فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرینات پلایومتریک به همراه تمرینات ذهن آگاهی بر استحکام روانی و شاخص های توان بی هوازی (اوج، میانگین، حداقل) نوآموزان مدارس فوتبال عراق بود. مواد و روش ها: شرکت کننده های تعداد 60 نفر از پسران فوتبالیست با دامنه سنی 14 تا 16 سال شهر بغداد در سال 2023- 2024 بودند که بر اساس فراخوان انتخاب شدند و به صورت تصادفی در چهار گروه تمرینات پلایومتریک، تمرینات ذهن آگاهی، تمرینات پلایومتریک به همراه تمرینات ذهن آگاهی و گروه کنترل تقسیم شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسشنامه استحکام روانی شیرد و همکاران (2009) انجام شد. از آزمون شاپیرو ویلک برای بررسی توزیع طبیعی بودن داده ها، آزمون لوین برای آزمون همگنی واریانس ها استفاده شد. برای تحلیل یافته ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد نمره استحکام روانی در هر سه گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت و مقایسه بین گروه ها نشان داد که این افزایش در گروه پلایومتریک به همراه ذهن آگاهی بیشتر از سایر گروه ها بود. همچنین یافته ها نشان داد تمرینات پلایومتریک و نیز تمرینات پلایومتریک به همراه ذهن آگاهی تأثیر مثبت و معنی داری بر شاخص های توان بی هوازی نوآموزان مدارس فوتبال عراق داشت و تفاوتی بین این دو گروه نبود؛ اما در گروه تمرینات ذهن آگاهی تأثیر معنی داری در شاخص های توان بی هوازی دیده نشد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که تمرینات پلایومتریک و تمرینات همراه ذهن آگاهی نقش مؤثری را در بهبود استحکام روانی نوآموزان مدارس فوتبال عراق دارد. با توجه به نتایج توصیه می شود که مربیان برای بهبود عملکرد و افزایش سطح استحکام روانی از تمرینات ذهن آگاهی در کنار تمرینات پلایومتریک استفاده کنند.
تدوین شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران برای زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
103 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش به دلیل نقش محوری زنان در خانواده به تدوین شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران پرداخته شد. روش: پژوهش حاضر کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری شامل زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به انجمن نارانان شهرستان خمین در سال 1402 بود. نمونه گیری بر اساس قائده اشباع نظری ادامه یافت تا با 32 شرکت کننده به اشباع رسید. تحلیل مصاحبه ها بر اساس روش هفت مرحله ای کلایزی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شکوفایی زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر را می توان در 9 مضمون اصلی شامل خودآگاهی، رضایت مندی از زندگی، معنویت، ارتباط موثر، موفقیت، امیدواری، مدیریت زندگی، همدلی و صمیمیت تقسیم بندی کرد. نتیجه گیری: روان شناسان و روان درمانگران حوزه اعتیاد می توانند از شیوه نامه آموزشی روانی شکوفایی مبتنی بر نظریه سلیگمن بر اساس بافت فرهنگی ایران به منظور توانمندی زنان دارای همسر وابسته به مواد مخدر استفاده کنند تا آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر در خانواده افراد وابسته به مواد کمتر شود.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
129 - 138
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور، از جامعه آماری دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی دانشگاه آزاد واحد تالش در محدوده سنی 18 تا 25 سال در سال 1402، تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه 20 نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش، مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی دو ماه در 8 جلسه 2 ساعته، هفته ای یکبار دریافت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ابزار غربالگری ملال پیش از قاعدگی ستینر و همکاران (2003، PSST) و پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (2008، PSS) و همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران (2014، CFS)، استفاده شد. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون استرس ادراک شده و همجوشی شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. بر این اساس، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی مداخله ای مؤثر در دختران مبتلا به اختلال ملال پیش از قاعدگی می باشد.
Investigating the Relationship Between Executive Functions and Social Skills in Children with Externalizing Behavior Problems(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Externalizing behavior problems refer to a set of symptoms that can lead to significant psychological problems over time. These disorders affect a person's behavior as well as their physical, cognitive, and social abilities, disrupting their functioning in social, occupational, and academic areas. The present study investigated the relationship between executive functions and social skills in children's play with externalizing behavior problems. This research was conducted in a descriptive manner, and its statistical population included all children in Tehran in the academic year 2024-2025. In this study, using a multi-stage random sampling method, several schools were selected from district 6 of Tehran, and 130 children whose parents or teachers were willing to participate in the research and were identified as children with externalizing behavior problems according to the results of the Achenbach Child Behavior Checklist questionnaire (CBCL) were selected as the sample. Data were collected using the BRIEF Executive Function Questionnaire and a researcher-made Social Skills Questionnaire, and data analysis was performed using single-variable regression. The results showed a positive and significant relationship between the components of executive functions (including set shifting, working memory, inhibitory control, and inhibition) and the social skills of children with externalizing behavior problems (P=0/001). Therefore, it is emphasized that by using strategies to promote executive functions and social skills in the play process, it is possible to prevent the formation and continuation of externalizing behavior problems in preschool children
The Impact of Transcranial Direct Current Stimulation (tDCS) on Memory Function in Older Adults with Mild Cognitive Impairment: A Systematic Review(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Mild Cognitive Impairment (MCI) represents a transitional phase between normal aging and dementia, primarily affecting memory. It affects nearly one-fifth of adults over 50 worldwide, highlighting its growing clinical importance. Pharmacological treatments have shown limited efficacy, prompting interest in non-invasive interventions such as transcranial direct current stimulation (tDCS), which modulates cortical excitability through weak electrical currents. This systematic review aimed to evaluate the effects of tDCS on memory performance in older adults with MCI and to identify protocol-specific predictors of improvement. A systematic search was conducted in PubMed, Scopus, and Web of Science (up to April 2025) following PRISMA guidelines. Eligible studies included randomized and non-randomized trials examining tDCS alone or combined with cognitive training in adults aged 60 years and older with MCI. Ten studies (N = 428) met inclusion criteria. Due to heterogeneity, findings were synthesized narratively. Overall, tDCS significantly improved verbal and recognition memory, as well as spatial and episodic memory performance. Neurophysiological findings indicated enhanced neural activity and connectivity. Stimulation targeting the left dorsolateral prefrontal cortex produced the most consistent benefits, especially when applied for ten or more sessions at an intensity of 2 mA. Mild side effects, such as redness and tingling, occurred in approximately 20–30% of participants, with no serious adverse events reported. Preliminary evidence supports the effectiveness and safety of tDCS in improving memory among individuals with MCI. However, variability in protocols and small sample sizes underscore the need for standardized, biomarker-guided, and longitudinal research.
Structural equation modeling of cyberspace addiction prediction among the employees of Azad University based on mindfulness with the mediation of cognitive emotion regulation strategies
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to predict cyberspace addiction among the employees of Azad University based on mindfulness through the mediation of cognitive emotion regulation strategies. This study was applied in terms of its purpose and descriptive in terms of its method, and was correlational in type. The statistical population of this study consisted of all employees of Tehran Azad Universities in 2024, from which 310 people were selected using the convenience sampling method. The research tools included the Freiburg Mindfulness Inventory-Short Form by Walach et al. (2006); the Cognitive Emotion Regulation Questionnaire by Garnefski et al. (2001), and the Mobile-Based Social Network Addiction Questionnaire by Khajeh Ahmadi et al. (2016). The results showed that cyberspace addiction in employees is predicted based on mindfulness (P<0.01). Cyberspace addiction in employees is predicted based on cognitive emotion regulation strategies (P<0.01). Cyberspace addiction in employees is predicted based on mindfulness through the mediation of adaptive and maladaptive cognitive emotion regulation strategies (P<0.05).
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تاب آوری و انعطاف پذیری نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
۱۳۷-۱۲۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک اغلب با سطوح پایین در تاب آوری و انعطاف پذیری دست و پنجه نرم می کنند که منجر به طرد همسالان و انزوای اجتماعی آنها می شود. هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تاب آوری و انعطاف پذیری نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک بود. روش: روش این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری مورد مطالعه پژوهش حاضر را کلیه مددجویان پسر کانون اصلاح و تربیت شهر ساری در فاصله سنی 15 تا 18 سال بودند که برابر حکم قضایی در 3 ماهه اول سال 1402 به کانون اصلاح و تربیت معرفی شده اند، بودند که از بین آنها 30 نفر از طریق مصاحبه بالینی به عنوان فرد مبتلا به اختلال سلوک تشخیص داده شدند، بصورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و پس از انتخاب به روش تصادفی ساده در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از مقیاس تاب آوری وگنیلد و یانگ (1990) و پرسش نامه انعطاف پذیری دنیس و وندروال (2010) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تجزیه و تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که در مرحله پس آزمون بین دو گروه کنترل و آزمایش از نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک از نظر تاب آوری و انعطاف پذیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)؛ به طوری که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به افزایش انعطاف پذیری و تاب آوری نوجوانان پسر مبتلا به اختلال سلوک شد. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در تاب آوری و انعطاف پذیری نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک، این رویکرد می تواند به مشاوران و روانشناسان در مراکز مشاوره و روان درمانی جهت کمک به بهبود و ارتقاء توانمندی های روان شناختی و هیجانی نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک مورد استفاده قرار گیرد.
نقش تعدیل گر دوره تحصیلی در رابطه خودکارآمدی انتخاب شغل با هوش های چندگانه و اطمینان به مهارت ها در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (اردیبهشت) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
۳۰۲-۲۸۱
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی بر اساس هوش چندگانه و باور به مهارت ها با توجه به نقش تعدیل کننده دوره تحصیلی بود. روش: روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 14137 بود که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 636 نفر انتخاب و به پرسشنامه های خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی (بتز و همکاران، 1996)، هوش های چندگانه (گاردنر، 2002) و باور به مهارت ها (بتز وهمکاران، 1996) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون در نرم افزار spss نسخه 25 و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS نسخه 4 انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که دوره تحصیلی در تأثیر هوش های چندگانه و باور به مهارت ها بر خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی نقش تعدیل گری داشت (05/0< P). اثر هر دو متغیر باور به مهارت ها و هوش های چندگانه روی خودکارآمدی تصمیم گیری مسیر شغلی در گروه کارشناسی ارشد قوی تر از کارشناسی و دکتری است (05/0< P). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه می توانند به سیاست گذاران و مشاوران شغلی کمک کنند تا برنامه های آموزشی و مشاوره ای مؤثرتری طراحی کنند که بر تقویت هوش های چندگانه و باور به مهارت ها متمرکز باشد. همچنین، توجه به تفاوت های دوره تحصیلی در این زمینه می تواند راهکارهای اختصاصی تری را برای دانشجویان در مراحل مختلف تحصیلی فراهم کند، که منجر به بهبود تصمیم گیری شغلی و افزایش خودکارآمدی در این زمینه خواهد شد.
عوامل شکل گیری دوستی ها و روابط پیش از ازدواج دختران و پسران: یک مطالعه کیفی فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
77 - 128
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، روابط پیش از ازدواج به یکی از چالش های مهم جامعه ایرانی تبدیل شده است. اسلام به عنوان دین جامع، ضمن به رسمیت شناختن نیازهای طبیعی انسان، چارچوب های مشخصی را برای روابط بین دو جنس تعیین کرده و روابط خارج از این چارچوب را نامشروع می داند. این پژوهش با هدف شناسایی و طبقه بندی عوامل مؤثر بر شکل گیری روابط دوستی پیش از ازدواج در ایران، با روش فراترکیب کیفی انجام شده است. در این راستا، ۱۸ مقاله علمی مرتبط مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که عوامل مؤثر بر روابط پیش از ازدواج را می توان در سه مقوله اصلی طبقه بندی کرد: ۱) عوامل فردی (شامل ابعاد گرایشی، بینشی و روانشناختی)؛ ۲) عوامل خانوادگی (شامل فضای درونی، نظارتگری و سبک تربیتی)؛ و ۳) عوامل اجتماعی (شامل عوامل فرهنگی، محیطی، رسانه و گروه همسالان). نتایج نشان می دهد که این پدیده چندعاملی بوده و می تواند پیامدهای منفی متعددی از جمله افت تحصیلی، مشکلات روحی و روانی، آسیب های اجتماعی و مشکلات در زندگی زناشویی آینده را به همراه داشته باشد. درک این عوامل می تواند به سیاست گذاران و برنامه ریزان اجتماعی در تدوین راهکارهای مناسب برای مواجهه با این پدیده کمک کند.
مدل مفهومی خطورات ذهنی در منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۸
105 - 119
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: این مطالعه با هدف تدوین مدل مفهومی خطورات ذهنی بر پایه متون اسلامی انجام گرفت. خطورات ذهنی به افکاری گفته می شود که ناگهان وارد ذهن شده و فضای پردازش شناختی را تحت تأثیر قرار می دهد. در منابع اسلامی خطورات با دیدگاه های فلسفی، عرفانی، و اخلاقی مورد توجه قرار گرفته و به دو دسته خطورات اصلی مثبت (ملکی) و منفی (شیطانی) تقسیم شده است. یکی از چالش های مهم روان شناختی تأثیرات افکار مزاحم و ناخواسته بر عملکرد شناختی و روانی فرد و ارتباط آنها با سلامت روان است.
روش پژوهش: در این پژوهش از روش تحلیل کیفی محتوای متون دینی (قرآن و احادیث) و معناشناسی واژگان مرتبط استفاده شد. نخست تمام واژگان و مفاهیم مرتبط با خطورات ذهنی از متون گردآوری و سپس مدل مفهومی خطورات با تعیین مؤلفه های ساختاری و فرایندی استخراج شد. برای اعتباربخشی به مدل، شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) با نظر متخصصان محاسبه شد.
یافته ها: مدل مفهومی خطورات ذهنی شامل پنج مؤلفه اصلی است:
عوامل زمینه ای: شامل عوامل مثبت (مانند ایمان، هدایت الهی، یاد خدا) و عوامل منفی (مانند ضلالت، غفلت، فکر گناه، رذائل اخلاقی و دنیاطلبی).
فراخوان ها: شامل فراخوان های مثبت (ملکی: دعوت به خیر و نیکی) و فراخوان های منفی (شیطانی: دعوت به شر و گناه).
محتوای خطورات: شامل افکار، هیجانات و رفتارهای مثبت یا منفی؛ محتوای مثبت مثل تقوا، ایمان و اعمال پسندیده و محتوای منفی مثل کذب، حسد و افکار ضلالت.
حوزه پردازش: شامل سه حوزه اصلی پردازش ذهنی و شناختی: عقل (تشخیص گر)، قلب (تصدیق گر) و صدر (تعدیل گر).
پیامدها: پیامدهای مثبت شامل تقوا و طاعت؛ پیامدهای منفی شامل انحراف فکری، گناه و انحطاط اخلاقی.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش ارائه دهنده یک چارچوب مفهومی مبتنی بر منابع اسلامی برای شناخت و مداخله درمانی در حوزه خطورات ذهنی است. این مدل می تواند ابزار مفیدی برای طراحی پرسشنامه های روان شناختی، درمان فردی و ارائه بسته های آموزشی باشد؛ افزون بر این، داده های ارائه شده راهگشای تحقیقات تجربی در حوزه روان شناسی اسلامی است.
تقدیر و تشکر: این پژوهش با حمایت و همکاری اساتید، کارشناسان، مراکز علمی و پژوهشی انجام شد که در اعتباربخشی مدل مفهومی و نقد محتوای اسلامی یاری کردند؛ همچنین از خانواده، همکاران و دوستان که با حمایت های علمی، معنوی و عملی شرایط تحقق اهداف تحقیق را فراهم کردند، صمیمانه قدردانی می شود.
تعارض منافع: نویسندگان این مقاله اعلام می دارند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، علمی یا شخصی در اجرای پژوهش، تحلیل داده ها و تدوین مدل مفهومی خطورات ذهنی براساس منابع اسلامی وجود ندارد. مقاله حاضر به طور مستقل و بدون دریافت حمایت مالی از مؤسسه یا سازمان خاصی انجام شده است.
همچنین تمامی مراحل پژوهش ازجمله گردآوری داده ها، تحلیل محتوای متون اسلامی و روایی سنجی یافته ها براساس اصول علمی و اخلاقی صورت گرفته و هیچ گونه سوگیری، جهت گیری شخصی یا وابستگی سازمانی در نتایج پژوهش تأثیرگذار نبوده است. هدف اصلی این مطالعه، تبیین مدل خطورات ذهنی بر پایه منابع اسلامی و ارائه دستاوردی علمی جهت استفاده در روان شناسی اسلامی و کاربردهای درمانی و آموزشی بوده است.
نویسندگان تأکید می کنند که مقاله حاضر با رعایت اصول شفافیت علمی، اخلاق پژوهش و بی طرفی کامل تهیه و منتشر شده است.
کاربرد مدل راش (نقشه سؤال) در تعیین استاندارد و نمره برش آزمون ملاک مرجع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۱
7 - 30
حوزههای تخصصی:
تعیین استاندارد قبولی و نمره برش مربوطه در آزمون برای قبولی یا رد در آزمون های ملاک مرجع امری ضروریست. در سال های اخیر نظریه پرسش_پاسخ (IRT) در ساخت و اجرای آزمون ها کمک شایانی نموده است. هدف از پژوهش حاضر، تعین استاندارد و نمره برش آزمون ملاک مرجع جامع پایه علوم پزشکی با استفاده از مدل راش ،روش نقشه سوال بود چامعه آماری این پژوهش کلیه داوطلبان آزمون جامع علوم پایه پزشکی قطب ده کشوری بودند که تعداد آنان 324 نفر بود و پاسخ کلیه داوطلبین در این آزمون جهت تعیین استاندارد و نمره برش مورد تحلیل قرار گرفته است. ابزار این پژوهش آزمون جامع علوم پایه با 200 سوال چهار گزینه ای بود است که در شهریور ماه 1395 اجرا گردیده بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش-های مقطعی بوده است و برای تحلیل سوالات از نرم افزار winsteps استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که این آزمون از اعتبار سوال98./ و اعتبار فرد92/. برخوردار بوده است که نشان می دهد واریانس نمونه و طول تست مناسب بوده و سوالات از حوزه های نه گانه به تناسب انتخاب گردیده است.هم چنین آزمون با مدل تک پارامتری راش برازش دارد . اجرای پنل داوران و بررسی سوالات با روش نقشه سوال نشان داد توافق داوران پس از سه مرحله داوری شامل پارامتر دشواری برابر 1.3 و نمره خام برابر 103 بوده است.یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از روش نقشه سوال توانسته است توافق بالایی بین داوران نسبت به تعیین نمره برش ایجاد نماید.
از بازآفرینی مسیر شغلی تا ادراک موفقیت شغلی: واکاوی نقش استخدام پذیری و حمایت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
139 - 172
حوزههای تخصصی:
هدف: با تحول الگوهای اشتغال در دنیای معاصر، درک موفقیت شغلی دیگر صرفاً بر مبنای مسیرهای شغلی خطی و سازمان محور تعریف نمی شود، بلکه نیازمند الگوهای خودراهبر و منعطف است. در این میان، بازآفرینی مسیر شغلی به عنوان فرآیندی آگاهانه برای بازطراحی اهداف، نقش ها، مهارت ها و محیط کاری، نقشی کلیدی در شکل دهی به تجربه و ادراک موفقیت شغلی دارد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر بازآفرینی مسیر شغلی بر ادراک موفقیت شغلی با درنظرگرفتن نقش میانجی ادراک استخدام پذیری و نقش تعدیل گر حمایت سازمانی ادراک شده است. روش: برای تحقق هدف پژوهش از روش پیمایش و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. پرسشنامه پژوهش میان 497 نفر از کارکنان شرکت های کارگزاری بازار سرمایه ایران به صورت تصادفی توزیع شد. نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 برای تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، بازآفرینی مسیر شغلی تأثیر مثبتی بر ادراک موفقیت شغلی دارد و این اثر از طریق ادراک استخدام پذیری میانجی گری می شود. به علاوه، حمایت سازمانی ادراک شده در این رابطه نقش تعدیل گر ایفا می کند. نتیجه گیری: ادراک موفقیت شغلی مفهومی است که هم از طریق عاملیت فردی و تسهیل مداخلاتی مانند بازآفرینی مسیر شغلی توسط خودِ فرد حاصل می شود و هم تابع حمایت های سازمانی است.
بررسی اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر کاهش ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش، بررسی اثربخشی درمان روان پویشی کوتاه مدت بر کاهش ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری است و جامعه آماری شامل افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی می باشد که جهت درمان طی ماه های فروردین تا آذرماه سال 1402 به کلیه مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهرستان بیرجند مراجعه کرده بودند. بدین منظور تعداد 40 نفر بر اساس جدول کوهن، به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 11 جلسه، درمان روان پویشی کوتاه مدت را دریافت نمودند و گروه کنترل طی این مدت هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی، پارکر و تیلور (1994)، پرسشنامه ناخودداری (Y-BOCS) ییل و براون گودمن و پرایس (1986)، پرسشنامه آمیختگی شناختی گیلاندرز و همکاران (2010) و پرسشنامه مقیاس وسواس فکری عملی هاجسون و راچمن (1977) بود که به منظور جمع آوری اطلاعات در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بر روی آزمودنی ها اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که درمان روان پویشی کوتاه مدت باعث کاهش ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس، در مرحله پس آزمون شده است(05/0P<) و ماندگاری اثر درمان بعد از سه ماه نیز حفظ شده است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت درمان روان پویشی کوتاه مدت بر ناگویی هیجانی، ناخودداری، آمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی، اثرمعنی داری دارد و می توان از این آموزش جهت کاهش و تعدیل ناگویی هیجانی، ناخودداری، درآمیختگی شناختی و نشانگان وسواس افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی استفاده کرد.
The Effectiveness of Emotionally Focused Couple Therapy on Self-Differentiation and Intolerance of Uncertainty in Couples Seeking Divorce(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to investigate the effectiveness of Emotionally Focused Couple Therapy (EFCT) on differentiation of self and the reduction of intolerance of uncertainty in couples seeking divorce. Methods: The research method was quasi-experimental with a pretest–posttest control group design. The statistical population consisted of couples seeking divorce in Tehran, from which 30 couples were selected through convenience sampling and randomly assigned to experimental and control groups. The experimental group underwent a 10-session EFCT intervention, each session lasting 90 minutes, while the control group did not receive any intervention. Findings: Findings showed that Emotionally Focused Couple Therapy significantly increased differentiation of self and reduced intolerance of uncertainty in couples seeking divorce. Conclusion: These results suggest that by focusing on core emotions and emotional interactions, it is possible to improve interpersonal relationships and facilitate more informed decision-making in marital relationships. Accordingly, the use of EFCT is recommended in psychological interventions related to divorce crises.
اثربخشی مداخله روانی- تربیتی هوش متبلور ماهر بر افزایش هوش سیال در دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بسته مداخله روانی- تربیتی هوش متبلور ماهر بر هوش سیال دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر تهران بود. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها در زمره پژوهش های شبه آزمایشی با الگوی پیش آزمون پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره دوم ابتدایی (10 تا 12 سال) شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود. تعداد 40 نفر از این دانش آموزان با روش خوشه ای مرحله ای انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با آزمون چندوجهی هوش سیال ماهر (MMFIT) صورت گرفت. گروه آزمایش بسته مداخله روانی- تربیتی هوش متبلور ماهر را طی 14 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کردند. گروه کنترل در این فاصله مداخله ای دریافت نکردند. تجزیه و تحلیل داده ها با تحلیل واریانس آمیخته چندمتغیره و نرم افزار SPSS نسخه 27 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بسته مداخله روانی-تربیتی هوش متبلور ماهر بر ابعاد هوش سیال (22/0=h2 تا 83/0=h2) تأثیر معناداری دارد (001/0>P). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش بسته مداخله روانی- تربیتی هوش متبلور ماهر بر افزایش هوش سیال (ادراک، استدلال، توجه، حافظه و سرعت پردازش) کودکان 10 تا 12 سال موثر است و می تواند به عنوان یک مداخله اثربخش در این گروه سنی مورد استفاده قرار گیرد.
نقش میانجیگر حافظه هیجانی در تبیین روابط علی بین تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی حافظه هیجانی در رابطه علی بین تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی در دانشجویان بود. روش شناسی: این پژوهش به روش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. 350 دانشجوی دانشگاه های تهران در سال تحصیلی 1403–1402 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه ترومای دوران کودکی، مقیاس حساسیت اضطرابی، مقیاس حافظه هیجانی، و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف بود. داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS 24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که تجربه ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی هر دو به صورت مستقیم تأثیر منفی معناداری بر بهزیستی روان شناختی دارند. حافظه هیجانی به طور معناداری این روابط را میانجی گری می کند. مسیرهای غیرمستقیم نیز معنادار بودند، به طوری که حافظه هیجانی رابطه بین ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی با بهزیستی روان شناختی را تعدیل می کرد. مدل اصلاح شده از برازش قابل قبولی برخوردار بود و 53 درصد از واریانس بهزیستی روان شناختی را تبیین کرد. نتیجه گیری: حافظه هیجانی می تواند به عنوان یک سازوکار کلیدی در توضیح اثرات روان شناختی ترومای پیچیده و حساسیت اضطرابی بر بهزیستی روانی در نظر گرفته شود. نتایج پژوهش بر لزوم استفاده از مداخلات مبتنی بر اصلاح و پردازش حافظه هیجانی در جهت ارتقای سلامت روان دانشجویان تأکید دارد.
The effectiveness of Couple Emotion-Focused Therapy on alexithymia and marital disaffection in working women with marital conflicts
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to determine the effectiveness of Emotionally Focused Couple Therapy on alexithymia and marital disaffection in working women experiencing marital conflicts. This research was applied in terms of purpose and used a semi-experimental method with a pre-test, post-test, and follow-up design, including a control group. The statistical population consisted of all working women with marital conflicts who were referred to counseling centers in Tehran in 2024. The sample included 30 participants who were randomly selected and homogenized by age into two groups: intervention and control. Participants completed the Toronto Alexithymia Scale by Bagby et al. (1994) and the Marital Disaffection Scale by Kayser (1996) during the pre-test, post-test, and follow-up phases. Couple Emotion-Focused Therapy was conducted according to Johnson's protocol (2019) over 12 weekly sessions, each lasting 90 minutes. Data were analyzed using repeated measures ANOVA with significance levels set at 0.05 and 0.01, employing SPSS-22 software. The results showed that Couple Emotion-Focused Therapy significantly reduced alexithymia (P=0.001). The interaction effect of time and group also resulted in a significant decrease in alexithymia (P = 0.001) compared to the control group. Additionally, the therapy significantly reduced marital disaffection (P=0.001), with the time*group interaction showing a significant decrease in marital dissatisfaction (P=0.001) relative to controls. Overall, the findings indicate that Couple Emotion-Focused Therapy targeting emotional alexithymia and marital disaffection is effective for working women with marital conflicts.
Group ACT for Enhancing Mental Comfort in Mothers of ADHD Children(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۸, Issue ۱ - Serial Number ۲۳, Winter ۲۰۲۵
41 - 52
حوزههای تخصصی:
Objective This study explored how group Acceptance and Commitment Therapy (ACT) can help improve the mental well-being of mothers who have children with Attention-Deficit/Hyperactivity Disorder (ADHD). Method The research method was semi-experimental with a pre-post-test design and a control group. Thirty mothers of children diagnosed with ADHD were recruited and randomly divided into two groups: 15 mothers participated in seven weekly ACT sessions, while 15 mothers formed the control group. We measured mental well-being using the Mental Comfort Questionnaire and analyzed the results using ANCOVA to account for initial differences. Results Mothers who attended the ACT sessions showed significant improvements in several areas of mental comfort, including positive emotions, self-confidence in coping, elevated feelings, family support, communication within close groups, and overall mental well-being (all p< 0.05). Effect sizes were moderate to large (η² between 0.12 and 0.65). Social support showed a trend toward improvement (p = 0.07), but no significant changes were observed in mental control or social connection. Conclusions Group ACT appears to be an effective approach to enhance various aspects of mental comfort among mothers caring for children with ADHD, promoting greater psychological flexibility and better interpersonal relationships. However, challenges in mental control and social connection suggest that additional or combined therapies might be necessary. These findings support ACT as a flexible, culturally adaptable method to support caregiver mental health.
پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۸)
۱۲۲-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی بود. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان متاهل دانشگاه آزاداسلامی واحد شیراز در سال تحصیلی1403-1402 بود که از میان آن ها تعداد 200 نفر (75 مرد و 125 زن) به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه بی ثباتی ازدوج ادواردز و همکاران (1987، MII)، پرسشنامه نیازهای دلبستگی سامانی و سهرابی (2022، MANS) و پرسشنامه بلوغ هیجانی سینگ و بهارگاوا (1990، EMS) بود. داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها نشان داد که متغیرهای بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی به صورت معناداری (001/0>P) قادر به پیش بینی بی ثباتی ازدواج هستند، بدین گونه که میزان تبین واریانس برای بی ثباتی ازدواج توسط نیازهای دلبستگی و بلوغ هیجانی در مجموع برابر با 66 درصد بود. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می شود در مشاوره های پیش از ازدواج به برسی سطح بلوغ هیجانی و نیازهای دلبستگی زوجین و برگزاری کارگاه هایی جهت ارتقا سطح آگاهی آنها نسبت به این عوامل پرداخته شود.
تأثیر حجاب در بهزیستی روان شناختی زنان خانه دار شهر همدان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
95 - 106
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه بهزیستی روان شناختی زنان خانه دار محجبه و غیرمحجبه در شهر همدان انجام شد. روش پژوهش از نوع علّی مقایسه ای است. جامعه آماری شامل کلیه زنان خانه دار شهر همدان بود که به مراکز مشاوره مراجعه کرده بودند. از میان جامعه ۳۰۰ نفری، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۱۲۰ نفر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف بود که به طور تصادفی بین دو گروه شامل ۶۰ زن محجبه و ۶۰ زن غیرمحجبه توزیع گردید. ابزار مورد استفاده پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف بود و با استفاده از نرم افزار SPSS-25 داده های گردآوری شده پرسش نامه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت که نتایج نشان داد شاخص های پذیرش، تسلط بر محیط، رشد شخصی و هدفمندی در زندگی زنان محجبه نمرات مطلوب تری داشته اند که نشان دهنده آرامش روانی بیشتر آنان است. در مقابل، در ابعاد استقلال فردی و ارتباط مثبت با دیگران، زنان کم حجاب امتیاز بالاتری کسب کردند. به بیان دیگر، این گروه در زمینه تصمیم گیری مستقل، گسترش روابط اجتماعی و تعریف اهداف شخصی فعال تر بوده اند، ولی در کل نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بهزیستی روان شناختی خانم های محجبه نسبت به غیرمحجبه از لحاظ آماری تفاوت معناداری دارد.