فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۰۸۱ تا ۲۰٬۱۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه: سبک زندگی ارتقا دهندة سلامت یک مدل چندبعدی از اعمال خودآغازگر و ادراکاتی است که به حفظ و افزایش سطح رفاه، خودشکوفایی و رضامندی فرد کمک می کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون روان سنجی نسخة تجدید نظر شدة دوم نیمرخ سبک زندگی ارتقا دهندة سلامت (HPLP-II؛ والکر، اسچریست و چندر، 1995) در بین گروهی از دانشجویان ایرانی انجام شد. روش: در مطالعه همبستگی حاضر 324 دانشجوی کارشناسی (130 پسر و 194 دختر) به HPLP-II و مقیاس سازگاری هیجانی (EAM؛ رابیو، آگادا، هانتنگاس و هرناندز، 2007) پاسخ دادند. به منظور تعیین روایی عاملی HPLP-II از روش آماری تحلیل عاملی تأییدی و به منظور بررسی همسانی درونی HPLP-II از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد. همچنین، به منظور مطالعه روایی سازة HPLP-II، ضریب همبستگی بین مقیاس های سبک زندگی ارتقا دهندة سلامت با سازگاری هیجانی گزارش شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدی HPLP-II نشان داد که در نمونة دانشجویان ایرانی ساختار چندبعدی HPLP-II شامل پنج زیرمقیاس مسئولیت پذیری برای سلامت، فعالیت جسمانی، تغذیه، تعالی معنوی، روابط بین فردی و مدیریت استرس، با داده ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین عوامل چندگانة نیمرخ سبک زندگی با سازگاری هیجانی به طور تجربی از روایی سازة HPLP-II حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی زیرمقیاس های HPLP-II بین 56/0 تا 80/0 به دست آمد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج مطالعة حاضر نشان داد که HPLP-II برای سنجش مفهوم سبک زندگی ارتقادهندة سلامت در دانشجویان ایرانی ابزاری روا و پایا است.
بررسی نقش عوامل فردی و خانوادگی در اختلال نارسایی توجه بیش فعالی: فراتحلیلی بر پژوهش های انجام شده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور انجام فراتحلیلی بر پژوهش های انجام شده در زمینه عوامل فردی و خانوادگی مؤثر در اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی انجام شد. روش: بدین منظور 25 پژوهش جمع آوری و پس از ورود اطلاعات به نرم افزار CMA2و تحلیل حساسیت، یک پژوهش که نسبت به سایر پژوهش ها پرت بود از جمع پژوهش ها حذف و 24 پژوهش تحلیل شد. میانگین اندازه اثرr در عوامل فردی 22/0 و عوامل خانوادگی14/0 به دست آمد که با توجه به معیار کوهن پایین تر از متوسط گزارش می شوند. در بررسی اندازه اثر تفکیکی عوامل، متغیرهای عملکردتحصیلی، بحران هویت، هوش، راهبردهای مقابله ای، حافظه کاری و مدیریت رفتاری والدین دارای اندازه اثر بیشتر از متوسط و معنادار بودند. با توجه به معنی داری آمارهQ در پژوهش های مورد بررسی متغیرهای جنس، جامعه آماری، ابزار پژوهش، روش نمونه گیری و سن به عنوان متغیرهای مداخله گر وارد تحلیل شدند. در مدل اثرات تصادفی مربوط به عوامل فردی نقش تعدیل کننده متغیر جنس، جامعه پژوهش و ابزار در سطح 05/0 معنی دار شد اما در عوامل خانوادگی فقط متغیر جنس و جامعه پژوهش معنی دار به دست آمد. آزمون تفاوت Z در پژوهش های مربوط به عوامل فردی نشان گر معنی داری تفاوت اندازه اثر به دست آمده در همه متغیرهای مداخله گر است که در بررسی عوامل خانوادگی این تفاوت در متغیر جنس، جامعه پژوهش، ابزار و روش نمونه گیری مشاهده شد.با توجه به بالا بودن میانگین اندازه اثر در متغیرهای یاد شده پژوهش گران و درمان گران باید به اهمیت این عوامل در بررسی و درمان اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی توجه داشته باشند. همچنین پژوهش گران در پژوهش های آینده خود متوجه نقش تعدیل کننده ها باشند.
تاریخچه انستیتو روانپزشکی تهران (بخش اول - به روایت دکتر ایرج سیاسی )(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه این نوشتار، به تاریخچه انستیتو روانپزشکی تهران از زبان رؤسا ی آن می پردازد. پیش از ورود به بحث، مختصری درباره ساختار انستیتو و نحوه شکل گیری آن می آید. در سال های قبل از پیروزی انقلاب، «انجمن توانبخشی» متولی امور توانبخشی معلولان، بیماران روانپزشکی، معتادان و عقب ماندگان ذهنی کشور بود. با ریاست دکتر ایرج سیاسی از سال 1352، فعالیت های بهداشت روان انجمن توانبخشی رنگ و بوی تازه ای گرفت و واحدهای آموزش و پژوهش آن رونق پیدا کرد. واحد آموزش انجمن توانبخشی، «انستیتو» نامیده می شد و ریاست آن با دکتر کیومرث فرد بود. تاریخچه این فصل از حیات انستیتو به روایت دکتر ایرج سیاسی خواهد آمد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در اردیبهشت 1358 دکتر احمد محیط به عنوان رئیس واحد آموزش انجمن توانبخشی (انستیتو) منصوب شدند. در همان سال انجمن توانبخشی منحل شد و با همت و پشتکار دکتر محیط، واحدهای آموزشی و پژوهشی آن، در دل ساختار جدیدی به نام «انستیتو روانپزشکی تهران» قرار گرفت. دکتر محیط 11 سال رئیس انستیتو بود تا اینکه در سال 1369 دکتر سید احمد واعظی به جایگزینی ایشان به ریاست انستیتو منصوب شد. شرح این دوران از تاریخچه انستیتو از زبان دکتر احمد محیط نوشته می شود. سال 1371، دکتر جعفر بوالهری رئیس انستیتو روانپزشکی تهران شد و کماکان در این سمت است. با همت و پیگیری او انستیتو روانپزشکی تهران در سال 1392 به «دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان» با چهار دپارتمان «روانپزشکی جامعه نگر»، «اعتیاد»، «بهداشت روان» و «روانشناسی بالینی» - با حفظ نام انستیتو روانپزشکی تهران- تبدیل شد. تاریخچه این تغییر و تحول همراه با شرح مبادی، دلایل، ضرورت، رسالت، سختی ها و چشم اندازها از زبان دکتر جعفر بوالهری تهیه شده است. تاریخچه پایه گذاری انستیتو روانپزشکی تهران در اواخر سال 1352، مرحوم دکتر سید شجاع الدین شیخ الاسلام زاده، وزیر رفاه و بهداری وقت و مؤسس انجمن توانبخشی، طی تماس تلفنی به دکتر ایرج سیاسی پیشنهاد کرد تا برای طرح برنامه جامعی مشتمل بر روانپزشکی، اعتیاد و عقب ماندگی ذهنی به ایران بیاید. او که در آن زمان در سمت استاد در دانشگاه پیتزبورگ در پنسیلوانیای آمریکا مشغول به کار بود، بی درنگ و با اشتیاق این پیشنهاد را پذیرفت و بعد از گرفتن مرخصی یک ساله، عازم تهران شد. پس از بررسی وضعیت موجود، در عرض سه ماه برنامه ای بالغ بر 150 صفحه آماده کرد و به رؤیت وزیر وقت رساند. بر اساس این برنامه، تربیت روانپزشک در کوتاه مدت و تربیت روان پرستار، روانشناس و مددکار اجتماعی در بلندمدت مقرر شد. دکتر شیخ الاسلام زاده، پس از مطالعه برنامه، از دکتر سیاسی دعوت کرد تا برای اجرایی شدن این برنامه، در سمت قائم مقام وزیر و به عنوان رئیس انجمن توانبخشی مشغول به کار شود. لازم به ذکر است که در آن زمان، انجمن توانبخشی علاوه بر مسؤولیت توانبخشی معلولین، وظیفه خدمت به تمامی بیماران مبتلا به اختلالات روانپزشکی، معتادان و عقب ماندگان ذهنی کشور را بر عهده داشت. در سال 1353، تنها 120 روانپزشک در کشور وجود داشت، آن هم فقط در شهرهای تهران، شیراز، مشهد و اصفهان؛ و این روانپزشکان اغلب در بخش خصوصی فعالیت می کردند. در آن زمان بیماران را از شهرستان ها می آوردند و در بیمارستان رازی می گذاشتند و می رفتند. تعداد محدودی روانپزشک که دانشگاه تهران تربیت می کرد جوابگوی نیاز کشور نبود. بنابراین هسته اصلی برنامه پیشنهادی، وابسته به شتاب سیستم در فراهم کردن نیروی انسانی متخصص بود که قسمتی از آن، بی واسطه و از طریق انجمن توانبخشی قابل حصول بود. به هر حال، برای قسمت عمده آن، یعنی تربیت نیروی متخصص روانپزشک، نیاز به کسب مجوز از وزارت علوم بود. در قسمت اول، بیش از 40 نفر کارشناس روانشناسی استخدام و پس از گذراندن یک دوره آموزش فشرده سه ماهه، برای یاری رساندن به روانپزشکان، به بیمارستان روانپزشکی رازی اعزام شدند. دکتر سیاسی می گوید: «کسب مجوز تربیت دستیار روانپزشکی که در انحصار وزارت علوم بود، دست کمی از عبور از هفت خوان رستم نداشت». پس از ارائه فرم های اولیه به وزارتخانه، مراحل متعدد و سختی، از جمله ارائه رزومه تمام روانپزشکانی که در آموزش نقش داشتند، ریز تمام عناوین درسی و نام مدرس آنها، جزئیات تمام برنامه های سه ساله، خصوصیات داوطلبان قابل پذیرش و جزئیات دسترسی به بیماران و انواع تشخیص ها طی شد. رفت و آمد به وزارت علوم چهار ماه به طول انجامید و سرانجام آخرین ایراد، یعنی لزوم حضور روانپزشک اطفال، با آمدن سه روانپزشک اطفال، یک نفر از انگلستان و دو نفر از ایالات متحده آمریکا برطرف شد. در تمامی این مراحل، مخالفت شدید گروه روانپزشکی دانشگاه تهران به مدیریت دکتر هاراطون داویدیان وجود داشت. دکتر داویدیان معتقد بود که فقط دانشکده پزشک
مقایسه شیوه های مقابله با استرس و جرأت ورزی دانش آموزان آموزش دیده در پایگاه های بسیج و دانش آموزان غیر بسیجی
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۶ پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۳
59 - 68
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این پژوهش مقایسه شیوه های مقابله با استرس و جرأت ورزی دانش آموزان آموزش دیده در پایگاه های بسیج و دانش آموزان غیر بسیجی بود. روش: روش پژوهش توصیفی، از نوع علی- مقایسه ای بود و جامعه آماری را کلیه دانش آموزان پسر بسیجی آموزش دیده در پایگاه های بسیج مساجد ناحیه دو زاهدان به تعداد 1875 نفر و دانش آموزان پسر عادی مقطع متوسط ناحیه دو زاهدان به تعداد 4769 تشکیل می دادند. در این پژوهش از روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای استفاده گردید و تعداد 355 پرسشنامه از بین دانش آموزان عادی و 318 پرسشنامه از بین دانش آموزان آموزش دیده در پایگاه های بسیج گردآوری شد. ابزار شامل پرسشنامه راهبردهای مقابله ای بلینگز و موس و جرأت ورزی گمبریل و ریجی بود. نتایج: نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که دانش آموزان آموزش دیده در پایگاه های بسیج، در برخورد با موقعیت های استرس زا، از پاسخ های (مقابله ای رفتاری، مقابله ای شناختی و مقابله ای حل مسئله) و دانش آموزان عادی مدارس در برخورد با موقعیت های استرس زا، از پاسخ های مقابله ای متمرکز بر هیجان و پاسخ های اجتنابی بهره می برند، همچنین دانش آموزان آموزش دیده در پایگاه های بسیج، از شیوه های جرأت ورزی (پیش قدم شدن در آغاز یک برخورد اجتماعی، کنار آمدن و قبول انتقاد، ابراز وجود در موقعیت هایی که باید کمک کرد) و دانش آموزان عادی مدارس از شیوه های جرأت ورزی (رد کردن تقاضا و پس خوراند منفی) بهره می برند. بحث: دوره های بسیج مساجد تأثیر بسزایی در جرأت ورزی و شیوه های مقابله با استرس در دانش آموزان دارد.
ارائه راهبردهای مصون سازی بنیان خانواده در برابر جنگ نرم: با تأکید بر تهدیدات فرهنگی
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۶ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲۴
35 - 45
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خانواده به منزله اصلی ترین نهاد اجتماعی در بین تمام جوامع بشری خواستگاه شکل گیری تمدن، فرهنگ و تاریخ بشر به حساب می آید. ازاین رو نهاد خانواده برای نجات ارزش های اصیل ایرانی- اسلامی در برابر طوفان تهدیدات فرهنگی وظیفه ژرف و سترگی بر عهده دارد. پژوهش حاضر باهدف ارائه راهبردهای مصون سازی بنیان خانواده در برابر جنگ نرم و با تأکید بر تهدیدات فرهنگی انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی، به روش تحلیل محتواست. 60نفر از مدیران فرهنگی و اساتید دانشگاه های شهر تهران بر اساس روش نمونه گیری مبتنی بر هدف به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده روش آنالیز محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج: اکثر مصاحبه شوندگان جایگاه خانواده ایرانی در ارتباط با تهدیدات فرهنگی را بسیار آسیب پذیر و شکننده توصیف نمودند و اذعان داشتند باید با آسیب شناسی ژرف و همه جانبه تهاجم فرهنگی و جنگ نرم توسط مسئولین، اهداف شوم دشمن از این فعالیت ها برای خانواده ها روشن و با دادن آگاهی و اطلاعات لازم آن ها را در برابر خطرات موجود واکسینه نمایند. بحث: با توجه به اینکه خانواده به عنوان ستون فقرات و مهم ترین نهاد مؤثر در شکل گیری هویت فرهنگی و اجتماعی در هر جامعه ای محسوب می شود، بنابراین شکل گیری نسلی سرزنده و توانمند که بتواند پاسدار ارزش های کهن و اصیل جامعه ایران در برابر جنگ نرم و تهدیدات فرهنگی باشد بدون شک درگرو سلامت و مصون سازی این نهاد حیاتی در برابر تهدیدات موجود است.
بررسی رابطه کژکاری جنسی در زنان متاهل با دلزدگی زناشویی آنها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان شناسی تحلیلی شناختی سال ششم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۳
13 - 20
حوزههای تخصصی:
مقایسه سرعت یادگیری و انتقال اطلاعات در نیمکره های مغز بین دو جنس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه سرعت یادگیری و انتقال اطلاعات در نیمکره های مغز دختران و پسران دانشجو است. روش: در این پژوهش تعداد 60 نفر (30 دختر و 30 پسر) از دانشجویان روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن که در نیمسال اول تحصیلی 1394-1393درس روان شناسی تجربی داشتند انتخاب شدند و حجم نمونه را تشکیل دادند. برای سنجش عملکرد نیمکره های مغز در این آزمون از دستگاه ترسیم در آینه استفاده شد تا معلوم گردد انتقال اثر صورت می گیرد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک راهه و نرم افزار SPSS16 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که بین جنسیت و میزان انتقال اطلاعات در نیمکره های مغز رابطه معناداری وجود ندارد که نشان می دهد انتقال اثر در هر دو جنس صورت گرفته است. این در حالی است که جنسیت بر روی سرعت یادگیری اثر معناداری دارد. نتیجه گیری: به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که سرعت یادگیری در دختران سریعتر از پسران است.
تحلیل محتوای کتاب های دین و زندگی دوره متوسطه از لحاظ میزان توجه به مباحث سبک زندگی اسلامی مبتنی بر سوره مبارکه حجرات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل میزان توجه به مباحث سبک زندگی اسلامی در کتب درسی دین و زندگی دوره متوسطه اجرا شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوا و رویکرد پژوهش کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه کتاب های درسی دین و زندگی دوره متوسطه در سال تحصیلی 92- 1391 بود که با توجه به ماهیت موضوع پژوهش و محدودیت جامعه آماری از نمونه گیری صرف نظر شده، کل جامعه آماری به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گیری چک لیست تحلیل محتوای محقق ساخته بود و نتایج پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی بررسی و تحلیل شد. عمده ترین نتایج پژوهش بیان کننده آن است که: 1. از مجموع 4912 واحد ضبط شمارش شده در چهار کتاب دین و زندگی، 732 فراوانی یا 9/14% به مباحث و مؤلّفه های سبک زندگی اسلامی مبتنی بر سوره مبارکه حجرات توجه شده و میزان آن در کتاب های دین و زندگی پایه اول، دوم، سوم و چهارم دوره متوسطه به ترتیب 213، 139، 154 و 226 مرتبه است. 2. محور آداب زندگی ایجابی و مؤلّفه عدالت خواهی و حق طلبی به ترتیب با 584 و 68 مرتبه تکرار بیش ترین و محور آداب زندگی سلبی و مؤلّفه بلند سخن نگفتن به ترتیب با 148 و 17 مرتبه تکرار کم ترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند.
اثربخشی مهارت آموزی مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیک بر نشانه های اضطراب حالت و صفت در بیماران مبتلا به دیابت نوع II(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتاردرمانی دیالکتیکی یا DBT یکی از درمان های شناختی رفتاری مبتنی بر مهارت آموزی است که در سال های اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخله مبتنی بر DBT بر کاهش اضطراب حالت وضعیت بیماران مبتلا به دیابت نوع II اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع II مراجعه کننده به یک کلینیک خصوصی در شهر ساری بودند که از بین آن ها 20 نفر ملاک ورود به پژوهش را داشتند. شرکت کنندگان در طرح آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل قرار گرفتند. در گروه آزمایش مهارت آموزی مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیک به شیوه گروهی با تکیه بر مولفه های ذهن آگاهی، تنظیم هیجانی و تحمل پریشانی و کارآمدی بین فردی، طی دوازده جلسه دو ساعته و در طول شش هفته بر اساس راهنمای درمانی اجرا شد. برای بررسی اضطراب در پیش آزمون و پس آزمون از سیاهه اضطراب حالت-صفت اشپیلبرگر استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوورایانس مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد پس از حذف اثر پیش آزمون بین نمرات پس آزمون دو گروه آزمایشی و کنترل در اضطراب حالت و صفت تفاوت آماری معناداری وجود دارد. مبتنی بر یافته های پژوهش می توان بیان داشت که مداخله DBT بر کاهش اضطراب حالت و صفت بیماران دارای دیابت نوع II تأثیرگذار است.
رابطه انسان شناسی با الگوی خانواده درمانی تجربه نگر - انسانگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان، به عنوان موضوع مهم و حیاتی مورد مطالعه دانشمندان و فلاسفه قرار گرفته و هر کس به زعم خویش به این قضیه پرداخته است. مکاتب مختلف، انسان را به عناوین مختلف معنا کرده اند و در فلسفه هر آیین، انسان شناسی به طرق متفاوتی تفسیر گشته است، روانشناسی انسانگرا بر پدیدارشناسی تواناییهای ذاتی در انسان، آزادی انسان، حق انتخاب انسان علاقه مند است، خانواده درمانی تجربه گرا به طور مشخص به نقش موانع تجربی رشد شخصی در ایجاد وتداوم مشکلات والگوهای رفتاری ناکارآمد و مستمر اشاره دارد، این الگو بیان می کند که هر انسانی موجودی یگانه است و دارای منابع درونی و نیروی بالقوه ای است که آنها را به کار نمی گیرد. همچنین تصور می شود که افراد قادرند که استعداد ها و نیروهای بالقوه خود را تحقق بخشیده و به شکل کامل تری از انسانیت دست یابند. در مقاله حاضر سعی شد تا ارتباط انسان شناسی از منظر فلسفی و دینی با الگوی خانواده درمانی تجربه نگر - انسانگرا مورد بررسی قرار بگیرد. روش پژوهش حاضر ازنوع کیفی است. شیوه کار به این صورت است که ابتدا از طریق مطالعه و فیش برداری از کتب ومنابع مرتبط با موضوع اطلاعات و مطالب لازم گرد آوری شد، سپس مطالب مربوط به ویژگی های انسان سالم از منظر فلسفه، اسلام، تعلیم و تربیت بیرون کشیده شد و ارتباط این ویژگی ها با ویژگی های انسان سالم از منظر خانواده درمانی تجربه نگر- انسان گرا مورد بررسی قرار گرفت.
بررسی رابطه جهت گیری زندگی و اهداف پیشرفت با رضایت از زندگی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی ازعوامل تأثیرگذار در رضایت از زندگی داشتن هدف و جهت گیری مثبت به زندگی می باشد، هدف این پژوهش بررسی رابطه ی جهت گیری زندگی و اهداف پیشرفت با رضایت از زندگی است. که 362 دانشجوی دانشگاه سمنان پرسشنامه ی پرسشنامه جهت گیری زندگی، پرسشنامه اهداف پیشرفت و پرسشنامه رضایت از زندگی را پاسخ دادند. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه سمنان که در سال تحصیلی 92-91 مشغول به تحصیل بودندکه 362 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که به جز متغیر تلقی بدبینانه رابطه منفی معنادار با متغیر رضایت از زندگی دارد، بقیه متغیرها رابطه مثبت معناداری با رضایت از زندگی دارند. افزون بر آن یافته ها نشان داد که تلقی خوش بینانه، هدف پیشرفت عملکرد- اجتناب، تلقی بدبینانه و هدف پیشرفت تسلط- رویکرد به ترتیب بیشترین سهم را در پیش بینی رضایت از زندگی دارد. به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد که جهت گیری زندگی و اهداف پیشرفت می توانند به عنوان عامل پیش بینی کننده رضایت زندگی شمرده شود.
تأثیر طراحی آموزشی مبتنی بر تقویت کنجکاوی بر میزان یادگیری دانش آموزان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنجکاوی از جانب اکثریت عمده روانشناسان و اندیشمندان به عنوان مؤلفه ارزشمندی در انگیزش و یادگیری شناخته شده است. طراحان آموزشی و مربیان می توانند با ایجاد کنجکاوی در دانش آموزان، تمایل به یادگیری را در آنان برانگیزانند. در این تحقیق، تأثیر طراحی آموزشی مبتنی بر راهبردهای تقویت کنجکاوی در یادگیری دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی موردبررسی قرارگرفته است. با استفاده از نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای، دو کلاس دخترانه و دو کلاس پسرانه پنجم دبستان انتخاب و هر کلاس به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شد. تعداد کل آزمودنی ها را 43 دختر و 43 پسر تشکیل دادند. در گروه آزمایش، معلمان بر اساس طرح درس مبتنی بر راهبردهای تقویت کنجکاوی آموزش دادند و در گروه کنترل، معلمان بر اساس روال معمول خود تدریس نمودند. پیش از ارائه آموزش نیز همه گروه ها پرسشنامه کنجکاوی (MCI) را تکمیل نمودند. تحلیل نتایج به دست آمده نشانگر اثربخشی معنی دار طراحی آموزشی مبتنی بر کنجکاوی است. همچنین نتایج به دست آمده حاکی از آن است که تفاوت معنی داری بین نمرات به دست آمده دختران و پسران وجود دارد.
تعیین اثربخشی آموزش مهارت های معنوی بر سلامت عمومی و اضطراب دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی آموزش مهارت های معنوی بر سلامت عمومی و اضطراب در دانش آموزان دختر دوره متوسطه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهرستان تبریز بودند. در این پژوهش دو مدرسه از دو منطقه شهرستان تبریز به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس 30 دانش آموز که بالاترین نمرات را در اضطراب و اختلال در سلامت عمومی داشتند، انتخاب شدند و در دو گروه گواه و آزمایش جایگزین شده اند. 15 نفر از دانش آموزان که در گروه آزمایش قرار گرفتند در ده جلسه آموزش مهارت های معنوی شرکت نمودند و 15 نفر گروه کنترل چنین آموزشی را دریافت نکردند. ابزار پژوهش، پرسشنامه های اضطراب داس و سلامت عمومی گلدبرگ بود که به صورت پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس به آزمون فرضیه های تحقیق پرداخته شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های معنوی بر کاهش اضطراب و افزایش سلامت عمومی دانش آموزان مؤثر است.
پیش بینی میزان اضطراب امتحان دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران براساس راهبردهای شناختی و فراشناختی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش پیش بینی میزان اضطراب امتحان براساس راهبردهای شناختی و فراشناختی دانش آموزان است. جامعه مورد مطالعه کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران است. حجم نمونه 610 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از دو ابزار پرسشنامه اضطراب امتحان ساراسون دارای 25 ماده دو گزینه ای در دو مؤلفه نگرانی و هیجان پذیری و پرسشنامه راهبردهای یادگیری و مطالعه دارای 86 پرسش 5 گزینه ای در دو بُعد راهبردهای شناختی و راهبردهای فراشناختی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه و آزمون فریدمن) استفاده شد . نتایج پژوهش نشان داد که 1/87 درصد از دانش آموزان از نظر اضطراب امتحان در سطح متوسط و بالاتر از متوسط قرار دارند. میان اضطراب امتحان در مؤلفه های نگرانی و هیجان پذیری تفاوت معنا دار وجود دارد. مقایسه میانگین نمرات اضطراب امتحان نشان داد که میزان نگرانی دانش آموزان بیشتر از هیجان پذیری است. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که از روی نمرات راهبردهای شناختی و فراشناختی می توان میزان اضطراب امتحان دانش آموزان را پیش بینی کرد. قدرت پیش بینی راهبردهای فراشناختی بیشتر از راهبردهای شناختی است. بنابراین نتیجه می شود که راهبردهای فراشناختی و شناختی به منزله تعدیل کننده اضطراب امتحان عمل می کنند و دانش آموزانی که از راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری بهره می گیرند، اضطراب امتحان کمتری را تجربه می کنند.
مدلی ساختاری درباره ی تن انگاره ی دانشجویان مونث ایرانی : تاثیر قد، وزن، شاخص توده ی بدنی، عزت نفس ، طرحواره ی ظاهر، باورهای مربوط به ظاهر، و وارسی بدن بر تن انگاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی مدلی درباره ی تن انگاره وتعیین روابط ساختاری عوامل جسمی و عوامل شناختی رفتاری دخیل در تن انگاره دانشجویان مونثایرانی انجام شد. به این منظورنمونه ای به حجم 497 نفراز دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد زرند به طورتصادفی انتخاب شدند و پس از اندازه گیری قد، وزن و شاخص توده بدنی با استفاده ازمقیاس حالت تن انگاره، مقیاس عزت نفس آزمون خویشتن پنداره ی مارش، پرسشنامه ی طرحواره ی ظاهر تجدید نظر شده، آزمون باورهای شخصی مربوط به ظاهر و پرسشنامه وارسی بدن مورد ارزیابی قرار گرفتند. ارزشیابی مدل با معادله ساختاری مدل سازی با استفاده از روش حداکثر احتمال برآورد دربرنامه نرم افزاری آموس ومحاسبه ی شاخصهای تناسب مدل حاکی از نیکویی برازش مدل پیشنهادی بود. اثرات مستقیم و غیر مستقیم سازه ی عوامل جسمی و سازه ی عوامل شناختی رفتاری به ترتیب با 0.417 و0.33 دراین مدل، 53٪ از تغییرپذیری تن انگاره دانشجویان مورد مطالعه را تبیین می کند. این یافته ها ضمن همخوانی با نتایج پژوهشهای مربوط به عوامل تاثیر گذار برتن انگاره و برخی از مدلهای آن، به شناخت بهتر ساختار پیچیده ی زیستی و روانشناختی تن انگاره کمک می کنند.
بررسی معنادرمانی بر کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افزایش روند رشد سرطان در دنیا و تأثیر همه جانبه آن در کیفیت زندگی انسان، اتخاذ اقدامات مناسب در راستای بهبود کیفیت زندگی و مداخلات روا ن درمانی از جمله معنی درمانی را ضروری می نماید. هدف از این پژوهش، بررسی معنی درمانی بر کیفیت زندگی مبتلایان سرطان مراجعه کننده به بیمارستان سیدالشهداء اصفهان سال 91 بود.
مواد و روش ها: این پژوهش که در یک مطالعه نیمه تجربی با دو گروه کنترل و مداخله و پی گیری یک ماهه، به روش آسان و تعداد 74 نفر بیمار سرطانی مراجعه به مرکز آموزشی درمانی سیدالشهدا (ع) اصفهان در سال 1391 به انجام رسید و پرسش نامه ی آن شامل اطلاعات دموگرافیک و کیفیت زندگی (SF-36 یا The Short Form (36) Health Survey) بوده است. نمونه ها با استفاده از ابزار استاندارد کیفیت زندگی مورد ارزیابی قرارگرفته و سپس جلسات معنادرمانی جهت بیماران در 8 جلسه 2 ساعته و هفته ای دو بار تشکیل و مجددا یک ماه بعد از جلسات کیفیت زندگی بیماران، ارزیابی شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی وتحلیلی با کمک نرم افزار (SPSS) استفاده گردید. آزمون های آماری مورد استفاده جهت آنالیز داده های شامل آزمون T-paired، T-test و کای اسکویر بود.
یافته ها: روش آماری این پژوهش نشان داد که میانگین امتیاز کیفیت زندگی بعد از مداخله نسبت به قبل آن، در گروه کنترل 3/3±6/8 واحد کاهش ولی در گروه مداخله به میزان 1/3± 8/19 واحد افزایش یافته بود و طبق آزمون T test اختلاف میانگین امتیاز کیفیت زندگی در گروه مداخله به طور معنی داری در مقایسه با گروه کنترل افزایش پیدا کرده بود )001/0;df=71 ;P<22/6 - (t=
نتیجه گیری: به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که معنی درمانی می تواند در ارتقاء کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان مورد استفاده قرارگیرد.
اثربخشی آموزش کاهش تنیدگی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سلامت عمومی مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: ذهن گاهی؛ هوشیاری غیرقضاوتی، غیرقابل توصیف و مبتنی بر زمان حال نسبت به تجربه است که در یک لحظه ویژه در محدوده توجه یک فرد قراردارد. این روش، در کاهش تنیدگی و افزایش سلامتی روانی، نتایج مثبتی داشته است. هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر سلامت عمومی مادران کودکان کم توان ذهنی بود.
روش: روش پژوهش، آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود که با ابزار اندازه گیری پرسش نامه سلامت عمومی انجام گرفت. جامعه آماری شامل تمامی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی مدارس استثنایی شهر اصفهان بودند که نمونه آماری به صورت تصادفی خوشه ای و با استفاده از روش غربالگری انتخاب شدند، به این صورت که پس از پرکردن پرسش نامه سلامت عمومی 30نفر که بالاترین نمره را در پرسش نامه کسب کرده بودند به 2گروه آزمایش و گواه، به شیوه تصادفی تقسیم شدند. مادران گروه آزمایش 8جلسه 2ساعته برنامه آموزش ذهن آگاهی را دریافت کردند.
یافته ها : نتایج تحلیل واریانس آمیخته همراه با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش ذهن آگاهی در ارتقای سلامت عمومی مادران در سطح (01/0≥P)معنادار بودهاست.
نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان در افزایش سلامت عمومی مادران کودکان کم توان ذهنی،این روش درمانی می تواند برای مراجعانی که به منظور دریافت درمان اثربخش به مراکز مشاوره مراجعه می کنند، گزینه مناسبی باشد
اثر بخشی آموزش به شیوه یادگیری مشارکتی و نقشه مفهومی فردی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مطالعه اثر بخشی آموزش به شیوه یادگیری مشارکتی و نقشه مفهومی فردی بر انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان در مدارس شهرستان همدان بود. نمونه آماری شامل 60 نفر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند، در این پژوهش 20 نفر آموزش به شیوه یادگیری مشارکتی، 20 نفر آموزش به شیوه نقشه مفهومی فردی دریافت کردند، 20 نفر در گروه کنترل بودند. داده ها با استفاده از پرسشنامه انگیزش تحصیلی و آزمون پیشرفت تحصیلی بدست آمد. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد آموزش به شیوه یادگیری مشارکتی و نقشه مفهومی فردی بر بهبود انگیزش تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مؤثراست (p<0.001). کاربرد نتایج پژوهش ها برای معلمان این است که به منظور افزایش انگیزش و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، باید به نقش عوامل انگیزشی آموزش به شیوه یادگیری مشارکتی و آموزش به روش نقشه مفهومی فردی توجه نمایند.