فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۲۲۱ تا ۲۰٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
اهداف: هوش فرهنگی دامنه جدیدی از هوش است که می تواند باعث افزایش سازگاری دانشجویان شود و یادگیری آنان را تحت تاثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هوش فرهنگی بر خودراهبری در یادگیری دانشجویان انجام شد.
ابزار و روش ها: این پژوهش علّی- مقایسه ای در سال 1394 در دانشجویان دختر رشته پرستاری مقطع کارشناسی شهر قم انجام شد. 86 دانشجوی دختر پرستاری از یکی از دانشگاه های شهر قم به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. پرسش نامه هوش فرهنگی آنگ و همکاران و پرسش نامه یادگیری خودراهبرِ فیشر، کینگ و تاگو توسط نمونه ها تکمیل شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 19 و با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک راهه و تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: میانگین نمرات یادگیری خودراهبر و دو مولفه خودمدیریتی و رغبت به یادگیری، در دانشجویان دارای هوش فرهنگی بالا به طور معنی داری بالاتر از دانشجویان با هوش فرهنگی پایین بود. اما در مولفه خودکنترلی بین دانشجویان با هوش فرهنگی بالا و پایین تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: هر چه هوش فرهنگی فرد بالاتر باشد، خودراهبری در یادگیری، خودمدیریتی و رغبت به یادگیری نیز بالاتر است.
شخصیت ایرانی: شواهدی از تفاوت های فرهنگی ویژگی های شخصیتی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ویژگی های شخصیتی برخاسته از تفاوت های فرهنگی است. این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های شخصیتی در فرهنگ ایرانی انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه مقطعی حاضر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، بر روی 4342 نوجوان ایرانی از 12 استان کشور انجام شد. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه ویژگی های شخصیتی NEO-FFI (NEO Five-Factor Inventory) استفاده گردید. جهت تحلیل داده ها، روش تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: بین ویژگی های شخصیتی دختران و پسران در تمام ابعاد شخصیت تفاوت معنی داری وجود داشت. همچنین، بین اقوام مختلف ایرانی در ابعاد ویژگی های شخصیتی نیز تفاوت معنی داری مشاهده شد (001/0 > P). از طرف دیگر، بین ویژگی های شخصیتی افراد در اقلیم های مختلف جغرافیایی نیز تفاوت معنی داری به دست آمد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که فرهنگ، قومیت و اقلیم جغرافیایی می تواند بر روی ویژگی های شخصیتی مردم ایران تأثیرگذار باشد.
اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی به والدین با الگوی یادگیری جانشینی بر بهبود روابط مادر – دختر در دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع راهنمایی شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شکل گیری تعارضات رفتاری بین والدین و فرزندان همواره از مشکلات رایج دوره نوجوانی است که در این دوره رخ می دهد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی والدین با الگوی یادگیری جانشینی بر بهبود روابط مادر- دختر در دانش آموزان سال سوم راهنمایی بود.
روش: جامعه پژوهش حاضر شامل دانش آموزان دختر سوم راهنمایی در سال تحصیلی 92-91 شهر شهریار و ماداران آنها بود که تعداد 30 دانش آموز به همراه مادرانشان به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و در دو گروه 15 نفری آزمایشی و گواه جایگزین و کاربندی تصادفی شدند. گروه آزمایشی (مادران) طی 3 هفته و در هر هفته 2 جلسه دو ساعته، مهارتهای ارتباطی با الگوی یادگیری جانشینی را از طریق ارائه فیلم و همچنین مهارت حل تعارض و تصمیم گیری به عنوان روش مداخله دریافت کردند. هر دو گروه (دانش آموزان) پرسشنامه 15 سوالی فنون تعارض (استراس ، 1979) را قبل از مداخله به عنوان پیش آزمون و بعد از مداخله به عنوان پس آزمون تکمیل کردند.
یافته ها: نتایج بدست آمده با استفاده از تحلیل کواریانس بیانگر تفاوت معنی دار بین تعارض، پرخاشگری کلامی، پرخاشگری جسمانی دانش آموزان با والدین خود و همچنین افزایش توانایی استفاده از راهبردهای استدلالی در دانش آموزان بود.
نتیجه گیری: به نظر می رسد مهارت ارتباطی ضعیف در والدین منجر به پرخاشگری (کلامی و جسمانی)، کاهش راهبردهای استدلال و به طورکلی تعارض در فرزندان با والدین شود.
نقش پایگاه اجتماعی اقتصادی و کیفیت دلبستگی به والدین در پیش-بینی رفتار خرابکارانه نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش سبک دلبستگی در اضطراب اجتماعی با توجه به اثرات میانجی عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تعیین نقش سبک های دلبستگی در نشانه های اضطراب اجتماعی با میانجی گری عزت نفس اجتماعی بود. در راستای این هدف، 201 نفر از دانشجویان دختر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. با استفاده از پرسش نامه های اضطراب اجتماعی (SPIN)، عزت نفس (روزنبرگ) و سبک دلبستگی (AAQ) نسبت به جمع آوری داده ها اقدام شد. برای تحلیل روابط ساختاری از روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد.تحلیل داده ها نشان داد که مدل اندازه گیری شده از برازش قابل قبولی برخوردار است. سبک دلبستگی ایمن و عزت نفس نقش مثبت و معنادار در تغییرات اضطراب اجتماعی دارند. دلبستگی ناایمن و اجتنابی نقش منفی و قابل توجه در تغییرات اضطراب اجتماعی دارند. همچنین سبک دلبستکی ایمن نقش مثبت ومعنادار و سبک دلبستگی ناایمن و اجتنابی نقش منفی و معناداری در تبیین تغییرات عزت نفس دارند و عزت نفس نیز نقش منفی و معنادار در تبیین تغییرات اضطراب اجتماعی دارد. مبتنی بر نتایج به دست آمده می توان بیان داشت که اضطراب اجتماعی از عوامل درون خانوادگی به ویژه روابط عاطفی افراد با نزدیکان تأثیر پذیرفته و در این میان، این روابط قادرند تصورات افراد از خویشتن را تحت تأثیر قرار داده و زمینه را برای کاهش یا افزایش نشانه های اضطراب اجتماعی مهیا کنند.
سلامت در مکتب توحیدی
حوزههای تخصصی:
سلامت از نگاه توحیدی، با معرفت کامل و جامع نسبت به مبدأ هستی و توجّهی که آن ذاتِ احدی به تمامی مخلوقات عالم دارد، معنا بخش خواهد بود. همان گونه که در روایت ها انعکاس یافته، سلامت یکی از بزرگ ترین نعمت های الهی است که درکنار نعمت امنیت، بیش تر مورد غفلت و ناسپاسی قرار می گیرد.
اثر تغییر محرک حسی بر ادراک زمان کودکان با و بدون بیش فعالی/نارسایی توجه در دیرش های زمانی مختلف(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضرآزمودن اثر تغییر حسی در ارائه محرک بر ادراک زمان، در کودکان مبتلا و غیرمبتلا به بیش فعالی/نارسایی توجه، با استفاده از تکالیف بازتولید زمان در دیرش های زمانی مختلف است. روش: 15 کودک مبتلا به نقص توجه/بیش فعالی از مراجعان یک مطب روانپزشکی اطفال در مشهد و 15 کودک غیرمبتلا از دو مدرسه در مشهد، با توجه به نتایج مقیاس کانرز فرم والدینی و مقیاس درجه بندی بیش فعالی /نارسایی توجه، انتخاب شدند و تکالیف بازتولید زمان را در سه تغییر حسی ارائه محرک (ارائه دیداری، ارائه شنیداری و ارائه دوگانه دیداری-شنیداری) و در 6 دیرش زمانی (36،24،18،12،6 و 48) کامل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثرات اصلی گروه و دیرش زمانی تکلیف (کاهش دقت عملکرد با افزایش طول مدت تکلیف) معنادار است، اما دقت عملکرد در ارائه های حسی مختلف تفاوت معناداری با هم نداشت. به علاوه تعامل بین گروه ودیرش زمانی تکلیف (یعنی افزایش اختلاف عملکرد بین دو گروه با افزایش دیرش زمانی تکلیف) تأیید شد، اما اثر تغییر حسی ارائه محرک در گروه بیش فعال از گروه عادی به طور معناداری بزرگتر نبود. نتیجه گیری: افراد مبتلا به بیش فعالی در بازتولید فواصل زمانی، از آزمودنی های غیرمبتلا کم دقت ترهستند و با دیرش زمانی بیشتر، اختلاف آن ها نیز بیشتر می شود. هم چنین عملکرد به طور معناداری تحت تأثیر تغییر حسی ارائه محرک قرار نگرفت و تفاوت بین دو گروه نیز در تغییر حسی معنادار نبود.
مقایسه اثربخشی آموزش شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بومی شده و آموزش شناختی رفتاری بر نگرش های ناکارآمد و عواطف شغلی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بومی شده (NMBCT) و آموزش شناختی رفتاری سنتی (CBT) بر نگرش های ناکارآمد و عواطف شغلی کارکنان اجرا شد. در یک طرح پژوهشی شبه آزمایشی، تعداد 54 نفر از کارکنان شرکت های خدمات رسان آب و فاضلاب، برق، گاز و مخابرات استان چهارمحال و بختیاری به صورت طبقه ای نسبتی تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 18 نفر) گمارده شدند و طی سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری چهار ماهه مقیاس نگرش های ناکارآمد (بک و ویسمن، 1980) و عواطف شغلی (فاکس و اسپکتور، 1999) را تکمیل کردند. گروه آزمایش (1) طی هشت جلسه 120 دقیقه ای NMBCT و گروه آزمایش (2) طی هشت جلسه 120 دقیقه ای CBT را دریافت کردند. نتایج نشان داد که در مرحله پیش آزمون، تفاوت معناداری بین نگرش های ناکارآمد و عواطف شغلی گروه های آزمایش و کنترل وجود ندارد؛ اما در مرحله پس آزمون و پیگیری، روش های NMBCT و CBT در مقایسه با گروه کنترل به صورت معناداری در کاهش نگرش های ناکارآمد و بهبود عواطف شغلی مؤثر بودند (01/0£ P). به علاوه، مشخص شد که روش NMBCT بر بهبود عواطف شغلی در مقایسه با روش CBT موثرتر است (01/0£ P).
مقایسه هوش هیجانی و خلاقیت دانش آموزان تیزهوش و دانش آموزان با هوش متوسط
حوزههای تخصصی:
ارزیابی عملکرد حافظه کاری و بازداری پاسخ در افراد وابسته به متآمفتامین و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه فرایند های شناختی (حافظه کاری و بازداری پاسخ) در افراد وابسته به مت آمفتامین بود.پژوهش حاضر از نوع علی–مقایسه ای است. جامعه پژوهش کلیه افراد وابسته به مت آمفتامین و افراد غیروابسته به مواد در شهر ایلام بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر به شیوه دردسترس و نمونه پژوهش شامل 30 نفر وابسته به مت آمفتامین، و 30 نفر از افراد عادی بود. از آزمون رنگ-واژه استروپ(نوع رایانه ای) برای ارزیابی بازداری پاسخ و برای ارزیابی حافظه کاری نیز خرده آزمون فراخنای ارقام حافظه وکسلر(نوع رایانه ای) مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با روش آماری واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد عملکرد افراد وابسته به مت آمفتامین درمؤلفه های فراخنای ارقام رو به جلو و فراخنای ارقام معکوس با گروه به هنجار تفاوت معناداری دارد. همچنین عملکرد افراد وابسته به مت آمفتامین در بازداری پاسخ تفاوت معناداری با گروه به هنجارداشت ولی در مؤلفه های زمان واکنش همخوان و زمان واکنش ناهمخوان و مؤلفه های بدون پاسخ ناهمخوان تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. نتایج پژوهش نشان داد که وابستگی به مت آمفتامین تأثیر معناداری بر حافظه کاری و بازداری پاسخ افراد وابسته دارد.
اثربخشی و کارآمدی روان درمانگری شناختی- تحلیلی در بهزیستی ذهنی و کاهش رفتارهای تکانشی مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماهیت پیچیده اختلال شخصیت مرزی، بررسی و بکارگیری درمان های جدید را ایجاب می کند. پژوهش حاضر با هدف مداخله ای در بهزیستی ذهنی و کاهش رفتارهای تکانشی مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی: اثربخشی و کارآمدی روان درمانگری شناختی- تحلیلی اجرا شد. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به مطب های روانپزشکان و بیمارستان روانپزشکی فارابی شهر کرمانشاه در سال 1392 تشکیل می دهند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، براساس ارجاع متخصصان اعصاب و روان، 40 مرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، از بین 50 مراجعه کننده به مطب های روانپزشکان و بیمارستان روانپزشکی فارابی، با توجه به پذیرش بیمار برای شرکت در پژوهش، در وهله اول، و انجام مصاحبه بالینی SCID-II براساس DSM-IV و آزمون میلون 3، انتخاب شدند. به این صورت که از بین مردان ارجاع داده شده افرادی که نمره بالاتر از (84<BR) در مقیاس شخصیت مرزی MCMI-III گرفته بودند و انجام مصاحبه بالینی با توجه به ملاکهای DSM، برای اختلالات شخصیت به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه). ابزارهای جمع آوری این پژوهش شامل مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیت، مقیاس بهزیستی ذهنی، آزمون میلون 3 وتکانشوری بود. از هر دو گروه پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه به عمل آمد و برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها نیز از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) و آزمونهای تعقیبی LSD استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که روان درمانگری شناختی- تحلیلی بر بهبود بهزیستی اجتماعی، هیجانی و روانشناختی و کاهش تکانشوری مردان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مؤثر بوده است. تحلیل داده ها نشان داد که در مرحله پس آزمون و پیگیری، بین دو گروه آزمایش و کنترل، در بهزیستی اجتماعی، هیجانی، روانشناختی وتکانشوری تفاوت معنادار وجود دارد. بنابر یافته های این مطالعه، درمان شناختی- تحلیلی به شیوه گروهی راهبرد مناسبی برای بهبود بهزیستی اجتماعی، هیجانی و روانشناختی و کاهش تکانشوری مبتلایان به اختلال شخصیت مرزی است. و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای مناسب سود جست.
بررسی کاربرد ابزار روابط واژگانی در گفت وگوهای سالمندان آلزایمری و عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پیوستگی کلامی از عوامل درک مطلب است که می تواند تحت تاثیر بیماری آلزایمر قرار گیرد. روابط واژگانی نیز از انواع ابزارهای پیوستگی است. با وجود پژوهش های قابل ملاحظه در زمینه ی بیماری های اعصاب و ابزار پیوستگی تا کنون مقایسه و تحلیلی از انواع روابط واژگانی به عنوان زیرمجموعه ای از ابزار پیوستگی در گفتار سالمندان آلزایمری و عادی صورت نگرفته است. به علاوه، بررسی اختلالات احتمالی در گفتار سالمندان آلزایمری، گامی به سوی ترسیم دقیق تر رابطه ی مغز و زبان و کمک به توان بخشی کلامی این بیماران خواهد بود. این پژوهش با هدف مقایسه ی کاربرد ابزار روابط واژگانی در گفتمان تعدادی از سالمندان آلزایمری و عادی بر اساس دیدگاه دولی و لوینسون (2001) صورت گرفت.
روش کار: جامعه ی آماری، 6 سالمند آلزایمری شدید و 6 سالمند عادی (سن 74 تا 90 سال و زن) ساکن در خانه ی سالمندان بیرجند و قاین بودند. داده های زبانی از مهر تا بهمن ماه 1391 جمع آوری شدند. یک نمونه ی گفتار 40 دقیقه ای از هرکدام از 12 سالمند، ضبط و ثبت گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ی20 و آزمون تی مستقل انجام شد.
یافته ها: بین کاربرد ابزار روابط واژگانی در سالمندان آلزایمری و عادی تفاوت معنی داری وجود دارد (009/0=P). نتایج انفرادی انواع روابط واژگانی نشان داد که به استثنای رابطه ی باهم آیی (107/0=P) در رابطه ی جزء-کل (019/0=P) و شمول معنایی (044/0=P) نیز تفاوت معنی داری در دو گروه سالمند آلزایمری و عادی وجود دارد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد بین کاربرد ابزار روابط واژگانی در سالمندان آلزایمری و عادی تفاوت معنی داری وجود دارد.
تاثیرآموزش گروهی خودبخشودگی مبتنی بر مفاهیم قرآنی بر عزت نفس نوجوانان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر برنامه آموزش گروهی خودبخشودگی مبتنی بر مفاهیم قرآنی بر عزت نفس نوجوانان پسر بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان پسر سال اول متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی 93-1392 بود که از میان آنها 40 دانش آموز دارای عزت نفس پایین به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و با طرح نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل به گروه های پژوهش به تصادف گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). مداخلات مربوط به خودبخشودگی مبتنی بر مفاهیم قرآنی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای بر روی دانش آموزان گروه آزمایش انجام گرفت. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه غربالگری سلامت عمومی وزارت آموزش و پرورش و عزت نفس کوپر اسمیت بود. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس افزایش معناداری را در میانگین نمره های عزت نفس در پس آزمون و پیگیری نشان داد. به نظر می رسد که برنامه آموزش خودبخشودگی مبتنی بر مفاهیم قرآنی در افزایش عزت نفس پسران نوجوان موثر بوده است.
بررسی ارتباط بین سرمایه اجتماعی درون گروهی و شادی در بین شهروندان شهرتهران در سال 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش راهبردهای فراشناختی در افزایش خلاقیت و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان در شهر تبریز انجام شد. روشپژوهش نیمه آزمایشی و طرحپژوهش پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه اول دوره متوسطه بودند که 30 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. راهبردهای فراشناختی در 8 جلسه گروهی به آزمودنی های گروه آزمایش آموزش داده شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های خلاقیت عابدی و عملکرد تحصیلی در تاج جمع آوری و با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی می تواند مؤلفه های خلاقیت را به طور معنی داری افزایش دهد و خودکارآمدی، برنامه ریزی و تأثیرات هیجانی را در عملکرد تحصیلی دانش آموزان به طور معنی داری بهبود بخشد(P<0.01) و در فقدان کنترل پیامد و انگیزش تغییری ایجاد نشد. نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که آموزش راهبردهای فراشناختی روش مناسبی برای افزایش خلاقیت و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان می باشد. لذا پیشنهاد می شود به منظور افزایش مؤلفه های خلاقیت و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ممکن است مفید باشد که سطح راهبردهای فراشناختی دانش آموزان تقویت شود.
تدوین نرم استانداردهای آمادگی مهارتی تربیت بدنی عمومی2 دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش،تدوین نرم های آمادگی مهارتی استاندارد برای واحد تربیت بدنی 2 دانشجویان دختر دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی بود.نوع طرح کاربردی و روش تحقیق از نوع توصیفی که به صورت تک آ زمون در دو رشته فوق الذکر انجام شد.\nجامعه آماری تحقیق شامل دانشجویان دختر دانشگاه شهید رجائی که واحد تربیت بدنی 2 را در دو رشته شنا و تنیس روی میز اخذ کرده بودند و جامعه دردسترس،عبارت از 200 نفر دانشجوی واجد شرایط ذکر شده در دو نیمسال دوم 90-91 و اول 91-92بود..این آ زمون ها شامل ضربه متوالی با روی راکت به توپ،ضربات رفت و برگشت فورهند وبک هند و سرویس بود از 100 نفر که واحد شنا را اخذ کردند در انتهای ترم نام 24 دانشجو که به دلایل مختلف در کلاس های آموزشی و یا آ زمون شرکت نداشتند حذف و تحقیق با استفاده از یافته های بدست آمده از 64 نفر باقیمانده در این رشته انجام شد.\nروش تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و سطوح زیر منحنی طبیعی و با استفاده از نرم افزار هنجار به تدوین نورم های استاندارد اقدام شد.با توجه به نتایج بدست آمده از سه آ زمون در دو رشته شنا و تنیس روی میز و با تخصیص 6 نمره برای هر آ زمون،در مجموع 18 نمره از 20 نمره پایان ترم به نتایج بدست آمده از این آ زمون ها اختصاص یافت.دو نمره باقیمانده به عنوان نمره کلاسی در نظر گرفته شد و در نهایت 20 نمره برای نمره گذاری درس تربیت بدنی 2 خواهران در دانشگاه شهید رجائی در نظر گرفته شد.\nمتاسفانه با توجه به عدم انجام تحقیق مشابه برای نرم سازی واحدهای تربیت بدنی 2 در رشته های مورد بررسی در این تحقیق،امکان مقایسه نتایج آن با نتایج بدست آمده از پژوهش های سایر محققین امکان پذیر نبود و در بخش بحث و بررسی،به تجزیه و تحلیل نتایج بدست آمده از این تحقیق اکتفا شد.پیشنهاد می شود محققین دیگر، در سایر دانشگاه ها و رشته ها نیز اقدام به نرم سازی استاندارد واحد تربیت بدنی نمایند.تا روند تخصیص نمره در این دروس با بینش و انصاف بیشتری انجام شود.
روابط ساختاری سوءمصرف مواد و سیستم های مغزی رفتاری: نقش واسطه ای ویژگیهای شخصیتی، ناگویی هیجانی و سبکهای دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه پیش بینی سوء مصرف مواد براساس ویژگی های شخصیتی، ناگویی هیجانی، سبک دلبستگی و سیستم های مغزی رفتاری است. دریک نمونه 345نفری از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اندیمشک که به روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شده بودند، مدل مسیر سوء مصرف مواد بررسی شد. از شرکت کنندگان خواسته شد تا به پنج پرسشنامه، شامل مقیاس استعداد اعتیاد، مقیاس سیستم بازداری/ فعال ساز رفتاری، پرسشنامه شخصیت نئو، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو، مقیاس سبک دلبستگی بزرگسالان پاسخ دهد. نتایج نشان دادکه توان پیش بینی متغیر سیستم بازداری- فعال سازی رفتاری، با ورود هر یک از متغیر های میانجی نسبت به مرحله ای به تنهایی وارد شده بود، کاهش یافت. این پدیده نشانگر نقش واسطه گری روان رنجورخویی، برونگرایی، توافق پذیری، مسئولیت پذیری، سبک های دلبستگی برناگویی هیجانی و ناگویی هیجانی برای بازداری- فعالسازی رفتاری و گرایش به سوءمصرف مواد است. سیستم فعالسازی رفتاری موجب کاهش گرایش به مصرف مواد می شود و سیستم بازدارنده ی رفتاری خطر مصرف مواد را افزایش می دهد. روان رنجورخویی، سبک دلبستگی دوسوگرا ، سبک دلبستگی اجتنابی پو ناگویی هیجانی مکانیسم هایی هستند که اثر سیستم های بازداری یا فعال سازی رفتاری را در گرایش به مصرف مواد کم یا زیاد می کنند.
بررسی رابطه ی تعهد مذهبی، سبک بخشش، نبخشیدن و نشخوار ذهنی با سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر به بررسی رابطه ی تعهد مذهبی، سبک بخشش، نبخشیدن و نشخوار ذهنی با سلامت روان در بین دانشجویان دانشگاه اصفهان پرداخت.
روش: طرح این تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان بودند که 200 نفر از آنها به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تعهد مذهبی، سلامت روان، سبکهای بخشش، انگیزه های بین فردی مرتبط با رنجش و خطا و نشخوار ذهنی درباره رنجش و خطای بین فردی بود. داده های به دست آمده به کمک همبستگی و رگرسیون گام به گام مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد در حالی که با بیشتر شدن نشخوار ذهنی و کمتر شدن انگیزه انتقام(به عنوان یکی از مولفه های نبخشیدن)، سلامت روان کمتر میشود، با بیشتر شدن نیات مطلوب اجتماعی و وجود هیجانهای مثبت(به عنوان مولفه های بخشش) و همچنین با بالاتر رفتن سن، سلامت روان افزایش مییابد(P
طراحی درمان ترکیبی خانواده محور مبتنی بر مدل تحول یکپارچه ی انسان و مقایسه ی اثر بخشی آن با بازی درمانی فلورتایم بر کارکرد تحولی خانواده و تحول هیجانی-کارکردی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلال طیف اوتیسم از ناتوانی های عمده ی دوران کودکی است که زمینه ساز فشارهای روانی بسیاری برای کودک و خانواده می باشد. با توجه به تاثیر نامطلوب بسیاری که این اختلال بر سیستم خانواده دارد، دراین پژوهش سعی شده است تا بر مبنای مدل تحول یکپارچه ی انسان که رویکرد نوینی در درمان این اختلال است، درمانی خانواده-محور طراحی شود، در این درمان به منظور تقویت توانمندی های کودک، کارکرد خانواده به عنوان یک واحد کلی، هدف قرار می گیرد و اثربخشی آن در ترکیب با بازی درمانی فلورتایم، بررسی می شود.
روش کار: این مطالعه در چهارچوب یک طرح تک آزمودنی در طول 5 ماه روی 12 کودک 8-3 ساله ی مبتلا به اختلال طیف اوتیسم و خانواده های آن ها اجرا و اطلاعات در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری جمع آوری شد. برای بررسی اثربخشی درمان از ابزار محقق ساخته ی کارکرد تحولی خانواده، پرسش نامه ی سنجش هیجانی–کارکردی و پرسش نامه ی تحول هیجانی– کارکردی استفاده شد.
یافته ها: درصد بهبودی کارکرد تحولی خانواده در گروه درمان ترکیبی خانواده محور به ویژه در حوزه های صمیمیت، جذب شدن، انضباط و تحول هیجانی-کارکردی کودکان نیز در سطوح خودتنظیمی، دلبستگی و مبادله ی دوسویه از 50 درصد بیشتر و میزان بهبودی از نظر بالینی معنی دار بود. اندازه اثر درمان ترکیبی نیز بالاتراز 80/0 برآورد شد.
نتیجه گیری: بنا بر نتایج درمان ترکیبی خانواده محور می تواند اثربخشی بازی درمانی فلورتایم را افزایش دهد و به عنوان یک رویکرد درمانی اثربخش در درمان این اختلال استفاده شود.
بررسی نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه ی بین ویژگی های شخصیت با نگرش به بزهکاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه دوره ی نوجوانی یکی از حساس ترین و بحرانی ترین دوره های رشد هر انسان بوده که به علت بی ثباتی در وضعیت روانی ممکن است تصمیم گیری های فرد به رفتارهای خطرناک منتهی شود. هدف پژوهش حاضر تبیین نقش واسطه گری تاب آوری برای ویژگی های شخصیت و نگرش به بزهکاری بود.
روش کار: نمونه ی این پژوهش توصیفی شامل 400 دانش آموز دختر مقطع دبیرستانی شاغل به تحصیل در نیمه ی دوم سال تحصیلی 92-1391 در شهر کرمان بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و پرسش نامه های نگرش به بزهکاری، تاب آوری و فرم کوتاه شده ی ویژگی های شخصیت نئو را تکمیل نمودند. تحلیل از روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار Mplus 5 انجام شد.
یافته ها: این تحلیل نشان داد که ویژگی های شخصیتی مسئولیت پذیری ( 001/0>P) و روان رنجوری ( 001/0>P) به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق تاب آوری و هم چنین برون گرایی به طور غیر مستقیم (01/0>P) نگرش منفی به بزهکاری را پیش بینی نمودند. هم چنین مسئولیت پذیری ( 001/0>P) به صورت مستقیم دارای تاثیر منفی و معنی داری بر نگرش مثبت به بزهکاری بود.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج، نوجوانان بیشتر در معرض خطرات اجتماعی و روان شناختی هستند و به نظر می رسد با افزایش مسئولیت پذیری و تاب آوری در ایشان می توان از بزهکاری پیش گیری نمود.
مقایسه ی خود واقعی، خود ایده آل و خود بایسته در نوجوانان با و بدون سابقه ی کیفری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نوجوانان بنا به دلایل متعدد به عنوان یکی از اقشار آسیب پذیر جامعه در معرض ابتلا به انوع عوارض و آسیب های اجتماعی هستند. این مطالعه با هدف مقایسه ی بین خود واقعی، خود ایده آل و خود بایسته در نوجوانان با و بدون سابقه ی کیفری شهر اصفهان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه ی مقطعی در سال 1391، 79 نفر از افراد 18-15 ساله ی مرکز اصلاح و تربیت و 120 نفر از دانش آموزان بدون سابقه ی کیفری مشغول به تحصیل در دبیرستان های اصفهان بودند که از نظر سن با گروه اول همسان سازی شده بودند، مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه های اطلاعات جمعیت شناختی و 27 سئوالی خودگسستگی بود. داده ها با نرم افزار SPSS و آزمون هایآنکووا، آنووا، مجذور خی و تی مستقل تحلیل شدند.
یافته ها: در گروه بزهکار میانگین و انحراف معیار نمره ی خود واقعی 82/13±08/63، خود ایده آل 34/15±97/80، خود بایسته 14/14±77، تفاوت خود واقعی و ایده آل 17/18± 89/17-، تفاوت خودواقعی و بایسته 09/17± 92/13- و در نوجوانان بدون سابقه، نمره ی خود واقعی 33/9±63/73، خود ایده آل 69/14±35/79، خود بایسته 56/15±07/75، تفاوت خود واقعی و ایده آل 17/15± 07/6- و تفاوت خود واقعی و بایسته 33/16± 31/1-بود. میانگین نمره ی خود واقعی در گروه بدون سابقه به طور معنی داری بالاتر بود(001/0>P) اما اختلاف میانگین نمره ی خود بایسته (36/0=P) و خود ایده آل (45/0=P) در دو گروه معنی دار نبود.
نتیجه گیری: نمره ی خود واقعی در نوجوانان با سابقه ی کیفری کمتر از نوجوانان بدون سابقه ارزیابی گردید لذا برنامه ریزان آموزشی و اولیای مدارس بایستی رویکرد آموزشی متناسبی با توجه به خود واقعی برای حفاظت از نوجوانان در برابر رفتار بزهکارانه اتخاذ نمایند.