فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۲۲۱ تا ۱۵٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : قدردانی از ویژگی های شخصیتی مثبت می باشد که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از روان شناسان قرار گرفته است. بهبود قدردانی می تواند کیفیت زندگی و سلامت روان را در افراد بهبود بخشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش قدردانی بر کیفیت زندگی و سلامت روانی انجام شد. مواد و روش ها: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، همراه با گروه شاهد بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 20 زوج شهر نیشابور انتخاب شدند. گروه آزمایش به مدت 9 جلسه تحت آموزش قدردانی روش Emmons قرار گرفتند، اما گروه شاهد هیچ آموزشی دریافت نکرد. پیگیری نیز بعد از یک ماه صورت گرفت. داده ها با استفاده از آزمون کواریانس در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: تفاوت معنی داری بین میانگین نمرات کیفیت زندگی و سلامت روان افراد بر حسب گروه (شاهد و آزمایش) پس از تعدیل پیش آزمون وجود داشت (050/0 > P) و گروه آزمایش پس از دریافت آموزش قدردانی، سلامت روان و کیفیت زندگی بالاتری را نشان دادند. نتیجه گیری: می توان بیان داشت که آموزش قدردانی با افزایش ویژگی های مثبت در زوجین، جهت گیری کلی مثبت، فرایندهای شناختی مثبت و کارکرد عاطفی مثبت را در زوجین افزایش می دهد و کیفیت زندگی و سلامت روان را بهبود می بخشد.
نقش پذیرش، ذهن آگاهی و حساسیت سیستم های فعال ساز/ بازداری رفتاری در پیش بینی آشفتگی هیجانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : آشفتگی های هیجانی ناشی از عوامل مختلفی می باشد که شامل دو مؤلفه کلی بیولوژیکی و شناختی است. شناخت عوامل مؤثر بر آشفتگی های هیجانی، نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی افراد دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش پذیرش و ذهن آگاهی و حساسیت سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری در پیش بینی آشفتگی هیجانی دانشجویان انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز تشکیل داد. بدین ترتیب، 380 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری Carver و White، نسخه دوم پرسش نامه پذیرش و عمل (Acceptance and Action Questionnaire یا AAQ-II)، پرسش نامه ذهن آگاهی پنج وجهی (Five Facet Mindfulness Questionnaire یا FFMQ) Baer و همکاران و مقیاس های اﻓﺴﺮدﮔی، اﺿﻄﺮاب و اﺳﺘﺮس (Depression Anxiety and Stress Scales یا 21-DASS) استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش ضریب همبستگی Pearson و Multiple regression مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: سیستم های فعال ساز رفتاری، بازداری رفتاری و پذیرش و ذهن آگاهی توانستند به طور معنی داری 45 درصد تغییرات مربوط به مؤلفه افسردگی، 53 درصد تغییرات مربوط به مؤلفه اضطراب و 41 درصد تغییرات مربوط به مؤلفه استرس آشفتگی هیجانی را پیش بینی نمایند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که استرس، اضطراب و افسردگی به عنوان آشفتگی های هیجانی، نتیجه تأثیر حساسیت سیستم های فعال ساز رفتاری و بازداری رفتاری و پذیرش و ذهن آگاهی می باشد. جهت تنظیم هیجان بهتر است بر سیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری به همراه ذهن آگاهی توجه گردد.
اثربخشی ارتقای سلامت روانی فردی- اجتماعی بر بهزیستی روان شناختی کارکنان انتظامی شهرستان تبریز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : کارکنان نیروی انتظامی به عنوان منابع انسانی سازمان ناجا، به لحاظ ویژگی های ذاتی حرفه نظامی، با مسایل شغلی متعددی مواجه می باشند و در نتیجه، در معرض آسیب پذیری روان شناختی بیشتری نسبت به کارکنان سایر مشاغل قرار دارند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی ارتقای سلامت روانی فردی- اجتماعی بر بهزیستی روان شناختی کارکنان انتظامی شهرستان تبریز انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون و همراه با گروه شاهد بود. جامعه آماری را کارکنان انتظامی شهرستان تبریز در سال 1396 تشکیل داد که 30 نفر از آنان به روش هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه 45 دقیقه ای در جلسات برنامه ارتقای سلامت روانی شرکت نمودند. سپس از آن ها آزمون گرفته شد. برای جمع آوری اطلاعات، از مقیاس بهزیستی روان شناختی Ryff (Psychological well-being scales یا PWS) استفاده گردید. در نهایت، داده ها با استفاده از آمار توصیفی شامل میانگین (انحراف معیار) و آزمون MANCOVA در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین بهزیستی روان شناختی کارکنان ناجا پس از مداخله در پس آزمون در گروه آزمایش (18/1 ± 87/11) نسبت به گروه شاهد (04/1 ± 33/6) افزایش نشان داد (01/0 > P). نتیجه گیری: برنامه های ارتقای سلامت روانی فردی- اجتماعی، می تواند به عنوان مداخله مناسبی در جهت افزایش بهزیستی روان شناختی کارکنان انتظامی به کار گرفته شود.
Effectiveness of Acceptance & Commitment Therapy on Quality of Life in Elderly People with Age- Related Macular Degeneration Disease(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The goal of the present research is to determine the degree of the efficiency of group approach of ACT on the life quality of elderly people suffering from ARMD. Method: The research is a semi experimental study with the pre, post-test and experimental and control groups. The research population was the aging men and women suffering from ARMD selected from Karaj Nour-e-Didegan Ophtalmology Clinic. The sample of the research was 28 people were chosen through random sampling method and divided into two experimental and control groups. The program of approaching based upon therapy through ACT in the collective form within 8 sessions of 120 minutes. Results: The results were analyzed by studying the ANOVA with repeated measure and LSD and the result showed a significant meaning of the efficiency of ACT on sub scales of the life quality, physical sanity and psycho sanity. But no significant meaning was achieved to affirm the efficiency of ACT upon the environmental sanity. These effects did not persist on the process of follow- up. Conclusion: With regard to the research findings, one can employ ACT to improve life quality of the aged people who suffer from ARMD.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و ذهن آگاهی مبتلایان به بیماری آسم
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آسم از شایع ترین بیماری های مزمن است و عوامل روان شناختی بسیاری در بروز و وخامت بیماری دخیل هستند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و ذهن آگاهی بیماران مبتلا به آسم انجام شد.
روش: روش تحقیق مطالعه حاضر نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و نمونه گیری در دسترس استفاده گردید. در همین راستا ۱۴۴ بیمار مبتلا به آسم، پرسشنامه های کیفیت زندگی آسم و ذهن آگاهی را تکمیل و تعداد ۴۵ نفر در مقیاس های کیفیت زندگی نمرات بالا و در ذهن آگاهی نمره پایین داشتند، از میان آنان ۲۴ نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش ۸ جلسه یک و نیم ساعته شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را دریافت نمودند اما گروه کنترل هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. برای مقایسه متغیرهای کمی در بین دو گروه از آزمون T.Test و برای متغیرهای کیفی از آزمون کای دو توسط نرم افزار Spss v.۲۲ استفاده گردید.
یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که در مرحله پس آزمون، میزان ذهن آگاهی گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد به طور معنی داری کاهش یافته است (۰/۰۰۲=p) اما میزان کیفیت زندگی با وجود کاهش در گروه آزمایش، معنی دار نبود (۰/۳۵۱=p).
نتیجه گیری: با توجه به نقش مسائل روان شناختی در بیماری آسم و نقش مؤثر ذهن آگاهی در کاهش علائم روان شناختی بیماران، توصیه می شود به منظور بهبود کیفیت زندگی و ذهن آگاهی در بیماران مبتلا به آسم، در کنار نمایش روتین پزشکی از طریق شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث بهبود مسائل روان شناختی آنان شد.
تأثیر نگرانی بر واکنش فیزیولوژیک و عاطفی به محرک هیجانی در افراد با اختلال اضطراب فراگیر و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر نگرانی بر واکنش فیزیولوژیک و عاطفی در هنگام پاسخ به محرک های هیجانی منفی در بیماران دارای اختلال اضطراب فراگیر و افراد نرمال انجام شد. پژوهش یک طرح تحقیق نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. گروه آزمایشی شامل 41 آزمودنی با اختلال اضطراب فراگیر (21 نفر در گروه القای آرامش، 20 نفر در گروه القای نگرانی) و 39 آزمودنی نرمال (19 نفر در گروه القای آرامش و 20 نفر در گروه القای نگرانی) بود. در این تحقیق آزمودنی ها پس از القای آرامش یا نگرانی، با فیلم های ترسناک و غم انگیز مواجهه داده شدند و واکنش های آن ها از طریق پرسشنامه ی عاطفه ی مثبت و منفی و دستگاه پالس اکسیمتری مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها نشان دادند که القای نگرانی منجر به کاهش میزان ضربان قلب و عاطفه ی منفی در مواجهه با فیلم ترسناک می شود. درحالی که القای آرامش منجر به افزایش عاطفه ی منفی در پاسخ به فیلم ترسناک و غمگین شد (تقابل هیجانی منفی). همچنین نگرانی منجر به کاهش بیشتر ضربان قلب در پاسخ به فیلم ترسناک در گروه بیمار (در مقایسه با نرمال) گردید. همچنین نگرانی، اجتناب از پردازش هیجان منفی را تسهیل می کند و این کار را از طریق بازداری از تقابل هیجانی منفی انجام می دهد.
اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای شناختی و هیجانی زوجین در معرض طلاق
حوزههای تخصصی:
شیوع طلاق طی دهه های اخیر در جهان افزایش یافته است، طلاق با دامنه ای از پیامدهای منفی موجب به خطر افتادن سلامت روانی اعضای خانواده ها م ی شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای شناختی و هیجانی زوجین در معرض طلاق شهرستان خرم آباد بود. طرح این پژوهش آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش همه زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز کاهش طلاق شهرستان خرم آباد در سال 1397 بودند. نمونه پژوهش شامل 32 نفر از زوجین مراجع کننده به مرکز کاهش طلاق شهرستان خرم آباد بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. . برای گروه آزمایش رفتاردرمانی دیالکتیکی اجرا شد و گروه گواه هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. داده های پژوهش با کمک پرسشنامه دشواری های تنظیم هیجانی گراتز و زومر (2004) و مشکلات در توانایی های شناختی (نجاتی، 1392) جمع آوری شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آنالیز تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بر دشواری های تنظیم هیجانی و مشکلات در توانایی های شناختی اثربخش بوده اند (001/0 ≥ P )؛ بنابراین با توجه به اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی می توان از این مداخلات در محیط های مشاوره و روان درمانی خانواده استفاده کرد.
هم سنجی سبک های هویت و نگرش به پیوند زناشویی و طلاق در دختران زنان مطلقه و زنان متأهل
حوزههای تخصصی:
خانواده ابتدایی ترین و جهان شمول ترین نهاد اجتماعی است . پژ وهش با هم سنجی سبک های هویت و نگرش به پیوند زناشویی و طلاق دختران زنان مطلقه و دختران زنان متأهل به انجام شد. جامعه هدف دختران دانشجویی بودند که در سال تحصیلی 95-94 مشغول به تحصیل بودند، این دختران فرزند زنان مطلقه و متأهل بوده و همگی از حمایت کمیته امداد امام خمینی ( ره ) شهر تهران بهره مند بوده اند . از میان آن ها تعداد 180 دانشجوی دختر (90 دانشجوی فرزند زنان مطلقه و 90 دانشجوی فرزند زنان متأهل ) با بکار بستن روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه پژوهش گزینش یافتند . گرداوری داده ها با به کارگیری ابزارهای سیاهه سبک هویت ( ISIG6 ) و نگرش به پیوند زناشویی (MAS) و نگرش به طلاق (ADS ) به انجام رسید . برای تحلیل داده ها روش ( MANCOVA ) به کاربرده شد . یافته ها نشان داد بین دختران زنان مطلقه و دختران زنان متأهل ازنظر سبک هویت اطلاعاتی و سبک هویت سردرگم 01/0> P تفاوت وجود دارد ؛ و بین دختران زنان مطلقه و دختران زنان متأهل ازنظر نگرش بدبینانه و نگرش خوش بینانه به پیوند زناشویی در سطح 01/0> P تفاوت وجود دارد و ازنظر نگرش واقع بینانه در سطح 05/0> P تفاوت وجود دارد و ازنظر نگرش مثبت به طلاق و نگرش منفی به طلاق در سطح 01/0> P تفاوت وجود دارد . همچنین نتایج نشان دادند که دختران زنان مطلقه در مقایسه با دختران زنان متأهل دارای میانگین بالاتری در سبک هویت سردرگم و میانگین پایین تری در سبک هویت اطلاعاتی بوده و نگرش بدبینانه تر و نگرش خوش بینیانه و واقع بینی کمتری نسبت به پیوند زناشویی و نگرش مثبت به طلاق داشته اند.
اثربخشی رفتار درمانگری دیالکتیک بر رفتارخودکشی نوجوانان اقدام کننده به خودکشی دارای نشانگان شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم زمستان (بهمن) ۱۳۹۷ شماره ۷۱
755-763
حوزههای تخصصی:
زمینه: روی آوردهای مختلف با روش های متفاوت، تلاش در بهبود و درمان اختلال شخصیت مرزی و نشانگان آن داشته اند. در این میان، مؤثرترین روی آورد، رفتار درمانگری دیالکتیک گزارش شده است. هدف: تعیین اثربخشی رفتار درمانگری دیالکتیک انطباق یافته برای نوجوان درکاهش رفتار خودکشی نوجوانان اقدام کننده به خودکشی دچار نشانگان اختلال شخصیت مرزی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری بود. جامعه آماری کلیه دختران 15 تا 18 سال شهر کرج بودند که از بین آنها بر اساس ادبیات پژوهش، 24 نفر به شرط داشتن تشخیص نشانگان شخصیت مرزی از روانپزشک و حداقل 1 اقدام به خودکشی در 16 هفته اخیر، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. شرایط خروج از پژوهش نیز ابتلا به اختلال روان گسسته وار، رفتار هنجاری، فزون کنشی-کمبود توجه و وجود مشکلات قانونی بودند. گروه آزمایش 16 جلسه آموزش توانش ها و 16 جلسه رفتار درمانگری دیالکتیک گروهی را دریافت کردند و گروه گواه هیچ گونه مداخله روانشناختی دریافت نکرد. ابزار پژوهش شاخص شدت اختلال شخصیت مرزی بود که توسط آرنتز و همکاران در سال 2003 ساخته شده است و شرکت کنندگان در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به آن پاسخ دادند. یافته ها: ارزیابی تحلیل واریانس مختلط نشان داد کاهش میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری گروه رفتار درمانگری دیالکتیک، نسبت به گروه گواه دارای تفاوت معنی دار بود(0/001> P ). نتیجه گیری: رفتار درمانگری دیالکتیک انطباق یافته برای نوجوان می تواند رفتارخودکشی نوجوانان اقدام کننده به خودکشی مبتلا به نشانگان اختلال شخصیت مرزی را کاهش دهد و در طول زمان ثبات خوبی داشته باشد.
اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش اجتناب تجربی و علائم فیزیولوژیکی دختران نوجوان بی سرپرست دارای اضطراب اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال نهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۵
61 - 72
حوزههای تخصصی:
مقایسه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و کمال گرایی در زنان پیمان شکن و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره چهاردهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
41 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان و کمال گرایی در زنان پیمان شکن و عادی بود. در قالب یک طرح علّی مقایسه ای، 80 زن متأهل (40 نفر پیمان شکن و 40 نفر عادی) با دامنه سنی20 تا 50 سال از طریق نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و مقیاس های فرم کوتاه پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان و پرسشنامه چندبعدی کمال گرایی را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که زنان پیمان شکن نسبت به زنان عادی نمره های بالاتری را در ابعاد کمال گرایی (خویشتن مدار، دیگرمدار و جامعه مدار) و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان فاجعه سازی و ملامت دیگران نشان دادند، اما در راهبرد تمرکز مجدد مثبت به طور معنادار میانگین پایین تری داشتند. در سایر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان تفاوت معناداری میان دو گروه مشاهده نشد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت استفاده مکرر از راهبردهای ناسازگارانه نظم جویی شناختی هیجان و استفاده کم از راهبردهای سازگارانه نظم جویی شناختی هیجان می تواند در سوق دادن افراد کمال گرای افراطی به سمت پیمان شکنی زناشویی نقش تعیین کننده داشته باشد.
تأثیر روان درمانی مثبت گرا بر بهزیستی روانی و سخت رویی روان شناختی مادران کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: حضور یک کودک دارای ناتوانی یا بیماری، برای والدین و به خصوص مادران بسیار تنش آور است، زیرا که آنها تنیدگی، احساس گناه، و خستگی بیشتری را تجربه می کنند. تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر روان درمانی مثبت گرا در افزایش بهزیستی روانی و سخت رویی روان شناختی مادران دارای کودک با نیازهای ویژه انجام گرفت. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه ناهمسان بود. جامعه مورد مطالعه را مادران با کودکان با نیازهای ویژه شهرستان رودسر در سال 1396 تشکیل داده بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه جایدهی شدند. هر دو گروه قبل از اجرای آموزش، مقیاس های بهزیستی (ریف، 1989) و سخت رویی روان شناختی (کوباسا، 1986) را تکمیل کردند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت روان درمانی ثبت گرا قرار گرفتند اما گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد نمرات گروه آزمایش در مقایسه با نمرات گروه گواه، در متغیر بهزیستی روانی و سخت رویی روان شناختی به طور معناداری افزایش یافته است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، روان درمانی مثبت گرا با ایجاد تفکرات و روان بنه های ذهنی مثبت توانسته است شاخص های سلامت روان و کیفیت زندگی را در مادران کودکان با نیازهای ویژه افزایش دهد.
بررسی تأثیر مداخلات روان شناختی خانواده محور بر توانایی های کلامی کودکان با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره پنجم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
126-136
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کودکان با نشانگان داون به علت نارسایی در تحول مغزی و شلی عضلات در دوران اولیه تحول، در صحبت کردن و مهارت های کلامی دارای تأخیر هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخلات روان شناختی خانواده محور بر افزایش توانایی های کلامی کودکان دبستانی با نشانگان داون انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان دبستانی 10 تا 11 ساله شهر تهران با نشانگان داون بودند که در سال تحصیلی 96- 1395 مشغول به تحصیل بودند. از بین آنها30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 3 ماه در 24 جلسه مداخلات روان شناختی خانواده محور را دریافت کردند درحالی که گروه گواه مداخله ای در این زمینه دریافت نکردند. ابزار پژوهش، نسخه نوین هوش آزمای تهران – استنفورد بینه (افروز و کامکاری، 1385) بود که در مرحله پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مداخلات روان شناختی خانواده محور به افزایش توانایی های کلامی دانش آموزان با نشانگان داون تحت مداخله منجر می شود. همچنین، این مداخلات سبب ارتقاء استدلال سیال کلامی، دانش کلامی، استدلال کمی کلامی، پردازش دیداری – فضایی کلامی، و حافظه فعال کلامی دانش آموزان با نشانگان داون می شود (سطح معناداری 0/05). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مداخلات روان شناختی خانواده محور با آموزش راهبردهای لازم به خانواده ها توانسته است باعث بهبود عملکرد کلامی کودکان با نشانگان داون شود. استلزام های نتیجه به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
اثربخشی برنامه آموزشی افزایش صمیمیت بر مبنای فرهنگ بومی ایران بر رضایت زناشویی زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین تأثیر آموزش افزایش صمیمیت بر مبنای فرهنگ بومی ایران بر رضایت زناشویی زوج ها بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه و جامعه آماری330 زوج مرتبط با مؤسسه فرهنگی شمس الشموس در منطقه 7 تهران در فروردین 1396بود. از میان آن ها 62 نفر که نمره پایین تر از نقطه برش 60 را در پرسشنامه صمیمیت کسب کردند؛ انتخاب و به شکل تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش برنامه گروهی آموزش صمیمیت را که ترکیبی از برنامه های ارتقاء روابط زوج های صادقی (1389) و صمیمیت شناختی رفتاری اعتمادی (1384) بود در 15 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک جلسه دریافت کرد. هر دو گروه در سه مرحله به پرسشنامه صمیمیت والکر و تامپسون (1983) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ اولسون و فاورز (1993) پاسخ دادند. پس از ریزش در هر گروه 11 زوج و 1 خانم متأهل باقی ماند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس مختلط با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج تفاوت معناداری را بین عملکرد دو گروه در رضایت کلی زناشویی (871/8 =F، 0005/0 =P) و مولفه رضایت زناشویی (406/8 =F، 0005/0 =P)، ارتباط ها (267/4 =F، 0005/0 =P)، حل تعارض (594/7 =F، 0005/0 =P) و تحریف آرمانی (658/6 =F، 0005/0 =P) در مرحله پس آزمون و پس از دو ماه پیگیری نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به تأثیری که صمیمیت بر بهبود رضایت زناشویی دارد؛ توصیه می شود روان شناسان و مشاوران از این روش آموزشی برای اصلاح تعامل زوج ها و آموزش نحوه ارتباط آن ها با خانواده همسر استفاده کنند و رضایت زناشویی و انسجام زوج ها را افزایش دهند
بررسی اثر ارائه زیرآستانه تصاویر مرتبط با دخانیات در آمادگی به اعتیاد، پذیرش اعتیاد و ولع مصرف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۷
157-176
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر ارائه زیرآستانه تصاویر مرتبط با دخانیات در آمادگی اعتیاد، پذیرش اعتیاد و ولع مصرف انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی و طرح آن به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از مردان مصرف کننده دخانیات در سال 1396 که به کلینیک های ترک اعتیاد شهر رشت (ناحیه یک) مراجعه کرده بودند. از بین آن ها 40 شرکت کننده با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ایرانی آمادگی به اعتیاد، مقیاس پذیرش اعتیاد و مقیاس ولع مصرف مواد بود. پس از اجرای پیش آزمون، تصاویر مرتبط با دخانیات به صورت زیرآستانه به گروه آزمایش ارائه شد، در حالیکه گروه گواه در معرض تصاویر زیرآستانه خنثی رنگی قرار گرفتند. پس از اتمام برنامه، هر دو گروه مجدد مورد ستجش قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین میانگین رتبه ای ولع مصرف در گروه آزمایش تفاوت وجود داشت (0/05 P< ). بدین معنا که میزان ولع مصرف در گروه آزمایش افزایش یافته بود. اما در متغیرهای پذیرش و استعداد تفاوت به دست نیامد (0/05 P> ). نتیجه گیری: با توجه به تاثیر ارائه زیرآستانه تصاویر مرتبط با دخانیات در ولع مصرف مواد، می توان از روش ارائه زیرآستانه در زمینه های بالینی به عنوان ابزاری درمانی و پیشگیرانه برای کاهش ولع مصرف مواد استفاده کرد.
پیش بینی فرسودگی تحصیلی بر اساس دشواری تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی در دانشجویان پرستاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: توجه به متغیرهای مرتبط با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان پرستاری می تواند در شناخت بیشتر ماهیت این متغیر در بین این افراد راهگشا باشد، بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف پیش بینی فرسودگی تحصیلی بر اساس دشواری تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی در دانشجویان پرستاری انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال 96 - 1395 بود که نمونه ای به حجم 125 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر، حمایت اجتماعی زیمت و همکاران و مقیاس فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران بود. داده-های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی و رگرسیون چندمتغیره مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دشواری تنظیم هیجان با فرسودگی تحصیلی رابطه مثیت و معناداری وجود دارد (001/0 = P)، همچنین بین حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی رابطه منفی و معناداری وجود دارد (001/0 = P). نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت که متغیرهای دشواری تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی توان پیش بینی فرسودگی تحصیلی در دانشجویان پرستاری را دارند.
میزان و منابع استرس در آموزش بالینی و ارتباط آن با برخی ویژگیهای دانشجویان، مربیان و محیط بالین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانشجویان پرستاری عوامل استرس زای متعددی را در آموزش بالینی خود تجربه می کنند که سبب افت یادگیری و عملکرد بالینی آن ها می گردد. مطالعه حاضر با هدف سنجش میزان استرس و منابع استرس زا در دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با برخی ویژگیهای دانشجویان، مربیان و محیط بالین انجام شد. روش کار: در پژوهشی توصیفی و مقطعی، نمونه ای 256 نفری به روش تصادفی طبقه ای از دانشجویان پرستاری دانشگاه آزاد اسلامی فلاورجان در سال 1395 انتخاب شد. ابزار مطالعه شامل پرسشنامه های اطلاعات فردی، استرس درک شده کوهن و منابع استرس زای آموزش بالینی بود. داده ها با استفاده از آمونهای آماری تی مستقل، آنالیز واریانس یکطرفه و ضریب همبستگی پیرسن در سطح معنی داری 05/0 با کاربرد نرم افزار SPSS/21 تحلیل شد. یافته ها: اکثریت دانشجویان (1/96%) سطح استرس خود را متوسط و بالا گزارش نمودند. سن دانشجویان با میزان استرس همبستگی مثبت معنی داری داشت (037/0 = P ). بیشترین و کمترین منابع استرس زا، به ترتیب مربوط به حیطه های احساسات ناخوشایند و ارتباطات بین فردی بود. بیشترین عوامل تنش زا به ترتیب مربوط به "زجر کشیدن بیماران بدحال"، "تمیز کردن بیمار بعد از دفع"، "تذکر مربی در حضور پزشکان و پرسنل"، و "برقراری ارتباط با مربی" بود. نمرات منابع استرس زا همبستگی معکوس معنی داری با سابقه کار بالینی (014/0 = P ) و سن مربیان (029/0 = P ) داشت. نتیجه گیری: سطوح بالای استرس می تواند سبب کاهش یادگیری و کیفیت آموزش بالینی گردد، توصیه می شود دوره های آموزشی مدیریت استرس بویژه در زمان کارآموزی در عرصه برای دانشجویان و دوره های مهارتهای ارتباطی برای مربیان بالینی برگزار شود.
تأثیر «تلاوت قرآن» بر «سلامت روان»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر «تلاوت قرآن کریم» بر «سلامت روان» دانشجویان پزشکی است. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون−پس آزمون به همراه گروه کنترل می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان پسر دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه و نمونه آماری آن شامل 30 نفر از دانشجویان بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه به عنوان گروه آزمایش و گروه گواه قرار داده شدند (هر گروه 15 نفر). برای هر دو گروه، در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28) اجرا گردید. گروه آزمایش، بعد از پیش آزمون در 15 جلسه (30 دقیقه ای) به «تلاوت قرآن کریم» گوش دادند؛ آنگاه، پس آزمون اجرا شده و داده ها با روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد «تلاوت قرآن» بر «سلامت روانی» گروه آزمایش تأثیر مثبت داشته است
تفحص کیفی برای تشخیص اختلالات کژکارکردی های جنسی و تأثیر آن بر کارکرد خانواده در آسیب دیدگان بمباران شیمیایی سردشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ بخشی جدانشدنی از زندگی اجتماعی آدم ها است و همواره در طول تاریخ وجود داشته و صدمات جبران ناپذیری بر جنبه های گوناگون سلامت بدنی، روانی و خانوادگی آدم ها وارد کرده است. پژوهش حاضر، به منظور تفحص کیفی برای تشخیص اختلالات کژکارکردی های جنسی و تأثیر آن بر کارکرد خانواده در آسیب دیدگان بمباران شیمیایی سردشت انجام گرفته است. پژوهش حاضر یک بررسی کیفی پدیدارشناسی - توصیفی می باشد و جامعه آماری آن همه آسیب دیدگان بمباران شیمیایی سردشت بودند که در تاریخ 7 تیرماه 1366 توسط رژیم بعث عراق موردحمله بمباران شیمیایی قرار گرفتند که تعداد جامعه 223 نفر (130 مرد و 93 زن) بودند. نمونه پژوهش 60 نفر، دربرگیرنده 30 مرد و 30 زن بودند که بر پایه اشباع در هنگام انجام پژوهش و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در آغاز برای غربالگری آسیب دیدگان مصاحبه بالینی صورت گرفت و بعد، از افراد شناسایی شده نمونه، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. در تحلیل داده ها نیز از الگوی هفت مرحله ای کلایزی بهره گرفته شد. برآیندها نشان می دهد که شکایت های اختلالات کژکارکردی های جنسی دربرگیرنده اختلال میل جنسی، اختلال برانگیختگی جنسی، اختلال ارگاسم، اختلال بیزاری جنسی و اختلال درد بخش تناسلی در هر دو جنس وجود داشت. همچنین شکایت های؛ اختلال نعوظ، انزال زودرس و انزال دیررس ویژه مردان و شکایت؛ درد آمیزش ویژه زنان بودند. در ارتباط با شکایت های کارکرد خانواده؛ شکست در ازدواج، ناخشنودی از روابط زناشویی، نبود خوشنودی از روابط خانوادگی، نبود خوشنودی از نقش والدینی و ارتباط ناسالم با خویشاوندان و همسایگان؛ در طیف گسترده ای از آسیب دیدگان گزارش شده است. بمباران شیمیایی به طور گسترده باعث به وجود آمدن مشکلات و اختلالات کژکارکردی های جنسی در آسیب دیدگان شیمیایی شده است و این اختلالات تأثیر سوء و منفی بر کارکرد خانواده آسیب دیدگان داشته است و بنیاد خانواده و کارکرد خانواده را با چالش های فراوان روبرو کرده است؛ بنابراین مشاورین خانواده می توانند با برگزاری جلسات و کارگاه های مشاوره خانواده درمانی به خانواده و فرد آسیب دیده کمک بکنند.
رابطه سرشت - منش، ابعاد نابهنجار شخصیت و خودکنترلی با گرایش به اعتیاد در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۰
193-212
حوزههای تخصصی:
هدف: سوءمصرف مواد متاثر از عوامل متعدد زیستی- روانی- اجتماعی هست. برخی از ویژگی های شخصیتی، ایعاد سرشتی و مهارت های خودکنترلی نقش مهمی در وقوع آن دارند. هدف از مطالعه حاضر پیش بینی گرایش به مصرف مواد در دانشجویان بر اساس ابعاد سرشت - منش و ابعاد نابهنجار شخصیت با نقش میانجی گری خودکنترلی بود. روش: نمونه ای با حجم 273 نفر از جامعه دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و پرسش نامه های شخصیتی DSM-5 (PID-5) ، سرشت منش کلونینجر، مقیاس آمادگی به اعتیاد ایرانی و مقیاس خودکنترلی تانجی را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد گرایش به اعتیاد با متغیرهای نوجویی، آسیب پرهیزی، همکاری و خود هدایتی رابطه دارد (05/0> P ). مدل حاصل نشان داد ابعاد عاطفه منفی و همکاری با واسطه گری خودکنترلی قادر به پیش بینی گرایش به اعتیاد بوده و ابعاد گسلش، روان پریش خویی و مخالفت ورزی به صورت مستقیم با گرایش به اعتیاد ارتباط دارند (05/0> p ). نتیجه گیری: مطالعه حاضر در راستای پژوهش های معطوف به بررسی ابعاد شخصیتی زیربنایی دخیل در اعتیاد، نشان داد که ابعاد نابهنجار شخصیتی و ابعاد سرشت منشی شخصیت نقش تعیین کننده ای در گرایش به مصرف مواد در جامعه دانشجویی دارند. می توان با شناسایی این ابعاد و ویژگی ها، راهکارهای مناسب جهت پیشگیری از این پدیده در محیط های دانشجویی ارائه نمود.