فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۹۴۱ تا ۲۷٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
آسیب نیابی در همسران جانبازان شیمیایی سردشت PTSD(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه فراوانی اختلال فشار روانی آسیبزاد (PTSD) نیابی یا ثانویه در همسران جانبازان شیمیایی سردشت انجام شد .
روش: در این مطالعه مقطعیِ توصیفی- تحلیلی، 306 نفر در دو گروه آزمون (150 نفر از همسران مصدومین شیمیایی شهرستان سردشت) و کنترل (156 نفر از همسران جمعیت عادی شهرستان سردشت) مورد بررسی قرار گرفتند. برای ارزیابی شدت PTSD، برای هر فرد پرسشنامه 39سئوالی ""میسیسیپی"" تکمیل شد .
یافتهها : نمره کل میسیسیپی در همسران جانبازان شیمیایی 67/12 ± 68/128 و در گروه کنترل 21/21±27/111 بود. میزان و شدت PTSD در همسران مصدومین شیمیایی بهطور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین نمره کل میسیسیپی در مصدومان شیمیایی (شوهران گروه آزمون)، بیشتر از شوهران گروه کنترل بود.
نتیجهگیری: مطابق نتایج بهدست آمده تقریباً تمامی همسران جانبازان PTSD دچار آسیب نیابی بودند. لذا با توجه به فراوانی و شدت بالای این اختلال در همسران جانبازان شیمیایی، پیگیری و درمان موارد مبتلا ضروری بهنظر میرسد."
سفری همراه والدین کودکان ناتوان: از تشخیص تا تطابق(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به بررسی تجربیات، انتظارات و نیازهای والدین کودکان ناتوان، در ارتباطشان با ارائهدهندگان خدمات تخصصی و همچنین نقش این افراد در روند تطابق والدین با ناتوانی فرزندشان میپردازد. روش بررسی: این مطالعه به صورت کیفی و به شیوه پدیدار شناسانه انجام گرفته است. والدین 9 کودک مبتلا به ناتوانیهای مختلف، به صورت هدفمند انتخاب شده و مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق قرار گرفتند. مصاحبهها ضبط شده و سپس بهصورت کتبی پیاده شد. دادههای حاصل با استفاده از روش ون مانن تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: تجربیات والدین در رابطه با خدمات تخصصی ارائه شده به فرزندان ناتوان آنها در چهار حوزه قابل طرح و دستهبندی است. این چهار حوزه عبارتند از: خدمات پزشکی، مشاوره، توانبخشی و آموزشی. در حوزه خدمات پزشکی، مهارت برقراری ارتباط، تشخیص بهموقع و بیان واقعیت نمود داشت. خدمات مشاوره مشتمل بر مشاوره حمایتی و آموزشی بود. خدمات توانبخشی، پیشرفت عملکردی کودک، امکان مشاهده و مقایسه دیگر کودکان با شرایط مشابه و نگرش درمانگران را در بر داشت. خدمات آموزشی شامل آموزش کنونی و آینده میگردید. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بر مسائل و چالشهای مختلفی که والدین در زمینه برخورداری از خدمات با آنها مواجه هستند، دلالت دارد. این نتایج نشان میدهد که با تشخیص و مداخله بهموقع، ارتباط همدلانه و مشاوره سودمند، میتوان به والدین در تطابق و کنار آمدن با معلولیت فرزندشان کمک کرد تا بتوانند با ایجاد یک نگرش مثبت به مراقبت و پرورش کودکشان بپردازند.
ارزشیابی اجرای آزمایشی طرح تاسیس مجتمع های آموزشی - تربیتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای ارزشیابی طرح مجتمع های آموزشی، اطلاعات لازم از منابع متعدد و با استفاده از ابزارهای مختلف (مطالعه اسناد، مصاحبه و پرسشنامه) جمع آوری شد. در سطح کشور، حجم نمونه آماری 3674 نفر بود ک از میان گروه های مختلف انتخاب شدند: و با 64 نفر کارشناس، 56 نفر رئیس مجتمع آموزشی، 42 نفر نماینده انجمن اولیاء و مربیان در هیات امناء، 50 نفر نماینده معلمان در هیات امناء، 52 نفر مدیران مدارس در هیات امناء، 40 نفر نماینده آموزش و پرورش در هیات امناء مصاحبه شد. همچنین، تعداد 220 مدیر مدرسه، 1000 معلم، 1050 ولی دانش آموز و1100 دانش آموز، به پرسشنامه های ویژه پاسخ دادند. یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بیشتر افراد نمونه آماری دستورالعمل اجرای طرح را مناسب ارزیابی کرده اند، ولی تاسیس مجتمع های آموزشی را مستلزم تامین شرایط ویژه ای دانسته اند که از این شرایط غفلت شده است. بسیاری از مصاحبه شونده ها درباره افزایش اختیار مدیران مدارس ابراز تردید کرده یا به کاهش اختیار مدیران مدارس در اثر تاسیس مجتمع اشاره کرده اند. بیش از 70 درصد اعضاء هیئت های امناء، مدیران مدارس، معلمان، دانش آموزان و اولیاء آنها درباره جنبه های مختلف طرح و وظایف اختصاصی خود ابهام دارند. بنابراین، اطلاع رسانی و نظارت از طرف حوزه ستادی و سازمان آموزش و پرورش استان بسیار ضعیف ارزیابی می شود. مدارس عضو مجتمع های فعال در برخی زمینه ها (برگزاری جلسه های آموزش خانواده، اردوهای دانش آموزی، مسابقه های علمی و استفاده مشترک از امکانات آموزشی) همکاری کرده اند، ولی وسعت و کیفیت فعالیت ها در حد مطلوب نبود و تاثیر اختصاصی طرح مورد نظر بر فعالیت ها و عملکرد مدارس عضو ناچیز ارزیابی می شود. بیش از 70 درصد عوامل اصلی مجتمع ها، اعتقاد دارند که در اثر تاسیس مجتمع های آموزشی در برنامه مدارس عضو تغییرات محسوسی به وجود نیامده است. مجموعه شواهد فراهم شده نشان می دهد که در زمینه مدیریت منابع مالی و نیروی انسانی و فضا و تجهیزات آموزشی اقدام مهمی انجام نشده است. مؤفقیت آمیز نبودن طرح را می توان به چند عامل اساسی نسبت داد که یکی از آنها واکنش گروه های ذی نفع نسبت به طرح است. بی تفاوتی یا ضعف احساس تعهد عوامل انسانی نسبت به طرح کاملاً مشهود بوده و کمبود انگیزه در همه سطوح اداری به چشم می خورد. به همین دلیل، طرح به صورت خیلی ناقص اجرا شده است. در واقع، شرایط مطلوب برای اجرای طرح مجتمع های آموزشی در ایران فراهم نبوده است.
رابطه هوش هیجانی با استراتژی های مدیریت تعارض مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این پژوهش رابطه هوش هیجانی با استراتژی های مدیریت تعارض مدیران بررسی شده است. 113 نفر از مدیران دبیرستان های دولتی شهر تبریز در پژوهش شرکت کردند و از آنها خواسته شد به پرسش نامه هوش هیجانی و پرسش نامه استراتژی های مدیریت تعارض پاسخ دهند. پژوهش حاضر در زمره تحقیقات توصیفی - همبستگی است. برای تحلیل داده ها از فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و ضریب همبستگی استفاده شد. یافته ها نشان داد هوش هیجانی همبستگی مثبت و معناداری با استراتژی راه حل گرایی دارد. در میان مدیران با سابقه رابطه منفی و معنی داری بین هوش هیجانی با استراتژی های کنترل و فقدان مقابله دیده شد. افزون بر این، تفاوت معنی داری بین هوش هیجانی و نوع استراتژی های مورد استفاده مدیران زن و مرد مشاهده نشد.
"
بررسی بیگانگی شغلی و عوامل مؤثر بر آن در میان کارمندان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف شناسایی میزان احساس بیگانگی شغلی در میان کارمندان دولتی شهرستان گرمسار، در سال 1388 انجام شده است. فرضیههای این پژوهش، پیرامون مفهوم بیگانگی در ادبیات جامعه شناسی و روان شناسی تدوین و پس از طرّاحیِ ابزار سنجش و گردآوری داده ها به تحلیل آن و ارائه نتایج پایانی پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان آموزش وپرورش و همچنین معلمان مقاطع مختلف تحصیلی در شهرستان گرمسار بود و تعداد 101 نفر(50 نفرازکارکنان و51 نفر از معلمان در سطوح و در مقاطع مختلف سنی و تحصیلی) به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود که اعتبار و پایایی آن مورد آزمون قرار گرفت. تحلیل داده های بدست آمده نشان داد که ارتباط مستقیمی میان درآمد اقتصادی حاصل از کار و احساس بیگانگی شغلی وجود دارد، همچنین میان ارتقاء شغلی واحساس بیگانگی شغلی ارتباط معناداری مشاهده شد. درعین حال این فرض که تکراری بودن کار روزانه ادارات و مراکز دولتی نقش موثری بر بیگانگی شغلی دارد پذیرفته شد.
ده گام اصلى روش شناختى در تحلیل تبارشناسانه فرهنگ (با اتکا به آراء میشل فوکو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روان شناسی و اجتماع: فرا روان شناسی
حوزههای تخصصی:
روانشناسی اخلاقی غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله اندیشه های اخلاقی امام محمد غزالی را برای یافتن پاسخ به پرسش های مربوط به روانشناسی اخلاقی بازخوانی می کند. غزالی در مباحث اخلاقی خود علاوه بر برشمردن فضایل و چگونگی شناخت آنها، به بررسی ریشه های روانشناختی آراستگی آدمی به آنها و نیز عمل به اقتضای آنها می پردازد. وی با تاسی به فیلسوفان یونانی و اسلامی بحث مفصلی در باره نفس و جان آدمی دارد تا از این طریق ربط و نسبت هر فضیلت و رذیلت را به قوه خاصی در نفس انسان معلوم کند. اما از سوی دیگر با تاسی به رویکرد اشاعره در باره حسن و قبح اخلاقی، و به این جهت که اخلاق او بیشتر از شریعت اخذ شده، مبنای حسن و قبح را دینی می داند.همین طور این نوشته ضمن ارایه توضیح درباره نگاه اخلاقی واقع گرا و غیر واقع گرا و با اشاره به آراء غزالی و هیوم روشن خواهد کرد که به چه دلیل با این که عقل از نظر هر دو اندیشمند ادراک گر و فاقد قدرت عمل است، در بحث انگیزش اخلاقی غزالی با اشکالات هیوم درباره این موضوع مواجه نشده است.در بخش پایانی مقاله، به معرفی اموری که در انجام فضیلت و رذیلت مؤثرند پرداخته و تفاوت دیدگاه غزالی را با فیلسوفان یونان درباره نقش توفیق الهی در انجام فضایل وترک رذایل توضیح می دهیم.
بررسی ویژگیهای روانسنجی نشانگر بهزیستی شخصی- مقیاس ناتوانیهای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور برآورد پایایی و روایی نشانگر بهزیستی شخصی _ مقیاس نارساییهای شناختی کامینز و لاو در کودکان کم توان ذهنی اجرا شده است. روش: در این مطالعه مجموعا 356 نفر از کودکان کم توان ذهنی در دو شهر تهران و همدان برای در نظر گرفتن دو نمونه نسبتاً برخوردار در شمال شهر تهران و یک نمونه در خارج از مرکز کشور به عنوان نمونه کمتر برخوردار انتخاب شدند که از این تعداد 200 نفر در شمال شهر تهران مناطق (1،2،3) با روش نمونه گیری تصادفی نظام دار و 156 نفر در شهر همدان با روش سرشماری مورد آزمون قرارگرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای حصول پایایی مقیاس و رگرسیون چند متغیره خطی برای دست یابی به روایی مقیاس تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج نشان داده است که نشانگر بهزیستی شخصی _ مقیاس ناتوانیهای شناختی در کودکان کم توان ذهنی دارای پایایی و روایی مطلوبی می باشد و این نشانگر با ضریب آلفای کرونباخ 789/0 پایا بوده و همچنین در بررسی روایی 5/78% از پراکنش رضایت کلی از زندگی توسط حیطه های این نشانگر تبیین می شود. بر پایه توصیه سازنده مقیاس، توانایی پیش بینی واریانس رضایت کلی از زندگی توسط حیطه های 7 گانه در تحلیل رگرسیون حاکی از روایی آن است. نتیجه گیری: نشانگر بهزیستی شخصی ـ مقیاس ناتوانیهای شناختی برای اندازه گیری بهزیستی شخصی در جامعه کودکان کم توان ذهنی کارایی مناسبی دارد و پیشنهاد می شود که کارشناسان مربوطه و مشاوران محترم در زمینه کودکان استثنایی از این نشانگر در برآورد بهزیستی شخصی کودکان کم توان ذهنی استفاده کنند.
بررسی اثربخشی روان درمانگری شناختی رفتاری، گروهی، و فردی زندانیان در زندان رجایی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی اثربخشی درمان های شناختی رفتاری فردی و گروهی در کاهش نشانگان روان شناختی زندانیان رجایی شهر و ارتقاء سطح وضعیت روان شناختی آنان بود. بدین منظور 180 نفر از زندانیان مرد زندان رجایی شهر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نظامدار انتخاب و در سه گروه تصادفی (گروهِ درمان ترکیبی، گروهِ درمان فردی و گروهِ کنترل) با حجم مساوی (60 نفر) قرار گرفتند. با بهر ه گیری از آزمون های GHQ-28 و SCL-90-R و مصاحبه تشخیصی توسط روان پزشک، وضعیت روان شناختی شرکت کنندگان اندازه گیری شد. تحلیل واریانس چندمتغیری انجام یافته روی داده ها نشان داد اثربخشی درمان ترکیبی و فردی بیشتر از گروه کنترل است. پیگیری این گروه از افراد پس از آزادی حدود دوازده ماه، هیچ گونه بازگشتی را در گروه های درمانی ترکیبی و فردی نشان نداد؛ درحالی که در گروه کنترل حدود 15 درصد بازگشت مشاهده شد. این مداخله ها با جایگزین کردن الگوهای سازگاری رفتاری و شناختی در فرد، به وی امکان می دهد که از خزانه رفتاری گسترده تر و مناسب تر در مواجهه با موقعیت برخوردار باشد و در واکنش به مسائل با برنامه ریزی و آینده نگری عمل کند. بنابراین، با استفاده از مداخلات روان شناختی به ویژه مداخلات گروهی می توان از مشکلات روان شناختی زندانیان کاسته و از بازگشت مجدد آنها به زندان جلوگیری کرد.
تفکر انتقادی، سبک های هویت و تعهد هویت در نوجوانان: ارائه یک مدل علّی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی رابطه مؤلفه های تمایلات تفکر انتقادی با تعهد هویت به واسطه سبک های پردازش هویت (سبک هویت اطلاعاتی، سبک هویت هنجاری و سبک هویت مغشوش- اجتنابی) انجام شد. به همین منظور400 دانش آموز پایه سوم رشته ریاضی- فیزیک (200 دختر، 200 پسر) به طور تصادفی از میان دبیرستان های دولتی شهر تهران انتخاب شدند و به پرسشنامه تمایلات تفکر انتقادی کالیفرنیا (CCTDI؛ پیتر فشیون، نورن فشیون و گانکرلو، 2001) و مقیاس سبک های پردازش هویت (ISI؛ برزونسکی، 1989) پاسخ دادند. یافته های حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که مؤلفه های تفکر انتقادی به -واسطه متغیر سبک های هویت اطلاعاتی، هنجاری و مغشوش- اجتنابی اثر غیرمستقیم بر تعهد هویت دارند. متغیرهای جستجوگری حقایق، نظام مندی و تحلیل گری به واسطه سبک هویت اطلاعاتی و متغیرهای نظام مندی و تحلیل-گری با واسطه سبک هویت هنجاری تأثیر غیرمستقیم و مثبت بر تعهد هویت داشتند. از میان مؤلفه های تفکر انتقادی، تحلیل گری اثر مستقیم و منفی بر سبک هویت مغشوش- اجتنابی داشت. به این ترتیب نقش واسطه ای سبک های پردازش هویت در رابطه میان مؤلفه های تفکر انتقادی و تع هد هویت تائید شد.
بررسی بازداری شناختی و حرکتی در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی و اسکیزوفرنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی بازداری شناختی و حرکتی در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، وسواس فکری- عملی و مقایسه ی این دو گروه با افراد بهنجار انجام شد. در این پژوهش، 90 آزمودنی مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی، وسواس فکری- عملی و بهنجار (از هر گروه 30 نفر) و دارای دامنه سنی 45-25 سال شرکت کردند. هر یک از آزمودنی ها به صورت انفرادی و با استفاده از رایانه به تکالیف آزمون های استروپ (گولن، 1978) و تکلیف نشانه توقف (گرلاین، کیلپ، ترایون و مان، 2005) پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در هر دو نوع بازداری شناختی و حرکتی، به طور معنا دار، ضعیف تر از گروه افراد بهنجار عمل کردند. بین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی و افراد بهنجار، غیر از برخی شاخص های بازداری حرکتی، تفاوت معنا دار به دست نیامد. افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در بازداری شناختی به طور معنا دار ضعیف تر از گروه مبتلا به وسواس فکری- عملی بودند ولی در بازداری حرکتی این تفاوت معنادار نبود. با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، نقص در بازداری شناختی و حرکتی در آسیب-شناسی این اختلال نقش دارد و در اختلال وسواس به غیر از ضعف نسبی در بازداری حرکتی باید مطالعات دقیق تری طراحی کرد.
نقش نگرش و آگاهی دانشجویان از مسائل و خدمات روان شناختی در مراجعه به مراکز مشاوره دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش بهداشت روان و نگرش دانشجویان نسبت به مسائل و خدمات روان شناختی به عنوان عوامل مداخله گر در مراجعه یا عدم مراجعه به متخصصین بهداشت روانی پرداخته است. در این پژوهش 150 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه های شاهد و امیرکبیر در سال تحصیلی 85-1384 در قالب سه گروه (ا- دانشجویان مراجعه کننده به مراکز مشاوره دانشجویی ، 2- دانشجویان دارای مسائلی در حوزه سلامت روان و غیر مراجعه کننده و 3- دانشجویان سالم) با استفاده ازپرسشنامه های سلامت روانی گلدبرگ [28-GHQ] و پرسشنامه نگرش سنج محقق ساخته مورد مطالعه قرار گرفتند. پرسشنامه نگرش سنج مورد اعتباریابی محتوایی قرار گرفت و یافته ها نشان داد که از همسانی درونی مطلوبی برخوردار است [87/0]. نتایج مطالعه نشان داد: 1- گروه غیر مراجعه کننده از سلامت روان پایین تری برخوردار است و آگاهی کم تر و نگرش منفی تری به مسائل بهداشت روانی دارد. 2- گروه مراجعه کننده به مراکز مشاوره از نگرش مثبت تر و آگاهی بیش تری در مقایسه با دو گروه دیگر برخوردار است. 3- دانشجویان دختر نگرش مثبت تری به مسائل بهداشت روانی دارند.
درگیرم کن، خواهم فهمید
حوزههای تخصصی:
مقایسه نحوه بازشناسی حافظه در دو گروه دانش آموزان دختر افسرده و عادی تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: حالات خلقی، بسیاری از متغیرهای شناختی از جمله توجه و حافظه را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، مقایسه نحوه بازشناسی حافظه در افراد افسرده و عادی (دانش آموزان تهرانی) است.
روش: در این پژوهش با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، از میان 200 دانش آموز دختر دبیرستانی شهر تهران، 60 نفر انتخاب شدند. کلیه آزمودنی ها به سؤال های پرسشنامه افسردگی بک (1978) و مجموعه واژگان دارای بار عاطفی افسردگی و خنثی پاسخ دادند. حافظه بازشناسی از طریق بازشناسی واژگان مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: پس از جمع آوری داده ها، با استفاده از آزمون t، اطمینان در سطح 99/0 بررسی شد. نتایج نشان داد که سوگیری حافظه نسبت به واژگان دارای بار عاطفی، در افراد افسرده (در مقایسه با افراد عادی) معنادار است.
نتیجه گیری: افسردگی باعث سوگیری حافظه مبتلایان نسبت به واژگان و اطلاعات دارای بار عاطفی می شود.