فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۹۰۱ تا ۲۷٬۹۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در تحقیق حاضر محققان به بررسی تاثیر الانزاپین برکاهش عود سوء مصرف در افرادی که مبتلا به بیماری دیگری جز وابستگی به مواد افیونی نیستند می پردازند.
روش: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی (RCT) طراحی گردید. جامعه مورد مطالعه مردان وابسته به مواد افیونی (بر اساس معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR) مراجعه کننده به درمانگاه اعتیاد مرکز ملی مطالعات اعتیاد بودند. بیماران در طی 7 تا 10 روز با استفاده از کلونیدین، کلونازپام، دیسیکلومین و NSAIDs به صورت سرپایی سم زدایی شدند. در مرحله دوم، از بین بیماران مرد مراجعه کننده، افراد واجد شرایط ورود به طرح انتخاب شدند. فرم های اطلاعاتی جمعیت شناختی، رضایت نامه شرکت در طرح و پرسشنامه شدت اعتیاد (ASI) و تست های افسردگی بک و خودسنجی زونگ تکمیل گردید.40 نفر از افراد حائز شرایط در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند (هر گروه 20 نفر). تخصیص تصادفی نمونه ها به دو گروه درمان فعال (با پانزده میلی گرم الانزاپین) و دارونما به روش بلوک بندی انجام شد. مطالعه 8 هفته ادامه یافت.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که بیماران هر دو گروه مورد بررسی در طول زمان، کاهش تمامی شاخص های ASI را نشان دادند ولی بین دو گروه مورد مطالعه از نظر میزان این کاهش در طول زمان تفاوت معنی داری مشاهده نشد. در مقایسه میزان بروز افسردگی و اضطراب بر حسب معیارهای بک و زونگ در حالت پایه و مراحل پیگیری بعد از مداخله در هر دو گروه با در نظر گرفتن فاکتور زمان تفاوت آماری معنی داری وجود داشت، ولی بین دو گروه در طول زمان پیگیری تفاوت معنی داری وجود نداشت. از نظر تعداد دفعات و زمان میل به مصرف مواد در هر دو گروه مورد مطالعه در حالت پایه و مراحل پیگیری برحسب فاکتورهای زمان تفاوت معنی داری یافت شد. ولی بین دو گروه در طول زمان پیگیری تفاوت معنی داری وجود نداشت. با گذشت زمان احتمال بقاء در درمان کاهش یافته و از نظر آماری تفاوت معناداری بین دو روش وجود داشت.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه کارآیی الانزاپین در درمان نگهدارنده مواد افیونی را تایید نمی نماید.
تأیید روایی سازه نسخه فارسی مجموعه آزمون ارزیابی شناختی کاردرمانی لونستین(لوتکا)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
تأثیر برنامه بازتوانی از طریق پیادهروی منظم بر وضعیتبالینی افراد مبتلا به بیماریهای انسدادی مزمن ریه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: بیماری انسدادی مزمن ریه بیماری است که با محدودیت جریان هوا در ریه مشخص میشود، بهطوریکه این محدودیت بهطور کامل قابل برگشت نیست. هدف از این پژوهش تعیین تأثیر پیادهروی برنامه ریزی شده به عنوان برنامه بازتوانی بر وضعیتبالینی (نتایج اسپیرومتری، خلط، تنگی نفس و...) بیماران انسداد مزمن ریه با شدت متوسط میباشد. روش بررسی: در این پژوهش نیمه تجربی از بیمارستانهای آموزشی منتخب شهر اصفهان 100 نفر از بیماران انسداد مزمن ریه با شدت متوسط به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و نهایتاً 30 نفر در گروه شاهد و 50 نفر در گروه آزمون باقیماندند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و برگ ثبت علائم و نشانههای وضعیتبالینی است. روایی آن ازطریق روایی محتوی و پایایی آن ازطریق پایایی همزمان سنجیده شد و اطلاعات قبل از پژوهش، 4 هفته بعد و 2 ماه بعد از مداخله در هر دو گروه جمع آوری شد. مداخله در گروه آزمون بهصورت دو جلسه کلاس آموزشی در مورد ماهیت بیماری و اثرات ورزش (پیادهروی) بر روی وضعیت سلامت برگزار شد و پیادهروی برنامهریزی شده سه روز در هفته به میزان 10 تا 35 دقیقه در بیمارستان با راهنمایی و همراهی پژوهشگر به مدت 4 هفته انجام و سپس ادامه برنامه پیادهروی بیماران در منزل دنبال و در برگه ثبت انجام پیادهروی گزارش شد. پیگیری به مدت 2 ماه صورت گرفته و سپس نتایج برگه ثبت وضعیتبالینی و اسپیرومتری دو گروه با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل مکرر با تست ویلکز، تیمستقل و تیزوجی مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار گرفت. یافتهها:میانگین نمره تنگی نفس (۰٫۱=p)، کیفیت خلط (۰٫۴۵=p)، الگوی تنفسی (۰٫۰۶=p) و صداهای ریوی (۰٫۰۶=p) قبل از شروع، 4 هفته بعد و 2 ماه بعد مطابق آزمون تحلیل مکرر تفاوت معناداری در گروه شاهد نشان نداد، ولی در گروه آزمون تفاوت معنادار بود (مقادیر احتمال به ترتیب ۰٫۰۱، ۰٫۰۰۱>، ۰٫۰۰۴ و ۰٫۰۳). همچنین تست عملکرد ریوی (اسپیرومتری) در ماه دوم بین گروههای کنترل و آزمون براساس آزمون تیمستقل تفاوت معناداری داشت (0٫001>p). نتیجهگیری: برنامه پیادهروی منظم به عنوان برنامه بازتوانی در بیماران انسداد مزمن ریه باعث بهبود وضعیتبالینی (کاهش سرفه و میزان خلط و الگوی تنفسی و صداهای ریوی منظم و طبیعی) و عملکرد ریوی مناسب میشود و پیشنهاد میشود پیادهروی برنامهریزی شده براساس زمان 10 تا 35 دقیقه و 3 بار در هفته به عنوان برنامه بازتوانی در این بیماران پیگیری شود.
آنچه برای مقابله با مشکلات باید بدانیم
حوزههای تخصصی:
صبحانه ی عشق
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه بین تصور از خدا و سلامت روان در دانشجوهای دختر و پسر دانشگاه های پیام نور و آزاد اسلامی شهر میناب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین تصور از خدا و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه های پیام نور و آزاد اسلامی شهر میناب، با رویکرد تحلیلی و نظری به شیوه همبستگی صورت گرفته است. با نمونه مورد بررسی، 100 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد بودند که، با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به وسیله پرسش نامه 25 سؤالی سلامت روان و پرسش نامه 27 سؤالی تصور از خدای بک مورد آزمون قرار گرفتند. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی گروه های مستقل، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد. که، بین تصور مثبت از خدا و سلامت روان دانشجویان دو دانشگاه مزبور و بین تصور منفی از خدا وعدم سلامت روان و همچنین میان تصور مثبت از خدا در دانشجویان دو دانشگاه تفاوت وجود دارد. همچنین بین تصور منفی از خدا بین دانشجویان دو دانشگاه تفاوت وجود ندارد. به علاوه، بین میزان سلامت روان در دو دانشگاه در سطح 05/0p< و 036/2=T تفاوت معنا داری وجود دارد.
بررسی رابطه هدف در زندگی با عوامل جمعیت شناختی ( با تکیه بر اسلام )(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، رابطه هدف مندی در زندگی ـ با تکیه بر اسلام ـ با عوامل جمعیت شناختی گروه نمونه دانشگاهی و حوزوی، جنس، وضعیت تاهل بررسی می شود. محقق بر آن است تا با آزمون هدف در زندگی، با تکیه بر اسلام، به بررسی عوامل جمعیت شناختی بپردازد.
جامعه آماری این پژوهش، دانشجویان دوره لیسانس دانشگاه پیام نور قم، دانش پژوهان دوره لیسانس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، و حوزه علمیه خواهران قم هستند که در سال 87ـ1388 مشغول تحصیل بوده اند. حجم گروه نمونه، به روش نمونه برداری تصادفی طبقه ای و به تعداد 404 نفر انتخاب شد (207 نفر دانشگاهی و 197 نفر حوزوی).
نتایج پژوهش نشان می دهد که بین میانگین نمرات گروه دانشگاهی و حوزوی تفاوت معناداری وجود دارد، ولی واریانس و انحراف استاندارد دانشگاه بیشتر است. بین میانگین نمرات مجردها و متاهلان و زنان و مردان، تفاوت معناداری وجود نداشت.
علت اضافه وزن چیست
رازهای روان شناختی نوروز
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط احساس پیوستگی و تیپ شخصیتی Dبا تندرستی در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"مقدمه: شواهد زیادی در مورد اهمیت عوامل روان شناختی در سبب شناسی و تشدید بیماری های عروق کرونری وجود دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط احساس پیوستگی و تیپ شخصیتی D با تندرستی در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری بود. روش کار: نمونه ی مطالعه ی همبستگی حاضر شامل60 بیمار کرونری است که از میان بیمارانی که به درمانگاه تخصصی قلب و عروق بیمارستان حشمت شهر رشت در تابستان سال 1387 مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تیپ شخصیتیD، مقیاس احساس پیوستگی و پرسش نامه ی تندرستی استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری تحلیل شدند.یافتهها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که احساس پیوستگی (22/0=r) و تیپ شخصیتی D (62/0- =r) با تندرستی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری رابطه ی معنی داری دارند (01/0P<). بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری تنها مولفه ی عاطفه ی منفی تیپ شخصیتی D، تندرستی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: سطح بالای مولفه ی عاطفه ی منفی، تندرستی افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری را کاهش می دهد.
"
تکالیف نوشتاری زبان آموزان درایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ضرورت پاسخ گویی به خطاهای نوشتاری زبان آموزان نه تنها ضروری است (فریس، پزون، تید و تینی، 1997)، بلکه همانطور که کافین و سایر نویسندگان (2003) معتقدند یک عمل آموزشی اساسی می باشد . علی رغم وجود مطالعات و پژوهش های متعدد در زمینه یادداشت های اصلاحی جهت برطرف نمودن خطاهای زبان آموزان توسط معلمان (باون، مدسن و هیلفرتی 1985، داف 1990، رایکن 1991، زامل 1985، فثمن و ویلی 1985، فرادسن 2001، فریس 2002، کوهن 1987)، هنوزتردیدهائی در زمینه کار آمد ترین نوع بازخورد از سوی معلمان وجود دارد. هدف از انجام این پژوهش مطالعه کارائی سه نوع راهکار مختلف تصحیح خطاهای زبان آموزان: مستقیم (بارز)، قسمتی (واژه محقیین) و بازخورد کلی است. برای رسیدن به این هدف سه گروه از زبان آموزان سطح میانه زبان انگلیسی انتخاب شدند وخطاهای زبانی هر یک از گروه ها با یکی از این سه روش تصحیح گردید. تجزیه و تحلیل داده ها مشخص کرد که زبان آموزانی که خطاهای آنها با شیوه مستقیم تصحیح گردیده بود در مقایسه با گروه های دیگر پیشرفت بیشتری داشتند.
کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی و برخی ویژگی های بالینی آنها(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
سواد پژوهشی
مهارت های موفقیت در امتحان
حوزههای تخصصی:
هوش و دلبستگی تحلیلی بر خود تنظیم گری عاطفی- رفتاری کودکان تیزهوش، عقب مانده ذهنی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه ی حاضربه بررسی نقش هوش بر خودنظم بخشی عاطفی و رفتاری کودکان می پردازد. برای این منظور رابطه ی هوش با ایمنی دلبستگی، سبک های دلبستگی (ایمن، دوسوگرا، اجتنابی، آشفته، سرگشته) و مشکلات رفتاری کودکان عقب مانده ی ذهنی خفیف (70-50=IQ)، تیزهوش (140-125=IQ) و عادی (110-95=IQ) بررسی گردید. هم چنین رابطه ی بین نوع و سبک های دلبستگی با مشکلات رفتاری در سه گروه فوق الذکر کودکان بررسی گردید. آزمودنی های این پژوهش شامل 91 کودک عقب مانده ی ذهنی خفیف، تیز هوش و عادی شش و هفت ساله (از هـر دو جنس) شـهر تبریز بودند. ابزارهای این پژوهش شامل آزمون های اضطراب جدایی، مقیاس مشکلات رفتاری آخن باخ ، آزمون هوشی ریون پیشرونده و پرسشنامه محقق ساخته جمعیت شناختی بود. برای تحلیل آماری از تحلیل واریانس یک متغیری و آزمون LSD، آزمون t و آزمون خی دو استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که کودکان عقب مانده ی ذهنی فقط در زیرمقیاس خود اتکائی آزمون اضطراب جدایی از دو گروه دیگر پایین تر بوده و تفاوت معنی داری با آنها دارند. یافته ی مهم دیگر آشکار ساخت که کودکان عقب مانده ی ذهنی بیش از کودکان عادی و تیزهوش در معرض خطر ناایمنی دلبستگی قرار دارند. بین توزیع پراکندگی کودکان عقب مانده ی ذهنی در چهار سبک دلبستگی در مقایسه با توزیع پراکندگی کودکان عادی تفاوت معنی دار بود. در حالی که این تفاوت در بین کودکان عادی و تیزهوش مشاهده نشد. هم چنین یافته دیگر نشان داد که کودکان عقب مانده ی ذهنی بیش از کودکان عادی و تیزهوش در معرض خطر مشکلات رفتاری هستند. بالاترین میزان مشکلات رفتاری در دو سبک اجتنابی و دوسوگرا و در دو گروه عادی و تیزهوش مشاهده شد. در حالی که بین سبک های چهارگانه ی دلبستگی کودکان عقب مانده از لحاظ مشکلات رفتاری تفاوت معنی دار وجود نداشت
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خودناتوان سازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودناتوان سازی به عنوان راهبردی تعریف می شود که فرد برای توجیه شکست احتمالی خود با دست کاری، موقعیت عذری ایجاد می کند. پژوهش ها نشان داده اند این رفتار در موقعیت هایی که برای فرد مهم است، مانعی برای موفقیت می شود. ویژگی های روان سنجی مقیاس خودناتوان سازی تاکنون در ایران مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس مذکور بود.
مواد و روش ها: طرح پژوهش از نوع توصیفی (همبستگی) بود که در یک نمونه 650 نفری از دانشجویان کارشناسی دانشگاه که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، اجرا گردید. ابزار پژوهش، نسخه اصلی مقیاس خودناتوان سازی (25 ماده ای) و سیاهه عزت نفس روزنبرگ بود. داده های جمع آوری شده با روش های تحلیل عاملی اکتشافی، آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی پیرسن مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی داده ها نشان داد که 23 ماده از مقیاس بر روی سه عامل ""خلق منفی""، ""تلاش""، و""عذرتراشی"" بار می شوند. بر اساس نظریه، جمع نمره خلق منفی با نمره معکوس تلاش نشان دهنده خودناتوان سازی رفتاری و جمع نمره خلق منفی با عذرتراشی نشان دهنده خودناتوان سازی ادعایی است. آلفای کرونباخ عوامل از 6/0 تا 72/0 و برای کل مقیاس 77/0 می باشد. ضریب پایایی 84/0 است که نشان دهنده پایایی مقیاس خودناتوان سازی است. همچنین ضریب همبستگی نمره خودناتوان سازی با نمره عزت نفس 54/0- می باشدکه نشان دهنده روایی توافقی مقیاس مذکور است.
نتیجه گیری: مقیاس فارسی 23 ماده ای خودناتوان سازی، اعتبار و روایی مناسبی دارد و برای سنجش خودناتوان سازی معتبر است. پیشنهاد می شود ویژگی های روان سنجی مقیاس مذکور در نمونه های غیر دانشجویی نیز بررسی شود.