فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۷۸۱ تا ۱۵٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
تاکنون برنامه های بسیاری در زمینه تربیت دینی و ارتقای دینداری در کشور طراحی و اجرا شده است. اما اثربخش بودن این برنامه ها مورد تردید پژوهشی است. به همین دلیل بنیانگذاری نوعی تربیت دینی که بتوان اثربخشی آن را به لحاظ تجربی آزمود، لازم است. به منظور پرداختن به این ضرورت ، هدف این پژوهش ساخت و روایی-یابی برنامه آموزشی تعاملات دینداری برای دانشجویان بوده است. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری داده ها نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل (چند گروهی با یک گروه کنترل) بوده است. گروه آزمایش شامل 117 دانشجو بوده است که به روش در دسترس انتخاب شدند و در قالب ده گروه آزمایشی هر یک تحت آموزش یکی از خرده بسته های بسته مذکور قرار گرفتند. به منظور سنجش دینداری و مؤلفه های آن از فرم کوتاه مقیاس دینداری خدایاری فرد و همکاران استفاده شد. نتایج نشان داد بسته آموزشی مذکور بر باورها و رفتارهای دینی اثر معنادار داشته، اما بر نمره دینداری کلی و عواطف دینی اثر معناداری نداشته است. اثربخشی بسته آموزشی بر باورها و رفتارهای دینی را می توان با مفاهیم تأثیر ظاهر بر باطن، تولی و برادری، حمایت اجتماعی، سرمشق گیری معنوی یا دینی و ترادف معنویت و دینداری در نگاه اسلامی، تبیین کرد. همچنین این مطالعه نشان داده است در کاربرد روش تجربی برای بررسی اثربخشی برنامه تربیت دینی محدودیت های جدی وجود دارد، به گونه ای که این محدودیت ها به عنوان نوعی آسیب شناسی می تواند نتایج مطالعه را تحت تأثیر قرار دهد.
اثربخشی برنامه مداخلهای اجتماع محور بازسازی زندگی بر سازگاری پس از طلاق زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۷ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۸
4-21
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی اثر بخشی برنامه مداخله ای اجتماع محور بازسازی زندگی بر سازگاری پس از طلاق زنان مطلقه می پردازد. روش: جامعه این پژوهش را تمامی زنان مطلقه ای تشکیل می داد که در سال 1395 حد اکثر 5 سال از طلاق آنها گذشته باشد و در طول این مدت ازدواج دائم یا موقت نداشته اند. با توجه به ویژگی های نمونه، از نمونه گیری در دسترس استفاده شد و از میان متقاضیان تعداد 34 نفر به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. از هر دو گروه خواسته شد تا مقیاس سازگاری پس از طلاق فیشر (2004) را به عنوان پیش آزمون تکمیل کنند. سپس برای گروه آزمایش 10 جلسه برنامه مداخله ای اجتماع محور بر اساس محتوای نور و همکاران (2016) به اجرا در آمد. در انتها نیز پس آزمون برای هر دو گروه به اجرا درآمد و نتایج با آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که برنامه مداخله ای اجتماع محور بر تمامی خرده مقیاس های سازگاری پس از طلاق جز خشم و اعتماد اجتماعی تاثیرات معنادار آماری را نشان می دهد. همچنین این مداخله در گروه آزمایش افزایش معناداری را بر نمره کل سازگاری پس از طلاق ایجاد کرده است. نتیجه گیری: در این پژوهش مشخص شد که برنامه مداخله ای اجتماع محور می تواند سازگاری پس از طلاق زنان مطلقه را بهبود بخشد و بدین ترتیب، می توان از آن به عنوان مداخله در بهبود کیفیت زندگی و سازگاری زنان مطلقه استفاده کرد.
تأثیر آموزش مبتنی بر امید به شیوه شناختی- معنوی بر نگرانی و فشار روانی مادران دارای فرزند مبتلا به بیماری سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بروز بیماری های مزمن مانند سرطان در فرزندان، سلامت روان مادران را با آسیب جدی مواجه می سازد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف تأثیر بسته آموزشی مبتنی بر امید به شیوه شناختی- معنوی بر نگرانی و فشار روانی مادران دارای فرزند مبتلا به بیماری سرطان انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. در این پژوهش از میان مادران دارای فرزند مبتلا به بیماری سرطان ساکن استان لرستان در سال 1396، تعداد 30 مادر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند (15 مادر در هر گروه) . گروه آزمایش مداخله آموزشی را طی 3 ماه در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های نگرانی (دیوی و ولز، 2006) و فشار روانی (زاریت، تاد و زاریت، 1980) استفاده شد . یافته ها: نتایج تحلیل داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس نشان داد که بسته آموزشی مبتنی بر امید به شیوه شناختی- معنوی باعث کاهش نگرانی و فشار روانی در مادران گروه آزایش شده است ( p<0/001 ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که بسته آموزشی به کار گرفته شده به دلیل برخورداری از روش های امیددرمانی، درمان شناختی و معنویت گرا توانسته است در کاهش سطح نگرانی و فشار روانی مادران دارای فرزند مبتلا به بیماری سرطان مؤثر باشد.
رابطه سرسختی روان شناختی و نگرش مذهبی با امیدواری در بیماران قلبی عروقی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به منظور بررسی ارتباط بین سرسختی روان شناختی و نگرش مذهبی با امیدواری، در بیماران قلبی عروقی انجام شد. این پژوهش، یک طرح توصیفی از نوع همبستگی بود که تعداد 196 نفر بیمار قلبی عروقی در مرکز درمانی شهرستان بجنورد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه های سرسختی روان شناختی اهواز (AHI)، مقیاس نگرش مذهبی (RAS) و امیدواری (AHS) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام صورت گرفت. نتایج نشان داد که بین سرسختی روان شناختی، نگرش مذهبی و امیدواری، رابطه معناداری (01/0>P) وجود دارد. در تحلیل رگرسیون، سرسختی روان شناختی و نگرش مذهبی توانستند به طور معناداری امیدواری را پیش بینی کنند (01/0>P). همچنین، از بین مؤلفه های نگرش مذهبی خرده مقیاس های مباحث اجتماعی، جهان بینی و باورها، عبادات و علم و دین قوی ترین پیش بینی کننده امیدواری در بیماران قلبی عروقی بودند (01/0>P). هر چه میزان سرسختی روان شناختی و نگرش مذهبی بیماران قلبی عروقی بیشتر باشد، امیدواری آنان افزایش خواهد یافت.
نقش سیستم پاداش مغز در اضافه وزن و چاقی: بررسی نقش واسطه گری غذا خوردن هیجانی در رابطه ی بین حساسیت به پاداش و اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شیوع چاقی در سطح جهانی در حال افزایش است. از میان عوامل مختلف تاثیر گذار، حساسیت به پاداش به عنوان یک ویژگی شخصیتی روان- بیولوژیکی که ریشه در مسیرهای دوپامینی دارد، می تواند عامل مهمی در زمینه عادات غذایی باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی حساسیت به پاداش با اضافه وزن و چاقی و بررسی نقش واسطه گری غذاخوردن هیجانی در این میان می باشد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه ی دبیرستان های غیر انتفاعی شهر رشت بودند. اعضای نمونه شامل 650 دانش آموز دختر و پسر ( 400 نفر دختر و 250 نفر پسر) بوده که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار به کار گرفته شده در این پژوهش، ترازوی اندازه گیری وزن، مقیاس حساسیت به پاداش و مقیاس غذاخوردن هیجانی می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون استفاده گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد حساسیت بالا به پاداش با اضافه وزن رابطه ی مثبت و معنادار دارد و غذا خوردن هیجانی نقش میانجیگری در رابطه ی آن دو دارد. همچنین حساسیت پایین به پاداش رابطه ی مثبت و معناداری با چاقی داشت. نتیجه گیری: پژوهش تایید کننده ی نقش نظام پاداش مغز در میزان وزن می باشد.
پیش بینی سلامت روان دانشجویان روانشناسی دانشگاه تهران بر اساس سرمایه های روانشناختی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سلامت روان دانشجویان روانشناسی دانشگاه تهران بر اساس سرمایه های روانشناختی صورت گرفت. روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان روانشناسی دانشگاه تهران در سال 1398 بودند که از این میان با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 270 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. جمع آوری داده ها بر اساس دو پرسشنامه استاندارد سلامت روان گلدبرگ (1972) و سرمایه روانشناختی مک گی (2011) انجام گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد که مقدار آن برای هر دو پرسشنامه بالای 0.7 به دست آمد. همین طور از روایی محتوا به منظور آزمون روایی پرسشنامه استفاده شد، که برای این منظور پرسشنامه ها به تأیید متخصصین مربوطه رسید. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS22 در دو بخش توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه) انجام پذیرفت. نتایج پژوهش نشان داد که سرمایه روانشناختی با سلامت روان در سطح 5 درصد رابطه معنادار دارند. این پژوهش به طور کلی دانشجویان را دارای سلامت روان مناسبی نشان داد و یافته ها گویای آن بودند که با افزایش سرمایه روانشناختی دانشجویان می توان سلامت روان آنها را ارتقا داد.
ارتباط بین سلامت معنوی و احساس تنهایی در سالمندان شهر کرج طی سال 1395(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: احساس تنهایی از مشکلات شایع دوران سالمندی است که به شدت بر سلامت سالمندان تأثیر می گذارد. سلامت معنوی نقش مهمی در میزان و کیفیت احساس تنهایی در این افراد دارد. مطالعه ی حاضر با هدف تعیین ارتباط بین سلامت معنوی و احساس تنهایی در سالمندان مقیم شهر کرج طی سال ۱۳۹٥ صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش مطالعه یی مقطعی ازنوع توصیفی - تحلیلی است. 275 نفر از سالمندان مقیم شهر کرج که به طور سرپایی به مؤسسه ی خدمات درمانی البرز کرج مراجعه کرده بودند، به روش نمونه گیری آسان وارد مطالعه شدند. برای بررسی سطح سلامت معنوی و نیز میزان احساس تنهایی افراد نمونه از پرسش نامه ی استاندارد استفاده شد. همه ی داده ها پس از جمع آوری، کدبندی و برای تحلیل آنها از مقایسه ی میانگین ها، تعیین شاخص های مرکزی و پراکندگی و همچنین ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: بیشتر واحدهای پژوهشی (71 درصد= 196 نفر) را مردان تشکیل دادند. بیشتر آنان متأهل (93 درصد= 256 نفر)، بازنشسته (56 درصد= 154 نفر) و از نظر تحصیلات زیردیپلم (82 درصد= 226 نفر) بودند. میانگین و انحراف معیار سلامت معنوی و سطح احساس واحدهای پژوهشی به ترتیب 65/9±39/99 و 29/11±47/35 بود. علاوه براین، بین احساس تنهایی و سلامت معنوی واحدهای پژوهشی رابطه ی معکوس و معنی داری وجود داشت. بدین صورت که میزان احساس تنهایی در سالمندانی که سطح سلامت معنوی بالاتری داشتند، کمتر بود (33/.-=r، 89/10=R 2 و 001/0=p). نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد که برنامه ریزی برای ارتقای سلامت معنوی سالمندان می تواند نقش مهمی در کاهش احساس تنهایی آنان داشته باشد. پژوهشگران انجام مطالعات بیشتر در زمینه ی سلامت معنوی سالمندان را توصیه می کنند.
نقش واسطه ای تاب آوری در ارتباط اضطراب مرگ و سلامت عمومی نوجوانان مهاجر عراقی متأثر از جنگ با داعش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۲ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
242-255
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف شناسایی نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه میان اضطراب مرگ و سلامت عمومی صورت پذیرفت. روش پژوهش توصیفی و در چارچوب طرح همبستگی تحلیل مسیر بود. جامعه موردمطالعه شامل کلیه نوجوانان عراقی(18-16) ساکن در کمپ آوارگان جنگ با داعش (کمپ دیبگه ، واقع در اربیل عراق) در سال 1396 بود (520=N). نمونه موردمطالعه 219 نفر از نوجوانان (16-18) بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده برگزیده شدند و به مقیاس اضطراب مرگ (تمپلر، 1970)، پرسشنامه سلامت عمومی(28-GHQ)(گلدبرگ وهیلر، 1979) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (1979 – 1991)، پاسخ گفتند. داده ها در طرح همبستگی تحلیل مسیر پردازش گردید. یافته ها معناداری رابطه معکوس اضطراب مرگ و تاب آوری را تائید نموده و نشانگر برازش مطلوب نقش واسطه ای تاب آوری در الگوی ارتباطی میان اضطراب مرگ و سلامت عمومی آنها بود. با توجه به یافته ها میتوان به واسطه تاب آوری اضطراب مرگ نوجوانان متأثر از جنگ را کاهش داده و در بهبود سلامت عمومی آنان اقدام نمود.
کاربست برنامه آموزشی مقابله کارآمد (CET) بر راهبردهای کنارآمدن و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به ضایعه نخاعی: یک کارآزمایی کنترل شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (مهر) ۱۳۹۷ شماره ۶۷
323-328
حوزههای تخصصی:
زمینه : تحقیقات نشان می دهد افراد دارای ضایعه نخاعی با تغییرات و چالش های زیادی در همه جنبه های زندگی رو به رو می شوند. مسأله پژوهش این است که آیا از طریق مداخلات آموزشی می توان بر پریشانی روان شناختی و استرس این افراد اثرگذاشت؟ هدف: هدف از این پژوهش اجرای برنامه آموزشی هفت جلسه آی مقابله کارآمد ( cet ) بود. روش : این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون روی افراد مبتلا به ضایعه نخاعی انجام شد. 32 نفر به طور تصادفی در دو گروه 16 نفره آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. آموزش مقابله کارآمد طی 7 جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد. برای بررسی نتایج از پرسشنامه ترجیح اعمال مقابله ای ( ,COPE 1989) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ,WHOQOL-BREF) 1996) استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از نرم افزار 21 spss- و آزمون تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان داد در پس آزمون گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در راهبرد کنارآمدن مسئله مدار و هیجان مدار و کیفیت زندگی تفاوت معنی داری را وجود نداشت ولی در راهبرد کنارآمدن اجتنابی کاهش معنی داری دیده شد. نتیجه گیری : بدین معنا که افرادی که در برنامه آموزشی ( cet ) شرکت کردند در راهبردهای کنارآمدن وضعیت بهتری پیدا کردند.
نقش تعهد شخصی، اخلاقی و ساختاری به ازدواج در پیشبینی توافق، رضایت و انسجام زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعهد زناشویی به معنای جهت گیری بلندمدت نسبت به رابطه مشترک پیش بینی کننده برآیندهای زناشویی به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ابعاد سه گانه تعهد زناشویی (شخصی، اخلاقی و ساختاری) در پیش بینی توافق، رضایت و انسجام زناشویی است. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه پژوهش شامل 286 نفر از زنان و مردان متاهل ساکن شهر قزوین بودند که به شیوه تصادفی از نقاط پنج گانه شهر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس توافق، رضایت و انسجام زناشویی، پرسشنامه تعهد زناشویی کلی و پرسشنامه ابعاد سه گانه تعهد زناشویی است. نتایج نشان داد که بین تعهد زناشویی کلی، تعهد شخصی و تعهد اخلاقی با توافق زناشویی، رضایت زناشویی و انسجام زناشویی رابطۀ مثبت و معنادار و بین تعهد ساختاری با توافق زناشویی، رضایت زناشویی و انسجام زناشویی رابطۀ منفیِ معناداری وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد که تعهد زناشویی کلی و تعهد شخصی قادرند به میزان متوسطی متغیر رضایت، توافق و انسجام زناشویی را پیش بینی کنند. تعهد شخصی عاری از اجبار و محدودیّت های محیطی و ناشی از تمایلات زوجین به وفادارماندن به رابطه زوجی نقش تعیین کننده ای در انسجام زناشویی و افزایش رضایت و توافق بر موضوعات مشترک زناشویی دارد.
بررسی نقش میانجی پاسخگویی فردی در رابطه جو روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی با عملکرد شغلی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم آبان ۱۳۹۷ شماره ۸ (پیاپی ۲۹)
131-158
حوزههای تخصصی:
حیاتی ترین مسئله در هر سازمانی عملکرد شغلی است. در صورت وجود سیستم پاسخگویی مطلوب در سازمان، اثربخشی سازمانی و بهبود عملکرد شغلی زمانی حاصل می گردد که نیروی انسانی سازمان، توانمند و درک درستی از محیط کاری شان داشته باشند. این پژوهش با هدف بررسی اثر جو روان شناختی و توانمندسازی روان شناختی بر عملکرد شغلی با میانجی گری پاسخگویی فردی در کارکنان دانشگاه ارومیه انجام گرفت. روش تحقیق توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش 202 نفر از کارکنان دانشگاه ارومیه بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد جو روانشناختی کویز و دکوتیز(1991)، پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر (1995)، پرسشنامه عملکرد شغلی توسط پاترسون (1992) و پاسخگویی فردی هاچوارتر،کاکمار و فریس( 2003) استفاده شد. به منظور ارزیابی روابط بین متغیرهای مکنون اندازه گیری شده در الگوی مفهومی از روش الگویابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان دادکه ضریب همبستگی بین متغیرهای جو روان شناختی و توانمندسازی با پاسخگویی مثبت و معنی دار هستند. همچنین بین متغیرهای پاسخگویی و عملکرد شغلی رابطه مثبت و معنی دار هستند. شدت این همبستگی دو به دو از 31/0 تا 65/0 در نوسان است. بیشترین ضریب همبستگی بین جو روانشاختی با توانمندسازی (65/0 (r = می باشد . از تحلیل همبستگی میان متغیرهای برون زا و درون زا می توان نتیجه گیری کرد که هر گونه افزایش در جو روانشناختی و توانمندسازی همراه با افزایش در نمرات احساس پاسخگویی فردی و همچنین هر گونه افزایش در احساس پاسخگویی فردی در بین کارکنان همراه با افزایش در نمرات عملکرد شغلی می باشد.
بررسی اثربخشی برنامه مداخله روان شناختی خانواده محور بر نشانگان بالینی اختلالات عاطفی فرزندان نوجوان والدین شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (مهر) ۱۳۹۷ شماره ۶۷
351-362
حوزههای تخصصی:
زمینه: براساس تحقیقات، تغییرات دوران نوجوانی می تواند مستعد اختلالات عاطفی و اضطراب و تنیدگی باشد.. مسئله این است، آیا روابط والدین با یکدیگر و با فرزند نوجوان، در کاهش نشانه های اختلالات عاطفی نوجوانان تأثیرگذار است؟ هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه مداخله خانواده محور بر نشانگان اختلالات عاطفی فرزندان نوجوان والدین شاغل بود. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی و از نظر هدف جزو پژوهش های کاربردی، از نوع طرح دو گروهی ناهمسان با پیش آزمون و پس آزمون، با گروه گواه بود و پس از غربالگری اولیه اختلالات عاطفی فرزندان آنان، تعداد30 نفر از والدین شاغل مرتبط با هدف انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه مساوی آزمایشی و گواه، تقسیم و گروه آزمایش طی برنامه مداخله روان شناختی(12جلسه آموزش گروهی، هفته ای یک جلسه و هر جلسه 90 دقیقه) تحت آموزش قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش، پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی خودساخته (1396)، نیازسنجی و فهرست نشانگان رفتاری کودک آخنباخ( CBCL ) (1991) بود. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیره از نوع اندازه گیری های مکرر انجام گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد تفاوت معناداری بین گروه آزمایش و گواه وجود دارد(0/05> P ) . نتیجه گیری: به این معنا که؛ برنامه مداخله روان شناختی خانواده محور، موجب کاهش نشانگان اختلالات عاطفی فرزندان نوجوان والدین شاغل گردید و این نتایج در پیگیری سه ماهه نیز پایدار بود.
بررسی مقدماتی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه بسط یافته آشفتگی استنتاج (ICQ-EV) در جمعیت غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (مهر) ۱۳۹۷ شماره ۶۷
373-379
حوزههای تخصصی:
زمینه: آشفتگی استنتاج به عنوان شکست در تشخیص ماهیت غیرواقعی وسواس ها به علت وجود نوعی استدلال ذهنی تعریف شده و به نظر می رسد ارتباط ویژه ای با اختلال وسواس- ناخودداری داشته باشد. مسأله پژوهش حاضر، تعیین ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه بسط یافته آشفتگی استنتاج ( ICQ-EV ) (2010) است. هدف: هدف از این پژوهش بررسی مقدماتی درستی و قابلیت اعتماد نسخه فارسی ICQ-EV در نمونه غیربالینی بود. روش: در این پژوهش از طرح تحقیقی همبستگی استفاده شد و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. نمونه مورد مطالعه شامل 207 نفر از دانشجویان دانشگاه شاهد بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده بودند. پرسشنامه های پادوآ- نسخه دانشگاه ایالتی واشنگتن ( PI-WSUR ) (1996) و نشانگان مرضی مزاج و اضطرب ( MASQ-D30 ) (2010) برای بررسی درستی همگرا و پرسشنامه های باورهای وسواسی ( OBQ-44 ) و همجوشی فکر- عمل ( TAF ) برای بررسی درستی واگرا استفاده شدند. قابلیت اعتماد پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و قابلیت اعتماد بازآزمایی به فاصله دو هفته (0/01> p ) محاسبه گردید که نتایج آن حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب پرسشنامه بود.. یافته ها: رابطه معنادار ICQ-EV با نشانه های وسواس- ناخودداری (0/01> p ) از درستی همگرای این پرسشنامه حمایت کرد. نتیجه گیری: همچنین، معناداری این رابطه پس از کنترل متغیرهای شناختی (0/01> p ) حاکی از درستی واگرای این پرسشنامه بود.
پیش بینی ایده پردازی خودکشی و خشونت بین فردی در کودکان کار بر اساس آسیب کودکی، دشواری های تنظیم هیجان و صفات سنگ دلی- فقدان همدلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی ایده پردازی خودکشی و خشونت بین فردی در کودکان کار بر اساس آسیب کودکی، دشواری های تنظیم هیجان و صفات سنگ دلی- فقدان همدلی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و نمونه آماری پژوهش حاضر شامل 150 نفر از کودکان کار 12 تا 17 سال شهر تهران در تابستان و پاییز سال 1395 بود که به روش نمونه برداری آسان انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل شناخت های خودکشی، پرسش نامه حالت- صفت بیان خشم، پرسش نامه آسیب کودکی، پرسش نامه دشواری های تنظیم هیجان و پرسش نامه صفات سنگ دلی- فقدان همدلی بود. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندمتغیری با رویکرد سلسله مراتبی نشان داد فقدان عاطفه، دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی و غفلت ایده پردازی خودکشی را پیش بینی می کنند. همچنین تحلیل داده ها نشان داد سنگدلی، دشواری در رفتار هدفمند، دشواری در کنترل تکانه و فقدان آگاهی هیجانی و عدم وضوح هیجانی و آزار عاطفی خشونت بین فردی را پیش بینی می کنند. از این رو، پیشنهاد می شود بر محیط هایی که این کودکان در آن رشد می یابند به ویژه محیط های خانوادگی آن ها و بر تعاملات بین والدین و کودکان که احتمالاً حاکی از غفلت و توهین و بی توجهی به کودک است، تمرکز شود.
رابطه توکل به خدا و تحمل پریشانی با کیفیت زندگی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به بررسی رابطه توکل به خدا و تحمل پریشانی، با کیفیت زندگی در بین دانشجویان دانشگاه پیام نور استان قم در سال 1394 می پردازد. روش پژوهش، از نوع توصیفی همبستگی و جامعه آماری، کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور بودند که 397 نفر از آنان به صورت خوشه ای تصادفی انتخاب شد. از پرسش نامه توکل به خدا، تحمل پریشانی و کیفیت زندگی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که بین توکل به خدا و تحمل پریشانی با کیفیت زندگی رابطه مثبت وجود دارد. همچنین، توکل به خدا و تحمل پریشانی، تغییرات در نمره های کیفیت زندگی را پیش بینی کردند. با توجه به این یافته ها، می توان گفت: دو متغیر توکل به خدا و تحمل پریشانی در کیفیت زندگی دانشجویان سهم مهمی دارند.
تأثیر آموزش مهارت های فردی- اجتماعی بر خودباوری و مخاطره پذیری دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال نهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۳۱
191 - 202
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: هدف پژوهش تآثیر آموزش مهارتهای فردی-اجتماعی بر خودباوری و مخاطره پذیری دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه بود. طرح این پژوهش از نوع آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بوده است. <br /> مواد و روش ها: نمونه پژوهش متشکل از 60 دانش آموز است که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، شامل آزمون خودباوری پیرز- هاریس و مقیاس مخاطره پذیری نوجوانان ایرانی بوده است. گروه آزمایشی طی 9 جلسه 90 دقیقه ای، تحت آموزش مهارتهای فردی-اجتماعی قرار گرفتند، اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. بعد از خاتمه جلسات درمانی و پس از دوره پیگیری 2 ماهه، مجدداً هر دو گروه ارزیابی شدند. <br /> یافته ها: نتایج نشان داد که میان گروه آزمایش و کنترل از لحاظ خودباوری و مخاطره پذیری تفاوت معنی داری وجود داشت (01/0>P). در گروه آزمایش، میزان خودباوری در مقایسه با پیش آزمون و گروه کنترل افزایش، اما میزان مخاطره پذیری کاهش یافته بود. این نتایج به طور معنی داری در دوره پیگیری تداوم داشت.<br /> نتیجه گیری: آموزش مهارت های فردی-اجتماعی بر خودباوری و مخاطره پذیری دانش آموزان پسر پایه اول دوره متوسطه موثر بوده است.
نقش درگیری تحصیلی، ارزیابی شناختی و خودپنداره تحصیلی در هیجان های تحصیلی مثبت و منفی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۵۰
87 - 110
حوزههای تخصصی:
نقش پایبند ی های دینی، حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی معنوی در پیش بینی هراس و اضطراب مرگ سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم بهمن ۱۳۹۷ شماره ۱۱ (پیاپی ۳۲)
231-246
حوزههای تخصصی:
هدفپژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پایبندی دینی، حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی معنوی در پیش بینی هراس و اضطراب مرگ سالمندان انجام پذیرفت. روشروش اجرای این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه سالمندان شهر اردبیل در سال 1395 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس 110 نفر از سالمندان به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس های پایبندی دینی، حمایت اجتماعی ادراک شده، بهزیستی معنوی و هراس- اضطراب مرگ استفاده شد. داده های پژوهش نیز با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته هانتایج نشان داد بین پایبندی دینی و حمایت اجتماعی ادراک شده با اضطراب مرگ سالمندان رابطه منفی معناداری وجود دارد (05/0 p< ). همچنین بین بهزیستی معنوی با اضطراب مرگ رابطه منفی معناداری وجود دارد (05/0 p< ). با توجه به ضرایب بتا پایبندی دینی (دین داری 32- درصد)، حمایت اجتماعی ادراک شده 29- درصد و بهزیستی معنوی 27- درصد به شکل معناداری اضطراب مرگ را تبیین می کنند (05/0 p< ). نتیجه گیریدر نتیجه می توان بیان نمود که پایبندی دینی، حمایت اجتماعی ادراک شده و بهزیستی معنوی در زمره متغیر های مرتبط با اضطراب مرگ سالمندان بودند و توانایی پیش بینی آن را دارند.
بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی از طریق الگوی یادگیری مشاهده ای بندورا بر بهبود این مهارت ها و نظریه ذهن دختران و پسران پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
103 - 118
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی از طریق الگوی یادگیری مشاهده ای بندورا بر ارتقاء و بهبود نظریه ذهن کودکان دختر و پسر پیش دبستانی شهر ارومیه بود. روش: پژوهش حاضر که از نوع مطالعات نیمه آزمایشی است به شیوه ی پیش آزمون - پس آزمون به همراه گروه کنترل اجرا گردید.40 کودک به شیوه در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. جهت سنجش متغیرها در این پژوهش از دو مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی کودکان پیش دبستانی الیوت و گرشام (ssrs) و پرسشنامه 38 سؤالی نظریه ی ذهن استیمن و موریس به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات مربوط به پیش آزمون و پس آزمون استفاده شده است. مهارت های اجتماعی به مدت 15 جلسه از طریق روش یادگیری مشاهده ای بندورا به گروه آزمایش آموزش داده شد؛ سپس داده های حاصل از آزمون ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون t مستقل موردبررسی قرار گرفتند. یافته ها: نشان دادند که آموزش مهارت های اجتماعی از طریق الگوی یادگیری مشاهده ای بندورا موجب افزایش معنادار این مهارت ها و توانایی نظریه ذهن در کودکان گردید. نتیجه گیری: مبتنی بر نتایج پژوهش حاضر می توان اذعان نمود مداخلات آموزشی قادرند از طریق ارتقاء تئوری ذهن از بروز بسیاری از ناهنجاری ها ی شناختی و رفتاری کودکان پیشگیری کنند، لذا پیشنهاد می شود آموزش مهارت های اجتماعی در سیاست گذاری های نهاد آموزش وپرورش و مراکز بالینی گنجانده شود.
شناسایی نشانگان و طراحی مدل سندرم استرس جابه جایی در سالمندان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۲
145 - 158
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور شناسایی نشانگان و طراحی مدل سندرم استرس جابه جایی در سالمندان ساکن در مراکز نگهداری سالمندی انجام شد. به همین منظور پس از بررسی مبانی نظری در این زمینه سؤالاتی برای انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته استخراج گردید. با 16 نفر از سالمندانی که از ورود آنها به خانه سالمندان بیش از دو ماه نمی گذشت، مصاحبه انجام شد. پس از پیاده سازی، با استفاده از روش نظریه مبنایی مصاحبه ها کدگذاری شدند. از مجموع 16 مصاحبه انجام شده، تعداد 112 کد در مرحله کدگذاری باز شناسایی شدند؛ 12 مقوله فرعی در مرحله کدگذاری محوری و 5 مقوله اصلی در مرحله کدگذاری انتخابی شناسایی شدند. مقوله های اصلی شامل نشانه های بالینی، دلایل جابه جایی، احساس رضایت، بعد محیطی و نشانه های جسمانی بودند. پس از شناسایی نشانه های سندرم استرس جا به جایی، مقوله های شناسایی شده در متغیرهای شرایط علّی، شرایط میانجی، پیامدها و پدیده ها تحلیل و طبقه بندی شدند و در نهایت از رابطه بین مقوله ها مدلی کیفی ارائه شد. الگوی نهایی ترسیم شده، حاکی از تاثیر عوامل تسریع کننده و زمینه ساز از جمله استقلال در تصمیم گیری برای جا به جایی و عوامل محیطی و رفتاری مراکز سالمندان در بروز سندرم استرس جا به جایی است. در واقع داوطلبانه بودن و رضایتمندی فرد سالمند از سویی و فراهم بودن عوامل محیطی از سویی دیگر نقش بسزایی در پذیرش محیط جدید از سوی سالمندان دارد.