، تردید حرفه ای حسابرس و کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر توانمندی ذهن خوانی حسابرس از طریق چشم و واکنش های بین فردی وی از طریق چهار مؤلفه دیدگاه گیری، تخیل، توجه همدلانه و پریشانی فردی بر سطوح تردید حرفه ای و همچنین به عنوان نقش تعدیلگر بر رابطه بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی است. روش: ماهیت پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی است. جمع آوری داده ها و نتیجه نهایی برای آزمون رد یا پذیرش فرضیه، از راه استقرایی و از طریق پرسش نامه های تردید حرفه ای هارت (۲۰۱۳)، ذهن خوانی بارون کوهن و همکاران (۲۰۰۱)، واکنش های بین فردی دیویس (۱۹۸۳) و کیفیت حسابرسی زارع فر و زارع فر (۲۰۱۵) انجام شده است. پایایی پرسش نامه از طریق آلفای کرونباخ بررسی شد. پایایی ترکیبی و مقدار واریانس استخراج شده، آزمون و روایی آن نیز، از طریق مقایسه جذر میانگین واریانس استخراج شده هر متغیر در مقابل هم بستگی آن متغیر با سایر متغیرها آزمون شده است. نتایج با استفاده از تجزیه وتحلیل های پاسخ های ۳۳۰ حسابرس شاغل در مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران و سازمان حسابرسی در سال ۱۴۰۲ و با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد مبتنی بر واریانس، به کمک نرم افزار پی ال اس به دست آمده است. یافته ها: در این پژوهش دو فرضیه بررسی شد. در فرضیه اول، تأثیر نقش نظریه ذهن بر سطوح تردید حرفه ای بررسی و تأیید شد. نتایج نشان داد که بین توانمندی ذهن خوانی و سطوح تردید حرفه ای حسابرسان شامل ذهن پرسشگر، تعلیق قضاوت، جست وجوی دانش، درک میان فردی، اعتمادبه نفس و خودتعیینگری، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در فرضیه دوم، نظریه ذهن به عنوان یک متغیر تعدیلگر، بررسی و قدرت و جهت آن بر ارتباط بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی آزمون شد. نتایج نشان داد که فرضیه دوم نیز تأیید می شود؛ به این معنا که بین متغیرهای تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی، در حضور متغیر تعدیلگر نظریه ذهن، رابطه وجود دارد. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که بین نظریه ذهن و سطوح تردید حرفه ای حسابرسان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ یعنی حسابرسانی که از توانمندی ذهن خوانی (نظریه ذهن) بیشتری برخوردارند یا به بیان دیگر، در مقایسه با سایر حسابرسان، قادرند باور غلط را از حقیقت بهتر تشخیص دهند، می توانند سطوح بالاتری از تردید حرفه ای را به کار گیرند. همچنین نظریه ذهن موجب تعدیل و بهبود ارتباط بین تردید حرفه ای و کیفیت حسابرسی می شود. در واقع می توان گفت که در اجرای تردید حرفه ای توسط حسابرسان، حسابرسانی که از توانمندی ذهن خوانی بیشتری برخوردار هستند، حسابرسی را با کیفیت بهتری انجام می دهند. یافته های پژوهش حاضر، مبنی بر تأثیر مثبت نظریه ذهن بر سطوح تردید حرفه ای، دستاورد مهمی است برای جامعه حسابداران رسمی کشور و سازمان حسابرسی تا در استخدام و به کارگیری حسابرسان توانمندتر و در نتیجه، اِعمال سطوح بالاتری از تردید حرفه ای به آن ها کمک کند؛ زیرا مؤسسه های حسابرسی و سازمان حسابرسی، در جذب و به کارگیری نیروی متخصص در حسابرسی، می توانند «توانمندی ذهن خوانی» افراد پذیرفته شده را بسنجند و افرادی را جذب و استخدام کنند که از توانمندی ذهن خوانی بیشتری برخوردارند و در نهایت، موجب افزایش کیفیت حسابرسی شوند.
۱۱۷۰.

Optimizing HRM Practices and Decision-Making Quality through Big Data Quality Components(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۹
This research aims to examine the impact of Big Data Quality (BDQ) components, including completeness, accuracy, format, and currency, on Big Data-driven Human Resources (BDHRP) management practices and Decision-Making Quality (DMQ) from the viewpoint of HR managers. It also seeks to identify the most impactful components among completeness, accuracy, format, and currency in the context of BDHRP and DMQ. A survey of HR professionals in 108 French organizations deploying Big Data Analytics systems revealed positive relationships between BDQ, BDHRP, and DMQ. Statistical analyses conducted with the Partial Least Squares Structural Equation Modeling (PLSEM) method showed a positive relationship between BDQ components and BDHRP, with currency and accuracy emerging as the most influential factors. Additionally, a strong positive relationship was found between BDQ components and DMQ, with currency and accuracy leading the way. The research also found a significant connection between BDHRP and DMQ, further underscoring the importance of effective HRM practices in enhancing decision-making quality. These findings contribute significantly to understanding the crucial role played by big data quality in BDHRP and decision-making, highlighting the potential for organizations to improve outcomes by focusing on currency and accuracy-related concerns. In practical terms, this research offers insights that can guide data quality practices, resource allocation, and strategic decision-making within organizations.
۱۱۷۱.

بررسی اصلاح ساختار بودجه مبتنی بر گزارشات تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۳۶۶
باتوجه به اصل (55) قانون اساسی، گزارش تفریغ بودجه عامل اساسی اعمال جایگاه نظارتی مجلس شورای اسلامی بوده و این گزارش مبنای مناسبی برای ارزیابی عملکرد دولت و شاخصی برای نظارت و شفافیت مالی، ایجاد انسجام در مدیریت مالی، ثبات و حفظ تعادل اقتصادی و اصلاحات بودجه ریزی محسوب می گردد، در راستای تحقق هدف این پژوهش، از روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا به بررسی گزارش های تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشورر استفاده گردید. جامعه آماری مجموعه اسنادی است که با سوال و متغیر پژوهش ارتباط دارد و نمونه اسناد مورد بررسی در پژوهش حاضر گزارش های تفریغ بودجه چهار سال اخیر (سال های 1399-1402) می باشد و پس از اطمینان از روایی و پایایی نتایج تحقیق توسط جمعی از خبرگان ذیربط، مدل مفهومی اصلاح ساختار بودجه مبتنی بر گزارشات تفریغ بودجه دیوان محاسبات کشور پیشنهاد گردید. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که مولفه های اشاره شده بر تأمین منابع پایدار، مصرف اثربخش اعتبارات، ثبات اقتصادی و اصلاحات نظام -بودجه ریزی موثر بوده که تمامی این موارد از شاخص های اصلی اصلاح ساختار بودجه می باشد.
۱۱۷۲.

بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران با نقش تعدیل گری تداوم فعالیت و گزارشگری شرکتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران با نقش تعدیل گری تداوم فعالیت و گزارشگری شرکتی می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی بوده و از آنجایی که در پژوهش حاضر وضعیت موجود متغیرها با استفاده از جمع آوری اطلاعات، از طریق اطلاعات گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، در ردیف مطالعات توصیفی و از نوع پس رویدادی گنجانده می شود. در مسیر انجام پژوهش، سه فرضیه اصلی تدوین و 120 شرکت از طریق نمونه گیری به روش حذف سیستماتیک برای دوره زمانی 10 ساله بین سال 1397 تا 1402 انتخاب شده و داده های مربوط به متغیرهای پژوهش بعد از گردآوری در نرم افزار اکسل با استفاده از نرم افزار آماری ایویوز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان داد: بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین تداوم فعالیت بر رابطه بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران تاثیر مستقیم دارد؛ و گزارشگری شرکتی بر رابطه بین حاکمیت شرکتی و گرایش احساسی سرمایه گذاران تاثیر مستقیم دارد.
۱۱۷۳.

Presenting a Model of Organizational Vitality Through a Positive Organizational Behavior Approach in the Era of Digital Management: A Meta-Synthesis Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۰
Purpose : This study aims to develop a model of organizational vitality through a positive organizational behavior lens for the digital management era, utilizing a meta-synthesis approach. Method : A comprehensive search of various databases was conducted using keywords related to organizational vitality and positive organizational behavior, informed by data mining techniques. The initial search yielded 2,151 publications from 2011 to 2019. Following a systematic screening process, 1,468 works were excluded based on title, 429 based on abstract, and 217 based on a full-text review, as they did not align with the study's purpose and research questions. Consequently, 37 publications that were pertinent to organizational vitality and positive organizational behavior in the context of digital management were selected for in-depth analysis via meta-synthesis. Findings : A meticulous review of the selected sources led to the extraction of components and indicators constituting organizational vitality within the framework of positive organizational behavior in the digital management context. The resultant model is organized into 2 overarching concepts, 16 distinct components, and 123 specific indicators. Conclusion : The findings from prior research were systematically evaluated and analyzed using a qualitative research approach and a seven-step meta-synthesis methodology grounded in data mining. This process culminated in the proposed integrative model.
۱۱۷۴.

شناسایی متغیرهای کلیدی و سناریوهای حکمروایی هوشمند شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۸
مقدمه شهرهای معاصر به دلیل رشد سریع و بی برنامه با چالش هایی نظیر آلودگی هوا، ترافیک، ساخت وسازهای غیررسمی و هزینه های بالای زندگی مواجه شده اند؛ در پاسخ، بسیاری از دولت های محلی در جهان به سیاست ها و برنامه های «شهر هوشمند» روی آورده اند. ظهور شهرهای هوشمند که از هم گرایی فناوری های پیشرفته اطلاعات و ارتباطات نشئت می گیرد، فرصت ها و راه حل های متعددی برای مواجهه با مسائل شهری مدرن فراهم کرده است. شهر هوشمند به عنوان الگویی فناوری محور، ظرفیت قابل توجهی برای مقابله با مشکلات زیست محیطی، ارتقای بهره وری، توسعه اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی دارد و از همین رو، مورد توجه دولت ها، شهرداری ها، دانشگاه ها و رسانه ها قرار گرفته است. در این میان، «حکمروایی هوشمند» به عنوان یکی از ابعاد بنیادین و پیشران در تحقق شهر هوشمند، نقش کلیدی در سازماندهی و هماهنگی ذی نفعان و فعال سازی سایر ابعاد توسعه هوشمند ایفا می کند، چراکه تحقق شهر هوشمند فقط وابسته به نوآوری های فناورانه نیست، بلکه به حکمروایی هوشمند به عنوان سازوکار کلیدی برای توسعه سایر ابعاد شهری نیاز دارد. در تهران با وجود علاقه فزاینده به فرایندهای حکمروایی هوشمند در سطوح محلی و ملی، بهره برداری کامل و بهینه از ظرفیت های تحول آفرین این رویکرد هنوز تحقق نیافته است. بر همین اساس، هدف اصلی این تحقیق با استفاده از رویکرد آینده پژوهی شناسایی متغیرهای کلیدی تأثیرگذار بر حکمروایی هوشمند شهر تهران و آینده های احتمالی (سناریوها) در این زمینه است. بدیهی است پاسخ به این سؤالات می تواند برای پیشبرد و تحقق حکمروایی هوشمند شهر تهران در آینده مؤثر واقع شود. مواد و روش ها مقاله حاضر به لحاظ ماهیتی، توصیفی تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است که داده ها و اطلاعات مورد نیاز آن با بهره گیری از روش های آینده پژوهی و از طریق پرسش نامه ها و مصاحبه های تخصصی با کارشناسان و متخصصان حوزه مدیریت شهری و علوم مرتبط جمع آوری شده است. در این پژوهش، برای شناسایی و تحلیل متغیرهای مؤثر بر حکمروایی هوشمند شهر تهران از چارچوب تحلیلی PESTEL بهره گرفته شده که عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری، زیست محیطی و حقوقی را پوشش می دهد. همچنین، تحلیل ساختاری با استفاده از نرم افزار Micmac برای بررسی روابط و وابستگی های متغیرهای کلیدی و تعیین متغیرهای اصلی انجام شده است. در نهایت، توسعه سناریوها با استفاده از روش ارزیابی اثرات متقابل انجام شده است. یافته ها ابتدا نوزده متغیر در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری، حقوقی و زیست محیطی شناسایی شدند. در نتیجه تحلیل ساختاری، تمرکز به چهار متغیر کلیدی با بیشترین تأثیرگذاری شامل رویکرد حکمروایی (از بالا به پایین در مقابل از پایین به بالا)، ظرفیت تأمین مالی، آمادگی زیرساخت و فناوری و شفافیت و داده باز محدود شد. بر اساس این بینش ها، چهار سناریوی متمایز برای حکمروایی هوشمند تهران تا سال 2050 تدوین شد: (1) آتلانتیس هوشمند آینده ای شفاف و مبتنی بر نوآوری که با داده های باز، حکمروایی مشارکتی و ثبات مالی مشخص می شود؛ (2) آتلانتیس پایدار روایت یک شهر هوشمند پایدار با حکمروایی هیبریدی؛ (3) آتلانتیس در بحران شهر با حکمروایی متمرکز، نوآوری محدود و افزایش تنش های اجتماعی و (4) آتلانتیس منزوی – تهران را با حکمروایی متمرکز، و پسرفت فناوری و اقتصادی و عدم پیشرفت به سمت اهداف شهر هوشمند را ترسیم می کند. نتیجه گیری این پژوهش با تحلیل آینده نگر حکمروایی هوشمند در تهران، بر مبنای چارچوب PESTEL، رویکردهای تحلیل ساختاری و سناریونویسی، به شناسایی عوامل کلیدی تأثیرگذار بر مسیر تحول شهر هوشمند پرداخته است. این مطالعه رویکرد حکمروایی را به عنوان یک عامل تعیین کننده محوری در موفقیت حکمروایی هوشمند تأیید می کند و بر ضرورت تکامل از مدل های متمرکز و از بالا به پایین به سمت چارچوب های مشارکتی فراگیرتر و تقویت متقابل بین شفافیت، داده های باز و اعتماد شهروندان به عنوان یک اصل اساسی برای حکمروایی هوشمند تأکید می کند. همچنین، علی رغم شناخت جهانی نسبت به حکمروایی مشارکتی، پیاده سازی این مدل ها در بسترهای نوظهور همچون تهران با موانع بومی سیاسی، اقتصادی و نهادی مواجه است. مطابق با تحقیقات قبلی در مورد شهرهای هوشمند در اقتصادهای نوظهور، یافته ها بر چالش های مالی و زیرساختی به عنوان محدودیت های اساسی که تهران باید به آن ها بپردازد، تأکید می کنند. به خلاف مدل های ایده آل موجود که برای بافت های شهری پیشرفته توسعه یافته اند، این تحقیق درک حساس به بافت متناسب با واقعیت های اجتماعی - سیاسی تهران ارائه می دهد. آینده حکمروایی هوشمند تهران نه تنها به نوآوری های فناوری، بلکه به اصلاحات ساختاری، همکاری چندجانبه ذی نفعان و سیاست گذاری تطبیقی نیز وابسته است. در نهایت، در این تحقیق برای کشف مسیرهای بالقوه آینده، با استفاده از روش تحلیل تأثیر متقابل و بر اساس متغیرهای کلیدی 4 سناریو روایت شده است. سناریوهای تدوین شده، بینش استراتژیک و ابزارهای آمادگی را در اختیار سیاست گذاران قرار می دهند تا پیچیدگی های شهری در حال تحول شهر را بهتر درک کنند. سناریوهای به دست آمده پیش بینی نیستند؛ بلکه با هدف جرقه زدن تخیل و به ذهن آمدن پیامدهای احتمالی در آینده روایت شده اند. آینده احتمالاً ترکیبی از هر 4 سناریو خواهد بود و حتماً سناریوهای دیگری وجود دارد که ما در نظر نگرفته ایم. ما در عصری از تغییرات بی ثبات جهانی زندگی می کنیم. با توجه به اینکه اقتصادهای سراسر جهان در نوسان هستند و فناوری های جدید به سرعت در حال ظهور هستند، شهرها برای دستیابی به حکمروایی مؤثر و توسعه پایدار با چالش های بی سابقه ای مواجه اند. رویارویی با مسائلی مانند تغییرات آب وهوایی، از دست دادن تنوع زیستی و بحران های بهداشتی، به ارزیابی مجدد سیاست ها و استراتژی های برنامه ریزی شهری نیاز دارد که سیستم های شهری سازگار و احیاکننده را ارتقا می دهند. برای دستیابی حکمروایی هوشمند به پتانسیل کامل خود، اقدامات قاطع مورد نیاز است. در حالی که مسیر تحول دیجیتال فراگیر بدون موانع نیست اقدام جسورانه و استراتژیک، شکستن موانع و اولویت دادن به انعطاف پذیری و همکاری بین سازمانی می توانند شکاف بین خدمات عمومی و نیازهای درحال توسعه شهروندان را پر کند و دوره جدیدی از اعتماد و مسئولیت پذیری را تسهیل کنند. البته در نهایت حکمروایی هوشمند نه یک راه حل جادویی برای تمام مشکلات و نه شهر هوشمند تصویری آرمانی و بی نقص است، بلکه این رویکرد ابزاری است که با نقش آفرینی به عنوان یک کاتالیزور، به تغییر شکل مدیریت شهری برای توانمندسازی و بهبود خدمات جامعه کمک می کند. هدف نهایی نیز استفاده از این راهکار برای ارتقای کیفیت زندگی شهری و کاهش مشکلات و چالش های پیشروی شهرهاست. با درک این پیچیدگی ها، تهران می تواند با حرکت در مسیر شهر هوشمند با حکمروایی هوشمند در آینده خود را به عنوان یک شهر مترقی که هم به رفاه انسان و هم به سلامت محیطی پاسخ می دهد، قرار دهد. بر اساس مطالعه انجام شده توصیه می شود به سمت مدل توسعه ای که پیشرفته تر و مؤثرتر از مدل هایی است که تا به امروز با اقدامات بسیار پراکنده مشخص شده اند، همگرا شویم.
۱۱۷۵.

شناسایی و رتبه بندی کاربردهای هوش مصنوعی ارتقادهنده کیفیت خدمات بیمه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۱
در عصر حاضر تأثیر هوش مصنوعی در همه صنایع ازجمله صنعت بیمه بر کسی پوشیده نیست. بهره گیری از هوش مصنوعی به صنعت بیمه کمک می کند تا خطرات مختلف را پیش بینی کرده و به این ترتیب برنامه های مناسب برای مدیریت آن را اجرا کند. تحقیق حاضر باهدف شناسایی و رتبه بندی کاربردهای هوش مصنوعی ارتقادهنده کیفیت خدمات بیمه ای انجام شد. سازمان تأمین اجتماعی به عنوان موردمطالعه انتخاب شده است. این تحقیق بر اساس هدف کاربردی است و به لحاظ ماهیت و روش از نوع تحقیقات اکتشافی است و ازلحاظ زمانی پژوهش تک مقطعی است. ابتدا با استفاده از ادبیات موضوع کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در صنعت بیمه استخراج شده و در گام دوم این داده ها با نظر خبرگان تکمیل شده و در مرحله بعد با استفاده از ابزار پرسشنامه و روش تصمیم گیری چند شاخصه رتبه بندی شاخص ها انجام شده است. برای تحلیل داده ها، ابتدا از روش فار برای وزن دهی شاخص ها استفاده شده، سپس ماتریس تصمیم تشکیل شده و با استفاده از روش مارکوس، گزینه ها رتبه بندی شد. طبق نتایج پژوهش از میان کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت بیمه گروه «تحلیل داده ها و پردازش و تجزیه» رتبه یک و «خدمات مشتری» رتبه سه و «امنیت سایبری» و «اتوماسیون» هر دو رتبه چهار را به خود اختصاص دادند. لذا این پژوهش نیز توجه به آماده سازی زمینه برای تحلیل داده های حجیم را برجسته می سازد.
۱۱۷۶.

الگوی جدید بهبود سطح هشداردهی حسابرسان مستقل در ایران با استفاده از تئوری زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۰
موضوع وهدف مقاله :هدف اصلی مقاله حاضر ارایه مدلی برای تعیین عوامل مؤثر بر هشداردهی حسابرسان مستقل با استفاده از تئوری زمینه ای در ایران می باشد، لذا ، ابتدا عوامل مؤثر بر هشداردهی حسابرسان مستقل در ایران شناسایی گردید؛ سپس مدلی جهت تبیین این عوامل مؤثر ارائه شد. روش پژوهش : پژوهش حاضر با توجه به ماهیت، از نوع پژوهش های کاربردی و ازنظر روش نیز در زمره پژوهش های کیفی است . جامعه مشارکت کنندگان شامل مدیران عامل، مدیران ارشد وفنی و اساتید دارای زمینه علمی مرتبط بود، که با استفاده از روش نمونه برداری هدفمند، 13 نفر بعنوان نمونه مشارکت کننده انتخاب شدند یافته های پژوهش : به منظور اجرای مراحل اصلی پژوهش از روش مصاحبه و جهت تجزیه و تحلیل مصاحبه ها از نرم افزار مکس کیودا استفاده شد و در مرحله کدگذاری باز، 106 کد اولیه استخراج گردید که در 8 مقوله اصلی، 10 راهبرد و 4 پیامد زیرکه حاصل بهبود هشداردهی حسابرسان مستقل هستند، دسته بندی شد: 1)افزایش اطمینان حسابرس برای حفظ جایگاه سازمانی 2) تقویت و حفظ منافع عمومی 3) تقویت اخلاق و رفتار حرفه ای 4 ) افزایش کیفیت گزارش نتیجه گیری ، اصالت و ارزش افزوده آن به دانش : در این پژوهش ، عوامل( "فردی و شخصیتی حسابرس"، " شغلی و حرفه ای حسابرس" و " قانونی و مقررات") بصورت مستقیم و عوامل (مدیریتی، محیطی ،ذینفعان ، سازمانی و عوامل مربوط به سهامداران وحرفه حسابرسی) بصورت غیرمستقیم بر هشداردهی حسابرسان اثرگذار هستند.
۱۱۷۷.

مرور حیطه ای ابزارهای اقتصادی-نظامی در جنگ های آمریکا: نگاهی به لیبی، سوریه، عراق و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۵
بازی جنگ آمریکا در منطقه آسیا به عنوان یکی از مهم ترین و پیچیده ترین ابعاد سیاست بین الملل معاصر، تحت تأثیر تحولات تاریخی، اقتصادی و نظامی قرار دارد. ازاین رو هدف از این تحقیق تعیین ابزارهای اقتصادی-نظامی در بازی جنگ آمریکا است. روش مورد استفاده در این تحقیق، مروری حیطه ای است که با بررسی پیشینه پژوهش ها در محدوده زمانی 1995-2024 و با استفاده از پایگاه های اطلاعاتی معتبر در چارچوب ۶ مرحله ای آرکسی و اومالی، به جمع آوری و تحلیل دقیق اطلاعات پرداخته شده. یافته ها نشان داد: الگوی "بازی جنگ" ایالات متحده برای ایران به وضوح با الگوهای مشابهی که در مورد کشورهای عراق، سوریه و لیبی مشاهده می شود، مطابقت دارد. این الگو شامل مراحل مشابهی از تحریم های اقتصادی، حملات سایبری و تهدیدات یا حملات نظامی است. در نتیجه این رویکرد نشان دهنده یک سیاست خارجی جامع و سیستماتیک است که در کشورهای مختلف قابل مشاهده است و می تواند به درک بهتر از تحولات جهانی کمک کند. با تحلیل این الگو، کشورها و تحلیلگران می توانند به پیش بینی رفتارهای ایالات متحده و واکنش های احتمالی خود در برابر این سیاست ها بپردازند و استراتژی های مناسبی برای مقابله با این تهدیدات طراحی کنند. این درک می تواند به کشورهای هدف کمک کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، از تأثیرات منفی این سیاست ها کاسته و به تقویت امنیت و ثبات داخلی خود بپردازند.
۱۱۷۸.

طراحی مدل مطلوب ارتباطات انگیزشی در سازمانهای دولتی (مورد مطالعه: دانشگاه های علوم پزشکی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
این تحقیق با هدف طراحی مدل مطلوب ارتباطات انگیزشی در سازمانهای دولتی انجام شده است. روش تحقیق از نوع آمیخته می باشد. استراتژی تحقیق، از نوع تحلیل مضمون می باشد. مشارکت کنندگان ، 12 نفر از مدیران دانشگاه های علوم پزشکی و اساتید رشته رفتارسازمانی می باشند که با توجه به اشباع نظری ، مصاحبه با آنها انجام شده است. روش نمونه گیری، گلوله برفی بوده است. یافته های تحقیق شامل ابعاد منابع اطلاعاتی، فرستنده، محتوای انگیزشی، مجرا (کانال ارتباطی)، بازخورد اثربخش، گیرنده، خروجی (پیامد)، کنترل پارازیت می باشد. مضمون فراگیر منابع اطلاعاتی شامل شفافیت، اعتبار، به روز بودن، چندمنظوره بودن می باشد. مضمون فراگیر فرستنده شامل عوامل انسانی، عوامل روان شناختی، عوامل سازمانی می باشد. مضمون فراگیر محتوای انگیزشی شامل محتوای انگیزش وظیفه ای، اجتماعی، ابتکاری هستند. مضمون فراگیر مجرا شامل مجراهای نوشتاری، دیجیتالی، غیرکلامی و کلامی هستند. مضمون فراگیر بازخورد اثربخش شامل بازخورد اصلاحی و به موقع هستند. مضمون فراگیر گیرنده شامل اعضای هیئت علمی، دانشجویان، مدیران، کارکنان هستند. مضمون فراگیر خروجی شامل بهبودعملکرد فردی، گروهی و سازمانی هستند. مضمون فراگیر کنترل پارازیت شامل کنترل سبک ارتباطی و ترویج فرهنگ هستند.
۱۱۷۹.

مدل سازی عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی (مطالعه ای کیفی با استفاده از روش فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۸
با توجه ضرورت شناسایی عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی در قالب چارچوبی منسجم و یکپارچه، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و مدل سازی عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی طراحی و اجرا گردید. پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش در دسته پژوهش های کیفی قرار می گیرد که با روش فراترکیب انجام شد. با توجه به ماهیت روش فراترکیب، جامعه آماری پژوهش را مطالعات پیشین تشکیل می دهند که در این میان پس از جستجو و یافتن منابع موجود، از طریق بررسی و ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای منابع یافت شده نسبت به انتخاب منابع مناسب جهت انجام پژوهش به عنوان نمونه، اقدام شد. داده های لازم نیز از طریق بررسی یافته های منابع منتخب گردآوری گردید. پس از تحلیل داده های گردآوری شده، عوامل موثر بر بهره وری منابع انسانی در قالب 4 مضمون اصلی عوامل فردی (متشکل از مضامین فرعی عوامل دانشی، عوامل نگرشی و عوامل مربوط به مهارت و توانایی)، عوامل گروهی (در بر دارنده مضامین فرعی عوامل دورن گروهی و عوامل برون گروهی)، عوامل شغلی (با دو مضمون فرعی عوامل مربوط به محیط شغل و عوامل مربوط به شغل) و عوامل سازمانی (متشکل از سه مضون فرعی عوامل فرهنگی، عوامل مربوط به ساختار سازمانی و عوامل مربو ط به فرایندهای سازمانی) مدل سازی شدند. نتایج، حاکی از این واقعیت است که رفع مشکلات بهره وری منابع انسانی و یا بهبود و ارتقای بهره وری کارکنان نمی تواند موضوعی تک بعدی نگریسته شود و مدل های تک متغیره و خطی ساده از کفایت لازم جهت پاسخگویی به مشکلات و چالش های مربوط به بهره وری منابع انسانی در سازمان ها برخوردار نیستند.
۱۱۸۰.

طراحی و آزمون مدل ساختاری تفسیری چابکی سیستم اطلاعات منابع انسانی (مورد مطالعه: دانشگاه کربلا و نجف)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۸
هدف این پژوهش، طراحی و آزمون مدل ساختاری تفسیری چابکی سیستم اطلاعات منابع انسانی (مورد مطالعه دانشگاه کربلا و نجف) است. پژوهش به لحاظ هدف اکتشافی-کاربردی و به لحاظ روش، پیمایشی- توصیفی است. نوع پژوهش آمیخته است. جامعه آماری در بخش کیفی، شامل کتاب ها و سخنرانی های علمی بین سال های 2012 تا 2023 در حوزه مدل چابکی سیستم اطلاعات منابع انسانی می باشد. حجم جامعه در این پژوهش، 116 سند مورد بررسی قرار گرفت که در این بین 19 پژوهش قابل استناد است. در بخش کمّی سطح بندی (ساختاری - تفسیری) و در قسمت بررسی ابعاد مدل، گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخت انجام گردید. جامعه آماری در این بخش را کلیه کارکنان و اساتید دانشگاه نجف و کربلا تشکیل داده اند که به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شده اند. ابزار تجزیه و تحلیل داده ها به ترتیب در بحش کیفی، فراتحلیل و در بخش کمّی ISM و PLS استفاده شده است. نتایج پژوهش در بخش کیفی حکایت از آن دارد 5 بعد اصلی به همراه مؤلفه ها از مصاحبه با خبرگان استخراج شده است که ابعاد شامل امنیت، تعامل و همکاری، توسعه پذیری، انعطاف پذیری و شفافیت است. در بخش ساختاری تفسیری، ابعاد در 4 سطح قرار گرفته اند که امنیت سیستم اطلاعات منابع انسانی به عنوان تأثیرگذارترین بُعد شناسایی شده است. در بخش معادلات ساختاری، تمامی روابط ابعاد مورد تأیید قرار گرفته است و بارعاملی پژوهش نیز با اعداد بزرگتر از 4/0 مورد تأیید واقع شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان