ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۸۰۱.

تاثیر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به فلج مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
مقدمه: در حال حاضر به طور گسترده پذیرفته شده که فلج مغزی بسیار بیشتر از یک "اختلال در وضعیت و حرکت" است و اغلب با طیف گسترده ای از اختلالات، مانند اختلالات شناختی، ارتباطی و حسی_ادراکی همراه است. لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای بر عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به فلج مغزی صورت گرفت. روش کار: مطالعه حاضر از نوع آزمایشی دو گروهی بود. شرکت کنندگان کودکان مبتلا به فلج مغزی 7 تا 18 سال ساکن شهر تهران بودند، 36 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (tDCS) (هر گروه 18 نفر) جای دهی شدند. گروه آزمایش10 جلسه 20 دقیقه ای به صورت پنج بار در هفته به مدت 2 هفته tDCS دریافت کرد و گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ارزیابی با استفاده از پرسشنامه کارکردهای اجرایی BRIEF فرم والدین انجام شد و داده ها با استفاده از آزمون واریانس یک راهه تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد در گروه آزمایش زیر مولفه بازداری (7/2±26/77)، انتقال توجه (61/1±21/54)، کنترل هیجان (6/1 20±/80)، آغازگری (35/2±16/77)، حافظه کاری (14/2±20/54)، سازمان دهی (98/1±38/16) و نمره کل عملکرد اجرایی (73/92±3/170) بالاتر از گروه کنترل بوده است؛ این در حالی است که در زیر مولفه های برنامه ریزی (56/3±23/31) و کنترل (02/62±2/17) بود که این میزان از گروه کنترل پایین تر بوده است؛ با این وجود نتایج آزمون واریانس یک راهه نشان داد دو گروه به جز در زیرمولفه سازمان دهی در سایر زیرمولفه ها با یکدیگر تفاوت معناداری نداشته اند (05/0≤P). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد tDCS به عنوان یک وسیله کمکی برای توان بخشی کودکان فلج مغزی چشم انداز کاربردی خوبی دارد و اگرچه نتایج بررسی های این مطالعه معنادار نبود در زمینه تاثیر tDCSبر عملکردهای اجرایی شناختی کودکان مبتلا به فلج مغزی نیاز به مطالعات بیشتری وجود دارد.
۸۰۲.

بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر ابراز وجود کودکان دارای لکنت زبان مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تنکابن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
لکنت زبان، اختلالی شایع در دوران کودکی، فراتر از ایجاد چالش های گفتاری، می تواند به طور قابل توجهی بر توانایی کودکان در ابراز وجود و تعاملات اجتماعی تأثیر بگذارد. با توجه به اهمیت مهارت ابراز وجود در رشد سالم روانی و اجتماعی کودکان، شناسایی و به کارگیری مداخلات درمانی مؤثر برای این گروه از کودکان، امری ضروری است. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، به عنوان یکی از رویکردهای نوین روان درمانی، با تأکید بر افزایش انعطاف پذیری روانشناختی، پذیرش تجارب درونی ناخواسته و حرکت در جهت ارزش های فردی، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود ابراز وجود در این کودکان نشان داده است. هدف اصلی این پژوهش، تعیین میزان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود مؤلفه ابراز وجود در کودکانی بود که با چالش لکنت زبان مواجه بودند. این مطالعه با استفاده از یک طرح نیمه آزمایشی شامل پیش آزمون، پس آزمون و یک دوره پیگیری دوماهه، همراه با گروه کنترل انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل کودکان ۱۰ تا ۱۲ ساله مبتلا به لکنت زبان مراجعه کننده به مراکز گفتاردرمانی شهر تنکابن بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار اصلی برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد ابراز وجود گمبریل و ریچی بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل های آماری نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد تأثیر مثبت و معناداری بر افزایش سطح ابراز وجود در کودکان گروه آزمایش داشته است (p<0.01).
۸۰۳.

ارتباط بین ادراک از خود و ناگویی هیجانی با وضعیت سلامت روان زنان خانه دار از طریق نقش واسطه ای هم وابستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۳
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین ادراک از خود و ناگویی هیجانی با وضعیت سلامت روان زنان خانه دار با واسطه گری هم وابستگی انجام گرفت. روش پژوهش همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان خانه دار مراجعه کننده به پنج پایگاه پایگاه های سلامت شهر تهران بود که از این بین 250 نفر به شیوه در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های سلامت روان گلدبرگ، ناگویی هیجانی تورنتو، هم وابستگی اسپن و فیشر و تصور از خود بک بود. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. طبق نتایج بین ناگویی هیجانی و هم وابستگی با سلامت روان رابطه معکوس و معنادار و بین ادراک از خود با سلامت روان در زنان خانه دار رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین نقش واسطه ای هم وابستگی در رابطه بین ادراک از خود با وضعیت سلامت روان زنان خانه دار تأیید شد، اما نقش واسطه ای متغیر هم وابستگی در رابطه بین ناگویی هیجانی با وضعیت سلامت روان زنان خانه دار تأیید نشد. با توجه به مدل تأییدشده، می توان در زمینه افزایش سلامت روان زنان خانه دار به نقش متغیرهای ادراک از خود، ناگویی هیجانی و هم وابستگی توجه ویژه داشت.
۸۰۴.

نارضایتی از بدن و علائم اختلال خوردن در زنان ایرانی مشتاق مدل مد: نقش میانجی اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه نارضایتی از بدن و علائم اختلال خوردن در زنان مشتاق مدل مد با نقش میانجی اضطراب بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان 20 تا 40 سال شهر تهران در سال 1402 بود که 210 نفر به صورت هدفمند از مراکز و کلینیک های خدمات زیبایی، مزون های لباس و سالن های ورزشی شهر تهران انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه های نارضایتی از بدن کوپر و همکاران، اضطراب بک و علائم اختلال خوردن گارنر و همکاران استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که اضطراب بین نارضایتی از بدن و علائم اختلال خوردن در زنان مشتاق مدل مد، نقش میانجی دارد. همچنین تمامی اثرات مستقیم مدل، معنادار بودند به نحوی که نارضایتی از بدن بر اضطراب، اضطراب بر علائم اختلال خوردن و همچنین نارضایتی از بدن بر علائم اختلال خوردن در زنان مشتاق مدل مد مؤثر بود. بنابراین روان شناسان با درک نقش نارضایتی و اضطراب بدن در بروز علائم اختلال خوردن و مشکلات مربوط به آن می توانند اقدامات عملی و مداخلات مناسب را انجام دهند.
۸۰۵.

مدل سازی رابطه مهارت های مقابله با استرس و رفتارهای قلدرانه: نقش میانجیگری کامل عوامل محافظت کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۰
بروز رفتارهای قلدرانه در میان نوجوانان به خصوص در مدارس، منجر به نگرانی های عمده ای در بین روان شناسان، معلمان و خانواده ها شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش میانجیگری سبک حل مسئله خلاقانه و سلامت روان در رابطه بین مهارت های مقابله با استرس و رفتارهای قلدرانه دانش آموزان دوره اول متوسطه انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع، به روش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۱۲۰۰ نفر از دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر ایلام بود که بر اساس فرمول کوکران، ۳۰۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس قلدری ایلی نویز (۲۰۰۱)، پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ و میلر (۱۹۷۹)، پرسشنامه مهارت حل مسئله کسیدی و لانگ (۱۹۹۶) و پرسشنامه سبک های مقابله با استرس اندلر و پارکر (۱۹۹۰) استفاده شد. در راستای تحلیل داده ها به دلیل نرمال نبودن و ناهمسانی واریانس ها از نرم افزار SmartPLS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهارت های مقابله با استرس به صورت مستقیم با رفتارهای قلدرانه دانش آموزان رابطه ندارد، ولی به صورت غیر مستقیم و از طریق سبک حل مسئله خلاقانه و سلامت روان با رفتارهای قلدرانه تأثیر دارد و مجموع این متغیرها توانستند ۵۰/۸۴ درصد از واریانس رفتارهای قلدرانه نوجوانان را تبیین نمایند. علاوه بر این، متغیر مهارت های مقابله ای فقط و فقط به صورت غیر مستقیم با رفتارهای قلدرانه رابطه دارند. این یافته، مفهوم «میانجی گری کامل» را در پژوهش ها برجسته می سازد و به غنای نظری در حوزه رفتارهای اجتماعی دانش آموزان می افزاید. به ویژه، اثبات اثر محافظت کننده مهارت های مقابله ای بر قلدری نوجوانان از طریق سبک حل مسئله خلاقانه و سلامت روان، نشان دهنده ظرافت تحلیلی و قدرت تبیینی مدل ارائه شده است.
۸۰۶.

Comparison of the Effectiveness of Intensive Aerobic Exercise, Mindfulness Training, and a Integration of Exercise and Mindfulness on the Academic Performance of Fourth-Grade Elementary Students.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۱۶۴
The aim of this research was to compare the effectiveness of an aerobic exercise program, a mindfulness training program, and a integration of aerobic exercise and mindfulness training on the academic performance of fourth-grade female students. The research method was quasi-experimental with a pre-test and post-test design including a control group. The statistical population consisted of all fourth-grade female students from public elementary schools in Amol city during the academic year 2020-2021, from which 90 students were selected through convenience sampling and assigned to four groups: aerobic exercise program, mindfulness training, integration of aerobic exercise and mindfulness, and a control group (each experimental group consisting of 23 participants and the control group consisting of 21 participants). Subsequently, 18 sessions of 30-minute training were designed and conducted every other day. To collect data in the pre-test and post-test, the Academic Performance Questionnaire by Fam and Taylor (EPT) was used. The data were analyzed using multivariate analysis of covariance and SPSS22 software. The results indicated a significant difference in the academic performance of participants in all three groups: aerobic exercise program (Eta=0.59), mindfulness training (Eta=0.49), and the integration of aerobic exercise and mindfulness (Eta=0.56) compared to the control group (P≤0.05). However, participants in the integration group of aerobic exercise and mindfulness performed better than the other two training groups. These results suggest that integrating mindfulness training and aerobic exercise can be an effective strategy for improving the academic performance of fourth-grade female students.
۸۰۷.

اثر جنسیت بر مقصرشناسی قربانی قلدری سایبری و قصد یاری رسانی ناظر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
مقدمه: در تحقیقاتی که با هدف یافتن عوامل مؤثر بر واکنش ناظران به قلدری سایبری انجام شده است، تاکنون تلاش برای یافتن رابطه بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر با واکنش ناظران نتیجه قاطعی در پی نداشته است. هدف این پژوهش بررسی اثر تعاملی بین جنسیت قلدر، قربانی و ناظر قلدری سایبری بر قصد یاری رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی بود. روش: این پژوهش از یک طرح آزمایشی که در آن جنسیت قلدر و قربانی و ناظر در یک سناریوی قلدری سایبری دستکاری می شد، بهره گرفت. جامعه پژوهش دانشجویان مشغول به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 در دانشگاه های تهران و هرمزگان بود. نمونه ای متشکل از 601 نفر از طریق آگهی آنلاین در شبکه های اجتماعی وارد پژوهش شدند و از طریق یک پلت فرم آنلاین به مقیاس های پس آزمون شامل قصد یاری رسانی ناظر و مقصرشناسی قربانی پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس سه طرفه و مدل سازی رگرسیون رابطه میانجی با استفاده از نرم افزارهای SPPS و AMOS (0.05=p) انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد، جنسیت با پویایی پیچیده ای بر مقصرشناسی قربانی و قصد یاری رسانی ناظر تأثیر می گذارد، از جمله اینکه ناظران به قربانیان مؤنث تقصیر بیشتری نسبت می دهند و قصد یاری رسانی کمتری به قربانیان مذکر ابراز می کنند (0.05>p). نتیجه گیری: برای کاهش اثرات منفی قلدری سایبری لحاظ کردن این پیچیدگی ها در طراحی برنامه های پیشگیری و مداخله ضروری است.
۸۰۸.

Comparative Effectiveness of Reality Therapy and Emotion-Focused Therapy on Love Trauma Syndrome, Self-Worth, and Relationship Beliefs in Divorced Women in Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۳۱
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of reality therapy and emotion-focused therapy (EFT) on love trauma syndrome, self-worth, and relationship beliefs in divorced women residing in Tehran. Methods and Materials: This research is applied in terms of purpose and quasi-experimental in terms of data collection, using a pretest-posttest-follow-up design with a control group. The statistical population included all divorced women residing in District 2 of Tehran in 2023, from whom 45 participants were selected through convenience sampling. The participants were randomly assigned, with age-matching, into two intervention groups and one control group. Participants completed the Relationship Beliefs Questionnaire, Ross's Love Trauma Syndrome Questionnaire, and the Self-Worth Questionnaire at pretest, posttest, and follow-up phases. The first intervention group received 8 sessions of reality therapy, while the second group received 10 sessions of emotion-focused therapy. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA) with SPSS version 22. Findings: Both reality therapy and emotion-focused therapy were effective in enhancing self-worth, improving relationship beliefs, and reducing love trauma syndrome symptoms among divorced women in Tehran. Moreover, the effectiveness of both treatments persisted over time. No significant difference was found between the effectiveness of reality therapy and emotion-focused therapy on the studied variables. Conclusion: Based on the results, it can be concluded that both reality therapy and emotion-focused therapy are effective interventions for improving love trauma syndrome symptoms, enhancing self-worth, and modifying relationship beliefs in divorced women in Tehran
۸۰۹.

اثربخشی پارادوکس درمانی بر سوگیری تصویر تن و راهبردهای مقابله ای بدنی افراد چاق با اختلال بدریختی بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
وسواس بیش از حد نسبت به نقص درک شده در ظاهر افراد چاق بر کیفیت زندگی آنها تأثیر می گذارد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی پارادوکس درمانی بر سوگیری تصویر بدن و راهبردهای مقابله ای بدنی در افراد چاق مبتلا به اختلال بدریختی بدن بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل ۴۹ نفر از افراد چاق با اختلال بدریختی بدن بود که در سال ۱۴۰۳ جهت درمان های لاغری به کلینیک های تغذیه شهر تهران مراجعه کردند. مطابق نمونه گیری هدف مند، ۳۶ نفر از افراد واجد شرایط انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی آزمایش (۱۸ نفر) و کنترل (۱۸ نفر) گمارش شدند. شرکت کنندگان مقیاس وسواسی- اجباری ییل براون، پرسشنامه چندبعدی رابطه خود- بدن (MBSRQ) و سیاهه راهبردهای مقابله ای تصویر بدن (BICSI) را تکمیل کردند. تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس تک راهه نشان داد که پارادوکس درمانی به طور معنا داری سوگیری تصویر بدن را کاهش داده، ارزیابی از ظاهر، تناسب اندام و رضایت از بدن را افزایش داده و گرایش به ظاهر و وزن ذهنی را کاهش می دهد. همچنین، این پژوهش اثبات کرد که پارادوکس درمانی بر راهبردهای مقابله ای بدنی شامل کاهش ترمیم ظاهر و اجتناب و افزایش پذیرش مثبت منطقی تأثیر مؤثر دارد (05/0p ≤) . نتایج تحقیق نشان داد که پارادوکس درمانی می تواند وضعیت عاطفی مراجع را تقویت کرده و در درک غیرمنطقی بودن واکنش های احساسی وی یاری رساند؛ بنابراین، این رویکرد می تواند به توسعه راهبردهای سازگارانه تر در بهبود تصویر بدن در اختلال بدریختی بدن کمک کند.
۸۱۰.

Phenomenology of the girls’ psychological distress caused by the loss of the father: A qualitative study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
Objective: This study aimed to provide a phenomenological analysis of psychological distress caused by the loss of the father in female adolescents in Tabriz, Iran.Methods: This phenomenological study was conducted using a qualitative approach. Seven female adolescents who had lost their fathers in childhood due to illness were selected using purposive sampling. The data were collected through semi-structured interviews until data saturation. The interview texts were analyzed using Colaizzi’s method.Results: The findings of the study showed that psychological distress experienced by the girls by the absence of their fathers could be described with three main categories and eleven subcategories. The identified categories were emotional pressures (deprivation of companionship, deprivation of a supporter, mother’s pressure, recalling memories and worries), social pressures (others’ mistakes, hiding, inhibition, and limited relationships), and economic pressures (self-reliance and financial problems).Conclusion: The dimensions of psychological distress experienced by male and female adolescents due to the absence of their fathers or mothers should be considered in psychological assessments and interventions.
۸۱۱.

الگوی ساختاری سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری و کنترل و انعطاف پذیری شناختی با افسردگی نوجوانان با نقش میانجی گر نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۱۶۷
زمینه: سیستم های بازداری و فعال ساز رفتاری تغییرات خلق و خو و رفتارهای شخص را بر اساس عوامل زمینه ای تبیین می کند و بنابراین تفاوت های فردی در حساسیت ها منجر به تفاوت هایی در پردازش می شود. علاوه بر آن نشخوار فکری به عنوان یک سبک پاسخ پایدار ارتباط نزدیکی با حفظ اختلال افسردگی اساسی دارد و یک الگوی ناسازگار از متمرکز بر افکار و احساسات منفی است. با توجه به تأثیر افسردگی بر ابعاد عاطفی، جسمی و شناختی می تواند در افراد مبتلا مشکلاتی را در توجه، حافظه و کنترل شناختی ایجاد کند، بنابراین، پژوهش های بیشتر در خصوص کنترل شناختی در اختلال افسردگی مورد نیاز است. هدف: این پژوهش با هدف الگوی ساختاری سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری و کنترل و انعطاف پذیری شناختی با افسردگی نوجوانان با نقش میانجی گر نشخوار فکری انجام شد. روش: این پژوهش ازنظر هدف بنیادی و از نظر روش یک پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند تشکیل دادند. نمونه پژوهش 347 نفر از دانش آموزان شهر تهران بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های از پرسشنامه های نشخوار فکری نالن هوکسما و همکاران (1991)، مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی زیگموند و اسنیت (1983)، پرسشنامه سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری کارور و وایت (1994) و پرسشنامه کنترل و انعطاف پذیری شناختی گیبرس و همکاران (2018) استفاده شد. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از الگویابی معادلات ساختاری و AMOS.24 و SPSS.27 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین سیستم فعال سازی رفتاری، کنترل و انعطاف پذیری شناختی با نشخوار فکری و افسردگی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 P<). یافته ها حاکی از برازش مناسب الگوی پیشنهادی با داده هاست. نتایج مدل یابی معادله ساختاری نشان داد که 20 درصد از واریانس نشخوار فکری توسط کنترل و انعطاف پذیری شناختی و سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری تبیین می شود. در نهایت 29 درصد از واریانس افسردگی توسط کنترل شناختی و انعطاف پذیری و سیستم های بازداری و فعال سازی رفتاری و نشخوار فکری تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها استفاده از مداخلات درمانی که زمینه را برای انعطاف پذیری روانشناختی و کنترل شناختی فرام سازد می تواند در جهت کاهش نشخوار گری و علائم افسردگی کمک کننده باشد.
۸۱۲.

مدل یابی روابط ساختاری سوگ حل نشده و قدرت ایگو با میانجیگری خودشناسی انسجامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: هدف این پژوهش، مدلسازی روابط ساختاری سوگ حل نشده و قدرت ایگو با میانجیگری خودشناسی انسجامی در دانشجویان دانشگاه های شهر ساری بود. روش شناسی: این پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی توصیفی بود. جامعه آماری شامل 26250 دانشجو از دانشگاه های مختلف شهر ساری در سال تحصیلی 1402-1403 بود. براساس پروتکل کلاین (2023)، حجم نمونه 400 نفر تعیین شد که پس از حذف پرسشنامه های نامعتبر، 376 پاسخ معتبر تحلیل شد. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودشناسی انسجامی، پرسشنامه سوگ پیچیده و پرسشنامه توانمندی ایگو بود. تحلیل داده ها با استفاده از آمار استنباطی، تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام شد. یافته ها: یافته های استنباطی نشان داد که بین سوگ حل نشده و قدرت ایگو رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد. همچنین، نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که خودشناسی انسجامی نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند، به گونه ای که قدرت ایگو از طریق ارتقای خودشناسی انسجامی، سوگ حل نشده را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد (ضریب مسیر مستقیم 0.87 و ضریب مسیر غیرمستقیم 0.12-). شاخص های برازندگی مدل نظیر RMSEA=0.041 و CFI=0.96 نشان دهنده برازش خوب مدل بودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد قدرت ایگو می تواند از طریق بهبود خودشناسی انسجامی، به کاهش سوگ حل نشده در دانشجویان کمک کند. این یافته ها اهمیت مداخلات مبتنی بر تقویت خودشناسی و تاب آوری روانشناختی در بهبود سلامت روان دانشجویان را برجسته می سازد.
۸۱۳.

اثربخشی آموزش خودشفقت ورزی بر حس امنیت و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف: امروزه، دانش آموزان زیادی با چالش های تحصیلی و غیرتحصیلی فراوانی مواجه هستند که از جمله می توان به افت حس امنیت و افزایش اهمال کاری تحصیلی اشاره کرد. بنابراین، هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش خودشفقت ورزی بر حس امنیت و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم بود. روش و مواد: مطالعه حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر دانش آموزان دختر متوسطه دوم منطقه 6 آموزش وپرورش شهر تهران در سال تحصیلی 3-1402 بودند که از میان آنها تعداد 60 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی با کمک قرعه کشی در دو گروه 30 نفری شامل گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش خودشفقت ورزی قرار گرفت و در این مدت گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس حس امنیت ادموندسون (1999) و مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (1984) بودند و داده های حاصل از اجرای آنها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس یافته های این مطالعه، بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر هر دو متغیر حس امنیت و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم تفاوت معنی داری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش خودشفقت ورزی باعث افزایش معنی داری حس امنیت و کاهش معنی دار اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم شد (001/0P<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های ذکرشده، آموزش خودشفقت ورزی نقش موثری بر بهبود حس امنیت و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم داشت. بنابراین، مشاوران و روانشناسان می توانند از روش آموزش خودشفقت ورزی در کنار سایر روش های آموزشی برای افزایش حس امنیت و کاهش اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان دختر متوسطه دوم استفاده نمایند.
۸۱۴.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری توحیدی بر افزایش شادکامی دانش آموزان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری توحیدی بر افزایش شادکامی دانش آموزان در بخش سنگر شهر رشت انجام شد. این پژوهش زیر مجموعه تحقیقات کمّی است که از بین ۷۵ دانش آموز مدرسه متوسطه اول شهدای منطقه سنگر رشت، تعداد ۳۰ دانش آموز که در پرسش نامه شادکامی آکسفورد نمره کمتر کسب نموده، انتخاب و با روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند؛ پس از آن ۸ جلسه درمان شناختی رفتاری توحیدی به گروه آزمایش ارائه و به گروه گواه درمانی ارائه نگردید؛ در نهایت در مرحله پس آزمون میزان شادکامی در هر دو گروه آزمایش و گواه مورد اندازه گیری قرار گرفت. تحلیل نتایج با استفاده از نرم افزار Spss22 نشان داد درمان شناختی رفتاری توحیدی منجر به افزایش شادکامی دانش آموزان گروه آزمایش شرکت کننده در پژوهش در مقابل گروه گواه بدون درمان شده است. استفاده از درمان شناختی رفتاری توحیدی در مدارس و کلینیک های مشاوره توصیه می شود.
۸۱۵.

نقش میانجی گر معنا در زندگی در تبیین روابط علّی بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی متخصصین روانشناسی و مشاوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
هدف پژوهش حاضر تبیین روابط علّی بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی در روانشناسان و مشاوران بر اساس نقش میانجی گر معنا در زندگی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی روانشناسان و مشاوران مشغول به کار در مراکز و کلینیک های روانشناسی و مشاوره استان تهران در سال 1402 بود که از بین آنها 253 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده در پژوهش شامل مقیاس های ذهن آگاهی (FFMQ، بائر و همکاران، 2006)، خودمراقبتی بهوشیار (MSCS، کوک-کوتون و گایکر، 2018) ، معنا در زندگی (MLQ، استگر و شین، 2010) و بهزیستی ذهنی (SWQ، مولوی و همکاران، 1389) بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و برآورد بیشینه احتمال مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با مدل پیشنهادی پژوهش بود. خودمراقبتی بهوشیار، ذهن آگاهی و معنا در زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه مستقیم معنادار داشتند (01/0< P). معنا در زندگی در رابطه بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی نقش میانجی داشت؛ درنتیجه خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با میانجی گری معنا در زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه غیرمستقیم معنادار داشتند (01/0< P). نتایج نشان داد که معنا در زندگی با توجه به نقش خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی می تواند تبیین کننده بهزیستی ذهنی باشد. بنابراین توجه به متغیرهای پژوهش در برنامه های آموزشی و رشدی برای متخصصان مراقبت از سلامت روان جهت افزایش بهزیستی ذهنی آن ها توصیه می شود.
۸۱۶.

چالش های فرزندآوری در جوانان با تأکید بر مؤلفه های روان شناختی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
هدف از انجام این پژوهش بررسی چالش های فرزندآوری در جوانان با تأکید بر مؤلفه های روان شناختی بود. پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی بود که به روش پدیدار شناختی تفسیری انجام شد. نمونه پژوهش متشکل از 18 نفر از جوانان متأهل بازه سنی 18 تا 35 سال ساکن شهر تهران در سال 1402 بود که به روش هدفمند انتخاب و پس از طی مراحل اخلاقی پژوهش، از آن ها مصاحبه به عمل آمد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق، فردی و نیمه ساختاریافته استفاده شد و تا زمان اشباع داده ها مصاحبه ها تداوم پیدا کرد. درنهایت نتایج استخراج شده از مصاحبه ها بر اساس رویکرد هرمنوتیک و به روش دیکلمن و همکاران (1989) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های به دست آمده 5 مضمون اصلی و 16 مضمون فرعی را آشکار کرد. مضامین اصلی شامل «عوامل انگیزشی»، «عوامل شناختی»، «عوامل عاطفی/ هیجانی»، «عوامل رفتاری» و «تعیین کننده های فراروانی مؤلفه های روان شناختی مرتبط با فرزندآوری» بود. بر اساس یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که عوامل انگیزشی، شناختی، عاطفی/ هیجانی و رفتاری در تعامل با کلان سیستم های خارج از خانواده بر تمایلات فرزندآوری و فرزندپروری زوجین تأثیر می گذارند؛ به همین جهت ضروری است این عوامل در مشاوره های پیش از ازدواج و مداخلات فردی و خانوادگی مورد توجه مشاوران، مددکاران اجتماعی و روان شناسان قرار گیرد.
۸۱۷.

عوامل موثر بر موفقیت استراتژی های ارتقاء مسیر شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: پژوهش حاضر با شناسایی عوامل موثر بر موفقیت استراتژی های ارتقاء مسیرشغلی انجام پذیرفته است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان هستند که از میان آن ها 20 نفر به عنوان اعضای نمونه با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است. روایی و پایایی مصاحبه پژوهش با استفاده از روش روایی محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان کدگذار تایید شد. همچنین روایی و پایایی پرسشنامه پژوهش با روایی محتوایی و بازآزمون سنجیده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا و روش کدگذاری با بهره گیری از نرم افزار مکس کیو دی ای و در بخش کمی از روش نقشه شناخت فازی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش مشتمل بر شناسایی عوامل موثر بر موفقیت استراتژی های ارتقاء مسیرشغلی می باشد. نتیجه گیری: نشان می دهد که مهمترین عوامل موثر بر موفقیت استراتژی های ارتقاء مسیرشغلی، برنامه ریزی و هدایت حرفه ای فرد برای دستیابی به اهداف شغلی، توانایی سازگاری با تغییرات و چالش های جدید، داشتن تجربه و مهارت های تخصصی، هماهنگی ارزش های شخصی با ارزش های سازمانی و استفاده از مشاوره و منتورینگ، می باشند.
۸۱۸.

اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر پریشانی روان شناختی و ناگویی هیجانی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر پریشانی روان شناختی و ناگویی هیجانی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش را نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شرق تهران در فصل تابستان 1402 تشکیل دادند. در این پژوهش تعداد 36 نوجوان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند (18 نوجوان در گروه آزمایش و 18 نوجوان در گروه گواه). نوجوانان دختر حاضر در گروه آزمایش درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر را طی ده هفته در ده جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از پرسشنامه وسواسی- جبری مادزلی (MOCQ)، پرسشنامه پریشانی روان شناختی (PDQ) و پرسشنامه ناگویی هیجانی (AQ) استفاده شد. داده های با تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر پریشانی روان شناختی (0/0001>P؛ 0/61=Eta؛ 54/47=F) و ناگویی هیجانی (0/0001>P؛ 0/67=Eta؛ 68/09=F) نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی تأثیر معنادار دارد. در نتیجه درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر با بهره گیری از فنونی همانند بازشناسی هیجان های اولیه و ثانویه، ردیابی تجارب هیجانی و پرهیز از اجتناب هیجانی و شناختی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت کاهش پریشانی روان شناختی و ناگویی هیجانی نوجوانان دختر مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی مورد استفاده قرار گیرد.
۸۱۹.

بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس خودکارآمدی کاربر هوش مصنوعی در جامعۀ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی ویژگی های روانسنجی مقیاس خودکارآمدی کاربر هوش مصنوعی در جامعه ایرانی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد بالای 20 سال در ایران در سال 1403 بود که دانش مقدماتی در زمینه کامپیوتر و هوش مصنوعی داشتند. از میان آنها، 340 نفر (137 مرد و 203 زن) به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده شامل مقیاس خودکارآمدی کاربر هوش مصنوعی، پرسشنامه انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و فرم کوتاه مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی بود. یافته ها: تحلیل عاملی تأییدی چهار عامل کلیدی شامل کمک، تعامل انسان وار، راحتی با هوش مصنوعی و مهارت های تکنولوژیکی را برای مقیاس خودکارآمدی تأیید کرد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی همزمان (همگرا و واگرا) این مقیاس نشان داد که بین خرده مقیاس های آن و خرده مقیاس های پرسشنامه انگیزه های استفاده از هوش مصنوعی و خرده مقیاس پذیرش هوش مصنوعی در مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی مثبت معنادار و با خرده مقیاس ترس از هوش مصنوعی در مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. همسانی درونی خرده مقیاس های این پرسشنامه نیز با استفاده از آلفای کرونباخ و ضرایب همبستگی بین 83/0 تا 96/0 تأیید شد. نتیجه گیری: این مقیاس از ویژگی های روانسنجی مناسبی در جامعه ایرانی برخوردار است و می تواند در تحقیقات مرتبط برای طراحی برنامه های آموزشی مؤثر و تسهیل پذیرش هوش مصنوعی در سازمان ها به کار گرفته شود.
۸۲۰.

مقایسه مهارت های مقابله با استرس، کیفیت زندگی و تاب آوری در افراد 15 – 25 ساله اقدام به خودکشی و افراد عادی در شهرستان قم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۷
زمینه و هدف: بازنگری بررسی های انجام شده دو دهه اخیر در زمینه همه گیرشناسی خودکشی در ایران نشان می دهد که میزان شیوع خودکشی و اقدام به آن، در بیشتر استان های کشور به ویژه در میان نوجوانان و جوانان رو به افزایش است. این مطالعه با هدف مقایسه مهارت های مقابله با استرس، کیفیت زندگی و تاب آوری در افراد 15 – 25 ساله اقدام به خودکشی و افراد عادی در شهرستان قم انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه افراد 15 – 25 ساله در سال 1400 که اقدام به خودکشی کرده ساکن در شهرستان قم و مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز مشاوره و بیمارستان ها  به تعداد 2640 نفر بود که از بین آن ها 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس 60  نفر  از افراد عادی به صورت همتاسازی از لحاظ سن، تحصیلات و وضعیت تأهل و به شیوه در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990)، پرسش نامه کیفیت زندگی (1986)، پرسش نامه اقدام برای خودکشی می و کلونسکی (2013) و پرسش نامه تاب آوری روان شناختی کانر و دیودیسون (2003) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری به وسیله نرم افزار آماری SPSS 25 استفاده شد. یافته ها: تحلیل واریانس چند راهه نشان داد که میانگین سبک های مقابله مسئله مدار، کیفیت زندگی و تاب آوری در بین اقدام کنندگان به خودکشی به طور معناداری در سطح 0/05 کمتر از افراد بدون اقدام به خودکشی بود. نمرات سبک های هیجان مدار در افراد اقدام به خودکشی به طور معناداری بالاتر از نمره افراد عادی است (0/01>p).  همچنین بین افراد اقدام کننده به خودکشی و عادی در متغیرهای کیفیت زندگی و تاب آوری روان شناختی تفاوت معنادار وجود دارد. به این معنا که نمرات کیفیت زندگی و تاب آوری روان شناختی در افراد اقدام به خودکشی به طور معناداری پایین تر از نمره افراد عادی است (0/01>p).  نتیجه گیری: این مطالعه عواملی را شناسایی کرد که ممکن است افراد دارای افکار خودکشی را از پیشرفت به سمت خودکشی محافظت کند. برنامه های پیشگیری از خودکشی را می توان با تغییر از رویکرد مبتنی بر نقص به رویکرد مبتنی بر نقاط قوت از طریق ارتقای تاب آوری، کیفیت زندگی و کاهش مقابله ناسازگار، بهینه کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان