ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۸۲۱.

تأثیر یادگیری خودراهبر بر شادکامی ذهنی و سازگاری تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی دانشجویان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۹
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یادگیری خودراهبر بر شادکامی ذهنی و سازگاری تحصیلی با میانجی گری خودکارآمدی دانشجویان شهر تبریز انجام شد. این تحقیق از نوع کاربردی، کمّی و توصیفی_پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، دانشجویان دانشگاه های پیام نور و سراسری شهر تبریز بودند که 380 نفر از آنان با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و پرسشنامه های یادگیری خودراهبری فیشر و همکاران (2001)، سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (۱۹۸۴)، شادکامی آکسفورد (OHI) آرجیل و همکاران (1989) و خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان (1999) را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل در نرم افزار smartpls3.1.1 و در سطح معنا داری 05/0 انجام شد. نتایج نشان داد که یادگیری خودراهبر بر شادکامی (037/4=t؛ 001/0=p)، سازگاری تحصیلی (916/4=t؛ 001/0=p) و خودکارآمدی تحصیلی (028/29=t؛ 001/0=p) دانشجویان تأثیر معنا داری دارد. همچنین خودکارآمدی تحصیلی بر شادکامی (447/7=t؛ 001/0=p) و سازگاری تحصیلی (340/129=t؛ 001/0=p) دانشجویان تأثیر معنا داری دارد و خودکارآمدی تحصیلی در تأثیر یادگیری خودراهبر بر شادکامی (594/9=z؛ 001/0=p) و سازگاری تحصیلی (252/12=z؛ 001/0=p) دانشجویان نقش میانجی ایفا می کند. بنابراین، می توان با ترویج خودمدیریتی، خودکنترلی و انگیزش و همچنین شناسایی استعداد دانشجویان و فراهم کردن زمینه های تلاش آنها، موجبات شادکامی و سازگاری تحصیلی دانشجویان را فراهم کرد.
۸۲۲.

نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین سخت کوشی روان شناختی و ثبات قدم با خودناتوان سازی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۶
هدف این مطالعه بررسی نقش واسطه ای خودتنظیمی هیجانی در ارتباط بین سخت کوشی روان شناختی، تاب آوری و خودناتوان سازی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه تبریز بود. پژوهش با روش توصیفی_همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. نمونه ای شامل ۳۷۸ نفر به روش تصادفی انتخاب شد و داده ها با استفاده از پرسش نامه های استاندارد جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین تاب آوری و خودناتوان سازی تحصیلی نقش میانجی دارد، اما این نقش در ارتباط سخت کوشی با خودناتوان سازی تأیید نشد. همچنین، همبستگی منفی معناداری بین تاب آوری و خودناتوان سازی مشاهده شد. یافته ها حاکی از آن است که تقویت سخت کوشی روان شناختی و تاب آوری می تواند به کاهش رفتارهای خودناتوان ساز منجر شود. برنامه های آموزشی و مشاوره ای باید بر بهبود این مهارت ها تمرکز کنند تا عملکرد تحصیلی دانشجویان ارتقا یابد. با این حال، محدودیت هایی مانند عدم تعمیم پذیری نتایج به دیگر گروه ها و احتمال سوگیری در خودگزارش دهی وجود دارد. این پژوهش بر اهمیت توسعه مداخلات آموزشی برای تقویت خودتنظیمی هیجانی و سخت کوشی تأکید می کند تا از رفتارهای خودناتوان ساز پیشگیری شود.
۸۲۳.

اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای تفکر انتقادی از بعد آزاد اندیشی و انتقادپذیری در دانش آموزان دختر متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه: در دنیای امروز، توانایی تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهارت های اساسی در فرآیند یادگیری و زندگی اجتماعی شناخته می شود. این مهارت شامل دو بعد مهم، یعنی آزاداندیشی و انتقادپذیری است که به افراد کمک می کند تا اطلاعات را به طور مؤثر تجزیه و تحلیل کنند و تصمیمات آگاهانه تری بگیرند. با این حال، در نظام های آموزشی، به ویژه در مورد دانش آموزان دختر، توجه کافی به آموزش این مهارت ها نشده است و خلا پژوهشی قابل توجهی در این زمینه وجود دارد. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای تفکر انتقادی از بعد آزاداندیشی و انتقادپذیری در دانش آموزان دختر می پردازد. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای تفکر انتقادی از بعد آزاداندیشی و انتقادپذیری در دانش آموزان دختر پایه هفتم متوسطه اول شهرستان سنقر بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان پایه هفتم دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1402-1403 شهرستان سنقر بود. نمونه گیری در این پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد و در نهایت، تعداد 120 دانش آموز انتخاب شدند که به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند (60 نفر در گروه آزمایش و 60 نفر در گروه گواه). جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا (فاکون، 1997) استفاده شد. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ایی آموزش مبتنی بر طرحوار استدلال (کاباتز- میمز و کاکان-آکاس، 2020) را فراگرفتند. در نهایت داده ها با آزمون کواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای آزاداندیشی و انتقادپذیری در سطح معناداری (001/0) تأثیر معناداری داشته است. نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال به دانش آموزان این امکان را می دهد که به طور فعال در فرآیند یادگیری شرکت کنند و مهارت های تحلیلی و استدلالی خود را تقویت نمایند. این نوع آموزش، با تشویق به پرسشگری و تحلیل انتقادی اطلاعات، به ارتقای توانایی دانش آموزان در ارزیابی و نقد نظرات و ایده های مختلف کمک می کند.
۸۲۴.

پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب کودکان ابتدایی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دانش آموزان دختر پایه پنجم و ششم مقطع ابتدایی در مدارس شهر آباده در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 219 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان (SCAS، اسپنس، 1997)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و واندروال، 2010) و سیاهه تمایزیافتگی خود (DSI، اسکورن و فریندلندر، 2009) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران با اضطراب کودکان رابطه منفی و معناداری وجود دارد (01/۰p‹). همچنین انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران در مجموع 39 درصد از تغییرات اضطراب کودکان را تبیین کردند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که انعطاف پذیری شناختی و تمایزیافتگی خود مادران می توانند تبیین کننده اضطراب کودکان ابتدایی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش اضطراب کودکان ابتدایی ضروری است.
۸۲۵.

A Causal Model of Marital Quality of Life Based on Resilience with the Mediating Role of Sexual Satisfaction in Married Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۶۱
Objective: This study aimed to investigate a causal model of marital quality of life based on psychological resilience with the mediating role of sexual satisfaction in married teachers. Methods and Materials: The research employed a descriptive-correlational design using structural equation modeling (SEM). The sample consisted of 375 married teachers selected through purposive sampling. Data were collected using the Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC), the Sexual Satisfaction Questionnaire by Hudson et al., and the Revised Dyadic Adjustment Scale (RDAS) by Busby et al. Descriptive statistics and inferential analyses were conducted using SPSS and AMOS software. Assumptions of normality, linearity, and multicollinearity were checked and confirmed prior to model testing. Findings: The results revealed a significant direct effect of resilience on marital quality of life (β = 0.42, p < 0.001), indicating that higher resilience is associated with greater marital quality among married teachers. However, the indirect effect of resilience on marital quality of life through sexual satisfaction was not statistically significant (β = 0.10, p = 0.113), suggesting that sexual satisfaction does not mediate the relationship between resilience and marital well-being in this population. Model fit indices confirmed the adequacy of the proposed model (χ²/df = 2.54, RMSEA = 0.05, CFI = 0.94, NFI = 0.91, GFI = 0.95, AGFI = 0.93). Conclusion: Resilience plays a crucial and independent role in enhancing marital quality of life among married teachers, while sexual satisfaction, despite its overall importance, does not serve as a mediating factor in this relationship. The findings underscore the importance of psychological strengths in marital dynamics and suggest the need for interventions that enhance resilience to promote relational well-being, especially in high-stress professional contexts.
۸۲۶.

The Structural Model of Democratic Parenting Based on Parental Stress Index and Couples' Communication Patterns with the Mediating Role of Wisdom(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
Objective: The present study aimed to examine the structural model of the relationship between parental stress and couples' communication patterns with democratic parenting, with the mediating role of wisdom. Methods: The research method was applied in nature, considering the potential use of the data, and the design was descriptive-correlational. The statistical population consisted of parents of elementary school students in Tehran during the 2022-2023 academic year, from which 639 participants were selected through cluster sampling. Data collection tools included the Parental Stress Index by Abidin (1990), the Couples' Communication Patterns Scale by Christensen and Salovey (1984), the Sense of Coherence Scale by Antonovsky (1993), and the Authoritative Parenting Questionnaire by Robinson et al. (2001). The data were analyzed using structural equation modeling (SEM). Findings: The results showed that the stress index, demand/withdrawal, and criticism/defense patterns had a significant negative relationship with authoritative parenting (P < 0.01). Wisdom and constructive interactions demonstrated a positive relationship with authoritative parenting (P < 0.01). Additionally, the results of the modeling indicated that the model had a good fit, and wisdom could mediate the relationship between parental stress, constructive interactions, and demand/withdrawal with authoritative parenting. Conclusion: The findings showed that the variables of parental stress, couples' communication patterns, and wisdom influence parenting.
۸۲۷.

The Mediating Role of Body Checking Behavior and Body Image in the Relationship Between Emotional Regulation and Coping Styles with Binge Eating Disorder in Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
Objective: The aim of this study was to investigate the mediating role of body checking behavior and body image in the relationship between emotional regulation and coping styles with binge eating disorder. Methods: The research design was a cross-sectional descriptive study of a correlational nature. The target population consisted of all women visiting clinics in Shiraz, and a sample of 200 women was selected using the convenience sampling method. The measurement tools used in this study included the Body Checking and Body Image Questionnaire, the Emotion Regulation Questionnaire, the Coping Styles Questionnaire, and the Binge Eating Disorder Scale. The obtained data were analyzed at both descriptive and inferential levels. In the descriptive section, indices such as mean, standard deviation, minimum, and maximum scores were calculated. At the inferential level, Pearson correlation coefficient and path analysis with structural equation modeling were conducted. Findings: The results indicated that body checking behavior and body image, as mediating variables, create a significant relationship between emotional regulation and coping styles with binge eating disorder. Both emotional regulation and body checking behavior directly and indirectly predicted binge eating disorder. Additionally, coping styles, particularly problem-focused coping, helped reduce binge eating behaviors, whereas emotion-focused and avoidant coping styles had more negative effects on this disorder. Conclusion: These results emphasize that body image and checking behaviors can increase body dissatisfaction and contribute to the persistence of binge eating disorder.
۸۲۸.

اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش استرس والدینی و بهبود تعامل مادر و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش استرس والدینی و بهبود تعامل مادر و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی بود. این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری آن را مادران دارای فرزند کم توان ذهنی مرکز آموزشی و توانبخشی شهر بجنورد تشکیل دادند. تعداد 30  نفر از این افراد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با شاخص استرس والدینی (PSI) و مقیاس رابطه والد-کودک (CPRS) انجام شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند تحلیل کواریانس نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش استرس والدینی و بهبود تعامل مادر و کودک در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی تأثیر معناداری دارد (0.05>P). این پژوهش نشان دهنده آن بود که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به رشد مهارت های روان شناختی و بهبود مشکلات مادران دارای فرزند کم توان ذهنی کمک کند.
۸۲۹.

ویژگی های روان سنجی پرسشنامه راه حل محور در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: برای ارزیابی ذهنیت راه‌حل محور ، وجود ابزاری معتبر ضروری به نظر می‌رسد. پژوهش حاضر با هدف ترجمه و اعتباریابی نسخه فارسی پرسش‌نامه 12 سؤالی راه‌حل محور (SFI) گرنت و همکاران (2012) انجام گرفت. روش پژوهش: مطالعه حاضر یک پژوهش روش‌شناسی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود که تعداد 263 نفر از دانشجویان با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شده و در پژوهش شرکت کردند. پس از ترجمه و اخذ نظرات اساتید متخصص، اعتبار صوری و محتوایی پرسش‌نامه به صورت کیفی تعیین گردید و پس از آن اعتبار سازه (با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی)، اعتبار ملاک (سنجش همبستگی میان نسخه فارسی پرسش‌نامه راه‌حل محور و پرسش‌نامه بهزیستی روان‌شناختی ریف و رضایت از زندگی داینر) و همسانی درونی ابزار مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج تحلیل اعتبار همگرا، بیانگر همبستگی مثبت بین نسخه فارسی پرسش‌نامه راه‌حل محور، پرسش‌نامه بهزیستی روان‌شناختی و رضایت از زندگی بود. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسش‌نامه 77/0 و برای سه خرده مقیاس عدم درگیری با مشکل، جهت‌گیری هدف و فعال‌سازی منابع بین 46/0 تا 79/0 بود. همچنین نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان‌دهنده اعتبار سازه پرسش‌نامه بود. نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش، نشان‌دهنده اعتبار صوری، اعتبار سازه، اعتبار ملاک و همسانی درونی و ثبات قابل قبول ابزار است. از این جهت می‌توان از این ابزار جهت سنجش ذهنیت راه‌حل محور در بخش‌های پژوهشی استفاده لازم را به عمل آورد.
۸۳۰.

The mediating role of sadness caused by separation and perceived stress in the relationship between the quality of parental involvement and release from the previous relationship in divorced women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۸
Aim: Parenting after divorce is one of the most important tasks for divorced parents. This research was conducted to investigate the mediating role of grief and sadness caused by separation and perceived stress in the quality of parental participation and release from the previous relationship in divorced women with children in Yasuj city. Method: Research method This correlation study and was based on structural equation modeling. the population of included all the women in divorcees with children who were referred to the counseling centers of Yasouj city, 314 people who in 2023 voluntarily declared their readiness to participate in this research. From among the volunteers, 202 people who were eligible to participate in the research responded to the indicators of release from the previous relationship (DFPR, Fisher and Bierhaus, 2007), perceived stress (PSS, Cohen et all, 1983), Quality of parental Coparental Communication (QCCS, Constance and Aarons, 1981) and sadness caused by separation (SCS, Fisher and Bierhaus, 2007). The data were analyzed using the path analysis of structural equations method. Finding: The results showed that the proposed model is a good fit. The results showed that the two variables of perceived stress and sadness caused by separation had an indirect and significant effect on the relationship between the quality of parental involvement and separation from the previous relationship (p = 0.001) and also found shows a direct effect on the quality of the shared relationship on separation of the previous relationship (p = 0.001). According to the obtained findings,
۸۳۱.

The validation of the Multidimensional Orientation Toward Dying and Death Inventory in an Iranian People(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۳
Introduction and Objective: The Multidimensional Orientation Toward Dying and Death Inventory (MODDI-F) is a 47-item self-report scale. This study aimed to assess the psychometric properties of the MODDI-F in a sample of Muslims. Research Methodology: In this study, which was a cross-sectional design, 465 individuals (220 men and 245 women) were selected by random sampling and completed the Death Anxiety Scale (DAS), the Death Obsession Scale (DOS), the Death Depression Scale (DDS), and the MODDI-F. Data were analyzed using principal component analysis and multiple analyses of variance (MANOVA). Findings: The factor analysis results using principal component analysis (PCA) showed that the MODDI-F was a multidimensional scale and four factors including fear of oneself death, fear of other’s death, death loneliness, and death acceptance explained the most variances respectively. Females had higher scores on the MODDI-F than males. In order to examine concurrent validity of the MODDI-F, the relations of the MODDI-F to the DAS, the DOS, and the DDS were investigated. The results showed that the MODDI-F had an appropriate concurrent validity. In addition, three types of reliability (test-retest, split-half, and internal consistency) were reported. Conclusion: Considering desirable psychometric properties of the MODDI-F in the present study, this scale can be used in research on death among Iranian people.
۸۳۲.

مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی بر اضطراب افسردگی و استرس بیماران منییر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۲
مقدمه: بیماران منییر مشکلات روان شناختی عدیده ای را گزارش می کنند درحالی که در جهت درمان و بهبود ابعاد روانشناسی این بیماران تلاش چندانی نشده است. لذا هدف مطالعه حاضر مقایسه میزان اثربخشی طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی بر افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر بود. روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر بیماران منییر مبتلا به افسردگی و اضطراب همبود بود که از بین آن ها، 45 بیمار با توجه به معیار های ورود و خروج با روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه رفتاردرمانی شناختی، طرح واره درمانی و کنترل اختصاص داده شدند. هر سه گروه قبل، بعد از مداخله و یک ماه بعد از مداخله با مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندزه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج کاهش معنادار در افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر گروه های آزمایش نسبت به کنترل در پس آزمون و پیگیری نشان داد (05/0P < ). همچنین بین گروه طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در کاهش افسردگی به نفع طرح واره درمانی تفاوت معنادار نشان داده شد (05/0P < ) اما در دیگر متغیرها تفاوت معناداری بین دو گرو آزمایش یافت نشد (05/0P > ). نتیجه گیری: مداخلات طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در بهبود علائم روان شناختی بیماران منییر مؤثر است. نتیجه این پژوهش و پژوهش های مشابه می تواند در حوزه های تشخیصی و درمانی بیماران منییر مورد استفاده قرار گیرد.
۸۳۳.

تأثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۳۰
زمینه: در سال های اخیر، توجه به تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی دانش آموزان به عنوان عواملی اساسی در توسعه ی شخصیت و عملکرد تحصیلی آنان مورد تأکید پژوهش ها بوده است. تعلق به مدرسه، حس پیوند و ارتباط با محیط آموزشی را تقویت می کند و مهارت های اجتماعی، به دانش آموزان کمک می کند که روابط مثبت تری با همسالان و معلمان برقرار کنند. آموزش مهارت های مثبت اندیشی می تواند در بهبود این جنبه ها نقش مؤثری داشته باشد. با این حال، شکاف پژوهشی موجود به دلیل کمبود مطالعاتی که به صورت مستقیم اثرات مثبت اندیشی را بر تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی در سطح دانش آموزان ابتدایی، بررسی کرده اند، مشهود است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر تعلق به مدرسه و مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی شهر اردبیل انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری 3 ماهه بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی (4945 نفر) شهر اردبیل در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از میان آنها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و در دو گروه 30 نفره (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه گواه) به صورت تصادفی جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مهارت های اجتماعی (ماتسون، 1983) و احساس تعلق به مدرسه (بری و همکاران، 2005) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS.24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی منجر به افزایش تعلق به مدرسه در دانش آموزان ابتدایی شود (01/0 >p)؛ همچنین آموزش مثبت اندیشی در ارتقای مهارت های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی مؤثر بود (01/0 >p) و نتایج این تأثیر در بازه زمانی 3 ماهه نیز پایدار بود (01/0 >p). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج مطالعه حاضر، آموزش مهارت مثبت اندیشی می تواند به عنوان یک برنامه پیشگیرانه برای دانش آموزانی که در زمینه تحصیلی و هیجانی دچار مشکل و نقص هستند یا در قالب یک برنامه مداخله ای برای کاهش آسیب در کودکان و نوجوانان، به ویژه توسط درمانگران و مشاوران مدنظر قرار گیرد.
۸۳۴.

اثر بسته بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی بر فعالیت بدنی کودکان چاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
مقدمه: فعالیت بدنی یکی از مولفه های مهم در درمان کودکان چاق محسوب می شود و بنابراین ارتقاء آن اهمیت بسیاری دارد. هدف: این پژوهش به منظور بررسی اثر بسته بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی بر فعالیت بدنی کودکان چاق انجام شد. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با پیش-آزمون، پس-آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه پژوهش کلیه مراجعه کنندگان به مراکز سلامت ایرانیان-شهر اصفهان در فاصله نیمه دوّم سال 1400 تا نیمه نخست سال 1401 بودند. 45 زوج والد-کودک چاق به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی ساده به 2 گروه آزمایش (22 زوج) و گواه (23 زوج)، گمارده شدند. کلیه والدین مونث و میانگین سن آنها 64/34 سال بود. متوسط سن کودکان از هر 2 جنسیّت 41/9 سال بود. همزمان با سنجش های هفتگی قد و وزن 2 گروه، گروه آزمایش 11 جلسه 45 دقیقه ای آموزش بسته بازی درمانی را دریافت نمودند ولی گروه گواه هیچگونه مداخله ای دریافت ننمودند. ابزار سنجش مقیاس لذت از فعالیت بدنی (مور و همکاران، 2009)، بود. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 29 و روش های آماری مجذور کای و تحلیل واریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر در سطح معناداری 0۵/0 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند میان 2 گروه تفاوت معناداری از لحاظ داده های جمعیت شناختی وجود ندارد. همچنین مشخص شد بسته بازی درمانی بر ارتقاء فعالیت بدنی کودکان چاق تاثیر معناداری (05/0>P)، دارد. نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، آموزش بسته بازی درمانی مبتنی بر کارکردهای اجرایی تاثیر معناداری بر ارتقاء فعالیت بدنی کودکان چاق دارد و بنابراین می توان از آن در ارتقاء فعالیت بدنی کودکان چاق استفاده نمود.
۸۳۵.

پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیت، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی در زنان متاهل دارای نشانگان افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیت، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی در زنان متاهل دارای نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان متاهل دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز روانشناسی و خدمات درمانی وابسته به بهزیستی و سازمان نظام روانشناسی استان تهران در سال 1403 بود که جهت گزینش نمونه پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 200 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی (BDI-II، بک و همکاران، 1996)، پرسشنامه صمیمیت زناشویی (MINQ، باگاروزی، 2001)، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیتی (Big 5، گلدبرگ، 1999)، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و وندروال، 2010) و مقیاس سنجش بخشودگی (FFS، پولارد و اندرسون، 1998)، بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه به روش همزمان استفاده شد. نتایج نشان داده است که بین برونگرایی، گشودگی به تجربه، توافق پذیری، وظیفه شناسی، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی با صمیمیت زناشویی رابطه مثبت و معنادار و بین روان رنجورخویی با صمیمیت زناشویی رابطه منفی و معنادار است (01/0>p). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگی های شخصیت، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی در مجموع 84/0 واریانس صمیمیت زناشویی را تبیین می کنند.
۸۳۶.

رابطه ساختاری ادراک ویژه تکلیف و یادگیری کلاسی: نقش میانجی سازماندهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
زمینه و هدف: بر اساس پژوهش های متعدد راهبردهای سازماندهی شناختی با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد و موجب بهبود یادگیری می شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش واسطه ای سازمان دهی در رابطه بین ادراک ویژه تکلیف و یادگیری کلاسی دانش آموزان بود. روش: روش این پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل در پایه نهم مدارس دوره یکم متوسطه شهر کرمان در سال تحصیلی ۱400-۱399 بودند که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای 400 دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. تمامی افراد نمونه پرسشنامه های عاطفه مثبت و منفی (واتسن و همکاران، 1988)، خودتنظیمی (بوفارد و همکاران، 1995)، تلاش (دوپی رایت و مارین، 2005)، کنترل تحصیلی (پری و همکاران، 2001)، خودکارآمدی (جروسالم و شوارزر، 1992)، فشار و سختی ادراک شده (بورگ، 1982)، مفهوم خویشتن (بک و همکاران، 1990) و آزمون محقق ساخته ریاضی را تکمیل کردند. داده ها با روش معادلات ساختاری و نرم افزار Spss24 و Amos23 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که ادراک ویژه تکلیف بر سازمان دهی (05/0, p<60/0γ = ) و یادگیری کلاسی(05/0, p<46/0γ = ) اثر ساختاری مستقیم دارد، سازماندهی بر یادگیری کلاسی اثر ساختاری مستقیم دارد(05/0, p<26/0β = )، و سازمان دهی در رابطه بین ادراک ویژه تکلیف و یادگیری کلاسی نقش میانجی ایفا می کند (001/0> p،427/0 = BS). نتیجه گیری: برای دستیابی به یادگیری مؤثر کلاسی نه تنها باید درک ویژه ای از تکلیف ایجاد کرد، که باید به یادگیرنده کمک کرد با سازماندهی عواطف، راهبردها و اراده اقدام به یادگیری کند. مربیان می توانند با طراحی تکالیف واضح و ارائه بازخورد سازنده، ادراک دانش آموزان از تکالیف و سازمان دهی را بهبود دهند. آموزش مهارت های سازمان دهی مانند برنامه ریزی و مدیریت زمان را می توان از طریق ابزارهایی مانند چک لیست ها و عملکرد کلاسی ارتقا داد. ایجاد محیط های یادگیری حمایتی و ارائه بازخورد مستمر، یادگیری کلاسی را با تقویت ادراک و سازمان دهی به طور مداوم بهبود می دهد.
۸۳۷.

Developing a Model of Psychological Flexibility in Students Based on Academic Resilience: The Mediating Role of Sense of Coherence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۸۶
This study aimed to develop a model of psychological flexibility in high school students based on academic resilience, with sense of coherence as a mediating variable. A descriptive correlational design utilizing structural equation modeling was employed, involving 350 secondary school students from Khorramabad, Iran, in the 2023–2024 academic year, selected through cluster random sampling. Data were collected using the Multidimensional Cognitive Flexibility Questionnaire, the Sense of Coherence Questionnaire (short version), and the Academic Resilience Scale. Statistical analyses were conducted using SPSS26 and AMOS24. The findings revealed significant direct effects of academic resilience (β=0.31, p<0.001) and sense of coherence (β=0.51, p<0.001) on psychological flexibility, as well as a direct effect of academic resilience on sense of coherence (β=0.56, p<0.001). Additionally, sense of coherence partially mediated the relationship between academic resilience and psychological flexibility (indirect effect=0.28, p<0.001), with academic resilience explaining 32% of the variance in sense of coherence and, together with sense of coherence, accounting for 52% of the variance in psychological flexibility. These results suggest that fostering academic resilience and sense of coherence can significantly enhance students’ psychological flexibility, providing a foundation for designing educational and psychological interventions to improve mental health and academic performance.
۸۳۸.

الگوی ساختاری احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی با نگرش به روابط فرا زناشویی در زنان و مردان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۳
پژوهش حاضر با هدف تحلیل مسیرهای احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی با نگرش به روابط فرازناشویی در متأهلین شهرستان رامسر انجام شد. این پژوهش از نوع مقطعی بوده و به شیوه تحلیل مسیر انجام شد. در این پژوهش 230 نفر از متأهلین کارمند شهرستان رامسر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. متغیرها با استفاده از پرسشنامه های احساس تنهایی (راسل، 1980)، تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997)، نگرش به روابط فرازناشویی واتلی (2008) و معنای زندگی استیگر و همکاران (2006) اندازه گیری شدند. تحلیل آماری داده ها به کمک نرم افزار SPSS-26 و AMOS-24 و با روش تحلیل مسیر انجام شد. طبق یافته های این پژوهش مدل مسیر احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی با نگرش به روابط فرازناشویی برازش دارد. احساس تنهایی بر نگرش به روابط فرازناشویی اثر مثبت و معنادار دارد ، تعهد زناشویی بر نگرش به روابط فرازناشویی اثر منفی و معنادار دارد و معنای زندگی بر نگرش به روابط فرازناشویی اثر منفی و معناداری دارد. نتایج برآمده از این تحقیق می تواند راهنما و یاری دهنده مشاوران و متخصصان حوزه خانواده در فعالیت های بالینی و تربیتی باشد، تا با مورد توجه قراردادن مفاهیم احساس تنهایی، تعهد زناشویی و معنای زندگی درجهت پیشگیری و حل مسئله روابط فرازناشویی بشتابند.
۸۳۹.

تدوین الگوی علّی تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده براساس تقاضا و منابع شغلی با نقش میانجی سرمایه های روانشناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی علّی تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده براساس تقاضا و منابع شغلی با نقش میانجی سرمایه های روانشناختی در بین افراد شاغل در شهر شیراز در سال 1402 انجام شد. روش: این پژوهش دارای طرح همبستگی با کاربست تحلیل مسیر بوده و جهت گردآوری داده برای آزمون الگوی ترسیم شده؛ از مقیاس تعارض کار-خانواده کارلسون و همکاران (WFCS)(2000)؛ غنی سازی کار-خانواده کارلسون و همکاران (2006)؛ تقاضای شغلی دی جونگه (1993)؛ منابع شغلی باباکاس و همکاران (۲۰۰۹) و سرمایه های روانشناختی لوتاز (2007) استفاده گردید. روش تحلیل داد ه ها تحلیل مسیر بوده که پیش از آن با استفاده از برآورد شاخص ماهالانوبیس، داده های پرت شناسایی و از مجموع داده ها حذف گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد الگوی علّی تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده براساس تقاضا و منابع شغلی با نقش میانجی سرمایه های روانشناختی ار برازش مطلوبی برخوردار بوده است چرا که شاخص های برازش NFI، CFI، IFI، RFI، RMSEA و SRMR در محدوده قابل قبول قرار گرفتند. علاوه بر این یافته ها حاکی از آن بود که تقاضای شغلی بر تعارض کار-زندگی با میانجی گری سرمایه های روانشناختی (β=0.16, P<0.05) و منابع شغلی بر غنی سازی کار-خانواده با میانجی گری سرمایه های روانشناختی (β=0.19, P<0.05) اثر غیرمستقیم معناداری داشته است. وجود رابطه معنادار بین تعارض کار-زندگی و غنی سازی کار-خانواده نیز تایید شد (r=-0.827, P<0.01). نتیجه گیری: براساس این یافته ها، اجرای مداخلاتی برای کاهش تقاضای شغلی، افزایش منابع شغلی، تقویت سرمایه های روانشناختی، ارتقای غنی سازی کار-خانواده و کاهش تعارض کار-زندگی در محیط های واقعی مانند محل کار یا برنامه های کمک به کارکنان می تواند راهگشا باشد.
۸۴۰.

Examining the psychometric properties and factor structure of the intellectual humility scale in Iranian adults(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۸
Background: Intellectual humility, as one of the important components of personality, plays a decisive role in decision-making, learning, and social interactions. Despite its importance, there are still limited valid tools for measuring this construct across the cultural context of Iran. Aims: The present study aimed to explore the psychometric properties and factor structure of the Intellectual Humility Scale of Alfano et al. (2017) among Iranian adults. Methods: The study was descriptive-correlational. The statistical population included all adults in West Azerbaijan province in 2024. A sample of 573 people (19 to 72 years old) was selected using the Cochrane formula and a cluster-random sampling method. The instruments used included the Intellectual modesty Scale (Alfano et al., 2017), the Honesty-Humility subscale of the Hexagon-60 questionnaire (Ashton and Lee, 2009), Openness to Experience from the Big Five (Costa and McCrae, 1992), and the Need for Cognition Questionnaire (Cacioppo and Petty, 1982). Data analysis was undertaken using SPSS-22 and LISREL 8.80. For factor structure analysis, the sample was split into two parts; Exploratory Factor Analysis (EFA) was performed on the first part, while Confirmatory Factor Analysis (CFA) was performed on the second part. Results: In the exploratory factor analysis, four factors of “open-mindedness”, “intellectual humility”, “corrigibility”, and “engagement” were identified, which were consistent with the theoretical structure of the scale. The CFA results confirmed the favorable fit of the model (fit indices are reported). Cronbach's alpha and composite reliability coefficients were higher than 0.70 and the average variance extracted (AVE) was higher than 0.50. Also, the McDonald's omega coefficient for the dimensions was obtained between 0.71 and 0.84. The scale indicated a significant positive correlation with honesty-humility, need for cognition and openness to experience at the 0.01 level, reflecting its convergent and concurrent validity. Conclusion: The findings demonstrated that the Intellectual Humility Scale has good validity and reliability across the Iranian adult community and can be used as a valid tool in psychological research. However, the limitations of the study include focusing on one province and the self-report nature of the tools. It is suggested that future studies be conducted across more diverse communities and via multimodal methods.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان