فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۶۸۱ تا ۱۵٬۷۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ذهن آ گاهی با پیشرفت تحصیلی و سازگاری تحصیلی با نقش واسطه ای خودپنداره تحصیلی دانشجویان دختر دانشگاه فرهنگیان کرمان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل مسیر بود. حجم نمونه را 299 دانشجو تشکیل دادند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در این پژوهش جهت گرد آوری داده ها از معدل تحصیلی نیمسال اول، پرسش نامه سازگاری بیکر و سریاک SACQ))، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ (FMI) و پرسشنامه تحصیلی (ASCQ) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی میانگین و انحراف معیار و برای تحلیل داده های استنباطی از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد که ذهن آگاهی به طور مستقیم و معنادار با پیشرفت تحصیلی و سازگاری تحصیلی رابطه دارد، و خودپنداره تحصیلی نقش واسطه ای با پیشرفت تحصیلی و سازگاری تحصیلی دارد. از این پژوهش نتیجه گرفته می شود که ذهن آگاهی باعث بالا بردن پیشرفت، سازگاری و خودپنداره تحصیلی می شود؛ بنابراین داشتن ذهن آگاهی در محیط های آموزشی منجر به افزایش پیشرفت، سازگاری و خودپنداره تحصیلی دانشجویان می شود.
رشد تصمیم گیری تخصیص منابع کودکان 4 تا 6 ساله در موقعیت های نابرابر سودمند و ناسودمند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: چگونگی تخصیص منابع در طول رشد و عوامل انگیزشی آن به ویژه در کودکی یافته های مهمی پیرامون رشد عدالت در اختیار روانشناسان رشد قرار می دهد. در حدود 4 سالگی، تفکر کودک درباره خود و دیگران ابعاد مختلفی پیدا کرده و درک اجتماعی اش افزایش می یابد. در این زمان، کودک قادر است درباره چگونگی و میزان تقسیم کردن منابع و دارایی هایش با دیگران تصمیم بگیرد. در طول رشد در نظر گرفتن نفع شخصی یا برقراری عدالت به هنگام تخصیص منابع اهمیت پیدا می کند. هدف مطالعه حاضر بررسی رشد رفتار تخصیص منابع در دختران و پسران 4 تا 6 سال در موقعیت های برابر سودمند و برابر ناسودمند بود. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توصیفی همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 4 تا 6 ساله مهدکودک های چهار منطقه مختلف از تهران در سال 1396-1395 بود. سی وچهار کودک 4 ساله (17 دختر)، 36 کودک 5 ساله (18 دختر)، 32 کودک 6 ساله (16 دختر) به روش نمونه گیری طبقه ای خوشه ای در مطالعه شرکت کردند. از کودکان خواسته شد که در تکلیف تخصیص منابع در موقعیت های هزینه بر سودمند، هزینه بر ناسودمند و بدون هزینه سودمند منابع را با کودک دیگر تقسیم کنند. یافته ها: با استفاده از روش همبستگی پیرسون مشخص شد که با افزایش سن از 4 تا 6 سالگی، میزان تخصیص منابع ثابت باقی می ماند. تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که کودکان در موقعیت نابرابر ناسودمند بیشتر از موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را تخصیص می دهند (05/0p<). همچنین، کودکان 4 ساله بیشتر از دو گروه دیگر در موقعیت نابرابر ناسودمند منابع را به دیگری تخصیص دادند (05/0p<). درنهایت، دختران 6 ساله بیشتر از پسران هم سال خود تخصیص منابع کردند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که انگیزه اصلی در میزان تخصیص منابع در دوران 4 تا 6 سالگی در موقعیت های نابرابر ناسودمند و سودمند نفع شخصی بوده و این اثر در کودکان 4 ساله بیشتر از کودکان 5 و 6 ساله است. همچنین مفهوم برابری و عدالت در بازه سنی 4 تا 6 سالگی به هنگام تخصیص منابع هنوز رشد پیدا نکرده است.
اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر خودکارآمدی و تاب آوری معتادان مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد بهشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر خودکارآمدی و تاب آوری معتادان مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد بهشهرانجام شد. روش : با توجه به هدف و ماهیت تحقیق، مطالعه حاضر از نظر ساختار پژوهشی شبه آزمایشی (طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل معتادان مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد بهشهر در سال 1396 بود. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین جامعه آماری تعداد 30 نفر انتخاب شدند. نمونه ها به تعداد 15 نفر برای گروه آزمایش و تعداد 15 نفر برای گروه گواه به صورت تصادفی ساده جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و مقیاس خودکارآمدی شرر (1982) بود. مداخله شامل نه جلسه درمانی بود که به وسیله درمانگر اجرا شد. هر جلسه 90 دقیقه و فاصله زمانی بین جلسات یک هفته به طول انجامید. پس از پایان جلسات گروه درمانی، هر دو گروه ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، تفاوت معناداری در ترکیب خطی نمرات خودکارآمدی و تاب آوری با توجه به گروه وجود دارد. مجذور اتا نیز نشان داد که 64 درصد از واریانس متغیر وابسته توسط متغیر گروه بندی (آزمایش و گواه) تعیین می شود. نتیجه گیری: براساس نتایج می توان گفت: درمان شناختی-رفتاری منجر به افزایش خودکارآمدی وتاب آوری معتادان مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد بهشهر شده است.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر عقاید وسوسه انگیز و باورهای مرتبط با مواد در افراد مبتلا به اعتیاد تحت درمان با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم ۱۳۹۷ شماره ۴۸ ویژه نامه ۱
157-168
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی بر عقاید وسوسه انگیز و باورهای مرتبط با مواد در معتادان تحت درمان با متادون مراکز درمان سوء مصرف مواد شهرستان سنندج انجام گرفت. روش: روش پژوهش مورد نظر از نوع شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه بود. بدین منظور از جامعه آماری مذکور تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه گمارده شدند. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی در کاهش عقاید وسوسه انگیز و باورهای مرتبط با مواد تاثیر معناداری دارد. نتیجه گیری: آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی می تواند نقش مهمی در پیشگیری و درمان وابستگی به مواد ایفا نماید.
اثربخشی گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری و رفتار پرخطر نوجوانان پسر بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
59 - 70
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر پرخاشگری و رفتار پرخطر نوجوانان پسر بی سرپرست انجام شد . روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. از بین مراکز نگهداری نوجوانان پسر بی سرپرست در سطح شهر مشهد، دو مرکز به صورت تصادفی انتخاب شد. پرسشنامه های پرخاشگری و رفتار پرخطر از اعضای این دو مرکز اخذ شد. افرادی که یک انحراف معیار بالاتر از میانگین بودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ۱۶ نفر به عنوان گروه آزمایش و گروه کنترل انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزینی شدند. گروه آزمایش گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی را به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت. در پایان از هر دو گروه پس آزمون اخذ شد. آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش پرخاشگری و رفتارهای پرخطر نوجوانان بی سرپرست از نظر آماری معنادار بود. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که گروه درمانی کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان یک درمان مؤثر، می تواند برای نوجوانان بی سرپرستی که به علت عدم شبکه حمایتی خانواده به رفتارهای پرخطر مانند بزهکاری و پرخاشگری فیزیکی و کلامی دچار هستند، مفید واقع شود.
پرسشنامه احساس تنهایی ایرانی: روش اجرا و نمره گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی سنجش خداگونگی در انسان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۴ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳
56-69
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: در رویکرد اسلامی، باور عمیق به صفات و اسماء الهی نقش عمیق تربیتی در رشد شخصیت انسان دارد. بر اساس آموزه های قرآنی، بروز جلوه های توحید عملی در زندگی، کارکرد دوگانه یی دارد: از یک سو، موجب پیشگیری و مقاوم سازی در برابر فشار و بحران های زندگی می شود؛ و از سوی دیگر، همانندسازی بر مبنای صفات الهی، موجب رسیدن به غایت انسان و رشد و شکوفایی استعدادهای او می شود. هدف این پژوهش، ساخت و هنجاریابی مقیاسی کاربردی برای سنجش خداگونگی در انسان است. روش کار: این مطالعه پژوهشی بنیادی با روش پیمایشی و زمینه یابی است. در این پژوهش، نخست تمامی اسماء و صفات خداوند از منابع اسلامی جمع آوری شد. در مرحله ی بعدی، صفات به دست آمده بر مبنای معیارهای گوناگون بازبینی، حذف و تعدیل شد. سرانجام، 53 صفت استخراج شد که به پرسش نامه یی در طیف لیکرت تبدیل شد. بدین جهت، ابزار این مطالعه، پرسش نامه ی محقق ساخته بود که بر روی نمونه یی با حجم 400 نفر از طبقات مختلف اجتماعی - اقتصادی (5/71 درصد شهرنشین و 8/25 درصد روستانشین)، از هر جنس (50 درصد زن) اجرا شد. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه یی بود. پایایی و روایی مقیاس، با استفاده از آلفای کرونباخ، روایی سازه، تحلیل عاملی، روش کرویت بارتلت و کایسر مایر الکین محاسبه شد. در این پژوهش همه ی موارد اخلاقی رعایت شده است. علاوه براین، نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: ضریب پایایی مقیاس در آلفای کرونباخ 95/0 محاسبه شد. روایی مقیاس نیز بر مبنای ضریب همبستگی اسپیرمن یک دامنه در سطح معناداری 001/0p<، 88/0 به دست آمد. کفایت نمونه گیری نیز بر حسب روش کایسر مایر الکین، در سطح معناداری 000/0، 93/0 برآورد شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل های آماری نشان داد که پرسش نامه ی ساخته شده، پایایی و روایی پذیرفتنی دارد و ممکن است بتواند ابزاری معتبر برای سنجش خداگونگی در انسان باشد.
مقایسه ی تصور از خدا و نگرش به زندگی افراد دارای اختلال هویت جنسی پس از عمل جراحی تغییر جنسیت با همتایان خود قبل از عمل جراحی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۴ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵
87-102
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: پژوهش ها نشان می دهد که نوع نگرش افراد به زندگی و تصورشان از خدا می تواند در زمینه ی پیشگیری از آسیب پذیری نسبت به پیامدهای جسمی و روانی اختلالات روانی مؤثر باشد. هدف از پژوهش حاضر مقایسه ی تصور از خدا و نگرش به زندگی افراد دارای اختلال هویت جنسی پس از عمل جراحی تغییر جنسیت با همتایان خود قبل از عمل جراحی است. روش کار: این پژوهش از نوع علّی - مقایسه یی است. تعداد 65 نفر از افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی قبل و بعد از عمل جراحی با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی از میان جامعه ی افراد تراجنسی در ایران انتخاب شدند و مقیاس تصور از خدا و شاخص نگرش به زندگی بر روی آنان اجرا شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تی مستقل و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد افراد ترا جنسی تغییرجنسیت داده نمره های بالاتری در مقیاس تصور از خدا و شاخص نگرش به زندگی به دست آورده اند. همچنین بین دو گروه آزمودنی، از نظر میانگین نمره های خرده مقیاس ها تفاوت معناداری وجود داشت؛ این در حالی است که نمره های دو گروه از نظر جنسیت و سطح تحصیلات تفاوت معناداری نداشت. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد کار بر روی تصور افراد از خدا و نوع نگرش آنان به زندگی می تواند بعضی از عوامل نگهدارنده و تشدید کننده ی اختلالات هویت جنسی را تعدیل کند و در درمان آنها مؤثر باشد.
بررسی آثار تلاوت قرآن کریم و شنیدن آوای آن بر ابعاد سلامت معنوی در دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۴ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵
103-117
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: با وجود رسالت اصلی دین اسلام در سعادت دنیوی و اخروی، بشر در دهه های اخیر به اهمیت سلامت معنوی پی برده است. در آیات متعددی، قرآن با وصف «شفا» معرفی شده است. مطالعه ی حاضر یکی از نخستین مطالعاتی است که با هدف تبیین شیوه ی استفاده از قرآن در ارتقای سلامت معنوی دانشجویان برای معرفی راهکاری در بهبود سلامت معنوی صورت گرفته است. روش کار: این مطالعه به صورت پیش آزمون و پس آزمون با پرسش نامه ی سلامت معنوی الیسون و پالوتزین صورت گرفته است. شرکت کنندگان در آزمون (63 نفر) به دو گروه دسته بندی شدند که برای مداخله در ارتقای سلامت معنوی دانشجویان به گروه اول روخوانی قرآن در مواقع ناراحتی و دو بار در هفته؛ و به گروه دوم گوش دادن به قرآن در مواقع دلتنگی به مدت 10 دقیقه و دو بار در هفته توصیه شد. زمان بین پیش آزمون و پس آزمون سه ماه بود. برای انجام آزمون های آماری از آزمون لوین، کای دو، تی زوجی، تحلیل کوواریانس و واریانس یک طرفه استفاده شد. در این پژوهش همه ی مسائل اخلاقی رعایت شده است و نویسندگان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: در پیش آزمون میانگین نمره ی سلامت معنوی گروه روخوانی 12/18±88/87؛ و گروه گوش دادن 48/14±74/90 بود که در پس آزمون به ترتیب به 719/13±09/94 و 135/12±30/95 افزایش یافت. نمره ی سلامت معنوی دانشجویان نیز متوسط ارزیابی شد. بین متغیّرهای سن، جنس، رشته ی تحصیلی، تأهل، بیماری و اشتغال با سلامت معنوی ارتباط معنی داری وجود داشت (001/0p<). مداخله به روش روخوانی با تفاضل میانگین 21/6 بین پیش و پس آزمون مؤثرتر از مداخله به روش گوش دادن بود (001/0p< و 959/0R=). نتیجه گیری: روخوانی قرآن و گوش کردن به آن موجب ارتقای سلامت معنوی دانشجویان می شود. آزمون تی زوجی نشان داد که تفاوت آماری معنی داری در میانگین نمره های سلامت معنوی قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه وجود داشت (001/0p<). بر اساس تحلیل کوواریانس، از نظر آماری تفاوت معنی داری بین تأثیر روخوانی قرآن و گوش دادن به آن وجود نداشت (338/0=p و 931/0=f). می توان گفت روخوانی و گوش دادن در افزایش نمره ی سلامت معنوی نقش داشت و این افزایش در گروه روخوانی بیشتر بود.
اثربخشی آموزش مؤلفه های خانواده درمانی شناختی-رفتاری بر تعارض والد-فرزندی و تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مؤلفه های خانواده درمانی شناختی-رفتاری بر تعارض والد-فرزندی و تعارض زناشویی بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه و جامعه آماری 86 زوج دارای تعارض های زناشوئی و تعارض والد-فرزندی مراجعه کننده به واحد مشاوره مرکز صلاح الدین سنندج در سال 1396 بود. با روش نمونه گیری داوطلبانه تعداد 30 خانواده انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شد. گروه آزمایش 16 جلسه گروهی 2 ساعته خانواده درمانی به شیوه شناختی-رفتاری خدایاری فرد، صادقی و عابدینی (1384) را 2 بار در هفته دریافت کرد. پرسشنامه های پژوهش تعارض والد-فرزند فاین، جی مورلند و اندرشوبل 1983و تعارض های زناشویی ثنایی (1379) در مورد هر دو گروه در سه مرحله اجرا و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مؤلفه های خانواده درمانی شناختی-رفتاری بر کاهش تعارض والد-فرزندی (658/69 =F، 0001/0 =P) و تعارض های زناشویی گروه اثر داشته و این تاثیر در دوره پیگیری پایدار مانده است. (898/35 =F، 0001/0 =P). نتیجه گیری: از آنجا که خانواده درمانی شناختی-رفتاری با به چالش کشیدن و اصلاح اندیشه ها و افکار، قواعد ذهنی، ادراکات و نیز با خودگویی هایی که مولد تعارض و الگوهای مراوده ای بدکارکردی در بین اعضای خانواده است؛ می تواند تغییرات درمانی لازم را در خانواده ایجاد کند؛ بنابراین می توان از آن به عنوان روش مداخله ای مؤثر در کاهش تعارض زناشویی و تعارض والد-فرزندی استفاده کرد.
تجربه آزار هیجانی کودکی و ویژگیهای اختلال شخصیت مرزی در بزرگسالی: نقش واسطه ای سبکهای دلبستگی و تنظیم هیجانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سبک های دلبستگی و تنظیم هیجانی در رابطه بین آزار هیجانی دوران کودکی و ویژگی های اختلال شخصیت مرزی انجام شده است. مواد و روش ها طرح پژوهشی حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. به این منظور، 312 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به پرسش نامه های ضربه های کودکی، شخصیت مرزی، مشکلات در تنظیم هیجانی گراتز و سبک های دلبستگی بزرگسالان پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری از نوع تحلیل مسیر و نرم افزارهای LiSREL - 8.7 و AMOS-23 انجام شد. یافته ها ارزیابی مدل فرضی پژوهش نشان داد این مدل، شاخص های برازش مناسبی دارد. نتایج مشخص کرد سبک دلبستگی ناایمن مضطرب و مشکلات در تنظیم هیجانی می تواند با واسطه گری کامل، ویژگی های اختلال شخصیت مرزی را پیش بینی کند. نتیجه گیری یافته های پژوهش حاضر علاوه بر حمایت از مدل فرضی برای ویژگی های شخصیت مرزی، چارچوب مناسبی برای سبب شناسی این اختلال ارائه می دهد.
بررسی رابطه بهره هوشی و فراشناخت با عملکرد تحصیلی و میانجیگری تفکر انتقادی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر خرمدره(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : این پژوهش با هدف بررسی رابطه بهره هوشی و فراشناخت با عملکرد تحصیلی با میانجی تفکر انتقادی انجام یافت. روش کار: برای انجام این پژوهش 300 نفرازدانش آموزان دبیرستانهای شهرخرمدره به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند (که بعد از حذف داده های پرت 289 نفر بعنوان نمونه باقی ماند). برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های: ماتریس های پیش رونده ریون ( RPM )، باورهای فراشناختی ولز (۳۰- MCQ )، آزمون گرایش تفکر انتقادی کالیفرنیا ( cctst ) و شاخص معدل تحصیلی استفاده شد. یافته ها: پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، الگویابی معادلات ساختاری و آزمون بوت استراپ در دستور کامپیوتری ماکرو پریچر و هیز ( AMOS-20 ) انجام شد. یافته ها نشان داد، مدل پیشنهادی معادلات ساختاری روابط بین متغیرهای مذکور، از برازش قابل قبولی برخوردار است. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش مشخص نمود هوشبهر و فراشناخت هم به صورت مستقیم و هم بصورت غیر مستقیم از طریق تفکر انتقادی با عملکرد تحصیلی رابطه دارند.
پیش بینی عملکرد درسی دانشجویان براساس سبک های شناختی و اهمال کاری تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عملکرد درسی مطلوب یکی از مهم ترین هدف های هر دانشجو، خانواده او، دانشگاه و نظام آموزشی است. فعالیت آموزشی و یادگیری کارآمد از جمله شاخص های یک دانشگاه و دانشجوی موفق است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی عملکرد درسی دانشجویان براساس سبک های شناختی و اهمال کاری تحصیلی آنان انجام شد. روش کار: جامعه آماری پژوهش عبارت بود از کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی در سال تحصیلی 95-1394. نمونه پژوهش شامل همه دانشجویان حاضر در پنج کلاس درس (154 تَن) بود که به هر روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. از پرسشنامه های: الف. سبکهای شناختی ایزالم-97 و ب. اهمال کاری تحصیلی آیتکن (API) برای جمع آوری داده ها استفاده شد. پایایی پرسشنامه سبک شناختی شهودی (79/0)، روشمند (83./0)، تأملی (89/0)، عملگرا (87./0)، و روایی آن (67/0) گزارش شده است. پایایی پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی (88/0) و روایی آن (67/0) به دست آمده است. از نمره پایان ترم درس روانشناسی یادگیری به عنوان شاخص عملکرد درسی دانشجویان استفاده شد. یافته ها: بین سبک شناختی با اهمال کاری تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد، ب) بین اهمال کاری تحصیلی با عملکرد درسی رابطه معناداری وجود دارد؛ ولی، بین سبک شناختی با عملکرد درسی رابطه معناداری یافت نشد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون مؤید آن بود که سبک شناختی قدرت پیش بینی کنندگی اهمال کاری تحصیلی دانشجویان را دارد. همچنین، اهمال کاری تحصیلی از قدرت پیش بینی کنندگی بالایی برای عملکرد درسی برخوردار است. نتیجه گیری: از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که نوع سبک شناختی دانشجویان در اهمال کاری تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی نیز به نوبه خود در عملکرد درسی آنان تأثیر می گذارد. بنابراین، لزوم شناخت و آگاهی از کارکردهای سبک شناختی و اهمال کاری بیش از پیش ضروری می نماید
تأثیر آموزش به روش الگوی پیش سازمان دهنده بر نیازهای خود تعیین گری و معنای تحصیل در یادگیری زبان انگلیسی (مورد مطالعه: دانش آموزان اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان در دوره متوسطه دوم)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در عصر کنونی، زندگی گسترده تر شده و انسان ناگزیر است جهت دستیابی و برقراری ارتباط با جوامع مختلف به یادگیری زبان مربوط به آن جوامع روی بیاورد. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش به روش الگوی پیش سازمان دهنده بر بهبود نیازهای خودتعیین گری (خودمختاری، شایستگی و ارتباط ادراک شده) و معنای تحصیل دانش آموزان سال دوم متوسطه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان در درس زبان انگلیسی بود. روش کار: این پژوهش به ص ورت ش به تجربی بود که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. نمونه پژوهش 40 آزمودنی بود که از می ان دان ش آم وزان پس ر سال دوم متوسطه اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان به روش تصادفی خوشه تک مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده ش دند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس نیازهای خودتعیین گری و پرسش نامه معنای تحصیل در مراحل پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. داده های پژوهش با روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تفاوت معنی داری بین دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ نیازهای خودتعیین گری و معنای تحصیل در یادگیری زبان انگلیسی نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده کاملاً مشخص است که توجه به معنای تحصیل و نیازهای خودتعیین گری در یادگیری درس زبان انگلیسی لازم و ضروری می باشد. و همچنین یافته ها حاکی از آن بود که آموزش به روش الگوی پیش سازمان دهنده در افزایش سطح نیازهای خودتعیین گری و معنای تحصیلی اثربخش است.
اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بررسی اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری به دلیل تأثیر بر آینده شغلی آنها اهمیت زیادی دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری انجام شد. روش کار: این مطالعه نیمه-تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل دانشجویان پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی حضرت فاطمه (س) شهر شیراز در سال تحصیلی 97-1396 بودند که از میان آنان 40 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 70 دقیقه ای با روش آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی آموزش دید. گروه ها به پرسشنامه های اضطراب امتحان اهواز و عملکرد تحصیلی درتاج در مراحل پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی باعث کاهش اضطراب امتحان (001/0 > P ، 283/39 = F ) و افزایش عملکرد تحصیلی (001/0 > P ، 190/24 = F ) دانشجویان پرستاری شد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از تأثیر آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی بر اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری بود. بنابراین مشاوران و روانشناسان برای کاهش اضطراب امتحان و افزایش عملکرد تحصیلی دانشجویان پرستاری می توانند از روش آموزش راهبردهای یادگیری شناختی و فراشناختی استفاده کنند.
بالندگی اعضای هیأت علمی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی با تأکید بر رویکرد سیستمی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه بالندگی اعضای هیأت علمی دانشگاهها به منظور تقویت پایه علمی مؤسسات آموزش عالی بسیار گسترش یافته است و لزوم شناخت مؤلفه های آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است لذا هدف از تحقیق حاضر شناسایی مؤلفه های بالندگی اعضای هیأت علمی با تأکید بر رویکرد سیستمی می باشد. روش کار: روش پژوهش حاضر از نوع مروری توصیفی مبتنی بر اسناد است که با جستجو در پایگاههای داخلی و خارجی نسبت به گردآوری مقالات، گزارش های تحقیقی، کتاب و پایان نامه های تحصیلی در دسترس، از پایگاههای اطلاعاتی مانند PROQUEST ، SPRINGER ، ERIC ، EBSCO ، ELSEVIER ، SID و IRANDOC استفاده شده است. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که از اهداف بالندگی اعضای هیأت علمی در طراحی و اجرای برنامه ها، اهداف فردی و اهداف سازمانی است و باید ساختارها و برنامه های سازمانی برای پشتیبانی و تسهیل امر بالندگی آماده باشد. که جهت این امر علاوه بر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی نیاز به همکاری و مساعدت وزارت خانه های تابعه و خود هیأت علمی نیز می باشد. و فرایندهای شکل گرفته در این مورد عبارتند از فرایندهای سنتی، فرایندهای حمایتی و در نهایت، فرایندهای اداری و پیامدهای مورد انتظار عبارتند از: تغییر در یادگیری دانشجویان، تغییر در سازمان و تغییر در نگرشها و مهارتها و فعالیتهای اعضای هیأت علمی. نتیجه گیری: بالندگی اعضای هیأت علمی باید با یک نگرش سیستماتیک و همه جانبه در قالب عوامل و مؤلفه های زمینه ای، محیطی و پیامدها و با در نظر گرفتن اهداف و نیازهای متنوع دانشگاه ها و اعضای هیأت علمی، برنامه ریزی شده و در تمامی مراحل ارزیابی انجام گیرد.
مقایسه اثربخشی آموزش گروهی روان شناسی مثبت گرای سلیگمن و رویکرد اسلامی مبتنی بر آموزه های قرآنی بر افزایش شادکامی زنان شاغل متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۷ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۶۶
33-58
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش گروهی روان شناسی مثبت گرای سلیگمن و آموزه های قرآنی بر افزایش شادکامی زنان شاغل متأهل بود. روش: این پژوهش با طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان شاغل متأهل آموزش و پرورش شهر آمل در سال تحصیلی 96-1395 بود که به روش نمونه گیری هدفمند با در نظر گرفتن نمره پایین شادکامی آکسفورد و ملاکهای ورود و خروج 75 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 3 گروه 25 نفر (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) گمارده شدند. هر دو گروه آزمایش 4 جلسه ی 90 دقیقه ای هفتگی، تحت آموزش های روان شناسی مثبت گرا و آموزه های قرآنی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه شادکامی آکسفورد استفاده شد. داده ها با استفاده از طرح اندازه گیری مکرر و آزمون d کوهن تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر کدام از روش های آموزشی بر افزایش شادکامی زنان شاغل متأهل تأثیر معنا داری داشت (01/0 p< ). با این وجود، روش مبتنی بر آموزه های قرآنی در مقایسه با روان شناسی مثبت گرا مؤثرتر بود (01/0 > p ) . نتایج پیگیری نیز نشان داد روش های آموزش اثر ماندگاری داشته است (05/0 > p ). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش این نتیجه گیری به دست آمد که می توان از طریق آموزش مداخلات روان شناسی مثبت گرا و آموزه های قرآنی به افزایش شادکامی زنان کمک نمود.
درمان های یکپارچه نگر و زوج درمانی: هم سنجی اثربخشی رویکردهای یکپارچه نگر، زوج درمانی متمرکز بر هیجان و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر بر بخشایشگری زوج های دچار تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زوج درمانی متمرکز بر هیجان و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر از جمله درمان های یکپارچه نگر هستند که بر چرخه های منفی تعاملی پایدار در اثر آسیب پذیری هیجانی عمیق توجه دارند. پژوهش حاضر با هدف هم سنجی اثربخشی زوج درمانی متمرکز بر هیجان و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر بر تسهیل بخشش زوج های متعارض به انجام رسید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوج های مراجعه کننده به کلینیک روانشناختی مهرآوران شهر اهواز بود. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند که شامل 6 زوج(12 نفر) از افراد مراجعه کننده به این کلینیک بودند که با توجه به نمره پرسشنامه سازگاری زناشویی جزء زوج های پریشان قرار می گرفتند. در این پژوهش از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه ناهمزمان استفاده شد. پروتکل درمانی زوج درمانی متمرکز بر هیجان و زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در دو تا چهار مرحله خط پایه، 16 جلسه مداخله 60 دقیقه ای و پیگیری دو ماهه اجرا گردید و آزمودنی ها به مقیاس بخشش رنجش خاص زناشویی(پالیری، فینچام و رگیالیا،2009) پاسخ دادند. داده ها به روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد زوج درمانی متمرکز بر هیجان، نسبت به زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر در متغیر بخشش کارایی بیشتری داشت. میزان بهبودی در متغیر بخشش در گروه متمرکز بر هیجان در مرحله پس از درمان و پیگیری 14/47 و 94/48 درصد و در گروه رفتاری یکپارچه نگر در مرحله پس از درمان و پیگیری 40/35 و 92/35 درصد بود. تبیین یافته ها حاکی از این بود که زوج درمانی متمرکز بر هیجان نسبت به زوج درمانی رفتاری یکپارچه نگر از نظر اندازه تغییر، کلیت و ثبات ارجحیت دارد.
مدل علی روابط بین شیوه های فرزند پروری، سبک های دلبستگی و خودتنظیمی در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۵
91-112
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین روابط علی شیوه های فرزندپروری، سبک های دلبستگی و خودتنظیمی در افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز درمانی بود. روش: پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 449 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از جامعه آماری معتادان مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد شهرستان ارومیه، انتخاب شدند. پرسش نامه های سبک های والدینی، خودتنظیمی و سبک های دلبستگی اجرا شد. داده های جمع آوری شده با ارائه دو مدل، به روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند . یافته ها : نتایج نشان دادند که در مدل پدران و مادران سبک های والدینی استبدادی و بی اعتنا اثر منفی و سبک های اقتداری و آزادگذار اثر مثبت (0/001>p ) بر خودتنظیمی داشتند. در هر دو مدل سبک های اقتداری و آزادگذار اثر مثبت بر سبک دلبستگی ایمن داشتند (0/001>p ) ؛ اثر سبک استبدادی و بی اعتنا در مدل پدارن بر سبک دلبستگی ایمن معنی دار نبود؛ ولی در مدل مادران اثر منفی داشت (0/05>p )؛ اثر سبک آزادگذار بر سبک دلبستگی ایمن در هر دو مدل منفی، اثر سبک تربیتی بی اعتنا بر سبک ناایمن نیز در هر دو مدل مثبت بود (0/001>p ) ؛ اثر سبک استبدادی در هر دو مدل معنادار نبود. همچنین اثر سبک اقتداری بر سبک ناایمن در مدل پدران منفی (0/001>p ) و در مدل مادران معنادار نبود؛ اثر دلبستگی ناایمن بر خودتنظیمی در هر دو مدل منفی (0/001>p ) و اثر سبک دلبستگی ایمن بر خودتنظیمی در هر دو مدل معنادار نبود. نتیجه گیری: دلبستگی ناایمن میانجی معنادار بین سبک های تربیتی والدین و خودتنظیمی معتادان به دست آمد. سبک های والدینی اقتداری و آزادگذار با کاهش دلبستگی ناایمن در معتادان، موجب افزایش خودتنظیمی در آنان شده و سبک والدینی استبدادی با افزایش دلبستگی ناایمن در معتادان، موجب کاهش خودتنظیمی در آنان می شود.
بررسی علل مصرف مواد مخدر در جوانان شهر سنندج با استفاده از روش نمونه گیری نهان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یکی از آسیب های اجتماعی و یکی از مهم ترین مشکلات سلامتی در دنیا مطرح است. طبق شواهد موجود مهم ترین رویکرد کنترل این آسیب اجتماعی توجه به پیشگیری اولیه است و درمان اعتیاد چندان موفقیت آمیز نیست. هدف: هدف مطالعه حاضر شناخت علل مصرف مواد مخدر در بار اول در معتادان شهر سنندج بود. روش: در این مطالعه کیفی که در سال 1394 در سنندج انجام شد از روش نمونه گیری نهان ( RDS ) که یکی از روش های دسترسی به جمعیت های پنهان محسوب می شود استفاده گردید. با این روش و تا زمان رسیدن به اشباع تعداد 410 نفر معتاد وارد مطالعه شدند. برای تعیین علل مصرف مواد مخدر در اولین بار، از روش های بحث گروهی متمرکز و مصاحبه عمیق استفاده شد. آنالیز داده ها با نرم افزار Open code انجام شد. یافته ها: تا زمان رسیدن به اشباع، تعداد 410 نفر معتاد با میانگین سنی 36/3 سال وارد مطالعه شدند. سن شروع مصرف مواد در بار اول در این افراد به طور متوسط 17/2 سالگی بود. نتایج نشان داد که لذت جویی (تفریح)، کنجکاوی، فشار همسالان (پیشنهاد دوستان)، ناآگاهی، داشتن فرد معتاد در خانواده، شکست عاطفی و بیکاری مهم ترین علل مصرف مواد مخدر در بار اول بوده است. بعضی علل دیگر از جمله رفاه زیاد و دنبال آرامش فکری بودن هم به نسبت کمتر دلایل روی آوردن تعدادی از معتادان به مصرف مواد مخدر بوده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، برای اکثر مواردی که به عنوان علل مصرف مواد مخدر در بار اول شناخته شده اند می توان مداخلات پیشگیرانه انجام داد به ویژه توجه به نیازمندی های تفریحی و سرگرم کننده این افراد در سنین نوجوانی و جوانی در کنار آگاه سازی آن ها از عواقب مصرف مواد مخدر کمک کننده خواهد بود.