مشاوره توانبخشی

مشاوره توانبخشی

مشاوره توانبخشی سال اول تابستان 1404 شماره 2

مقالات

۱.

اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی و سازگاری زناشویی در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۷
زمینه و هدف: پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی و سازگاری زناشویی در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر بم انجام شده است. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متاهلی بود که به دلیل مشکلات روان شناختی به مراکز مشاوره شهر بم در مرداد ماه تا مهر ماه سال 1403 مراجعه کرده بودند. 40 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه احساس تنهایی راسل و همکاران (UCLA) (1980) و مقیاس سازگاری دو عضوی گراهام اسپانیر (DAS)  (1976) بوده است. گروه آزمایش تحت 10 جلسه ۹۰ دقیقه ای درمان پذیرش و تعهد قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون دو گروه آزمایش و گواه در متغیرهای احساس تنهایی (0/01 ≥P) و سازگاری زناشویی (0/01 ≥P) تفاوت معنی داری وجود دارد که نشان دهنده تأثیر درمان پذیرش و تعهد است (0/01 ≥P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که این نوع درمان به عنوان درمان روان شناختی در جهت توانمندسازی روان شناختی و افزایش سازگاری زناشویی و کاهش احساس تنهایی زنان مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز روان شناختی مورد توجه قرار گیرد.
۲.

اثربخشی مداخله رفتاری سلامت محور بر رضایت از زندگی افراد دارای کم توانی جسمی - حرکتی شاغل در ادارات دولتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۰
زمینه و هدف: رضایت از زندگی ساختاری از رفاه ذهنی است که به چگونگی ارزیابی افراد از کیفیت جنبه های خاص زندگی خود مانند کار، ازدواج، سلامت، تفریح و همچنین کیفیت جنبه های کلی تر زندگی خود مانند شادی، روحیه و شوق برای زندگی و آرامش خاطر مربوط می شود. بنابراین، هدف پژوهش تعیین اثربخشی مداخله رفتاری سلامت محور بر رضایت از زندگی افراد دارای کم توانی جسمی-حرکتی شاغل در ادارات دولتی شهر یاسوج بود. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل افراد دارای کم توانی جسمی-حرکتی شاغل در ادارات دولتی شهر یاسوج بودند، که به صورت هدفمند 40 نفر از آنان (20 نفر گروه آزمایش و ۲۰ نفر گروه کنترل) به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسش نامه رضایت از زندگی در پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند و مداخله رفتاری سلامت محور به مدت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای برای گروه آزمایش برگزار گردید و گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با نرم افزار SPSS 26 و آزمون تحلیل کوواریانس تحلیل شدند.   یافته ها: نتایج به دست آمده از مقایسه پس آزمون مولفه ی رضایت از زندگی (شامل رضایت از خانواده، دوستان، محیط کاری، محیط زندگی و خود) در دو گروه با کنترل کردن اثر پیش آزمون، نشان داد نمرات مولفه رضایت از زندگی افراد دارای کم توانی جسمی-حرکتی که در گروه آزمایش شرکت داشتند، نسبت به آنهایی که در گروه کنترل جایگزین شده بودند افزایش معناداری دارد (0/05 ≥P)؛ و بیشترین رضایت گروه آزمایش پس از شرکت در مداخلات رفتاری سلامت محور، «رضایت از محیط زندگی» بوده است. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که مداخله رفتاری سلامت محور رویکردی موثر در افزایش رضایت از زندگی افراد دارای کم توانی جسمی-حرکتی است. پیشنهاد می شود چنین تحقیقی در بین افراد دارای کم توانی حسی، مانند نابینایان و ناشنوایان نیز انجام شود و جزء اولویت های پژوهشی ادارات قرار بگیرد.
۳.

مقایسه مهارت های مقابله با استرس، کیفیت زندگی و تاب آوری در افراد 15 – 25 ساله اقدام به خودکشی و افراد عادی در شهرستان قم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۱
زمینه و هدف: بازنگری بررسی های انجام شده دو دهه اخیر در زمینه همه گیرشناسی خودکشی در ایران نشان می دهد که میزان شیوع خودکشی و اقدام به آن، در بیشتر استان های کشور به ویژه در میان نوجوانان و جوانان رو به افزایش است. این مطالعه با هدف مقایسه مهارت های مقابله با استرس، کیفیت زندگی و تاب آوری در افراد 15 – 25 ساله اقدام به خودکشی و افراد عادی در شهرستان قم انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری تحقیق حاضر، کلیه افراد 15 – 25 ساله در سال 1400 که اقدام به خودکشی کرده ساکن در شهرستان قم و مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز مشاوره و بیمارستان ها  به تعداد 2640 نفر بود که از بین آن ها 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس 60  نفر  از افراد عادی به صورت همتاسازی از لحاظ سن، تحصیلات و وضعیت تأهل و به شیوه در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990)، پرسش نامه کیفیت زندگی (1986)، پرسش نامه اقدام برای خودکشی می و کلونسکی (2013) و پرسش نامه تاب آوری روان شناختی کانر و دیودیسون (2003) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری به وسیله نرم افزار آماری SPSS 25 استفاده شد. یافته ها: تحلیل واریانس چند راهه نشان داد که میانگین سبک های مقابله مسئله مدار، کیفیت زندگی و تاب آوری در بین اقدام کنندگان به خودکشی به طور معناداری در سطح 0/05 کمتر از افراد بدون اقدام به خودکشی بود. نمرات سبک های هیجان مدار در افراد اقدام به خودکشی به طور معناداری بالاتر از نمره افراد عادی است (0/01>p).  همچنین بین افراد اقدام کننده به خودکشی و عادی در متغیرهای کیفیت زندگی و تاب آوری روان شناختی تفاوت معنادار وجود دارد. به این معنا که نمرات کیفیت زندگی و تاب آوری روان شناختی در افراد اقدام به خودکشی به طور معناداری پایین تر از نمره افراد عادی است (0/01>p).  نتیجه گیری: این مطالعه عواملی را شناسایی کرد که ممکن است افراد دارای افکار خودکشی را از پیشرفت به سمت خودکشی محافظت کند. برنامه های پیشگیری از خودکشی را می توان با تغییر از رویکرد مبتنی بر نقص به رویکرد مبتنی بر نقاط قوت از طریق ارتقای تاب آوری، کیفیت زندگی و کاهش مقابله ناسازگار، بهینه کرد.
۴.

سوگ طولانی مدت، افسردگی و حس انسجام در دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۸
زمینه و هدف: اختلال سوگ طولانی مدت به عنوان اختلالی جدید در آخرین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی مطرح شده است که با علائم اصلی اشتیاق و نشخوار ذهنی شدید به فرد فوت شده و درد عاطفی، اختلال در عملکرد روزانه مشخص می شود. تحقیقات نشان داده است که افسردگی یکی از قوی ترین پیش بینی کننده های بالینی سوگ است. حس انسجام یکی از عواملی است که در مدیریت و تجربه سوگ می تواند نقش مؤثری داشته باشد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه حس انسجام و افسردگی و سوگ طولانی مدت در دانشجویان پرداخته است. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی همبستگی است. ۱۱۳ نفر از دانشجویان استان زنجان در سال ۱۴۰۰ به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و پرسشنامه های حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، سوگ بارت و اسکات (۱۹۹۸) و افسردگی بک (۱۹۹۶) را پاسخ دادند. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه ی 22، با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد افسردگی (0/75-=p<0/001،r) با سوگ طولانی مدت رابطه مثبت معنی دار و حس انسجام نیز با سوگ طولانی مدت رابطه منفی معنی دار (0/55-=p<0/001،r) دارند. بین حس انسجام و افسردگی رابطه منفی معنی دار (0/27-=p<0/001،r) وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد ۸۳ درصد از واریانس اختلال سوگ طولانی مدت را متغیر های اختلال افسردگی و حس انسجام با هم به طور مشترک تبیین می کنند. به نظر می رسد میزان حس انسجام نقش مؤثری بر سپری کردن دوره سوگواری و پیشگیری یا ابتلا به اختلال سوگ طولانی مدت دارد، بدین ترتیب ضعف در حس انسجام با افزایش احتمال ابتلا به اختلال سوگ طولانی مدت همراه است
۵.

ساخت، رواسازی و اعتباریابی پرسش نامه باورهای تقدیر و سرنوشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۷
زمینه و هدف: پژوهش حاضر، با هدف ساخت پرسش نامه باورهای تقدیر و سرنوشت و بررسی روایی و پایایی آن با استفاده از طرح مطالعات اکتشافی از نوع ابزارسازی و اعتبارسنجی، طراحی و اجرا شده است. روش: فرآیند اجرای این پژوهش دارای سه مرحله بوده است. در مرحله ی اول، بررسی مبانی نظری و چارچوب های مفهومی باور به تقدیر و سرنوشت انجام شد؛ در مرحله ی دوم تدوین پرسش نامه باور به تقدیر و سرنوشت و برآورد روایی محتوایی آن پیگیری شد و بالاخره در مرحله سوم بررسی گستره ی روایی و پایایی ابزار مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور و با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای خوشه ای 240 نفر نمونه از بین طلاب حوزه ها و دانشجویان دانشگاه های آزاد مستقر در شهر تهران انتخاب شده و پرسش نامه های "اضطراب هستی" و "جبر و اراده آزاد" به عنوان ابزارهای برآورد روایی محتوایی و روایی واگرا و پرسش نامه محقق ساخته "باور به تقدیر و سرنوشت" را به عنوان ابزار اصلی پاسخ تکمیل کردند. داده ها با نرم افزار آماری SPSS-25 برای محاسبه شاخص های روایی واگرا و همگرا، پایایی (به روش آلفای کرونباخ) و نیز اجرای تحلیل عاملی اکتشافی پردازش شد. یافته ها: نتیجه تحلیل عاملی با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی و بر اساس نمودار سنگریزه ای بیانگر وجود چهار مؤلفه در پرسشنامه باورهای تقدیر و سرنوشت بود. روایی واگرای ابزار با پرسشنامه جبر و اراده آزاد در بین دانشجویان حوزه 0/70- و در بین دانشجویان دانشگاه آزاد 0/57- به دست آمد. همچنین روایی همگرای ابزار با زیرمقیاس مسئولیت پرسشنامه اضطراب هستی در بین دانشجویان حوزه برابر با 0/33 حاصل گردید و در گروه دانشجویان دانشگاه آزاد همبستگی وجود نداشت. ضریب آلفای کرونباخ برای کل آزمون برابر با 0/92 به دست آمد. در نهایت با توجه به درصد فراوانی مصاحبه شوندگان، تفسیر نمرات پرسشنامه انجام گرفت. نتیجه گیری : نتیجه ی این پژوهش در قالب پرسش نامه ای با 49 گویه و 4 خرده مقیاس برای ارزیابی باور به تقدیر و سرنوشت در دسترس است و با توجه به ویژگی های روان سنجی به دست آمده برای فرم نهایی پرسشنامه، می توان از آن برای اندازه گیری متغیر باورهای تقدیر و سرنوشت در موقعیت های پژوهشی استفاده کرد.
۶.

کاربردشناسی زبان در کودکان با رشد بهنجار و مقایسه آن با کودکان دچار اختلالات عصب رشدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۲
زمینه و هدف: یکی از عوامل ناتوان کننده در کودکان، آسیب در ارتباط اجتماعی است. کاربردشناسی زبان یکی از اجزای اصلی ارتباط اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و مقایسه توانایی کاربردشناسی در کودکان با رشد بهنجار و مقایسه آن با کودکان دچار اختلالات عصب رشدی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مقطعی (علی مقایسه ای) و جامعه آماری کودکان 5 تا 9 ساله شهر تهران ) 1400-1399) بودند. 35 کودک دارای رشد بهنجار و 119 کودک دچار اختلالات عصب رشدی شامل اختلال طیف اتیسم (24 نفر)، اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (25 نفر)، اختلال نقص توجه (24 نفر)، اختلال رشدی زبان (21 نفر) و اختلال ارتباط اجتماعی (25 نفر)، از 3 دبستان و مرکز پیش دبستانی و نیز 11 مرکز توانبخشی به صورت غیر تصادفی انتخاب شدند. تشخیص براساس نظر تیم تخصصی چند رشته ای بود که بر اساس مشاهدات، تاریخچه پزشکی و خانوادگی، خطوط راهنمای تشخیصی و درمانی اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا و نیز نتایج آزمون های پرسشنامه توانایی کاربردشناختی زبان، آزمون تشخیصی اتیسم گیلیام- نسخه دوم (گارز -2)، آزمون اسنپ-4، آزمون رشد زبان نیوکامر و هامیل، نسخه فارسی مجموعه آزمون ارزیابی تشخیصی آوایی و واجی، آزمون ایران- استنفورد- بینه و فهرست وارسی ارتباطی کودکان- نسخه دوم، انجام شد. سپس مادران پرسشنامه توانایی های کاربرد شناسی زبان را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکراهه انجام شد. یافته ها: درهر سه عامل«قواعد گفتگو و کنش های گفتاری» «بافت» و «درک و تعامل اجتماعی» کودکان دارای رشد بهنجار تفاوت معناداری با کودکان دچار اختلالات عصب رشدی شامل اختلال طیف اتیسم، اختلال نقص توجه/ بیش فعالی، اختلال نقص توجه ، اختلال رشدی زبان و اختلال ارتباط اجتماعی داشتند (0.001 >p). نتیجه گیری: کودکان دچار اختلالات عصب رشدی در مولفه های توانایی های کاربردشناسی مشکل دارند، بنابراین درمانگران کودک باید ابعادی از کاربردشناسی زبان را که آسیب دیده اند شناسایی و بر این اساس، مداخلات درمانی ویژه ای طراحی نمایند.