ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۲۶۱ تا ۱۲٬۲۸۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۱۲۲۶۱.

روابط افغانستان و چین: تغییر به سمت شراکت استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۹ تعداد دانلود : ۴۷۱
روابط چین و افغانستان در دهه های گذشته براساس رویکرد پکن به تحولات منطقه ای و بین المللی تنظیم شده است. خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و تصرف کابل از سوی طالبان موجب تغییر رویکرد چین در قبال افغانستان از دیدگاه های مختلف شد. خروج آمریکا موجب تغییر موازنه قدرت در افغانستان و به تبع آن مناطق پیرامونی آن خواهد شد. رویکرد چین نسبت به افغانستان همواره برمدار ملاحظات امنیتی بوده و در حال حاضر ملاحظات اقتصادی نیز به آن افزوده شده است. طرح بزرگ اقتصادی چین در پاکستان و آسیای مرکزی در کنار نگرانی از پیوند میان گروه های افراطی در افغانستان با ایغورها در همسایگی این کشور از مهم ترین نگرانی های امنیتی چین است. حضور طالبان در قدرت و خروج آمریکا از افغانستان منجر به تغییر الگوی روابط از بی تفاوتی حساب شده به شراکت استراتژیک شده است. مؤلفه هایی مانند قطعیت نداشتن محیطی و انطباق استراتژیک، زمینه ساز پذیرش این الگو از سوی چین شد. در پژوهش حاضر به بررسی چرایی تغییر رویکرد چین در قبال افغانستان از بی تفاوتی حساب شده به شراکت استراتژیک می پردازیم و می خواهیم با بیان کنشگری چین در افغانستان تصویر روشنی از این تحولات ارائه دهیم.
۱۲۲۶۲.

نشانه شناسی نمادهای مذهبی در فلزکاری دوره صفوی (نقوش گیاهی، حیوانی و مرکب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۵۴۲
نشانه شناسی به عنوان ابزاری پژوهشی برای فهم حقیقت، نقش مهمی در آشکار نمودن علائم پنهان، رموز و نمادهای مذهبی دارد. از آن جایی که در دوره صفویه فلزکاری از اهمیت زیادی برخوردار و دارای ارزش فرهنگی، هنری و مذهبی در ابعاد مادی و معنوی بوده است، چنان چه هنرمندان ایرانی در این دوره با استفاده از فلز ارتباط بین هنر و مذهب را فراهم نمودند، به همین جهت پژوهش حاضر با هدف بررسی نشانه شناسی نمادهای مذهبی در فلزکاری دوره صفویه به دنبال پاسخ به این سؤال است که چه نمادهای مذهبی در نقوش (گیاهی، حیوانی و مرکب) فلزکاری صفوی کاربرد داشته اند؟ شیوه پژوهش توصیفی-تحیلی بوده و جمع آوری اطلاعات با استفاده از منابع اسنادی، مشاهده و مصاحبه صورت گرفته است. نتایج پژوهش بیان گر آن بوده است که مهم ترین نمادها در نقوش (گیاهی، حیوانی و مرکب) عصر صفویه، بته جقه، شیر، طاووس و شیر و خورشید بوده اند. هر چند این نمادها در طول تاریخ کهن ایران معانی مختلفی در بر داشته اند؛ ولی در این دوره تحولاتی در مفاهیم نمادها و نشانه ها در نقوش رخ داده است، یعنی علاوه بر همراه داشتن مفهوم ذاتی نماد، مفاهیم جدیدی به خود گرفته اند، که همان ارتباط با فرهنگ اسلامی و مذهب تشیع بوده است و گرایش به برداشت مذهبی از نمادهای مذکور افزایش یافته است.
۱۲۲۶۳.

مستندسازی آموزش سنتی در حرفه زیلوبافی (مطالعه موردی: شهر میبد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۴۳۵
زیلوبافی از جمله هنرهای قدیمی و ریشه دار در استان یزد و شهرستان میبد است. مسأله این پژوهش بررسی آموزش و به عبارت دیگر چگونگی ارتباط بین استاد و شاگرد در این حرفه است. پرسش بنیادین این مقاله چگونگی روابط بین استاد و شاگرد و توصیف شکل گیری این رابطه از زوایای مختلف و پاسخ به سؤالات فرعی تر همچون سن و جنسیت شاگردان، نوع رابطه بین استاد و شاگرد، دستمزد اساتید، مراحل و دوره های یادگیری، شیوه های یادگیری و یاددهی، چگونگی انتخاب استاد و معیارهای آن و ... است. روش تحقیق در این پژوهش، میدانی و مصاحبه ای است. بدین منظور با بیش از ده نفر از افراد شاخص این حوزه، با میانگین سنی بین پنجاه تا هفتاد سال مصاحبه شد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که آموزش در این حرفه به شکل کاملاً شفاهی و به شیوه استاد - شاگردی و سن شروع آموزش در کودکان به طور متوسط بین شش تا هفت سال بود. در این شیوه، یادگیری دارای مقاطع و مراحلی بود و این مقاطع بسته به هوش، ذکاوت و پشتکار و علاقه شاگرد متفاوت بود و تغییر می کرد. زنان در بافت زیلو نقش کم رنگ تری داشتند و بیشتر، مقدمات بافت زیلو را فراهم می کردند.
۱۲۲۶۴.

اعتبار محدود فقه سیاسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۴۴۷
برخی اندیشمندان به اعتبار فقه سیاسی، و برخی دیگر به بی اعتباری آن نظر دارند. حداکثری ها در گروه نخست و حداقلی ها در گروه اخیر جای می گیرند. بر اساس نظریه همروی، فقه سیاسی اعتبار محدود دارد؛ به این معنا که راه مراجعه به آن برای دریافت احکام هنجاری (در دو حوزه احکام وضعیه و تکلیفیه خمسه) باز است، و در مسائلی همچون جهاد، امربه معروف و نهی ازمنکر، علمیات استشهادی انشاء حکم دارد. از این دیدگاه، استدلال کسانی اعتبار فقه سیاسی را زیر سؤال می برند، با مشکل روبرو است؛ همان گونه که رویکرد حداکثری به فقه (و دین) نیز خالی از مشکل نیست. بر اساس نظریه همروی، فقه سیاسی نمی تواند نظام سازی کند یا نظریه دولت داشته باشد. یکی از ارکان نه گانه نظریه همروی، اعتبار محدود فقه سیاسی است.
۱۲۲۶۵.

تحلیل نسبت میان تربیت اخلاقی و تلقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۲۹۵
آیا تربیت اخلاقی امری عقلانی عاری از تلقین است یا این که لزوما با تلقین اخلاقی همراه می باشد؟ در پاسخ به این پرسش و نسبت میان تربیت اخلاقی و تلقین دو دیدگاه کاملا متفاوت وجود دارد. دیدگاه مخالف تلقین، منکر هرگونه نسبتی میان تربیت اخلاقی اصیل با تلقین است. در این نگرش تلقین بر اساس چهار معیار قصد، روش، محتوا و پیامد صورت می گیرد. در دیدگاه موافق تلقین، نقش تلقین برای تربیت اخلاقی، حیاتی و اجتناب ناپذیر است. در این رویکرد از آن جایی که تصدیق معیار غایی اخلاقی غیرممکن است تلاش در تربیت اخلاقی مسلما رنگ و بوی تلقین دارد. فصل مشترک دو دیدگاه فوق، نادیده گرفتن شرایط سنی یادگیرنده در امر تربیت اخلاقی است. پژوهش حاضر برخلاف دیدگاه مخالف تلقین، تربیت اخلاقی بدون تلقین را امری غیرممکن می داند. اما از سوی دیگر با محصور کردن کارکرد مثبت و لازم تلقین به دوران اولیه رشد بچه از دیدگاه تربیت اخلاقی تلقینی نیز فاصله خواهد گرفت. مطابق این ادعا، از آن جایی که بچه در مراحل اولیه رشد خود فاقد قوای انتقادی و استدلالی لازم برای فهم و پذیرش و تبعیت از یک معیار اخلاقی است، تربیت اخلاقی در این دوره با تلقین درآمیخته است. این نوع تلقین، تاثیر گذاری بر تمایلات، عادات و انتظارات بچه است که منجر به شکل گیری تعهد اخلاقی نزد او خواهد شد. لذا تلقین اصول اخلاقی در دوران بچگی ناقض تفکر و سنجش نقادانه قضاوت های اخلاقی در دوره رشد و بلوغ فکری او نخواهد بود.
۱۲۲۶۶.

ارزیابیِ دیدگاه انتقادی لوئیس پویمن در باب نسبی گرایی اخلاقیِ ذهنی و قراردادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۳۲۶
لوئیس پویمن فیلسوف آمریکایی معاصر درآثارخود از زوایای مختلف به نقد و بررسی نسبی گرایی اخلاقی پرداخته است. در این مقاله با روشن ساختن مواضع و صورت بندیِ استدلال های وی سعی در ارزیابی دیدگاه انتقادی او در باب نسبی گرایی اخلاقی «ذهنی» و «قراردادی» داریم. در نظر پویمن تعارضی آشکار میان مفهوم بنیادین اخلاق و نسبی گرایی اخلاقی وجود دارد. نسبی گرایی ذهنی ما را به ورطه فردگرایی افراطی و زیبایی شناسیِ سلیقه ای فرو می غلطاند. نسبی گرایی قراردادی نیز در حل و فصل نمودن مناسبِ مشکلاتی مانند تعریف فرهنگ، اجتماع و پاره ای دیگر از انتقادات با شکست مواجه می شود. پویمن با تحلیلی دقیق، دو عنصر تنوع و وابستگی را که دو مدعا اصلی نسبی گرایی قراردادی اند به چالش کشیده و نارسایی های آن را آشکار می سازد. وی در نهایت پس از بررسی نسبی گرایی اخلاقی در دو شاخه مهم آن و ارزیابی جانانه استدلال ها و گزاره های نسبی گرایان، به این نتیجه می رسد که نسبی گرایی در قرائت های مختلف خود قابل دفاع نیست و در نتیجه باید به اخلاقی عینی که ساختاری منسجم و بارز داشته باشد پناه برد.
۱۲۲۶۷.

اوصاف و مضرات نفس اماره در مثنوی مولوی و شیوه های رهایی از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۴ تعداد دانلود : ۳۸۱
یکی از سرسخت ترین بت هایِ درونی که به عنوان مادر تمامی اعمال ناپسند اخلاقی و مانعی بس بزرگ و نیرومند در سیر و سلوک آدمی شناخته می شود، «نفس اماره» است که به سادگی نمی توان از چنگال مکر، ترفند و شرارت های او رهایی یافت. موضوع نفس اماره، حضور پُر رنگی در مثنوی معنوی دارد؛ ولی شیوه بیانی مولانا در مثنوی (تداعی- گویی و جرِّ جرّار کلام)، منجر به پراکندگی مطالب و مانع شناخت دقیق مخاطبان از اندیشه جامع وی نسبت به آن گردیده است. در این پژوهش، با جمع تمامی ابیات پراکنده موضوع نفس اماره در مثنوی و تحلیل آنها بر اساس خود مثنوی، این نتیجه حاصل شد که برخلاف پریشانیِ بیانی و پراکندگی ابیات، مثنوی دکانِ وحدت و انسجام فکری و معنایی است و مولانا در اثر خود می کوشد تا تصویر کاملی از اندیشه خود نسبت به موضوع «نفس اماره» را به عنوان یکی از موضوعات کلیدی و پُر تکرار عرفان و اخلاق اسلامی، به نمایش بگذارد. همین انسجام معنایی باعث شده تا وی جدا از یادکردِ ویژگی ها و اوصاف منفی نفس اماره و به میان آوردن مضرات اخلاقی متعدد و برحذر داشتن افراد از پیروی از آن، به شیوه هایی همچون: بی اعتنایی به خواست نفس اماره و تقوا ورزیدن، نماز و طاعت، جوع و گرسنگی، پیمان بستن با خدا، دوری از صفات جسمانی، یاری جستن از اولیای الهی، ذکر حق، فضل ایزد، توفیق و اراده و قدرت خدا و... نیز برای رهایی از این دوزخ هفت دَر اشاره کند تا سالکان و گرفتاران بتوانند با تزکیه و تهذیب و دفع این دشمن درونی، به مدارج بالا صعود کنند و به مقام فنا و وصال حق برسند.
۱۲۲۶۸.

پاسخ به منتقدان ملاصدرا درباره معاد جسمانی: ردّ ادعای تعارض با شریعت و حصر آن در معاد روحانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۳۲۰
نظریه ی معاد جسمانی ملاصدرا، علاوه بر هماهنگی با مبانی دینی، بر اصول و مبانی فلسفی و عقلی ابتنا دارد. ملاصدرا چون ناظر به اشکالات متکلمین خصوصاً فخررازی بود، بر آن شد تا برای اجتناب از اشکالات ایشان، برای نخستین بار به اثبات عقلی معاد جسمانی بپردازد. لذا در صورت بندی این نظریه از اصول فلسفی نوین مکتب خود بهره برد. او با ردّ معاد جسمانی عنصری و نیز اعتقاد به معاد جسمانی اخروی، در مقابل دیدگاه اکثر متکلمین - یعنی بازگشت اجزای متفرق مادی عنصری در آخرت که دار تجرد است - ایستاد. همچنین او به عینیت فرد مُعاد با فردی که در دنیا بوده معتقد شد تا راه را بر منتقدینی که مدعی تعارض نظریه او با شریعت بودند، مسدود سازد. در مقابل انتقادات و ابهامات متنوعی بر این نظریه مطرح شد. برخی منتقدین آن را نظریه ای فلسفی و متعارض با شریعت دانسته، برخی با ابعادی از آن همراه شده و آن را تحسین نمودند. اما مفسرینی هم متعرض ناسازگاری این نظریه با شریعت نشده و با آن موافقت نمودند. در مجموع عدم بررسی همه جانبه ی این نظریه توسط منتقدین، موجب ایجاد این تردیدها گردید. ملاصدرا با طرح نشئات سه گانه (طبیعی، عالم مثال و عالم عقلی) و نیز سه گونه انسان (حسی، نفسی و عقلی)، معاد هایی فراتر از معاد مثالی و همچنین معاد برای سایر موجودات را اثبات نمود. نهایتاً ملاصدرا با ارائه دیدگاه ابتکاری، شناخت مسئله معاد را در گرو طریق معرفت نفس و معرفت قوا می داند.
۱۲۲۶۹.

بازخوانی موردی مطالعات بدن پژوهی در حوزه الهیات؛ رویکردها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۲۳۱
ساحت جسمی انسان یکی از مهم ترین ابعاد وجود آدمی است که در ارتباط با افراد و اجتماع و شکل گیری هویت انسان، نقش ایفا می کند. با وجود اهمیت این جنبه، در پژوهش ها کمتر به این موضوع توجه می شود. علی رغم اهمیت ساحت جسمی و تأثیر آن در شکل گیری هویت انسان، همچنان این موضوع در مباحث علم النفس و انسان شناسی جایگاه شایسته ای ندارد. عظمت روح، نگرش سلبی نسبت به بدن، تلقی ابزاری از بدن، خارج بودن از حقیقت انسان و دوگانه انگاری حداکثری، از جمله عوالمی است که در کم توجهی به مباحث بدن مؤثر بوده است. بدن در تفکر برخی از اندیشمندان اسلامی، امری منفی، دشمن انسان، حجاب نفس، امری ظلمانی و راهزن در کمال است. درباره این رویکردها ملاحظاتی وجود دارد. در این پژوهش ضمن تبیین و نقد این دیدگاه ها به تبیین رویکرد مبتنی بر حکمت و اندیشه اسلامی می پردازیم. طبق این دیدگاه بدن کالبد قدسی، مرکب کمال انسان و محلی برای پذیرش افاضه روح است. بازسازی این رویکرد، بستری برای تبیین چهارچوب نظری جایگاه بدن در ساختار وجود انسان و مواجهه عملی با بدن را فراهم می آورد.
۱۲۲۷۰.

کنکاشی در کرامت اولیا به عنوان انسان های برتر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۲۸۱
انسان موجود چند بعدی و دارای توانمندی های بالقوه فراوانی است که با شناخت و اکتشاف و فعلیت دادن به آنها، توانمندی های پنهان و باطنی انسان رخ می نماید و موجب اعجاب می شود. بندگی خدا و نزاهت نفس و کنترل ابعاد مادی تحت سیطره و قیادت  ابعاد روحی و معنوی، توانایی های شگرف و محیرالعقولی را از انسان نمایان می کند و ابعاد الهی نهفته انسان متعبد را جلوه گر می سازد. در مسیر تکامل معنوی با ریسمان بندگی انسان عروج یافته و رنگ خدایی گرفته و انانیت نفاسی او شکسته و غایب می شود و بّعد ربانی او طلوع می کند و با ارتقای وجود در عالم خلقت، کارهای خدایی انجام می دهد که صدور کرامت از آن جمله است. سیر استکمالی انسان در عبودیت به مقام منیع ولایت منتهی می گردد. در مقام سرسپردگی کامل به حق، افعال انسان تحت مدیریت الهی و ربانی قرار گرفته و تفویض طرفینی محقق می شود. انسان امور خود را به حق می سپارد و خود را تحت تدبیر او قرار می دهد و به دنبال این امر خداوند با فضل و کرم، قدرت خلاقه و تکوینی در خارج از عالم نفس به او عطا می کند. این خلاقیت در عرف عرفا به کرامت اولیا و معجزات انبیا تعبیر می شود. کرامت و صدور افعال غیر عادی از اولیا مورد تایید نصوص معتبر دینی و اندیشمندان اسلامی است. در مقاله پیش رو ضمن اعتباربخشی به این بعد انسانی با استناد به نصوص و متون دینی و قرآنی، نحوه و ساز و کار صدور کرامت بیان شده است و از کلمات بزرگان  تعلیم یافته در مکتب وحی استشهاداتی ذکر گردیده است.
۱۲۲۷۱.

سلوک اخلاقی بازتابیده در روایات جابر جعفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۳۶۵
یک راه برای آگاهی از مکاتب اخلاقی رایج در دوران حیات اهل بیت (ع) شناخت اندیشه های شاگردان ایشان است. به نظر می رسد شاگردان اهل بیت (ع) نقش مهمی در شکل گیری و تحول اندیشه های اخلاقی عصر خود داشته اند. از شخصیت های مهم و اثرگذار شیعی در این دوران جابر بن یزید جُعفی است. وی در میان شاگردان امام باقر (ع) از شاگردان خاص آن امام، و از نگاه عالمان عامه مسلمانان هم از تابعین به شمار می رود. براین پایه، شناخت اندیشه اخلاقی او باید مهم تلقی شود. مطالعاتی که تا کنون درباره روایات اخلاقی جابر صورت گرفته اند مبانی هستی شناسانه و انسان شناسانه تفکر اخلاقی او را بازمی نمایند؛ آن سان که می توان برپایه آن ها دریافت خیر اعلایی که از نگاه جابر باید با سلوک اخلاقی حاصل کرد کدام است. بااین حال، در آن ها این معنا تبیین نشده است که شیوه سلوک بهینه اخلاقی برای دست یابی به آن خیر اعلا چیست. در این مطالعه بنا ست با تحلیل روایات رسیده از جابر جعفی شیوه سلوک اخلاقی بهینه از نگاه وی را بازشناسیم.
۱۲۲۷۲.

بررسی انتقادی دیدگاه آلوین پلنتینگا درباب آموزه بساطت الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۱ تعداد دانلود : ۴۵۰
بساطت الهی در معنای این همانی ذات و صفاتِ خداوند از مهمترین آموزه های خداباوری کلاسیک است. بر مبنای خداباوری کلاسیک از آنجا که هرگونه ترکیب نشان از وابستگی کل به اجزا دارد و خدا بی نیاز محض است، پس هیچ گونه ترکیبی در خداوند راه ندارد. اتکای این آموزه بر مباحث متافیزیکی مانند «شیء» و «ویژگی» منجر به برخی انتقادات از سوی بعضی از فیلسوفان تحلیلی معاصر شده است.در نگاهِ انتقادی آلوین پلنتینگا، عینیت ذات و صفت، همچنین این همانی صفات با یکدیگر، با تکیه بر مبانی متافیزیکِ تحلیلی به این می انجامد که اولاً خدا فقط یک صفت داشته باشد و آن صفت چیزی نیست جز «خودش» و ثانیا پذیرش چنین عینیتی، صفت(و یا ویژگی) بودنِ خداوند را در پی خواهد داشت. مبتنی بر این دیدگاه ویژگی ها، هویت انتزاعی دارند و تمامی هویات انتزاعی هم از نظر علّی بی اثرند. در نتیجه، پذیرش این مبانی منجر به ناسازگاری آموزه بساطت با دیگر صفات خداوند همچون قیّومیت او می شود. در نهایت یا می باید به آموزه بساطت به دیده شک نگریست و یا از مبانی متافیزیکی دیگری برای توضیح رابطه ذات و صفات الهی دفاع کرد. مقاله حاضر کوششی است برای توضیح این ناسازگاری و نشان می دهد با پذیرش ویژگی بی حدی ذات در الاهیات کلاسیک، تبیین متافیزیکی رابطه ذات و صفات در خداوند، الگوی دیگری غیر از متافیزیک مقبول پلنتینگا می طلبد. دیگر آنکه با وجود عینیت ذات با برخی ویژگی ها مانند ویژگی «وحدت» و ویژگی «این همان بودن» تبیین آنها با الگوی رابطه مصداق یافتگی خلاف شهود و مستلزم تسلسل است.
۱۲۲۷۳.

خداباوری و شر گزاف: بررسی پاسخ ویلیام هسکر به مسأله ی شر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۴ تعداد دانلود : ۴۴۴
شر گزاف شری است که موجود عالم و قادر مطلق بتواند مانع آن شود بی آن که به سبب این ممانعت، خیری برتر از دست رود، و یا شری بدتر یا برابر با آن ایجاد شود. ویلیام رو معتقد است وجود شر گزاف تهدیدی جدی برای خداباوری است. پترسون با توسل به اراده آزاد، آن دو را سازگار می داند. به نظر هسکر استراتژی پترسون در خصوص شر صرف موفقیت آمیز است ولی در خصوص شر گزاف کارآمد نیست. پاسخ هسکر در دسته پاسخ های همسازگرایانه قرار می گیرد با این تفاوت مهم که به نظر او، خداباوری و وجود شر گزاف نه تنها سازوار هستند بلکه وجود شر گزاف برای باورمند بودن به خداوند با اوصاف اصلی الهی، ضروری تلقی می شود. هسکر به مفهوم "اخلاق ژرف" متوسل می شود. به نظر او، برای آنکه انسان ها انتخاب های اخلاقی مهم داشته باشند، اخلاق نباید تضعیف شود. به نظر هسکر این پاسخ، برخلاف پاسخ اختیارگرایانه، حتی در مواجهه با شر طبیعی گزاف نیز کارگر است زیرا فضایل اخلاقی زیادی هستند که در مواجه آدمی با بلایای طبیعی امکان تحقق دارند؛ خیرهایی همچون آگاهی، دوراندیشی، شجاعت، احتیاط، هم کاری و... . در این مقاله، استدلال هسکر و برخی از انتقادهای وارد بر این استدلال را مورد بررسی قرار داده ایم.
۱۲۲۷۴.

أحد و أحدیت؛ بررسی تطبیقی دیدگاه فلوطین و مکتب ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۴۴۷
هر چند فلوطین و ابن عربی از دو مکتب فکری جداگانه و مستقل هستند، اندیشه های آنها در مورد خداوند شباهت بسیاری دارد. به گونه ای که برخی از وجوه شباهت أحد فلوطینی ناظر به احدیت وصفی و برخی دیگر به أحدیت ذاتی است. از این جهت، از نظر هر دو آنها ذات خداوند قابل شناخت نیست و معلوم انسان یا موجود دیگری نمی گردد؛ همچنین ذات خداوند دارای وحدت حقیقی است و سایر موجودات وحدت غیر حقیقی دارند، چگونگی صدور موجودات در تشکیک طولی و عقل بودن نخستین صادر و وحدت وجود، نیازمندی و فقر همه موجودات به خداوند، از جمله مشابهت ها می باشد. با وجود این مشابهت ها، تفاوت هایی نیز میان مبانی و اندیشه های این دو متفکر هست. فلوطین شناخت أحد را صرفا سلبی می داند و ادراک ایجابی از نظر او به طور کلی منتفی است. در مقابل ابن عربی با تفاوت گذاری میان أحدیت وصفی و واحدیت، شناخت ایجابی را در مقام واحدیت اثبات می نماید. این مقاله از جهت بررسی و تحلیل تفاوت ها و شباهت های بیان شده میان فلوطین و مکتب ابن عربی دارای نوآوری می باشد.
۱۲۲۷۵.

ارزیابی نقدهای مفسران معاصر شیعی بر روش تفسیری قرآن به قرآن علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۴۱۰
برخی از مفسران معاصر شیعه در خلال بهره گیری گسترده از تفسیر المیزان، در مواردی نیز آرای مؤلف آن را مورد نقد قرار داده اند. پژوهش پیش رو که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای انجام شده، به بررسی صحت و سقم ادله یِ ناقدانِ آرای تفسیری مؤلف المیزان در بهره گیری از روش تفسیری قرآن به قرآن پرداخته است. مهم ترین اشکالات ناقدان به نظرات علامه غالباً مبتنی بر قواعد ایشان در بهره گیری از دلالت های قرآنی در تفسیر آیات می باشد که عبارتنداز: بهره گیری ناصواب از روابط معنایی و قراین درون متنی آیات، ناهماهنگی و عدم دلالت آیات مورد استناد علامه، مخالفت نظر علامه با سیاق، ناسازگاری آرای مؤلف المیزان با ظاهر آیات، بدون شاهد و قرینه بودن نظرات علامه و مغایرت نظرات ایشان با آیات دیگر. بر اساس یافته های تحقیق، علامه در بهره گیری از روش تفسیری قرآن به قرآن بسیار موفق بوده و غیر از موارد معدودی که ناقدان با ادلّه و استنادات قابل اعتمادی آرای ایشان را نقد و رد نموده اند، اغلب نظرات ناقدان به دلایلی ازجمله درک نادرست و نقل غیرصحیح نظر علامه و همچنین ضعف ادلّه ی آنان در نقد دیدگاه مؤلف المیزان و اختلاف با ایشان در روش و مستندات تفسیری، نامعتبر بوده و از صحت لازم برخوردار نمی باشد.
۱۲۲۷۶.

گونه شناسی تصحیفات لفظی و معنوی (مطالعه موردی تهذیب الاحکام شیخ طوسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۳۶۳
مجموعه های حدیثی، گنجینه های ارزشمند منابع معرفتی اندیشه اسلامی هستند، اما استفاده از این گنجینه های گران سنگ نیازمند بهره مندی از تخصص های لازم و طی مقدماتی است که یکی از آنها شناسایی آسیب های ثبت و ضبط احادیث است تا حدیث پژوه بتواند نسبت به زدودن پیامدهای نامطلوب آن در حوزه فهم حدیث اقدام نماید. وقوع «تصحیف» در این کتب به معنای تغییر یافتن غیرعمدی بخشی از حدیث به کلمه یا عبارت دیگر، یکی از آفت های راه یافته در احادیث است که تشخیص و اصلاح آن، پژوهش های مستقلی را می طلبد. در این نوشتار تلاش شده با روش توصیفی تحلیلی و مطالعه کتابخانه ای، ابتدا چیستی تصحیف و گونه های آن بیان شده و سپس با مطالعه موردی کتاب تهذیب الاحکام شیخ طوسی به عنوان یکی از مهم ترین کتب اربعه حدیثی شیعه، برخی از مصادیق وقوع تصحیف در این کتاب ارزشمند را شناسایی نموده و متن صحیح را پس از پی جویی در دیگر منابع حدیثی، معرفی نمائیم. یافته های تحقیق بیانگر آن است که دو گونه تصحیف لفظی و معنوی در این کتاب رخ داده که هر کدام انواع و مصادیق مختلفی دارد. لازم به ذکر است که ذکر مثال های متعدد از این پدیده، صرفاً جهت رفع ابهام از حدیث بوده و به هیچ عنوان ارزش والای کتاب تهذیب الاحکام و مرجعیّت علمی شیخ طوسی را خدشه دار نمی کند.
۱۲۲۷۷.

ارزیابی مقایسه ای کیفیت فعالیت های فوق برنامه درسی اجرا شده در مدارس دوره متوسطه شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۰ تعداد دانلود : ۳۷۹
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مقایسه ای کیفیت فعالیت های فوق برنامه درسی اجرا شده در مدارس دوره متوسطه شهر قم براساس عناصر نه گانه کلاین انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی−پیمایشی و به لحاظ هدف کاربردی می باشد. جامعه پژوهش شامل مدیران، مربیان و دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر قم می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی ساده و برحسب جدول مورگان به ترتیب 119، 140 و 401 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته بود. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه به وسیله صاحب نظران حوزه مربوطه و پایایی نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 97/ محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی از قبیل آزمون t تک نمونه ای، تحلیل واریانس کروسکال−والیس و آزمون U مان ویتنی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد: 1. از دیدگاه مدیران فعالیت های فوق برنامه درسی اجرا شده در ابعاد «اه داف و مواد آموزشی» در وضعیت نامطلوبی قرار دارند؛ 2. از دیدگاه مربیان فعالیت های فوق برنامه درسی اجرا شده در بعد «زمان یادگیری» در وضعیت نامطلوبی قرار دارند؛ 3. از دیدگاه دانش آموزان فعالیت های فوق برنامه درسی اجرا شده در ابعاد اهداف، محتوا، م واد آموزش ی، فعالیت های یادگیری، راهبردهای اجرا، ارزشیابی، گروه بندی، زمان و فضا در وضعیت نامطلوبی قرار دارند.
۱۲۲۷۸.

تبیین و تحلیلی فلسفی از «مرگ اندیشی» و «معنای زندگی» در اندیشه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۴ تعداد دانلود : ۴۳۴
وجودی بودن مرگ نزد ملاصدرا، برخلاف فیلسوفان اگزیستانسیالیسم امکان معرفت بدان را فراهم می سازد. وی آن را رهایی دهنده نفس از جسم و قید و بند عالم دنیوی می داند. در نتیجه معرفت بدان و درکی وجودی از طریق این رهایی، صعود از عالم حس به عوالم مثالی و خیالی را برای فرد مهیا می سازد. «معنای زندگی» نیز گرچه از جمله مسائل فلسفی مطرح برای انسان مدرن است، اما براساس نگرش صعود انسان از عوالم مادی، مثالی و سپس عقلی در این نظام فلسفی، تبیینی ویژه به خود می گیرد. بر این اساس، تمام عوالم پایین تر مندرج در عالم بالاتر قرار داشته و در نتیجه انسان به واسطه شناخت از نفس و آگاهی یافتن از ابعاد این ادراک وجودی، توانا به زیستی جاودانه می شود. «مرگ اندیشی» سبب معرفت درباره گذران عمر و تحول جوهری نفس از نشئه جسمانی به سوی تجرد و سرانجام جدایی از جسم می شود. امری که ربط وثیقی با کمال نفس و غایت یابی او داشته و سبب معنایابی و انقلابی در نگرش به مرگ، به عنوان امری وجودی می گردد. از نظر ملاصدرا مرگ همان استکمال جوهری نفس و تحول آن به سوی عالمی دگر است. مطابق با رأی او مرگ امری ضروری و اجتناب ناگزیر است؛ زیرا نفس در مسیر فعلیت یافتن خود، وقتی به غایت برسد، به ضرورت از بدن جدا می شود. «معناداری زندگی» و ارتباط فلسفی آن با «مرگ اندیشی» از جمله مسائل مهم در فلسفه دین معاصر است که فیلسوفان اگزیستانس هر یک، به گونه ای منحصر به فرد، بدان پرداخته و نظرات بدیعی را در این ساحت رقم زدند. تحلیلی فلسفی از دیدگاه های ملاصدرا به دلیل طرح اندازی جامع ترین نظریات در باب حقیقت مرگ از یک سو و اندیشه معطوف به مرگ به عنوان مسئله ای فلسفی از سوی دیگر (از طریق استنباط نگرش فلسفی وی) و در نتیجه معناداری حیات ناب به واسطه میل به جاودانگی انسان، در مقایسه با فلاسفه پیش از خود، مقصود اصلی این مقاله است.
۱۲۲۷۹.

طراحی الگوی مفهومی تربیت مبتنی بر دیدگاه امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۸ تعداد دانلود : ۳۵۵
امروزه یکی از نگرانی های جامعه در باره چگونگی تربیت است. در این راستا، هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی مفهومی تربیت بر اساس دیدگاه امام  رضا(ع) است. روش پژوهش، تحلیل محتوا با رویکرد کیفی و استنتاجی است. واحدهای بررسی این پژوهش اسناد و متون مرتبط با حوزه تربیت از منظر امام  رضا(ع) بوده است. بر اساس یافته های پژوهش ده مبنا، پنج اصل و هفت روش به  دست آمد که الگوی مفهومی تربیت را ترسیم نمود. در این الگوی تربیت، اصول شامل رعایت خدامحوری، ارتقای روحیه و انگیزه، توجه به سلامتی جسم و روح، اخلاق مداری و تعامل مؤثر با جامعه تعیین گردید. روش های متناظر با اصول شامل شناخت زندگی سعادتمندانه و هدفمند، روش تربیت مبتنی بر عمل، بهره گیری مسئولانه از طبیعت، درک اهمیت سلامتی و تعادل جسم و روان، نهادینه سازی فضایل اخلاقی، خویشتن داری و پرورش هویت اجتماعی بود. معرفی الگوهای تربیتی شایسته و شیوه های تربیت صحیح در خانواده، از طریق سیاست گذاری در نهادهای تربیتی مانند رسانه و کاهش فاصله میان سخن و عملِ الگوهای تربیتی، ازجمله پیشنهادهای کاربردی این پژوهش است.
۱۲۲۸۰.

بررسی تحلیلی اسناد و دلالتِ روایات تفسیری آیه 31 سوره بقره بر وجود پیشینی اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۰ تعداد دانلود : ۳۶۴
در جریان انتصاب خلیفه الهی، قرآن کریم از تعلیم اسماء به حضرت آدم خبر می دهد؛ اسمائی که بر ملائکه عرضه می شود و آن ها اظهار بی اطلاعی می کنند: ﴿وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَهِ...﴾ (البقره:31). چیستی و مصادیق این اسماء همواره مورد بحث و اختلاف مفسران بوده که در دو رأی، قابل ساماندهی است: 1. تعلیم همه حقایق عالم 2. شناساندن ارواح اهل بیت علیهم السلام که مستند به سه روایت تفسیری است. پژوهش حاضر، با تحلیل سندی و محتوایی، سه روایت یادشده را به شهادت مؤیدات قرآنی و روایی، قابل اعتماد ارزیابی می کند. آنگاه در مواجهه این روایات با دسته دیگری از روایات، از میان سه رویکرد مفسران، دیدگاه جمع بین دو دسته روایت را برمی گزیند؛ اما برای رفع اشکال های برخی مفسران، به این تحلیل می رسد که حقایق همه موجودات عالم به حضرت آدم، تعلیم داده شد که والاترین مصادیق آن، ارواح اهل بیت(ع) بوده؛ اما اسمائی که بر ملائکه عرضه شده و آن ها به دلیل مرتبه ناز ل تر از آن مطلع نبودند، تنها حقیقت اهل بیت بوده است. شواهد درون متنی آیه نظیر تفاوت ضمائر آیه، تفاوت کاربرد واژگان تعلیم در مورد آدم و انباء در مورد ملائک، نیز دقت در کاربست الفاظ روایاتِ سه گانه این رأی را تقویت می کند. بنابراین، آیه تعلیم اسماء با استناد به این سه روایت بر وجود نوری اهل بیت و تقدم خلقت نوری آنان بر آفرینش حضرت آدم، دلالت دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان