انقلاب اسلامی ایران تحولات عمیقی را در ساختارهای اجتماعی، ارزش ها و مناسبات اجتماعی و جهانی به وجود آورد. بخشی از عوامل انقلاب، عوامل عینی اجتماعی بود و عوامل ذهنی و فکری نیز در بروز نارضایتی به دلیل بی توجهی به ارزش های دینی مردم و در نحوه تکوین انقلاب به جهت وجود آموزه های انقلابی و تحول گرا نقش برجسته ای داردبرخلاف اعتقاد موجود مبنی بر اینکه فرهنگ سیاسی ایران، قبل انقلاب هیچ زمینه ای را برای تحول انقلابی به وجود نیاورد، چگونه عناصر جدیدی در مولفه های فرهنگ سیاسی ایران سر بر می آورد که زمینه را برای تحول انقلابی فراهم می سازد؟ این تحقیق با بیان بازتولید وجه دینی فرهنگ سیاسی ایرانیان و تفاسیر جدید از آموزه های دینی و بهره برداری مناسب رهبری دینی از این آموزه ها به دنبال پاسخ به این سوال است.
تعامل حاکمیت ملی با حاکمیت فراملی در بستر جهانی شدن، موضوع بررسی این نوشتار است. این بررسی نشان می دهد که جهانی شدن به خودی خود حاکمیت را با تحدید مواجه نمی سازد. بلکه حاکمیت ها ضمن نگهداشت هویت ملی، یک هویت جهانی هم پیدا کرده و این دو در کنار هم می توانند همزیستی داشته باشند. جهانی شدن صرفاً از بالا نیست بلکه با شکل جدیدی از جهانی شدن تحت عنوان «جهانی شدن از پایین» هم مواجه هستیم که فشارهای «جهانی شدن از بالا» را تعدیل می سازد. نگاه تعاملی از سوی جمهوری اسلامی ایران می تواند از فشارهای حاکمیت جهانی در جهت سلبی کاسته و به طور متقابل و اثباتی بر پویش های حاکمیت فراملی تاثیرگذار باشد که نمونه آن رویکرد «گفتگوی تمدنهای» و «دیپلماسی عمومی» است.
این مقاله تلاش می کند به جای آنکه یک نظریه فراگیر و جامع را در تبیین انقلاب وانقلاب اسلامی مطرح کند، فقدان اعتبار نظری چنین رویکردی را بازخوانی مجدد برخی از پیش فرض ها ارایه شده ،برای فهم بهتر پیچیدگی جامعه نشان دهد. توجه به ابعاد ناخودآگاه نقش باورهای دینی در کنش سیاسی- اجتماعی جامعه (و دراین مقاله به عنوان یک مطالعه موردی بحث انقلاب اسلامی) در حقیقت پرداختن به حلقه مفقوده و کمتر اندیشه ای در تحولات سیاسی و اجتماعی این مرز وبوم است. نظریه ایدئولوژی در خصوص تبیین انقلاب اسلامی از سوی بسیاری از محققین از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا به عزم آنها آنچه انقلاب ایران را از گونه های دیگر انقلاب متفاوت می کند نقش اسلام و شکل گیری یک دولت اسلامی است. در این پژوهش براین نکته تاکید شد که علیرغم بیان برخی از وجوه انقلاب از سوی این نظریه پردازان، مفهوم ایدئولوژی به علت تقلیل گرایی مستتر د رآن و تلاش برای تبدیل آن به متغیری عام در تبیین تحولات سیاسی اجتماعی ایران در اکثر مقاطع تاریخی ایران ودر عین حال سیطره الگوی های سیاسی با جمعیت های خاص، از قدرت تبیین لازم برخوردار نمی باشد. داده های این پژوهش با رد ومفروضه اصلی اکثر تحقیق های انجام شده در این زمینه یعنی «دین گریزی» و «دین ستیزی» در دوران پهلوی تداوم و تاثیر این باورها را در شکل دهی فرم انقلاب بازشناسی می کند.
گسترش وسیع اطلاعات و ارتباطات در عصر حاضر زمینه را برای طرح و بررسی بیش تر رسانه ها در حکم اصلی ترین وسایل ارتباطی فراهم می کند. در این میان، رسانه های جدید نقش کانونی و محوری دارند؛ به صورتی که هر روز بر دامنة تأثیرگذاری آن ها در تحولات و بحران های گوناگون منطقه ای و جهانی افزوده می شود. مقالة حاضر در پی نقد و بررسی مقالة «دگرگونی سیاست یا ضد سیاست؟» از بری اکسفورد است که در رسانه های جدید و سیاست (2001) به چاپ رسیده است. این مقاله نیز همراه مجموعه مقالات کتاب در سال 1387 به فارسی برگردانده شده است. بر اساس این، نگارندگان هر دو نسخة زبان اصلی و ترجمه شدة آن را نقد و بررسی کرده اند. مقالة حاضر در دو بخش با عنوان های نقد درون ساختاری و نقد برون ساختاری به بررسی و نقد مقالة مذکور می پردازد. باید اذعان کرد که حوزة تأثیرگذاری رسانه در سیاست دست خوش تحولات چشم گیری شده است و امروزه رسانه های جدید و مجازی در پیش برد دموکراسی و ایجاد محدودیت برای دولت ها و نهادهای مختلف در زمینه های گوناگون نقش مهمی دارند. تحولات سال های اخیر نشان می دهد که سیاست ها تا حدود زیادی تحت تأثیر محیط های رسانه ای مجازی قرار گرفته اند و رسانه های جدید هر روز شامل تعریف جدیدی می شوند.
تداوم اقتدار دولت از یک سو و ضعف و وابستگی نسبی سیاسی جامعه از سوی دیگر ، موانع برطرف نشدنی را پیش روی روند دموکراسی در خاورمیانه قرار داده است . به همین دلیل ، هیچ کدام از سه خصیصه اصلی دموکراسی سازی - دموکراسی سازی از طریق جامعه مدنی ، توسط کناره گیری داوطلبانه رهبران سلطه جو و ایجاد شکاف در هسته یکپارچه نخبگان حاکم - نتوانسته اند به طور عمده در این ناحیه جلوه گر شوند . البته دو کشور لبنان و ترکیه استثناء واقع میشوند . در ایران ، در دوره نخست ریاست جمهوری آقای خاتمی ، به نظر میرسید که نبود هماهنگی نهادی و ایدئولوژیکی در دولت ، باعث کند شدن روند دموکراسی شود...
در این مقاله دیدگاههای مختلفی که در مورد علل و عوامل و ماهیت و چگونگی شکل گیری سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپا وجود دارد، بررسی می شود. بعضی از نظریه ها بر عوامل خارجی تاکید دارد و نقش تحولات و متغیرهای خارج از فرآیند همگرایی در اروپا را مورد بررسی قرار می دهد، و برخی دیگر، شکل گیری و تحول سیاست خارجی و امنیتی مشترک اروپا را معلول پویشها و سازوکار درونی همگرایی اروپائی و مناسبات داخلی نظام منطقه ای اروپا می داند. نوکارکردگرایان از زمره رویکردهای دسته دوم قرار می گیرند که محور اصلی بحث این نوشتار می باشند. نوکارکردگرایی می کوشد تا براساس مفروضه ها و فرضیه های خود، مهمترین علل و عوامل تعیین کننده سیاست خارجی و امنیتی اروپا را و همچنین ماهیت و ویژگیهای ساختار همکاری سیاسی – امنیتی این نهاد اروپائی را تبیین نماید. که از جمله این فرضیه ها می توان به پویشهای تسری و سیاسی شدن در قالب پویشهای درونی و بیرونی و نیز توسعه بخشی یا تسری از یک حوزه موضوعی به بخش دیگر و نقش بازیگران فروملی و فراملی مانند گروههای ذینفع، احزاب سیاسی، دیوانسالاری مرکزی اشاره کرد که به طور مجمل به تبیین آنها پرداخته می شود.
هدف اصلی این مقاله ارائه برداشتی نوین از نظریه روابط بین الملل براساس ذخیره واژگانی و محتوایی این علم در میان دانش پژوهان ایرانی رشته روابط بین الملل با رویکردی جدید به نام کاربردگرایی است. تأکید بر معنای نظریه و فرانظریه در روابط بین الملل و تعیین شاخص های کاربردگرایی متأثر از آنچه در نوشته های اخیر نظریه پردازان روابط بین الملل رویکرد عمل گرایانه به نظریه خوانده می شود، بستری پژوهشی و تحقیقی است تا با اتکا به آن رهیافت کاربردگرایی در روابط بین الملل به صورتی روشن و هدفمند بررسی شود. نگارندگان مقاله حاضر بر این باور هستند که در پژوهش ها و نوشته های محققان ایرانی روابط بین الملل می توان نشانه هایی از مفاهیم نظری جدید روابط بین الملل را یافت. کاربردگرایی و مؤلفه های آن برآیند چنین دیدگاهی است که نگاه متدولوژیک رهیافت مطالعات ایرانی روابط بین الملل را نشان می دهد.
دکتر عبدالوهاب المسیری، که یکی از متفکرین عرب میباشد، در این مقاله سعی کرده است سیر تاریخی برخورد انواع گفتمانهای اسلامی در جهان اسلام و بالاخص جهان عرب با جهان غرب و مدرنیته را بررسی و تبیین کند. وی با تقسیمبندی گفتمانهای اسلامی به سه گفتمان تودهگرا، سیاسی و فکری، برداشت خود را از مؤلفههای اساسی بحث ارائه میدهد. نویسنده معتقد است که گفتمانهای تودهای جهان اسلام، گفتمانی ناکارآمد و غیر موفق در مواجهه با جهان غرب و مدرنیسم است و برای اثبات این مطلب سعی کرده است به پارهای از مفاهیم تطبیقی و وقایع تاریخی قرن بیستم استناد کند.
بر پایه شواهد و تحقیقات معتبر علمی و دانشگاهی، در مورد وجود اسلام هراسی در بریتانیا تردیدی وجود ندارد. براساس مطالعات انجام شده، ظهور و بروز اسلام هراسی در سه حوزه عمومی، رسانه ای و دولتی قابل پیگیری است. پرسش اصلی این مقاله، سنجش و ارزیابی شکل و شدت اسلام هراسی در هر یک از این حوزه هاست و ضمن بررسی ریشه ها و زمینه های شکل گیری اسلام هراسی در بریتانیا کوشیده تا ابعاد آن را مشخص کند. به طور کلی به نظر میرسد در نوع برخورد و نحوه تعامل با اقلیت مسلمان بریتانیا سیاست های مؤثری به منظور مقابله با اسلام هراسی در هر یک از حوزه های یادشده وجود ندارد و در نتیجه سیاست های موجود، خواسته یا ناخواسته، اسلام هراسی و تبعیض علیه مسلمانان در حال گسترش است.