فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۰۸۱ تا ۱۲٬۱۰۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
بعد ازحمله امریکا به عراق و سرنگونی رژیم صدام حسین، ایران، عربستان و ترکیه به عنوان سه کشور مهم منطقه سعی در افزایش حوزه نفوذ و گسترش قلمرو ژئوپلیتیکی خود در عراق داشته اند. در این میان از سویی ایران قراردارد که با قدرت گیری شیعیان در عراق با دولت جدید این کشور به نوعی همگرایی نسبی دست یافته است؛ از سوی دیگر کشورهای عربستان و ترکیه قراردارند که با توجه به منافع خود راهبردهای خاصی را در عراق جدید دنبال کرده اند. بر این مبنا پرسش اصلی که این مقاله مطرح می کند چنین است: عربستان سعودی و ترکیه در رابطه با دولت جدید عراق چه سیاست هایی را اتخاذ کرده اند و هدف اصلی آنها از اتخاذ این سیاست ها چه بوده است؟ فرضیه اصلی پژوهش حاکی از آن است که کشورهای عربستان و ترکیه در تلاش بوده اند تا با بهره گیری از شکاف های اجتماعی عراق، به ویژه شکاف های مذهبی و قومی و با اتخاذ سیاست ها و راهبردهای گوناگون، دولت جدید عراق را به چالش کشیده و حوزه نفوذ و قلمرو ژئوپلیتیکی ایران را تهدید نمایند. این مقاله با رویکردی تحلیلی-توصیفی به سیاست ها و راهبردهای دولت های تاثیرگذار منطقه ای در عراق پرداخته و با لحاظ نمودن سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی، به واکاوی تحولات عراق می پردازد. در این راستا، در سطح داخلی شکاف های اجتماعی پیچیده و ضعف دولت-ملت سازی در عراق که منجر به تاثیرگذاری بالای هویت های قومی و مذهبی در مقابل هویت ملی شده و زمینه پیوند برخی گروه های قومی مذهبی با کشورهای همسایه را ایجاد نموده، بررسی می شوند. در سطح منطقه ای، رقابت های ژئوپولیتیکی بازیگران منطقه ای با بهره گیری از عوامل داخلی عراق و در سطح بین المللی نیز سیاست قدرت های بزرگ به ویژه ایالات متحده امریکا مورد توجه قرارمی گیرد
ورود پهپادهای جاسوسی به قلمرو هوایی ایران از منظر حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده کشورها از فناوری های الکترونیکی برای جاسوسی، پدیده ای نوظهور است. هواپیماهای بدون سرنشین موسوم به پهپاد یکی از این فناوری های نوظهورهستند که بیشترین استفاده را در این زمینه داشته اند.
ایالات متحده، در سال های اخیر به دفعات از این فناوری برای جاسوسی در حریم هوایی ایران استفاده کرده است. صرف نظر از میزان موفقیت آمریکا در دستیابی به اهداف خود و واکنش های به موقع و مؤثر ایران، ارسال پهپادهای جاسوسی به قلمرو هوایی ایران با برخی قواعد عام و خاص حقوق بین الملل در تعارض است. از جمله این قواعد می توان به اصل منع مداخله در امور داخلی و ممنوعیت جاسوسی در قلمرو هوایی اشاره نمود. نقض این قواعد از سوی آمریکا می تواند موجب مسؤولیت بین المللی این کشور در برابر جمهوری اسلامی ایران گردد.
بررسی مقایسه ای مبانی متافیزیکی نظریه ی سیاسی در ایران و چین باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر کیهان شناسی عصر آگاهیِ اسطوره ای را پایه ی نخستینِ شکل متافیزیک و بنیادِ رشد یک جهان شناسی منسجم به شمار آوریم، هم در تمدن چین و هم در تمدن ایران باستان نظریه ی سیاسی با یک منظومه ی متافیزیکی در پیوند انداموار قرار گرفته است. باتوجه به شباهت های قابل توجه ی منظومه های کیهان شناسی در میان نخستین اقوام تمدن ساز هم چون چینی ها، هندی ها، مصری ها و ایرانی ها مقایسه ی مبانی متافیزیکی نظریه ی سیاسی تمدن های باستانی می تواند موضوع جالب توجهی در مطالعات حوزه ی اندیشه ی سیاسی باشد. این نوشته نگاهی فشرده و تطبیقی به مبانی متافیزیکی نظریه ی سیاسی در کیهان شناسی چین و ایران دارد. پرسش اصلی این است که در دو تمدن کهن چین و ایران نظریه ی سیاسی با مبانیِ متافیزیکی آنها چه رابطه ای داشته است و در مقامِ مقایسه این ارتباط را چگونه می توان مفهوم بندی کرد؟ این مطالعه می تواند به درک بهتر ما از سرشت اندیشه سیاسی در دوره آغازین تمدن بشر کمک کند.
زبان و سیاست؛ ابعاد عملی و راهبردی زبان در رهبری امام خمینی(ره) در فرایند انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی در ایران با یک رهبری مذهبی تأثیرگذار به پیروزی رسید. با توجه به اینکه رهبری انقلاب در تبعید به سر می برد و از همه امکانات رسانه ای و ارتباطی با مردم محروم بود، پیوند محکمی میان رهبری انقلاب و مردم برقرار شد. این مسئله در این مقاله، مبنای بررسی نسبت زبان و سیاست و کوشش برای تبیین جنبه های عملی و راهبردی زبان در رهبری امام در دوره انقلاب قرار گرفته است. در مطالعات نسبت زبان و سیاست، دو رویکرد کلی سیاست چونان امری به معرفت و نظر و سیاست به مثابه قدرت و قلمرو عمل جمعی و در جهت حفظ یا تغییر وضع موجود حاکم است. در این مقاله بر اساس رویکرد دوم و با استفاده از نظریه هایی که در آن بر قابلیت ها و کارکردهای عملی، رسانه ای، شبکه ای و بسیج کننده زبان تأکید داشته اند، ابعاد و کارکردهای اثربخش و عملی زبان در اندیشه امام خمینی(ره) بررسی شده است. یافته های این بررسی نشان می دهد که امام(ره) با داشتن تحصیلات تخصصی در سه حوزه عرفان، اخلاق و فقه و با توجه به طبقه بندی خاص خود از علوم اسلامی، بر عمل گرایی به عنوان مشترک این سه حوزه تأکید کرده و زبان را در راستای عمل سیاسی و انقلابی در این سه حوزه به کار می گیرد. بسیج گری، انتقادگری و مخالفت با وضع موجود و دعوت و برانگیختن مردم به تأسیس حکومت جدید، از ابعاد کارکردی زبان در رهبری امام است.
تاثیر هوش اجتماعی بر کارآفرینی اجتماعی مدیران بسیج استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تبیین تاثیر هوش اجتماعی برکارآفرینی اجتماعی مدیران بسیج استان چهارمحال و بختیاری پرداخته است. طرح آن از نوع توصیفی بوده که به روش همبستگی انجام گرفته است. جامعه آماری آن را کلیه مدیران بسیج استان چهارمحال و بختیاری که تعداد آنها 80 نفر می باشد، تشکیل می دهد که از بین آن تعداد 64 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده است. ابزار اندازه گیری بکار رفته در این پژوهش پرسشنامه هوش اجتماعی ترمسو(2001)و کارآفرینی اجتماعی دس(1998) می باشد، که روایی محتوایی آن مورد تایید متخصصان قرار گرفته و پایایی آن به روش آلفا کرنباخ محاسبه و برای متغییر های تحقیق بالاتر از 70/ به دست آمد. برای تحلیل اطلاعات نیز از آزمون t، همبستگی و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داده است که میزان برخورداری مدیران بسیج استان چهارمحال و بختیاری از ابعاد و مولفه های هوش اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی بالاتر از میانگین متوسط است؛ بین تمامی مولفه های هوش اجتماعی(پردازش اطلاعات اجتماعی، مهارت اجتماعی، آگاهی اجتماعی با کارآفرینی اجتماعی (عامل تغییر، ایجاد حس مسئولیت پذیری، فعالیت بدون محدودیت، حضور در فرایند، شناخت فرصت، ترسیم اهداف، خلق مکانیزم) رابطه معنا دار وجود دارد؛ همچنین بین مدیران بسیج استان چهارمحال و بختیاری بر اساس هوش اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی به لحاظ جنسیت، گروه سنی و تحصیلات تفاوت معناداری وجود ندارد
انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسلام سیاسی اصطلاحی است مربوط به قرن معاصر که در برابر اسلام سنتی پدید آمده است. در این مقوله، اسلام به عنوان هویت مرکزی با نقش کارکردگرایانه در متن سیاست واقع می شود و نظم اجتماعی را با تمام ملزومات آن نظریه پردازی می کند. این پدیده، امروزه صرفاً در حوزه ی انتزاع نیست، بلکه قابلیت های خود را در عمل سیاسی نیز نشان داده است. کنش گران سیاسی اسلام گرا در دهه های اخیر نه تنها بر روندهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و امنیتی محیط شان تاثیر گذاشته اند، بلکه سیاست های جهانی را نیز وادار به سطحی از کنش چالشی کرده اند. عوامل مختلفی در سرعت گیری عمل گرایانه ی اسلام سیاسی دخیل بود، که می توان به پدیده هایی مانند مسأله ی فلسطین، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اشغال افغانستان، فروپاشی شوروی، حادثه ی 11 سپتامبر و بهار عربی اشاره کرد. البته، درست است که اسلام سیاسی در قالب یک پارادایم کلی در برابر پارادایم های دیگر قرار می گیرد، اما تحولات درون پارادایمی آن بسیار مهم و قابل توجه است. بدین معنا که، به رغم ارجاع مشترک قرائت اسلام سیاسی به یک منبع دینی، در عمل برون دادهای اجتماعی و فرهنگی نسبتاً متفاوتی در قبال نوع مواجهه با جهانی شدن، مدرنیته، سکولاریزم، نظم نوین جهانی، آمریکاگرایی، اروپا محوری، غرب ستیزی و... داشته و دارند. این نحله های جامعه شناختی خاص از اسلام سیاسی و سیاست فرهنگی متناظر با آن، دست کم توانسته است در قالب شکل بندی های اجتماعی و سیاسی چند گانه متجلی شود. در این مقاله با سه روش توصیفی، تحلیلی و تبیینی انواع مدل های اسلام سیاسی، قالب های فکری و ساختار و کارگزاران آن ها توصیف و ضمن تحلیل روابط، مؤلفه های درونی و برون دادهای کارکردی آن ها، ماهیت اندیشه ای و تعامل آن با سیاست جهانی تبیین شده است.
برندسازی و بازاریابی سیاسی؛ الگویی جدید برای توسعه ارتباطات سیاسی مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۵ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴
915 - 936
حوزههای تخصصی:
امروزه تصویر و دلالت های ضمنی متضمن آن، ذهنیت و به طور کلی برچسب خوشایند، یکی از اهداف اساسی هر سازمان، شخص یا حرفه ای است. به طور کلی، تبلیغات سیاسی و مدیریت تصویر سیاسی یکی از اصول اساسی دموکراسی های رایج و مدرن بوده است. طرح ریزی تصویری عمومی، نیاز به کنترل دقیق اطلاعات دارد. مفهوم برندسازی در بازاریابی که به معنای عمومی برچسب خوردن کالا و شناخته شدن محصول تولیدی توسط آن برند است، نیز بر اساس همین معانی وارد چرخه علوم سیاسی و متعاقباً بازاریابی سیاسی- انتخاباتی شده است. تمرکز اصلی این مقاله نیز تشریح تغییر الگوی ارتباطات سیاسی با استفاده از مفهوم سازی برندسازی و بازاریابی سیاسی است. بر همین اساس، این مقاله ضمن توضیح این دو مفهوم، بر این امر تأکید می کند که این دو مفهوم معنایی جدید از سیاست تولید می کند که سبب تغییر الگوهای قدیمی ارتباطات سیاسی سخت افزاری و گسترش مشارکت می شود. در واقع، خروجی اساسی برندسازی و بازاریابی سیاسی، تولید و گسترش معنای مشارکتی سیاست در جوامع مدنی است.
التزام سیاسی در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در حوزه اندیشه سیاسی، ریشه یابی مسئله التزام سیاسی و توجیه التزام در برابر دستورات حاکم، علی رغم بهره مندی انسان از آزادی اولیه است. نویسندگان غربی، نظریات خود را بر مبنای لزوم التزام نسبت به قراردادها و التزام در برابر تعهدات مشترک بنیان نهاده اند. این نظریات نتوانسته است برای تعارض و تزاحم التزامات در درون یک جامعه سیاسی و بین جوامع و نظام های سیاسی راه حل جامعی ارائه دهد. مبتنی بر مبانی فقه امامیه، خداوند مصدر همه التزامات است، و التزام سیاسی که التزام در برابر حاکمان مشروع است، یا به نصب الهی یا به واسطه قراردادی که انسان با حاکم در قالب بیعت یا انتخابات منعقد می نماید، محقق می شود. در فقه امامیه وجود ضوابط معین در همه التزامات که آن ها را به التزام در برابر اوامر الهی هدایت نموده است، موجبات حل تعارض و تزاحم التزامات را فراهم می آورد؛ و تبعیت از دستورات حاکم عادل را که در طول تبعیت الهی است، توجیه پذیر می نماید. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی در مقام تبیین منبع التزام سیاسی و وجه هماهنگی التزام سیاسی با دیگر التزامات و راه حل فقه امامیه برای مدیریت تزاحم و تعارض التزامات و جلوگیری از تخلف التزامات می باشیم.
اخلاق سیاسی در گفتمان انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شناسایی و تعریف اخلاق سیاسی در چهار مفهوم ملکات باطنی سیاستمداران، قواعد و ضوابط شکل گرفته در حوزه سیاست، نظریه های سیاسی، و آنچه به مثابه علم اخلاق سیاسی تلقی می شود با دو رویکرد نظری و کاربردی قابل فهم و تحقیق است. هر کدام از این دو رویکرد، در نسبت سنجی بین اخلاق و سیاست، در معرض چهار نظریه است: جدایی اخلاق از سیاست، دو سطحی بودن یا تبعیت آن دو از هم یا نظریه پیوند و یگانگی اخلاق و سیاست است. اگر به نظریه پیوند معتقد باشیم و بپذیریم که دانشی به نام اخلاق سیاسی وجود دارد، باید به سراغ اصول و قواعد آن و کارکردهای آن در جامعه مدنی برویم. تحقیق حاضر بر پایه پذیرش هویت معرفتی اخلاق سیاسی به قواعد و اصول و کارکردهای تهذیبی، ترفیعی، تنظیمی، تدبیری، تعلیمی، تثبیتی، ترمیمی، تأمینی و تحکیمی آن اشاره کرده است. ماهیت معنوی و اخلاقی انقلاب اسلامی و نقش آن در احیاء اخلاق سیاسی، بر مبنای این رویکرد، قابل توضیح است.
روان شناسی سیاسی شاه سلطان حسین ونقش آن در فروپاشی صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روان شناسی سیاسی شا هسلطان حسین، آخرین پادشاه سلسله صفوی، هدف این نوشتار است
که در آن سعی شده است با تدارک یک سامانه نظری ترکیبی، ابعاد شخصیت وی تا حد
امکان به تصویر کشیده و ارتباط روحیات و شخصیت پادشاه با فروپاشی صفویه به طور
خاص بررسی شود. فرضیه آن است که فروپاشی صفویه علل دور و نزدیکی داشته و از عوامل
گوناگون ساختاری، نسلی و بین المللی متأثر بوده است، اما شخصیت روانی شا هسلطا نحسین
شرط کافی و حلقه تکمیلی تقارن عوامل فروپاشی بوده است. تربیت دوره کودکی، اضطراب
پسرکشی پادشاهان صفوی، ضعف تربیت سیاسی جانشینان و ول یعهدان، پرهیز مفرط از
خشونت، سیاس تگریزی، مهرطلبی و تحول نسلی از جمله نکات درک اولیه از روان شناسی
سیاسی شا هسلطان حسین صفوی است
تعارض گفتمانی مبانی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
مشروطه و روشنفکران: دموکراتیزاسیون یا لیبرالیزاسیون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۶ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۴
70 - 98
حوزههای تخصصی:
بررسی تاریخ و اندیشه سیاسی معاصر ایران بدون توجه به مفهوم روشنفکری، به نظر؛ کاری عبث جلوه می کند. شکست ایرانیان از روس ها باعث شد تا روشنفکران ایران اندیشیدن پیرامون عقب ماندگی را آغاز کنند. بنابراین، مسئله انحطاط، زوال و عقب ماندگی تمدن ایرانی یا ایرانی- اسلامی مورد واکاوی قرار گرفت. پاسخ ها به پرسش چرایی این وضعیت متفاوت و گاه متعارض بود. در این پژوهش تأملات نظری سه روشنفکر(آخوندزاده، ملکم خان و طالبوف) در خصوص رابطه دولت با جامعه، حدود قدرت دولت و بافت و ساخت قدرت آن، در قالب دو مفهوم دموکراتیزاسیون و لیبرالیزاسیون بررسی شده است.
تأثیر منازعات داخلی سوریه و عراق بر مجموعه امنیتی خاورمیانه (2011- 2015)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه از آن دسته مناطقی است که بیشتر از آنکه دارای همگرایی منطقه ای باشد، مشخصه دائمی آن منازعه و کشمکش است. ازجمله بحران ها و منازعات در این مجموعه امنیتی، منازعات داخلی سوریه و عراق است که می تواند بر روند و تکامل مجموعه امنیتی خاورمیانه تأثیرگذار باشد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر منازعات داخلی سوریه و عراق بر تکامل مجموعه امنیتی خاورمیانه است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که منازعات داخلی سوریه و عراق منجر به شکل گیری زیرمجموعه ای بزرگ تر با ادغام زیرمجموعه های شامات و خلیج فارس در قالب یک زیرمجموعه واحد شده است. این روند نتیجه پیوند عمیق پویش های امنیتی بین این دو زیرمجموعه است. در سطح روابط دولت با دولت این منازعات باعث بازسازی و تقویت الگوی پایدار منازعه و رقابت ایران با دولت های سنی خلیج فارس به خصوص عربستان سعودی در قالب تقابل دو محور متضاد شده، ولی در کنار این الگو شکل گیری الگوی رقابت درون ائتلافی در بین دولت های سنی منطقه به ساخت اجتماعی جدید مجموعه امنیتی اضافه شده است. این منازعات باعث تعامل بیشتر پویش های امنیتی سطح منطقه ای با سطح جهانی شده است
واکاوی تأثیر سلاح های خودکار بر صلح و امنیت بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۲۹ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۵)
35 - 56
حوزههای تخصصی:
از دوران پس از جنگ سرد تا به امروز فرایند خلع سلاح و کنترل تسلیحات، بخش عمده تمرکز خود را بر سلاح های کشتارجمعی (هسته ای، شیمیایی و بیولوژیک) متمرکز کرده است. اهمیت فراوان این نوع سلاح ها در سطح بین الملل موجب شده که بیشتر توجه جریان خلع سلاح و کنترل تسلیحات به آنها معطوف شود و کمتر به سلاح های متعارف یا استفاده غیرانسانی از سلاح های متعارف به ویژه سلاح های خودکار یا ربات های هوشمند که وجه تمایز آنها با دیگر سلاح ها در دارا بودن عنصر «هوش مصنوعی» است، پرداخته شده است. در همین راستا با توجه به تجربه جنگ های دهه آغازین قرن 21، تأثیر و اهمیت فزاینده این نوع سلاح ها در توازن نظامی کشورها و جنگ های احتمالی آینده، ضرورت ایجاب می کند که این موضوع مورد بررسی و مداقه بیشتری قرار گیرد. پرسش اصلی این پژوهش این است که به کار گیری هوش مصنوعی در تسلیحات نظامی چگونه می تواند صلح و امنیت بین المللی را به مخاطره بیندازد؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که کاربرد هوش مصنوعی در زمینه های نظامی ازجمله سلاح های خودکار با وجود برخی ابعاد مثبت احتمالی آنها منجر به تهدید و نقض صلح و امنیت بین المللی می شود. در این پژوهش روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
Maritime Political Geography: Iran’s legal dilemma in the Caspian Sea ends up in geographical certainties for all(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this, the concluding episode of the series of our studies into Caspian political geography, I will try to discuss, after briefly assessing the background to what has been known in the past twenty years as ‘the legal regime’ of the Caspian Sea, the latest development in Iran’s perspectives of the shaping of maritime political geography. In the 1990s, as the world order began to shift, following the collapse of the Soviet Union, the Caspian Sea’s position in global geopolitics also changed. In debates over geo-legal delimitation of the Caspian Sea in the wake of the Soviet collapse, Iran articulated a position sometimes identifiable with Russia’s initial approach—that the Caspian Sea should be a condominium or an ‘area of common use’ for the littoral states. In late 1996 Tehran argued that the Soviet-Iranian treaties of 1921 and 1940 should determine the legal status of the Caspian Sea as a condominium. Slow progress in hammering out a legal regime on that basis was almost brought to an end for Iran in mid-1990s as outside influence increased over the Caspian oil resources pertaining to states other than Russia and Iran. By 1998 Iranian government shifted its position to a complete curve up of the sea in equal shares for the five coastal states. In May and September 2002, Russia signed protocols demarcating its relevant maritime areas of the Caspian Sea with Kazakhstan and Azerbaijan, respectively. Meanwhile, academic delegates from the Caspian littoral states in an international seminar at Mazandaran University on the Caspian Sea - Babolsar, October 19–20, 2003 - issued a declaration, on the initiative of this author which put forward a solution on the basis of a) creation of a strip of offshore zone 25–45 miles from the coastline into the sea to allow an exclusive economic zone for each of the five littoral states, &b) creation of a common use zone in the remaining body of the sea to allow equal rights of use for commercial, navigational and other maritime activities by each of the five . In the latest development, together with the other four states, Iran signed on September 29, 2014, a declaration whereby it was agreed that: there will be two fixed zones determining the legal status of the sea: a zone of state sovereignty and a zone with exclusive fishing rights. These two zones will be 25 nautical miles: a 15 miles territorial sea for each state from their shoreline, and a 10 mile exclusive fishing zone.
کارکردهای سیاسی «نهاد مرجعیت» از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نبود احزاب سیاسی کارآمد در جامعه ایرانی در سال های بین انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، نهاد مرجعیت با توجه به خاستگاه مذهبی و پایگاه اجتماعی خود در جامعه توانست برخی از کارکردهای احزاب سیاسی را در جامعه برعهده گیرد. هرچند کارکردهای سیاسی نهاد مرجعیت در ایران، برخاسته از خاستگاه مذهبی آن است؛ اما به خودی خود وجهی بارز از فعالیت های این نهاد است. سازوکارهای اعمال قدرت در نهاد مرجعیت با نهادهای سیاسی فعال در غرب متفاوت است؛ اما این نهاد در برهه ای از تاریخ سیاسی ایران توانسته است کارکردهایی را که احزاب سیاسی در جوامع غربی ایفا می کنند را برعهده گیرد. هرچند تقلیل نقش سیاسی نهاد مرجعیت به کارویژه هایی حزبی، هدف این مقاله نیست و کارکردهای این نهاد بسیار فراتر از احزاب سیاسی است، اما می توان با ترسیم چارچوبی درباره فعالیت احزاب در جوامع غربی، فعالیت های نهاد مرجعیت را در این چارچوب بررسی کرد.
نقش دیپلماسی عمومی نوین در تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی عمومی به عنوان یکی از ابزارهای به کارگیری قدرت نرم نشان داده است که نقش و تأثیر بسزایی در تقویت و حصول منافع ملی کشورها دارد. از آنجا که یکی از محورهای اصلی در مبحث منافع ملی کشورها موضوع کسب قدرت و وجهه ملی است، لاجرم دیپلماسی عمومی کارآمد می تواند در نایل آمدن به این هدف مثمرثمر واقع گردد. امروزه، دیپلماسی عمومی به دلیل تأثیر پایدار و کم هزینه ای که در به دست آوردن اهداف سیاست خارجی می-تواند داشته باشد، به عنوان بدیلی در برابر دیگر منابع سنتی قدرت، از جمله قدرت نظامی و اقتصادی، جایگاه عمده ای در سیاست خارجی کشورها یافته است. در این میان، کشور ایران به دلیل غنای منابع ادبی، فرهنگی و تاریخی، دارای منابع بالقوه ای است که می تواند با به کارگیری این منابع، در جهت نیل به منافع خود گام بر دارد. از این رو، مقاله حاضر قصد دارد به دنبال پاسخی به این سؤال باشد که دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران چگونه در عصر جهانی شدن ارتباطات بر تأمین منافع ملی این کشور تأثیرگذار است. در پاسخ به این سؤال این فرضیه عنوان می شود که با تغییر در ماهیت قدرت و تنوع در بازیگران بین المللی و با اهمیت یافتن مؤلفه های قدرت نرم در عصر جهانی شدن و انقلاب اطلاعات، دیپلماسی عمومی نقش مهمی در تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران ایفا می کند.
تأملی بر جهانی شدن و مصرف کالاها و خدمات فرهنگی
منبع:
چالش های جهان سال اول بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
31-50
حوزههای تخصصی:
از آنجا که در رابطه با پدیده جهانی شدن رویکردهای متفاوتی وجود دارد، نگاههای گوناگونی در تحلیل و تبیین پدیده ها پیش رویمان می گشاید.به هر تقدیر با هر رویکردی که به این مقوله نگریسته شود فرصت ها و چالش های حاصل از آن را نمی توان انکار کرد. دین، خانواده، هویت در بستر تعاملات جهانی قرار گرفته است. یکی از اساسی ترین موضوعات اثرگذار در این بستر جهانی که می تواند هم به عنوان مساله ای چالش زا و هم تعدیل کننده مورد بررسی قرار گیرد، موضوع مصرف کالاهای فرهنگی است که پیامدهای بیشماری بر بدنه فرهنگ بر جای می گذارد و نیز متاثر از آن می گردد. این مقاله در صدد بررسی تهدیدات حاصل از تسلط فرهنگ بیگانه و فرصت هایی است که برای عرضه کالاها و خدمات فرهنگیدر سطح جهانی محیا شده می باشد و نیز چالش های پیش روی جامعه برای حضور حداکثری در عرصه جهانی.
امریکا و ظهور جهانی چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اواخر دهه 1980، چین از دولتی انقلابی با اهداف تجدیدنظرطلبانه نامحدود نسبت به نظم بین المللی، به دولتی با اهداف تجدیدنظرطلبانه محدود دگرگون شده است. سه دهه رشد چشمگیر اقتصادی و نوسازی تدریجی نظامی قابلیت های این دولت را برای هژمونی منطقه ای افزایش داده است. در اثر آن، چین به چالشی برای نظم منطقه ای تحت رهبری ایالات متحده در آسیا پاسیفیک تبدیل شده است و پکن رفته رفته از موضعی نیرومندتر وارد معادلات اقتصادی، امنیتی، سیاسی و مناقشات منطقه ای شده است. به طوریکه واکنش همسایگان و ایالات متحده را به عنوان حافظ نظم منطقه ای برانگیخته است. در این راستا این مقاله به طرح این فرضیه پرداخته است که ظهور چین برای نظم تحت رهبری منطقه ای امریکا در آسیا پاسیفیک مخرب دریافت شده که در پاسخ به آن ایالات متحده نقشی محوری در بازموازنه چین اتخاذ کرده است. در این پژوهش از روش تبیینی استفاده شده و نظریه موازنه منافع، راهنمای بررسی فرضیه قرارگرفته است.
تاریخ علیه جامعه، نقد پیش فرض های معرفت شناسانه طرفداران شیوه تولید آسیایی در تبیین توسعه نیافتگی تاریخی ایران
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نظریات سه تن از مهم ترین هواداران ایرانی نظریه ی شیوه تولید آسیایی پرداخته است. این پژوهشگران بر پایه این نظریه به واکاوی ریشه های تاریخی توسعه نیافتگی جامعه ایران پرداخته اند، هرچند که این نویسندگان هر یک به سهم خود افزوده هایی به روایت کلاسیک این نظریه داشته اند؛ اما همگی با پذیرش پیش فرضهای بنیادین معرفت شناسانه نظریه ی شیوه تولید آسیایی هم چون تفسیر مادی تاریخ و زیربنا بودن مناسبات تولیدی به تحقیق در وجوه مختلف تاریخ و جامعه ایران پرداخته اند. در نتیجه ساخت اقتصاد سیاسی را مهم ترین مؤلفه تأثیرگذار بر فرآیندهای اجتماعی تلقی کرده اند که تعیین کننده ی سایر وجوه زندگی است و این ساخت نیز به نوبه خود متأثر از شرایط اقلیمی ایران هم چون کم آبی و فاصله زیاد واحدهای تولیدی به وجود آمده است. چنین رویکردی جدا از آن که در تحلیل نهایی به معنای تمکین به نوعی جبر جغرافیایی است؛ در نزد این نویسندگان و به خصوص در نمونه ی کاتوزیان به جبرگرایی «تاریخ باورانه» نیز گرفتار شده است. بدین شکل که الگوی جامعه شناسی تاریخی آنان به گونه ای است که جامعه کنونی را سخت ملهم از ساختارهای ستبر تاریخی می-شناسد که گویی در طی هزاران سال تداوم داشته اند و بدین ترتیب از تاریخ «بار گرانی» ساخته اند که رهایی از دست آن را دشوار می نمایاند. این مقاله ضمن نقد این دیدگاه ها به جای جامعه شناسیِ تاریخی کلان نگر از نوع کاتوزیان، جامعه شناسی با برش های مقطعی تاریخی را پیشنهاد می کند.