فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۶۱ تا ۳٬۶۸۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
در طول چند دهه اخیر، چین برای تکمیل قدرت همه جانبه خود، بر منابع پرشمار قدرت، به ویژه منابع جدید آن متمرکز شده است؛ ازاین رو، نهادهای بین المللی برای این کشور در سطح منطقه ای و بین المللی اهمیت فزاینده ای پیدا کرده اند. پرسشی که در این پژوهش در پی پاسخ گویی به آن هستیم، این است که «چرا چین، مشارکت خود را در نهادهای بین المللی افزایش داده و درصدد خلق نهادهای جدید، به ویژه نهادهای اقتصادی و مالی است؟» در پاسخ به این پرسش، فرضیه پژوهش حاضر، مبتنی بر این گزاره است که «چینی ها برای تغییر و تقویت جایگاه بین المللی خود ازیک سو و تغییر در ترتیبات امنیتی و اقتصادی جهانی ازسوی دیگر، با رویکردی غیرتهاجمی و مسالمت آمیز اقدام به مشارکت در نهادهای بین المللی و در برخی موارد، اقدام به خلق نهادهای منطقه ای و بین المللی (مانند سازمان همکاری شانگهای، بریکس، و بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیایی) کرده اند». این رویکرد که برآمده از غلبه رویکرد عمل گرایانه در سیاست خارجی چین است، سه مرحله امتناع، مشارکت، و نهادسازی در عرصه بین المللی را دربر می گیرد. روش به کاررفته در این پژوهش، توصیفی تحلیلی است که با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی انجام شده است.
روند قدرتمندی جهانی چین و سیاست موازنه ای روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روند تدریجی خیزش چین واقعیتی مهم در دهه های نخستین قرن بیست ویکم بوده و امکان جابه جایی قدرت را در آینده مطرح کرده است. به طبع پیامدهای بین المللی، منطقه ای و ملی مهمی برای دیگر قدرت های بزرگ و نیز روسیه داشته است و واکنش آن ها را به دنبال خواهد داشت. به ویژه مسئله واکنش روسیه با توجه به همسایگی با این کشور اهمیت بیشتری دارد. از این رو این پرسش ها مطرح می شود که الگوی رفتاری روسیه در قبال روند قدرتمندی چین چگونه تبیین پذیر است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که روسیه بیشتر به دنبال یک سیاست خارجی موازنه ای دو سویه با چین و غرب در یک نظام بین المللی چندقطبی است، اما به دلیل رقابت ژئواستراتژیک با غرب، سپر موشکی و گسترش ناتو در محیط منطقه ای به ویژه در مسئله اوکراین، ناگزیر به هم سویی با چین و ایجاد یک موازنه تدریجی جایگزین برآمده است. برای بررسی این ایده با روش تحلیل محتوای کیفی، داده ها و اسناد موجود و دیدگاه های صاحب نظران و با بهره گیری از نظریه جابه جایی قدرت، مسئله روند قدرتمندی چین، پیامدها برای روسیه و الگوی رفتاری آن را تحلیل می کنیم. دستاورد اصلی این نوشتار این است که وضعیت آینده سیاست بین المللی، آثار آن برای قدرت های بزرگ و نیز محیط منطقه ای ایران و به ویژه منطق رفتار قدرت های شرقی و چشم انداز آینده سیاست شرق گرای دولت جدید را به شکل روشن تری به ما نشان می دهد
امکان ساخت رژیم های زیست محیطی بین المللی بر اساس رویکرد نهادگرایی نولیبرال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۱
29 - 52
حوزههای تخصصی:
رژیم های زیست محیطی بین المللی، معقول ترین راه برای حل معضلات محیط زیستی هستند. نهادگرایی نولیبرال یکی از رویکردهای مطرح برای ساخت رژیم های زیست محیطی بین المللی است و در این راه بر نقش نهادهای بین المللی و همکاری میان آنها در ساخت رژیم های زیست محیطی تأکید دارد. بر همین اساس مقاله حاضر، این پرسش ها را طرح می کند: راه حل این رویکرد برای ساخت رژیم های زیست محیطی چیست؟ آیا این رویکرد، قابلیت لازم برای ساخت رژیم های زیست محیطی را دارد؟ در نهایت اینکه چه انتقادهایی بر آن وارد است؟ از نظر رویکرد نهادگرایی نولیبرال، منفعت مشترک اصل هدایتگر همکاری نهادهای بین المللی است. اما این رویکرد علاوه بر منفعت مشترک می باید عناصری دیگر همچون هویت و قدرت را هم در نظر بگیرد؛ زیرا در کنار منفعت مشترک، قدرت و هویت مشترک هم می توانند محرک همکاری نهادهای بین المللی و ساخت رژیم های زیست محیطی بین المللی باشند.
آینده پژوهی تحولات سیاسی- امنیتی سوریه در ارتباط با محور مقاومت به روش سناریونویسی و نقش آن بر مأموریت های ارتش ج.ا.ا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال هفتم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۵
33 - 54
حوزههای تخصصی:
با گذشت یک دهه بحران در سوریه، به دلیل تعدد بازیگران و تعارض منافع آنها، آینده سیاسی این کشور در هاله ای از ابهام است. پژوهش حاضر با هدف آینده پژوهی تحولات سیاسی امنیتی سوریه در ارتباط با محور مقاومت به روش سناریونویسی و نقش آن بر مأموریت های آجا در پی پاسخ به این سوأل است که آینده پژوهی تحولات سیاسی- امنیتی سوریه چگونه است و این تحولات چه نقشی بر مأموریت های آجا دارد؟ در این پژوهش جامعه آماری40 نفر می باشد بنابراین با توجه به ویژگی های جامعه آماری و محدود بودن آن، جامعه آماری به صورت تمام شمار مورد پرسش قرار گرفت. سپس با استفاده از آمار استنباطی و استدلالی داده های حاصل از مصاحبه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با استفاده از الگوی آینده پژوهی علمی و طی مراحل 8 گانه سناریو نویسی شوارتز (شناسایی بازیگران، فاکتورهای کلیدی، پیشران ها، عدم قطعیت ها، اولویت بندی و انتخاب شاخص) نسبت به آینده پژوهی تحولات سوریه و چشم انداز آن در افق 2030 اقدام گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد سناریوهای سوریه با مقاومت، بی مقاومت، در مقاومت و بر مقاومت سناریوهای احتمالی تحولات سوریه می باشند. سوریه در مقاومت به عنوان سناریوی محتمل در کوتاه مدت، سوریه بی مقاومت محتمل ترین سناریو در افق 2030 و سوریه با مقاومت سناریوی مطلوب ج.ا.ا تشخیص داده شد. همچنین آجا براساس اصل 143 قانون اساسی مأموریت حفظ تمامیت ارضی، استقلال و حفظ نظام مقدس ج.ا.ا را بر عهده دارد، لذا تحقق هر یک از سناریوهای مذکور به نوعی بر مأموریت های آجا در دفاع سرزمینی، فراسرزمینی و بازدارندگی دفاعی اثر گذارست.
سرکوب جنایات تروریستی در نبردهای معاصرِ دولت اسلامی عراق و شام (داعش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با افزایش ارتکاب جنایات تروریستی، دولت ها در قلمرو جامعه بین المللی به اهمیت سرکوب جهانی آن پی برده اند. این در حالی است که حمایت دولت ها از گروه های تروریستی در کلیه مراحل تأسیس یا فعالیت، اساسی ترین مؤلفه ای است که موجبات تخدیش نظام همکاری مؤثر بین المللی در مواجهه با جنایات تروریستی را فراهم نموده است. مؤید این امر جنایات تروریستی گروه داعش است که ماهیت تهدیدآمیز آن برای صلح و امنیت بین المللی، از اصل تروریسم به عنوان تهدید صلح و امنیت بین المللی نشأت می گیرد. سازمان ملل متحد با سازوکارهایی که در اختیار دارد، می تواند نقش مؤثری در مبارزه با تروریسم ایفاء کند؛ اما با توجه به عدم همکاری برخی کشورهای عضو و حمایت پیدا و پنهان گروه های تروریستی توسط تعدادی از اعضا، این سازمان به توفیق چندانی در مبارزه با گروه های تروریستی دست نیافته است. ازاین رو، به رغم اینکه جنایات تروریستی ارتکابی توسط داعش به وضوح در مواد 5 تا 9 اساسنامه رُم مقرر شده است، اما دیوان کیفری بین المللی با بروز رفتارهای انفعالی در سطح جهانی، امکانی برای رسیدگی به جنایات تروریستی داعش نداشته و این موضوع باید در سطوح داخلی دولت های درگیر در نبردهای مسلحانه داعش و در قلمرو سرزمینی، تحت رسیدگی کیفری قرار گیرد.
تکوین و تحول ملت سازی دولتی در امارات متحده عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأسیس امارات متحده عربی در اوایل دهه 1970 محصول اراده ای سیاسی برای به هم پیوستن مجموعه ای از جماعت های قبایلی بود که هویت غالب در آنها، ترکیبی از هویت عشیره ای و اسلامی بود. تبدیل کشور نوپدید از یک مجموعه ازهم گسیخته به یک واحد سیاسی منسجم نیازمند خلق عناصر سازنده هویت ملی، درونی سازی و عمومیت بخشی به آن به عنوان هویتی فراتر از تعلقات قبایلی و فروتر از تعلقات امتی بود که اتباع کشور را به یکدیگر پیوند دهد و احساس ملت بودن را در میان آنها ایجاد کند. با توجه به تقدم زمانی تأسیس دولت بر ملت و محوریت نهادها و نخبگان سیاسی، تجربه ملت سازی در امارات متحده عربی به نمونه ای آشکار از الگویی از ملت سازی است که می توان آن را «ملت سازی دولتی» نامید. ملت سازی دولتی به عنوان شکلی از پدیده ملت سازی در دوران مدرن، فرایندی «از بالا» است که در طی آن دولت و نهادهای دولتی از طریق طراحی و اجرای پروژه ای هدفمند تلاش می کنند تا عناصر و مولفه های هویت ملی را شکل داده، در میان اتباع خود بسط دهند و از این رهگذر مبنای نوینی برای تعلق اجتماعی خلق کنند. مقاله حاضر تلاش دارد تا ابعاد، عناصر و سازوکارهای چنین فرایندی را در امارت متحده عربی عصر محمد بن زاید آل نهیان مورد بررسی قرار دهد. بر مبنای مباحث نظریه پردازان «مدرنیست» پیرامون ملی گرایی، این مقاله سازوکارهای ملت سازی را ذیل چهار محور الف) سنت سازی؛ ب) تاریخ سازی؛ ج) نمادسازی؛ د) غیریت سازی دسته بندی و بررسی کرده است. مقاله نتیجه گیری می کند که ملت سازی در امارات به واسطه سرشت اراده گرایانه و دولتی خود با ناپایداری و بی ثباتی روبرو است.
تحلیل تطبیقی نقش ایدئولوژیک ایران و عربستان در تحولات یمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
77 - 95
حوزههای تخصصی:
ورود جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به عنوان بازیگران اصلی منطقه ای در بحران یمن را می توان به عنوان جلوه ای از رقابت ایدئولوژیکی مورد ملاحظه و بررسی قرار داد. ایدئولوژی نقش بسیار مهم و پررنگی در این مسئله دارد و نیز زمینه ساز افزایش رقابت دو کشور در منطقه گردیده است. روش تحقیق مقاله حاضر تطبیقی– تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات نیز از نوع کتابخانه ای است و از کتاب ها، مجلات علمی و پایگاه های اینترنتی استفاده شده است. مطالعه موضوع نیز به صورت تطبیقی در چارچوب نظریه «مجموعه امنیتی» باری بوزان می باشد. این نوشتار در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که؛ «رقابت عربستان و ایران در بحران یمن چگونه قابل ارزیابی است؟» به نظر می رسد که با توجه به چارچوب نظری پژوهش؛ در چهار مؤلفه ی نقش، هدف، سطح و راهبرد رقابت ایدئولوژیک دو کشور جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در یمن قابل بررسی است. به واقع در این رقابت، دو کشور در این چهار مؤلفه تفاوت هایی دارند که در این مقاله به تشریح آن پرداخته ایم. همواره به طور سنتی این دو کشور در منطقه خلیج فارس به رقابت با هم پرداخته اند. لذا پژوهش حاضر با تمرکز بر این مسئله و با هدف اصلی افزایش شناخت جمهوری اسلامی ایران از طریق بررسی دقیق سیاست خارجی عربستان سعودی در منطقه، به سبب فراهم سازی زمینه صحیح برای مقابله ی منطقی و واکنشی مناسب در جهت حفظ موقعیت ایران در منطقه و موازنه قوا صورت پذیرفته است.
A Comparative Study of the concept of “Global Justice’ in Imam Khomeini’s Thought and Neo-Gramscianism(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The concept of “global justice” is a core concept in Imam Khomeini’s thought which substantially contribute to a profound understanding of his ideas. However, understanding other thinkers’ point of view on this regard, besides that of Imam Khomeini, may result in a more comprehensive understanding of this concept. Among all the various international relations schools of thought, the most emphasis on the concept of global justice has been held by Critical thinkers. Most specifically, Neo-Gramscian theoreticians such as Robert Cox, Stephen Gill, and Mark Rupert deserve more attention, of them, it is crystal clear that, Cox’s views are the most important. Cox has come up with considerable ideas on global justice and challenged the injustice nature of the current global order by proposing power, ideas and institution as three critical components contributing to consolidation of hegemony. The very same challenge is the common approach in Imam Khomeini’s thought and Neo-Gramscian theory. Despite fundamental metatheoretical differences, there is no conflicting matter in terms of an existing challenge. Considering the importance of addressing this challenge, the current article aims to review the approximation of Imam Khomeini’s political thought and that of Neo-Gramscian theoreticians with regard to the concept of global justice. To do so, discussing Imam Khomeini’s and Neo-Gramscian theoreticians’ point of view on international relations, in general, and global justice, in particular, a comparative method is employed to assess the two point of views.
معمای امنیت- هویت و بازخیزی گفتمان باستان گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان ها همواره در پیکار و ستیز باهم اند و در این میان، گاه برجستگی می یابند و گاه به حاشیه می روند. حاشیه ای شدن به معنای نابودی نیست، بلکه به معنای از دست دادن توان کنش گری سیاسی و خفته ماندن است. خفته ماندن همیشگی نیست بدین معنا که همواره امکان بازگشت بازندگان و برون رفت سوژه ها از جایگاه سوژگی و بازیابی توان کنش گری سیاسی وجود دارد. اینک گفتمان باستان گرایی بازنمون چنین بازگشت و برون رفتی است که نمود آن را می توان هم در پهنه اجتماع و هم در سپهر رسانه دید؛ از این رو، نوشتار کنونی، می کوشد بدین پرسش پاسخ دهد که «زمینه های بازخیزی این گفتمان در ایران کنونی کدام اند؟» با بهره گیری از نظریه «معمای امنیت هویت» و روش شناسی «گفتمانی– شناختی،» نشان داده می شود که این بازخیزی در هویت سازی تک ساخت جمهوری اسلامی، گروه بندی های گفتمانی، نابرابری های میان فرهنگی و احساس خودگسلی و هراس هستی شناختی هواداران فرهنگ باستان ریشه دارد. همچنین این بازخیزی را می توان پیکربندی گونه ای هویت مقاومت دانست.
بررسی تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر افول هژمونی آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران را می توان در ردیف انقلاب های بزرگ تاریخ دانست که باعث ایجاد تحولات مهمی در دنیای معاصر شده است. انقلابی که از زمان پیدایش به مثابه گفتمانِ غیر (دیگری) تمدن غربی، همواره در نزاع با این گفتمان بوده است. لذا سؤال اصلی که مطرح می گردد این است که با توجه به تقابل جدی این دو نگاه، انقلاب اسلامی چه تأثیری بر افول هژمونی آمریکا داشته است؟ (مسئله)؛ بر همین اساس در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش کیفی و مطالعه اسنادی، داده ها و مطالب مرتبط با این مسئله مطالعه و مورد بررسی قرار گیرد (روش)؛ نتایج بررسی ها حاکی از این است که انقلاب اسلامی از یک سو در سطح گفتمانی، اندیشه لیبرالیسم غربی را به صورت جدی به چالش کشیده است و از سوی دیگر با اقداماتی مانند کناره گیری از اتحاد راهبردی با آمریکا، تسخیر سفارت این کشور در ایران، ایجاد روحیه بیدارگری اسلامی در منطقه غرب آسیا، تضعیف جایگاه و قدرت رژیم صهیونیستی، حمایت از جنبش های ضد استکباری و به چالش کشیدن قدرت نظامی آمریکا، تأثیر بسزایی در گسترش حرکت های آزادی خواهانه - به طور خاص بیداری اسلامی- و در نتیجه افول هژمونی آمریکا داشته است (نتایج).
سنت قرآن پژوهی سیاسی اجتماعی در ایران معاصر (شیخ هادی نجم آبادی و اسدالله خرقانی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
سیاست پژوهی اسلامی ایرانی سال اول تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
47 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش جریان شناسی چگونگی ساختارهای تعاملی فکری سیاسی اجتماعی و بازشناسی مؤلفه های آلترناتیو نظم گفتمانی دین و سیاست در تطور نظام اندیشگی ایران، است. نگارش تاریخی سنت «اسلام نواندیش» صورت بندی نظام دانایی و ارتباطش با دیگر سنت های فکری- سیاسی محور اصلی این پژوهش است. پرسش اصلی این نوشتار بر این مطلب است که رویکرد نواندیش گرای اسلامی در رابطه تعاملی منابع اصیل و مبارزه با انحطاط فکری مسلمانان در جامعه سیاسی چگونه بوده است؟ و این سنت چه تحولاتی در دوره پهلوی اول به خود دیده و در این دوران، چه ارتباطی (تضاد، سایش و گفت وگوهایی) با سایر سنت ها نظیر سنت اسلام فقاهتی، تجربه کرده است؟ روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی است. طرح و پاسخ این پرسش ها مستلزم شناخت و بازفهم تاریخ ایران و تاریخ اندیشه سیاسی ایران جدید است. سنت اسلام نواندیش آوردگاه تلاش و تقلای سه سنت باستانی، اسلامی و غربی است. در این سنت مفاهیم و آموزه های ایرانی -اسلامی که در هاله ای از تقدس آسمانی و ماورایی آرمیده اند با سنت غربی که برداشت زمینی از آنها دارد درهم آمیخته شده و بازخوانی مجددی از اسلام ارائه می شود. این سنت، از سویی حوزه ی سیاسی را از تقدس آسمانی تهی ساخته و حوزه عمومی را متعلق به مردم می داند و از دیگر سوی علم را نه تنها در تنافی و تغایر با دین ندانسته که مقصد آن دو را یکی می انگارد. بر این اساس، این نوشتار به بررسی سنت قرآن پژوهی سیاسی با مطالعه نظریات دو اندیشمند شیخ هادی نجم آبادی و اسدالله خرقانی می پردازد.
اندیشه اخوان المسلمین و دولت محمد مرسی؛ بررسی وجوه افتراق و اشتراک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخوان المسلمین قدیمی ترین تشکیلات اسلامی سنی در منطقه عربی و به گونه ای ریشه ی تمام حرکت های اسلامی در جهان اهل سنت است. اخوان بعد از انقلاب مصر (2011) توانست برای مدتی دولت را در اختیار بگیرد. مطالعه این بخش از تاریخ مصر، از نظر چگونگی تطبیق نظریه های اخوان در شعار و عمل بسیار مهم است. سوال اصلی مقاله این است که آیا حکومت مرسی منطبق بر اصول اخوان المسلمین بود؟ روش این پژوهش به صورتی ترکیبی، تحلیل گفتمان کیفی، تاریخی و مقایسه ای است و بین اندیشه سیاسی اخوان و دولت مرسی به مقایسه خواهد پرداخت. در این مقاله ابتدا با مروری بر اصول اندیشه ای اخوانی و چارچوب نظری آن، نظر جامعه مصری را در مورد حکومت اسلامی بررسی کرده و سپس به نحوه تعامل دولت مرسی با گروه های مختلف و وضعیت فعلی آن پرداخته و در نهایت تفاوت های نظری و عملی دولت مرسی و اندیشه ی اخوانی را برمی شمارد. بخش آخر نیز به سوال اصلی مقاله پاسخ داده می شود که حکومت مرسی از نظر اصولی با اهداف اخوانی تطابق داشت، اما در شیوه ها تلاش می کرد وجهه ای غیر از آن به جامعه ارائه کند؛ آن ها به دنبال حکومت اسلامی بودند؛ ولی شرایط موجود و فشار دولت پنهان باعث می شد تا در عمل نتوانند مدل اخوانی را پیاده نمایند.
گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی شیعی در ایران: گسست نهادی یا عقلانیتی (از صفویه تا انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان«اسلام سیاسی فقاهتی شیعی»در ایران،در تاریخ فراز و فرودخود تلاش کرده مواجهه باواقعیات متغیر انضمامی دنیای سیاسی-اجتماعی جامعه مسلمین را درپرتو خوانشی سیاسی از«نص مقدس»ومفصلبندی ازدال مرکزی«اسلام سیاسی»تنظیم کند.اماموضوع مهم،نحوه تعامل درونی و بیرونی اصول ثابت فقه شیعی با امور متغیر انضمامی است که به تبلور و عینیت یابی این گفتمان در اشکال مختلف ودر نتیجه شکل گیری دوره های تاریخی خاص منجر شده است.چگونگی تعاملات رژیم دانشی این گفتمان یعنی«فقه سیاسی شیعه»در بر هم کنشی با رژیم قدرتی و نهادهای متناظر با آن به تداوم،متلاشی سازی یا صورت بندی جدیدی از نهادهای قدرت منجر شده و به این سیاق،تاریخ یک دوره را رقم زده است.نوشتار حاضر به دنبال تبیین این مطلب می باشد که این گفتمان در تاریخ خود،از گسست عقلانیتی و اپیستمیک برخوردار نبوده و آنچه محقق شده،حرکت تدریجی این گفتمان از حاشیه به متن و مبارزه برای کسب قدرت سیاسی به منظور اجرای حدود و احکام الهی بوده است که به تبلور این گفتمان درشکل سازه ای «مشکک» در پرتو«نهادگرایی گفتمانی»منجر شده است.پژوهش حاضر این گفتمان را از زمان صفویه تا وقوع پیروزی انقلاب اسلامی وتلاش برای تحقق دال مرکزی«ولایت مطلقه فقیه»بر مبنای رویکرد دیرینه شناسی/تبارشناسی فوکویی و نهادگرایی گفتمانی ویوین اشمیت بررسی کرده است.
فرهنگ و راهبری نظام اداری کارآمد در جمهوری اسلامی ایران
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سال هشتم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
97 - 131
حوزههای تخصصی:
یکی از اجزای مهم در پیشرفت و توسعه، نظام اداری کارآمد است. نظام اداری در بخش خروجی و نیز ورودی نظام سیاسی وجود دارد. به عبارتی نظام اداری تنظیم کننده تقاضاها و تصمیم گیری ها است. بر این اساس تطابق نظام اداری با ارزش ها و اهداف نظام سیاسی مهم ترین پایه در حوزه سیاست گذاری و مدیریت امور به سوی پیشرفت کشور است. علی رغم این که نظام اداری کشور در طول بیش از چهار دهه گذشته دستخوش تحولاتی شده است، اما در این عرصه هنوز نقطه مطلوب حاصل نشده است و در بخش های مختلف آن آسیب ها و مشکلاتی هم وجود دارد که موجب چالش های عمده ای در اداره امور عمومی و تحقق اهداف نظام جمهوری اسلامی شده است. بر این اساس به نظر می رسد که نظام اداری در سه حوزه اصلی رفتاری، زمینه ای و ساختاری نتوانسته خود را با اصول و ارزش های جمهوری اسلامی ایران تطبیق دهد؛ لذا در این جهت و در گام دوم انقلاب اسلامی و در راستای پیشرفت کشور لازم است که یک بازنگری اساسی و مبنایی در نظام اداری صورت گیرد. بر این اساس سؤال اصلی این مقاله این است که نظام اداری کارآمد در جمهوری اسلامی ایران چگونه تحقق می یابد؟ یافته های این مقاله نشان می دهد که نظام اداری کارآمد می بایستی در سه بخش اصلی ساختاری، زمینه ای و محیطی مطابق با فرهنگ و ارزش های جمهوری اسلامی ایران سازمان دهی شود؛ بنابراین این مقاله با رهیافتی هنجاری و انتقادی و روشی تحلیلی-توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی ضمن بررسی انتقادی وضع موجود، به نظام اداری کارآمد در جمهوری اسلامی ایران می پردازد.
ارایه مدل تاثیر روندهای بلند مدت بازار سرمایه، انرژی، کشاورزی و جمعیت برروند تغییرات پنجاه ساله درآمد خانوار ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، ارایه مدل تاثیر روندهای موثر بر درآمد خانوار ایران می باشد. درآمد خانوار عبارتست از وجوه و ارزش پولی کالاها و خدماتی که در برابر کار انجام شده یا سرمایه به کار افتاده یا از طریق منابع دیگر مانند حقوق بازنشستگی و درآمد حاصل از دارایی، به خانوار تعلق گرفته باشد. توزیع درآمد روی متغییرهای مهم اقتصادی، اجتماعی نیز تأثیر می گذارد. و یکی از دغدغه های اساسی برنامه ریزان اقتصادی کشور بوده و تاثیر بسزایی در توسعه پایدار و ارتقاء رفاه اجتماعی خواهد گذاشت. در پژوهش حاضر با بررسی ادبیات موضوع، شاخص هایی که با درآمد خانوار ایران در ارتباط هستند شناسایی گردیدند و سپس با استخراج داده های سرشماری 50 سال گذشته آنها از مرکز آمار ایران، روندهای تغییرات شاخص های مذکور شناسایی و سپس با استفاده از نرم افزارSMART PLS2، مدل تاثیر روندهای مرتبط با درآمد خانوار کشور ارایه گردید. در این پژوهش، از مدل یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی برای آزمون فرضیه ها و برازندگی مدل استفاده شد. آزمون فرضیه ها نشان می دهد که درآمد خانوار ایران در دوره 50 ساله گذشته متاثر از روند تغییرات حوزه کشاورزی و تغییرات بازار سرمایه بوده است و بین روند تغییرات انرژی و روند تغییرات درآمد خانوار ارتباطی وجود ندارد. روند رشد جمعیتی ایران نیز بر اساس داده های به دست آمده متاثر از روند تغییرات درآمدی بوده است. همچنین شاخص سلامت نیز بر این روند موثر بوده است.
The Roots of Cultural Policy in the Islamic Republic of Iran : In the speech of three scholars of Iran Islamic Revolution in 1979 (Shariati, Motahari and Fardid)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study is to identify the roots of cultural policy making in the IRI. Having a historical approach this article has used a thematic content analysis with a “content coding technique” to review the works of three Islamic revolutionary scholars whose views have been frequent reference to many cultural policy makers before and after the revolution. In this regard there have been “thirty headlines” identified as policy making headings which are divided into: ten headlines from Ali Shariati’s book called “Returns”, eight headlines from "The Future of the Islamic Revolution" a book by Morteza Motahari, and twelve headlines from a series of Seyyed Ahmad Fardid’s lectures, titled as "Hereafter Conquest and Meetings of Farahi". According to the results of this research, the sharing feature of these three views, albeit from different origins of ideas, is the two following lines "Confrontation with Being Westernized" and "the Priority of Reform, and the Development of Thought and Culture". Another result of this research indicates the influence of the document "Principles of cultural policy of the country" through the views of these scholars. At the end of this article, it is claimed that the Islamic Republic of Iran's cultural policies, both elective and compound, are rooted in the cultural theorists of the revolution, and it cannot be accepted that the Islamic Republic of Iran, in its forty-year lifetime, departed from the first designed cultural principles. It is a form of early thought that has been recognized and formed as normal
واکاوی ماهیت امنیت برون زا بر منطقه گرایی کشورهای عربی خلیج فارس
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۶ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۱
49 - 63
حوزههای تخصصی:
منطقه خلیج فارس بدلیل اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک از اهمیت بسزایی برای بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای برخور دار است. منطقه خلیج فارس دارای کارکرد دوگانه؛ صلح/ جنگ و همگرایی/ واگرایی و امنیت درونزا/ برونزا بوده است. آنچه در این نوشتار مهم است واکاوی ماهیت امنیت برون زا بر مکانیسم منطقه گرایی کشورهای عربی خلیج فارس در حوزه سیاست داخلی و خارجی آنها می باشد. سئوال اصلی تحقیق اینست که امنیت برون زا بر مکانیسم منطقه گرایی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس چه تاثیری دارد ؟ فرضیه اصلی بر این است که منطقه گرایی کشورهای خلیج فارس بر اساس امنیت برون زا و متکی بر تامین امنیت منطقه ای از سوی قدرت های فرا منطقه ای استوار است و نگرش های پان عربی، ژئوپلیتیک شیعه و سنی ،حفظ سیستم سیاسی و اتحاد در مقابل بازیگران بزرگ منطقه ای باعث تشدید این استراتژی شده است. مطرح نمودن عناوینی مانند ناتوی عربی حتی در سطح نظری و موافقتنامه های دفاعی دوجانبه و چند جانبه با قدرت های بزرگ در راستای تکمیل پروزه امنیت برون زا می باشد.روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش گردآوری کتابخانه ای و اینترنتی است.
الزامات راهبردی تحقق فریضه جهاد تبیین
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۶ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
167 - 203
حوزههای تخصصی:
تغییر راهبرد دشمنان انقلاب اسلامی از جنگ سخت به جنگ نرم ، با بهره مندی از تاکتیک های تحریم و تحریف با هدف تسلیم ملت ایران در عرصه ی نبردِ اراده ها و جنگ روایت ها ، ضرورت جهاد تبیین را بیش از پیش نشان می دهد. در این تحقیق هدف اصلی شناخت الزامات راهبردی تحقق فریضه جهاد تبیین است و سؤال تحقیق عبارتست از این که الزامات راهبردی اثربخش در اجرایی شدن فریضه جهاد تبیین کدام اند؟ نوع تحقیق کاربردی و روش انجام تحقیق توصیفی و موردی – زمینه ای است. نتایج بدست آمده بیانگر آن است که برای اجرایی شدن این فریضه باید در چهار سطح شناسایی و برآورد اولویت های تبیینی، سازماندهی ظرفیت ها و منابع، آموزش عناصر تبیین گر و طرح ریزی عملیاتی در اجرای راهبردها اقدام گردد.
دیپلماسی پیشگیرانه ملل متحد و صلح بین الملل پس از جنگ سرد
منبع:
سازمان های بین المللی سال پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۴
132-158
حوزههای تخصصی:
با پایان یافتن جنگ سرد و نظام دوقطبی روابط بین الملل، صلح بین المللی نیز دستخوش تحولات ژرفی شده و ماهیت و متغیرهای جدید و نوینی را تجربه کرده است. به باور این نوشتار، مفهوم و پدیده صلح بین الملل از دهه 1990 میلادی به این سو با وضعیتی به شدت بحرانی و اسفناک مواجه شده و سازوکارهای تحقق صلح، از جمله دیپلماسی پیشگیرانه سازمان ملل متحد به عنوان نهاد انحصاری در تحقق صلح بین الملل در جلوگیری از وقوع مخاصمات مسلحانه خونین و نسل کشی های گسترده درمجموع نسبت به دوران جنگ سرد با ناکامی و نا کارآمدی جدی همراه بوده است. در این پژوهش پرسش مهم طرح شده این است که «عملکرد دیپلماسی پیشگیرانه سازمان ملل متحد در دوران پس از جنگ سرد چگونه ارزیابی می شود؟» و فرضیه مطرح در پاسخ به آن عبارت بوده است از اینکه: عملکرد دیپلماسی پیشگیرانه سازمان ملل متحد در دوران پس از جنگ سرد به دلیل ضعف و ناکارآمدی در حل وفصل مخاصمات مسلحانه در راستای تحقق صلح بین الملل موفق نبوده است.
تأثیر مؤلفه های اقتصادی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران بر توسعه روابط تجاری با چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۸
57-82
حوزههای تخصصی:
از عوامل موثر بر تمایل کشورهای دنیا در توسعه روابط تجاری خود، سطح قدرت نرم کشور هدف و میزان تاثیرگذاری آن کشور بر معادلات بین المللی است. مقاله حاضر به این سؤال پاسخ می دهد که در میان مؤلفه های اقتصادی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، کدام یک از آن ها بر توسعه روابط تجاری ایران و چین مؤثر بوده است؟ روش مورد استفاده در این پژوهش الگوی خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی ((ARDL است و داده های مورد تحلیل در این مقاله مربوط به دوره 1988 تا 2019 است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها حاکی از آن است که مولفه های اقتصادی قدرت نرم ایران نقش بسیار مهمی در تمایل چین به توسعه روابط تجاری با ایران دارد. افزایش قدرت اقتصادی ایران حسب تولید ناخالص داخلی، بهبود سرمایه اجتماعی و افزایش سرمایه گذاری خارجی نقش بسیار مهمی در توسعه روابط تجاری ایران و چین داشته است، جمع بندی مقاله بیانگر آن است که حضور ایران در عرصه بین الملل و توسعه روابط تجاری با سایر کشورها مستلزم افزایش قدرت نرم کشور خصوصاً در مؤلفه هایی از جمله تولید داخلی، سرمایه اجتماعی و سرمایه گذاری خارجی است و افزایش رابطه تجاری ایران و چین در بستر افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران قابل توجیه است.