فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۸۱ تا ۱۵٬۲۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
شناخت اجتماعی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
139 - 151
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تصمیم گیری از مهم ترین جنبه های زندگی فردی و اجتماعی ما است. علیرغم وجود مدل ها و چارچوب های مختلف تصمیم گیری، مدل جامعی از تصمیم گیری بر اساس آموزه های علوم شناختی ارایه نشده است. در عصر حاضر با رشد و گسترش علوم شناختی نیاز است مطالعات خود را در این حوزه عمیق تر سازیم. در این پژوهش هدف ما شناسایی وضعیت موجود مطالعات صورت گرفته درباره مولفه های شناختی تصمیم گیری است. روش: بنابراین با استفاده از روش فراترکیب، تعداد 140 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. جمع آوری و تحلیل داده ها به روش تحلیل چارچوبی مبتنی بر کدگذاری باز، محوری و انتخابی، با استفاده از نرم افزار Nvivo-11 صورت گرفت. در پایان، 80 مورد از شاخص های تصمیم گیری در 26 مولفه و 5 بعد(عوامل زمینه ای، عوامل فردی، پردازش اطلاعات، تحریف شناختی، آمادگی شناختی) دسته بندی شد. سپس میزان اهمیت و اولویت هریک از عوامل پیشنهادی به کمک روش کمی انتروپی شانون، بر اساس رویکرد تحلیل محتوا تعیین شده است. یافته ها و نتیجه گیری: این پژوهش هم در روش شناسی و هم نتایج به دست آمده دارای نوآوری است. نوآوری دیگر این چارچوب، ادغام عوامل شناختی در الگوی تصمیم گیری است.
تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی - ارتباطی بر مسئولیت پذیری و سازگاری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال نهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۲
203 - 220
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی-ارتباطی بر مسئولیت پذیری و سازگاری با مدرسه در دانش آموزان دوره اول متوسطه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 100 نفر از دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه دبیرستان مهرهشتم شهر تهران در سال 1396 بود. داده های این پژوهش از استخراج پرسشنامه مسئولیت پذیری روان شناختی کالیفرنیا (مگارگی ، 1972) و پرسشنامه سازگاری دانش آموزان(سینها و سینگ، 1993) به دست آمد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از میان دانش آموزان مذکور تعداد 60 نفر به طور کاملا تصادفی انتخاب و در دو گروه 30 نفره آزمایش و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش مهارت های اجتماعی- ارتباطی را دریافت کرد و به گروه کنترل هیج آموزشی در این خصوص ارائه نشد. داده های این پژوهش در دو بخش توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در بررسی توصیفی، شاخص های آماری توصیفی یعنی محاسبه فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد برای هر دو گروه (گروه آزمایش و کنترل) انجام گرفت و برای بررسی آمار استنباطی نیز از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) استفاده شد. نتایج کلی پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی- ارتباطی به طور معناداری، باعث افزایش مسئولیت پذیری و سازگاری با مدرسه در دانش آموزان می شود. به عبارت بهتر با شرکت در جلسات آموزش مهارت های اجتماعی- ارتباطی، سطوح مسئولیت پذیری و سازگاری با مدرسه در دانش آموزان افزایش می بابد.
آزمون مدل علی طرحواره های نقش جنسیتی ، آگاهی جنسی و تمایز یافتگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال نهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۳
21 - 34
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تحلیل رابطه علی طرحواره های نقش جنسیتی، آگاهی جنسی و تمایز یافتگی بوده است. جامعه آماری این تحقیق متاهلین عادی شهر شیراز بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی در دسترس و بر اساس تعداد مولفه های موجود در مدل، تعداد 310 نفر از زوجین عادی که شامل 155 زن و 155 مرد متاهل که طول مدت ازدواج آنها بین 5 - 12 سال متغیر بوده و سن آنها زیر 50 سال باشد، انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها شامل سه مقیاس تمایزیافتگی خود اسکورن و همکاران، آگاهی جنسی اسنل، فیشر و میلر، طرحواره نقش جنسیتی بم بود که روایی و پایایی ابزار مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Spss و Amos در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفت. نتایج نشان داد که ضریب تاثیر طرحواره های نقش جنسیتی و آگاهی جنسی بر تمایزیافتگی معنی دار است. بدین معنی که طرحواره های نقش جنسیتی بر تمایزیافتگی اثر مستقیم و معنی داری و آگاهی جنسی بر تمایزیافتگی اثر معکوس و معنی دار دارد.
اثربخشی آموزش گروهی والدین مبتنی بر رویکرد خانواده درمانی ستیر دختر شهر تبریز بر سازگاری و اعتیاد به اینترنت در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۵۱
207 - 229
حوزههای تخصصی:
ارائه مدلی برای ارتقاء کیفیت آموزش در رشته داروسازی مورد: (دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از مسائل مطرح آموزش پزشکی در سال های اخیر، افت کیفیت آموزش پزشکی است . این پژوهش با هدف شناسایی مولفه های ارتقاء کیفیت آموزشی در رشته داروسازی و ارائه مدل متناسب با شرایط بومی انجام گرفت. روش کار: پژوهش حاضراز نوع ترکیبی است. جامعه آماری آن شامل 140 نفر از دانشجویان سال آخر و 20 نفر از اساتید دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران بودند. به منظور گردآوری داده ها، از دو پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده، پرسشنامه اول جهت بررسی ابعاد و مؤلفه های ارتقاء کیفیت آموزش در اختیار 140 نفر از دانشجویان قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی و از نرم افزار PLS استفاده شده است. بعد از ارائه مدل پیشنهادی، پرسشنامه دوم جهت تعیین درجه تناسب در اختیار 20 نفر از اساتید قرار گرفت. یافته ها: دررابطه با کیفیت و عوامل مؤثر بر ارتقاء کیفیت آموزش داروسازی،9 عامل اصلی اهداف و رسالت های دانشکده، کیفیت برنامه درسی، فضا و امکانات آموزشی، فرایند تدریس و یادگیری، انجام ارزشیابی، مهارت های رفتاری اساتید، مهارت های حرفه ای اساتید، دانشجویان، کاربرداستاندارهای آموزشی، تاثیرگذاری روش های تدریس موجود دررشته داروسازی بیشترین ارتباط و تأثیر بر ارتقای کیفیت آموزش داروسازی داشتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان دادکه تأثیرگذاری روش های تدریس موجود در رشته داروسازی با بارعاملی (86/0)، مهارت های رفتاری اساتید با بارعاملی (83/0) دارای بیشترین تأثیر و کاربرد استاندارهای آموزشی با بارعاملی (65/0) دارای کمترین تأثیر بر ارتقاء کیفیت آموزش رشته داروسازی هستند. لذا استفاده از روش های نوین تدریس از قبیل flipped classroom ، روش تدریس بالینی و... در بخش مهارت های رفتاری اساتید تکیه بر برخورد مناسب، احترام متقابل، خودباوری و... نسبت به سایر عوامل تاثیرگذارترند.
افسردگی، اضطراب و بار تحمیلی در مراقبین اصلی بیماران دمانس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مراقبت از یک فرد مبتلا به اختلالات شناختی می تواند منابع احساسی هر فردی را از بین ببرد؛ مراقب به دلیل اینکه احتمال بالایی برای رشد اختلال روانی و فیزیکی دارد، بیمار پنهان لقب گرفته است. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی وضعیت افسردگی، اضطراب و بار تحمیلی مراقبین اصلی بیماران دمانس بود. مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی بر روی 96 مراقب اصلی بیماران دمانس که به روش نمونه گیری در دسترس در مطالعه شرکت کرده بودند، انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تجدیدنظر شده افسردگی بک (Beck Depression Inventory-II)، مقیاس خود گزارشی اضطراب زونگ (Zung Self-rating Anxiety Scale) و نسخه ایرانی بار تحمیلی مراقبان (Iranian Version of Caregivers Burden) جمع آوری شدند. برای تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 8/69 درصد افراد دارای نمره در محدوده افسردگی، 1/28 درصد نمره در محدوده اضطراب و 3/33 درصد افراد نمره در محدوده متوسط تا بالای بار تحمیلی داشتند. سن مراقب با بار تحمیلی رابطه معنی دار داشت (026/0=p). بین جنس بیمار و اضطراب رابطه معنی داری وجود داشت (039/0=p). بین طول مدت بیماری و نمره اضطراب و بار تحمیلی رابطه معنی داری یافت شد. در هر سه حوزه رابطه معنی داری بین حمایت سایر اعضای خانواده و شدت بیماری با نمرات حاصله وجود داشت. همچنین بین نمرات اضطراب و بار تحمیلی با تحصیلات مراقب رابطه معنی دار وجود داشت. نتیجه گیری: مقدار بالای اضطراب، افسردگی و بار تحمیلی در مراقبان بیماران دمانس توجه ویژه به مراقبان را می طلبد. این توجه باید توسط کادر درمانی و مدیران مربوطه صورت گیرد. همچنین خانواده بیماران دمانس باید تشویق شوند که به صورت گروهی از بیمار مراقبت کنند، چون طبق این مطالعه حمایت سایر اعضای خانواده کمک زیادی به کاهش اضطراب، افسردگی و بار تحمیلی آن ها می کند.
تأثیر مداخلات بازتوانی شناختی ترکیبی(کامپیوتری و دستی)بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات و وضعیت روانی زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (ام اس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مداخلات بازتوانی شناختی ترکیبی(کامپیوتری و دستی)بر ارتقاء سرعت پردازش اطلاعات و بهبود متغیرهای وضعیت روانی (MMSE) زنان مبتلا به ام اس بود. این پژوهش با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری دو ماهه اجرا شد. 24 زن مبتلا به ام اس با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه 12 نفره جایگزین شدند و گروه آزمایش ، تحت آموزش توان بخشی شناختی قرار گرفته و گروه گواه نیز مداخله ای دریافت نکرد. کلیه شرکت کنندگان جلسه اول و آخر توسط آزمونهای سنجش وضعیت روانی (MMSE) و آزمون توالی شنیداری (PASAT) ارزیابی شدند. پژوهش در مدت 21 جلسه و در شهر اراک اجرا و داده ها با مدل تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS-24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که اثر اصلی عامل زمان(پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری) بر نمره توجه انتخابی معنادار است. نتیجه گرفته می شود بازتوانی شناختی دستی بر بهبود توجه انتخابی بیماران زن مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس اثربخش است.توصیه می شود از این مداخلات جهت بهبود سرعت پردازش اطلاعات و وضعیت روانی زنان مبتلا به ام اس استفاده گردد.
ساخت و اعتباریابی مقیاس فراحافظه برای نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی مقیاس فراحافظه نوجوانان در بافت تحصیلی بود. این پژوهش، ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی است که در مرحله کیفی با استفاده از روش همسوسازی داده های چندگانه مشتمل بر چهارضلع الف) جمع آوری اطلاعات مبانی نظری و اصول زیربنایی مربوط به فراحافظه بر اساس چارچوب نظری نلسون و نارنز، ب) پژوهش های انجام شده در حوزه فراحافظه و یادگیری، ج) ارائه تکلیف حافظه محور و مصاحبه فراحافظه مبنا بر روی دانش آموزان (33 نفر) و تحلیل آن (ملاک و نشانگر ها) و د) بهره گیری از نظرهای متخصصان حوزه شناختی و تربیتی چارچوب نظری اولیه، و سرانجام بر آن اساس مقیاس فراحافظه تدوین و اعتباریابی شد. سپس در مرحله کمی، با استفاده از نمونه 289 نفری (170= دختر و 116=پسر در رده ی سنی 18-12 سال) روایی و پایایی مقیاس، با به کارگیری روش های آماری تحلیل عامل اکتشافی و آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد 19 گویه در قالب 4 عامل: قضاوت های مربوط به یادگیری، قضاوت های خود اطمینان بخش، قضاوت های حس دانستن و قضاوت های آسان بودن یادگیری مقیاس فراحافظه را تشکیل می دهند. ضریب آلفای کرونباخ برای هر عامل محاسبه و ضریب پایایی کل مقیاس برابر با 71/0 محاسبه شد. یافته های پژوهش معرفی ابزاری جهت سنجش فراحافظه گروه سنی نوجوان در بافت تحصیلی است که ابزاری سودمند برای سنجش فراحافظه و به کارگیری در پژوهش های شناختی و یادگیری است.
اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی در نوجوانی: تمایزاتی برمبنای میزان تکانش گری، درک کنترل پذیری و جایگزین های شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلالات اضطرابی، معمول ترین طبقه از اختلالات روانی اند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تکانش گری، درک کنترل پذیری و درک و تولید جایگزین های شناختی در نوجوانان دارای اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی انجام شده است. این پژوهش مطالعه ای با طرح پژوهشی علّی مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان متوسطه اول شهرستان خرم آباد است. نمونه بررسی شده ازطریق نمونه گیری دردَسترس انتخاب شد و مقیاس های تکانش گری، انعطاف پذیری شناختی، اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی درباره آنها اجرا شد. سپس برمبنای نمرات برش مقیاس های اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی، دو گروه دارای اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی انتخاب شدند و ازلحاظِ تکانش گری، درک کنترل پذیری و درک و تولید جایگزین های شناختی مقایسه شدند. تحلیل واریانس چندمتغیره (مانووا) تفاوت معناداری را در ترکیب خطی متغیرهای وابسته این دو گروه اضطرابی نشان داد. آزمون های تک متغیری تحلیل واریانس نیز نشان داد نوجوانانِ دارای اضطراب اجتماعی، نسبت به نوجوانانِ دارای اضطراب فراگیر، توانایی بیشتری در درک و تولید جایگزین های شناختی نشان دادند (افراد دارای اضطراب فراگیر مشکلات بیشتری در این مؤلفه داشتند). این تفاوت در دختران و نه پسران دو گروه اضطرابی وجود داشت. در تکانش گری و درک کنترل پذیری تفاوت معناداری بین گروه ها وجود نداشت؛ درنتیجه، نوجوانان دارای اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی، به ویژه دختران، در انعطاف پذیری شناختی (درک و تولید جایگزین های شناختی) متفاوت اند؛ بنابراین، لازم است تشخیص و ارزیابی و نیز برنامه های درمانی آنها باتوجه به این تفاوت ها انجام شود.
مدلی نوین در باره نقش سرمایه گذاری نرم اجتماعی بر عملکرد معلمان: مطالعه موردی رابطه سرمایه-گذاری جمعی اجتماعی با سرمایه گذاری جمعی عاطفی و عملکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۸ بهار ۱۳۹۷ شماره ۲۹
95 - 116
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نگاه سرمایه ای به ظرفیت های انسان، طی سال های اخیر همسو با گسترش رویکرد مثبت نگر در روان شناسی گسترش چشمگیری پیدا کرده است. این پژوهش با هدف بررسی الگوی ساختاری رابطه سرمایه گذاری جمعی اجتماعی با سرمایه گذاری جمعی عاطفی و عملکرد شغلی اجرا شد. روش: روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری پژوهش را معلمان مقطع ابتدایی منطقه برخوار در شهر اصفهان تشکیل دادند که از بین آن ها دویست و نود نفر به شیوه ی نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سرمایه گذاری جمعی اجتماعی (گل پرور، 1396)، پرسشنامه سرمایه گذاری جمعی عاطفی (گل پرور، 1397) و پرسشنامه عملکرد شغلی (ویگوداگادت و همکاران، 2007) بودند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و الگو-سازی معادله ساختاری (SEM) تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سرمایه گذاری جمعی اجتماعی با سرمایه جمعی عاطفی و عملکرد شغلی و بین سرمایه گذاری جمعی عاطفی با عملکرد شغلی رابطه مثبت و معنادار ( 01/0p<) وجود دارد. نتایج مدل سازی معادله ساختاری و تحلیل واسطه ای نشان داد که سرمایه گذاری جمعی عاطفی متغیر واسطه ای کامل در رابطه سرمایه گذاری جمعی اجتماعی با عملکرد شغلی است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش در مجموع نشان می دهد که از طریق سرمایه گذاری جمعی اجتماعی و سرمایه-گذاری جمعی عاطفی می توان عملکرد شغلی معلمان را ارتقاء بخشید.
اثربخشی آموزش قدردانی Emmons بر کیفیت زندگی و سلامت روان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : قدردانی از ویژگی های شخصیتی مثبت می باشد که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از روان شناسان قرار گرفته است. بهبود قدردانی می تواند کیفیت زندگی و سلامت روان را در افراد بهبود بخشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش قدردانی بر کیفیت زندگی و سلامت روانی انجام شد. مواد و روش ها: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، همراه با گروه شاهد بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 20 زوج شهر نیشابور انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت 9 جلسه تحت آموزش قدردانی روش Emmons قرار گرفتند، اما گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکرد. پیگیری نیز بعد از یک ماه صورت گرفت. داده ها با استفاده از آزمون کواریانس در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات کیفیت زندگی و سلامت روان افراد بر حسب گروه (شاهد و آزمایش) پس از تعدیل پیش آزمون وجود داشت (050/0 > P) و گروه آزمایش پس از دریافت آموزش قدردانی، سلامت روان و کیفیت زندگی بالاتری را نشان دادند. نتیجه گیری: می توان بیان داشت که آموزش قدردانی با افزایش ویژگی های مثبت در زوجین، جهت گیری کلی مثبت، فرایندهای شناختی مثبت و کارکرد عاطفی مثبت را در زوجین افزایش می دهد و کیفیت زندگی و سلامت روان را بهبود می بخشد.
نقش پذیرش، ذهن آگاهی و حساسیت سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری در پیش بینی آشفتگی هیجانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : آشفتگی های هیجانی ناشی از عوامل مختلفی می باشد که شامل دو مؤلفه کلی بیولوژیکی و شناختی است. شناخت عوامل مؤثر بر آشفتگی های هیجانی، نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی افراد دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پذیرش و ذهن آگاهی و حساسیت سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری در پیش بینی آشفتگی هیجانی دانشجویان انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز تشکیل داد. بدین ترتیب، 380 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری Carver و White، نسخه دوم پرسش نامه پذیرش و عمل (Acceptance and Action Questionnaire یا AAQ-II)، پرسش نامه ذهن آگاهی پنج وجهی (Five Facet Mindfulness Questionnaire یا FFMQ) Baer و همکاران و مقیاس های اﻓﺴﺮدﮔی، اﺿﻄﺮاب و اﺳﺘﺮس (Depression Anxiety and Stress Scales یا 21-DASS) استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی Pearson و Multiple regression مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: سیستم های فعال ساز رفتاری، بازداری رفتاری و پذیرش و ذهن آگاهی توانستند به طور معنی داری 45 درصد تغییرات مربوط به مؤلفه افسردگی، 53 درصد تغییرات مربوط به مؤلفه اضطراب و 41 درصد تغییرات مربوط به مؤلفه استرس آشفتگی هیجانی را پیش بینی نمایند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که استرس، اضطراب و افسردگی به عنوان آشفتگی های هیجانی، نتیجه تأثیر حساسیت سیستم های فعال ساز رفتاری و بازداری رفتاری و پذیرش و ذهن آگاهی می باشد. جهت تنظیم هیجان بهتر است بر سیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری به همراه ذهن آگاهی توجه گردد.
Effectiveness of Acceptance & Commitment Therapy on Quality of Life in Elderly People with Age- Related Macular Degeneration Disease(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The goal of the present research is to determine the degree of the efficiency of group approach of ACT on the life quality of elderly people suffering from ARMD. Method: The research is a semi experimental study with the pre, post-test and experimental and control groups. The research population was the aging men and women suffering from ARMD selected from Karaj Nour-e-Didegan Ophtalmology Clinic. The sample of the research was 28 people were chosen through random sampling method and divided into two experimental and control groups. The program of approaching based upon therapy through ACT in the collective form within 8 sessions of 120 minutes. Results: The results were analyzed by studying the ANOVA with repeated measure and LSD and the result showed a significant meaning of the efficiency of ACT on sub scales of the life quality, physical sanity and psycho sanity. But no significant meaning was achieved to affirm the efficiency of ACT upon the environmental sanity. These effects did not persist on the process of follow- up. Conclusion: With regard to the research findings, one can employ ACT to improve life quality of the aged people who suffer from ARMD.
تأثیر نگرانی بر واکنش فیزیولوژیک و عاطفی به محرک هیجانی در افراد با اختلال اضطراب فراگیر و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر نگرانی بر واکنش فیزیولوژیک و عاطفی در هنگام پاسخ به محرک های هیجانی منفی در بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر و افراد نرمال انجام شد. پژوهش یک طرح تحقیق نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. گروه آزمایشی شامل 41 آزمودنی با اختلال اضطراب فراگیر (21 نفر در گروه القای آرامش، 20 نفر در گروه القای نگرانی) و 39 آزمودنی نرمال (19 نفر در گروه القای آرامش و 20 نفر در گروه القای نگرانی) بود. در این تحقیق آزمودنی ها پس از القای آرامش یا نگرانی، با فیلم های ترسناک و غم انگیز مواجهه داده شدند و واکنش های آن ها از طریق پرسشنامه ی عاطفه ی مثبت و منفی و دستگاه پالس اکسیمتری مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها نشان دادند که القای نگرانی منجر به کاهش میزان ضربان قلب و عاطفه ی منفی در مواجهه با فیلم ترسناک می شود. درحالی که القای آرامش منجر به افزایش عاطفه ی منفی در پاسخ به فیلم ترسناک و غمگین شد (تقابل هیجانی منفی). همچنین نگرانی منجر به کاهش بیشتر ضربان قلب در پاسخ به فیلم ترسناک در گروه بیمار (در مقایسه با نرمال) گردید. همچنین نگرانی، اجتناب از پردازش هیجان منفی را تسهیل می کند و این کار را از طریق بازداری از تقابل هیجانی منفی انجام می دهد.
اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای شناختی و هیجانی زوجین در معرض طلاق
حوزههای تخصصی:
شیوع طلاق طی دهه های اخیر در جهان افزایش یافته است، طلاق با دامنه ای از پیامدهای منفی موجب به خطر افتادن سلامت روانی اعضای خانواده ها م ی شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای شناختی و هیجانی زوجین در معرض طلاق شهرستان خرم آباد بود. طرح این پژوهش آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش همه زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز کاهش طلاق شهرستان خرم آباد در سال 1397 بودند. نمونه پژوهش شامل 32 نفر از زوجین مراجع کننده به مرکز کاهش طلاق شهرستان خرم آباد بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. . برای گروه آزمایش رفتاردرمانی دیالکتیکی اجرا شد و گروه گواه هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. داده های پژوهش با کمک پرسشنامه دشواری های تنظیم هیجانی گراتز و زومر (2004) و مشکلات در توانایی های شناختی (نجاتی، 1392) جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آنالیز تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بر دشواری های تنظیم هیجانی و مشکلات در توانایی های شناختی اثربخش بوده اند (001/0 ≥ P )؛ بنابراین با توجه به اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی می توان از این مداخلات در محیط های مشاوره و روان درمانی خانواده استفاده کرد.
اثربخشی رفتار درمانگری دیالکتیک بر رفتارخودکشی نوجوانان اقدام کننده به خودکشی دارای نشانگان شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم زمستان (بهمن) ۱۳۹۷ شماره ۷۱
755-763
حوزههای تخصصی:
زمینه: روی آوردهای مختلف با روش های متفاوت، تلاش در بهبود و درمان اختلال شخصیت مرزی و نشانگان آن داشته اند. در این میان، مؤثرترین روی آورد، رفتار درمانگری دیالکتیک گزارش شده است. هدف: تعیین اثربخشی رفتار درمانگری دیالکتیک انطباق یافته برای نوجوان درکاهش رفتار خودکشی نوجوانان اقدام کننده به خودکشی دچار نشانگان اختلال شخصیت مرزی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری بود. جامعه آماری کلیه دختران 15 تا 18 سال شهر کرج بودند که از بین آنها بر اساس ادبیات پژوهش، 24 نفر به شرط داشتن تشخیص نشانگان شخصیت مرزی از روانپزشک و حداقل 1 اقدام به خودکشی در 16 هفته اخیر، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. شرایط خروج از پژوهش نیز ابتلا به اختلال روان گسسته وار، رفتار هنجاری، فزون کنشی-کمبود توجه و وجود مشکلات قانونی بودند. گروه آزمایش 16 جلسه آموزش توانش ها و 16 جلسه رفتار درمانگری دیالکتیک گروهی را دریافت کردند و گروه گواه هیچ گونه مداخله روانشناختی دریافت نکرد. ابزار پژوهش شاخص شدت اختلال شخصیت مرزی بود که توسط آرنتز و همکاران در سال 2003 ساخته شده است و شرکت کنندگان در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به آن پاسخ دادند. یافته ها: ارزیابی تحلیل واریانس مختلط نشان داد کاهش میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری گروه رفتار درمانگری دیالکتیک، نسبت به گروه گواه دارای تفاوت معنی دار بود(0/001> P ). نتیجه گیری: رفتار درمانگری دیالکتیک انطباق یافته برای نوجوان می تواند رفتارخودکشی نوجوانان اقدام کننده به خودکشی مبتلا به نشانگان اختلال شخصیت مرزی را کاهش دهد و در طول زمان ثبات خوبی داشته باشد.
مقایسه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و کمال گرایی در زنان پیمان شکن و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره چهاردهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
41 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و کمال گرایی در زنان پیمان شکن و عادی بود. در قالب یک طرح علّی مقایسه ای، 80 زن متأهل (40 نفر پیمان شکن و 40 نفر عادی) با دامنه سنی20 تا 50 سال از طریق نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و مقیاس های فرم کوتاه پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان و پرسشنامه چندبعدی کمال گرایی را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که زنان پیمان شکن نسبت به زنان عادی نمره های بالاتری را در ابعاد کمال گرایی (خویشتن مدار، دیگرمدار و جامعه مدار) و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان فاجعه سازی و ملامت دیگران نشان دادند، اما در راهبرد تمرکز مجدد مثبت به طور معنادار میانگین پایین تری داشتند. در سایر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان تفاوت معناداری میان دو گروه مشاهده نشد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت استفاده مکرر از راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان و استفاده کم از راهبردهای سازگارانه نظم جویی شناختی هیجان می تواند در سوق دادن افراد کمال گرای افراطی به سمت پیمان شکنی زناشویی نقش تعیین کننده داشته باشد.
تأثیر روان درمانی مثبت گرا بر بهزیستی روانی و سخت رویی روان شناختی مادران کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: حضور یک کودک دارای ناتوانی یا بیماری، برای والدین و به خصوص مادران بسیار تنش آور است، زیرا که آنها تنیدگی، احساس گناه، و خستگی بیشتری را تجربه می کنند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر روان درمانی مثبت گرا در افزایش بهزیستی روانی و سخت رویی روان شناختی مادران دارای کودک با نیازهای ویژه انجام گرفت. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه ناهمسان بود. جامعه مورد مطالعه را مادران با کودکان با نیازهای ویژه شهرستان رودسر در سال 1396 تشکیل داده بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. هر دو گروه قبل از اجرای آموزش، مقیاس های بهزیستی (ریف، 1989) و سخت رویی روان شناختی (کوباسا، 1986) را تکمیل کردند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت روان درمانی ثبت گرا قرار گرفتند اما گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد نمرات گروه آزمایش در مقایسه با نمرات گروه گواه، در متغیر بهزیستی روانی و سخت رویی روان شناختی به طور معناداری افزایش یافته است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، روان درمانی مثبت گرا با ایجاد تفکرات و روان بنه های ذهنی مثبت توانسته است شاخص های سلامت روان و کیفیت زندگی را در مادران کودکان با نیازهای ویژه افزایش دهد.
بررسی تأثیر مداخلات روان شناختی خانواده محور بر توانایی های کلامی کودکان با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره پنجم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
126-136
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کودکان با نشانگان داون به علت نارسایی در تحول مغزی و شلی عضلات در دوران اولیه تحول، در صحبت کردن و مهارت های کلامی دارای تأخیر هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخلات روان شناختی خانواده محور بر افزایش توانایی های کلامی کودکان دبستانی با نشانگان داون انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان دبستانی 10 تا 11 ساله شهر تهران با نشانگان داون بودند که در سال تحصیلی 96- 1395 مشغول به تحصیل بودند. از بین آنها30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 3 ماه در 24 جلسه مداخلات روان شناختی خانواده محور را دریافت کردند درحالی که گروه گواه مداخله ای در این زمینه دریافت نکردند. ابزار پژوهش، نسخه نوین هوش آزمای تهران – استنفورد بینه (افروز و کامکاری، 1385) بود که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مداخلات روان شناختی خانواده محور به افزایش توانایی های کلامی دانش آموزان با نشانگان داون تحت مداخله منجر می شود. همچنین، این مداخلات سبب ارتقاء استدلال سیال کلامی، دانش کلامی، استدلال کمی کلامی، پردازش دیداری – فضایی کلامی، و حافظه فعال کلامی دانش آموزان با نشانگان داون می شود (سطح معناداری 0/05). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مداخلات روان شناختی خانواده محور با آموزش راهبردهای لازم به خانواده ها توانسته است باعث بهبود عملکرد کلامی کودکان با نشانگان داون شود. استلزام های نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
اثربخشی برنامه آموزشی افزایش صمیمیت بر مبنای فرهنگ بومی ایران بر رضایت زناشویی زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین تأثیر آموزش افزایش صمیمیت بر مبنای فرهنگ بومی ایران بر رضایت زناشویی زوج ها بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری330 زوج مرتبط با مؤسسه فرهنگی شمس الشموس در منطقه 7 تهران در فروردین 1396بود. از میان آن ها 62 نفر که نمره پایین تر از نقطه برش 60 را در پرسشنامه صمیمیت کسب کردند؛ انتخاب و به شکل تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش برنامه گروهی آموزش صمیمیت را که ترکیبی از برنامه های ارتقاء روابط زوج های صادقی (1389) و صمیمیت شناختی رفتاری اعتمادی (1384) بود در 15 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک جلسه دریافت کرد. هر دو گروه در سه مرحله به پرسشنامه صمیمیت والکر و تامپسون (1983) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ اولسون و فاورز (1993) پاسخ دادند. پس از ریزش در هر گروه 11 زوج و 1 خانم متأهل باقی ماند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج تفاوت معناداری را بین عملکرد دو گروه در رضایت کلی زناشویی (871/8 =F، 0005/0 =P) و مولفه رضایت زناشویی (406/8 =F، 0005/0 =P)، ارتباط ها (267/4 =F، 0005/0 =P)، حل تعارض (594/7 =F، 0005/0 =P) و تحریف آرمانی (658/6 =F، 0005/0 =P) در مرحله پس آزمون و پس از دو ماه پیگیری نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به تأثیری که صمیمیت بر بهبود رضایت زناشویی دارد؛ توصیه می شود روان شناسان و مشاوران از این روش آموزشی برای اصلاح تعامل زوج ها و آموزش نحوه ارتباط آن ها با خانواده همسر استفاده کنند و رضایت زناشویی و انسجام زوج ها را افزایش دهند