فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۷۴۱ تا ۱۵٬۷۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بخشودگی و معنا در زندگی، با بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی در دانشجویان است. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی با کاربرد رگرسیون در پیش بینی متغیرها است. جامعه آماری کلیه دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 94-1393 بودند. 270 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و به پرسش نامه های رضایت از زندگی داینر، بهزیستی روان شناختی ریف، معنای زندگی استیگر و همکاران و بخشودگی احتشام زاده و همکاران پاسخ دادند. داده ها توسط ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بخشودگی و معنای زندگی، دارای ارتباط مثبت و معنادار با بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی می باشند، همچنین درک واقع بینانه از مؤلفه های بخشودگی و معنای زندگی، قادر به پیش بینی بهزیستی روان شناختی و رضایت زندگی، به عنوان متغیرهای ملاک در این پژوهش می باشند. نتایج این پژوهش، از نقش بخشودگی و معنا در زندگی، به عنوان عاملی تأثیرگذار در پیش بینی بهزیستی روان شناختی و رضایت از زندگی در دانشجویان حمایت می کند.
سالمندشناسی اسلامی، ضرورت بومی سازی دانش سالمندی در ایران با مروری بر آیات و احادیث(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۴ بهار ۱۳۹۷ شماره ۲
117-127
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: بحث بومی سازی علوم در مراکز دانشگاهی ایران در کلیه ی گرایش های مرتبط با کار بر روی انسان، موضوعی است که همواره نقد شده است و دیدگاه های همسو و غیرهمسوی فراوانی داشته است. در میان دانش های نوین شکل گرفته در اواخر قرن بیستم، دانش مطالعه ی حیات زیستی، روانی و اجتماعی افراد سالمند یا جرونتولوژی در واقع از جدیدترین شاخه های علوم است. همانند علوم دیگر ریشه ی نوین این علم در غرب بنیان نهاده شده؛ و برای نخستین بار در سال های اخیر در دانشگاه های ایران پایه ریزی شده است. این مطالعه در پی بیان خاستگاه های نظری، اسلامی و عقیدتی این حوزه از دانش در جامعه ی شرقی و اسلامی است. روش کار: این پژوهش مطالعه یی مروری ازنوع کتابخانه یی است. در این مطالعه ابتدا به مجموعه ی آیات قرآنی، احادیث، سوابق و مستندات تاریخی با محوریّت سالمندان مراجعه شد؛ و متون مرتبط با واژگان کلیدی سالمند و سالمندی گردآوری و ثبت شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: مطابق منابع موجود فقهی و اسلامی به نظر می رسد برای بومی سازی و استناد به منابع قرآنی و روایی اسلامی، بسترهای کهن فرهنگ ایرانی و اسناد فقهی فراهم است و توجه به آنها ضرورت دارد. نتیجه گیری: با توجه به کامل و جاودانه بودن اسلام و احاطه ی آن بر ساختار وجودی انسان و نیازهای حقیقی او، تدوین سرفصل دروس مصوب رشته ی جدید سالمندی مبتنی بر اصول و موازین اسلامی، ضرورت دارد.
اثربخشی معنادرمانی بر سلامت معنوی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به بیماری ایدز در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هفتم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۲۵)
106 - 120
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری ایدز مسیر زندگی افراد مبتلا به بیماری را تغییر می دهد و باعث کاهش اعتمادبه نفس، افزایش احساس آسیب پذیری و افکار آشفته در آن ها می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی معنادرمانی بر سلامت معنوی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به بیماری ایدز شکل گرفت. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه زنان مبتلا به بیماری ایدز بود که در سال 1394 به کلینیک های شهر تهران مراجعه کردند که از میان آن ها 30 نفر به شکل تصادفی انتخاب شده و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی های گروه آزمایش 10 جلسه مداخله معنادرمانی را دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و سلامت معنوی الیسون و پالوتزین بود که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شدند. به منطور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری با استفاده از نرم افزار spss20 استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، معنا درمانی سبب افزایش کیفیت زندگی و خرده مقیاس های آن (سلامت روانی، سلامت جسمانی، سلامت اجتماعی و محیط) می شود. همچنین، معنادرمانی سلامت معنوی این زنان را در ابعاد سلامت وجودی و مذهبی نیز افزایش می دهد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان استنباط کرد که معنادرمانی سبب افزایش کیفیت زندگی و سلامت معنوی در افراد مبتلا به ایدز می شود، معنویت را می توان به عنوان یک روش مقابله ای، برای ارتقاء سلامت معنوی و افزایش کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ایدز مورد استفاده قرار داد.
اثربخشی آموزش شناختی مبتنی بر مفروضه ها و قواعد به شیوه ی گروهی بر نگرش به بی معنایی زندگی و سرسختی روان شناختی زنان سرپرست خانوار با کیفیت زندگی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی اثربخشی آموزش شناختی مبتنی بر مفروضه ها و قواعد به شیوه ی گروهی بر نگرش به بی-معنایی زندگی و سرسختی روان شناختی زنان سرپرست خانوار با کیفیت زندگی پایین روش:در یک طرح نیمه آزمایشی از نوع گروه های کنترل نامعادل، 30 نفر از زنان سرپرست خانوار بعد از غربالگری اولیه به صورت نمونه گیری هدفمند در دو گروه آزمایش (15) و کنترل (15) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش مداخلات آموزش شناختی مبتنی بر مفروضه ها و قواعد را دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه دیدگاه های شخصی کوباسا، شاخص نگرش به زندگی و پرسشنامه کیفیت زندگی بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون t برای نمره های افتراقی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج آزمون t برای نمره های افتراقی نشان داد که تفاوت میانگین در نگرش به بی معنایی زندگی و سرسختی روان شناختی بین دو گروه معنی دار است؛ بنابراین آموزش شناختی مبتنی بر مفروضه ها و قواعد به شیوه ی گروهی باعث افزایش سرسختی روان شناختی و کاهش نگرش به بی معنایی زندگی در زنان سرپرست خانوار با کیفیت زندگی پایین شده است.
مطالعه تجربی تاثیر آموزش تفکر ژرف اندیشانه بر یادگیری پژوهش محور دانش آموزان در درس علوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال نهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۲
109 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف کلی پژوهش بررسی تاثیر آموزش تفکر ژرف اندیشانه بر توسعه یادگیری پژوهش محور دانش آموزان در درس علوم پنچم ابتدایی شهر کرمان بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر کرمان بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 23 نفر از دانش آموزان دختر دو کلاس پنجم دوره ابتدایی از یک دبستان دولتی در یک منطقه متوسط انتخاب شدند. برای ارزیابی میزان یادگیری پژوهش محور دانش آموزان، از جعبه ابزار معلمان برای دانش آموزان پیش دبستانی تا هشتم در درس علوم و دو آزمون معلم ساخته درس علوم پنجم استفاده شد. یافته ها نشان داد که پس از آموزش تفکر ژرف اندیشانه، دانش آموزان گروه آزمایش از نظر سطح یادگیری پژوهش محور به سطح کارآموز رسیدند و تفاوت معنی داری را با گروه کنترل نشان دادند. بنابراین آموزش تفکر ژرف اندیشانه تاثیر مثبت و معنی داری بر یادگیری پژوهش محور دانش آموزان در درس علوم دارد. با استفاده از آموزش تفکر ژرف اندیشانه، دانش آموزان قادر خواهند بود از روش علمی تبعیت نموده و از منابع، تجهیزات و فناوری ها استفاده نموده و از همه اصطلاحات و مفاهیم علمی، متفکرانه بهره ببرند.
مقایسه اثربخشی درمان نوروفیدبک و دارودرمانی در درمان اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در کودکان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال چهارم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۱۲)
125 - 140
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان نوروفیدبک و دارودرمانی در درمان اختلال کمبود توجه و بیش فعالی در کودکان مبتلا به ADHD و مقایسه میزان اثربخشی این دو روش درمان انجام گرفت.روش: با توجه به هدف پژوهش 45 نفر از کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و در سه گروه (آزمایش و گواه) قرار گرفتند. دارو درمانی و درمان نوروفیدبک، طی جلسات هفتگی در شهر اصفهان انجام شد.در این پژوهش جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه کانرز والدین در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل فرضیات اصلی پژوهشی مشخص کرد که اثربخشی دارو درمانی و درمان نوروفیدبک بر مشکلات نقص توجه و مشکلات تکانشگری کودکان از لحاظ آماری معنی دار است. همچنین نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که دارو درمانی در کاهش مشکلات تکانشکری موثرتر از نوروفیدبک بوده است درحالی که درمان نوروفیدبک در درمان مشکلات نقص توجه موثرتر از دارودرمانی عمل کرده است (001>P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه نوروفیدبک یک روش درمانی مناسب برای کاهش میزان اختلال کم توجهی و بیش فعالی در کودکان است.
مقایسه آلکسی تایمیا در بیماران (قلبی، کلیوی) و افراد سالم (پرستاران، دانشجویان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آلکسی تیمیا یک سازه شخصیتی است که به عنوان عامل خطری برای طیفی از اختلالات روان پزشکی، سوماتوفورم و اختلالات پزشکی شناخته شده است. این مطالعه باهدف مقایسه آلکسی تایمیا در بیماران (قلبی، کلیوی) و افراد سالم (پرستاران، دانشجویان ) انجام شد. این پ ژوهش مقطعی مقایسه ای بر روی نمونه ای به حجم 878 نفر از چهار زیرگروه از پرستاران، دانشجویان، بیماران قلبی و بیماران نارسایی کلیه در شهر کرمانشاه به انجام رسید. ابزار بکار گرفته شده در این پژوهش، پرسشنامه 20 سؤالی تورنتو بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS-21 و آزمون های آماری تحلیل واریانس چندمتغیره برای سطوح الکسی تیمیا و برای مقایسه نمره کل آلکسی تیمیا از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و پیگیری شفه استفاده شد. از مجموع پاسخگویان، 428 نفر (7/48%) زن بودند و میانگین سنی کل نمونه 23/17±99/39 بود. تحلیل داده ها نشان داد که در هر سه خرده مقیاس آلکسی تیمیا بین چهار گروه تفاوت معناداری وجود داشت (08/111= F - 001/0> P ). میانگین نمره آلکسی تیمیا در پرستاران از دانشجویان بیشتر و در بیماران قلبی از دانشجویان و پرستاران بیشتر بود. اما بین بیماران قلبی و بیماران کلیوی در میزان آلکسی تیمیا تفاوت معناداری دیده نشد ( p>0.05 ). نتایج پژوهش حاضر بیانگر بالا بودن سطح آلکسی تیمیا در گروه بیماران در مقایسه با افراد سالم بود. به طور ویژه بالابودن سطح آلکسی تیمیا در بیماران قلبی عروقی، لزوم توجه به این متغیر در این دسته از بیماران را خاطرنشان می سازد.
مقایسه اثربخشی مدل درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ و روش کاهش فکر خطرناک بر کاهش ناگویی خلقی و اجتناب شناختی بیماران وسواسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره چهاردهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
109 - 126
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی مدل درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ و روش کاهش فکر خطرناک بر کاهش ناگویی خلقی و اجتناب شناختی بیماران وسواسی انجام شد. این مطالعه از طرح های نیمه آزمایشی با مدل پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به وسواس فکری – عملی بود که در سال 1395 به مراکز مشاوره شهرکرد مراجعه نموده بودند. از میان آنها 48 نفر به صورت نمونه گیری داوطلبانه ی مبتنی بر هدف، انتخاب و سپس در سه گروه 16نفره به صورت تصادفی گمارده شدند. مراجعان گروه اول روش درمانی کاهش فکر خطرناک و مراجعان گروه دوم روش درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ را به صورت انفرادی هر درمان را به مدت 10جلسه 60دقیقه ای دریافت کردند. از پرسشنامه های "اجتناب شناختی سکستون و داگاس و آلکسی تیمیا " برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی فیشر استفاده شد. یافته ها نشان داد که هر دو روش درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ و کاهش فکر خطرناک بر کاهش اجتناب شناختی اثربخش می باشند، اما تفاوت معناداری بین اثربخشی این دو شیوه درمانی بر کاهش ناگویی خلقی بیماران وسواسی وجود دارد. بر اساس یافته های حاصل از پژوهش می توان نتیجه گرفت که روش درمانی کاهش فکر خطرناک اثربخش تر از روش درمانی رویارویی و بازداری از پاسخ بر ناگویی خلقی و اجتناب شناختی بیماران وسواسی می باشد.
اثربخشی تحلیل روان شناختی فیلم های با مضامین دینی بر دینداری دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحلیل روان شناختی فیلم های برگزیده با مضامین دینی بر دینداری دانشجویان انجام گرفته است. روش این پژوهش از نوع طرح های شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه های تهران بوده اند که 40 نفر از این دانشجویان به شیوۀ نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوۀ تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه در کارگاه های تحلیل روا ن شناختی فیلم های با مضامین دینی شرکت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از نسخه کوتاه مقیاس دینداری استفاده گردید. یافته ها نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که میانگین مؤلفه های دینداری به ویژه مؤلفۀ عواطف دینی در گروه آزمایش افزایش یافته است، اگرچه این افزایش به لحاظ آماری معنادار نبوده است. نتیجه گیری بنابراین، می توان گفت با تحلیل روان شناختی فیلم های با مضامین دینی، امکان افزایش برخی از مؤلفه های دینداری امکان پذیر می باشد. فیلم ها با شیوۀ روایت گونه ای که دارند از لایه های مقاومت مخاطبان عبور می کنند و احتمالاً در ارتقای سطح دینداری افراد اثرگذار باشند.
بررسی سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار بر دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد علوم تحقیقات واحد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار بر دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد علوم تحقیقات واحد تهران انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع پس رویدادی بود . جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان متأهل دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات تهران می شد. نمونه به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شد و به پرسشنامه سبک های دلبستگی هازان و شیور و فرم کوتاه طرحواره های ناسازگارانه اولیه یانگ ( YSQ-SF ) پاسخ دادند. نمونه پژوهش شامل۱۹۰ نفر می باشد. در پایان، داده های پژوهشی، با روش رگرسیون گام به گام، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد تفاوت معناداری بین سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار افراد متاهل دانشجویان دانشگاه آزاد علوم تحقیقات واحد تهران وجود دارد. نتیجه گیریشناسایی سبک دلبستگی افراد و طرحواره های ناسازگار آنها، به همراه تبیین رفتارهای آن از همدیگر، به تشخیص و حل مشکلات زناشویی و روابط بین فردی زوجینی که هنوز در مراحل اولیه ارتباطی شان قرار دارند کمک شایانی خواهد کرد
ارزیابی ابعاد دلبستگی ناایمن و رضایت جنسی با میانجی گری خودکارآمدی کنش-وری جنسی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف. این مطالعه با هدف ارزیابی ابعاد دلبستگی ناایمن (اضطرابی و اجتنابی) و رضایت جنسی با میانجی گری خودکارآمدی کنش وری جنسی در زنان متأهل شهر شیراز در سال 1393 اجرا گردید. روش. پژوهش حاضر همبستگی از نوع رگرسیون سلسله مراتبی هم زمان بود. 160 زن از میان زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره خصوصی شهر شیراز به روش داوطلبانه و با رعایت کلیه موازین اخلاق پژوهش برگزیده شدند، و مقیاس های دلبستگی ناایمن بزرگسالان کولینز و رید، رضایت جنسی و خودکارآمدی کنش وری جنسی زنان را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی هم زمان و نرم افزار آماری SPSS نسخه بیست و یک انجام گرفت. یافته ها. نتایج نشان دادند که بین متغیر ابعاد دلبستگی های اضطرابی و اجتنابی با متغیرهای خودکارآمدی کنش وری جنسی و رضایت جنسی همبستگی های منفی و معنادار و بین متغیر خودکارآمدی کنش وری جنسی و رضایت زناشویی همبستگی مثبت و معنادار وجود دارد (05/0 p <). هم چنین تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی به روش بارون و کنی نشان دادند که خودکارآمدی جنسی-کنش وری میانجی بین ابعاد دلبستگی های ناایمن (اضطرابی و اجتنابی) و رضایت جنسی است.در نتیجه می توان بیان کرد که خودکارآمدی کنش وری جنسی یک نقش مهم در افزایش رضایت جنسی زنان متأهل دارد.
تحلیل چند سطحی بهزیستی روان شناختی نوجوان ها از راه عاملیت فردی، فرهنگ مدرسه و حمایت خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش تعیین نقش عاملیت فردی، فرهنگ مدرسه و حمایت خانواده در پیش بینی بهزیستی روان شناختی دانش آموزان بود. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دبیرستان های شهر رامسر و تنکابن با حجم 7500 نفر در سال تحصیلی 96-1395 بود. با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 707 نفر از بین 6 منطقه و 15 دبیرستان دخترانه نیکان، اخضری، گاذر، رفیعی، هاشم ساداتی، خان محمدی، امام خمینی، سما، فضیلت، عصمت، امیرالمؤمنین، امام خامنه ای، نرجس، فروغ دانش و فرزانگان و 12 دبیرستان پسرانه لاریجانی، میرباقری، افتخاری، حریری، خاتم الانبیا، امام (ره)، امام حسین، شهید رزاقی، شهید بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر و شهید مصلحی انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از مقیاس عاملیت جاسکیلا، پویکییس، واسالامپی، واللا و راسکوپاتونن، 2016، مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (1989)، مقیاس فرهنگ مدرسه هیگینز-دالساندرو و ساد (1997) و مقیاس حمایت خانواده ساندز و پلانکت (2005) استفاده و داده ها با روش تحلیل چند سطحی تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد که عاملیت فردی (32/0 =β، 003/0 =P)، فرهنگ مدرسه (60/0 =β، 001/0 =P) و حمایت خانواده (43/0 =β، 004/0 =P) هریک قادر به پیش بینی بخشی از واریانس بهزیستی روان شناختی دانش آموزان هستند. نتیجه گیری : از آنجا که دانش آموزان برخوردار از عاملیت از وضعیت بهزیستی روان شناختی بالاتری نسبت به سایرین برخوردارند و حمایت های اجتماعی، بهره مندی از روابط مناسب با معلمان و دوستان، امکانات مناسب مدرسه ای و حمایت های والدین نیز نقش اثرگذاری بر بهزیستی روان شناختی آن ها دارد؛ بنابراین لازم است با ارتقا این متغیرها، بهزیستی روان شناختی دانش آموزان را افزایش داد.
مقایسه اثربخشی برنامه آموزش جایگزین پرخاشگری و برنامه آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر تکانشگری نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به منظور مقایسه اثربخشی آموزش جایگزین پرخاشگری و آموزش ایمن سازی در مقابل استرس بر تکانشگری نوجوانان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی سه گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه می باشد. بدین منظور از بین نوجوان کانون اصلاح و تربیت شهر تهران 60 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان قبل از شروع مداخله پرسشنامه تکانشگری بارات را تکمیل نمودند. سپس دو گروه آزمایشی تحت 10 جلسه 90 الی 120 دقیقه ای آموزش به شیوه "آموزش جایگزین پرخاشگری" و " ایمن سازی در مقابل استرس" قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات آموزشی و همچنین دو ماه بعد، مجدداً هر سه گروه پرسشنامه مزبور را تکمیل نمودند. داده های بدست آمده با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط و به کمک نرم افزار SPSS25 تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که نمرات تکانشگری شرکت کنندگان در گروه آموزش جایگزین پرخاشگری در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری را نشان می دهد، اما در نمرات گروه آزمایشی ایمن سازی در مقابل استرس در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نگردید. به علاوه در مقایسه اثربخشی دو روش آموزشی با یکدیگر تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های مطالعه می توان از روش آموزش جایگزین پرخاشگری به عنوان یک روش جایگزین و یا مکمل در کنار سایر شیوه های مداخله ای برای کاهش تکانشگری و اصلاح رفتار نوجوانان استفاده نمود.
پیشگیری از اعتیاد از منظر رویکرد اجتماعی: نقش سرمایه اجتماعی
حوزههای تخصصی:
بسیاری از افراد نمی دانند که چرا و چگونه افراد دیگر به موادمخدر وابسته می شوند. آن ها ممکن است اشتباهاً فکر کنند که کسانی که از موادمخدر استفاده می کنند، فاقد اصول اخلاقی و اراده هستند و می توانند به راحتی به وسیله انتخاب خود، مصرف مواد را قطع کنند. وابستگی به موادمخدر بیماری پیچیده ای است که فرایند ترک آن معمولاً چیزی بیش از نیت و اراده را می طلبد و همانند هر بیماری دیگری نیاز به مراقبت و درمان دارد. همانند هر بیماری دیگری، فرد بیمار نیازمند این است که در طول درمان، شبکه حمایتی قوی داشته باشد تا بتواند به بهبودی و موفقیت درمان دست یابد. از جمله عوامل حمایت کننده در این زمینه سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی شبکه ای از روابط و پیوندهای مبتنی بر اعتماد اجتماعی بین فردی و بین گروهی و تعاملات افراد با گروه ها، سازمان ها و نهادهای اجتماعی است که انرژی لازم برای تسهیل کنش ها در جهت اهداف فردی و جمعی را فراهم می کند. وجود عوامل حمایت کننده مانند سرمایه اجتماعی برای پیشگیری و مبارزه با اعتیاد و بهبودی از آن امری ضروری است. در واقع می توان گفت موفقیت اجتماعی شدن امر مبارزه با مواد مخدر وابسته به کم و کیف سرمایه اجتماعی است. شواهد پژوهشی نیز حاکی از نقش و اهمیت سرمایه اجتماعی در پیشگیری از اعتیاد و مبارزه با موادمخدر است. بنابراین شناخت همه جانبه و صحیح از پدیده اعتیاد و برنامه ریزی در راستای افزایش سرمایه اجتماعی و عوامل حمایت کننده می تواند راهگشای برنامه ریزی و موفقیت هر چه بیشتر در اجتماعی کردن مبارزه با مواد مخدر باشد.
پی کاوی تجربه زیسته رضایت زناشویی زوجین واجد تفاوت فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازدواج های بین فرهنگی به واسطه فراگیر بودن وسایل ارتباط جمعی رو به افزایش است. بررسی رضایت زناشویی به عنوان مهم ترین و اساسی ترین عامل پایداری و دوام زندگی مشترک در این ازدواج ها دارای اهمیت است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته رضایت زناشویی زوج هایی از فرهنگ های کرد، عرب و بختیاری بود که به روش کیفی و با استفاده از راهبرد پدیدارشناسی توصیفی- نمود شناختی کلایزی (1978) انجام شد. 16 زوج (۳۲ نفر/ ۱۶ زن و 16 شوهر) با ازدواج های بین فرهنگی و روش نمونه گیری مبتنی بر هدف از نوع گلوله برفی تا حد اشباع انتخاب و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته موردبررسی قرار گرفتند. سپس داده ها جمع آوری، ثبت، کدگذاری و در قالب مضمون های اصلی و فرعی طبقه بندی گردیدند. تحلیل تجارب مشارکت کنندگان منجر به شناسایی 750 کد اولیه، 20 زیر مضمون و 6 مضمون اصلی گردید که عبارت اند از: فرایندهای قبل از ازدواج، ادراک حضور خانواده ها، تصمیم گیری در مورد فرزند، ادراک ابعاد ارتباطی و زناشویی، ادراک نیازهای کلی ازدواج های بین فرهنگی و ادراک چالش های ازدواج بین فرهنگی. با توجه به یافته ها می توان بیان کرد که مضمون ادراک ابعاد ارتباطی و زناشویی با مضامین فرعی مانند نقش حیاتی حمایت و درک همسر، راهبردهای تسهیل کننده ارتباطی و زناشویی و تجربه ادراک یا عدم ادراک تفاوت ها و شباهت های شخصیتی، در مرکز تجربه رضایت زناشویی زوج های با ازدواج بین فرهنگی قرار دارد. این مطالعه مفاهیم مهمی برای مشاوران خانواده دارد و در برنامه های غنی سازی و ارتقای روابط زوجین بین فرهنگی، توجه به این مضامین سودمند خواهد بود. همچنین، این پژوهش می تواند اطلاعات کاربردی و مفیدی برای پژوهش های آتی درزمینه ازدواج های بین فرهنگی باشد.
نقش سرکوبگری عاطفی و توانمندی ایگو در پیش بینی مصرف و عدم مصرف سیگار در بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مصرف سیگار علاوه بر اینکه یکی از عوامل خطرساز بیماری سرطان می باشد، می تواند نقش مهمی نیز در روند بهبودی بیماران مبتلا ایفا کند. این مسئله تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش سرکوبگری عاطفی و توانمندی ایگو در پیش بینی مصرف و عدم مصرف سیگار در بیماران مبتلا به سرطان می باشد. روش: پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی و مقطعی می باشد. جامعه ی آماری پژوهش، کلیه ی بیماران مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان ولیعصر تبریز در طی ماه های فروردین و اردیبهشت سال 1396 بودند. از جامعه ی یاد شده، 120 نفر بیمار، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزارهای ارزیابی پژوهش، پرسشنامه سازگاری وینبرگر و همکاران (WAI) (1979) و پرسشنامه روانی – اجتماعی توانمندی ایگو مارکاستروم و همکاران (PIES) (1997) بودند. داده ها با استفاده از روش رگرسیون لوجستیک و با بهره گیری از نرم افزار SPSS-21 تحلیل گردیدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که از بین مولفه های سرکوبگری عاطفی، تجربه ذهنی پریشانی (12/0-=β) قادر به پیش بینی مصرف سیگار می باشد. مدل رگرسیون برای سرکوبگری عاطفی برای 3/73% از افراد نتایج را به درستی پیش بینی می کند. در خصوص توانمندی ایگو، مولفه های امیدواری (16/0-=β) و هدف (14/0-=β) قادر به پیش بینی مصرف سیگار است. همچنین، مدل توانمندی ایگو برای 5/77% از افراد نتایج را به درستی پیش بینی می کند. نتیجه گیری: تجربه ذهنی پریشانی، امیدواری و هدف، تعیین گرهای مهم مصرف سیگار در بیماران مبتلا به سرطان می باشد. لازم است در مداخلات ترک سیگار بیماران مبتلا به سرطان نقش این متغیرها در نظر گرفته شود.
پیشگیری نوین: نقش رسانه مجازی در پیشگیری از گرایش به مواد مخدر در فضای سایبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: جذابیت و گسترش فضای مجازی در بین اقشار جامعه و کارکردهای این بستر در ارتکاب جرائم مربوط به مواد مخدر، باعث شده تا مسئولین امر به فکر استفاده از این بستر در جهت تدوین برنامه های پیشگیرانه از اعتیاد به مواد مخدر باشند. البته در حال حاضر کارکردهای این فضا یکی از عوامل موثر در گرایش به اعتیاد و مصرف مواد مخدر تلقی می شود. هدف تحقیق حاضر بررسی نقش رسانه مجازی (فضای سایبر) در پیشگیری از از اعتیاد به مواد مخدر در بین اقشار گوناگون جامعه در قالب ارائه الگویی کاربردی بوده است. روش : پژوهش حاضر از حیث روش از نوع توصیفی- تحلیلی و از لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع پیمایشی بوده که با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته انجام شد. جامعه ی آماری پژوهش شامل خبرگان و سرمتخصصان پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا، پلیس فتاناجا و سازمان های مرتبط با موضوع تحقیق و به تعداد 65 نفر بوده که برابر فرمول کوکران تعداد 56 نفر از جامعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوتن نمونه انتخاب شدند. یافته ها : یافته ها نشان داد 1- فضای مجازی و مسئول سازی، 2- فضای مجازی و مشارکت اجتماعی، 3- فضای مجازی و آگاه سازی، 4-فضای مجازی و تولیدات خاص و در نهایت 5- فضای مجازی و مدیریت می توانند به ترتیب نقش بسزایی در پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر داشته باشند. نتیجه گیری : نتایج تحقیق حاضر می تواند گامی مهم برای تبیین روش های پیشگیری از اعتیاد در فضای مجازی و الگویی مناسب برای طراحی برنامه های جامع پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر در فضای مجازی باشد.
طراحی مدل بهینه انعطاف پذیری منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی به روش استنتاج فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش طراحی مدل بهینه انعطاف پذیری منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی به روش استنتاج فازی می باشد. پژوهش حاضر به صورت پژوهش ترکیبی (کیفی- کمّی) انجام شده است. روش: بر این اساس در بخش اول تحقیق به منظور ارایه مدلی جامع از انعطاف پذیری منابع انسانی، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب سندلوسکی و باروسو (2007) استفاده شده است. یافته ها: بدین ترتیب که بعد از شناسایی مقولات، مفاهیم و کدهای انعطاف پذیری منابع انسانی، مدل مفهومی اولیه تحقیق شکل گرفت. در بخش دوم پژوهش به منظور ارایه ترکیب مطلوب مؤلفه های مدل به گونه ای که بتوان انعطاف پذیری منابع انسانی را بهینه نمود از روش مدل سازی ریاضی (سیستم خبره فازی) استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش در مرحله مدل سازی ریاضی متشکل از خبرگان دانشگاهی و مدیران سازمان تأمین اجتماعی به تعداد 20 نفر می باشد. نتیجه: نتایج بخش اول تحقیق نشان می دهد که مدل مفهومی اولیه تحقیق با استفاده از روش فراترکیب، متشکل از شش بعد اصلی، 8 مؤلفه و 21 کد (شاخص) می باشد. همچنین نتایج بخش دوم تحقیق نشان می دهد که اگر کارکنان سازمان تأمین اجتماعی؛ 1/11 درصد به بعد انعطاف پذیری وظیفه ای، 3/12 درصد به بعد انعطاف پذیری ارتباطی، 6/34 درصد به بعد انعطاف پذیری مهارتی، 5/31 درصد به بعد انعطاف پذیری رفتاری، 8/3 درصد به بعد انعطاف پذیری شناختی و 4/6 درصد به بعد انعطاف پذیری اخلاقی توجه و تمرکز نمایند آنگاه انعطاف پذیری منابع انسانی آن ها به میزان 9/60 درصد بهینه می شود.
مقایسه ی عملکرد عصب روان شناختی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد و همتایان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۴۶
75-86
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه عملکرد عصب روان شناختی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد و همتایان عادی بود. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع مطالعات علی مقایسه ای بود. جامعه آماری عبارت بود از: مردان سوءمصرف کننده مواد مراجعه کننده به بیمارستان آموزشی درمانی امام رضا (ع) شهرستان خرم آباد در سال 1395. نمونه شامل 30 نفر معتاد تحت درمان با متادون، و 30 نفر افراد غیر معتاد بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، آزمون گنجینه لغات و حافظه وکسلر و همچنین آزمون عملکرد پیوسته انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد عملکرد گروه سوءمصرف کننده مواد نسبت به گروه همتایان عادی تفاوت دارد (0/05> p ). نتیجه گیری: مصرف مزمن مواد روان گردان موجب آسیب نواحی متعدد مغزی همچون قشر پیش پیشانی و هیپوکامپ شده و در نتیجه باعث اختلال در کارکردهای شناختی این نواحی می گردد.
اثربخشی نمایش فیلم های مستند با محتوای سوءمصرف مواد بر نگرش نوجوانان نسبت به اعتیاد
منبع:
سلامت اجتماعی و اعتیاد سال پنجم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
177-188
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر فیلم های مستند (با محتوای سوءمصرف موادمخدر و روان گردان) بر نگرش نوجوانان نسبت به اعتیاد بود. جامعه آماری شامل همه نوجوانان شهر بندرعباس بودند که از میان آن ها 20 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابتدا با استفاده از پرسش نامه نگرش سنج اعتیاد از کلیه شرکت کنندگان پیش آزمون گرفته شد، سپس شش کلیپ مستند در خصوص موادمخدر و روان گردان در شش جلسه همراه با پرسش و پاسخ برای شرکت کنندگان پخش شد. در پایان شش جلسه، شرکت کنندگان مجدداً به پرسش نامه نگرش سنج اعتیاد پاسخ دادند. نتایج آزمون t وابسته نشان داد که بین میانگین نمرات پیش آزمون و پس آزمون شرکت کنندگان، تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، پس از نمایش فیلم های مستند، نگرش شرکت کنندگان تغییر پیدا کرد و نگرش آن ها تا حد بسیار زیادی نسبت به اعتیاد منفی شد. در مجموع به نظر می رسدکه نمایش فیلم های مستند بر نگرش نوجوانان نسبت به مواد تأثیر دارد و صدا و سیما می تواند با نمایش فیلم های مستند مناسب، نگرش نوجوانان را به اعتیاد منفی و همچنین نگرش منفی آن ها را نسبت به اعتیاد تقویت نماید.