فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۱۲۱ تا ۲۱٬۱۴۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
منبع:
کلام حکمت سال دوم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳
43 - 55
حوزههای تخصصی:
بحث حقیقت و کیفیت در امر دعا، یکی از مسائل مهم در فهم و تبیین دعاست. در این مقاله سعی شده تا حقیقت دعا تبیینشده و کیفیت دعا از دو حوزه نظری و عملی بررسی شود. مقاله حاضر در حد امکان، به حقیقت و کیفیت دعا با رویکردی قرآنی، و نیز با تأکید بر آرای فیلسوفان مسلمان مانند ملاصدرا، ابن عربی، امام خمینی (ره)، شهید مطهری و جوادی آملی بهره برده است.قرآن کریم و فلاسفه اسلامی، حقیقت دعا را قطع نظر داعی از ماسوی و توجه تام و قلبی به مدعو میدانند. برای ایجاد این حالت برای داعی در زمینه کیفیت دعا، شایسته است اموری مانند ایمان به خدا، طهارت باطنی، اهمیت دادن به زمان و مکان دعا در نظر گرفته شود تا دعای او، حقیقت و کیفیت مطلوب الهی داشته باشد.
وضعیت حقوقی معاملات تجاری ولیّ خاص با اموال مولّی علیه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قانونگذار در قانون مدنی و قانون امور حسبی برای حمایت از محجورین، نهاد ولایت و وصایت را پیشبینی کرده است. بدون تردید ولیّ و وصیّ منصوب از جانب ولیّ، وظیفه نگهداری و محافظت از اموال و جان محجور را بر عهده دارند. لکن در خصوص قلمرو وظایف و حقوق ولیّ و وصیّ این ابهام وجود دارد که آیا ولیّ و وصیّ صرفاً مسئول اداره و نگهداری اموال محجور بوده و یا میتوانند با اموال محجور، برای وی تجارت نمایند. گروهی از حقوقدانان به استناد ظاهر مواد قانون مدنی و اینکه قانونگذار وظیفه ولیّ را اداره اموال محجور قرارداده، قلمرو اختیارات ولیّ و وصیّ را محدود به نگهداری از اموال محجور دانسته و گروهی از حقوقدانان، ضمن ردّ ادله دیدگاه نخست، با استناد به اصل کلی حقوقی و نیز ظاهر موادّ قانون مدنی بر این باورند که ولیّ و وصیّ علاوه بر وظیفه نگهداری، میتوانند اموال محجور را در معاملات تجارتی و شرکتهای تجاری، سرمایهگذاری کنند. در مقاله حاضر که مبتنی بر روش تحلیلی استدلالی است، این نتیجه به دست آمده است که نه تنها ولیّ و وصیّ میتوانند با اموال محجور به تجارت بپردازند، بلکه در صورت وجود مصلحت، معطل گذاشتن سرمایه محجور، مجاز نبوده و ولیّ و وصیّ باید به انجام فعالیتهای درآمدزا بپردازند.
الحکم الفقهی لأوقات الصلاه فی الرساله ۵۲ من نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الثالثه خریف و شتاء ۱۳۹۸ (۱۴۴۱ق) العدد ۱ (المتوالی ۵)
85 - 96
حوزههای تخصصی:
إن مسأله "أوقات الصلاه" بصفتها مرسومًا حکومیًّا تفتح آفاقًا جدیده فی رساله أمیر المؤمنین (ع) إلى عماله. وطالما کان الجانب الفقهی من "أوقات الصلاه الخمس" موضوع الکثیر النقاش بین فقهاء الإمامیه والعامه. ورغم أن الرساله ۵۲ من نهج البلاغه قصیره، إلا أنها مفیده فی مجالات مختلفه. وبالنظر إلى البعد الحکومی لصلاه الجماعه فإنها تسعى لتحقیق هذه الأهداف وهی مهمه الحاکم فی تنظیم الشؤون الروحیه، وتعزیز النظام الإسلامی وربط المدیرین بالجماهیر فی المناسبات الدینیه، وإعاده النظر فی مفهوم الفتنه فی النظام الإسلامی. ومن المفید للمعنیین معالجه البعد الأخلاقی لهذه الرساله، مثل مراعاه أحوال الناس فی أسلوب إقامه المراسم الدینیه. وتشمل الخصائص الاجتماعیه والثقافیه للرساله توفیر معاییر عرفیه ومحوریه المسجد فی التعلیم العلمی والثقافی وتیسیر الشؤون العامه وخلق تضامن اجتماعی فی ظل تمجید الجماعه. وتوضح دراسه هذه الرساله أن السیاده الدینیه وصلاه الجماعه وصلاه الجمعه لا ینبغی اعتبارها عباده فردیه وعلاقه بین الأفراد والمجتمع کما یعتقد البعض، ولکن المحافظین والوزراء والمسؤولین عن النظام الإسلامی مسؤولون عن الاهتمام بهذا الأمر العظیم، حیث یکون الإهمال بمعنى الحکم الوارد فی الرساله، خروجًا عن القاعده العلویه. ومع ذلک ینبغی النظر فی إنشاء آلیات قانونیه والاهتمام بدراسه أضرار الجماعات.
نقد رویکرد معرفتی چرچلندها در بحث از ماتریالیسم حذف گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال نوزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۹
41 - 60
حوزههای تخصصی:
ماتریالیسم حذف گرا تبیین رفتار بر اساس حالت های ذهنی را نمی پذیرد و تأکید دارد که رفتار انسانی را صرفاً باید بر اساس رویدادهای عصبی تبیین کرد. طرفداران این دیدگاه برای کنار گذاشتن باور به حالت های ذهنی، آن را دیدگاهی عرفی می نامند که در برابر علم عصب شناسی قرار دارد. مقاله پیش رو با تحلیل مبانی معرفتی ماتریالیسم حذف گرا نشان می دهد که این دیدگاه نوعی انحصارگرایی وجودشناختی است که در تبیین سرشت ذهن، ناتوان است. همچنین استدلال خواهد شد که با انکار وجود حالت های ذهنی نه تنها جایی برای روان شناسی به عنوان یک حوزه معرفت بخش علمی و کاربردی باقی نمی ماند، بلکه جایی برای مفاهیم محوری علوم اجتماعی نیز نمی ماند. روان شناسی علمی با فرض وجودِ اشخاص در زیست جهانی اجتماعی پیش می رود و این فرض که اساس تشکیل روان شناسی علمی است نمی تواند فیزیکالیستی تعبیر شود. ادعای ایجابی مقاله این است که صرفاً با تعامل دو علم روان شناسی و عصب شناسی است که امکان فهم دقیق هویت انسان فراهم می شود. باور به حالت های ذهنی غیرمادی هیچ منافاتی با علم عصب شناسی یا سایر علوم تجربی ندارد و تعریف انسان بر اساس نفس مجرد، مبنای وجودشناختی بی بدیل و منسجمی برای دفاع از روان شناسی علمی است.
تبیین و نقد مواجهه نجفی اصفهانی با نظریه تکامل داروین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال نوزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۱
19 - 38
حوزههای تخصصی:
اندیشه خلقت گرایی موجودات در میان متکلمان اسلامی و سنت اسلامی پیشینه طولانی دارد. در این مقاله به دیدگاه نجفی اصفهانی درباره چگونگی پیدایش انسان و استثناء بودن وی از قانون عام تکامل موجودات پرداخته شده است. وی با اتخاذ مبانی علم شناسی، دین شناسی و هرمنوتیکی خاص ، مخلوق بودن انسان در مقابل تکامل تدریجی موجودات را موجّه، مدلّل، مبرهن و علمی تلقی کرده و آن را به عنوان شاهد نقض برای فرایند تکامل داروینی و تکامل گرایی نئو داروینیستی معرفی می کند. به عقیده وی می توان میان تکامل موجودات و خلقت انسان تفکیک قائل شد و به نوعی خلقت انسان را خاص تلقی کرد. نجفی اصفهانی با تحلیل و نقد مبانی تکامل گرایان ملحد و رفع اتهامِ ماده گرایی و الحاد گرایی از اصل نظریه تحول داروین، هم به دفع شبهات منکران توحید و خداناباوران پرداخته و هم نظریه تکامل داروی ن را- ف ارغ از روی کرد فلس فی- ی ک اصل علمی که دغدغه تبیین فرایند پیدایش حی ات را دارد، مع رفی می کن د. ب رآمد نهای ی رویک رد وی به پی دایش انسان که مبتنی بر پیش فرض های او در دین شناسی و علم شناسی است در خلقت گرایی خداوند نسبت به انسان و باطل شدن تکامل انسان از منظر نظریه تکامل خلاصه می شود.
تحلیل و بررسی تطبیقی اقسام و مراتب نور از دیدگاه غزالی و ملاصدرا
حوزههای تخصصی:
نور از مفاهیم پایه و اساسی است که دردستگاه تفکر فلسفی و اندیشه کلامی جایگاه بسیار ویژه ای دارد و مسئله تعریف نور و اقسام و مراتب آن نیز از مهم ترین مسائل این حوزه است. غزالی و ملاصدرا در آثار خویش به ویژه در رساله های مستقلی که هر یک از آن ها تحت عنوان رساله نور تدوین نموده اند، این مسئله را مورد توجه قرار داده اند. نور از دیدگاه غزالی و ملاصدرا از اسماء حسنای الهی است و حقیقت نور خداوند است و استعمال واژه نور فقط برای ذات خداوند حقیقی و برای غیر او مجازی و استعاری است. این دو اندیشمند به گونه ای همسویه به بیان اقسام و مراتب نور پرداخته و ملاکات این تقسیمات را بیان کرده اند ولی در عین حال تفاوت نظر هایی نیز با هم دارند. غزالی انوار را به انوار حسی و عقلی و در جای دیگر انوار را به انوار ظاهری و باطنی تقسیم کرده است و انوار عقلی را به جواهر فرشتگان، ارواح حیوانی، انسانی و عالم أعلی تقسیم می کند و درجات فرشتگان را نیز بی نهایت می داند. ملاصدرا نیز ضمن بیان احاطه نوری نورالانوار به عنوان تنها مصداق کامل نور بر سایر مراتب أنوار، أنوار را به مراتب عقلی تقسیم می نماید. غزالی ترتیب در نظام انوار را ناشی از نظام علّی نمی داند ولی ملاصدرا در تقسیم انوار تأکید بیشتری بر درجات تشکیکی نور داشته و آن ها را در نظام علّی تبیین می نماید. از بعضی از عبارات مشکاه الانوار می توان برداشت کرد که غزالی ظلمت را مفهومی وسیع تر از نور و نور را مفهومی وسیع تر از وجود می داند ولی تأمل در سایر آثار پژوهشی او نشان می دهد که او نیز مانند ملاصدرا نور را عین وجود می داند البته ملاصدرا در موارد متعددی به عینیت وجود و نور تصریح کرده است. ولی هر دو اندیشمند بین اقسام و مراتب نور و مراتب وجود، رابطه ای را مشاهده نموده اند و غزالی با تاکید بر تقسیم وجود به وجود حقیقی و مجازی و استعاری و ملاصدرا با تقسیم وجود به وجود فی نفسه و لغیره و اصل تساوق وجود و نور، به تحلیل این رابطه می پردازد.از نوآوری های این مقاله این است که توانسته ضمن بررسی تطبیقی این دو دیدگاه به نقاط عطف و امتیاز هر یک از این تقریرات در تحلیلی مقایسه ای دست یابد.
زمینه های تربیتی اقتصاد مقاومتی با محوریت مبانی فلسفی علم النفس امام خمینی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت انسان و لایه های باطنی وجودی او چه نقشی در شناخت اولویت ها و اهداف و روش های تحقق اقتصاد مقاومتی دارد؟مفروض این است که تحقق بسیاری از سیاست های کلی نظام درباره اقتصاد مقاومتی- ابلاغی مقام معظم رهبری- مستقیم یا غیر مستقیم به شناخت ابعاد وجودی انسان(بعنوان اصلی ترین عامل در تمام مراحل هرفرایند اقتصادی)وابسته است؛ سیاست هایی چون : فعال سازی سرمایه های انسانی(سیاست یکم)، توانمند سازی نیروی کار جهت رشد بهره وری(سیاست سوم)، افزایش سهم سرمایه انسانی در چرخه تولید (سیاست پنجم) اصلاح الگوی مصرف(سیاست هشتم) صرفه جویی در هزینه های عمومی(سیاست شانزدهم) جلوگیری از فساد در حوزه های اقتصادی (سیاست نوزدهم) تقویت فرهنگ جهادی در فعالیت های اقتصادی (سیاست بیستم)... بنابراین برنامه ریزی و تلاش در جهت شکوفایی استعداد های متعالی انسانی و تعدیل و تنظیم قوای درونی در مردم و مدیران، مهمترین شرط تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی است. امام خمینی(س)شاخص ترین چهره منادی اقتصادِ اسلامیِ جهادی(=اقتصاد مقاومتی)در عصر حاضر، متأثر از علم النفس ملاصدرا که حکمت وانسان کامل راجامع وحی و کشف و عقل می داند، با تعریفی جامع از هویت انسانی، مبتنی بر اصالت روح و با راهنمایی در جهت مدیریت و تعدیل قوای نفس، سیمای انسان مطلوب برای تحقق اقتصاد مقاومتی را ترسیم می نماید.
قَبض و بسطِ برهان حرکت در اندیشه ی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۶
153-170
حوزههای تخصصی:
برهان حرکت یکی از براهین مهم و مؤثر در راستای اثبات خدا است. اندیشمندان اسلامی با پذیرش اصل حرکت در طبیعت، محرک نامتحرک اول را اثبات نموده اند؛ پژوهش حاضر با روش عقلی و نقلی به تحلیل و توصیف برهان حرکت پرداخته و به این نتیجه رسیده؛ علاوه بر اینکه حرکت در معنای قبض و حداقلی (خروج از قوّه به فعل) مطرح است در معنای بسط و حداکثری (هر نوع حرکت، تغییر، انفعال، استکمال و سیلان وجودی) نیز قابل اثبات است و عباراتی همچون «خَلق»، «حدوث»، «حرکت»، «تغییر»، «زوال»، «انتقال»، «سیر»، «نزول»، «عروج»، «ارسال»،«هبوط»، «افول»، «سجود»، «رکوع» و«تسبیح»، گُستره حرکت در ماسوای الله را تأیید می نماید؛ لذا در اثبات برهان حرکت گفته می شود؛ در نظام عالم هستی به عنوان عالَمِ حادث و ممکن، حرکت وجود دارد و این حرکت از سوی محرک نامتحرکِ اول و ثابت یعنی الله که موجود قدیم، ازلی، ابدی است، محقق می گردد در غیر این صورت موجب دور و تسلسل می شود.
بازخوانی حق حبس (اعتبارسنجی کارایی حق حبس با توجه به قلمرو عملیاتی آن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانون مدنی ایران با توجه به فقه، برای جلوگیری از نقض تعهدات قراردادی ضمانت اجراهایی را پیش بینی کرده است. این ضمانت اجراها به دو دسته قانونی و قراردادی تقسیم می شوند. دکترین حقوق مدنی ایران حق حبس را به عنوان یکی از ضمانت اجراهای قانونی جهت جلوگیری از نقض تعهدات قراردادی شناسایی کرده است. سٶال اصلی این تحقیق این است که حق حبس به عنوان ضمانت اجرای قانونیِ نقض تعهداتِ قراردادی آیا توانسته رسالت خود را در عمل ایفا کند؟ با ارائه شاخصه های اصلی ضمانت اجرای مطلوب و با مطالعه دامنه اجرایی نهاد «حق حبس»، این نتیجه قابل دسترسی است که حق حبس نه تنها برخی از شاخصه های اصلی یک ضمانت اجرای مطلوب قراردادی را ندارد، بلکه قلمرو آن به برخی از عقود محدود شده است و در برخی دیگر از عقود به عنوان یک حق یک طرفی تعریف شده است. یافته ها نشان می دهد حق حبس از قواعد عمومی قراردادها نبوده و نهادی استثنایی و ناکارآمد به عنوان ضمانت اجرای تعهدات قرادادی تلقی می گردد. در این تحقیق مسئله مطروحه از طریق جامعه شناسی حقوق، مورد تحلیل و استنتاج قرار گرفته است.
خوانشی کانتی از اخلاق قرآنی: بررسی دستور الاخلاق فی القرآن و ترجمه فارسی آن
حوزههای تخصصی:
کتاب دستورالاخلاق فی القرآن: دراسه مقارنه للاخاق النظریه فی القرآن نوشته محمد عبدالله دّراز، نخستین تاش مدرن در جهت به دست دادن تصویری از اخاق قرآنی به شمار می رود. نویسنده در این کتاب رهیافتی کانتی به اخاق قرآنی اتخاذ کرده و می کوشد بر اساس ایده های این فیلسوف، نظام اخاق قرآنی را استخراج و سازماندهی کند. با این نگاه، کتاب در دو بخش تدوین شده است. بخش نخست، به مباحث اخاق نظری و بخش دوم، به اخاق عملی اختصاص دارد. در بخش نخست در پنج فصل مؤلف کوشیده است نظام اخاق قرآنی را صورت بندی کند و در بخش دوم نیز در پنج بخش نمونه هایی از اخاق قرآنی را در پنج عرصه معرفی نماید. ترجمه فارسی کتاب مذکور در سال 1387 به دست محمدرضا عطایی منتشر شده است. نویسنده در نوشتار پیش رو، پس از مرور ایده های اصلی کتاب و ساختار و محتوای آن، ترجمه کتاب را با ذکر منبع اصلی، بررسی و با بازگویی کاستی های ترجمه، پیشنهادهایی در جهت اصاح آنها داده است.
سخت ترجمه پذیری اسماءالحسنی با تکیه بر الگوهای رایج در ترجمه انگلیسی اسامی خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، به سخت ترجمه پذیری و چالش های پیش روی مترجمان در برگردان تعدادی از اسماء الحسنی، در برخی ترجمه های انگلیسی قرآن و در پرتو الگوهای پیشنهادی برای برگردان اسامی خاص، پرداخته است. همه بحث این است که اسماء الحسنی با اندکی تسامح، در حوزه اسامی خاص قرار می گیرند که در مطالعات ترجمه، الگوهایی برای بررسی ترجمه آن ها ارائه شده است. این جستار تلاش نموده از الگوی پیشنهادی لپیهالم و بیکر برای توصیف، تحلیل و بررسی اسماء الحسنی استفاده کند. لذا در گردآوری دادگان، اسامی یازده گانه خداوند، در آیات 23-24 سوره حشر، در نُه ترجمه انگلیسی در قالب جداول بررسی شده اند. سپس با استفاده از منابع تفسیری، معنای مشترک میان اسامی خداوند استخراج و با معادل های انگلیسی، بررسی تطبیقی و ارزیابی گردیده اند تا معلوم شود مترجمان از چه راهبردهایی در ترجمه استفاده کرده اند. به نظر می رسد مترجمان نتوانسته اند وجوه معنایی رنگارنگ این اسامی را انتقال دهند و عمدتاً از ترجمه معنایی و به طور خاص از جایگزینی با اسمی مشابه، بازگزاری و ترجمه تحت الفظی، در ترجمه اسامی خداوند استفاده کرده اند. از این رو، اسماء الحسنی در برگردان به زبان انگلیسی، سخت ترجمه پذیر جلوه می کنند.
رَوانِ روشَنِ سَعدی: کوشِشی برایِ روشَنْداشتِ عِباَرتی دَر غَزَلِ سَعدیِ شیرازی
حوزههای تخصصی:
نگارنده در سطور ذیل، یکی از ابیات سعدی را مورد دقت نظر قرار داده است. وی تاش می کند تا با پاسخ به سؤالاتی پیرامون بیت: روان روشن سعدی که شمع مجلس توست/ به هیچ کار نیاید، گرش نسوزانی؛ به معنا و خوانش درست آن دست یابد. نویسنده در جهت رسیدن به هدف مذکور، ابتدا معنای بیت را از سوی برخی از شارحان مطرح می دارد و سپس اشاره ای به ضبط متفاوت این بیت در بعضی دست نوشته ها، می کند. در انتها، خوانش پیشنهادی خود را از بیت، پیش روی خوانندگان قرار می دهد.
اخلاق کانتی از منظراستاد شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کانت بر اساس فلسفه نقادی خود و با تکیه بر عقل عملی، به نظامی اخلاقی دست یازید که فلسفه اخلاق او را از جهاتی از دیگر فلسفه های اخلاق متمایز می گرداند. تکیه بر عقل عملی و نادیده گرفتن عقل نظری، وظیفه گرایی، صورت گرایی، اطلاق گرایی، تفکیک میان سعادت و کمال، تأکید بر حسن فاعلی، تقدم اخلاق بر دین، برخی از و یژگی های اخلاق کانتی است. استاد شهید مطهری ضمن تبیین و تحلیل دقیق فلسفه اخلاق کانت، با استفاده از نظام اخلاقی اسلام، به بررسی و نقد آن پرداخته است. ما در این مقاله ابتدا مختصری از اصول و مسائل محوری فلسفه اخلاق کانت را تبیین کرده و سپس از منظر شهید مطهری آن را بررسی و نقد می کنیم.
مطالعه تطبیقی مسئولیت اخلاقی دولت ناشی از فعل اتباع در ایران و حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش پیش رو با بررسی مطالعه تطبیقی مسئولیت دولت در مقابل فعل اتباع به بررسی موارد و اشکال افعالی که باعث ایجاد مسئولیت منتسب به دولت می شود در حقوق بین الملل و در حقوق داخلی پرداخته شده است و با اشاره به این مسأله که؛ دولت به عنوان تصمیم گیرنده در تأمین منافع و حفظ نظم عمومی در جامعه، ممکن است به حقوق و جان و مال و اعتبار اشخاص ضرر وارد نماید ، به فراخور خسارت ایجاد شده مسئول است، بر طبق این اصل و در تمامی نظام های حقوقی دنیا، دولت در قبال آثار اعمال و فعالیت های خود در برابر اشخاص، مسئولیت دارد، در نظام حقوقی ایران بر همین اساس با توجه به قانون مسئولیت مدنی این قواعد وجود دارد و تابع این نظام است، در اصل حاکمیت دولت، مانند گذشته نامحدود نبوده و به موجب اصول حاکمیت قانون و حقوق و آزادیهای شهروندان و حقوق عمومی، اصل مسئولیت و جبران خسارت تعریف شده و دولت در صورت ورود خسارت و تعدی و تفریط در اعمال حاکمیتی و تصدی گری در برابر اشخاص مسئولیت دارد. اما دولت در برابر اعمال و رفتار خسارت بار اتباع هم مسئولیت دارد و منسوب به دولت تلقی می شود، لذا باید گفت؛ به طور کلی اصل بر عدم مسئولیت دولت است و مسئولیت متوجه اشخاص است اما تحت شرایطی می تواند آن اعمال زمینه ساز مسئولیت برای دولت باشد.
ارزش؛ معانی، اقسام و قلمرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«فلسفه ارزش» یکی از حوزه های مهم در فلسفه های مضاف است. از مباحث مهم در «فلسفه ارزش»، بحث از معانی ارزشی، اقسام ارزش و قلمرو ارزش است. در این مقاله، معانی، اقسام و قلمروهای ارزش استقراء شده و این اقسام، با روش تحلیلی، مورد واکاوی قرار می گیرد. ارزش به معنای مطلوبیت است که از نسبت میان طالب و مطلوب حاصل می شود و منظور از معانی ارزشی، معانی ای هستند که در محمول قضایای ارزشی به کار می روند، مانند معانی خوب و بد، درست و نادرست، باید و نباید، زشت و زیبا و... . ارزش اقسامی دارد که در این نوشتار به دوازده قسم از آن، همچون تقسیم ارزش به ذاتی و غیری، غایی و مقدمی، ذاتی و الهی، عقلی و شرعی، جایگزینی و غیرجایگزینی، باارزش و بی ارزش و ضدارزش و... اشاره شده است. قلمرو ارزش نیز هر حیطه ای است که ارزش در آن مطرح می شود که در این نوشتار به پانزده قلمرو برای ارزش همچون ارزش های اخلاقی، حقوقی، منطقی، معرفت شناختی، هنری، اقتصادی و... پرداخته شده است. این مقاله سعی دارد استقراء تامی از این سه حوزه در فلسفه ارزش ارائه و آنها را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.
بررسی تطبیقی مفهوم ذات در فلسفه اسپینوزا و فطرت از منظر علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مفاهیم و مبادی بنیادین نظام فلسفی وحدت گرای اسپینوزا، مفهوم «ذات» است. وی برای تبیین حیات عقلانی و چگونگی اختیار آدمی، از قانون ذات سخن می گوید. اهمیت این قانون تا آنجاست که زیربنای بخش سوم تا پنجم کتاب اخلاق را پایه ریزی می کند و در شکل دادن به نظام اخلاقی و وصول به غایتِ «سعادت انسانی» که مقصود اصلی اسپینوزا از تلاش فلسفی اوست نقش اصلی را ایفا می نماید. ذات از نظر اسپینوزا شامل هویت انسان، غریزه حیوان و طبیعت در نباتات و جمادات می شود. از طرف دیگر علامه طباطبائی، از مفهوم دینی «فطرت» سخن به میان می آورد و آن را بر حسب مفاهیم نظام فلسفی خود، تبیین می کند. فطرت در معنای عام خود به معنای ساختمان ویژه وجودی هر موجودی است و شامل همه موجودات از جمادات تا انسان می شود. تحلیل ایشان از «فطرت» با تبیین ذات در منظر اسپینوزا از جهت مفاد و نتایج شباهت های معناداری دارد. اهمیت این رویکرد در آثار علامه از این جهت است که این دیدگاه، آثار مهمی در معرفت شناسی و هستی شناسی دارد و از این جهت قابل مقایسه با «ذات» اسپینوزا است. این مقاله به بررسی تحلیلی دیدگاه های این دو حکیم بزرگ می پردازد، و سپس با مقایسه و تطبیق رهیافت های مشترک و نقاط افتراق آنها، سعی می کند گامی در جهت تحقق گفت وگو میان این دو سنت فلسفی بردارد.
اوصاف شیعیان واقعی؛ عدالت ورزی و تسلیم بودن در برابر حق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله شرحی است بر کلام امیرمؤمنان علی علیه السلام در باب اوصاف شیعیان واقعی. از دیگر ویژگی های شیعیان، عدالت ورزی و تسلیم بودن در برابر حق است. یک مؤمن در کمک به برادران ایمانی خود و اختصاص امکانات و اموال شخصی به آنها می تواند تبعیض قائل شود و هر قدر دوست دارد بذل و بخشش کند، اما در اختصاص بیت المال باید رعایت عدالت نماید و دوست و دشمنی را نباید در انجام وظیفه خود دخالت دهد. همچنین در اختلافات حقوقی و مالی بین افراد و هنگام مراجعه به دادگاه، باید به حکم دادگاه تمکین نماید. برخی به ظاهر مدعی پذیرش احکام اسلامی و تبعیت از دستورهای خدا هستند، اما وقتی منافع آنان به خظر می افتد، از پذیرش احکام اسلامی سر باز می زنند. باید در اختلافات و در جایی که قاضی مطابق موازین اسلامی حکمی را صادر کرد، آن را پذیرفت، هرچند به ضرر خود فرد باشد.
ناسازگاری درونی نظام معرفتی فخر رازی درباب علیت و توحید افعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره نوزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۷۲
85 - 100
حوزههای تخصصی:
در اندیشه ی فخر رازی، از یک طرف مسأله ی علیت و تأثیر و تأثّر موجودات بر یکدیگر مطرح است و از طرف دیگر، قول به توحید افعالی و عمومیت علیت و فاعلیت خداوند برای همه ی افعال و معلول ها و بلکه انحصار علیت و فاعلیت به خداوند مطرح می شود. برخی معتقدند میان این دو قول ناسازگاری وجود دارد. مقاله ی حاضر با هدف ارائه ی تبیینی روشن تر از این مسأله، کوشیده تا با روش تحلیلی، این مسأله را در اندیشه ی فخر رازی بررسی کند. نتیجه ی پژوهش این بوده است که توحید افعالی با اصل علیت و فروع آن ناسازگار نیست، بلکه اصل علیت و فروع آن از مبانی فلسفی مهم توحید افعالی بوده و موجب تبیین بهتر آن می شود. بااین حال، در اندیشه ی فخر رازی، قول به توحید افعالی و قبول اصل علیت و برخی فروع آن، بیانگر ناسازگاری درونی در نظام معرفتی وی است. البته شاید بتوان میان فخر رازی فیلسوف و فخر رازی متکلم فرق نهاد و قول به اصل علیت را دیدگاه فیلسوفانه ی وی و قول به توحید افعالی را دیدگاه متکلمانه ی وی دانست؛ هرچند در آثار وی غلبه با رویکرد کلامی است تا فلسفی.
امام و امامت در گفتمان امام رضا (علیه السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۸
29 - 57
حوزههای تخصصی:
این مقاله در صدد آن است که دیدگاه های کلان نظری و فرانظری مطرح شده در خطبه امام رضا (علیه السلام) در حوزه امام و امامت را با روش تحلیل گفتمان به شیوه «پدام» مطالعه و بررسی کند. کشف دال های اساسی مرتبط با بحث امامت، حاکمیت و حکومت داری در این خطبه، بیانگر دیدگاه های نظری و فرانظری آن امام معصوم (علیهم السلام) بر اساس اصول اسلامی و قرآنی است. گفتمان امام و امامت از منظر امام رضا (علیه السلام) با مفصل بندی های گوناگون و با ایجاد روابط بینامتنی میان این گفتمان و گفتمان های حاکم بر روایات و بیانات پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و سایر امامان معصوم (علیهم السلام) بیانگر وجود یک «نظریه کلان امامت» در حوزه حاکمیت اسلامی است که امام را فردی می داند که باید دارای چهار ویژگی «منصوب خداوند»، «حاکم جامعه اسلامی»، «رهبر جهانی» و «منجی بشریت» باشد. اگرچه این چهار ویژگی در زمان یازده امام معصوم (علیهم السلام) به دلیل شرایط نامطلوب به طور کامل محقق نشده اند، در دوره امام دوازدهم، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)، همه این ویژگی ها به طور کامل ظهور خواهند یافت.
پژوهشی پیرامون روش تفسیری طبری با تکیه بر دیدگاه های آیت الله معرفت و ذهبی
حوزههای تخصصی:
دانش تفسیر در میان علوم اسلامی یکی از ارجمندترین علوم است که با آیات قرآن پیوند می خورد. هر مفسری در تفسیر، روش و منهج خاصی دارد که در تفسیر آیات برای فهم مدلول کلام از آن کمک می گیرد. بر این اساس، دانستن شیوه و روش تفسیر مفسران، موجب گشودن راهی در مسیر شناخت نوع تفسیر و در نهایت فهم صحیح از تفسیر مورد نظر است. در این راستا پژوهش حاضر به بررسی روش تفسیری در جامع البیان طبری با تکیه بر دو کتاب ارزشمند «تفسیر و مفسرون» ذهبی و «تفسیر و مفسران» معرفت پرداخته است. جامع البیان طبری را می توان از زمره تفاسیر مأثور- روایی- دانست که مفسر آن تبحر و تسلطی کم نظیر در حدیث و تاریخ دارد. در عین حال با بررسی های به عمل آمده، این نتیجه بدست می آید که این اثر دارای نواقصی چون؛ تکرار بیش از حد، نقل احادیث بدون بررسی، نقد سندی و رجالی در اکثر موارد و نقل اسرائیلیات بدون هیچ واکنشی در درستی و نادرستی آن ها می باشد. ضمن این که دارای مزایایی چون؛ نقل اختلاف قرائات، نقد و بررسی آن ها در اکثر موارد، جرأت در اظهار نظر فقهی و اتخاذ فتوا در ذیل آیات الاحکام نیز هست.