ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۸۶۱.

Analyzing Mental Constructs of Communication in Iranian Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۵
Objective: The aim of this study is to examine the sources that shape mental constructs in the minds of the participants and their strategies for bringing their own lives closer to that of a successful marriage. Methods: This study employs a qualitative method. Research data were collected through 30 in-depth interviews with 15 Tehranian couples. The data were coded using MAXQDA software, version 2020. The number of participants was determined upon reaching saturation. In the first stage of coding, a total of 860 codes or initial concepts were extracted from the interview transcripts. Findings: The findings of the study indicate that mental constructs of marriage are acquired, modifiable, and constructed entities that are the result of family upbringing and parental relationships, the dominant society and culture, and personal experiences after marriage. The strategies provided by participants for maintaining or achieving a successful marriage amounted to 51 suggestions and strategies, with the highest levels of agreement and recurrence around concepts such as patience, mutual respect, learning problem-solving skills, self-restraint, and communication. Conclusion: This study highlights that mental constructs of successful marriage are shaped by family, lived experiences, and societal influences, emphasizing the importance of empathy, mutual respect, and communication for marital satisfaction and stability.
۸۶۲.

بازخوانی تجربه ی افراد وابسته به مواد بهبودیافته درباره سبک زندگی خود در گرایش و تداوم اعتیاد (مورد مطالعه: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: از آنجایی که اعتیاد یک بیماری چندبعدی است که عوامل متعددی خصوصا مانند سبک زندگی بر آن مؤثرند، این پژوهش به بازخوانی تجربه ی افراد وابسته به مواد بهبودیافته درباره سبک زندگی خود در گرایش و تداوم اعتیاد در شهر شیراز انجام شد. روش: جامعه آماری این مطالعه شامل افراد وابسته به مواد بهبودیافته در شهر شیراز بود و از بین این جامعه 20 فرد با روش پدیدارشناسی تفسیری و به روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با روش تماتیک تجزیه و تحلیل گردیدند. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به ظهور یک مضمون کلی به نام «سبک زندگی اعتیادگونه» شد که چهار بعد اصلی شامل ابعاد جسمانی، روانی، معنوی-روحانی و ارتباطی-اجتماعی را در بر داشت که در تداوم و شروع اعتیاد نقش اساسی داشتند. نتیجه گیری: سبک زندگی اعتیادگونه می تواند نقش مهمی در توسعه و حفظ وابستگی به مواد داشته باشد. بنابراین، با توجه به نقش محوری سبک زندگی در اعتیاد می توان خاطر نشان کرد که مراکز درمانی می توانند از تغییر سبک زندگی ناکارآمد به عنوان یک روش درمان غیردارویی مؤثر در جهت درمان اعتیاد برای کمک به افراد وابسته به مواد بهره ببرند.
۸۶۳.

Investigating the Low Motivation of Young Couples for Childbearing in Shiraz Through Developing a Conceptual Model Using a Quantitative Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۸۳
Objective: Considering the significance of population and its optimal growth in Iran, the present study examined the low motivation of young couples for childbearing in Shiraz by developing a conceptual model using a quantitative approach. Methods: This research is applied in terms of its goal. The statistical population of this study includes all young couples without children in Shiraz in 2021 (based on the 2016 census, approximately 14% of couples are childless). According to the population size, the number of questions, Cochran's formula, and the G-power sample adequacy index, the approximate sample size consisted of 300 young childless couples, who were selected using the convenience sampling method. Data were collected using a researcher-made questionnaire, and based on factor analysis, the conceptual model of factors was explained and extracted. To test the model, the structural equation modeling approach was employed. The software used in this research was SPSS and AMOS. Findings: The results showed significant differences between the component of economic support and the components of personal growth inhibition, body self-concept, semantic attitude, communicative attitude, and social judgment. According to the model's fit indices, it was observed that the X2/df index was equal to 3.70, which is at an acceptable level. Additionally, the values of the RMSEA index were 0.08, CFI was 0.843, FMIN was 3.21, NFI was 0.798, ECVI was 3.70, and IFI was 0.844, all of which were at an appropriate level. Therefore, the model had a good fit. Conclusion: Based on the research findings, it is recommended that researchers focus on improving attitudes in the areas of body self-concept, social judgment, semantic attitude, and communicative attitudes regarding childbearing.
۸۶۴.

نیاز به احیای سامانه عمومی خدمات سلامت روان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۱
سازمان بهداشت جهانی در ژانویه سال 2020 گسترش کووید-19 را به عنوان یک فوریت بهداشت عمومی اعلام کرد و در مارس سال 2020 این وضعیت را به عنوان یک بیماری دنیاگیر شناسایی کرد [1]. پس از اعلام رسمی ظهور موارد کووید-19 در ایران و در پاسخ به درخواست وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سامانه تلفنی 4030 در هشتم اسفند سال 1398 برای ارائه خدمات پزشکی جهت رفع نیازهای مرتبط با کووید-19 راه اندازی شد. این سامانه دارای چندین شاخه بود که به پرسش های مردم درباره علائم، سیر، پیشگیری، درمان و اخبار مربوط به کووید-19 پاسخ می داد. یکی از این شاخه ها به پرسش های مردم درباره سلامت روان می پرداخت (می پردازد) و همه می توانستند با شماره تلفن 4030 تماس بگیرند تا از مشاوره با یک فرد حرفه ای در زمینه سلامت روان برخوردار شوند.
۸۶۵.

Structural Model of Impulsivity and Food Addiction with the Mediating Role of Food Craving and Emotional Processing(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۶
Objective: The present study was conducted to investigate the potential role of food craving and emotional processing in explaining and predicting the relationship between impulsivity and food addiction. Method : This study was descriptive and correlational research. The statistical population included all people with obesity who were referred to the health centers and nutrition clinics in Tehran in the spring and summer of 2023. In this research, 357 participants were selected through the convenience sampling method. Body mass index, the Barratt Impulsiveness Scale (Fossati et al., 2001), the Yale food addiction scale (Gerhard et al., 2009), the food craving questionnaire - trait (Sepda Benito et al., 2000), and the Emotional processing scale (Baker et al., 2007) were used to collect data. Data were analyzed using structural equation modeling through Amos24 software. Results : The results showed that the model fits appropriately with the observed data. The coefficient of the direct path of impulsivity and food addiction was positive and significant. The indirect relationship between impulsivity and food addiction through food craving and emotional processing was also positive and significant. This finding indicates that both emotional processing and food craving mediate the relationship between impulsivity and food addiction positively and meaningfully. Conclusion : It seems that emotional processing problems and impulsivity play a significant role in the etiology and continuation of pathological eating, and focusing on the interaction of these factors can be beneficial in the prevention and treatment of eating problems in overweight and obese people.
۸۶۶.

اثر بخشی مداخله ی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی بر تمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۲۱۷
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی مداخله ی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی بر تمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان بود. روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه گواه و گمارش تصادفی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان (سال تحصیلی 1400-1401) بود که با روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15 نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی استفاده شد. برای گروه آزمایش، مداخله ی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی در ده جلسه ی 90 دقیقه ای اجرا شد و داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که این مداخله، منجر به افزایش تمایل(01/0 > p، 62/25=F) و هویت کارآفرینی تحصیلی(01/0 > p، 28/19=F) در دانشجویان تحصیلات تکمیلی شده است. نتیجه گیری: مداخله ی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی، از طریق افزایش خودکارآمدی مقابله ای و فرآیندی، رشد رفتارهای مسیر شغلی انطباقی، تمرکز بر فعالیت های اکتشاف و طرح ریزی مسیر شغلی و تسهیل تاثیرات بافتی و محیطی، سبب می شود تا دانشجویان تمایل بیشتری به مسیر شغلی کارآفرینی تحصیلی داشته باشند و اقدام به ساخت و رشد هویت کارآفرینی تحصیلی کنند.
۸۶۷.

نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوار کودکی با افسردگی در بین دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۵
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودسرزنشگری و خودشفقتی در رابطه بین تجارب ناگوارکودکی با افسردگی بود. در قالب یک طرح توصیفی_ همبستگی، ۳۲۴ نفر از دانشجویان دانشگاه مراغه در سال تحصیلی 1401 - 1400 به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات، شرکت کنندگان پرسشنامه تجارب ناگوار کودکی، مقیاس سطوح خودسرزنشگری، مقیاس خودشفقتی و مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. برای تحلیل آماری داده ها از روش همبستگی پیرسون و تحلیل میانجی چندگانه استفاده شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که تجارب ناگوار کودکی با سطوح خودسرزنشگری همبستگی مثبت، با ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت و با افسردگی همبستگی مثبت داشت. همچنین خودسرزنشگری با افسردگی همبستگی مثبت و ابعاد مثبت و منفی خودشفقتی با افسردگی به ترتیب همبستگی منفی و مثبت دارد. نتایج تحلیل میانجی نشان داد سطوح خودسرزنشگری و ابعاد خودشفقتی، به استثنای ذهن آگاهی، ارتباط بین تجارب ناگوارکودکی و افسردگی را به صورت جزئی میانجی گری می کنند. این یافته ها حاکی ازاین هستند که تجارب ناگوار کودکی گرچه مستقیما عامل خطری برای افسردگی هستند، اما همچنین منجر به افزایش خودسرزنشگری و نیز سه بعد منفی خودشفقتی مانند خودقضاوتی، انزوا و همانندسازی افراطی شده و برعکس منجر به کاهش دو بعد مثبت خودشفقتی مانند مهربانی با خود و انسانیت مشترک شده و آنها نیز به نوبه خود منجر به افزایش افسردگی می شوند.
۸۶۸.

بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۸۰
اهداف ناسازگاری در زوج های جوان و عدم حل آن، از علل اصلی جدایی عاطفی و طلاق است که طبعات شخصی و اجتماعی زیادی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار بود. مواد و روش ها در این پژوهش کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده، از طرح تحقیق دو گروهی همراه با پیش آزمون و پس آزمون همراه با یک پیگیری 6 ماهه استفاده شد. نمونه پژوهش از میان زوج های جوان ناسازگار شهرستان یزد بود که در سال 1402 به مراکز مشاوره و طلاق این شهر مراجعه کرده بودند. باتوجه به معیارهای ورود براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده 52 زوج (104 نفر) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (ACT) و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان پیش از اجرای مداخله و پس از آن به وسیله ابزارهای «پرسش نامه همدلی مهرابیان و اپستین (EES)، پرسش نامه انطباق پذیری و همبستگی اولسون (FACES-III)، پرسش نامه نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) و پرسش نامه کارکرد زوجی اینریچ (ECS)» مورد سنجش قرار گرفتند. گروه آزمایش پروتکل مشخص درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت 8 جلسه 60 تا 90 دقیقه ای در هر هفته دریافت کردند. گروه کنترل نیز توسط مجری طرح، در هر هفته پیگیری شد اما پروتکل درمانی خاصی برای آن ها اجرا نشد و بعد از مرحله پیگیری، پروتکل درمان برای آن ها نیز اجرا شد. درنهایت داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 29 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نتایج تحلیل کواریانس نشان داد بین میانگین نمرات گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت (01/P<0). به طور مشخص، زوج هایی که در گروه آزمایش و تحت مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) قرار گرفتند، پس از پایان مداخله افزایش معناداری در میزان همدلی عاطفی و بهبود در انطباق پذیری و کارکرد زوجی نشان دادند، درحالی که میزان نارسایی هیجانی آن ها به طور معناداری کاهش یافت. نتیجه گیری براساس نتایج به دست آمده، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر برای افزایش همدلی عاطفی، کاهش نارسایی هیجانی و بهبود انطباق پذیری و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، پیشنهاد می شود مراکز مشاوره و مراکز پیشگیری از طلاق از این رویکرد درمانی برای ارتقای کیفیت روابط زوجین و کاهش تعارضات زناشویی بهره مند شوند.
۸۶۹.

تدوین مدل بهزیستی روان شناختی طلاب علوم دینی بر اساس هوش معنوی با توجه به نقش واسطه ای شفقت به خود(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان رابطه بین هوش معنوی و بهزیستی روان شناختی با نقش میانجی شفقت به خود در بین طلاب حوزه علمیه قم انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه طلاب مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1402 1403 بودند که از این تعداد، نمونه ای به حجم 210 نفر و به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه هوش معنوی کینگ (SISRI-2008)، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف (PVB-1989)، پرسش نامه ذهن آگاهی براون و رایان (MAAS-2003) و پرسش نامه شفقت به خود ریس (SCS-SF-2011) بوده است. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و روش معادلات ساختاری در بستر نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که بین هوش معنوی، شفقت به خود و بهزیستی روان شناختی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و شفقت به خود نیز متغیری است که می تواند نقشی میانجی در رابطه بین هوش معنوی و بهزیستی روان شناختی داشته باشد. به همین دلیل توجه به مفاهیم هوش معنوی و شفقت به خود به عنوان عواملی مؤثر بر بهبود بهزیستی روان شناختی طلاب بایستی در دستور کار مراجع مرتبط با طلاب همانند حوزه های علمیه قرار گیرد.
۸۷۰.

اثربخشی هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی در افراد دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۹۸
مقدمه: افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر اغلب عزت نفس پایین، الگوهای مشکل ساز واکنش هیجانی و سازگاری پایان در موقعیت های جدید دارند. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی در افراد دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر بود. روش: روش پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه افراد با علائم اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 3 شهر تهران در سال 1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های نگرانی، عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجان قبل و بعد از مداخله پاسخ دادند. شرکت کنندگان در گروه آزمایش هیپنوتراپی تحلیلی شناختی را در 8 جلسه ی 60 دقیقه ای به صورت دو بار در هفته دریافت کردند و در این مدت گروه کنترل هیچ نوع درمانی را دریافت نکردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از میانگین، انحراف معیار و تحلیل کوواریانس جهت مقایسه میانگین های پس آزمون انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی در افراد با علائم اختلال اضطراب فراگیر تاثیر داشت (01/0P< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر افزایش عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی افراد با علائم اختلال اضطراب فراگیر موثر بود؛ لذا می توان هیپنوتراپی تحلیلی شناختی را به عنوان مداخله ای مناسب برای اختلال اضطراب فراگیر پیشنهاد نمود.
۸۷۱.

بررسی نقش میانجی همدلی در رابطه کنش وری بازتابی والدین و مشکلات رفتاری دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۱
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی همدلی در رابطه کنش وری بازتابی والدین و مشکلات رفتاری دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه ششم شهرستان خدابنده در سال تحصیلی 1403 -1404 بود که به روش نمونه گیری دردسترس 220 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال لجبازی و نافرمانی و سلوک کودکان (ODCDQ) معتمدین و همکاران (1400)، پرسشنامه همدلی - کودکان و نوجوانان (CA-EmQue) اورگاوو همکاران (2017) و پرسشنامه کنش وری بازتابی والدین (PRFQ) لویتن و همکاران (2017) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثر مستقیم مولفه پیش ذهنی سازی (004/0=P) و علاقه و کنجکاوی (005/0=P) بر همدلی بود. همچنین نتایج بیانگر معناداری اثر مستقیم همدلی (009/0=P) و مولفه اطمینان از حالات ذهنی (05/0=P) بر مشکلات رفتاری بود. همچنین نتایج حاکی از اثر غیرمستقیم پیش ذهنی سازی و علاقه و کنجکاوی بر مشکلات رفتاری با میانجی گری همدلی بود (005/0=P). این نتایج نشان می دهد که همدلی با توجه به نقش کنش وری بازتابی والدین می تواند تبیین کننده اختلالات رفتاری دانش آموزان باشد.
۸۷۲.

اعتباریابی متقاطع مقیاس چهارگانه های تاریک در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: صفات چهارگانه تاریک شخصیت شامل خودشیفتگی، ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و دیگرآزاری، پیامدهای مخرب برای افراد و سازمان ها دارند. هدف پژوهش، اعتباریابی متقاطع و بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس چهارگانه های تاریک در محیط کار بود. روش: پژوهش توصیفی– همبستگی و اعتباریابی متقاطع بود. مقیاس چهارگانه های تاریک (تیبو و کلووی، ۲۰۲۰) پس از اخذ مجوز، با ترجمه– بازترجمه، بررسی روایی صوری و محتوایی و آزمون مقدماتی روی ۳۰ نفر به فارسی برگردانده شد. جامعه آماری ۴۰۰ نفر از کارکنان تبریز بود که به دو زیرنمونه ۲۰۰ نفری تقسیم شد. تحلیل عاملی اکتشافی با SPSS 22 انجام و ساختار عاملی با نسخه اصلی مقایسه شد. تحلیل عاملی تأییدی با LISREL 8 برازش مدل چهارعاملی را بررسی کرد. روایی همگرا با مقیاس صفات چهارگانه تاریک شخصیت (یوسفی و ایمان زاد، ۱۳۹۷) سنجیده شد. یافته ها: تحلیل اکتشافی چهار عامل با ۲۴ ماده استخراج کرد که ۶۱٪ واریانس را تبیین نمود و با نسخه اصلی همسو بود. پایایی عامل جامعه ستیزی 72/0 بود که کمی پایین تر از نسخه اصلی 75/0 است. آلفای کرونباخ مؤلفه ها 69/0 تا 87/0 و کل مقیاس 89/0، ضریب دو نیمه سازی مؤلفه ها 66/0 تا 75/0 و کل مقیاس 79/0 بود. تحلیل تأییدی برازش مدل چهارعاملی را تأیید کرد (91/0= NFI، 94/0= CFI، 05/0= RMSEA). نتیجه گیری: نسخه فارسی دارای روان سنجی مطلوب و اعتبار فرهنگی است و برای گزینش و مدیریت کارکنان، پیشگیری از رفتارهای مخرب و کنترل قلدری در سازمان ها و ادارات ایران کاربردی است.
۸۷۳.

ساخت و بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس مفهوم احترام در کودکان 10 تا 12 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۷۶
زمینه: مفهوم احترام یکی از ارزش های اساسی در تربیت و رشد اجتماعی است که در سیاست ها، برنامه های آموزشی و محیط های کاری مورد توجه قرار گرفته است. با وجود توافق عمومی بر اهمیت احترام، تحقیقات موجود بیشتر بر بزرگسالان متمرکز بوده و کمتر به مفهوم سازی و سنجش احترام در کودکان پرداخته شده است. به ویژه در کودکان 10 تا 12 ساله، که در مرحله ی کلیدی رشد شناختی و اخلاقی قرار دارند، ابزارهای روان سنجی معتبر و استاندارد برای بررسی این مفهوم به ندرت توسعه یافته اند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه مفهوم احترام در کودکان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان 10 تا 12 ساله، شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای استفاده شد و از بین جامعه هدف، 350 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به مقیاس محقق ساخته احترام پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی با استفاده از نرم افزارهای smat PLS 4, SPSS-26 و AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که مقیاس مفهوم احترام همسانی درونی قابل قبولی دارد (886/0=α)؛ میزان همبستگی بین دو بار اجرای این مقیاس 873/0 بود (01/0 P<). همچنین نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که الگوی تک عاملی این مقیاس برازش مطلوبی دارد. نتیجه گیری: مقیاس مفهوم احترام کودکان در ایران از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است و می توان از این ابزار در بررسی مفاهیم مربوط به احترام در کودکان استفاده کرد.
۸۷۴.

بررسی اثربخشی آموزش تکلیف محور خرد براساس نظریه توازن استرنبرگ بر مسئولیت پذیری و عدم تحمل ابهام در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
زمینه: مسئولیت پذیری به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی رشد اجتماعی و عدم تحمل ابهام به عنوان عاملی تأثیرگذار بر توانایی تصمیم گیری و مواجهه با موقعیت های نامطمئن، نقش بسزایی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد. در این میان، نظریه توازن استرنبرگ با تأکید بر خرد و تفکر عملی، زمینه ای را برای تقویت این ویژگی ها فراهم می آورد. با وجود پژوهش های متعدد در این زمینه، شکاف پژوهشی در بررسی نقش رویکردهای تکلیف محور خرد بر این متغیرها در دوره ابتدایی وجود دارد. هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش تکلیف محور خرد براساس نظریه ی توازن استرنبرگ بر مسئولیت پذیری و عدم تحمل ابهام در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی (4325 نفر) شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1402- 1401 بود که از میان آنها 30 دانش آموز پایه چهارم به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه های مسئولیت پذیری (کردلو، 1393) و عدم تحمل ابهام (زمستانی، 2022) بود. همچنین برای آموزش خرد از پروتکل آموزشی تکلیف محور محقق ساخته استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-25 و به روش آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که تفاوت بین دو گروه آزمایش و گواه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون از نظر آماری معنادار است (05/0 >P). به عبارت دیگر تاثیر آموزش تکلیف محور خرد منجر به افزایش میزان مسئولیت پذیری دانش آموزان (05/0 >P) و همچنین این رویکرد منجر به کاهش عدم تحمل ابهام در دانش آموزان شده است (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، توصیه می شود برنامه های آموزشی مبتنی بر نظریه توازن استرنبرگ در مدارس ابتدایی گسترش یابد و در قالب برنامه های رسمی یا فوق برنامه اجرا شود، زیرا این رویکرد در بهبود مسئولیت پذیری و کاهش عدم تحمل ابهام مؤثر بوده است. همچنین، برگزاری کارگاه های آموزشی برای معلمان به منظور آشنایی با اصول نظریه استرنبرگ و روش های عملی اجرای آن می تواند اثربخشی این آموزش ها را افزایش دهد.
۸۷۵.

اثربخشی آموزش معنامحور بر اهمال کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان پایه دوازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش معنامحور بر اهمال کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان پایه دوازدهم بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان پسر پایه دوازدهم منطقه 10 شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند که از بین آنان تعداد 40 نفر، 20 نفر در گروه گواه و 20 نفر در گروه آزمایش از طریق روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984، PASS) و خودکارآمدی تحصیلی اون و فرامن (1988،ASEQ ) بهره گرفته شد و مداخله ی آموزش معنامحور در 12 جلسه دوساعته، هفته ای یک بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون اهمال کاری تحصیلی و خودکارآمدی تحصیلی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. درنتیجه، آموزش معنامحور تحصیلی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر برای دانش آموزان پایه دوازدهم مورد توجه قرار داده شود.
۸۷۶.

طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه: سردرد تنشی به عنوان دومین بیماری مزمن شایع در جهان شناخته شده است. این نوع سردرد به دلیل گستردگی و تأثیر چشمگیری که بر کیفیت زندگی دارد، توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان حوزه سلامت را به خود معطوف کرده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آمیخته کیفی-کمّی است. بخش کیفی تحقیق به منظور استخراج گویه های مورد استفاده در تدوین پرسشنامه به روش استقرایی انجام گرفت. در بخش کمّی، به منظور بررسی روایی و پایایی ابزار تدوین شده، از روش توصیفی در قالب مطالعات روانسنجی استفاده شد. جامعه ی آماری پژوهش در بخش کمّی را تمامی افراد مبتلا به سردردهای تنشی بر اساس معیارهای تشخیص سیستم بین المللی طبقه بندی اختلالات سردرد (ICHD-3) در سال 1404 تشکیل دادند. نمونه پژوهش حاضر از چهار شهر به تعداد 240 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به پرسشنامه ی سردردهای تنشی (1404)، پرسشنامه ی شدت علایم میگرن نجاریان (1376) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همسانی درونی، روایی همزمان، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS. 26 و LISREL. 10.20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی نشان داد که این پرسشنامه و خرده مقیاس های آن از پایایی مناسبی (α >70/0)  برخوردار است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط مثبت بین متغیر سردردهای تنشی با شدت علایم میگرن (001/0>P و 750/0=r) نشان دهنده روایی همگرای مناسب و ضریب همبستگی منفی بین متغیر بهزیستی روانشناختی (05/0>P و 155/0-=r) نشان دهنده روایی واگرای مناسب می باشد. شاخص های برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز مدل نهایی این پرسشنامه را تأیید کرد (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامه ی سردردهای تنشی پایایی و روایی مطلوبی در جمعیت ایرانی دارد و مقیاس خودسنجی مناسبی برای موقعیت های بالینی و پژوهشی می باشد.
۸۷۷.

اثربخشی آموزش بازسازی شناختی بر دلزدگی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر بابل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۰۳
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش بازسازی شناختی بر دلزدگی تحصیلی و اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر بابل بود. روش شناسی: این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر بابل در سال تحصیلی ۱۴۰۲.۱۴۰۳ بود که از میان آن ها ۳۰ نفر به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه دلزدگی تحصیلی پکران (۲۰۰۲) و پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (۱۹۸۴) بود. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش بازسازی شناختی مبتنی بر مدل بک شرکت کردند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیری انجام گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش بازسازی شناختی تأثیر معناداری بر کاهش دلزدگی تحصیلی (F=62.435, p<0.001, η²=0.351) و اهمال کاری تحصیلی (F=58.324, p<0.001, η²=0.210) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، آموزش بازسازی شناختی می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در کاهش دلزدگی و اهمال کاری تحصیلی در میان دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد و به بهبود عملکرد تحصیلی و سلامت روانی آنان کمک کند.
۸۷۸.

Effectiveness of Emotion Regulation Therapy on Anger Rumination and Health-Related Quality of Life in Women with Primary Hypertension(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۴
Objective: Hypertension is one of the most prevalent chronic diseases, which, if not properly managed, can lead to numerous psychological and social consequences in addition to physical health issues, ultimately reducing quality of life. The present study aimed to investigate the effectiveness of emotion regulation-based therapy on anger rumination and health-related quality of life (HRQoL) in patients with primary hypertension. Method: This semi-experimental study employed a pretest-posttest control group design with a two-month follow-up. The statistical population consisted of all women diagnosed with primary hypertension who were referred to Moheb Hospital in Tehran in 2025. Using convenience sampling, 30 participants were selected and randomly assigned to two equal groups (15 participants each). Data were collected using a demographic information checklist, the Anger Rumination Scale, the Health-Related Quality of Life Questionnaire, and a digital upper arm blood pressure monitor. The intervention group received emotion regulation-based therapy based on Gross’s protocol, delivered in 8 sessions (twice weekly, each session lasting one hour). Data analysis was conducted using repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc tests. All ethical issues were addressed in this study, and the authors declare that they have no conflicts of interest. Results: Emotion regulation-based therapy had a significant effect on reducing anger rumination (F = 89.365, p < 0.015), Reduction in systolic blood pressure (F=22.621 and p<0.011), Reduction in diastolic blood pressure (F=40.076 and p<0.006), and improving health-related quality of life (F = 97.943, p < 0.002) in patients with primary hypertension. The effect sizes for anger rumination and HRQoL were 0.36, Systolic blood pressure 0.40, diastolic blood pressure 0.38, and 0.47, respectively. These effects persisted at the two-month follow-up. Conclusion: The findings indicate that emotion regulation-based therapy can effectively enhance behavioral outcomes, blood pressure, and improve quality of life in individuals with hypertension. It is recommended that such psychological interventions be integrated with pharmacological treatments in rehabilitation and care programs to enhance the psychological and behavioral functioning of these patients.
۸۷۹.

مدل ساختاری مشکلات خواب بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای دوران کودکی با میانجی گری تاب آوری در زنان باردار شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۸
مقدمه: در دوره بارداری زنان مشکلات جسمی و روان شناختی گوناگونی را تجربه می کنند. یکی از این مسائل مهم و قابل توجه مشکلات خواب است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل ساختاری مشکلات خواب بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای دوران کودکی با میانجی گری تاب آوری در زنان باردار شهر تهران است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و معادلات ساختاری بوده است و جامعه آماری آن شامل تمامی زنان باردار سال 1402 شهر تهران می باشد. با استفاده از فرمول کوهن تعداد 288 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. در بین آن ها چهار پرسش نامه مشکلات خواب، ناگویی هیجانی، ترومای دوران کودکی و تاب آوری توزیع شد. داده های به دست آمده با نرم افزارهای SPSS-27 و LISREL-8/8 و آزمون های همبستگی «پیرسون» و معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مدل از برازش خوبی برخوردار است. همچنین، قوی ترین رابطه با مشکلات خواب را به ترتیب ناگویی هیجانی (35/0=r)، ترومای دوران کودکی (25/0=r) و تاب آوری (21/0-=r) داشتند (01/0<p) که افزایش میزان تاب آوری نشان دهنده کاهش مشکلات خواب می باشد. ناگویی هیجانی (14/0-=r) و ترومای دوران کودکی (20/0-=r) نیز دارای رابطه معکوس معنا داری با متغیر میانجی تاب آوری هستند (05/0>p). نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که متغییر های ناگویی هیجانی، ترومای دوران کودکی و تاب آوری پیش بینی کننده مشکلات خواب هستند. بنابراین با شناخت برخی عوامل موثر بر مشکلات خواب می توان به بهبود کیفیت خواب زنان باردار کمک شایانی نمود.
۸۸۰.

نقش واسطه ای حمایت های اجتماعی در رابطه سبک های دلبستگی با کیفیت زندگی زنان خیانت دیده: ارائه یک مدل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۵۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای حمایت های اجتماعی در رابطه بین سبک های دلبستگی و کیفیت زندگی زنان خیانت دیده انجام شد. همچنین، تأثیر ناملایمات دوران کودکی به عنوان یکی از متغیرهای پیش بینی کننده کیفیت زندگی در مدل ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه ۸ شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آن ها ۳۰۰ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه کیفیت زندگی WHOQOL، پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسالان (Collins & Read)، پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس و پرسشنامه ناملایمات دوران کودکی (CTQ) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد ناملایمات دوران کودکی و سبک های دلبستگی ناایمن اثر منفی و معناداری بر کیفیت زندگی زنان خیانت دیده دارند. همچنین، حمایت اجتماعی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین سبک های دلبستگی و ناملایمات دوران کودکی با کیفیت زندگی ایفا می کند. سبک دلبستگی ایمن با حمایت اجتماعی بالاتر و کیفیت زندگی مطلوب تر مرتبط بود. نتیجه گیری: یافته ها بر اهمیت مداخلات روان شناختی در بازسازی سبک دلبستگی و تقویت شبکه های حمایت اجتماعی برای بهبود کیفیت زندگی زنان خیانت دیده تأکید دارند. این نتایج می توانند مبنایی برای طراحی مداخلات فردی و اجتماعی در حوزه سلامت روان باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان