ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
۳۴۱.

Impact of a Forgiveness-Based Intervention on Marital Commitment and Trust Restoration(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: forgiveness-based intervention Marital commitment trust restoration

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۶
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of a forgiveness-based intervention in enhancing marital commitment and restoring trust among married individuals experiencing relational distress. Methods: A randomized controlled trial was conducted with 30 married participants from Indonesia, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) or a control group (n = 15). The intervention group received six structured forgiveness-based therapy sessions over six weeks, while the control group received no intervention. Standardized measures of marital commitment and trust were administered at three time points: pre-test, post-test, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests, with SPSS version 27. Findings: Results from repeated measures ANOVA revealed significant time × group interaction effects for marital commitment (F(2, 54) = 17.12, p < .001, η² = .39) and trust (F(2, 54) = 19.68, p < .001, η² = .42). Bonferroni post-hoc analyses indicated that both marital commitment and trust significantly increased from pre-test to post-test (p < .001) and were maintained at the five-month follow-up (p < .001), with no significant decline between post-test and follow-up (p > .05). Conclusion: The therapeutic gains were not only immediate but also sustained over time, supporting the use of structured forgiveness interventions in marital counseling settings. These findings highlight the potential of forgiveness as a valuable tool in relationship repair and emotional healing.
۳۴۲.

Analyzing the Phenomenon of Divorce from the Perspective of Expert Family Therapists: A Grounded Theory Sample(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Divorce family therapists Experts grounded theory

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۵
Objective: This study was conducted with the aim of analyzing the phenomenon of divorce from the perspective of expert family therapists. Method: The research method was qualitative, based on grounded theory (Charmaz, 2014). The research setting included all family therapists in the city of Isfahan in the year 2024, and the participants consisted of ten of the most prominent therapists who were purposefully selected. The research tool was interviews conducted in the form of focus groups. The collected data were analyzed using Charmaz’s (2014) method: first, coding was carried out, followed by conceptualization. Then, during the process of integration, categories were extracted, and finally, the core categories were identified and the theory was formed. Results: The results indicated that the phenomenon of divorce includes three main categories: (1) the reasons behind the occurrence of divorce: the activators of divorce causes, with categories such as changes in cultural and social structures and the prioritization of individuality over couplehood; (2) the nature of divorce causes: causes of divorce categorized as changes in family roles and authority, poor spouse selection, inappropriate communication, and individual problems; and (3) the process through which the causes interconnect: integrators of divorce causes (disturbance-power, disturbance-intimacy, and boundary disturbances). Conclusion: Based on the findings, this study suggests that in order to reduce divorce, the activators of divorce cannot be ignored, as they render society more prone to facilitating the grounds for divorce rather than preserving family stability. Additionally, the identified causes of divorce indicate that many revolve around the philosophy of individualism. Therefore, society and societal discourse must reinforce the value of collectivism so that this value can function as a socio-psychological superstructure acting as a barrier to divorce.
۳۴۳.

تدوین و انطباق پروتکل رواندرمانی بین فردی بر اساس مولفه های پدیداری بیماران افسرده ایرانی

کلیدواژه‌ها: روان درمانی بین فردی افسردگی تدوین و انطباق پروتکل مؤلفه های پدیداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
مقدمه: افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که با نشانه های هیجانی، شناختی، انگیزشی و جسمی همراه بوده و روابط بین فردی را بشدت تحت تأثیر قرار می دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر، تدوین و انطباق پروتکل روان درمانی بین فردی بر اساس مؤلفه های پدیداری بیماران افسرده ایرانی بود. روش: پژوهش حاضر با طرح آمیخته اکتشافی متوالی انجام شد. جامعه آماری شامل مستندات علمی منتشر شده در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۳، بیماران مبتلا به افسردگی و متخصصان سلامت روان شهر تهران در سال ۱۴۰۲ بود. نمونه شامل ۲۵ مقاله، ۱۵ بیمار افسرده مراجعه کننده به کلینیک های روان درمانی و ۸ متخصص سلامت روان در بخش کیفی و ۲ بیمار افسرده در بخش کمی بود که همگی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای ارزیابی از مصاحبه بالینی ساختاریافته، پرسشنامه افسردگی بک ویرایش دوم (۱۹۹۶) و پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام (۱۹۹۶) استفاده شد. در بخش کیفی، مستندات از طریق مرور نظام مند و متن مصاحبه ها از طریق تحلیل مضمون و بخش کمی با استفاده از شاخص های توصیفی و اندازه اثر d کوهن تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد پروتکل انطباق یافته بر اساس مؤلفه های پدیداری بیماران افسرده ایرانی، از روایی محتوایی و تجربی مطلوب برخوردار بود. ارزیابی های اولیه حاکی از کاهش معنادار در شدت علائم افسردگی و بهبود در کیفیت روابط بین فردی شرکت کنندگان بود. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر اثربخشی اولیه پروتکل انطباق یافته در بهبود علائم افسردگی و مشکلات بین فردی بیماران افسرده ایرانی می باشد. انجام پژوهش های بیشتر با نمونه های بالینی گسترده تر، به منظور اعتبارسنجی و تعمیم پذیری بیشتر یافته ها، توصیه می شود.
۳۴۴.

واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عوامل برانگیزاننده روابط متعدد فرهنگ ایرانی مطالعه پدیدارشناسی نگرش جوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۸
پژوهش حاضر با هدف واکاوی نگرش جوانان به عوامل برانگیزاننده در برقراری روابط متعدد عاطفی در فرهنگ ایرانی صورت گرفت. نوع پژوهش کاربردی و روش کیفی است. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل 24 نفر (13 دختر و 11 پسر) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع داده ها مورد مصاحبه های نیمه ساختار یافته قرار گرفتند. جهت تحلیل اطلاعات از روش کلایزی استفاده شد. از مجموع تحلیل مصاحبه های مشارکت کنندگان 4 مضمون اصلی، 6 مضمون فرعی و 14 مفهوم اولیه حاصل شد. عوامل برانگیزاننده مشارکت کنندگان از برقراری روابط متعدد با غیرهمجنس؛ اجتناب تجربه ای شامل فرار (فرار از شکست عاطفی، فرار از آسیب رابطه های شکست خورده و فرار از تنهایی)، نیاز به هیجان خواهی شامل رفع محرومیت هیجانی (تجربه هیجان های خوشایند و افزایش مهرورزی)، نیاز به بقاء شامل امنیت (نیاز جنسی، نیاز مالی و نیاز به صحبت با جنس متفاوت) و جبران (جبران اشتباهات و جبران کمبودهای روابط گذشته) و یادگیری مشاهده ای شامل همسویی با دوستان (دریافت تحسین و تمجید و تاییدطلبی) و همسویی با رسانه های اجتماعی (رفع احساس لجاجت و کینه ورزی سرگرمی و تفریح) بود. بنابراین کمبودهای زندگی افراد و جبران آنها، نیازهای طبیعی و مشاهده دیگران در شکل گیری انگیزه گرایش به تعدد روابط عاطفی نقش دارد.
۳۴۵.

تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روانشناختی بدرفتاری دوران کودکی توانمندسازی والدگری بسته آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
هدف این پژوهش تدوین و امکان سنجی بسته آموزشی توانمندسازی والدگری بر بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی دارای فرزند مشغول به تحصیل دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 شهر اصفهان بود. تعداد 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های بهزیستی روانشناختی (RSPWB، ریف و همکاران، 1989) و ترومای دوران کودکی (CTQ، برنستاین و همکاران، 2003) بود. گروه آزمایش بسته آموزشی توانمندسازی والدگری را در 10 جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین پیش آزمون و پس آزمون بهزیستی روانشناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود داشت. همچنین بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت و نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. بنابراین می توان گفت بسته آموزشی توانمندسازی والدگری روش مداخله ای مناسب جهت ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران با سابقه بدرفتاری دوران کودکی است.
۳۴۶.

بررسی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: سوگ والدین تجربه زیسته ویروس کرونا قرنطینه پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۵
زمینه و هدف: گاهی افراد با سوگ هایی همچون سوگ براثر یک ویروس حاد مثل کرونا مواجه می شوند که خیلی غیرمنتظره بوده و در نتیجه ی آن آسیب و فشار روانی بیشتری را متحمل می شوند. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه ی زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش به منظور گردآوری و تحلیل اطلاعات در زمینه واکنش به سوگ والد براثر ویروس کرونا، از روش پژوهش کیفی پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. 11 شرکت کننده که تجربه سوگ والد براثر کرونا را داشتند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنها، تا زمان رسیدن داده ها به اشباع ادامه یافت. برای تحلیل داده ها، روش 4 مرحله ای گیورگی شامل: در پرانتزگذاری، مشخص کردن واحدهای معنایی، تبدیل واحدهای معنایی به عبارات روانشناختی و نهایتا تعیین ساختار کلی بکار برده شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی 17 جزء تشکیل دهنده ی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا منجر شد که شامل: شوک و انکار، سردرگمی و گیجی، تاسف بابت عدم برقراری تماس جسمانی با متوفی برای آخرین بار، درد ناشی از عدم برگزاری مراسم و حضور تعداد خیلی کم برای مراسم، نگرانی از قضاوت ها و واکنش های دیگران، عدم برقراری تماس جسمانی و ابراز عواطف، تجربه درماندگی و بی پناه شدن، ناگهانی و غیرمنتظره بودن مرگ و نداشتن فرصت خداحافظی، احساس ناامیدی، غم و اندوه شدید، افسوس بابت عدم امکان حضور درکنار متوفی و مراقبت از او به دلیل شرایط قرنطینه، درد ناشی از دفن عزیز در مکانی جدای از دیگران، ترس از اینکه مبادا برای والد دیگر اتفاقی بیفتد، مقصر دانستن سازمان های مسئول و خشم نسبت به آنها، غیرطبیعی دانستن مرگ عزیز و ذهن مشغولی با چرایی وجود بیماری، آرام سازی از طریق مشاهده افرادی با این تجربه مشترک، عدم تمایل به فراموش کردن فوت و دلیل آن در واکنش به سوگ یکی از والدین براثر ویروس کرونا است. نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش، ادبیات پژوهشی گذشته در زمینه واکنش ها به سوگ براثر ویروس های حاد مثل کرونا را غنی تر می سازد. همچنین ساختار واکنش به سوگ استخراج شده از این پژوهش، برای تدوین و به کارگیری برنامه های پیشگیرانه و درمانی کمک کننده خواهد بود.
۳۴۷.

نقش واسطه ای ذهن آگاهی در پیش بینی اختلالات خوردن بر اساس اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب اجتماعی ذهن آگاهی اختلال خوردن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در پیش بینی اختلالات خوردن براساس اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش توصیفی _ همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی قم در سال 1401، بودند که از بین آنها به صورت در دسترس 200 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های اضطراب اجتماعی کونور و همکارانSPI) ، 2000)، پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ FMI-SF) ، 2001)، پرسشنامه تشخیصی اختلالات خوردن استیک و همکاران EDDS) ، 2001) بود. درنهایت از روش تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل از براش مناسبی برخوردار است. بین اضطراب اجتماعی با مولفه های پرخوری عصبی و اختلال پرخوری در دانشجویان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0>p). اما بین اضطراب اجتماعی با مولفه بی اشتهایی عصبی در دانشجویان رابطه معناداری مشاهده نشد (05/0<p). همچنین بین مولفه ترس، اجتناب، ناراحتی فیزیولوژی، اضطراب اجتماعی با ذهن آگاهی در دانشجویان رابطه منفی و معنادار وجود داشت (01/0>p). اما بین ذهن آگاهی با مولفه های بی اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و اختلال پرخوری در دانشجویان رابطه معناداری وجود نداشت (05/0<p). همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد که ذهن اگاهی در ارتباط اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن دانشجویان دانشگاه آزاد قم نقش واسطه ای ندارد. یافته های پژوهش نشان داد ذهن آگاهی نقش میانجیگری بین اضطراب اجتماعی و اختلال خوردن نداشت.
۳۴۸.

مدل میل به خیانت براساس طرح واره های ناسازگار اولیه و ترومای کودکی با نقش میانجی رفتار دلبستگی در روابط زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتار دلبستگی ترومای کودکی طرح واره های ناسازگار اولیه میل به خیانت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۵۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی رفتار دلبستگی در روابط زناشویی در رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه و ترومای کودکی با میل به خیانت در مردان متأهل انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مردان متأهل شهر تهران در سال 1402 بودند. به روش نمونه گیری در دسترس، نمونه ای به تعداد 377 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس گرایش به خیانت زناشویی (SMI، بشیرپور و همکاران، 1397)، پرسشنامه ترومای دروان کودکی (CTQ، برنشتاین و همکاران، 2003)، فرم کوتاه پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (YSQ-SF، یانگ، 1994) و مقیاس کوتاه دسترسی پذیری، پاسخگویی و همدم طلبی (BARE، سندبرگ و همکاران، 2012) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سواستفاده جنسی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی میل به خیانت بود (۰01/۰p‹). همچنین حیطه انفصال و طرد، دیگر جهت مندی، سواستفاده عاطفی، غفلت عاطفی و جسمی از طریق رفتار دلبستگی به خود و همسر به صورت غیرمستقیم توانستند میل به خیانت را پیش بینی کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که طرح واره های ناسازگار اولیه و ترومای کودکی با توجه به نقش مهم رفتار دلبستگی می توانند تبیین کننده میل به خیانت در مردان متأهل باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش خیانت زناشویی ضروری است.
۳۴۹.

اثربخشی رواندرمانی گروهی مثبت نگر بر افزایش تاب آوری، کاهش اضطراب بیماری کرونا وکاهش فرسودگی شغلی پرستاران بخش مراقبت های کرونا

کلیدواژه‌ها: اضطراب پرستار تاب آوری رواندرمانی گروهی فرسودگی کرونا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۴
مقدمه: کرونا در سالیان گذشته، مسایل متعددی را باعث شده که حتی پس از بهبود نیز تداوم داشته است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روان درمانی گروهی مثبت نگر بر افزایش تاب آوری، کاهش اضطراب بیماری کرونا و فرسودگی شغلی پرستاران بخش مراقبت های کرونا بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژه کرونا بیمارستان های قائم و شریعتی مشهد در سال 1400 بود. 26 نفر که معیارهای ورود پژوهش را داشتند، به صورت روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه رواندرمانی مثبت نگر (13 نفر) و کنترل (13 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، اضطراب کرونا علیپور، قدمی، علیپور و عبداله زاده (1398) و مقیاس فرسودگی شغلی مسلش (1981) بود. شرکت کنندگان دو گروه آزمایش و کنترل به پرسشنامه ها پیش از آزمون و پس از آزمون پاسخ دادند .گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفته ای یکبار مداخله را دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیری آنکوا استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که درمان مثبت نگر گروهی ، تاثیر معناداری در افزایش تاب آوری (167/614) ، کاهش اضطراب کرونا (5/762) و کاهش فرسودگی شغلی (39/975) پرستاران شاغل در بخش مراقبت های کرونا داشت (P<0/01). نتیجه گیری: رواندرمانی گروهی مثبت نگر در افزایش تاب آوری و کاهش اضطراب کرونا و کاهش فرسودگی شغلی پرستاران شاغل در بخش کرونا موثر است و این روش درمانی در جهت بهبود این متغیرها در پرستاران پیشنهاد می شود.
۳۵۰.

مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کسب هویت شیوه های تربیتی والدین مزاج فرزندان سبک های دلبستگی جوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق می افتد، اما هویت یابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق می شود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوه های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی گری سبک های دلبستگی بود. روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه های تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوه های تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبک های دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شیوه های تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگی های ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوه های تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوه های تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی دار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه های تربیتی ناکارآمد با میانجی گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی داری نداشت (05/0P>). نتیجه گیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوه های تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبک های دلبستگی در شکل گیری کسب هویت ضروری است.
۳۵۱.

Presenting a Structural Model of the Effectiveness of Cognitive-Based Intervention on Fat and Cortisol Profiles with the Mediating Effect of Brain-Behavioral Systems, Cognitive Flexibility in Overweight People with High Stress(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cognitive-based intervention Cortisol and lipid profiles Behavioral brain systems cognitive flexibility High stress

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
Objective : The present study aimed to present and investigate the structural model of the effectiveness of the cognitive-based intervention on cortisol and lipid profiles, with the mediating effect of cognitive flexibility and behavioral brain systems in overweight people with high stress. Method : The research design was experimental with a control group, pre-test-post-test, and follow-up design. Multivariate analysis of covariance was used to analyze the data. The statistical population of this research was all 190 people referred to the cosmetic surgery clinic in 2023. The research sample consisted of 30 people (15 for the experimental group and 15 for the control group) selected through the purposeful sampling method and according to the research inclusion and exclusion criteria. The respondents answered the Behavioral Activation / Inhibition Systems Scale (Carver & White, 1994) and Connor and Davidson’s Flexibility Questionnaire (2003). A semi-structured interview was used to measure stress. Results : The results of univariate covariance analysis showed a significant difference between the two experimental and control groups in the variables of brain-behavioral systems (F = 3.824, P = 0.035) and cognitive flexibility (F = 4.958, P = 0.032). Also, the effectiveness of the cognitive intervention on cortisol was 0.70. It means that 79% of the changes obtained in the post-test scores of the experimental group were due to the intervention. Conclusion : We can conclude that stress leads to an increase in overweight and a reduction in an individual's flexibility and positive attitude toward body image. Therefore, using Yoga, breathing exercises, cognitive therapy, and treating overweight people to manage their stress correctly is necessary.
۳۵۲.

Is it Possible to Learn Complex Implicit Tasks, Such as Artificial Grammars, While Mind Wandering?(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Mind wandering Implicit Learning Artificial grammar learning Attention LEARNING

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
The current investigation examined whether it is possible to implicitly learn a set of rules, such as those found in an artificial grammar task, while mind wandering. Participants memorized 23 grammatical stimuli in 10 blocks of trials. Between blocks were mind wandering probes to determine their level of attention devoted to the task. Then, during the testing phase, participants were presented with 32 novel stimuli indicating whether they were grammatical or nongrammatical. Participants were significantly better than chance at identifying grammatical items. A Bayesian correlation analysis indicated no correlation between the amount of mind wandering and the proportion of items correctly identified in the testing phase (r = .04), with a 95% CI [-14, .22] and a Bayes Factor of B01= 12.78. The results suggest that participants implicitly learned the grammar structure and that the degree of mind wandering was not related to learning of artificial grammar, suggesting that implicit learning can occur although one is mind wandering.
۳۵۳.

اثربخشی بسته آموزش تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت زندگی بهزیستی روانشناختی درمان چشم انداز زمان درمان مثبت نگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۱۶۱
زمینه: درمان چشم انداز زمان با تغییر در نحوه ادراک زمان، به افراد کمک می کند تا تعادل بهتری میان گذشته، حال و آینده خود ایجاد کرده و از تجربیات منفی فاصله بگیرند، درحالی که درمان مثبت نگر با تقویت نقاط قوت و افزایش احساسات مثبت، افراد را به سمت بهزیستی روانشناختی هدایت می کند. با وجود اثربخشی هر یک از این رویکردها به صورت مجزا، مطالعات کافی در مورد تلفیق آن ها و بررسی تأثیر هم افزایی این ترکیب بر روی بیماران افسرده وجود ندارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی بسته آموزشی تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانشناختی بیماران افسرده انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مراجعه کننده به مرکز مشاوره امین وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1401 بودکه از میان 40 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) گمارده شدند. ابزارهای جمع آوری داده شامل پرسشنامه بهزیستی روانشناختی (ریف، 2002) و پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش تلفیقی مبتنی بر درمان چشم انداز زمان و درمان مثبت نگر منجر به افزایش کیفیت زندگی در افراد افسرده شود (01/0 >p)؛ همچنین آموزش تلفیقی در ارتقای بهزیستی روانشناختی مؤثر بود (01/0 >p) و نتایج این تأثیر در بازه زمانی 2 ماهه نیز پایدار بود (01/0 >p). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج پژوهش توصیه می شود مسئولین نظام بهداشت و سلامت جامعه، با انجام مطالعات عمیق تر، ضمن رصد و پایش عوامل مؤثر بر افسردگی، بر شیوه های بهبود کیفیت زندگی، بیماران افسرده متمرکز شوند و با ایجاد بانک اطلاعات بیماران دارای اختلال افسردگی، برنامه های مدونی را برای درمان پیش بینی نمایند.
۳۵۴.

ساخت و اعتبار یابی مقیاس طرحواره تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرحواره تحصیلی ساخت و اعتبار یابی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
زمینه: طرح واره ها به معنای الگوها، قالب ها و نمونه های اساسی هستند که در ذهن ما شکل می گیرند و نحوه فکر کردن، احساسات و رفتار ما را تحت تأثیر قرار می دهند. این چهارچوب شناختی که محتوای آن در محیط تحصیل دانش آموز و تحت تأثیر ارتباطات او شکل گرفته است طرح واره تحصیلی نامیده می شود، شناسایی این طرحواره ها و عوامل مؤثر بر آن برای جلوگیری از مشکلات تحصیلی و روان شناختی دانش آموزان ضروری به نظر می رسد. هدف: این پژوهش باهدف ساخت و اعتبار یابی مقیاس طرحواره تحصیلی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر آمیخته از نوع اکتشافی و مدل تدوین ابزاراست. برای این منظور ابتدا طی یک مطالعه کیفی با تعداد 17 نفر از دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهرستان شبستر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد، متن مصاحبه ها با استفاده از سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی کدگذاری شد مقوله های به دست آمده از بخش کیف ی پژوهش، ابزاری جهت سنجش طرحواره تحصیلی ساخت و اعتبار یابی شد و بر روی تعداد 450 نفر از آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان شبستر در سال تحصیلی 1400-1401 که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند اجرا شد. یافته ها: در نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مقیاس طرحواره تحصیلی حاوی 37 گویه و مشتمل بر 7 عامل تأیید شد، جایگاه دانش آموزی (6 گویه)، ارزش تحصیل (4 گویه)، آینده شغلی (6 گویه)، مقررات مدرسه (7 گویه)، نگرش و رفتار معلم (5 گویه)، سنجش و ارزشیابی (6 گویه) و ارتباط با همکلاسی ها (4 گویه) و شاخص های برازش مدل در تحلیل عاملی تأییدی روایی این مقیاس را مورد تأیید قرار داد. نتیجه گیری: نتایج مطالعه شواهدی را برای روایی و پایایی پرسشنامه طرح واره تحصیلی نشان می دهد که می توان از آن به عنوان مقیاسی برای سنجش طرحواره دانش آموزان در حوزه تحصیل که مانع پیشرفت و رضایت تحصیلی می شودمورداستفاده قرار گیرد.
۳۵۵.

عوامل فردی و بافتی پیش بینی کننده قربانی قلدری: یک مطالعه مدل یابی چند سطحی در آزمون پرلز 2021(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قربانی قلدری نظریه اجتماعی-بوم شناختی آزمون پرلز تحلیل چندسطحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
قلدری و قربانی شدن در مدرسه توجه زیادی را در سال های اخیر از سوی رسانه ها و مردم و همچنین معلمان، مسئولان مدارس، محققان، درمانگران و قانون گذاران جلب کرده است. هدف مطالعه حاضر بررسی عوامل فردی و بافتی پیش بینی کننده قربانی قلدری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ایرانی، معلمان و مدیران آن ها در سال تحصیلی 1400-1399 شمسی بود که تعداد کل حجم جامعه ایران طبق گزارش مرکز مطالعات بین المللی پرلز 2021 برابر با 43697 مدرسه و 1348842 دانش آموز پایه چهارم بود که از این تعداد 6262 دانش آموز و والدینشان از 218 مدرسه (218 معلم و مدیر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. از روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای طبقه بندی شده در آزمون پرلز استفاده شده است. نتایج تحلیل چندسطحی نشان داد در سطح دانش آموز متغیرهای خودپنداره خواندن و خودکارآمدی دیجیتال رابطه ی منفی معنی دار و وضعیت اجتماعی-اقتصادی رابطه مثبت و معنی داری با قربانی شدن داشت. دختران بیشتر از پسران مورد قلدری قرار گرفتند. در سطح مدرسه، نظم و امنیت مدرسه، میزان تأکید بر موفقیت تحصیلی و منطقه ی مدرسه رابطه ی منفی معنی دار و تعداد دانش آموزان کلاس و کمبود فضای آموزشی رابطه ی مثبت و معنی داری با قربانی شدن داشت. پیش بین های سطح دانش آموز 13 درصد از واریانس قربانی شدن را در سطح دانش آموز و پیش بین های سطح مدرسه 43 درصد از واریانس قربانی شدن را در سطح مدرسه تبیین نمودند.
۳۵۶.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال اضطراب فراگیر درمان هیجان مدار شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی عدم تحمل بلاتکلیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شمال و شمال غرب شهر تهران در سال 1402 بود. در مرحله اول تعداد 45 نفر با نمره 10 و بالاتر در مقیاس اختلال اضطراب فراگیر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس بیماران گروه های آزمایش تحت درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7) اسپیتزر و همکاران (2006) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS-27) سکستون و داگاس (2009) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تاثیر معناداری بر کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی داشته اند (0/05>p). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارد (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو درمان، تقدم استفاده در درمان مشکلات بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر با درمان هیجان مدار است.
۳۵۷.

اگوی هوش هیجانی، هوش معنوی و حمایت اجتماعی با خلاقیت و انگیزه دانش آموزان با نقش میانجی گری خودسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش هیجانی هوش معنوی حمایت اجتماعی خلاقیت انگیزه خودسازی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۱۵۵
زمینه: حمایت اجتماعی قدرتمندترین نیروی مقابله ی دشواری برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان در زمان درگیری با شرایط تنش زا شناخته شده و تحمل مشکلات را برای بیماران تسهیل می کند. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هوش هیجانی و معنوی و حمایت اجتماعی بر خلاقیت و انگیزه با نقش میانجی گری خودسازی بوده است. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دانش آموزان در درس هنر پایه ی چهارم ادبی استان المثنی به تعداد ٦٣٣ نفر بود، با استفاده از فرمول کوکران تعداد ٨٤١ نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمعآوری داده_های پژوهش، از شش پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی گلمن )2001(، هوش معنوی کینگ )2008(، حمایت اجتماعی زیمنت و همکاران)1988(، خودسازی کوپر )1997(، خلاقیت تورنس و انگیزه تحصیلی هارتر )1981( استفاده شد، روایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه هوش هیجانی ٩٨/٠، هوش معنوی ٤٨/٠، حمایت اجتماعی ٩٨/٠، خلاقیت ٧٨/٠، انگیزه تحصیلی ١٩/٠ و خودسازی ٩٧/٠ مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد هوش هیجانی، معنوی، حمایت اجتماعی و خودسازی بر خلاقیت و انگیزه دانش آموزان تاثیر مثبت و معنی داری دارد، همچنین نتایج نشان داد که نقش میانجی خودسازی در تاثیر گذاری هوش هیجانی، معنوی و حمایت اجتماعی بر خلاقیت و انگیزه دانش آموزان مثبت و معنی دار می باشد. نتیجه گیری: حمایت اجتماعی، از طریق ایفای نقش واسطه ای میان عوامل تنش زای زندگی و بروز مشکلات جسمی و روانی و همچنین تقویت شناخت دانش آموزان، باعث کاهش تنش و افزایش انگیزه در دانش آموزان می شود.
۳۵۸.

تاثیر بدرفتاری روانشناختی و تمایزیافتگی خود بر اضطراب اجتماعی با نقش واسطه ای انعطاف پذیری روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بدرفتاری روانشناختی تمایز یافتگی اضطراب اجتماعی انعطاف پذیری روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بدرفتاری روانشناختی و تمایزیافتگی خود و اضطراب اجتماعی با نقش واسطه ای انعطاف پذیری روانشناختی انجام شد. روش شناسی: این یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی افراد بزرگسال زن و مرد با میانگین سنی ۱۸-۴۰ سال مراجعه کننده به کلینیک درمانی مهر البرز و کلینیک دانشگاه تهران واقع در استان تهران بین سال های ۱۴۰۰-۱۴۰۱ بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول جرسی و مورگان تعداد ۱۴۸ نفر برآورد و نمونه ها به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به معیار های ورود به مطالعه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ۴ پرسشنامه استاندارد شامل: پرسشنامه مقیاس بدرفتاری روانشناختی (AMI24)، مقیاس تمایزیافتگی خود (DSI)، مقیاس انعطاف پذیری روانشناختی (CFI)، مقیاس اضطراب اجتماعی (LSAS) جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (معادلات ساختاری) انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 و نرم افزار Smart PLS-3.3 انجام شد. یافته ها: در این مطالعه ۱۴۸ نفر (۱۱۷ مرد، ۳۱ زن) مورد مطالعه قرار گرفتند که از این میان ۱/۷۹٪ آن ها مرد بودند. همچنین از نظر سطح تحصیلات ۷/۲۷٪ افراد دارای سطح تحصیلات زیر دیپلم، ۵۲٪ دیپلم و ۳/۲۰٪ آن ها دارای سطح تحصیلات کاردانی بودند. بر اساس نتایج مقدار R2 برای اضطراب اجتماعی (۶۶۹/۰) و انعطاف پذیری روانشناختی (۳۱۸/۰) بسیار بالا بود. اثر غیرمستقیم تمایزیافتگی خود روی اضطراب اجتماعی از طریق انعطاف پذیری روانشناختی (۳۷۱/۲t=، ۲۱۴/۰=ضریب بتا) معنی دار است. همچنین بدرفتاری روانشناختی بر انعطاف پذیری روانشناختی (۹۶/۱t>، ۸۰۳/۵=ضریب بتا) اثر مثبت و معنی داری دارد. بدرفتاری روانشناختی با ضریب بتا استاندارد ۸۰۳/۵ دارای تاثیر معنی دار مثبت بر انعطاف پذیری روانشناختی است (۹۶/۱<t). همچنین انعطاف پذیری روانشناختی با ضریب بتا استاندارد ۸۲۵/۵ تاثیر معنی دار مثبت بر اضطراب اجتماعی دارد (۹۶/۱<t). مقدار t غیرمستقیم حاصل از آزمون سوبل برای سنجش معناداری میانجی ۱۱۱/۴ بود. بحث و نتیجه گیری: تمایزیافتگی می تواند بر بدرفتاری روانشناختی و انعطاف پذیری روانشناختی تاثیر مثبت داشته باشد. همچنین انعطاف پذیری روانشناختی می تواند رابطه تمایزیافتگی و بدرفتاری روانشناختی را میانجی گری نماید.
۳۵۹.

The Effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy (CBT) on Maladaptive Early Schemas and Symptoms of Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) in Married Women(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cognitive-Behavioral Therapy Obsessive-compulsive disorder Maladaptive Schemas

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۹۰
This study aimed to evaluate the effectiveness of Cognitive-Behavioral Therapy (CBT) in reducing obsessive-compulsive symptoms and modifying early maladaptive schemas in married women aged 18 to 25 years diagnosed with obsessive-compulsive disorder (OCD). Methods: This research was conducted as a randomized controlled trial (RCT) with a pre-test, post-test, and five-month follow-up design. A total of 30 married women aged 18 to 25 years residing in Tehran were selected and randomly assigned to either the CBT intervention group (n = 15) or a waitlist control group (n = 15). The intervention group participated in 12 weekly CBT sessions (60-90 minutes each), while the control group received no intervention during the study period. Data were collected using the Young Schema Questionnaire-Short Form (YSQ-SF) to assess maladaptive schemas and the Yale-Brown Obsessive Compulsive Scale (Y-BOCS) to measure OCD symptom severity. Statistical analysis was conducted using repeated-measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate changes in symptoms and cognitive patterns over time. Findings: The ANOVA results showed a significant time effect (F = 124.68, p < 0.001) on both OCD symptoms and maladaptive schemas, with participants in the CBT group demonstrating substantial reductions in both variables from pre-test to post-test and sustained improvements at follow-up. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant differences between pre-test and post-test (p < 0.001) and pre-test and follow-up (p < 0.001) in both OCD symptoms and schemas, indicating that CBT led to both immediate and long-term benefits. Conclusion: The results suggest that CBT is an effective intervention for reducing OCD symptoms and modifying maladaptive schemas in young married women, with treatment effects persisting over time.
۳۶۰.

رابطه انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم دانشجویان: نقش میانجی مهارت های ارتباطی

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری شناختی پرخاشگری مهارت های ارتباطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی مهارت های ارتباطی در رابطه انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در نیمسال اول سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آنان 400 نفر (160 پسر و 240 دختر) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با نسخه تجدیدنظر شده آزمون مهارت های ارتباطی (CSTR)، سیاهه انعطاف پذیری شناختی (CFI) و سیاهه ابراز خشم حالت-صفت اسپیلبرگر (STAXI-2) انجام شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که بین انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم رابطه منفی و معنادار وجود دارد (0.01>P). رابطه بین انعطاف پذیری شناختی و مهارت های ارتباطی نیز مثبت و معنادار بود (0.01>P). مهارت های ارتباطی و ابراز خشم نیز رابطه منفی و معناداری داشتند(0.01>P). همچنین مهارت های ارتباطی در رابطه انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم نقش واسطه ای داشتند. یافته های پژوهش حاکی از نقش میانجی مهارت های ارتباطی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی و ابراز خشم دانشجویان بود. بنابراین آموزش مهارت های ارتباطی و انعطاف پذیری شناختی می تواند نقش مهمی را در نحوه ابراز خشم دانشجویان ایفا کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان