فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۶۸۱ تا ۱۶٬۷۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، استخراج نیمرخ های انطباق پذیری مسیر شغلی دانشجویان و پیش بینی عضویت در آنها براساس شاخص های انطباق خواهی شامل خوش بینی مسیرشغلی، شخصیت پیشتاز و ارزیابی بنیادین خویشتن بود. مطالعه این پژوهش بنیادین، کمی و از نوع همبستگی بود. از جامعه پژوهش، نمونه ای با حجم 700 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم آن انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس های انطباق پذیری مسیر شغلی ساویکاس و پورفلی، ارزیابی بنیادین خویشتن جاج، ایریز، بونو و تورسن، شخصیت پیشتاز سیبرت، کرنت و کریمر و خوش بینی مسیر شغلی روتینگهاس، دی و بورگن استفاده شد. نتایج نشان دادند نیمرخ های انطباق پذیری متفاوتی ازنظر کمی وجود دارند که انطباق پذیری بسیار پایین، پایین، متوسط و بالا نامیده شدند. یک نیمرخ کیفی متفاوت نیز استخراج شد که با سطوح بالای دغدغه، کنترل و کنجکاوی و سطح پایین اعتماد، نیمرخ بی اعتماد نامیده شد. همچنین یافته ها نشان دادند نیمرخ های متفاوت انطباق پذیری، سطوح متفاوتی از انطباق خواهی را نشان می دهند؛ به طوری که افزایش مقادیر انطباق خواهی در قالب سه شاخص آن، احتمال تمایل به عضویت در سطوح بالاتر نیمرخ ها را پیش بینی کرد؛ البته در نیمرخ بی اعتماد به گونه ای متفاوت، افزایش ارزیابی بنیادین خویشتن، احتمال تمایل به عضویت در نیمرخ پایین تر، یعنی انطباق پذیری بالا را پیش بینی کرد. درنهایت بخشی از مدل انطباق نیز تأیید شد. به طورکلی نتایج نشان دادند نیمرخ های انطباق پذیری متفاوتی در بین دانشجویان وجود دارد؛ همچنین سطوح متفاوتی از انطباق خواهی در قالب ارزیابی بنیادین خویشتن، شخصیت پیشتاز و خوش بینی مسیر شغلی، عضویت فرد در نیمرخ های متفاوت را پیش بینی کردند
مقایسه اثربخشى درمان شناختى- رفتارى متمرکز بر تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش علایم کمر درد، افسردگی و افزایش رضایت از زندگی در زنان مبتلا به کمردرد مزمن با اختلال افسردگی اساسی همبود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتارى متمرکز بر تنظیم هیجان و درمان پذیرش و تعهد بر علایم کمر درد، افسردگی و رضایت از زندگی در زنان مبتلا به کمردرد مزمن با اختلال افسردگی اساسی همبود پرداخت. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. 30 زن دارای کمردرد مزمن با اختلال افسردگی اساسی همبود به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و یک گروه کنترل (10 نفر) گمارده شدند. یک گروه آزمایش درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر تنظیم هیجان و گروه دیگر آزمایش درمان پذیرش و تعهد را دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. شرکت کنندگان پرسشنامه های درد مک گیل، افسردگی بک و رضایت از زندگی را در پیش آزمون و پس آزمون کامل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها درمان شناختی- رفتاری متمرکز بر تنظیم هیجان و درمان پذیرش و تعهد باعث کاهش علایم درد و افسردگی و افزایش رضایت از زندگی شدند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین دو روش درمانی تفاوت معناداری مشاهده نشد.
ساخت و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه جهت گیری هیجانی به رابطه جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هفتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
100 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، تدوین و بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه جهت گیری های هیجانی در رابطه جنسی می باشد. پژوهش حاضر به روش توصیفی با هدف تدوین و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه جهت گیری هیجانی به رابطه جنسی بود. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر زنان متاهل شهر بابل در سال 1396 بود. همچنین نمونه آماری شامل زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز خصوصی مشاوره مامایی شهرستان بابل بود که از این میان تعداد 300 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه جهت گیری های هیجانی در رابطه جنسی علی آبادیان و حسن زاده (1396) بود. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرم افزارSmart PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد شاخص های نیکویی برازندگی مدل اندازه گیری بارگذاری سه عامل پرسشنامه جهت گیری هیجانی در رابطه جنسی، مقادیر قابل قبولی را نشان دادند. نتیجه گیری: پرسشنامه جهت گیری هیجانی در رابطه جنسی می تواند به خانواده درمانگران و متخصصان حوزه سکس تراپی جهت سنجش ارزیابی جهت گیری های هیجانی افراد مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی آموزش روابط والد- فرزند بر میزان مشکلات هیجانی دانش آموزان پسر دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش روابط والد – فرزند بر میزان مشکلات هیجانی شامل اضطراب جدایی، اضطراب منتشر، ترس مرضی، افسردگی و ترس اجتماعی دانش آموزان پسر دوره ابتدایی بود. بر این اساس، در قالب یک مطالعه نیمه تجربی همراه با گروه کنترل و با ارزیابی به صورت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، تعداد 32 دانش آموز پسر دارای نمره بالا در دسته مقیاس های مشکلات هیجانی CSI-4 از مدارس ابتدایی ناحیه 3 شهر اصفهان به شیوه خوشه ای انتخاب شدند و بر اساس ملاک های ورودی پژوهش انتخاب و به شیوه تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل گمارده شدند (16=n2=n1). مادران آزمودنی های گروه آزمایش یک دوره 8 جلسه ای آموزش بازی مشترک مادر و کودک به صورت هفتگی دریافت کردند، در حالی که آزمودنی های گروه کنترل چنین مداخله ای دریافت نکردند و در لیست انتظار قرار گرفتند. آزمودنی های دو گروه با استفاده از فرم والد چک لیست مرضی کودکان (CSI-4) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که ارائه مداخله بازی مشترک مادر-کودک باعث باعث کاهش علائم انواع مشکلات هیجانی مورد بررسی در آزمودنی ها در مرحله پس آزمون و آنها در مرحله پیگیری شده است (05/0p<). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت ارائه مداخله مبنی بر آموزش بازی مشترک مادر- کودک در کاهش مشکلات هیجانی موثر بوده است و با استفاده از این روش مداخله ای می توان در جهت کاهش مشکلات هیجانی کودکان مبتلا استفاده کرد.
روح معنوی انسان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
امروزه بشر با وجود برخورداری از امکانات رفاهی و پیشرفت تکنولوژی، هنوز نتوانسته است به آرامش غایی و مطلوب خود دست پیدا کند. بسیاری از موارد در دنیای درونی و بیرونی انسان وجود دارد که در صورت مواجهه با آن بدون معنابخشی و اتصال به تعابیر معنوی، هر یک آزاردهنده هایی در جهت استهلاک روانی بلکه جسمی خواهد بود و در نهایت بهداشت روان وی متأثر از همین کوچک های به ظاهر قدرتمند (موانع شناختی - رفتاری)، بدین سو پیش می رود که نبض حیات خویش را از دست دهد.
تأثیر آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سازگاری، بهزیستی مدرسه و تنظیم هیجان در دانش آموزان پسر مدارس استعدادهای درخشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سازگاری، بهزیستی مدرسه و تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان پسر مدارس استعدادهای درخشان دوره اول متوسطه شهر اهواز انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مدارس استعدادهای درخشان دوره اول متوسطه شهر اهواز مشتمل بر 538 نفر در سال تحصیلی 96-1395 بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. در نهایت بر اساس لیست دانش آموزان دوره اول متوسطه 30 دانش آموز که ملاک های ورود به مطالعه را داشتند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایشی و گروه گواه تقسیم شدند. پژوهش حاضر یک تحقیق آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری (2 ماهه) با گروه گواه بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سازگاری تحصیلی، پرسشنامه بهزیستی مدرسه و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان بود. اعضای گروه آزمایشی به مدت 10 جلسه تحت آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر سازگاری، بهزیستی مدرسه، راهبردهای مثبت و منفی تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان استعدادهای درخشان دوره های اول متوسطه شهر اهواز مؤثر بوده است. همچنین در مرحله پس آزمون و پیگیری، بین گروه آزمایشی و گروه گواه، در میزان سازگاری، بهزیستی مدرسه، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان تفاوت معنی داری وجود دارد. بر این اساس آموزش مهارت های تنظیم شناختی هیجان می تواند به عنوان یک روش مداخله ای مفید جهت افزایش سازگاری، بهزیستی مدرسه و تنظیم شناختی هیجانی و در نتیجه کارآمدی بهتر دانش آموزان بکار رود.
رابطه ابعاد کیفیت آموزشی کلاس و ارزیابی های شناختی با هیجان های تحصیلی و پیامدهای انگیزشی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۲ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۸۶)
202 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه ابعاد کیفیت آموزشی کلاس و ارزیابی های شناختی با هیجان های تحصیلی و پیامدهای انگیزشی آن بر اساس نظریه کنترل– ارزش پکران میباشد. بدین منظور ۵۸۶ دانش آموز دختر و پسر پایه نهم متوسطه شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه هیجان های تحصیلی، مقیاس انگیزش تحصیلی و کنترل تحصیلی، فعالسازی شناختی، درک از بازخورد معلم، و مقیاس های دشواری تکلیف، ارزش تکلیف، ارزشیابی تبحری و کیفیت تدریس معلم را تکمیل کردند. ارتباط متغیرها در قالب یک مدل ساختاری بررسی و به روش تحلیل مسیر آزمون شده و برازش آن تائید شد. نتایج حاصل از آزمون مدل نشان داد فعالسازی شناختی، دشواری تکلیف، ارزشیابی تبحری و بازخورد پیشرفت بر ارزیابی های شناختی اثر مستقیم و معناداری دارند. فعال سازی شناختی و دشواری تکلیف به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق متغیرهای واسطه بر هیجان های مثبت و منفی و انگیزش خودمختار اثر معناداری دارند. اثر مستقیم بازخورد پیشرفت بر هیجان های مثبت، و اثر غیرمستقیم آن بر هیجان های منفی و انگیزش خودمختار معنادار بوده اما کیفیت تدریس تنها بر هیجان های منفی اثر مستقیم و معنادار داشته و از طریق آن برانگیزش خودمختار تأثیر دارد. همچنین کنترل تحصیلی و ارزش تکلیف بر هیجان های مثبت و منفی و انگیزش خودمختار، و هیجان های مثبت و منفی برانگیزش خودمختار اثر معناداری دارند. بنابراین ابعاد کیفیت آموزشی به عنوان عامل های محیطی کلاس بر ارزیابی های شناختی اثر داشته و هردو از تعیین کننده های هیجان های تحصیلی می باشند و این هیجان ها برانگیزش خودمختار دانش آموزان تأثیر دارند.
هم سنجی تأثیر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و آموزش بهبود مهارت های رویارویی زوجی بر بدریختی انگاری بدن و بهزیستی ذهنی زنان دچار سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرطان پستان و جراحی آن می تواند وضعیت های روان شناختی متعارضی را به دنبال داشته باشد. هدف پژوهش هم سنجی اثربخشی آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و آموزش بهبود مهارت های رویارویی زوجی بر بدریختی انگاری بدن و بهزیستی ذهنی زنان دچار سرطان پستان بود. این پژوهش یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه و پیگیری 3 ماهه بود. جامعه پژوهش بیماران زن دچار سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان سیدالشهدا اصفهان در سال 1396 بود. از میان آن ها 45 نفر از داوطلبین به روش نمونه گیری هدفمند پس از بررسی ملاک های ورود انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارش شدند. مداخلات طی 9 نشست 90 دقیقه ای اجرا شد، گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. داده ها با ابزارهای نگرانی از تصویر بدن لیتلتون و همکاران (2005) و بهزیستی ذهنی کی یز و ماگیارمو (2003) گردآوری شد. برآیندهای تحلیل واریانس اندازه های مکرر نشان داد که میان گروه های آزمایش با گروه گواه در بدریختی انگاری بدن و بهزیستی ذهنی تفاوت معنی داری وجود دارد و آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد اثرات بیشتری را در سنجش با آموزش مهارت های رویارویی زوجی بر بهزیستی ذهنی داشته است (05/0p
نقش ابعاد شخصیت و انتظارات زناشویی به عنوان پیش بینی کننده رضایتمندی زناشویی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم دی ۱۳۹۷ شماره ۱۰ (پیاپی ۳۱)
199-212
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیشبینیرضایتمندیزناشوییاسلامیبراساسابعادشخصیتوانتظاراتزناشوییانجام شد. اینمطالعهتوصیفیازنوعهمبستگیبود. باروشنمونهگیریتصادفیسادهازبیندانشجویان متأهلمرکز جامع علمی- کاربردی بنیاد شهید و امور ایثارگران کرمانشاه،نمونهایبهحجم98نفرانتخابشد. برایگردآوریداده هاازپرسشنامههایابعادشخصیتنئو(مککریوکاستا، 1985)،رضایتمندیزناشوییاسلامی (جدیری و جان بزرگی، 1388)وانتظاراتزناشویی (امیدوار، 1386)استفادهشد. دادههابااستفادهازهمبستگیپیرسون، تحلیل واریانس و رگرسیونموردتحلیلقرارگرفت. نتایجنشانداد که بین رضایت زناشویی و انتظارات زناشویی رابطه معنادار وجود دارد ولی بین ابعاد شخصیت و رضایت زناشویی رابطه معناداری یافت نشد.بنابراین می توان نتیجه گرفت که با داشتن انتظارات زناشویی منطقی، از رضایت زناشویی بیشتری برخوردار شد.
تبیین مدل نظری برای خودمتمایزسازی، راهبرد های مقابله ای و تعهدزناشویی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل روابط خودمتمایزسازی، راهبردهای مقابله ای و تعهد زناشویی می باشد.پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. جامعه پژوهش همه معلمان مدارس شهر کامیاران و همسرانشان بودند که در سال تحصیلی 95-94 مشغول به تدریس بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 250 زوج (500 نفر) انتخاب شدند. هر نفر پرسشنامه هایتمایزیافتگی، سبک های مقابله با شرایط پر استرس و تعهد زناشویی را پاسخ دادند. تحلیل داده ها با دو نرم افزار Spss و Amos انجام شد.نتایج بیانگر رابطه مثبت و معنی دار بین تعهد زناشویی با مقابله مسئله مدار و با جایگاه منمی باشد. همچنین رابطه منفی و معنی داری بین تعهد زناشویی و مقابله هیجان مدار مشاهده شد.از طرفی رابطه مثبت و معنادار بین مقابله مسئله مدار و جایگاه من، بین مقابله هیجان مدار با واکنش عاطفی و با آمیختگی با دیگران وجود دارد.نتایج پژوهش حاضر نشان داد سطح خودمتمایزسازی افراد و راهبردهای مقابله ای آنها می تواند پیش بین خوبی برای تعهد زناشویی باشد.
شاخص های خلقی و درمان های روان شناختی، اثربخشی درمان بهزیستی بر شاخص تنظیم خلق منفی در وابستگان به مت آمفتامین، یک کارآزمایی مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات نشان می دهد که یکی از بنیان های شکل گیری اعتیاد اضطراب می باشد. شاخص اضطراب نه تنها در مراحل آغازین بلکه در فرایند لغزش و عود مصرف مولفه ای حائز اهمیت تلقی می گردد که می تواند پیامدهای مطلوب درمانی را با چالش مواجه سازد. یکی از ابعاد متاثر از اضطراب شاخص خلق می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر درمان گروهی بهزیستی بر شاخص تنظیم خلق منفی در زنان وابسته به مواد مت آمفتامین انجام شد. مطالعه حاضر در قالب طرحی نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. بدین ترتیب در برهه زمانی اردیبهشت ماه تا اسفند ماه 1394، بیست و دو زن واجد شرایط شرکت در پژوهش پس از انجام غربالگری از میان بیماران وابسته به مت آمفتامین مراجعه کننده به سه کلینیک ترک اعتیاد شهر تهران با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به کمک نرم افزار اکسل در قالب دو گروه آزمایش و گواه تخصیص یافتند. پس از اخذ رضایت آگاهانه و احراز ملاک های شرک در پژوهش، همه شرکت کنندگان توسط مصاحبه بالینی ساختاریافته مورد مصاحبه قرار گرفتند و مقیاس تنظیم خلق منفی را تکمیل نمودند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه هفتگی تحت درمان گروهی بهزیستی قرار گرفت و گروه کنترل صرفا پذیرای درمان های روتین مرکز بود. سپس، در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط پرسشنامه مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تحلیل داده ها از آزمون کای اسکوئر و معادله برآورد تعمیم یافته استفاده شد. یافته ها نشان داد که بهزیستی درمانی تاثیر معنا داری بر بهبود شاخص تنظیم خلق منفی ایفا نمود (01/0> p ). هرچند این بهبود تا مرحله پیگیری حفظ نشد (05/0< p ). این یافته ها همسو با ادبیات پژوهشی گویای کارامدی درمان های مثبت گرا بر تنظیم شاخص های خلقی می باشد. نتایج این پژوهش می تواند در ارزیابی، طرح ریزی مداخلات درمانی و چشم انداز پژوهش های آتی در مصرف کنندگان مت آمفتامین سودمند باشد.
اثربخشی روان درمانی تحلیلی کارکری بر بهبود افسردگی و توانش ارتباطی بیماران مبتلا به اختلال وسواس-ناخودداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (آذر) ۱۳۹۷ شماره ۶۹
611-617
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال وسواس – ناخودداری به واسطه بروز علائم منجر به مشکلاتی در روابط بین فردی افراد مبتلا می شود، که می تواند باعث تشدید و یا عود این بیماری شود . از این رو به نظر می رسد روان درمانی تحلیلی کارکردی با تأکید بر صمیمیت و مشکلات بین فردی، می تواند بر بهبود علائم و پیشگیری از عود مجدد این اختلال مؤثر واقع شود. هدف: هدف پژوهش حاضر اثربخشی این مداخله بر بهبود افسردگی و توانش ارتباطی بیماران مبتلا به اختلال وسواس – ناخودداری بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با گروه آزمایش وگواه بود. از اینرو، تعداد 24 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس، از بین افراد مبتلا به اختلال وسواس – ناخودداری انتخاب و در دو گروه آزمایش وگواه جای گماری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های افسردگی بک (ویرایش- II ، (1996)) و توانش ارتباطی بین فردی (1983) بود. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که اثر گروه آزمایش به صورت معناداری (0/01 p< ) بر افسردگی و توانش ارتباطی تأثیر دارد. نتیجه گیری: این بدان معناست که روان درمانی تحلیلی کارکردی موجب کاهش افسردگی و افزایش توانش ارتباطی افراد مبتلا به وسواس – ناخودداری شد.
بررسی اثربخشی مداخلات روان شناختی خانواده محور بر هوش بهر کودکان با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم زمستان (دی) ۱۳۹۷ شماره ۷۰
663-672
حوزههای تخصصی:
زمینه: تفاوت کاملاً مشخصی بین ظرفیت هوشی بالفعل و توان شناختی بالقوه کودکان با نشاتگان داون وجود دارد و ظرفیت ذهنی فعلی آنها همواره قابل تغییر و اصلاح می باشد. مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه افزایش عملکرد شناختی کودکان با مشارکت والدین و اعضاء خانواده تأکید دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخلات روان شناختی خانواده محور بر ظرفیت هوشی کودکان دبستان با نشانگان داون صورت گرفت. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان دبستانی 10 تا 11 ساله شهر تهران با نشانگان داون هستند که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بودند. از بین آنها30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 3 ماه در 24 هفته مداخلات روان شناختی خانواده محور را دریافت کردند درحالی که در این مدت گروه گواه مداخله ای در این زمینه دریافت نکردند. ابزار پژوهش نسخه نوین هوش آزمای تهران – استنفورد بینه (افروز و کامکاری، 1385) بود که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS یافته های پژوهش نشان داد، مداخلات روان شناختی خانواده محور نه تنها منجر به افزایش نمره هوش کلی این کودکان شده است، بلکه منجر به افزایش هوش غیرکلامی، کلامی، استدلال سیال، دانش، استدلال کمی، پردازش دیداری – فضایی و حافظه فعال در دانش آموزان با نشانگان داون تحت آموزش گردیده است(0/01 P< ). نتیجه گیری: این بدان معنی است مداخلات روان شناختی خانواده محور می تواند بر بهبود عملکرد شناختی کودکان دارای نشانگان داون در حیطه های کلامی و غیرکلامی مؤثر باشد.
عملکرد خانوادگی، رواندرستی و تنیدگی های روزانه والدین کودکان با کاشت حلزون و والدین کودکان ناشنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشکلات حسی در دوران کودکی و شدت تأثیر این مشکلات بر والدین، تحت تأثیر عوامل بسیار زیادی قرار دارد، در این میان استفاده از وسایل و فن آوری های جدید می تواند در تعاملات خانوادگی و مشکلات روانشناختی والدین تأثیرات مهمی را بر جای گذارد. بدین سبب پژوهش حاضر به منظور بررسی و مقایسه عملکرد خانوادگی، تنیدگی های روزانه و رواندرستی والدین کودکان با کاشت حلزون و والدین کودکان ناشنوا بدون کاشت حلزون صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه والدین کودکان3 تا 10 ناشنوا و کاشت حلزون شده شهر تهران تشکیل می دادند که از آن بین تعداد 80 نفر به شیوه در دسترس به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تنیدگی های روزانه سارافینو (1997)، عملکرد خانواده اپسین و همکاران (1983) و رواندرستی ریف (1980)، بود. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده های تحقیق در سطح توصیفی از میانگین، انحراف استاندارد، فراوانی و درصد فراوانی و در سطح استنباطی از آزمون تی نمونه های مستقل استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از رواندرستی و عملکرد خانوادگی بالاتر والدین کودکان ناشنوا با کاشت حلزون در مقایسه با والدین کودکان ناشنوا بدون کاشت حلزون بود ( 0/05>p ). از دیگرسو بین این دو گروه به لحاظ متغیر مربوط به تنیدگی های روزانه تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0 P > ). بنابراین به نظر می رسد والدین کودکان ناشنوا با کاشت حلزون در مقایسه با والدین کودکان ناشنوا بدون کاشت حلزون مشکلات روانشناختی کمتری را تجربه می کنند اما همانند والدین کودکان ناشنوا بدون کاشت حلزون در برخورد با الزامات ناشی از کودک ناشنوا دارای تنیدگی های روزانه یکسانی می باشند.
بررسی نیازهای حرفه ای نو معلمان دانش آموخته ی دانشگاه فرهنگیان در زمینه ی آموزش زبان فارسی در دوره ی ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم زمستان (اسفند) ۱۳۹۷ شماره ۷۲
945-950
حوزههای تخصصی:
زمینه: دانشگاه فرهنگیان بستر اصلی تأمین نیروی انسانی کارآمد جهت رفع نیازهای نیروی انسانی آموزش و پرورش است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نیازهای حرفه ای نومعلمان دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان در زمینه آموزش زبان فارسی در دوره ابتدایی بود. روش: این تحقیق به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه فارغ التحصیلان رشته علوم تربیتی پردیس های شهید باهنر و خواجه نصیر کرمان بودند که 384 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت که ضریب پایایی آن بر اساس آلفای کرونباخ 0/91 بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تی تک نمونه ای و تحلیل واریانس) استفاده گردید. یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از این بود که توانایی دانشجو معلمان در چهار بعد واژه آموزی، دانش زبانی، رسم الخط و برگرداندن شعر به نثر از حد متوسط کمتر بود و بین دانشجو معلمان پسر و دختر در توانایی واژه آموزی و دانش زبانی تفاوت معنادار در سطح (0/01> P )، و در دانش رسم الخط تفاوت معنادار در سطح (0/05> P ) وجود دارد. همچنین در توانایی برگردان شعر به نثر بین دانشجو معلمان دختر و پسر تفاوت معناداری مشاهده نگردید. نتیجه گیری: لذا می توان نتیجه گیری کرد، برای تربیت مؤثر معلمان ابتدا باید ماهیت شغلی آنها و سپس نیازمندی های متناسب با این ماهیت را درک کرد تا بتوان برنامه های آموزشی لازم را در این زمینه طراحی و اجرا کرد .
وضعیت تحول مهارت های هیجانی اجتماعی درکودکان 4-1 ساله مهدکودک های تهران در سال 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره پنجم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۱۴)
117-126
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحول در طی سال های اولیه زندگی بسیار مهم و متفاوت از تحول در دوره های بعدی است و چگونگی آن، وضعیت فرد را در طول چرخه زندگی تحت تأثیر قرار می دهد. سه حوزه مهم در تحول کودک شناخته شده است: جسمی، هیجانی- اجتماعی، و زبانی- شناختی. هدف از این پژوهش تعیین سطح تحول مهارت های هیجانی- اجتماعی کودکان 4 - 1 ساله مهدکودک های شهر تهران بود. روش: برای انجام این پژوهش زمینه یابی- تحولی، 138 کودک 4 - 1 ساله (68 دختر و 70 پسر) از شش مهدکودک مناطق مختلف تهران در سال 1392 به طور تصادفی انتخاب شدند. وضعیت تحول مهارت های هیجانی- اجتماعی این کودکان بر اساس مصاحبه با مادران و مربیان و مشاهده کودکان، در جدول تحول مهارت های هیجانی- اجتماعی مشخص شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی، آزمون تک نمونه ای کالموگروف- اسمیرنف و t تک نمونه ای استفاده شد. یافته ها : نتایج آزمون t تک نمونه ای نشان داد میانگین نمرات مهارت های هیجانی- اجتماعی کودکان 2 - 1 ساله به طور معناداری پایین تر از میانگین نمرات ملاک است (001/0 p < ). میانگین نمرات مهارت های هیجانی- اجتماعی کودکان 3- 2 ساله و 4-3 ساله در حد میانگین نمرات ملاک است ( به ترتیب 94/0> P و 89/0> P ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه می توان گفت تحول مهارت های هیجانی - اجتماعی کودکان 2-1 ساله کم تر مورد توجه واقع شده است و به نظر می رسد عوامل فرهنگی، اجتماعی، و آموزشی نقش مهمی در این زمینه داشته باشند.
رابطه خدا پنداره (تصویرپردازی ساختگی از خدا) و تحول روانی معنوی با افسردگی، اضطراب و استرس در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه خدا پنداره و سطح تحول روانی معنوی با میزان افسردگی، اضطراب و استرس در دانشجویان بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. تعداد ۳۷۷ نفر از دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب گروه نمونه پژوهش حاضر را تشکیل دادند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان با چهار آزمون، مقیاس عوامل تنیدگی ((DASS21، تحول روانی معنوی، تصویر خدا و آزمون محقق ساخته خود پنداره - خدا پنداره مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین متغیر سطح تحول روانی معنوی با افسردگی، اضطراب، استرس و خدا پنداره رابطه منفی، معکوس و همچنین بین متغیر خدا پنداره(تصور خودساخته از خدا) با افسردگی، اضطراب و استرس رابطه مثبت و مستقیم معناداری وجود داشت. سطح تحول روانی معنوی سهم مهمی در پیش بینی افسردگی دارد. خدا پنداره سهم مهمی در پیش بینی افسردگی، اضطراب و استرس دارد. با احتمال بالا می توان نتیجه گرفت که در سطح تحول روانی معنوی پائین خداپنداره های منفی و ناکارآمد شکل می گیرند و جای امید و فعالیت، ترس و نومیدی در فرد ایجاد کرده ، زمینه افسردگی، اضطراب و تنیدگی را فراهم می کند.
بررسی اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه ی گروهی بر آشفتگی زناشویی، تعارض زناشویی و خوش بینی در زنان متأهل مراجعه کننده به مرکز مشاوره ی کمیته امداد شهر کرمانشاه.
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه ی گروهی بر آشفتگی زناشویی، تعارض زناشویی و خوش بینی بود. روش : در قالب مداخله نیمه تجربی به شیوه ی پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری، 24 زن متأهل به شیوه ی نمونه گیری در دسترس از میان زنان دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مرکز مشاوره کمیته امداد انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه ازمایش و کنترل (هر کدام 12 نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ی آشفتگی زناشویی (MSI-R)ف تعارض زناشویی (R-MCQ) و جهت گیری به زندگی (LOT-R) بودند. گروه آزمایش مداخله درمانی در 10 جلسه دریافت نمودند. پس از اتمام جلسات از هر دو پس آزمون به عمل آمد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان می دهد که درمان ACT بر آشفتگی زناشویی 0/05>p)، تعارض زناشویی (0/05>p) و خوش بینی (0/05>P) مؤثر بوده است. نتیجه گیری : با توجه به نتایج بکارگیری درمان ACT در کاهش آشفتگی زناشویی، تعارض زناشویی و افزایش خوش بینی توصیه می شود.
بحثی درباره بازنمایی و جسم آگینی در روان شناسیِ شناختی و شناختْ پژوهی
حوزههای تخصصی:
بحث درباره چه گونگیِ شکل گیریِ نظام مفهومی و شناختیِ انسان، هم واره در طول تاریخ در جریان بوده و در این باره نظریّه های گوناگونی هم ارائه شده است. از جمله نظریّه هایی که در سه دهه اخیر مطرح گشته اند، نظرّیه هایی هستند که بر دخیل بودن نظام حسّی_حرکتی انسان در شکل گیریِ نظام مفهومی و شناختی تأکید دارند و بر این باورند که شناخت، پایه مند است، به این معنا که کالبد و جسم انسان و در واقع همان نظام حسّی_حرکتی او در بازنماییِ دانش (شناخته ها) در مغز نقش دارند و این گونه نیست که شناخت، غیرکالبدی باشد. در این مقاله، کوشیده ایم با بررسی نظریّه های کسب دانش در علم شناخ تْ پژوهی و اشاره به نظام های کالبدی و غیرکالبدی بازنماییِ دانش و نیز چه گونگیِ کارکرد آن ها در بازنمایی های مفهومی به نظریّه شناخت پایه مند پرداخته و خاست گاه و نیز جای گاه آن را در علم شناخ تْ پژوهیِ امروز نشان دهیم تا بتوانیم درک بهتر و دقیق تری از این مفهوم در اختیار داشته باشیم.
نقش سبک های فرزندپروری ادراک شده و اختلال شخصیت مرزی در قلدری سایبری: نقش میانجی همدلی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: قلدری سایبری نوعی پرخاشگری، عمل عمدی توسط یک گروه و یا فردی با استفاده از روش های ارتباطی الکترونیکی، به صورت مکرر و در طول زمان در برابر یک قربانی که به راحتی نمی تواند از خود دفاع کند تعریف تعریف شده است. هدف: هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش سبک های فرزندپروری ادراک شده (مستبدانه، مقتدرانه، بی اعتنا و سهل گیرانه) و اختلال شخصیت مرزی در قلدری سایبری با میانجی گری نقش همدلی بود. روش: مطالعه حاضر با توجه به اهداف تحقیق، از نوع همبستگی و با توجه به روش جمع آوری داده ها از نوع تحقیقات توصیفی می باشد.ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند: پرسشنامه قلدری سایبری لوپز، پرسشنامه سبک های فرزندپروری نقاشان، پرسشنامه نشانه های اختلال شخصیت مرزی، پرسشنامه همدلی بهر بارون-کوهن و ویل رایت. نمونه پژوهش 305 نفر از دانش آموزان پسر پایه سوم دبیرستان شهر تبریز بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. برای تحلیل نتایج از مدل یابی معادلات ساختاری ( SEM ) و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که فرزندپروری ادراک شده (مستبدانه، مقتدرانه و بی اعتنا) و اختلال شخصیت مرزی با میانجی گری همدلی قادرند در قالب روابط ساختاری تغییرات قلدری سایبری را به طور معنی داری تبیین کنند. نتیجه گیری: در نتیجه می توان گفت که قلدری سایبری می تواند بازتابی از شخصیت و خانواده باشد.