فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۷۸۱ تا ۱۷٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر پیش بینی کمال گرایی بر اساس سبک های مقابله با استرس و ویژگی های شخصیتی دانشجویان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی بود که با روش همبستگی انجام گرفت . این پژوهش از لحاظ هدف در زمره پژوهش های کاربردی بود.. جامعه پژوهش حاضر شامل دانشجویان رشته روان شناسی شخصیت دانشگاه علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 96-95 به تعداد 800 نفر بودند . از جامعه ای حاضر 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزار های مورد استفاده شامل پرسشنامه فرم کوتاه پرسشنامه شخصیتی پنج عاملی نئو ، سبک های مقابله با فشار(CSII) پارکر و اندلر(1990)، پرسشنامه کمال گراییشورت و همکاران (1995) و پرسشنامه تعییناستفاده شده است. یافته ها: نتایج الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و ضرایب مسیر نشان داد که اثرات مستقیم، معناداری متغیر های نهفته را نشان داد به این معنی که پنج عامل بزرگ شخصیت و کمال گرایی در دانشجویان اثر مستقیم با سبک های مقابله با استرس دارد. این یافته ها نشان دادند که دانشجویان دارای سبک مسئله مدار و کمال گرا و دارای شخصیت مسئولیت پذیر گشوده و برونگرا در مقابله با استرس ، پدیده ها و رویدادهای زندگی را به صورت مثبت و هدفمند ادراک می کنند و در پی تغییراتی سازنده و هدفمند در جنبه های مختلف زندگی خود هستند و در جستجو منابع خوشایند و موثر هستند، نسبت به دیگران برخورد مثبت و صمیمانه ای دارند، در محیط های تحصیلی و خانوادگی به عنوان افرادی دوست داشتنی شناخته می شوند(P<0.005) نتیجه گیری: بر اساس نتایج افراد دیگر از بودن در کنار افراد هیجان پذیر احساس لذت می کنند و معمولاً حضور آنها خسته کننده و کسل کننده نیست.
اثربخشی روان درمانی آدلری بر اساس سبک زندگی، علاقه ی اجتماعی بر احساس کهتری و بهزیستی اجتماعی زنان خیانت دیده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش به مطالعه ی اثربخشی روان درمانی آدلری بر کاهش احساس کهتری و بهبود بهزیستی اجتماعی در بین زنان خیانت دیده پرداخته است.
روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. 16 زن خیانت دیده به صورت نمونه گیری در دسترس از میان مراجعه کنندگان مراکز سلامت روان اجتماع محور و شهرداری تهران و داوطلب شرکت در پژوهش حاضر انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. قبل و پس از 10 جلسه روان درمانی آدلری و سپس 2 ماه بعد، پرسش نامه ی احساس کهتری بهرامی و خدادادی (1391) و پرسش نامه ی بهزیستی اجتماعی کیز (1998) برای هر دو گروه اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد.
یافته ها: نتایج بررسی نشان داد که روان درمانی آدلری، میزان احساس کهتری را کاهش داده و بهزیستی اجتماعی را ارتقا بخشیده است و مقایسه ی میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری را نشان داد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این پژوهش، روان درمانی آدلری می تواند موجب کاهش احساس کهتری و ارتقای بهزیستی اجتماعی زنان خیانت دیده گردد و پیشنهاد می شود که این نوع روان درمانی برای سایر زنان خیانت دیده، به منظور توانمندسازی روان شناختی آنان به کار گرفته شود.
اثربخشی آزمون مشاهده مستقیم مهارت های بالینی (SDOP) بر یادگیری مهارت های عملی دانشجویان پرستاری در بخش مراقبت های ویژهICU(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف:ارزشیابی بالینی دانشجویان به شکل مشاهده مستقیم در موقعیت های عملی و واقعی، باعث اطمینان از توانمندی آنان در رویارویی و پیش بینی اتفاقات بالینی در شرایط خاص بیمار خواهد شد. این پژوهش باهدف تعیین و مقایسه اثربخشی آزمون داپس با روش های سنتی بر میزان یادگیری مهارت های بالینی دانشجویان در بخش مراقبت های ویژه انجام شد.
تأثیرآموزش مهارت های مقابله با تنیدگی بر افسردگی، اضطراب و استرس مادران دارای نوجوان مبتلا به دیابت نوع یک(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف:دیابت نوع یک بیماری خانواده نام گرفته است، چراکه ابتلای فرزند به دیابت سیستم خانواده را با فشارها و تنش های فراوانی مواجه می کند. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مقابله با تنیدگی بر نشانه های بالینی مادران دارای نوجوان مبتلابه دیابت نوع یک بوده است.
مقایسه اثربخشی روش های ترک اعتیاد، «دارو درمانی» و «درمان شناختی-رفتاری» بر میزان سازگاری با همسر خانواده های داوطلبان ترک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی روش های ترک اعتیاد، دارودرمانی و درمان شناختی رفتاری بر میزان سازگاری خانواده های داوطلبان ترک انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش بیماران مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر تهران در سال 1393 بود. نمونه پژوهش 30 شرکت کننده بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به طور گزینشی در سه گروه (10 نفر در هر گروه) قرار گرفتند و هر گروه با روش درمانی مورد نظر که شامل درمان شناختی-رفتاری و دارودرمانی بود تحت درمان قرار گرفتند، ولی گروه گواه در انتظار درمان ماندند. پیش و پس از دوازده هفته درمان، همه شرکت کنندگان با پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (1976) مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که هر دو شیوه درمانی بر میزان سازگاری افراد موثرند و روش ""شناختی- رفتاری"" موثرتر از روش ""دارو درمانی"" است. نتیجه گیری: درمان های روان شناختی درمان های موثری برای اختلالات هستند و می توانند جایگزین دارودرمانی قرار گیرند.
راهکارهای درمان پرخاشگری از دیدگاه قرآن و روایات(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۳ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴
117-127
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: پرخاشگری یکی از ناملایمات جامعه ی امروزی است که می تواند دلایل بسیاری داشته باشد. قرآن کریم خشم را از صفات جاهلی می داند و در مقابل، کنترل آن را از ویژگی های متقین برمی شمرد. ازآنجایی که امروزه در بسیاری از انسان ها رفتارهایی مشاهده می شود که اطرافیانشان آن را پرخاشگری می نامند و به دنبال یافتن روش هایی برای درمان آن هستند؛ هدف این پژوهش نیز، یافتن راه حل مناسب قرآنی - روایی برای درمان پرخاشگری است. روش کار: این پژوهش که ازنوع توصیفی - تحلیلی است با رویکرد قرآنی - روایی به استخراج راه های مؤثر در درمان پرخاشگری ازجمله شناخت عوامل و راه های پیشگیری از بروز آن، راهکارهای مقابله با پرخاشگری دیگران و همچنین جلوگیری از عواقب سوء آن پرداخته است؛ برای جمع آوری اطلاعات پژوهش به بانک های اطلاعاتی مانند بانک نشریات کشور (magiran) و بانک نشریات جهاد دانشگاهی (SID) مراجعه شده است. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که برای تأثیرگذاری بیشتر لازم است هر سه راهکار شناختی، رفتاری و عاطفی با هم و در کنار هم به کارگرفته شود تا بتوان تا حد زیادی به درمان پرخاشگری کمک کرد. نتیجه گیری: از نگاه دینی نخستین راهکار برای درمان پرخاشگری، راهکار شناختی است؛ که امروزه شناخت درمانی نیز نامیده می شود. با تغییر نگرش فرد، تبیین درست مفهوم پرخاشگری و بیان آثار و عواقب آن در کنار تغییر نوع نگاه فرد به خود، جهان هستی و دیگران در سایه ی توحیدمداری، می توان شخص را به شناختی درست رهنمون کرد و او را از ورطه ی پرخاشگری نجات دارد. در گام بعدی لازم است از طریق راهکارهای عاطفی و رفتاری به شخص کمک کرد تا این شناخت به عمل درآید و در او نهادینه شود.
بررسی اثربخشی آموزش روانی در سلامت روان همسران جانبازان مبتلا به روان پریشی مزمن
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۸ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۰
69 - 80
حوزههای تخصصی:
مقدمه: باتوجه به اینکه زنان جانبازان، آسیب پذیرترین افراد بین مراقبین و نزدیکان آنان می باشند، آموزش و درمان مشکلات روان شناختی در این زنان که از پایه های اصلی خانواده به شمار می روند، یک ضرورت است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش روانی در بهبود سلامت روان همسران جانبازان مبتلا به روان پریشی مزمن استان تهران بود. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون پس آزمون بین خانواده های مراجعه کننده به بیمارستان روان پزشکی صدر تهران انجام شد. 22 نفر از همسران جانبازان به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایشی و شاهد وارد شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس سنجش سلامت عمومی (GHQ 28) و مشخصات دموگرافیک و برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و آزمون آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: باتوجه به داده های حاصل از پژوهش، آموزش روانی در ارتقای سلامت روان و متغیرهای وابسته به آن در شرکت کنندگان در پژوهش اثربخش بوده است (P
تبیین مفهومی و فرآیندی استعداد بر اساس منابع اسلامی
حوزههای تخصصی:
در نظام تربیتی اسلام که هدفش به کمال رساندن انسان است، تربیت و پرورش، چیزی جز شکوفاکردن استعدادهای درونی، که به صورت بالقوه در انسان وجود دارد، نیست. این پژوهش به منظور بررسی تحلیل مفهومی و فرآیندی استعداد بر اساس منابع اسلامی طراحی شد. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان داد واژه «استعداد» به معنایی که امروزه در متون روان شناسی و علوم تربیتی بدان پرداخته می شود، در منابع دینی به کار نرفته است، اما برخی مفاهیم و مضامین دینی، به موضوع استعداد و فرآیند تحول آن اشاره دارد. طبق یافته های این پژوهش، استعداد با نگاه دینی، مجموعه ای از توانایی ها، قابلیت ها و ظرفیت های طبیعی انسان است که در زمینه ای خاص آشکار شده و زمینه ساز فضایل اخلاقی است و در جهت کمال و شکوفایی انسان قرار می گیرد. همچنین، یافته ها نشان داد در تبیین فرآیندی سازه دینی استعداد، سه مفهوم «فطرت»، «ابتلا» و «کمال»، نقش اساسی دارند و فرآیندی که از فطرت آغاز می شود با مداخله ابتلائات، به کشف استعداد منجر می گردد و در رهگذر کسب فضایل اخلاقی، فرد را به شکوفایی و کمال می رساند.
تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر کاهش اعتیادپذیری دانش آموزان دوره متوسطه مدارس شاهد (فرزندان ایثارگران، شهدا و کارکنان نظامی) تبریز
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۸ بهار ۱۳۹۶ شماره ۲۹
65 - 75
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سوءمصرف مواد در نوجوانی یک نگرانی عمده درباره سلامت عمومی است که با انواع متعددی از اختلالات روانی از قبیل اختلالات افسردگی، اختلالات اضطراب، اختلال بیش فعالی- نقص توجه و اختلال سلوک همراه شده است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی در کاهش اعتیاد پذیری دانش آموزان پسر مدارس متوسطه شاهد بود. روش: روش تحقیق، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل پسران دبیرستانی مدارس شاهد شهر تبریز بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس، دو گروه به صورت کاملاً تصادفی و هر گروه شامل 30 نفر به عنوان گروه آزمایش و گروه انتخاب شدند.گروه آزمایش به طور منظم به مدت 8 جلسه در دوره آموزش مهارت های زندگی حضور یافتند و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه پذیرش اعتیاد استفاده شد. نتایج: تجزیه وتحلیل داده ها بیانگر آن است که آموزش مهارت های زندگی باعث کاهش اعتیادپذیری در دانش آموزان می شود. بحث: مهارت های زندگی و ارتقای آن می تواند در پیشگیری از گرایش افراد به سوءاستفاده از مواد تأثیرگذار باشد.
نقش تعدیل کننده راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین رویدادهای استرس زا و علایم افسردگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شیوع علایم افسردگی به طور روزافزونی در حال افزایش است و اثرات مخرب آن بر روی فرد و جامعه بسیار گسترده می باشد. شناسايي عوامل خطر و محافظت کننده و درک فرایند ابتلا به علایم افسردگی به منظور پیشگیری به موقع و تلاش های مداخله ای اولیه، ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیل کننده راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین رویدادهای استرس زا و علایم افسردگی بود.
مواد و روش ها: جامعه آماري این مطالعه، دانشجويان مقطع كارشناسي بودند كه 357 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها، از پرسش نامه بررسی تجارب زندگی (Life Experiences Survey یا LES)، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ) و پرسش نامه افسردگي Beck (Beck Depression Inventory یا BDI) استفاده گردید. فرضیه پژوهش از طریق روش تحليل رگرسيون مورد آزمون قرار گرفت.
یافته ها: راهبردهاي انطباقي تنظيم شناختي هيجان، رابطه بين رويدادهاي استرس زا و علایم افسردگي را تعديل نمود.
نتيجه گيري: افرادی که به دنبال تجربه رویدادهای استرس زا، به میزان بیشتری از راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان استفاده می کنند، علایم افسردگی کمتری را تجربه می نمایند و بر عکس افرادی که پس از تجربه رویدادهای استرس زا، به میزان کمتری از این راهبردها استفاده می کنند، تجربه علایم افسردگی بیشتری دارند. بر این اساس، مداخلات و برنامه های پیشگیرانه در زمینه علایم افسردگی، باید اهتمام ویژه ای به آموزش و ترویج راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان داشته باشند.
پیش بینی تاب آوری بر اساس مولفه های تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به عفونت HIV(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ابتلا به عفونت HIV پدیده ی اجتماعی جدیدی است که تقریباً همه ابعاد سلامت روانی، جسمانی، اجتماعی و اقتصادی فرد را در زندگی تحت تأثیر قرار می دهد. هدف پژوهش حاضر پیش بینی تاب آوری بر اساس مؤلفه های تنظیم شناختی هیجان در افراد مبتلا به عفونت HIV است. روش: بدین منظور تعداد 130 نفر از افراد مبتلا به عفونت HIV با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (2002) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بر روی آنان اجرا شد. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه نشان داد که تاب آوری را به طور کلی می توان از روی مؤلفه های تنظیم شناختی هیجانی سازگار و ناسازگار پیش بینی کرد. افراد مبتلا که مؤلفه های تنظیم شناختی هیجانی سازگار داشتند، از تاب آوری بیشتری و افراد مبتلا که مؤلفه های تنظیم شناختی هیجانی ناسازگار داشتند، از تاب آوری کمتری برخوردار بودند (46/0=R 2). نتیجه گیری: مؤلفه های تنظیم شناختی هیجانی سازگار نقش مهمی در میزان تاب آوری افراد مبتلا به عفونت HIV دارد. افزون بر این، طراحی مداخلات روان شناختی در این زمینه توأم با شناسایی و تغییر مؤلفه های تنظیم شناختی هیجانی ناسازگار می تواند به بهبود تاب آوری افراد کمک کنند.
اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر مدل داگاس بر عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب شناختی و باورهای مثبت نگرانی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال اضطراب فراگیر (GAD)، در دهه گذشته، با پیشرفت و گسترش نظریه های مختلف درباره "نگرانی"، به عنوان یک مؤلفه شناختی بنیادین در این اختلال، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. اختلال اضطراب فراگیر، به عنوان یک اختلال مزمن، اغلب چندین سال قبل از افسردگی بروز می کند. امّا مطالعات اندکی درخصوص سبب شناسی و مداخلات درمانی این اختلال صورت گرفته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی درمان شناختی مبتنی بر مدل داگاس بر عدم تحمل بلاتکلیفی ، اجتناب شناختی و باورهای مثبت نگرانی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش: در این پژوهش از طرح تک آزمودنی از نوع خط پایه چندگانه استفاده گردید. نمونه این پژوهش، پنج نفر بیمار مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود که ملاک های ورود و خروج را دارا بودند. نمونه گیری پژوهش به صورت در دسترس انتخاب شد. تأیید تشخیص اختلال اضطراب فراگیر بر اساس مصاحبه بالینی ساختار یافتهSCID-I) ) و تشخیص روانشناس بالینی انجام شد. برای سنجش و ارزیابی قبل و بعد از مداخله شناختی مبتنی بر مدل داگاس از مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS)، پرسشنامة نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ)، پرسشنامه اجتناب شناختی (CAQ)، پرسشنامه چرا نگرانی (WWQ-II) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از درصد بهبودی و اندازه اثر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که اندازه اثر محاسبه شده در مقیاس عدم تحمل بلا تکلیفی 72/0، اجتناب شناختی 79/0 و باورهای مثبت در مورد نگرانی 66/0 بود. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش نتیجه گیری می شود که شناخت درمانی به شیوه داگاس توانسته بر روی عدم تحمل بلاتکلیفی، باورهای مثبت در مورد نگرانی و اجتناب شناختی اثر مثبتی داشته باشد و باعث کاهش علائم شده است. همچنین این درمان می تواند یکی از گزینه های مؤثر در کاهش علائم اختلال اضطراب فراگیر (GAD) در کنار سایر مداخلات دارویی باشد.
تبیین گرایش به مصرف مواد مخدر براساس خردمندی و خودفراروی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴۴
43-58
حوزههای تخصصی:
هدف : اعتیاد بیماری مزمنی است که با اختلال در عملکرد فردی، فیزیولوژیکی و اجتماعی مشخص می شود. خردمندی وخودفراروی می توانند به عنوان عوامل محافظت کننده در پیش بینی گرایش به مصرف مواد مخدر مؤثر واقع شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط خردمندی و خودفراروی با میزان گرایش به مصرف مواد مخدر در دانشجویان انجام گرفته است. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه شهیدمدنی آذربایجان بودند که نمونه ای به حجم 361 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و مقیاس سه بعدی خردمندی، پرسش نامه خودفراروی بزرگسالان و پرسش نامه گرایش به مواد مخدر تکمیل شد. تحلیل داده های مطالعه با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان مورد بررسی قرارگرفت. یافته ها : نتایج نشان دادکه بین مؤلفه های متغیرهای پیش بین و گرایش به مصرف مواد مخدر رابطه معناداری وجود دارد و خردمندی و خودفراروی می توانند تغییرات مربوط به گرایش به مصرف مواد مخدر را تبیین و پیش بینی نمایند ( p<0.01 ). نتیجه گیری : از آنجایی که خردمندی و خودفراروی می توانند تغییرات مربوط به گرایش به مصرف مواد مخدر را تبیین و پیش بینی نمایند، بنابراین می توان با پرورش و ارتقاء چنین ویژگی هایی میزان گرایش به مصرف مواد مخدر را کاهش داد.
بررسی امواج مغزی افراد زودانگیخته در تکلیف شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی امواج مغزی افراد با رگه زودانگیختگی در هنگام انجام تکلیف شناختی بود. از میان 140 دانشجوی دختر که فرم تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک را تکمیل کردند، بعد از کنترل معیارهای ورود، 2 گروه 15 نفره شامل زودانگیخته بالا (Imp+) و زودانگیخته پایین (Imp-) انتخاب شدند. از آزمودنی های انتخاب شده در دو موقعیت شامل الف) حالت استراحت (بدون انجام تکلیف) و ب) انجام تکلیف شناختی (آزمون ویسکانسین)،EEG گرفته شد. نتایج نشان داد در افراد Imp+ فعالیت نواحی پیش پیشانی، پیشانی و گیجگاهی هر دو نیمکره، هنگام انجام تکلیف شناختی افزایش معنادار می یابد. مقادیر موج آلفا و تتا نشان داد در هنگام انجام تکلیف شناختی میزان فعالیت تمام نواحی هر دو نیمکره، در گروه Imp+ بیشتر از گروه - Imp است. در مورد موج بتا نتایج حاکی از فعالیت بیشتر پیش پیشانی و گیجگاهی نیمکره چپ و پیشانی نیمکره راست در گروه Imp+در مقایسه با گروه دیگر بود. نتایج بر لزوم در نظر داشتن رگه های شخصیتی هنگام بررسی فعالیت ناحیه ای مغز و نیز بررسی زودانگیختی کنش ور و تمایز آن با زودانگیختگی ناکنش ور تأکید می کنند.
مقایسه خودبازداری، بنیان های اخلاقی و جهت گیری زندگی در والدین سازگار و ناسازگار کودکان آموزش پذیر کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، مقایسه جهت گیری زندگی، بنیان های اخلاقی وخودبازداری در والدین سازگار و ناسازگارکودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر است. روش: پژوهش حاضر از نوع علّی- مقایسه ای است. جامعه پژوهش را کلیه والدین دارای کودک کم توان ذهنی آموزش پذیر شهرستان نقده در بهار سال 1395 تشکیل می دادند که از بین آنها 130 نفر (65 نفر والد سازگار و 65 نفر والد ناسازگار) به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از چهار پرسش نامه سازگاری بل، پرسش نامه جهت گیری زندگی، پرسش نامه خودبازداری و پرسش نامه مقیاس ویژگی های اخلاقی استفاده گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین بنیان های اخلاقی در خرده مقیاس های اخلاق بر مبنای یادگیری (02/0=p) و اخلاق برمبنای تأیید دیگران (03/0=p) و در جهت گیری زندگی (001/0=p) بین والدین سازگار و ناسازگار تفاوت معناداری وجود دارد و میانگین جهت گیری زندگی والدین سازگار به صورت معنی داری بیشتر از والدین ناسازگار است. در رابطه با خودبازداری، در مؤلفه های کنترل تکانه (05/0=p) و مراعات دیگران (005/0=p) و مسئولیت پذیری (05/0=p) در والدین سازگار و ناسازگار تفاوت معناداری وجود دارد و میانگین کنترل تکانه و مراعات دیگران و مسئولیت پذیری در والدین سازگار بیشتر از والدین ناسازگار است، ولی در مولفه فرونشاندن خشم (32/0=p) تفاوتی بین والدین سازگار و ناسازگار وجود ندارد. نتیجه گیری: براساس یافته های تحقیق نتیجه گرفته می شود که والدین ناسازگار در مقایسه با والدین سازگار در جهت گیری زندگی و خودبازداری و در اخلاق برمبنای یادگیری و اخلاق برمبنای تأیید دیگران نمره کمتری را گزارش کردند که برنامه ریزی و آموزش هایی برای افزایش میزان جهت گیری زندگی و خودبازداری و رفتارهای اخلاقی در والدین ناسازگار کودکان کم توان ذهنی پیشنهاد می شود.
آموزش تشخیص طعنه و پاسخ به آن در کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: پژوهش های پیشین نشان داده اند کودکان با اختلال طیف اتیسم اغلب در کاربرد و درک معنای غیرتحت اللفظی زبان (برای مثال، کنایه، طعنه، گول یا فریب، شوخ طبعی و استعاره) مشکل دارند. به طورویژه، درک کنایه و طعنه برای کودکان با اختلال طیف اتیسم دشوار است، زیرا در کنایه و طعنه، معنای گفته برخلاف آن چیزی است که بیان می شود. پژوهش حاضر، اثربخشی بسته آموزشی ای را بررسی می کند که شامل مجموعه ای از قوانین و حاوی نمونه های متعدد آموزشی است که در این بسته، شناسایی گفته های طعنه آمیز و پاسخ مناسب به آنان به 3کودک با اختلال طیف اتیسم آموزش داده می شود.
برآورد واریانس خشم و طرح واره های ناسازگار دانشجویان با الگوهای ارتباط خانواده
حوزههای تخصصی:
فراتر از تأثیر الگوهای ارتباطی بر کارکرد خانواده، بخش گسترده ای از زندگی روانی-اجتماعی از این الگوها متأثر می گردد. ازاین رو این پژوهش با هدف پیش بینی روان طرح واره های ناسازگار نخستین و خشم بر پایه الگوهای ارتباط خانواده انجام شد. پژوهش توصیفی است و با به کار بستن طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری، دربرگیرنده همه دانشجویان سال تحصیلی 95-94 دانشگاه آزاد شیراز بود. با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی 200 نفر از آن ها به عنوان نمونه پژوهش گزینش شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها فرم کوتاه پرسشنامه طرح واره های ناسازگار یانگ (1999)، رونوشت تجدیدنظر شده پرسشنامه الگوهای ارتباط خانواده کوئرنر و فیتزپاتریک (a2002) و سیاهه خشم نواکو (1998) بودند. برآیندهای نرخ همبستگی نشانگر همبستگی منفی طرح واره های ناسازگار با الگوی ارتباطی گفت وشنود و همبستگی مثبت با الگوی ارتباطی همنوایی بود. برآیندهای تحلیل رگرسیون نشان داد پراکنش طرح واره طرد و رهاشدگی با الگوی ارتباطی جهت گیری گفت وشنود (-0/340, P<0/0001=β) و همنوایی (0/146, P<0/05= (β درخور تبیین است. همچنین گستره کارکرد آشفته-0/189, P<0/01) =(β، طرح واره های کرانه آشفتگی-0/344, P<0/001)=(β و طرح واره های گوش به زنگی و بازداری -0/125, P<0/001)=(βالگوی ارتباطی گفت وشنود پیش بینی می شود. افزون بر این، همبستگی الگوهای ارتباط گفت وشنود (-0/282, P<0/001=r) بوده و الگوی ارتباطی همنوایی (0/222, P<0/001=r) با خشم معنی دار و خشم با الگوی گفت وشنود درخور تبیین بوده است-0/231, P<0/01) =(βیافته های این پژوهش نشانگر تأثیر چشمگیر الگوهای ارتباط خانواده در طرح واره های ناسازگار و خشم دانشجویان است.
مقایسه تأثیر روش تدریس یادگیری مبتنی بر حل مسئله و نقشه مفهومی بر گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان پرستاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف:دانشجویان در کسب مهارت و گرایش به تفکر انتقادی مشکل دارند و یادگیری بر اساس روش های تدریس جدید باعث افزایش یادگیری مداوم و کارآمد پرستاران می شود. پژوهش حاضر تأثیر دو روش تدریس آموزش مبتنی بر حل مسئله و نقشه مفهومی بر گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان پرستاری را مقایسه نمود. روش بررسی:این پژوهش مداخله ای دوگروهی با پیش آزمون و پس آزمون بر روی 32 دانشجوی کارشناسی پرستاری در سال 1393 انجام شد. ابتدا پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی CTDIتوسط دانشجویان تکمیل گردید. افراد به صورت تصادفی ساده به دو گروه 16 نفرِ تقسیم شده و برای هر گروه به طور جداگانه روش تدریس یادگیری مبتنی بر حل مسئله و نقشه مفهومی اجرا گردید. در پایان ترم مجدداً امتیاز گرایش به تفکر انتقادی ثبت و با قبل مقایسه گردید. از نرم افزار Spssنسخه 18 و آزمون های آماری t مستقل و زوجی برای تحلیل استفاده شد. یافته ها:بعد از اجرای مداخله، نمره کل گرایش به تفکر انتقادی افزایش یافت؛ ولی این افزایش در دو گروه با هم تفاوت آماری معنی داری داشت و در گروه آموزش به روش حل مسئله بیشتر بود. این تفاوت در زیرگروه های انتقادپذیری، اعتمادبه نفس، جستجوگری و رشد یافتگی معنی دار بوده و امتیاز گروه آموزش به روش حل مسئله بیشتر بود ولی در زیرگروه های حقیقت جویی، قدرت تحلیل و قدرت سازماندهی دو گروه تفاوت آماری معنی داری نداشتند. نتیجه گیری:گرایش به تفکر انتقادی در اکثریت دانشجویان در ابتدای پژوهش مطلوب نبود؛ لزوم رشد تفکر انتقادی دانشجویان پرستاری و تعدیل شرایط استرس زا در محیط های آموزشی مشخص گردید. مربیان و اساتید باید از روش هایی بهره ببرند که مفاهیم را به شیوهای معنی دار یاد دهد و در موقعیت بالینی کاربردی باشد.
رابطه ویژگی های شخصیت تاریک (ماکیاولی، خودشیفتگی و جامعه ستیزی) با خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف : خودکارآمدی تحصیلی ازجمله عوامل پیش بین در پیشرفت تحصیلی دانشجویان است که متأثر از عوامل گوناگونی است. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش ویژگی های شخصیت تاریک (ماکیاولی، خودشیفتگی و جامعه ستیزی) به منظور پیش بینی باورهای خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه همبستگی، ۲۳۰ نفر از دانشجویان ساکن خوابگاه های دانشگاه اصفهان به شیوه خوشه ای انتخاب شدند (سال تحصیلی ۹۶-۱۳۹۵). به منظور جمع آوری داده ها پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان اون و فرامن و مقیاس شخصیت تاریک جانسون و وبستر اجرا شد. به منظور محاسبه داده ها از نرم افزار Spss-۱۸ استفاده شد . یافته ها: نتایج دلالت بر این داشتند که صفات شخصیت جامعه ستیزی ( ۰/۳۴۱-=r ) و ماکیاولی (۰/۳۶۴-=r ) با خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان رابطه معنادار و منفی داشتند (۰/۱> P ). نتایج دیگر نشان داد که بین صفت شخصیت خودشیفتگی و خودکارآمدی تحصیلی ارتباط معناداری وجود ندارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که به صورت منفی ۰/۱۵ از تغییرات خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان را می توان بر اساس صفات شخصیت تاریک ماکیاولی و جامعه ستیزی تبیین نمود. نتیجه گیری: با توجه به ارتباط معکوسی که بین خودکارآمدی تحصیلی و صفات شخصیت تاریک (جامعه ستیزی و ماکیاولی) مشاهده شده است می توان نتیجه گرفت که این صفات می توانند تأثیر مخربی بر خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان و درنهایت پیشرفت آن ها داشته باشند. همچنین نتایج این پژوهش از نقش متغیر روان شناختی صفات شخصیت تاریک در پیش بینی باورهای خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان حمایت می کند.