فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۱۴۱ تا ۲۰٬۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، طراحی و اعتباریابی الگوی مفهومی برای آزمون های دانشگاه باز و از دور است. روش تحقیق از نوع آمیخته (کمی و کیفی) است. جامعه تحقیق، اعضای هیأت علمی دانشگاه پیام نور ایران در سال تحصیلی 93-1392 بودند. حجم نمونه کمی طبق جدول کرجسی و مورگان، 286 نفر تعیین شد که به طور تصادفی انتخاب شدند. نمونه کیفی شامل 7 متخصص طراحی سؤال بود که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق، پرسش نامه محقق ساخته با 58 سؤال با پایایی 964/0 و مصاحبه نیمه ساختار مند بود. عناصر پنج گانه فلسفه،اهداف،طراحی،اجرا و ارزیابی نتایج و هم چنین شاخص های سه گانه هر عنصر مورد تحلیل توصیفی و آزمون t تک گروهی قرارگرفتند. نتایج نشان داد که عنصر فلسفه از میانگینی در حد ملاک (9) و سایر عناصر میانگینی بالاتر از ملاک داشتند و هر 5 عنصر در سطح 99% معنی دار بودند. شاخص های چشم انداز توسعه، فلسفه آموزش عالی و دانشگاه باز و از دور عنصر فلسفه، میانگینی در حد ملاک (6/3) و 99% معنی داری؛ شاخص های اهداف دانشگاه، اهداف شاخه، رشته و گروه از عنصر اهداف، میانگینی بالاتر از ملاک و 99% معنی داری؛ شاخص های قوانین ارزشیابی و کیفیت آزمون از عنصر طراحی، میانگینی بالاتر و معنی داری 99% داشتند؛ اما شاخص استاندارد طراحی سؤال میانگینی در حد ملاک داشت که معنی دار نبود. شاخص های سیاست و شیوه اجرا از عنصر اجرا، میانگینی در حد ملاک و 99% معنی داری و شاخص شرایط اجرا میانگینی بالاتر از ملاک و 95% معنی داری داشت. دو شاخص تصحیح و نمره گذاری از عنصر ارزیابی، از میانگینی در حد ملاک و شاخص تحلیل و بازخورد میانگینی بالاتر از ملاک برخوردار و هر سه شاخص 99% معنی دار بودند. یافته ها نشان دادند که می توان از این الگو در طراحی آزمون های دانشگاه باز و از دور استفاده کرد.
ارائه مدل علّی برای انگیزش پیشرفت بر اساس ابعاد الگوی یادگیری با واسطه خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین انگیزش پیشرفت، ابعاد الگوی یادگیری و خودکارآمدی در قالب یک مدل علّی است. جامعه ی آماری این تحقیق، دانش آموزان دوره متوسطه (مدارس دولتی روزانه) شهر تهران در سال تحصیلی 92-93 بود، که از میان آنها نمونه ای شامل 734 دانش آموز (374 دختر، 360 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه های سبک های یادگیری کلب، مقیاس خودکارآمدی شرر و پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس بود. مدل فرضی با استفاده از ماتریس همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل گردید. بنابراین، بر اساس مبانی نظری و تجربی روابط علی بین سازه های ابعاد الگوی یادگیری (متغیر مستقل بیرونی)، خودکارآمدی (متغیر مستقل درونی) و انگیزش پیشرفت (متغیر ملاک) از طریق تدوین مدل مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس آزمون مدل نهایی معلوم شد همه شاخص های برازندگی در دامنه مورد قبول قرار دارند و مدل مفروض به طور کاملی با داده های نمونه برازش دارد. و در مجموع، حدود 35 درصد از واریانس ان انگیزش پیشرفت و 90 درصد از واریانس خودکارآمدی توسط متغیرهای موجود در مدل تبیین شدند.
نقش میانجی سبک های هویت در رابطه بین تمایز یافتگی خود و اعتیاد به اینترنت دانش آموزان دبیرستان های غیر دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی نقش میانجی سبک های هویت در رابطه بین تمایز یافتگی خود و اعتیاد به اینترنت دانش آموزان دبیرستان های غیردولتی شیراز بود. از جامعه مورد نظر 336 دانش آموز (174 دختر، 162 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و پرسشنامه های سبک های هویت برزونسکی، تمایز یافتگی خود اسکاورون و فریدلند و اعتیاد به اینترنت یانگ را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین سبک های هویت اطلاعاتی و هنجاری با اعتیاد به اینترنت رابطه منفی، معنی دار و بین سبک هویت سردرگم- اجتنابی و اعتیاد به اینترنت رابطه مثبت، معنی دار وجود دارد. بین ابعاد تمایز یافتگی خود و اعتیاد به اینترنت رابطه معنی داری یافت نشد. بین سبک های هویت اطلاعاتی و هنجاری با تمایز یافتگی خود رابطه منفی معنی دار به دست آمد. سبک های هویت نقش واسطه ای بین ابعاد تمایز یافتگی خود و اعتیاد به اینترنت ایفا می کند.
شاخص های روانشنجی مقیاس شخصیت تاریک در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق بررسی روایی و پایایی مقیاس شخصیت تاریک - فرم 12 سؤالی (جانسون و وبستر، 2010) در گروهی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی (80 دختر و 65 پسر) بود. برای بررسی روایی پرسشنامه از روش های همبستگی گویه ها با نمره کل (تحلیل مواد)، همبستگی خرده آزمون ها با نمره کل و تحلیل عوامل استفاده شد. پایایی مقیاس یاد شده به وسیله روش های آلفای کرونباخ و پایایی تنصیفی بررسی گردید. یافته ها: همبستگی گویه ها با نمره کل (22/0تا 80/0) و خرده آزمون ها با نمره کل (75/0 تا 83/0) در تمام موارد در سطح p<0/01 معنی دار بود. تحلیل عوامل، 3 عامل ماکیاولیستی، پسیکوپاتی و خودشیفتگی را نشان داد که در مجموع، 30/63 درصد واریانس شخصیت تاریک را تبیین می کند. هم چنین ضرایب آلفای کرونباخ مقیاس برای خرده مقیاس ماکیاولیستی، پسیکوپاتی و خودشیفتگی و نمره کل به ترتیب 92/0، 40/0و 68/0و 81/0 بدست آمد. ضریب پایایی تنصیفی مقیاس نیز 78/0 برآورد شد. هم چنین مشخص شد که بین دختران و پسران به لحاظ شخصیت تاریک تفاوت معنی داری وجود ندارد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مقیاس شخصیت تاریک از روایی و پایایی مطلوبی برای سنجش مولفه های شخصیت تاریک در ایران برخوردار است.
بررسی رابطة جنس و نقش جنسیّتی با میزان تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطة جنس و نقش جنسیّتی با میزان تاب آوری دانش آموزان سال اول دبیرستان های شهرستان سقز انجام شد. روش پژوهش همبستگی بود. جامعة آماری کلیة دانش آموزان سال اول دبیرستان های شهرستان سقز بودند که در سال تحصیلی 89-88، حدوداً از 4075 نفر، نمونة آماری پژوهش 200 نفر (100 نفر دختر و 100 پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامة نقش جنسیّتی «بم» و مقیاس تاب آوری «کونور و دیویدسون» استفاده شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها آمار توصیفی و آمار استنباطی از قبیل میانگین، انحراف معیار، تحلیل واریانس دو طرفه به کار برده شد. نتایج نشان می دهد که فرضیة مربوط به رابطة جنسیّت و تاب آوری رد شد، تفاوت در نقش جنسیّتی موجب تفاوت در میزان تاب آوری می شود، در واقع آندروژن بودن، بدون توجه به جنسیّت بر تاب آوری مؤثر است. همچنین یافته ها نشان دادند که فرضیة سوم مبنی بر تعامل جنس و نقش جنسیّتی در میزان تاب آوری رد شد.
ویژگی های روان سنجی پرسش نامه رؤیای شفاف در دانشجویان دانشگاه سمنان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه رؤیای شفاف، در نمونه ای از دانشجویان دانشگاه سمنان اجرا شد. روش : جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 1394-1393 بود. نمونه پژوهش شامل 350 دانشجو بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. اعضای نمونه پرسش نامه های رؤیای شفاف، پرسش نامه 16 عاملی شخصیت کتل و پرسش نامه منبع کنترل لوینسون را تکمیل کردند. از روش تحلیل عاملی تأییدی و همبستگی با نمرات ملاک بیرونی برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها : پرسش نامه رؤیای شفاف دارای یک عامل بوده و از پایایی قابل قبولی برخوردار است. نمرات رؤیای شفاف با عوامل شهامت اجتماعی، تسلط، حساسیت هیجانی، هراس و محافظه کاری یا آزمایش کردن پرسش نامه کتل و با نمرات خرده مقیاس منبع کنترل درونی لوینسون، همبستگی متوسط نشان داد. نتیجه گیری : پرسش نامه رؤیای شفاف در جامعه دانشجویان دانشگاه سمنان از اعتبار و روایی مناسبی برخوردار است.
بررسی رابطه بین حالت های مثبت روان شناختی با رضایتمندی شغلی در مدرسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه بین حالت های مثبت روان شناختی با رضایتمندی شغلی در مدرسان مراکز وابسته به موسسه آموزش عالی علمی – کاربردی جهاد دانشگاهی استان تهران انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه ی مدرسان مراکز وابسته به موسسه آموزش عالی علمی – کاربردی جهاد دانشگاهی استان تهران در سال تحصیلی 93-1394 است که حجم کامل آن برابر210 نفر است از این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 118(50 زن و 68 مرد) نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها عبارت اند از: پرسش نامه حالت های مثبت روان شناختی رجایی و همکاران و پرسش نامه رضایت شغلی هستند. تحلیل آماری با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و آنالیز واریانس چندمتغیره در نرم افزار spss صورت گرفت. یافته ها نشان داد که بین حالت های مثبت روان شناختی و رضایتمندی شغلی رابطه معنی دار مثبت (01/0 ≥P) وجود دارد. تحلیل رگرسیون نشان داد، بین مولفه های حالت های مثبت روان شناختی و رضایتمندی شغلی نیز رابطه معنی دار مثبت (01/0 ≥P) وجود دارد و مولفه های حالت های مثبت روان شناختی 66 درصد از واریانس رضایتمندی شغلی را تبیین می نمایند. هم چنین نتایج آنالیز واریانس چندمتغیره نشان داد، بین نمرات زنان و مردان در مولفه های حالت های مثبت روان شناختی تفاوت وجود ندارد اما بین نمرات دو گروه در رضایتمندی شغلی تفاوت معنی دار (01/0 ≥P) وجود دارد. عواطف مثبت یکی از عوامل موثر در رضایت شغلی است، پیشنهاد می گردد که توجه به عواطف مثبت به عنوان یکی از راهکاراهای افزایش رضایتمندی شغلی در سازمان ها و موسسات به کار رود.
اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی و مشکلات خواب: نقش واسطه ای نظم دهی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناخت اثر اختلال نارسایی توجه/فرون کنشی از طریق نظم دهی هیجانی بر مشکلات خواب بزرگسالان بود. از بین دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 93-92، 312 دانشجو (178 مرد و 134 زن) با روش نمونه برداری طبقه ای انتخاب شدند و مقیاس درجه بندی اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بزرگسالان، فرم خودگزارش دهی و کوتاه کانرز (کانرز، ارهارد و اسپارو، 1999)، مقیاس دشواری نظم دهی هیجانی (گراتز و رومر، 2004) و شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ (بایس، رینولدز، مانک، برمن و کوپفر، 1989) را تکمیل کردند. نتایج نشان دادند همبستگی اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی با دشواری در نظم دهی هیجانی و مشکلات خواب، مثبت معنادار بود و نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان دهنده تأثیرگذاری فزون کنشی بر مشکلات خواب از طریق نظم دهی هیجان بود. بنابراین آموزش مهارت های نظم دهی هیجانی به بزرگسالان فزون کنش می تواند در کاهش مشکلات خواب آنان مؤثر باشد.
بررسی میزان بروز و کنترل خشم در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان سال 95-1394
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از تاثیرگذارترین هیجان های فطری خشم است که بر سلامت جسمی و روحی فرد تاثیر می گذارد. پژوهش ها نشان داده اند که خشم مزمن و مستمر و شیوه های بیان و کنترل آن بر سیر اختلال های خلقی و اضطرابی و نیز درمان آن ها تاثیر منفی به جا می گذارد. هدف این مطالعه تعیین میزان بروز و کنترل خشم در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان بود. روش:این مطالعه از نوع توصیفی می باشد. جامعه آماری شامل 410 نفر (207 پسر و 203 دختر) بودکه با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه خشم صفت- حالت اسپیلبرگر2 بود. داده ها با استفاده از نرم افزارSpss18 وآزمونMann-whitney Ucorrelation, وآمار توصیفی، مورد تجزیه و تحلیل صورت گرفت. یافته ها: خشم درونی و کنترل خشم به ترتیب با میانگین 29/3±43/17 و 62/4±01/22 بالاترین میانگین ها را به خود اختصاص داده بودند. نتیجه گیری:ارتباط معناداری بین بروز خشم و جنسیت یافت نشد، اما کنترل خشم درونی و بیرونی با جنسیت رابطه معنا داری دارد
پیش بینی علایم وسواسی براساس باورهای فراشناختی، مسئولیت پذیری و پرخاشگری نهفته در دانشجویان
حوزههای تخصصی:
مقدمه : با توجّه به ماهیت پیچیده و ناهمگون اختلال وسواس فکری- عملی( OCD ) نمی توان با اتکا به یک نظریه امیدوار به تبیین این اختلال بود. هدف: لذا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی OCD براساس سه متغیر پرخاشگری نهفته، باورهای فراشناختی و مسئولیت پذیری انجام شده است. روش : نمونه پژوهش شامل 158 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی(شامل 100 دختر و 58 پسر) بود که بصورت در دسترس انتخاب و به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های وسواس سنج مادزلی، پرسشنامه باورهای فراشناختی، مسئولیت پذیری و نگرش ها و رفتارهای بین فردی موریتز و مسئولیت پذیری سالکووسکیس استفاده شده است. به منظور تحلیل داده ها، از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین، متغیر فراشناختی کنترل ناپذیری بهترین پیش بینی کننده ی علایم وسواسی است . در مرحله ی بعد متغیر نگرانی- مسئولیت پذیری بیشترین توان پیش بینی کنندگی را داشت؛ نتیجه گیری : بنابراین بنظر می رسد که از بین سه مدل تبیین OCD ، مدل فراشناختی بیشترین توان پیش بینی نشانگان وسواسی را دارد و این یافته در کاربردهای درمانی می تواند مدنظر قرار گیرد.
رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه با شیوه های فرزندپروری مادران و اختلال های بیرونی شده فرزندان شان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۹ تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۴)
115-135
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش تعیین رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه با شیوه های فرزندپروری مادران و اختلال های بیرونی شده فرزندان شان بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی مدارس ابتدایی ناحیه 3 کرج به تعداد 1080 نفر بود که از میان آن ها به روش نمونه گیری هدفمند، 150 دانش آموز از مدارس شهید حجازی، علامه حلی، شهید حسن برجسته، شهید کنسویه، قلم و مفید انتخاب شد. مادران این دانش آموزان به پرسشنامه های طرحواره یانگ 1998 و شیوه های فرزندپروری آلاباما 1996 و معلم هایشان به پرسشنامه راتر (1967) پاسخ دادند. داده ها از طریق روش های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد . یافته ها: نتایج نشان داد رابطه میان طرح واره های ناسازگار والدین و شیوه های فرزندپروری آن ها معنادار و مؤلفه دیگر جهت مندی پیش بینی کننده منفی تنبیه بدنی و مؤلفه گوش به زنگی و بازداری پیش بینی کننده عدم ثبات در نحوه برخورد با فرزند است. رابطه میان شیوه های فرزندپروری با اختلال های بیرونی شده معنادار و مؤلفه ضعف در نظارت، پیش بینی کننده ناسازگاری اجتماعی در کودکان و مؤلفه های مشارکت والدین و ضعف در نظارت، پیش بینی کننده های پرخاشگری و بیش فعالی در کودکان بود. نتیجه گیری: از آنجا که طرحواره های ناسازگار اولیه والدین می تواند در شکل گیری شیوه های خاص فرزندپروری آن ها و در نهایت اختلال های بیرونی کودکان مؤثر باشد، بنابراین در درمان اختلال های بیرونی شده این کودکان می توان طرحواره های ناسازگار اولیه والدین را نیز هدف قرار داد.
نقش تعاملی قومیت و جنس درتبیین تحول روانی-اجتماعی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین نقش تعاملی قومیت والدین فارس، تُرک، کُرد، لُر بر تحول روانی-اجتماعی فرزندان دختر و پسرشان بود. روش: روش پژوهش علی-مقایسه ای و جامعه آماری دانشجویان استان البرز در سال تحصیلی 94-1393 بود. با روش نمونه گیری چندمرحله ای از میان 29474 دانشجوی دانشگاه فرهنگیان، آزاد اسلامی واحد کرج و دانشکده کشاورزی 400 نفر و از هر قوم 100 دانشجو شامل50 دختر و 50 پسر انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه تحول روانی-اجتماعی هاولی (1988) بود. یافته ها: نتایج نشان داد نمره نگرش های مثبت به ترتیب در دانشجویان فارس، کُرد و تُرک بیش از دانشجویان لُر (58/8 = F، 0001/0>P) و نمره نتیجه تحول دانشجویان فارس و تُرک بیش از دانشجویان لُر (25/5 = F، 01/0>P)؛ و اثر تعاملی جنس × قومیت تنها برای نگرش های مثبت معنادار (22/4 = F، 006/0> P) و بالاترین نمره در نگرش های مثبت متعلق به دختران تُرک و پسران کُرد؛ در دختران قوم لُر بیش از پسران همین قوم بود؛ و درمجموع با آن که رشد نگرش های مثبت دختران و پسران قوم لُر در حد مطلوبی بود اما از اقوام دیگر کمتر بود. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود جنبه هایی از مشترکات فرهنگی ، تربیتی ، رفتاری و مذهبی هریک از اقوام به ویژه قوم لُر که بر تحول روانی-اجتماعی فرزندان دختر و پسر آن ها تاثیری منفی دارد، شناسایی و برنامه های آموزشی برای اصلاح آن ها تدوین شود.
بررسی جامعه شناختی رابطه بین سرمایه اجتماعی و افسردگی (مورد مطالعه: زنان متأهل شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی رابطه بین سرمایه اجتماعی و افسردگی در میان زنان متأهل نگاشته شده است. روش پژوهش مورد استفاده، پیمایش بود و جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل شهر تبریز به تعداد 378460 نفر بود که از بین آن ها، 384 نفر به عنوان نمونه نهایی بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. همچنین، برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد، برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و به منظور برآورد اعتبار آن، از تکنیک تحلیل عاملی استفاده شد. داده ها از طریق نرم افزار Spss18 ، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که متغیر سرمایه اجتماعی در تمامی ابعاد چهارگانه(حمایت خانواده پدری، حمایت خانواده پدر شوهری زن، حمایت دوستان و اعتماد بین زوجین)، با متغیر افسردگی، رابطه معنادار و معکوسی داشته است. همچنین نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیونی حاکی از آن است که، 24% تغییرات مرتبط به متغیر «افسردگی»توسط متغیرهای مستقل مورد استفاده تبیین شده است.
سبک آموزش دینی امام سجاد(ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی سبک آموزش دینی امام سجاد(ع) انجام شد و در پی تبیین راهبردی «الگوی آموزش دینی آن حضرت بود»؛ به این منظور از روش توصیف و تحلیل نظریِ سخنان آن امام(ع) (صحیفه سجادیه و رساله حقوق) استفاده شد. از دستاوردهای این پژوهش عبارت بود از: 1) در هر شرایط، لازم است که دین آموزی به تناسبِ همان شرایط شکل گیرد و تعطیل نشود (جهل، اختناق و یأس مردم، فساد حاکمان، انزوای امام(ع))؛ 2) محتوا، باید طبق نیاز جامعه ارائه شود (امام به اموری؛ مانند عدالت، قیامت، قبر، حقوق افراد نسبت به یکدیگر، حقوق محیط زیست، فقه، خانه و خانواده، مسائل عمیق اخلاقی و عرفانی، امر به معروف و نهی از منکر... پرداختند)؛ 3) به لحاظ روش آموزش، باید از همه روش های ممکن سود جست (تربیت نیرو از میان مستضعفان، ارائه مناجات و دعا، آموزش های رفتاری برنامه ریزی شده، آموزش های گفتاری با زبان توده مردم، زبان عاطفی و فطرت گرا).
رابطه کمال گرایی با فرسودگی شغلی در پرستاران: نقش واسطه ای خویشتن پذیری غیرمشروط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان دو بعد مثبت و منفی کمال گرایی با فرسودگی شغلی و بررسی نقش واسطه ای خویشتن پذیری غیر مشروط در روابط میان آن ها انجام شد. این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل پرستاران زن و مرد شاغل در بیمارستان های تهران بود که با استفاده از نمونه گیری تصادفی خوشه ای 395 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب و با تکمیل پرسشنامه کمال گرایی فراست و همکاران (1990)، پرسشنامه خویشتن پذیری غیر مشروط چمبرلین و هاگا (2001) و پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981) در این پژوهش شرکت کردند. به منظور تحلیل داده ها از روش الگوسازی معادلات ساختاری استفاده شد و تجزیه و تحلیل مدل پژوهش با استفاده از نرم افزار لیزرل انجام شد. شاخص های برازش الگوسازی معادلات ساختاری، مدل کلی پژوهش را تأیید کردند؛ به عبارت دیگر نتایج نشان داد که کمال گرایی مثبت دارای رابطه مستقیم و کمال گرایی منفی دارای رابطه معکوس با خویشتن پذیری غیرمشروط است. همچنین نتایج نشان داد که خویشتن پذیری غیر مشروط رابطه معکوس با ابعاد فرسودگی شغلی دارد.
مقایسه ی هوش اجتماعی و شخصیت جامعه پسند در دانشجویان علوم پزشکی با و بدون اعتیاد به اینترنت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد به اینترنت می تواند تاثیر منفی بر کارکرد اجتماعی و هیجانی افراد بگذارد. بنابراین، مطالعه ی حاضر با هدف مقایسه ی هوش اجتماعی و شخصیت جامعه پسند در دانشجویان علوم پزشکی با و بدون اعتیاد به اینترنت انجام گرفت.
روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش علی-مقایسه ای شامل تمام دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال تحصیلی 93-1392 بود. نمونه گیری به روش خوشه ای تصادفی انجام گرفت و بعد از غربالگری اولیه، 120 دانشجوی با و بدون اعتیاد به اینترنت (هر گروه 60 نفر) انتخاب گردیدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ، هوش اجتماعی تت و شخصیت جامعه پسند پنر انجام گرفت. یافته ها با استفاده از آمار توصیفی و روش تحلیل واریانس چندمتغیره و نرم افزار SPSS نسخه ی 20 مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: بین دو گروه از لحاظ هوش اجتماعی (001/0=P) و شخصیت جامعه پسند (0005/0>P) تفاوت معنی داری وجود دارد و سطح هر دو متغیر در دانشجویان دارای اعتیاد به اینترنت پایین تر است. به علاوه، بین دو گروه در خرده مقیاس های مسئولیت اجتماعی (0005/0>P)، نگاه از منظر دیگران (007/0=P)، استدلال اخلاقی دوجانبه (002/0=P) و استدلال اخلاقی جهت گیری شده-دیگران (036/0=P) و پریشانی فردی (007/0=P) تفاوت معنی داری مشهود است.
نتیجه گیری: با توجه به پایین تر بودن سطح هوش اجتماعی و شخصیت جامعه پسند در دانشجویان علوم پزشکی دارای اعتیاد به اینترنت، آموزش مهارت های ارتباطی و اجتماعی احتمالا می تواند پیامدهای مثبت سلامت روان را در پی داشته باشد.
اثربخشی روان درمانی بین فردی گروهی کوتاه مدت بر نشانه های افسردگی، ابرازگری هیجانی، مهارت های اجتماعی و کیفیت زندگی دانشجویان افسرده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روان شناختی در بین دانشجویان محسوب می شود که جنبه های مختلف زندگی آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر روان درمانی بین فردی گروهی کوتاه مدت بر نشانه های افسردگی، ابرازگری هیجانی، مهارت های اجتماعی و کیفیت زندگی دانشجویان انجام شد.
روش کار: این کارآزمایی بالینی در بازه ی زمانی مهر تا اسفند 1393 انجام شد. جامعه ی آماری را دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل می دادند. 24 نفر با روش نمونه گیری در دسترس از میان دانشجویان مراجعه کننده به کلینیک دانشگاه فردوسی مشهد با شکایت افسردگی، انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 12 نفری شاهد و آزمون تقسیم شدند. گروه آزمون تحت 8 جلسه ی هفتگی 90 دقیقه ای روان درمانی بین فردی کوتاه مدت قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی بک-2، کیفیت زندگی (WHOQOL)، ابرازگری هیجانی (EEQ)، مهارت های اجتماعی (SSI) و جمعیت شناختی بود. داده ها با کوواریانس چندمتغیره به کمک نرم افزارSPSS نسخه ی 19 تحلیل شدند.
یافته ها: نمره ی کلی افسردگی در گروه آزمون به طور معنی داری نسبت به گروه شاهد کاهش یافته بود (004/0=P). هم چنین، نمرات تمام شاخص های ابرازگری هیجانی (031/0=P)، خرده مقیاس های بیانگری هیجانی، بیانگری اجتماعی، حساسیت هیجانی، کنترل هیجانی و کنترل اجتماعی پرسش نامه ی مهارت های اجتماعی(047/0=P) و حیطه های سلامت روان شناختی و روابط اجتماعی کیفیت زندگی به طور معنی داری در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد افزایش یافت (023/0=P).
نتیجه گیری: به نظر می رسد روان درمانی بین فردی کوتاه مدت می تواند به عنوان یک رویکرد درمانی اثربخش در کاهش نشانگان افسردگی و بهبود در مولفه های کیفیت زندگی، ابرازگری هیجانی و مهارت های اجتماعی در نظرگرفته شود.
مقایسه عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی، اجتناب شناختی و جهت گیری منفی به مشکل در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال افسردگی اساسی و افراد عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسة متغیر های عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی، اجتناب شناختی و جهت گیری منفی به مشکل، بین افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال افسردگی اساسی و افراد عادی بود. مواد و روشها: از سه گروه افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، اختلال افسردگی اساسی و افراد سالم، هر یک به تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت گردآوری داده های مورد نیاز، در سه گروه، پرسشنامه های عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی ایالت پنسیلوانیا، اجتناب شناختی و جهت گیری منفی به مشکل، به کار گرفته شد. داده ها به روش واریانس چند متغیره و واریانس تحلیل شدند.
یافته ها: تحلیل واریانس چند متغیره نشان داد که تفاوت بین افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و اختلال اضطراب فراگیرو افراد عادی در چهار متغیر به سطح معناداری رسیده است(P<0/05). تحلیل واریانس نیز نشان داد، بین متغیرهای شناختی فوق در سه گروه، تفاوت به سطح معناداری رسیده است (P<0/05). بعلاوه، آزمون تعقیبی توکی در مورد متغیر های شناختی فوق در دو گروه افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و افراد عادی نشان داد که در متغیر های عدم تحمل بلاتکلیفی، نگرانی و جهت گیری منفی به مشکل، تفاوت به سطح معناداری رسیده است (P<0/05). آزمون تعقیبی توکی در مورد متغیر های شناختی فوق، در دو گروه افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و اختلال افسردگی اساسی نشان دادکه هیچ یک از متغیر های شناختی فوق به سطح معناداری نرسیده است (P>0/05). همچنین آزمون تعقیبی توکی در مورد متغیر های شناختی فوق در دو گروه افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و افراد عادی نشان داد که همه متغیر ها به سطح معناداری رسیده است( P<0/05). نتیجه گیری: بر اساس موارد فوق می توان نتیجه گرفت که این ویژگی های شناختی در اختلال اضطراب فراگیر و افسردگی اساسی موثر است.
مطالعه موردی کارایی روان درمانی پویشی کوتاه مدت(STDP ) بر افزایش ابرازگری هیجانی و کاهش علائم هراس اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این پژوهش کارایی روان درمانی پویشی کوتاه مدت؛ مدل تعدیل کننده اضطراب را بر افزایش ابرازگری هیجانی و کاهش علائم در نمونه مبتلا به هراس اجتماعی مورد بررسی قرار می دهد.
روش: در این پژوهش طرح مطالعه موردی همراه با خط پایه چندگانه و پیگیری سه ماهه بکار برده شد. نمونه از بین مراجعانی که مهر سال 1391 به کلینیک روانشناسی بالینی و مشاوره دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد مراجعه نمودند، براساس مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور I در DSM-IV و مقیاس ارزیابی عملکرد کلی(GAF) برای گزینش بیمار، انتخاب گردید. وی تحت 20 جلسه روان درمانی پویشی کوتاه مدت مدل تعدیل کننده اضطراب قرار گرفت. در این پژوهش، برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های هراس اجتماعی(SPIN) و ابرازگری هیجانی(EEQ) بکار گرفته شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل نگاره ای، معناداری بالینی و درصد بهبودی استفاده گردید.
یافته ها: در پایان درمان، نتایج حاکی از تغییر معناداری بالینی و درصد بهبودی در نمرات این مراجع بود. ضمن اینکه نتایج در پیگیری سه ماهه حفظ، افزایش نیز یافته بود.
نتیجه گیری: روان درمانی پویشی کوتاه مدت مدل تعدیل کننده اضطراب در افزایش ابرازگری هیجانی و کاهش علائم در هراس اجتماعی به شکل معناداری کارایی دارد.