ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۸۳٬۶۱۷ مورد.
۱۲۰۱.

فقه اجتماع: موضوع؛ قلمرو؛ ویژگی ها و روش آن

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۷
هدف پژوهش حاضر بررسی فقه اجتماع از جهت قلمرو، ویژگی ها و روش بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نشان داده شد که فقه اجتماعی نسبت به فقه فردی به لحاظ زمانی، جوان تر است. اما به لحاظ رویکردی، گسترده تر از فقه فردی بوده و تنها جنبه فردی و امورات شخصی را مطمع نظر قرار نداده؛ بلکه تکلیف حیات محیط و محاط بر فرد را هم در نظر گرفته و تلاش می کند که تکلیف مکلّف اجتماعی را هم روشن کند. البته این به معنای آن نیست که فقه فردی، دین را جدای از سیاست می داند یا به نقش مثبت یک حکومت متعهّد به دین در حمایت از اجرای احکام شریعت غافل است؛ بلکه به این معنا است که حکومت و سیاست، نقشی محوری در نگاه فقهی به مسائل ندارد. این رویکرد نیز، با توجه به جایگاه و نقش شیعه در حاکمیت سیاسی در ادوار تاریخی حیات شیعه، قابل توجه و قابل دفاع خواهد بود. یکی از برجستگی های فقه اجتماعی این است که، این رویکرد نمی تواند همانند فقه فردی با تشتّت و تکثّر در پاسخ های فقهی به مسائل کنار بیاید. چون در این رویکرد، فقیه تلاش می کند تا میان پاسخ های استنباطی به مسائل فقهی یک باب و ابواب فقهی مختلف، پیوند و انسجام منطقی برقرار نماید؛ نظیر پیوند میان اجزای یک مرکّب نظام مند.
۱۲۰۲.

نقد و بررسی دیدگاه ودیعه و قرض بودن سپرده گذاری در بانک ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۷
درباره حقیقت سپرده گذاری، به خصوص سپرده با سود در بانک ها، دیدگاه های متفاوتی مانند ودیعه، قرض، مضاربه، وکالت و قرارداد جدیدبودن مطرح شده است. بی گمان شرایط و احکام شرعی و حقوقی آن نیز بر اساس هریک از معاملات یادشده تفاوت خواهد کرد. یکی از نظرات دارای سابقه ودیعه بودن سپرده گذاری در بانک ها است و در مقابل، نظریه مشهور بین فقیهان و حقوق دانان قرض بودن سپرده ها است. مهم ترین اثر قرض بودن سپرده، جریان حرمت ربای قرضی برای گرفتن سود در این نوع معاملات بانکی است. در این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی، پس از تبیین برخی مفاهیم لازم، دو دیدگاه ودیعه و قرض بودن سپرده گذاری، بررسی، ارزیابی و نقد می شود. مهم ترین یافته این تحقیق این است که سپرده گذاری در بانک قرارداد ودیعه نیست. همچنین قرض بودن سپرده گذاری در بانک ها اگرچه دیدگاه رایج است، محرز نیست. در نتیجه، آثار و احکام این دو عنوان فقهی بر سپرده گذاری مترتب نمی باشد. البته روشن است که شرایط و مقررات کلی معاملات بایستی در این موارد رعایت گردد.
۱۲۰۳.

تاریخ گذاری روایت دال بر مجازات مرتد به دستور امیرالمؤمنین(ع) در مصادر فریقین با روش تعیین حلقه مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۹
از جمله موضوعات چالش برانگیز در فقه اسلامی، بحث از احکام ارتداد است. در بسیاری از متون تاریخی روایی فریقین، گزاره های متعددی موجود می باشد که در آن ها امام علی(ع) در موقعیت های گوناگون و به هنگام اجرای پاره ای از احکام فقهی درباره مرتدان، به پایمال کردن، کشتن و گردن زدن آنان دستور نموده است؛ لذا پژوهش حاضر، با نظر به حساسیت موضوع و با هدف تحلیل شبهات موجود در این باب، سند و متن گزاره «قَالَ طَئُوا یَا عِبَادَ اللَّهِ فَوُطِئَ حَتَّى مَاتَ» و تحریرات مشابه با آن را تاریخ گذاری نموده و به دنبال بررسی این پرسش است که تعیین حلقات مشترک، کدامین دوره را نخستین مبدأ زمانی پدیداری روایات، معرفی می دارد. این نوشتار در راستای رفع خلأ مطالعاتی پیرامون تاریخ گذاری روایات در مجامع فریقین، گزاره های موجود را با تکیه بر ضوابط تحلیل سند و متن از نگاه غربیان، بررسی نموده و با کاربست روش توصیفی تحلیلی بدین نتایج رسید، که روایات دالّ بر لگدمال کردن، قتل و ضرب مرتد، به لحاظ اسنادی از اتقان کافی برخوردار نیست و در تحلیل دلالی نیز به سبب تعارض روایات با آیات، سیره نبوی و علوی، علم و عصمت امام(ع) و توافق مفهومی گزاره ها با آموزه های ادیان غیراسلامی و سنت حکام اموی، به وضوح می توان وضعی بودن این دسته از روایات را فهم نمود.
۱۲۰۴.

خدمات ابوالفضل تولیت (1300-1358) بر پایه اطلاعات شفاهی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف پژوهش حاضر بررسی زندگی و شخصیت ابوالفضل تولیت، از چهره های شناخته شده آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) در قم بوده است. وی که سال ها در سمت متولی باشی آستانه خدمت کرد، شخصیتی ممتاز در تاریخ معاصر قم به شمار می رود که منش اخلاقی، سبک مدیریت، و شیوه تعامل ایشان با زائران، کارکنان، و عالمان دینی، مورد توجه و ستایش اطرافیان و هم عصرانش بوده است. در این راستا، پژوهش حاضر به بازخوانی سیمای فردی و اجتماعی وی با تکیه بر خاطرات شفاهی نزدیکان، همکاران و چهره های فرهنگی قم پرداخته است؛ آن هم در شرایطی که درباره او تاکنون اثری مدون و تحلیلی منتشر نشده و نام ایشان تنها به صورت پراکنده در برخی خاطرات و نقل قول ها آمده است. در این تحقیق با اشاره به اهمیت جایگاه متولی باشی در ساختار اداری آستانه و نیز نسبت این منصب با تحولات اجتماعی قم در قرن چهاردهم شمسی، بر ضرورت توجه به نقش افرادی مانند ابوالفضل تولیت تأکید شده است. در این تحقیق تلاش شده با گردآوری و تحلیل روایت های پراکنده درباره زندگی و شیوه زیست وی، از خلال گفت وگو با خانواده، دوستان، و همکاران او، تصویری مستند و کامل از وی ارائه شود. ابوالفضل تولیت فردی آراسته، خوش پوش، مؤدب، باوقار، سلیم النفس و پرهیزکار بوده و سلوک و رفتار وی با خادمان، طلاب، و حتی عامه مردم، همراه با ادب، فروتنی و انصاف بوده است. به رغم در اختیار داشتن موقعیتی مهم در آستانه، هرگز به قدرت نمایی یا سوءاستفاده از جایگاه خود روی نیاورد. مبتنی بر گزارش های کارکنان آستانه و برخی طلاب، به لحاظ اجتماعی وی فردی منظم، جدی، متعهد و مسئولیت پذیر بود. تولیت اگرچه از طبقه روحانیت نبود، اما رابطه ای محترمانه با علما و بزرگان حوزه داشت و با برخی از آنان، چون آیت الله مرعشی نجفی، آیت الله گلپایگانی و دیگران ارتباط عمیق و معناداری داشت. از نکات مهم شخصیتی او، دوری از ظواهر و تملق و نیز پرهیز از پیوستن به محافل قدرت بود. همین ویژگی ها موجب شد که در ذهن جمعی کارکنان آستانه و نیز برخی فضلای حوزه، به عنوان شخصیتی مورد اعتماد و مایه آرامش معرفی گردد. مبتنی بر مصاحبه های صورت گرفته، وی حافظه ای قوی در حفظ اشعار فارسی به ویژه غزلیات حافظ داشت و در نقل متون و اشعار، با ذوق و دقت سخن می گفت. این ویژگی، همراه با رفتار صمیمی و مودبانه او، موجب نزدیکی دل ها و محبوبیت وی در میان کارکنان آستانه شده بود. از منظر مدیریت، تولیت در انجام وظایف خود فردی منظم و پاسخ گو بود. به مسئولیت ها با دقت می نگریست و با حساسیت بر آراستگی فضای آستانه، رفتار خادمان، و رعایت احترام زائران، نظارت داشت. در عین حال، در موارد اختلاف یا ناهنجاری، با آرامش، بی طرفی و تدبیر عمل می کرد و می کوشید شأن مکان مقدس را از تنش ها دور نگه دارد. او حریم قدسی حرم را می شناخت و با اعمال خود به حفظ این حریم کمک می کرد. ابوالفضل تولیت نمونه ای از مدیران مذهبی غیرروحانی در نهادهای دینی ایران معاصر بوده است که با تعهد، اخلاق و مسئولیت پذیری، جایگاهی ماندگار در حافظه جمعی محیط دینی خود به جا گذاشت. وی در سال ۱۳۵۸ درگذشت و در حیات و پس از وفاتش، مورد احترام بسیاری از اهل علم، ادب و کارکنان آستانه باقی ماند.
۱۲۰۵.

بازخوانی مفهوم انسان کامل بر اساس واکاوی وجوه عدالت در مراتب وجودی او در حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۰
انسان برای نیل به کمال نیازمند شناخت انسان کامل و الگوی کمال یافته نوع خود است. در مکاتب عرفانی و فلسفی که دغدغه شناخت انسان را دارند، ویژگی های گوناگونی برای انسان کامل بیان شده است تا از رهگذر این اوصاف، حقیقت او آشکار شود. در این نوشتار برآنیم تا با بررسی منابع کتابخانه ای و روش تفسیر متن و استدلال و تحلیل فلسفی، دیدگاه حکمت متعالیه را-که خود را عرفان مدلل می داند- در این خصوص مورد کاوش قرار دهیم. در این کاوش، از مفهوم «عدالت» بهره می گیریم چرا که عدالت، مفهومی عام، شناخته شده و جامع است و در اندیشه صدرایی، به مثابه حقیقتی مشکک، مراتب و اقسام گوناگونی دارد. به این منظور، در این پژوهش وجوهی از عدالت همچون عدالت طبیعی، عدالت اخلاقی و فقهی، عدالت ظهوری و عدالت شهودی در حکمت صدرایی احصاء شده است که می تواند تصویر نوی از عدالت در انسان کامل را به تصویر کشد و از این طریق، در بازخوانی حقیقت انسان کامل و شناخت دقیق تر آن راهگشا باشد.
۱۲۰۶.

شادکامی در نیکوترین زندگی بر اساس معارف رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
یکی از مهم ترین ارکان زندگی نیکو، شادکامی و رضامندی حقیقی در زندگی است. هدف پژوهش، تبیین لوازم تحقق شادکامی در نیکوترین زندگی بر اساس معارف رضوی است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است. به این صورت که بر اساس روایتی از امام رضا علیه السلام که نیکوترین زندگی را در نیکو گرداندن زندگی دیگران، معرفی می فرماید؛ مقدمات و لوازم تحقق این ارتباط اجتماعی حسنه در معارف رضوی جست وجو شده است. یافته های تحقیق نشان داد در کلام رضوی، نیکوترین زندگی در حالتی است که زندگی سایر انسان ها را از جهات مادی و معنوی گوارا گردانیم و این گفتار امام رضا ع در سیره ایشان آشکار شده است. تحقق نیکوترین زندگی، با خوف و رجای متوازن همراه بوده و مستلزم تحقّق اموری است که عبارتند از: 1. داشتن بینش توحیدی و معاد باوری که تنها در صورت ولایت پذیری کامل فکری و عملی از ولی الهی و همراه با عمل گرایی خالصانه صورت می گیرد. 2. فداکاری که نیازمند داشتن زهد، قناعت و ترک کردن خواهش های نفسانی است. 3. خشرویی و گره گشا بودن در ضمن حفظ کرامت افراد. 4. داشتن مهارت هایی مانند مهار خشم که تنها به شرط مدارای بردبارانه با مردم و چشم پوشی از خطای دیگران و داشتن حسن خلق محقق می شود. 5. داشتن مهارت برنامه ریزی جامع و تفریحات حلال روزانه. تحقق نیکوترین زندگی با برطرف کردن گرفتاری انسان ها و مخصوصاً مؤمنان، با امدادهای غیبی و نصرت های الهی از جایی که انسان گمان نمی کند، همراه است و شادکامی پایدار در حیات دنیوی و اخروی را به دنبال دارد. در نتیجه بر اساس معارف رضوی، با عمل گرایی توحیدی و ولایی و با نفی تعلّق به دنیا و همچنین کسب مهارت های شادکامی می توان زندگی خود و سایر انسان ها را گوارا کرد و به بهترین زندگی دست یافت.
۱۲۰۷.

تحلیل انگاره مرگ آگاهی در محتوای کتاب های ادبیات فارسی دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: پژوهش حاضر به منظور تحلیل محتوای کتاب های ادبیات فارسی دوره متوسطه دوم از منظر انگاره مرگ آگاهی و بررسی نحوه بازتاب این مفاهیم انجام شد. روش: این پژوهش کاربردی، با روش تحلیل محتوای قیاسی-تماتیک و بر پایه رویکرد مایرینگ انجام شد. واحد زمینه پژوهش شامل: تمام متون، اشعار، تمرین ها و کارگاه های پژوهشی کتاب های فارسی و نگارش پایه های دهم تا دوازدهم چاپ ۱۴۰۳ (در مجموع ۹۰۴ صفحه) بود. واحد تحلیل، مضامین مرتبط با مؤلفه های مرگ آگاهی را در بر می گرفت. روایی مفهومی مضامین با نظر متخصصان تربیتی تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب اسکات (80/0) سنجیده شد. یافته ها: تحلیل داده ها ۴۱۵ مصداق مرتبط با چهار مقوله مرگ آگاهی را نشان داد که در قالب های مختلف متنی و ادبی پراکنده بودند. بررسی بسامد مؤلفه ها نشان داد بعد زیست شناختی بیشترین و بعد فرهنگی کمترین نمایانگری را دارد. تحلیل آنتروپی شانون نیز اهمیت نسبی مؤلفه ها را به ترتیب عاطفی (260/0)، زیست شناختی (252/0)، فرهنگی (245/0) و متافیزیک (244/0) نشان داد. همچنین، بیشترین اهمیت مؤلفه ها به پایه دوازدهم (346/0) و کمترین آن به پایه یازدهم (314/0) اختصاص یافت. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که هرچند مفهوم مرگ آگاهی در کتاب های ادبیات فارسی بازتاب یافته است، اما از عمق و تنوع کافی برای پرورش درک چندبعدی دانش آموزان برخوردار نیست. بنابراین، پیشنهاد می شود مؤلفان و برنامه ریزان درسی با بهره گیری از قالب های ادبی و پرسش های فلسفی، محتوای مرتبط با مرگ آگاهی را بازآفرینی و غنی سازی کنند تا زمینه ارتقای آگاهی فلسفی و نگرش معناگرانه در دانش آموزان فراهم گردد.
۱۲۰۸.

راهکارهای نهادینه سازی و تعمیق فرهنگ حیا، عفاف و حجاب در گام دوم انقلاب؛ با تأکید بر تولید محتوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۴
هدف از پژوهش حاضر، ارائه راهکارهای نهادینه سازی و تعمیق فرهنگ حیا، حجاب و عفاف در میان دانش آموزان با محوریت تولید محتوای درسی است. جامعه پژوهشی این تحقیق، کتب درسی مقطع متوسطه دوم -اعم از سه پایه تحصیلی- است. یافته های تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی (کیفی) و با کمک ابزار کتابخانه ای انجام پذیرفته، نشان داد محتوای موجود در زمینه حجاب و عفاف، کفایت از نیاز فعلی جامعه را ندارد. تبیین مبانی و ارائه اصول حجاب و بیان کارکردهای عملیاتی آن در کتاب های درسی "دین و زندگی" مقطع متوسطه دوم، به عنوان یک متغیّر مهم در پذیرش فرهنگ عفاف در میان دانش آموزان می تواند باشد. این اصول، شامل فطری بودن حجاب، ابتنای حجاب بر وحی و ارائه کارکردهای آن در ساحت های متعدد انسانی است. گنجاندن موارد یادشده در کتب درسی، افزون بر این که سبب نهادینه سازی و تعمیق فرهنگ حیا، عفاف و حجاب در میان دانش آموزان می گردد؛ عامل مهمی جهت تقویت هویت ملی-دینی و اسلامی-انقلابی ایشان خواهد بود. نتایج پژوهش، حاکی از آن بود که توجه به اهمیت نهادینه سازی فرهنگ حیا، حجاب و عفاف در گام دوم انقلاب در میان نسل جوان کشور، تکمیل کیفی و کمی محتوای درسی موجود در این زمینه را می طلبد.
۱۲۰۹.

الدراسة الأنطولوجيّة للعدوّ وعنصر العِدَاء في السياسة (من منظور القرآن الكريم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۶
لا یمکن تصوّر میدان السیاسه بمعزلٍ عن الصراع والعداوه؛ إذ إنّ کثیراً من التحوّلات والأحداث السیاسیّه تندرج فی إطار مفهوم "العدوّ"، ومن خلاله تکتسب معناها وقابلیّتها للتفسیر. فإمکان الحرب الحاضر دوماً، بوصفه الحدّ الأقصى للصراع السیاسی، والاستعداد للقتل أو القِتال، إنّما یستندان إلى مفهوم العدوّ وحده. کما أنّ العدید من النجاحات والإخفاقات فی الساحه السیاسیّه تتوقّف على إداره العلاقات المعقّده والدینامیّه بین العداوه والصداقه. هذا الواقع یُبرز الصِّله القدیمه بین السیاسه والعداوه، ویکشف عن الوجه الخصمانیّ للسیاسه، بما یُظهر أهمیّه البحث فی موضوع العدوّ وعنصر العداء. إنّ المقاربه الأنطولوجیّه لمفهوم العدوّ، والبحث عن الأسس الوجودیّه المرتبطه به فی خطاب الوحی ضمن آیات القرآن الکریم، هی المنهجیّه التی تتبنّاها هذه الدراسه. إذ تتیح تلک الأسس الإجابه عن السؤال الرئیس الذی یتناوله هذا البحث: کیف وُصِف العدوّ وفُسِّر فی خطاب الوحی؟ وما العوامل التی تؤدّی إلى ظهور العداء واستمراره فی المجال السیاسی؟ إنّ الإجابه عن هذا السؤال تستلزم فهماً دقیقاً لآیات القرآن الکریم، والرجوع إلى التفاسیر التی تُمکّن من إدراک مقاصد النصّ الإلهی. وفی هذا السیاق، یعتمد البحث على تفسیرَی المیزان للعلّامه الطباطبائی و تسنیم لآیه الله الجوادی الآملی، لما یتمیّزان به من نظره شامله إلى القرآن، وتفسیر للآیات فی ضوء نظائرها ومقابلاتها. لقد أُشیر فی مواضع متعدّده من القرآن الکریم إلى مفهوم العدوّ وعنصر العداء إشارهً مباشره، کما أنّ کثیراً من المفاهیم والمصطلحات القرآنیّه - مثل الجهاد و القتال و الحرب و الفتح و النصر - ترتبط ارتباطاً وثیقاً بمفهوم العدوّ، ولا تکتسب معناها إلّا فی وجوده. وتُثبِت هذه الآیات أنّ وجود العدوّ وحضور عنصر العداء فی المجتمعات الإنسانیّه حقیقهٌ لا یمکن إنکارها. ویتجلّى هذا الأمر بوضوحٍ أکبر فی الآیات التی تتناول هبوط آدم(ع) إلى الأرض، إذ تُظهِر تلک الآیات أنّ استمرار حضور عنصر العداء هو السِّمه الأولى للحیاه الأرضیّه. تشیر نتائج البحث إلى أن الوجود هو میدان للتقابل بین الحق والباطل، وأن التضاد الوجودی بینهما یؤدی إلى نشوء العداوه بین أتباع الحق والباطل فی سیاق الحیاه الاجتماعیه للبشر. إن المواجهه الأنطولوجیه لمفهوم العدو فی هذا السیاق تُظهر أن نشوء العداوه یرتبط بعاملین رئیسیین: العامل الفاعلی والعامل البنیوی. من المنظور الفاعلی، فإن الطبیعه الوجودیه للإنسان، التی تتکوّن من العقل، والاختیار، والحریه، إلى جانب الغضب والشهوه، وما یحویه من قوى متضاده، تُهیّئ الأرضیه لظهور العداوه. ومن المنظور البنیوی، فإن الحیاه الاجتماعیه للبشر، بسبب ما یحیط بها من قیود ومحدودیات، تُعدّ مجالاً للتزاحم والتقابل، مما یؤدی إلى بروز العداوه فی المجتمعات الإنسانیه. کما أن الأحکام والحدود الإلهیه، بما لها من طبیعه حقیقیه وارتباط داخلی ببنیه نظام الخلق، تتفاعل مع أفکار الإنسان وسلوکیاته، ویُعدّ نشوء العداوه أحد ردود الفعل البنیویه الناتجه عن انتهاک تلک الحدود الإلهیه. إن إزاله العداوه تتطلب التوحد حول محور ترتکز علیه الفطره الوجودیه للإنسان. وهذا المحور یتجلّى ضمن البنیه الحاکمه للعالم والقوانین التی یقوم علیها الوجود، والتی شکّلتها الأحکام والحدود الإلهیه. وبناءً علیه، فإن نشوء العداوه فی المجتمعات البشریه یرتبط ارتباطاً مباشراً بعدم التزام الناس بالحق وأوامر الله، ولو أن جمیع الناس ثبتوا على اتباع الأحکام والحدود الإلهیه، لما کان للعداوه أن تظهر. وتبشّر الآیات القرآنیه التی تُعرّف الصالحین بأنهم ورثه الأرض بمستقبلٍ یسود فیه الالتزام بأوامر الله، ویصبح فیه حلم غیاب عنصر العداوه عن المجتمعات الإنسانیه قریب المنال.
۱۲۱۰.

عقل و کارکردهای آن از دیدگاه خواجه نصیر الدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۷۴
دراین مقاله به کارکردهای عقل و رابطه آن ها با یکدیگر می پردازیم و با روش توصیفی – تحلیلی درصدد پاسخ به این سوال اصلی هستیم که خواجه چه تعریفی از عقل ارائه می دهد و چه ساحت های کارکردی برای آن قائل است. خواجه سه کارکرد برای عقل قائل است. اول شأن کشفی که کار آن شناخت پدیده های جهان واقع و اوصاف و روابط آن و پیامدهای منطقی و فلسفی ادراک ماهیات است. خواجه درک اکتشافی انسان را در دو مرتبه می داند ، مرتبه اول درک ماهیات جهان خارج است و مرتبه دوم شأن تحلیلی عقل که پس از حصول ماهیات پدید می آید و موجب کشف کلی ترین نظم های حاکم بر ذهن و عالم هستی می شود. شأن دوم عقل ، که کارکرد آن تعیین حسن و قبح افعال و طبقه بندی آن هاست. و کارکرد سوم شأن تدبیری عقل است که همان انجام افعال برای رسیدن به هدف خاصی است که مجری آن همان شوق و اراده است و تحقق فضایل و آرمان ها و پیدایش ابزارهای زندگی نتیجه کارکرد آن است. وی معتقد است بین کارکردهای عقل نوعی پیوستگی وجود دارد ولی عقل نظری بر عقل عملی برتری دارد. زیرا عقل نظری هم به عالم ماوراء نظر دارد و هم فراهم کننده معلومات لازم برای عقل عملی است. بنابراین عقل سه جنبه اکتشاف عالم وجود ، ارزیابی رفتار و ابزارها و عمل برای تغییر خود و جهان را واجد است.
۱۲۱۱.

چگونگی مدیریت بحران سیاسی پدیده خوارج در دوران حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام) مبتنی بر روش تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۴
اگرچه تاکنون درباره اقدامات و دیدگاه های امام علی(ع) پیرامون خوارج، تحقیقات متعددی صورت گرفته؛ ولیکن به نظر می رسد یکی از نیازهای امروزه جامعه اسلامی، تحلیل و ترسیم این مطلب باشد که الگوی مدیریت و روش هدایتگری آن حضرت(ع) در مواجهه با خوارج، چه بوده و آن حضرت چه اقداماتی را جهت جلوگیری از بروز این فتنه و شکل گیری یک فرقه جدید در جامعه اسلامی داشته اند. در این پژوهش تلاش شده با استفاده از روش تحقیق میان رشته ای تحلیل محتوا با رویکرد تحلیل مضمونی، مجموعه کامل بیانات امام علی(ع) در طول جنگ صفین تا بعد از اتمام جنگ نهروان در رابطه با جریان فکری خوارج را مورد تحلیل و بررسی قرار داده و روش هدایتگری حضرت جهت ترسیم الگوی مدیریت بحران این پدیده سیاسی را کشف و تبیین نماییم. یافته های تحقیق نشان دهنده آن است که امام علی(ع) به منظور مدیریت این جریان فکری، اقدامات متعددی مانند: معرفی رهبران اصلی جبهه حق و باطل، تبیین اصل حکمیّت و اتمام حجّت با مخالفان را در دستور کار قرار داده اند ولیکن مهمترین مقوله ای که از جداول تحلیل مضمونی استخراج گردیده، مقوله «معرفی جریان فکری خوارج» می باشد که به دو صورت تبیین ویژگی های منفی و مثبت در کلام حضرت تجلّی پیدا کرده است.
۱۲۱۲.

مدارا و حکم مراتب آن، از منظر فقه الاخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۹۳
در گستره انواع روابط و تعاملات پیچیده زمینه های تنازع در منافع و پیامدهای زیانمند آن، ملاک ها و اصولی عادلانه نیاز است که حیات بشری به صلح و سازش رهنمون شود. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی تلاش دارد از نظرگاه فقه الاخلاق موضوع اخلاقی مدارا را در نسبت با مقتضیات قواعد فقهی بررسی نماید. «مدارا و سازگاری» که خود در نظام اخلاق اسلامی از فضائل برجسته به شمار می رود، هم به عنوان «ذات فعل» و هم به عنوان «صفت فعل» مورد توجه و تعلّق احکام تکلیفی و وضعی قرار می گیرد. عنوان مدارا و مظاهر آن در شریعت اسلامی مبتنی بر ضوابط اصولی و قواعد فقهی بسیاری از قبیل: قبح عقاب بلا بیان، قبح تکلیف مالایطاق، قاعده جُبّ، صحت، الزام و ... است که می توان آنها را مبانی مدارای شرعی برشمرد. اگر چه «مدارا» یک فضیلت و امری مستحسن است و کاربست فقهی آن در مرتبه جعل و عمل لحاظ شده است، اما اطلاق وجوب شرعی آن اقتضای اصول دیگری مانند عدالت، اصل تقدیم مصلحت اهم بر مهم، ملاحظه اهداف شریعت و قاعده وجوب حفظ نظام را دارد که موجب تقیید مدارا در مقام اجرا و عمل می شود.
۱۲۱۳.

بررسی تطبیقی مسأله جبر و اختیار در برخی تفاسیر فریقین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۶
وجود آیات متعددی پیرامون مسأله «جبر و اختیار»انسان، موجب کشمکش های فراوانی در میان حکما، متکلمان و مفسران اسلامی شده که به موجب آن، آراء و عقاید متفاوتی از آنها ارائه شده است و توجه بسیاری از مفسران شیعه و سنی را به خود جلب کرده است. در این میان شیخ طوسی، طبرسی و علامه طباطبایی نماینده تفسیر شیعی و طبری، زمخشری، ابن تیمیه، قرطبی، سید قطب و آلوسی نماینده تفسیر سنی، برداشت های متفاوتی نسبت به این مسأله در آیات متعدد پیرامون مسأله جبر و اختیار داشته اند. این پژوهش به صورت تطبیقی مفهوم «جبر و اختیار»انسان را در آیات متعدد قرآن کریم با توجه به این تفاسیر نامبرده مورد بررسی قرار می دهد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که هر کس بگوید فعل بنده فقط از اوست، گرفتار تفویض شده است و هر کس بگوید فعل بنده فقط از خداست و بنده کاره ای نیست، به وادی جبر قدم نهاده است و این دو طرف، نا مستقیم است؛ صراط مستقیم این است که بنده را فاعل بدانیم و در عین حال اقرار کنیم که همه چیز به قضای الهی است.
۱۲۱۴.

Some of non-Aristotelian elements in philosophy of Avicenna(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
Avicenna (Ibn Sinā) is the inheritor of Peripatetic Philosophy. Peripatetic Philosophy is the same as Philosophy of Aristotle, and Avicenna always praised Aristotle for that he reformed and reorganized philosophy in a logical and intellectual framework so that One can deliberate its truth and false according to reason. However, Avicenna in his Philosophizes was extending new approaches, and under several decisive elements he produced a new collection and presented his special philosophy. Four decisive elements in presentation of special philosophy of Avicenna are (1) Greek philosophy, (2) religion of Islam, (3) mysterious aptitude, and (4) intellectual genius. These factors drove Avicenna to a conclusion that by avoiding some Aristotelian elements and approaching to some non - Aristotelian elements, attain his special philosophy, a philosophy that, in spite of being Peripatetic, is in accordance with Religion and compatible with spirit and principles of Islamic culture.In this article, in proper order and brief manner, I will present a description and explanation of the three elements that are non-Aristotelian and have a great impression on Avicenna's philosophy, and finally detect same agreement of opinions in their works. The elements that we will speak of them are as follows: (1) on the doctrine of emanation and proceeding world from First Principle. (2) on the reason and soul and body. (3) on the matter and form
۱۲۱۵.

از چهارچوب ترجمه کتاب مقدس تا تحلیل قرآنی: بسط های واژگانی و نحوی نایدا و تیبر در سه ترجمه فارسی سوره قیامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۱
ترجمه قرآن، به دلیل ساختارها و ویژگی های زبانی منحصر به فرد، همواره چالش هایی را در حفظ هم زمان معنا و فرم ایجاد کرده است. زبان بلاغی، پیچیدگی های مفهومی و مفاهیم دینی عمیق قرآن، انتقال دقیق پیام و حفظ ویژگی های ساختاری آن را برای مترجمان دشوار ساخته است. نایدا و تیبر، در چارچوب نظریه خود درباره ترجمه کتاب مقدس، دو نوع بسط را به عنوان تعدیل های ترجمه معرفی کرده اند: بسط واژگانی و بسط نحوی. این پژوهش، با استفاده از این چارچوب و روش توصیفی-تحلیلی، این بسط ها را در سه ترجمه فارسی سوره قیامت (فولادوند، انصاریان و الهی قمشه ای) بررسی نموده است. انتخاب این سوره به دلیل ساختارهای زبانی پیچیده، محتوای معادشناختی عمیق و چالش های خاص ترجمه آن صورت گرفته است. نتایج جستار حاضر نشان داد که مترجمان قرآن از الگوی بسط معرفی شده بهره برده اند، اما میزان و نحوه استفاده از آن متفاوت است. در بسط های واژگانی، بیشتر به معادل سازی توصیفی و ساختاربندی مجدد معنایی روی آوردند و در بسط های نحوی، که سهم بیشتری در ترجمه ها داشته اند، تفاوت های قابل توجهی در استفاده از بسط «شناسایی مفعول و فعل با معنای انتزاعی» در ترجمه ها مشاهده شد. قمشه ای با رویکردی آزاد، بیشترین و فولادوند با رویکردی محتاطانه، کمترین میزان بسط را به کار گرفته اند و انصاریان رویکردی میانه را نشان داد. استفاده گسترده از بسط «ساختاربندی مجدد معنایی» را می توان به دانش مترجمان از تفاسیر و منابع اسلامی نسبت داد.
۱۲۱۶.

روایات تبدیل زمین به نان در قیامت؛ اعتبارسنجی و گره گشایی مضمونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
آیه 48 سوره ابراهیم از روزی (قیامت) سخن می گوید که در آن، زمین به چیزی غیر از زمین تبدیل می شود! معصومان (ع) در روایات متعددی ذیل این آیه فرموده اند: زمین در قیامت به نانی پاکیزه تبدیل می گردد که مردم تا فراغت از محاسبه اعمال از آن می خورند! اما این مضمون عجیب به نظرمی رسد؛ لذا سوالاتی درباره میزان اعتبار صدوری چنین مضمونی و چگونگی فهم آن ایجاد می شود. حدیث پژوهیِ سندی متنی، اطمینان به صدور چنین روایاتی را موجه می یابد در حالی که هیچ یک از احتمالاتی نظیر: گزارش واقعیت، استعاره گویی و بیان کنایی، تبیین بی اشکالی به دست نمی دهد. اما راه کار «بیان تمثیلی» می تواند درباره آن ها و برخی از روایات تفسیری مشکل پیرامون مباحث معاد یا مفاهیم خارج از حس و تجربه زیسته بشری هستند، گره گشا باشد. بر این اساس چالش تغذیه اهل محشر و تهدید حیات آن ها توسط گرسنگی در صف طولانی محاسبه اعمال، ذهن مخاطبان معصوم را مشغول ساخته است؛ لذا امام ترجیح داده با حمل آیه بالا بر تبدیل زمین به نان، در قالب یک بیان تمثیلیِ نامحسوس، مخاطب را متقاعد کند این چالش، شکافی در نظم عالم قیامت ایجاد نخواهد کرد. بنابر این تحلیل، نباید برای مضمون و لوازم این روایات واقعیت مستقیم درنظرگرفت چرا که پرتگاه تمثیل، اصالت بخشیدن به آن است.
۱۲۱۷.

ظرفیت شناسی نقادانه افزوده های مترجم در تفسیر معاصرانه قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۱
کتاب «The Study Quran» به قلم دکتر سیدحسین نصر و همکاران، از برجسته ترین آثار تفسیری معاصر است که در سال ۲۰۱۵ میلادی به زبان انگلیسی انتشار یافت و ظرف مدت کوتاهی جایگاهی ممتاز در محافل اسلام پژوهی غربی به دست آورد. ترجمه فارسی این اثر با عنوان «تفسیر معاصرانه قرآن کریم»، به همت انشاءالله رحمتی در ایران منتشر می شود که تاکنون سه مجلد نخست آن، دربردارنده ترجمه، متن و افزوده های مترجم، در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است. نوآوری مترجم در الحاق مطالب تحلیلی و انتقادی به صورت پانوشت و پی نوشت های مبسوط، فرصتی مغتنم برای غنای هرچه بیشتر متن و همچنین آسیب شناسی و نقد روشمند آن پدید آورده است. مقاله پیش رو با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی و نگرشی انتقادی، به واکاوی افزوده های مترجم ذیل تفسیر سوره توبه (به عنوان مطالعه موردی) می پردازد و درصدد ارزیابی میزان کارآمدی، دقت و معاصرانگی این افزوده ها است. یافته های پژوهش نشان می دهد افزوده های مترجم در برخی موارد از رهگذر رفع ابهام، استناد به منابع اصیل و تصحیح کاستی های متن اصلی، سهمی مؤثر در ارتقای سطح تفسیر داشته و به توازن بخشی میان آرای فریقین یاری رسانده است. بااین حال، نارسایی هایی نیز بر تحلیل علمی این افزوده ها سایه افکنده است که از جمله مهم ترین آنها می توان به این موارد اشاره کرد: غفلت از مؤلفه های بنیادین معاصرانگی، عدم ترمیم همه جانبه ایرادات اساسی متن اصلی، استناد به روایات ضعیف یا فاقد اعتبار، تکیه بر تأویلات ذوقی بی پشتوانه و کاستی جدی در مستندسازی نظام مند برخی مطالب. از منظر این پژوهش، استمرار مسیر انتقادی، استفاده از ذخایر تفسیری معتبر و التزام به پاسخ گویی منعطف به اقتضائات فکری و معنوی عصر حاضر، ضرورتی انکارناپذیر برای ارتقای سطح اثر و پاسخ به انتظارات جامعه علمی معاصر به شمار می رود.
۱۲۱۸.

در میانه حکایت و تصحیف (تصحیح، توصیف و تحلیل ترجمه فارسی چهار برگ از مصحفی به خط کوفی ایرانی محفوظ در کتابخانه ملی قطر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۶
در کتابخانه ملی قطر چهار برگ از قرآنی به خط کوفی ایرانی، دربردارنده آیاتی از سوره های مریم و روم نگهداری می شود که ترجمه فارسی آیات را نیز همراه دارد. متن ترجمه این مصحف حاوی نمونه های متعددی از تصحیف و بدخوانی است که صورت اصیل و صحیح آنها را باید از راه تطبیق با نصوص قرآنی، مقایسه با دیگر ترجمه های کهن قرآن و گاه تصحیح قیاسی صرف، بنا بر استنباط و فهم مصحح به دست آورد. مقاله پیش رو افزون بر عرضه کامل نص قرآنی این چهار برگ، تصحیح ترجمه فارسی آیات و تشریح و توضیح متن به قصد تبیین اضطراب های آن و اثبات ضبط برگزیده مصحح، ویژگی های گوناگون این برگردان را از لایه های متن و رسوخ گسترده لغات و ترکیبات عربی تا کاربرد واژه ها و تعبیرهای کمیاب و جلوه های گویش محلی، توصیف و تحلیل می کند.
۱۲۱۹.

واکاوی دگرسانیِ نگرشیِ مفسران شیعه درباره مفهوم «زینت» در آیه 31 سوره نور(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۸۹
نظرداشت سیر تاریخیِ اندیشه ها در بررسی معنای واژگان و دقت در دگرسانی ها و یا نگرش هایِ رخ داده، کلیدی است که خاستگاه نگره و عوامل تحول آفرین آن را بازتاب می دهد و زمینه های دگرسانی و دگرگونی معنای واژگان و یا ثبات معنایی آن را در سیر تاریخی نمایان می سازد. این مسئله، زمانی اهمیت بیشتری می یابد که واژه، دارای بار معناییِ اجتماع محور باشد و دگرسانی ها یا تغییرات معناییِ آن، بر احکام اجتماعی تاثیراتی عینی بگذارد. از جمله این واژگان، واژه «زینت» است که در برخی از آیات قرآن، از جمله در آیه 31 سوره نور آمده است و بار اجتماعی دارد. بر پایه ضرورتی که گفته شد، نگاشته پیش رو با بهره گیری از روش توصیفی- تاریخی واژه زینت را در نگره های مفسران شیعی بررسی می کند. نتیجه بررسی نشان می دهد این نگره ها در دوران متقدم تا قرن هشتم، بر تفسیر معنای زینت به زینت های عارضی و زیورآلات تأکید دارد، اما از سده نهم، نگره عورت انگاری جزئی یا کلی بدن زن- در نظریه های مفسران سنت مدار- رخ بر می آورد و با نزدیک شدن به عصر معاصر، نُمود بیشتری به خود می گیرد. دقت نظر در نگره های یادشده نشان می دهد زمینه های این تغییر نگرش را می توان در موارد ذیل جستجو نمود: «تقابل خوانش سنت محور با خوانش نواندیشانه از مسئله حقوق زنان»، «خوانش مردسالارانه از احکام»، «ارائه راهکار برای کنترل حریم جنسی» و «ارتقای جایگاه اجتماعیِ فعالانه زن در عصر امروز».
۱۲۲۰.

نفس و رابطه آن با بدن در مقام های چهارگانه (با تأکید بر اندیشه های ابوعلی مسکویه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۵
انسان دارای دو ساحت بدن و نفس است. کمالاتی که انسان کسب می کند وابسته به رابطه میان این دو است. این رابطه را از جانب نفس می توان در مراحل مختلفی بررسی کرد؛ هنگام حدوث نفس، در زمان حیات، موقع مرگ، و پس از آن. مقاله حاضر بنا دارد با تمرکز بر اندیشه های ابوعلی مسکویه و با روش توصیفی تحلیلی به پرسش از نفس و ویژگی های آن و رابطه ای که در مراحل چهارگانه فوق با بدن دارد پاسخ دهد. دستاورد این نوشتار هم آن است که نفس ذاتاً جوهری مجرد و مفارق با بدن است و با آن مباینت کامل در ذات، خواص، افعال، و آثار دارد. نفس در مرحله نخست در رتبه ای متأخر از حدوث بدن حادث می شود. البته این تأخر به معنای آن نیست که نفس در بدن منطبع است؛ بلکه وقتی بدن به مرتبه ای از اعتدال مزاج رسید که اثر تدبیر مجرد در آن ظهور یابد نفس حادث می شود. بدن در مرحله حیات صرفاً نقشی ابزاری برای تحقق اراده نفس دارد و حیات ذاتاً برای نفس است و به تبع به بدن نسبت داده می شود. هنگام مرگ، نفس دیگر بدن را تدبیر نمی کند و از آن به عنوان ابزار برای تحقق مقاصدش استفاده نمی کند و اساساً بدن بودن بدن به آن است که تحت تدبیر نفس قرار بگیرد و نفس بودن نفس هم به آن است که بدن را تدبیر کند. با التفات به اینکه هنگام مرگ این ویژگی نفس و بدن از بین می روند، بعد از مرگ، بدن به جسمی تبدیل می شود که به واسطه آنکه تحت تدبیر نفسی قرار ندارد به زوال می رود. حیثیتی از نفس هم که صرفاً تدبیر بدن بود با زوال بدن از بین می رود و حیث لنفسهای نفس باقی می ماند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان