فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷٬۹۸۱ تا ۲۸٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی خانواده درمانی سیستمی بوئن بر افزایش تمایزیافتگی و بهبود کارکرد خانواده های دارای فرزند معتاد انجام شده است. روش: این مطالعه از نوع طرح های شبه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه است. گروه نمونهی این پژوهش به طور داوطلبانه از میان مراجعان مجرد معتاد و اعضای خانواده های آن ها از چهار مرکز درمانی اعتیاد انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (5 خانواده 4 نفره) و گواه (5 خانواده 4 نفره) جایگزین شدند. گروه آزمایش، هشت جلسهی دو ساعته بر اساس تئوری سیستمی بوئن تحت خانواده درمانی قرار گرفتند و در این مدت، گروه گواه فقط درمان متعارف بهزیستی/وزارت بهداشت را دریافت میکردند. پرسشنامه های تمایزیافتگی و ابزار سنجش خانواده بر روی هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: خانواده درمانی سیستمی بوئن موجب افزایش تمایزیافتگی و بهبود کارکرد افراد معتاد و اعضای خانواده های آن ها شد. بحث و نتیجه گیری: افراد معتاد و خانواده های آن ها تمایزیافتگی پایینی دارند که این امر موجب بدکارکردی خانواده میشود. خانوده درمانی سیستمی بوئن میتواند در این زمینه کاربرد داشته باشد.
تاثیر آموزش برنامه فرزندپروری مثبت بر کاهش اختلالات برونی سازی شده در کودکان هفت تا 10 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر جهت بررسی تاثیر آموزش مدیریت والدین براساس برنامه ی فرزندپروری مثبت (3P) بر کاهش اختلالات برونی سازی شده ی دانش آموزان پسر 7 تا 10 ساله ی شهرستان نهاوند، انجام شده است. این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است و جامعه ی مورد مطالعه ی آن دانش آموزان پسر 7 تا 10 ساله ی دبستان های پسرانه ی شهرستان نهاوند می باشند. نمونه گیری به روش خوشه ای انجام شد و مادران 28 نفر از کودکانی که نمره ی مشکلات برونی سازی شده ی آنها در فهرست رفتاری کودک (CBCL) بالاتر از نقطه ی برش (64=T) بود، انتخاب شده و به دو گروه آزمایش (14n=) و کنترل (14n=) تقسیم شدند. سپس برنامه ی فرزندپروری مثبت به مدت 2 ماه در 8 جلسه ی آموزشی120 دقیقه ای برای آزمودنی های گروه آزمایش اجرا شد. سپس مجدداً فهرست رفتاری کودک توسط مادران هر دو گروه تکمیل شد. در نهایت داده های به دست آمده با استفاده از روش U من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. تحلیل داده ها نشان داد که گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل، پس از پایان جلسات آموزش برنامه ی فرزندپروری مثبت، کاهش معناداری در نمرات زیر مقیاس های رفتار پرخاشگرانه (05/0P<)، رفتارهای قانون شکنانه (01/0P<) و نیز نمره ی کلی مشکلات برونی سازی شده (01/0P<) پیدا کرده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش برنامه ی فرزندپروری مثبت سبب کاهش اختلالات برونی سازی شده در کودکان مبتلا می شود.
روش های ارتباطی جایگزین و مکمل (گفتاری)
حوزههای تخصصی:
افراد دارای اختلالات شدید زبانی و گفتاری قادر به استفاده از ارتباط کلامی در موقعیت های مختلف نیستند، از طرفی هدف آسیب شناس گفتار و زبان، ایجاد توانایی برقراری ارتباط در فرد مراجعه کننده است. بنابراین در این افراد از روش های ارتباطی جایگزین و مکمل (گفتاری) به طور موقت یا دائمی جهت ایجاد ارتباط مؤثر، سریع و دقیق استفاده می شود . همچنین راهکارهای ارتباط جایگزین و مکمل می توانند موجب رشد توانایی های زبانی و افزایش گفتار شوند.
سامانه های ارتباط جایگزین و مکمل به دو دسته ی بدون کمک افزار و با استفاده از کمک افزار (از جمله وسایل ارتباطی الکترونیکی و نظام ارتباطی دستی) تقسیم می شوند. مهارت های زبانی، درکی، حرکتی، بینایی، شنوایی و ... نقش مهمی در طراحی و استفاده از ارتباط جایگزین و مکمل ایفا می کنند. تصمیم برای اجرای ارتباط جایگزین و مکمل به ارزیابی جامع گفتار و زبان و دوره هایی از درمان آزمایشی و ارزیابی دوباره نیاز دارد، که توسط آسیب شناس گفتار و زبان و با مدیریت وی برای استفاده از اطلاعات سایر متخصصان انجام می شود.
نوجوانی و هویت یابی
حوزههای تخصصی:
ساخت هنجاریابی سیاهه نشخوار فکری افسرده ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاثیر اجرای مدل مراقبت پیگیر بر کیفیت زندگی بیماران نارسایی قلبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
" مقدمه: اغلب بیماران دارای بیماریهای مزمن از جمله بیماری نارسایی قلبی، دارای عملکرد و کیفیت زندگی پایینتر از حد معمول جمعیت هستند. از آنجا که زندگی با بیماری نارسایی قلبی بسیار زجرآور است و بر فعالیتهای معمول زندگی بیمار اثر قابلملاحظهای میگذارد . هدف این مطالعه ارزیابی تاثیر اجرای مدل مراقبت پیگیر بر کیفیت زندگی بیماران نارسایی قلبی بود.
روش: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی است که روی 52 بیمار نارسایی قلبی انجام شد. تاثیر اجرای مدل مراقبت پیگیر بر کیفیت زندگی بیماران نارسایی قلبی با استفاده از پرسشنامه استاندارد مینهسوتا مورد بررسی قرار گرفت .
یافتهها: اجرای مدل مراقبت پیگیر، موجب ارتقای کیفیت زندگی بیماران نارسایی قلبی در گروه آزمون در تمام ابعاد جسمی (001/0>p)، عاطفی (001/0>p) و عمومی (001/0>p) بعد از 2 و 3 ماه شد.
نتیجهگیری: با توجه به عدم درمان قطعی بیماریهای مزمن، اجرای مدلهای مراقبتی اثربخش، نظیر مدل مراقبت پیگیر، میتواند در افزایش کیفیت زندگی بیماران نارسایی قلبی تاثیر مثبت داشته باشد. "
کامپیوتر و اینترنت ؛ در خدمت آگاهی و پیشرفت یا پست رفت و تخریب
حوزههای تخصصی:
مرگ خود خواسته
مقایسه حسعمقی مفصل شانه بین زنان والیبالیست و زنان غیرورزشکار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: حسعمقی در ثبات داینامیک مفصل گلنوهومرال پرتابگران و ورزشکارانی که حرکات ناگهانی و پرتابی اندام فوقانی دارند، با توجه به شل بودن قابل ملاحظه کپسول مفصلی و دامنه حرکتی بیش از حد آنها اهمیت دارد. هدف از این پژوهش مقایسه حسعمقی (حس وضعیت مفصل و حس حرکت) بین دو گروه زنان والیبالیست و زنان غیرورزشکار میباشد. روش بررسی: به روش نمونهگیری ساده و در دسترس و لحاظکردن معیارهای موردنظر 15 والیبالیست زن از تیمهای دسته اول تهران و 15 زن غیرورزشکار که با ورزشکاران جور شده بودند انتخاب و طی یک مطالعه مقایسهای مورد – شاهدی، حس وضعیت مفصل گلنوهومرال و حس حرکت آنها با استفاده از دستگاه سی.پی.ام مورد مقایسه قرار گرفت. از آزمون آماری تیمستقل برای تحلیل دادهها استفاده گردید. یافتهها: افزایش معناداری در دامنه چرخش خارجی والیبالیستها (۰/۰۳۵=p) و کاهش معناداری در خطای باز سازی زاویه آنها (۰/۰۱۷=p) نسبت به غیرورزشکاران وجود داشت. در حالیکه هیچگونه تفاوت معناداری در آستانه درک حرکت بین دو گروه مشاهده نشد (۰/۳۹۲=p). نتیجهگیری: والیبالیستها دارای دامنه چرخش خارجی بیشتر و دقت بازسازی زاویه بالاتری در اندام فوقانی غالب خود میباشند. شانه پرتابکننده به طور مکرر در معرض حرکات چرخشی شدید میباشد. این منجر به تطابق عصبی عضلانی میشود و بدین ترتیب میتواند باعث بهبود حس عمقی گردد.
طرح خودیابی اسلامی و درمان وسواس ( آلودگی و طهارت ، نجاست )(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی ارائه درمان خودیابی اسلامی در زمینه وسواس در آلودگی، طهارت و نجاست می باشد. برای بررسی، 15 نفر( شامل 9مرد و 6 زن) به صورت نمونه در دسترس، برگزیده شدند. آزمون وسواس مادزلی، افسردگی بک و اضطراب کتل به عنوان پیش آزمون به اجرا درآمد. در پایان درمان خودیابی اسلامی، پس آزمون اجرا شد. پی گیری نیز بین شش ماه تا یک سال بعد از درمان به انجام رسید و نتایج با نمرات پیش آزمون و پس آزمون مقایسه گردید.
با استفاده از آزمون t، گروه های وابسته در هر سه متغیر، به ویژه میزان وسواس، نتایج با سطح اطمینان 99٪ معنادار می باشد. در مرحله پیش آزمون و پی گیری نیز تفاوت ها با همین سطح اطمینان، معنادار است. در نتیجه، درمان خودیابی اسلامی در درمان وسواس، افسردگی و اضطراب اثر معنادار دارد، و برخی از آزمودنی ها را می توان برای به کارگیری آن درمان نهایی نمود.
کمال گرایی و سلامت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش رابطه کمال گرایی با سلامت روانی در یک نمونه دانشجویی مورد بررسی قرار گرفت. هدف اصلی پژوهش حاضر، تبیین شاخص های سلامت روانی شامل بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی برحسب کمال گرایی مثبت و منفی بود. یکصد و هشتاد و پنج دانشجو 92) دختر، 85 پسر، 8 نامعلوم) به صورت داوطلب در دسترس در این پژوهش شرکت کردند. از آزمودنی ها خواسته شد مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی (FPANPS) و مقیاس سلامت روانی (MHI- 28) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، آزمون تحلیل واریانس چند متغیره، ضرایب همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج پژوهشی نشان داد که کمال گرایی مثبت با بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت و با درماندگی روانشناختی رابطه منفی دارد. نتایج همچنین نشان داد که کمال گرایی منفی با بهزیستی روانشناختی رابطه منفی و با درماندگی روانشناختی مثبت دارد. کمال گرایی مثبت از طریق تقویت زمینه های درون روانی مثبت مانند حرمت خود و اعتماد به خود، و ویژگی هایی چون واقع بینی، پذیرش محدودیت های شخصی، انعطاف پذیری و احساس رضایت و خرسندی از عملکرد شخصی، سلامت روانی را به صورت مثبت تحت تاثیر قرار می دهد. کمال گرایی منفی، بعکس از طریق تضعیف حرمت خود و اعتماد به خود، و ویژگی هایی مانند انتظارات غیر واقع بینانه، عدم پذیرش محدودیت های شخصی و انعطاف ناپذیری و ناخرسندی از عملکرد شخصی، سلامت روانی را به صورت منفی تحت تاثیر قرار می دهد. نتایج و پیامدهای پژوهش در این مقاله تشریح و تبیین خواهند شد.
میزان شروع اختلال کاستی توجه و بیش فعالی ، اختلال سلوک و اختلال نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان شیوع اختلال کاستی توجه و بیش فعالی، اختلال سلوک و اختلال نافرمانی مقابله ای در دانش آموزان دوره ابتدایی شهر شیراز بود. روش: با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از جامعه آماری دانش آموزان عادی دوره ابتدایی مشغول به تحصیل در نواحی چهار گانه آموزش و پرورش شهر شیراز تعداد 1300 دانش آموز دختر و پسر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه علائم مرضی کودکان ) ) (CSI-4فرم والدین) بوده است. داده ها با استفاده از روشهای آمار توصیفی شامل درصد، فراوانی و آزمون Z نسبتها تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که میزان شیوع اختلالهای رفتاری در پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4)(فرم والدین) 5/17 درصد است. همچنین مشخص شد که شیوع اختلالهای رفتاری در پسران بیشتر از دختران است. شایع ترین اختلالهای رفتاری به ترتیب عبارت بودند از: کاستی توجه (7/6درصد)، بیش فعالی/ تکانشگری (6 درصد)، نوع ترکیبی (5 درصد)، سلوک (5 درصد) و نافرمانی مقابله ای (6/3 درصد). بنابراین، شایع ترین اختلال رفتاری دردانش آموزان ابتدایی شهر شیراز کاستی توجه است. نتیجه گیری: در مجموع، یافته ها نشان داد که شیوع اختلالهای رفتاری با توجه به جنسیت و تحصیلات پدر متفاوت است. این نتیجه برای موقعیتهای آموزشی دارای مضامین کاربردی است و بیان کننده آن است که مدارس ابتدایی برای پیشگیری و درمان اختلالهای رفتاری، نیازمند خدمات مشاوره و راهنمایی هستند. این موضوع در برنامه ریزی، تنظیم بودجه و سیاستهای آموزشی و درمانی، می تواند سودمند باشد.
مدیریت تغییر
الگویابی زیستی روانی معنوی در افراد وابسته به مواد و تدوین برنامه مداخله برای ارتقای تاب آوری مبتنی بر روایت شناسی شناختی و روان شناسی مثبت نگر
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در طول چند دهه گذشته، پژوهش ها در خصوص سوء مصرف و وابستگی به مواد، از نگاه صِرف به عوامل خطرآفرین به سوی عوامل حفاظتی تغییر جهت داده است. از سوی دیگر، در طول دو دهه گذشته مفهوم تاب آوری در حوزه روان شناسی تحولی توجه ای روزافزون کسب کرده است. چرخش تمرکز از خطر به تاب آوری به واسطه ناکامیِ تاکید بر شناسایی عوامل خطرآفرین ناشی می شود.
روش: جامعه پژوهش شامل، کلیه معتادین مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر تهران بود که از بین آنها نمونه ای با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. نمونه در مجموع 319 نفر (مذکر)، شامل دو گروه افراد وابسته به مواد (150 نفر) و غیر وابسته به مواد (169 نفر) بود که از این تعداد پرسشنامه های ناقص حذف و در نهایت 126پرسشنامه از معتادان و 108پرسشنامه از افراد سالم مورد تحلیل قرار گرفت. جهت تعیین برازش مدل بر اساس متغیرهای فرض شده در پژوهش، با استفاده از نرم افزار LISREL ابتدا، رابطه متغیرهای بنیادین اولیه با متغیرهای درون زاد نهایی بررسی شد. در ادامه، رابطه متغیرهای پایه با متغیرهای واسطه ای بررسی شد و در نهایت، رابطه متغیر واسطه ای با متغیر درون زاد با کنترل متغیر برون زاد تعیین شد.
یافته ها: نتایج نشان داد مدل پیش بینی شده برای تاب آوری در برابر مواد برازش لازم را داشت.
نتیجه گیری: در این تحقیق برنامه ای مبتنی بر مدل زیستی روانی معنوی جهت مداخلات آموزشی برای افزایش تاب آوری افراد معتاد، تدوین شد.
اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر کاهش اشتیاق و بهبود نشانه های افسردگی و اضطراب در معتادان به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی درمان شناختی ـ رفتاری گروهی بر کاهش اشتیاق و بهبود نشانه های افسردگی و اضطراب در معتادان به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون بود.
روش: در این مطالعه تجربی تعداد 36 نفر از معتادان تحت درمان نگهدارنده با متادون از بین کلیه معتادان به مواد افیونی مراجعه کننده به مرکز ملی مطالعات اعتیاد به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. در گروه آزمایشی درمان شناختی ـ رفتاری گروهی طی 8 جلسه به صورت یک جلسه در هفته انجام شد. جلسات با محوریت مدیریت اشتیاق، خلق منفی و اضطراب اجراء شد. اطلاعات پژوهش از طریق پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی، مقیاس پیش بینی پذیری بازگشت برای سنجش اشتیاق، آزمون افسردگی بک و آزمون اضطراب جمع آوری شد. داده ها با استفاده از بک آزمون های آماری t مستقل و وابسته تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که نمرات پس آزمون و پیگیری شاخص اشتیاق کاهش داشته و این کاهش از نظر آماری معنا دار بوده است. همچنین در شاخص های افسردگی و اضطراب بک نیز در مرحله پس آزمون و پیگیری کاهش وجود داشته که از نظر آماری معنادار بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان گفت درمان شناختی ـ رفتار گروهی در کاهش اشتیاق هم در مرحله پس آزمون و هم در مرحله پیگیری تاثیر داشته، همچنین در کاهش علائم افسردگی و اضطراب هم در مرحله پس آزمون و هم پیگیری اثربخش بوده است و می تواند به عنوان یک روش مورد استفاده قرار گیرد.