فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۷۶۱ تا ۱۵٬۷۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۶۵
21-45
حوزههای تخصصی:
اختلال سوء مصرف مواد یکی از شایع ترین و مزمن ترین اختلالاتی است که بار زیادی را بر فرد و جامعه تحمیل می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بینی کنندگی ناگویی طبعی و حمایت اجتماعی ادراک شده در نتایج درمان دارویی، درمان انگیزشی و درمان ترکیبی دارویی- انگیزشی سوء مصرف مواد طراحی و اجرا گردید. روش این پژوهش توصیفی و از نمونه طرح های همبستگی است. بدین منظور 180 نفر سوء مصرف کننده مواد به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه درمان دارویی، مشاوره انگیزشی و درمان ترکیبی دارویی- انگیزشی قرار گرفتند. افراد آزمودنی پیش از درمان پرسشنامه های مربوط به مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS-12) و مقیاس ناگویی طبعی تورنتو ( TAS-20 ) را تکمیل کردند. پس از پایان دوره درمانی تعداد افراد باقی مانده هر گروه درمانی به ترتیب 45، 39 و 43 نفر بود. داده های پژوهش با استفاده از شاخص ها و روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل میانگین، انحراف استاندارد، همبستگی و تحلیل رگرسیون مورد بررسی قرار گرفتند. در بررسی پیش بینی پذیری نتایج درمان براساس ناگویی طبعی، نتایج حاکی از امکان پیش بینی پذیری نتایج درمان بر اساس مداخله دارویی بود و ناگویی طبعی نتایج درمان های انگیزشی و ترکیبی را پس از سه و شش ماه نتوانست پیش بینی کند ( 0/05 > p ) . همچنین نتایج حاکی از سهیم بودن حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی نتایج هر سه درمان انگیزشی، دارویی و ترکیبی پس از سه و شش ماه بود (0/05 > p ) . نتایج پژوهش حاضر نشان داد ناگویی طبعی و حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی نتایج درمانی سوء مصرف مواد تأثیر گذارند. توجه به این متغیرها می تواند در پیشگیری، تشخیص و درمان سوء مصرف مواد مؤثر باشد.
تأثیر انجام بازی های فکری بر درمان اختلال فزون کنشی/کمبود توجه و نقص توجه در دانش آموزان دوره اول ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (مهر) ۱۳۹۷ شماره ۶۷
363-371
حوزههای تخصصی:
زمینه: مطالعات نشان داده است بازی درمانگری در بهبود علائم اختلال فزون کنشی/کمبود توجه نقش دارد.اما مساله پژوهشی این است که آیا می توان با انجام بازی های فکری به کاهش این اختلال کمک کرد. هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر بازی های فکری بر کاهش علایم فزون کنشی و کمبود توجه در دانش آموزان دوره اول ابتدایی شهر کرمان است. روش: پژوهش حاضر از تحقیقات مداخله ای نیمه آزمایشی و از نوع طرح های پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری دربرگیرنده همه کودکان دوره اول ابتدایی مشکوک به اختلال بیش فعالی ونقص توجه که به مرکز مشاوره آموزش وپرورش مراجعه کرده اند است و تعداد آنها 155نفر بوده است .حجم نمونه برای مقایسه دو گروه؛ برای هر گروه15 نفر در نظر گرفته شد.نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری مشاهده شد(اختلال بیش فعالی و کبود توجه 12/77در سطح 0/01 اندازه اثر 0/52 در سطح 0/99 برای تکانشگری اندازه اثر 0/42 توان آزمون 0/99 و پرخاشگری 0/39 و توان آزمون 0/99). نتیجه گیری: این به آن معنی است که گروهی که در بازی درمانگری شرکت کرده بودند علائم اختلال فزون کنشی و کمبود توجه در آنها کاهش یافت.
مقایسه همجنس گرایان و دگرجنس گرایان بر اساس ویژگی های شخصیتی، پیوندهای والدینی و سطوح سلامت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (آذر) ۱۳۹۷ شماره ۶۹
517-530
حوزههای تخصصی:
زمینه: نیاز جنسی به عنوان یکی از پنج نیاز اصلی آدمی است که در گرایش به همجنس، غیر همجنس و یا هر دو جنس متبلور می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه گرایشات جنسی بر اساس ویژگی های شخصیتی، پیوندهای والدینی و سلامت روانی نمونه ای از مردان ایرانی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی و طرح پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. نهصد و پنجاه و سه مرد (445 همجنس گرا، 381 دگرجنس گرا، 127 دوجنس گرا) به صورت داوطلب در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان، مقیاس پنج عاملی نئو ( NEO-FFI ؛ مک کرا و کاستا، 2003)، مقیاس پیوند والدینی ( PBI ؛ پارکر، توپلینگ و براون، 1979) و مقیاس سلامت روانی ( MHI-28 ؛ ویت و ویر، 1983) را تکمیل کردند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که نوروزگرایی، تجربه پذیری، همسازی و وظیفه شناسی در همجنس گرایان بالاتر از دگر جنس خواهان و برونگرایی در دگرجنس گرایان بالاتر از همجنس خواهان است. در متغیر مراقبت پدری، میانگین نمره دگرجنس گرایان بالاتر از همجنس گرایان بود، اما در متغیر حمایت مادری، میانگین نمره همجنس گرایان بالاتر از دگرجنس گرایان بود. نتایج نشان داد که سلامت روانی دگرجنس خواهان به طور معنادار (0/01 p< ) فراتر از همجنس خواهان است؛ بهزیستی روان شناختی دگرجنس گراها بالاتر از همجنس گرایان بود، در حالی که درماندگی روان شناختی در همجنس گراها بالاتر بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که مداخلات روان شناختی در دو سطح پیش گیری و درمان به منظور ارتقاء سطح سلامت روانی و عمومی جامعه از نقطه نظر تمایلات جنسی، یک ضرورت محسوب می شود.
پیش بینی فاجعه پنداری و شدت درد بر اساس سبک های دلبستگی بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم زمستان (بهمن) ۱۳۹۷ شماره ۷۱
801-807
حوزههای تخصصی:
زمینه: درد مزمن نشانگانی آزارنده است. مدل های روانشناختی متفاوتی تلاش کردند تا نقش عوامل روانشناختی و اجتماعی را در بروز و حفظ درد مزمن توضیح دهند. دلبستگی یکی از ساختارهای روانشناختی است که احتمالا با درد مزمن مرتبط است. هدف: هدف پژوهش، بررسی اثر پیش بینی کنندگی سبک های دلبستگی بر فاجعه پنداری و شدت درد بیماران مبتلا به درد مزمن بود. روش: مطالعه توصیفی- همبستگی حاضر روی 120 بیمار درد مزمن (38/3% مرد و 61/7 % زن) صورت گرفت. نمونه ها به روش نمونه گیری در دسترس از بین بیماران درد مزمنی که در یک مقطع زمانی سه ماهه به کلینیک درد بیمارستان اختر شهر تهران مراجعه کرده بودند انتخاب شدند. این افراد پرسشنامه های سبک های دلبستگی بزرگسال و فاجعه پنداری را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: ارتباط معناداری بین سبک های دلبستگی و متغیرهای ملاک در پژوهش حاضر (0/01 >P ) وجود داشت. در تحلیل رگرسیون نیز تنها سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا توانستند فاجعه پنداری را در بیماران مبتلا به دردهای مزمن پیش بینی کنند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا توانست فاجعه پنداری را در بیماران درد مزمن پیش بینی کند، برای تسریع در بهبود وضعیت سلامت بیماران مداخلات ترمیم دلبستگی توصیه می شود.
تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر پذیرش اجتماعی و اعتیاد اینترنتی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم زمستان (بهمن) ۱۳۹۷ شماره ۷۱
831-836
حوزههای تخصصی:
زمینه: دانش آموزان به عنوان یکی از مهمترین گروه های هدف آموزش رفتاری، بخش عظیمی از جامعه امروز ما را تشکیل می دهند. هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر پذیرش اجتماعی و اعتیاد اینترنتی در دانش آموزان دختر پایه دوم دوره متوسطه دوم شهر کرمانشاه انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای تعداد 30 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار این پژوهش پرسشنامه اعتیاد اینترنتی (یانگ، 1998) و پرسشنامه پذیرش اجتماعی (کراون و مارلو، 1996) می باشند. قبل از انجام مداخلات پیش آزمون در خصوص هر دو گروه اجرا شد؛ سپس جلسات آموزش مهارت های زندگی به مدت 10 جلسه 60 دقیقه ای، در طول سه ماه در خصوص گروه آزمایشی اجرا گردید، اما گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات پس آزمون از هر دو گروه به عمل آمد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که آموزش مهارت های زندگی باعث کاهش اعتیاد اینترنتی و افزایش پذیرش اجتماعی گروه آزمایش گردید (0/01>P). نتیجه گیری: آموزش مهارت های زندگی بر پذیرش اجتماعی و اعتیاد اینترنتی تأثیر معنی دار دارد
بررسی اثر بخشی قصه های آرام بخش بر پرخاشگری کودکان پیش دبستانی
حوزههای تخصصی:
در سالیان اخیر توجه دوباره ای به قصه و هنر قصه گویی و ارزش های موجود در آن شده است. دانشمندان امروزه کاربردهای زیادی را برای هنر قصه گویی مانند کاربردهای درمانی و اصلاحی و تربیتی قائل اند، قصه ها راه حل های شگفت انگیزی را ارایه می دهند که شدنی و مثبت هستند و به رهایی از تعارضات درونی کمک می کنند. هدف اصلی این تحقیق بررسی اثر بخشی قصه های آرام بخش بر بهزیستی روانی و پرخاشگری کودکان بود، روش تحقیق در این پژوهش پیش آزمون- پس آزمون و دارای گروه آزمایش و گروه کنترل بود جامعه این پژوهش شامل کودکان پیش دبستانی دختر و پسر(7-6 ساله) ثبت نام شده در مراکز پیش دبستانی منطقه پنج شهر تهران در سال 1397 بودند، حجم نمونه بر اساس حداقل نمونه لازم برای تحقیقات نیمه تجربی بر اساس نظر دکتر دلاور برابر 30 نفر(15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه شاهد) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند، ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه اختلالات رفتاری راتر(فرم آموزگار) و روش قصه گویی بود، که روایی آن با استفاده از روایی صوری و محتوایی تایید شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد، که مقدار آلفای به دست آمده برابر 0.795 تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزار spss21 و با آزمون تحلیل کوواریانس انجام شده است. نتایج آزمون فرضیه نشان داد میزان تاثیر قصه های آرام بخش بر پرخاشگری کودکان 6 تا 7 ساله 45 درصد بوده است، بدین معنی که پس از برگزاری دوره های آموزشی قصه های آرام بخش میزان پرخاشگری کودکان پیش دبستانی 45 درصد کاهش یافته بود.
اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس برکاهش استرس شغلی در سالمندان فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۲
159 - 173
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس بر کاهش استرس شغلی سالمندان فعال مبتلا به پارکینسون انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش سالمندان مبتلا به پارکینسون شهر تهران بود که در سال 96 در بیمارستان بعثت دارای پرونده فعال بودند. از این بین، تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری دسترس انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش(15 نفر) و کنترل(15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای برنامه آموزش ایمن سازی در برابر استرس را دریافت کردند و در طول این مدت گروه کنترل هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه استرس شغلی (1992) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل نشان داد آموش ایمن سازی در برابر استرس بر کاهش استرس شغلی سالمندان مبتلا به بیماری پارکینسون موثر است بدین صورت که بین نمرات پس آزمون آزمودنی های دو گروه آزمایش و کنترل در استرس شغلی(01/0 p<) تفاوت معناداری وجود داشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که استفاده از فنون مدیریت استرس مبتنی بر درمان ایمن سازی در برابر استرس به سالمندان مبتلا به پارکینسون کمک می کند تا بتوانند با مشکلات و دشورای های غیر قابل اجتناب زندگی شغلی بهتر مقابله کنند.
رابطه شرم درونی شده، رفتارهای ایمنی بخش و راهبردهای اجتناب شناختی با ابعاد اضطراب اجتماعی در دانشجویان علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
35 - 44
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شرم درونی شده، رفتارهای ایمنی بخش و راهبردهای اجتناب شناختی از عوامل مؤثر در بروز اختلال اضطراب اجتماعی می باشند. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه شرم درونی شده، رفتارهای ایمنی بخش و راهبردهای اجتناب شناختی با ابعاد اضطراب اجتماعی در دانشجویان بود. روش: با یک طرح همبستگی از جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشکده علوم پزشکی آبادان به روش نمونه گیری در دسترس 285 دانشجو(176 مرد و 109 زن) انتخاب شدند و از آنها درخواست شد تا مقیاس شرم درونی شده ، مقیاس رفتارهای ایمنی بخش، مقیاس سبک مقابله اجتناب شناختی و مقیاس سنجش ابعاد اضطراب اجتماعی را پاسخ دهند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی کانونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که همبستگی چند متغیره بین متغیر های شرم درونی شده، رفتارهای ایمنی بخش و راهبردهای اجتناب شناختی با ابعاد اضطراب اجتماعی معنادار می باشد. در حدود 84 درصداز واریانس ابعاد اضطراب اجتماعی توسط متغیرهای پیش بین تبیین می شدند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که شرم درونی شده، رفتارهای ایمنی بخش و راهبردهای اجتناب شناختی با ابعاد اضطراب اجتماعی رابطه دارند. مداخلات مرتبط برشرم، رفتارهای ایمنی بخش و راهبردهای اجتناب شناختی می بایست در دانشجویان علوم پزشکی مورد توجه قرار گیرد.
رابطه فشار مراقبتی با کیفیت زندگی بیمار در مراقبین زنان با سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراقبین بیماران مبتلا به سرطان، خستگی و فشار مراقبتی زیادی را تحمل می کنند. مطالعه همبستگی مقطعی حاضر، برای تعیین میزان فشار مراقبتی در مراقبین و ارتباط آن با کیفیت زندگی بیماران سرطان پستان انجام گرفته است. نمونه مورد پژوهش متشکل از 116 نفر از مراقبین زنان مبتلا به سرطان پستان بودند که با روش نمونه گیری دردسترس وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه شامل پرسشنامه فشار مراقبتی و پرسشنامه کیفیت زندگی عمومی مبتلایان به سرطان بود. براساس پرسشنامه فشار مراقبتی، مراقبین بیشترین شکایت را از کمبود زمان دارند. در بین مؤلفه های کارکردی کیفیت زندگی بیمار، اختلال در کارکرد اجتماعی بیمار، ناتوانی در ایفای نقش و اختلالات هیجانی بیماران به ترتیب بیشترین همبستگی را با فشار مراقبتی نشان می دهند. در بین نشانه های کیفیت زندگی بیمار، درد، بی خوابی و خستگی بیمار به ترتیب بیشترین همبستگی را با فشار مراقبتی دارند. اختلال در کارکرد اجتماعی و درد بیمار پیش بینی کننده های فشار مراقبتی در مراقبین هستند. رابطه معنادار معکوس میان سن بیمار و فشار مراقبتی وجود دارد. براساس یافته های این پژوهش بهبود شبکه حمایت اجتماعی بیمار توسط گروه های خودیار، دوره های آموزشی مدیریت درد برای بیماران و فراهم کردن حمایت اطلاعاتی برای مراقبین جهت کاهش فشار مراقبتی و به دنبال آن بهبود کیفیت زندگی بیماران پیشنهاد می شود.
ارزیابی تغییرات امواج مغزی بیماران افسرده ی تحت درمان تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای با استفاده از پتانسیل های وابسته به رخداد مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات اعصاب و روان در میان جوامع بشری است. امروزه، تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای( tDCS ) به عنوان یک روش جدید در درمان افسردگی شدید شناخته شده است. مطالعات زیادی ارتباط بین تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای و افسردگی را بررسی کرده اند، اما تحقیق در زمینه ی تأثیر این روش درمانی بر فعالیت عصبی محدود است.هدف اصلی این تحقیق، ارائه ی شاخصی مناسب برای ارزیابی تغییرات ناشی از تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای در فعالیت مغزی بیماران افسرده ، با استفاده از مؤلفه های پتانسیل های وابسته به رخداد مغزی (ERP) است. روش: در این مطالعه، هفت بیمار افسرده ی شدید (چهار مرد و سه زن) با میانگین سنی 34/85 و انحراف استاندارد 4/25 سال شرکت کردند. ابتدا از شرکت کنندگان خواسته شد تا پرسش نامه ی افسردگی بک و اضطراب هامیلتون را تکمیل کنند. پس از آن، به مدت پنج دقیقه سیگنال مغزی پایه ی هر فرد درحالت چشم بسته و چشم باز در سه کانال Fz،Cz و Pz ثبت شد. سپس هم زمان با ثبت سیگنال مغزی، از آزمودنی ها خواسته شد در آزمون استروپ شرکت کنند. این آزمون با360 تحریک (120 تحریک متجانس، 120 تحریک نامتجانس و 120 تحریک خنثا) ، در مجموع 12 دقیقه طول می کشد. پس از ثبت امواج مغزی،، قشر پشتی جانبی پیش پیشانی ( DLPF ) نیم کره ی چپ بیماران ، با استفاده از تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای شش روز متوالی ، روزی 20 دقیقه، با جریان یک میلی آمپر تحریک شد .در پایان دوره ی درمانی، مشابه جلسه ی اول ، امواج مغزی بیماران ثبت شد . یافته ها: برای تحلیل داده ها، پس از حذف نویز و آرتیفکت، با روش میانگین گیری سنکرون ، مؤلفه های پتانسیل های وابسته به رخداد مغزی و سپس ، پنج ویژگی متناسب با ضرایب ویولت هر باند فرکانسی این مؤلفه ها، در هر نوع تحریک استخراج شد. برای انتخاب ویژگی بهینه، بین درصد تغییرات ویژگی ها بعد از اعمال تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای و قبل از آن با درصد تغییرات حاصل از آزمون استروپ افراد( پیش و پس از دوره ی تحریک) همبستگی گرفته شد. بر اساس نتایج ، بعد از تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای، زمان نهفته گی مؤلفه ی N400 به طور معناداری کاهش یافت. همچنین بین بهبود صحت پاسخ گویی به تحریکات متجانس و نامتجانس و افزایش ضرایب ویولت باند آلفا، همبستگی معناداری به این شرح مشاهده شد: 0/9060 r= ، 0/0128 p= ، 95/ r=0 ، 0037 =0/ P در کانال Pz . نتیجه گیری: طیف توان باند آلفا در ناحیه ی پریتال می تواند با میزان بهبود افسردگی ناشی از اِعمال تحریک مستقیم جریان درون جمجمه ای ارتباط معناداری داشته باشد.
تأثیر توان بخشی شناختی رایانه ای بر بهبود عملکرد حافظه روزمره بیماران مبتلا به اسکلروزیس چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آسیب های شناختی بویژه مشکلات حافظه در اسکلروزیس چندگانه، بیماری شایع است که می تواند کیفیت زندگی مبتلایان را کاهش دهد. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه ای بر حافظه روزمره بیماران مبتلا به اسکلروزیس چندگانه است. روش : 46 بیمار20 تا40 ساله مبتلا به اسکلروزیس چندگانه بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و انتظار قرار گرفتند. بیماران گروه آزمایش با استفاده از نرم افزار توانبخشی حافظه، 12 جلسه آموزش دیدند. بیماران گروه انتظار هیچ مداخله ای دریافت نکردند. آموزش آنها به پس از اجرای پژوهش موکول شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه حافظه روزمره پیش آزمون، پس آزمون و یک ماه پس از جلسات آموزشی جمع آوری شد. یافته ها : نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد بین میانگین نمرات حافظه روزمره دو گروه در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. معنادار نبودن تفاوت بین نمره های پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش، حاکی از ماندگاری تأثیر توانبخشی شناختی رایانه ای بر عملکرد حافظه روزمره بیماران بود. نتیجه گیری: توانبخشی شناختی رایانه ای اثر چشمگیری بر بهبود عملکرد حافظه روزمره بیماران دارد و می توان از آن به عنوان روش مؤثر و مفید برای بهبود عملکرد حافظه این بیماران استفاده کرد.
بازشناسی حالات هیجانی چهره با استفاده از مدل یادگیری هیجانی مغز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حالات چهره، یکی از مهمترین راه های ارتباطی و پاسخ دهی انسان به محیط پیرامون است. هدف این پژوهش، بهره گیری از مدل یادگیری هیجانی مغز( BEL ) برای شناسایی حالات هیجانی چهره است. مدل یادگیری هیجانی مغز، الهام گرفته از سیستم لیمبیک مغز(مسئول محرک حالت هیجانی انسانی) است. این مدل برای بالابردن نرخ بازشناسی حالات هیجانی چهره انسان مورد استفاده قرار گرفته است. روش: ورودی مدل پیشنهادی دیتاست استاندارد JAFFE ، شامل شش حالت هیجانی خوشحالی، ناراحتی، خشم، تعجب، ترس و تنفر است. پس از خواندن تصاویر با استفاده از دستورات نرم افزار MATLAB ، تمامی تصاویر، وارد مرحله استخراج ویژگی می شود. برای استخراج اجزای ریز تصویر از روش PCA استفاده شده است. برای محاسبه نرخ بازشناسی حالات هیجانی چهره، تمامی ویژگی های استخراج شده از مرحله پیش، وارد دسته بندی مدل BEL می شود. در روش BEL ، ماتریس ارتباطات با اجزای ابرو، چشم و دهان ایجاد، وابستگی آن ها در هر حالت مشخص و حالات چهره، شناسایی می شود. به دلیل نمایش کارایی مدل پیشنهادی، مدل BEL با مدل رقیب SVM مقایسه شده است. یافته ها: نتایج تحلیل دیتاست ، نرخ بازشناسی حالات چهره را 93/80درصد نشان می دهد. نتیجه گیری: مدل BEL ، نرخ بازشناسی حالات هیجانی را با دقت بالاتر از مدل SVM نشان داد.
تأثیر آموزش خوددلگرم سازی شوناکر بر احساس تنهایی و بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال نهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۵
147 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش خوددلگرم سازی شوناکر بر احساس تنهایی و بهزیستی روان شناختی بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 96-1395 بود. به منظور اجرای پژوهش غربالگری انجام گرفت که بر اساس نمرات به دست آمده 30 نفر از دانش آموزانی که نمره آنان در مقیاس احساس تنهایی یک انحراف معیار بالاتر از میانگین و در عین حال نمره آنان در مقیاس بهزیستی روان شناختی یک انحراف معیار پایین تر از میانگین بود به صورت تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب گردید. سپس نمونه منتخب به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 10 جسله 90 دقیقه ای به مدت 2 ماه تحت آموزش خوددلگرم سازی قرار گرفتند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش شامل مقیاس های احساس تنهایی راسل و همکاران (1980) و بهزیستی روان شناختی ریف (1989) بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره) استفاده شد. نتایج نشان داد، آموزش خوددلگرم سازی موجب کاهش احساس تنهایی و افزایش بهزیستی روان شناختی درگروه آزمایش شده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت آموزش خوددلگرم سازی به عنوان یک مهارت می تواند باعث کاهش احساس تنهایی و بهبود بهزیستی روان شناختی دانش آموزان گردد. لذا، چنین برنامه ای به منظور کاهش احساس تنهایی و ارتقاء بهزیستی روان شناختی دانش آموزان جهت ایجاد و حفظ سلامت روانی بیشتر در آنان به مسئولین آموزش وپرورش توصیه می گردد.
نقش مهارت انتخاب شغل در انگیزه تحصیلی دانشجویان دانشگاه شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال نهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۶
51 - 75
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انگیزه تحصیلی دانشجویان و نگرانی های مربوط به آینده شغلی آنها بسیار مهم و قابل توجه است و موسسات آموزش عالی در این زمینه نقش مهمّی ایفا می کنند. این پژوهش با هدف بررسی نقش مهارت انتخاب شغل در پیش بینی سطح انگیزه تحصیلی دانشجویان انجام شد. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه شهرکرد بود و نمونه شامل 40 نفر از دانشجویانی بود که فاقد انگیزه تحصیلی یا انگیزه تحصیلی پایین بودند که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش(20 نفر) و گروه کنترل(20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش هفت جلسه 90 دقیقه ای آموزش دید. ابزار پژوهش پرسشنامه انگیزه تحصیلی والرند و همکاران(1985) بود و داده ها با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد آموزش مهارت انتخاب شغل بر انگیزه تحصیلی درونی و بی انگیزگی معنادار بوده و بر انگیزه تحصیلی بیرونی معنادار نبود. بحث: آموزش مهارت انتخاب شغل بر افزایش انگیزه درونی و بی انگیزگی تحصیلی موثر بوده است.
تأثیر برنامه منتور شیب بر عوامل تنش زا و میزان اعتماد به نفس دانشجویان پرستاری درمحیط بالینی سال 95-94(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیربرنامه منتور شیب بر عوامل تنش زا و اعتماد به نفس دانشجویان پرستاری در محیط بالینی بیمارستان امام سجاد (ع) رامسر انجام گرفت. روش کار: این مطالعه نیمه تجربی است 60 نفر از دانشجویان ترم دوم پرستاری، دانشکده پرستاری مامایی فاطمه زهرا رامسر بطور سرشماری انتخاب و به صورت تصادفی به دوگروه کنترل (30 نفر) وآزمون (30 نفر) تقسیم شدند. درگروه آزمون به ازای هر 4-3 دانشجوی ترم دوم، یک دانشجوی ترم شش پرستاری به عنوان منتور نقش راهنمایی و حمایت را به عهده گرفت. جهت جمع اوری داده ها، از نسخه فارسی فرم بررسی تجربه محیط بالینی (Kack & Kleehammer، 1990) وپرسشنامه اعتماد به نفس (Montalto, 2001) استفاده شد. داده های جمع اوری شده با آزمون های آماری در سطح معنی داری (05/0 > P) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: میانگین نمرات عوامل تنش زای محیط بالینی در گروه آزمون بعد از مداخله کاهش (001/0 > P) و در گروه کنترل تغییر نیافت (43/0 = P). میانگین نمره اعتماد به نفس گروه آزمون نسبت به کنترل افزایش بیشتری یافت. آزمون تی مستقل اختلاف معنی داری، بین تفاضل میانگین نمرات اعتما د به نفس قبل وبعد کارآموزی بین دو گروه نشان داد (001/0 > P). نتیجه گیری: پیشنهاد می شود برنامه ریزان آموزش بالینی از شیوه های نوین ومقرون به صرفه به عنوان یک روش آموزشی مکمل در جهت ارتقای آموزش بالینی در برنامه ریزی آموزشی مد نظر قراردهند.
ساختار هدفی تبحری و بی صداقتی تحصیلی: نقش میانجی جهت گیری هدف یادگیری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : تعیین رابطه ساختار هدفی تبحری و بی صداقتی تحصیلی با توجه به نقش واسطه گری جهت گیری هدف یادگیری بود. روش کار : 385 دانشجوی کارشناسی (شامل 131 پسر و 254 دختر) دانشگاه لرستان به روش نمونه برداری طبقه ای نسبی انتخاب و مقیاس ساختار هدفی کلاس (میگلی وهمکاران،2000)، مقیاس بی صداقتی تحصیلی (خامسان و امیری،1389)، و مقیاس جهت گیری هدف پیشرفت (بوفارد وهمکارن، 1998) را تکمیل کردند روش این پژوهش توصیفی و ازنوع همبستگی بود که در آن رابطه بین متغیرها در قالب تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها : نتایج نشان داد که ساختار هدفی تبحری پیش بینی کننده منفی بی صداقتی تحصیلی و پیش بینی کننده مثبت جهت گیری هدف یادگیری است. همچنین نتایج تحلیل مسیر، نشانگر نقش واسطه ای جهت گیری هدف یادگیری در بین ساختار هدفی تبحری و بی صداقتی تحصیلی بود. نتیجه گیری : با توجه به اینکه ساختار هدفی تبحری و جهت گیری هدف یادگیری با بی صداقتی تحصیلی ارتباط معکوسی دارد، می توان نتیجه گرفت که حاکم شدن ساختار هدفی تبحری در کلاس و انتخاب جهت گیری هدف یادگیری باعث کاهش بی صداقتی تحصیلی در بین دانشجویان می شود.
بررسی تأثیر مهارت های شهروندی سایبری بر استفاده بهینه از فضای مجازی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رشد مهارت های شهروندی سایبری می تواند نتایج مثبتی برای دانشجویان و دانشگاه داشته باشد. لذا، هدف پژوهش بررسی تأثیر مهارت ها شهروندی سایبری بر استفاده بهینه از فضای مجازی و اشتیاق تحصیلی دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. روش کار: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. نمونه تحقیق شامل 192 نفر از دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیرازبودند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس های مهارت های شهروندی سایبری، استفاده بهینه از فضای مجازی و اشتیاق تحصیلی بود که پس از محاسبه روایی و پایایی آن ها، بین نمونه توزیع و داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: مهارت های شهروندی سایبری تأثیر مثبت و معناداری بر استفاده بهینه از فضای مجازی و افزایش اشتیاق تحصیلی دارد. به علاوه، استفاده بهینه دانشجویان از فضای مجازی تأثیر مثبت و معناداری بر اشتیاق تحصیلی آنان دارد. نتیجه گیری: رشد مهارت های شهروندی سایبری می تواند نتایج مثبت برای دانشجویان و دانشگاه از جمله استفاده بهینه از فضای مجازی و افزایش اشتیاق تحصیلی دانشجویان دارد
ارزیابی عملکرد آموزش به بیمار پرستاران از دیدگاه بیماران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دریافت آموزش یکی از حقوق بیماران و ابزاری جهت رسیدن به ارتقاء سلامتی، افزایش استقلال بیمار، بهبود مراقبت از خود، کاهش پذیرش مجدد و کاهش اضطراب است. با توجه به اینکه آموزش به بیمار از وظایف مهم پرستاران محسوب می شود و زمان زیادی بر بالین بیمار حضور دارند، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی عملکرد آموزش به بیمار پرستاران از دیدگاه بیماران در بیمارستان ولی عصر (عج)بیرجند در سال 1395انجام شد. روش کار: در این مطالعه توصیفی تحلیلی،262 نفر از بیماران بستری در بخش های مختلف که در حال ترخیص بودند به روش نمونه گیری سهمیه ای غیرتصادفی انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه آموزش به بیمار پژوهشگر ساخته جمع آوری شد. سپس داده ها به وسیله نرم افزار آماری SPSS نسخه 19و با استفاده از روش های آماری توصیفی و تحلیلی(آزمون های تی مستقل و آنووا) تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: اکثریت بیماران مؤنث (5/64 درصد)، رده سنی 30سال و کمتر (5/27درصد) بودند. بیشتر بیماران(2/83 درصد) اظهار داشتند که در بدو ورود به بخش آموزش کامل به آنان داده شده است. 6/49 درصد بیماران در حین بستری هیچگونه آموزشی دریافت نکرده بودند. به 42 درصد بیماران در حین ترخیص آموزش نسبی داده شده بود. نتیجه گیری: پایین بودن میزان آموزش درحین بستری و زمان ترخیص از دیدگاه بیماران، نشان دهنده عملکرد ضعیف پرستاران در این وظیفه مهم بوده، بنابراین لازم است مدیران به منظور افزایش آگاهی پرستاران در زمینه اهمیت آموزش به بیمار و چگونگی انجام بهینه فرایند آموزش به بیمار اقدامات لازم را انجام دهند.
رتبه بندی عوامل بازدارنده تولید علمی از دیدگاه اعضای هیأت علمی دانشگاه تبریز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از عوامل مهم پیشرفت کشورها، تولید علم و تبدیل آن به ثروت توسط دانشگاههاست. دانشگاه ها در این فرایند با موانعی مواجهند که بررسی و شناسایی موانع تولید علمی دانشگاه ها می تواند به بهبود کیفیت تولیدات علمی منجر شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی موانع تولید علمی از دیدگاه اعضای هیات علمی دانشگاه تبریز می باشد. روش کار: پژوهش حاضر، پژوهشی پیمایشی مقطعی است. نمونه مورد مطالعه تعداد 250 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه تبریز شاغل به تدریس در نیمسال اول سال تحصیلی 96-95 می باشند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته 81 سؤالی با طیف لیکرت پنج درجه ای بود. روایی پرسشنامه از نظر متخصصان علوم تربیتی تأیید شد و برای پایایی از آلفاخ کرونباخ استفاده شد که ضریب 82/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داه ها از نرم افزار SPSS 25 و آزمون های تی تک نمونه ای و فریدمن استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد عوامل برنامه درسی و محتوا، انتشار یافته های علمی، موانع سازمانی- مدیریتی، هیأت علمی، شیوه های یاددهی، ماهیت پژوهش، ابزارهای پژوهش، ارتباط علم با جامعه و صنعت، کمبود امکانات و فرصت ها و موانع فراحوزه ای در بازدارندگی تولید علمی نقش دارند. عامل فراحوزه ای بیشترین نقش و عامل محتوا و برنامه درسی کمترین نقش را در بین عوامل بازدارنده تولید علم دارد. نتیجه گیری: با توجه به سهم بالای عامل فراحوزه ای در بین موانع تولید علمی می توان گفت که برای بسترسازی تحول اثربخش در تولید علم، وجود نگرش سیستمی مبنی بر ارتباط متقابل و اثرگذار بخش های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی امری ضروری است.
بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر تحلیل عملکرد (FAP) بر کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان دختر سال آخر دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : هدف این پژوهش بررسی تأثیر درمان مبتنی بر تحلیل عملکرد ( FAP ) بر کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان دختر سال آخر دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر اصفهان بود. روش کار: این پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دختر سال آخر دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی شهر اصفهان در تابستان و زمستان سال 1394 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر دانشجو بودند که از بین افراد در دسترس انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و گواه قرار داده شدند. افراد گروه آزمایش، به مدت 16 جلسه در 16 هفته تحت درمان مبتنی بر تحلیل عملکرد ( FAP ) قرار گرفتند و در پایان از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه فرسودگی تحصیلی مسلش بود. داده ها توسط نرم افزار SPSS و روش آماری تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که تفاوت معناداری بین نمرات فرسودگی تحصیلی گروه آزمایش و گواه در پس آزمون وجود داشت. به این معنی که درمان مبتنی بر تحلیل عملکرد بر فرسودگی تحصیلی دانشجویان مؤثر بوده است (1 0/0> P ). همچنین نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر تحلیل عملکرد ( FAP )، نمرات آزمودنی های گروه آزمایش را در پس آزمون در ابعاد خستگی هیجانی و مسخ شخصیت و تمامیت فردی کاهش یافته، کاهش داده است (05/0> P ). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت از این رویکرد می توان جهت کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان استفاده نمود.