ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۱۰۰۱.

طراحی و اعتباریابی برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز-گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم: یک پژوهش کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
اهداف در فضای آموزشی درمانی کودکان استثنایی، وجود مجموعه متنوعی از مداخلات برای پاسخگویی به نیازهای همه کودکان حیاتی است.هدف از انجام این پژوهش طراحی یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز و گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم بود. مواد و روش ها این مطالعه پژوهشی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی بود. جامعه پژوهشی را تمامی متون چاپ شده بین سال های 1953 تا 2023 به قلم دلوز و گتاری یا مفسران فلسفه آنان تشکیل داد و نمونه گیری از آن به روش هدفمند انجام شد. حجم نمونه، مبتنی بر داده ها بوده و در فرایند مطالعه تا اشباع داده ها نمونه گیری ادامه یافت. در مرحله بعد داده های گردآوری شده تفسیر و تحلیل و جهت تدوین چارچوب محتوایی برنامه بازی درمانی استفاده شد و برنامه تدوین شده جهت بررسی روایی صوری و محتوایی (بررسی ضریب نسبی روایی محتوا (CVI)و شاخص روایی محتوا (CVR)) به متخصصان سپرده و نتایج تحلیل شد. یافته ها براساس نتایج، تحلیل محتوای فلسفه دلوز -گتاری و با عطف نظر به ویژگی های اختلال طیف اوتیسم، مؤلفه های درون ماندگاری، زندگی، مجموعه، دید افقی، بدن بدون اندام، صیرورت/ شدن، ریزوم، استراتا(لایه ها)، عمل در برابر بیان، ادراک دیگری، هموار کردن، قلمروزدایی باز قلمروسازی، فضای مواجهه و تکرار تشخیص داده و استخراج شد. این مؤلفه ها به منظور استفاده در طراحی برنامه بازی درمانی در سه گروه قالب، محتوا و روند دسته بندی و براساس این مؤلفه ها برنامه بازی درمانی حسی حرکتی در 12 جلسه طراحی شد. مقادیر دو شاخص CVR و CVI نشان دهنده اعتبار مناسب برنامه بود. نتیجه گیری تحلیل محتوای فلسفه دلوز-گتاری نشان دهنده ظرفیت های این چارچوب فلسفی جهت استفاده در کار بالینی با اختلال طیف اوتیسم می باشد. در این پژوهش یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی براساس فلسفه دلوز – گتاری با قابلیت اجرا برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم طراحی شد و از نظر متخصصان با اعتبار مناسب ارزیابی شد.
۱۰۰۲.

اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۳
پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع اعتباریابی بود. جامعه آماری شامل افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی شهر یزد در سال 1403 بود. 226 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس انگیزش اجتماعی (SMS، فلیپس و همکاران، 2021)، پرسشنامه کفایت اجتماعی (SCQ، پرندین و همکاران، 1385)، و مقیاس احساس تنهایی (LS، دهشیری و همکاران، 1387) بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی از ساختار 5 عاملی مقیاس حمایت کردند. نتایج روایی همگرا نشان داد که بین مقیاس انگیزش اجتماعی با کفایت اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0>P). همچنین نتایج روایی واگرا نشان داد بین مقیاس انگیزش اجتماعی با احساس تنهایی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ برای نمره کل و مؤلفه های آن شامل خودکارآمدی اجتماعی و انتظار پیامد، تشخیص بیان هیجانی، پیوند اجتماعی، برانگیختگی، و قدرت/رهبری به ترتیب برابر با 86/0، 94/0، 87/0، 88/0، 89/0، 82/0 بدست آمد. با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان ابزار پژوهشی در مطالعات روانشناسی و بالینی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۰۳.

پیش بینی مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بر اساس جو عاطفی خانواده و شفقت به خود: نقش واسطه ای امنیت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۹۴
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان براساس جو عاطفی خانواده و شفقت به خود با نقش واسطه ای امنیت روانی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهرستان آبیک در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آنها با روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس خودگزارشی آخنباخ (YSR، آخنباخ، 1991)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده FECQ) ، هیل برن، 1964)، پرسشنامه شفقت به خودFPQ) ، نف، 2003) و پرسشنامه امنیت روانی (MSQ، مازلو، 2004) بودند. روش تحلیل این پژوهش، مدل یابی معادلات ساختاری بود. نتایج تحلیل معادلات ساختاری، حاکی از برازش مناسب مدل بود. سایر یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای جو عاطفی خانواده و شفقت به خود، اثر مستقیم و معناداری بر کاهش مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان دارند (05/0>P). همچنین اثر غیرمستقیم امنیت روانی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و شفقت به خود و مشکلات هیجانی و رفتاری معنادار بود (05/0>P). بنابراین آموزش مؤلفه های شفقت به خود و تقویت جو عاطفی خانواده با در نظر داشتن امنیت روانی می تواند از مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بکاهد.
۱۰۰۴.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری جنسی بر خودپنداره جنسی، خودابرازی جنسی، اختلال نعوظ و کمبود میل جنسی در بیماران مبتلا به کژکاری جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۷۲
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری- جنسی بر خودپنداره جنسی، خودابرازی جنسی، اختلال نعوظ و اختلال کمبود میل جنسی در بیماران مرد مبتلا به کژکاری جنسی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مرد مبتلا به اختلال نعوظ و کمبود میل جنسی مراجعه کننده به  متخصصان اورولوژی  منطقه یک شهر تهران بود. از این جامعه نمونه ای به حجم 26 نفر به روش هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (13 نفر) و  کنترل (13 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای را به مدت دو و نیم ماه دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند.  ابزارهای به کار برده شده در این مطالعه شامل پرسشنامه عملکرد جنسی مردان روزن و همکاران (1997)، پرسشنامه استاندارد خودپنداره جنسی اسنل (1995)، پرسشنامه خودابرازی جنسی اسنل، بلک، کلارک (1987) هستند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره به علاوه آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون، درمان شناختی رفتاری جنسی موجب افزایش معنی دار خودپنداره جنسی مثبت (P≤ 0.001)  و خود ابرازی جنسی (P≤ 0.001)  و کاهش معنی دار اختلال نعوظ (P≤ 0.001) و افزایش معنی دار میل جنسی (P≤ 0.001) در بیماران مرد مبتلا به اختلال کژکاری جنسی شد. نتیجه گیری: درمان شناختی- رفتاری- جنسی با بهره گیری از تکنیک های شناختی- رفتاری و آموزش رفتارهای جنسی می تواند به عنوان یک مداخله موثر جهت بهبود خودپنداره جنسی، خودابرازی جنسی، اختلال نعوظ و کمبود میل جنسی در بیماران مرد مبتلا به کژکاری جنسی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۰۵.

شاخص های روانسنجی پرسشنامه آیین ها در روابط متعهدانه زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف از پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی پرسشنامه آیین ها در روابط متعهدانه پیرسون، چایلد و کارمون (2010) بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متأهل شهر اصفهان در سال 1403-1402بودند که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و با حجم نمونه 388 نفر که بر اساس نسبت تعداد نمونه به تعداد گویه های پرسشنامه محاسبه گردید، پژوهش اجرا شد. پرسشنامه پس از ترجمه و رواسازی توسط متخصصان، به صورت الکترونیکی و بخشی به صورت چاپی توزیع و تکمیل گردید. از ضریب آلفای کرونباخ برای به دست آوردن پایایی و از تحلیل عاملی تأییدی برای بررسی روایی پرسشنامه استفاده شد. نتایج نشان داد که برازندگی مدل و ساختار روابط درونی گویه ها در تحلیل عاملی مورد تأیید است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه آیین ها در روابط متعهدانه برابر با 988/0 و برای عامل های روال ها و وظایف روزمره (919/0)، آیین های خاص (952/0)، صحبت روزمره (963/0)، بیان صمیمیت (961/0) و آیین های زن و شوهری (971/0) به دست آمد. همچنین ساختار پرسشنامه حاکی از آن است که نتایج تحلیل عاملی برارزش قابل قبولی با داده ها را نشان داده و همچنین شاخص های نیکویی برارزشِ مدل را تأیید می کنند( 078/0 ,RMSEA= 924/0 ,NFI =917/0 IFI = و 946/0 CFI =). در نهایت روایی همگرایی براساس میانگین واریانس استخراج شده (AVE) پنج عامل ذکر شده است که حداقل مقدار آن 74/0 است و نشان دهنده همگرایی مناسب می باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت پرسشنامه می تواند ابزار مناسبی برای ارزیابی آیین ها در روابط متعهدانه زنان و مردان متأهل باشد و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر در پژوهش ها استفاده کرد.
۱۰۰۶.

تحلیل کیفی پدیده تقلب در بین داوطلبان کنکور سراسری با تأکید بر سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: پژوهش حاضر باهدف مطالعه کیفی پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی در بین داوطلبان کنکور سراسری سال ۱۳۹۸-۱۴۰۲ با تأکید بر سرمایه اجتماعی انجام گرفته است. روش پژوهش: روش اصلی مورداستفاده در این پژوهش روش تلفیقی می­باشد. این روش به دو بخش کمی و کیفی تقسیم شده که در بخش کیفی با روش نظریه داده بنیاد به جمع­آوری و تجزیه‌وتحلیل داده­های پژوهش پرداخته­ شد روش نمونه­گیری در بخش کیفی به شکل سهمیه­ای بوده است، همچنین در بخش کمی با تکنیک پیمایش و با ابزار پرسشنامه و با روش نمونه­گیری طبقه­ای تعداد ۳۸۳ نفر از داوطلبان متخلف مصاحبه به عمل آمده است. یافته‌ها: یافته­های بخش کیفی نشان داد که با استفاده از تکنیک نظریه زمینه­ای پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی بر اثر شرایط علی (فشار اجتماعی، احساس نابرابری و الگویابی غلط) ظهور یافته و بستر حاکم بر آن در قالب شرایط زمینه­ای چون (سن، جنس، تحصیلات، شغل، درآمد) شرایط را برای این امر فراهم کرده است، که طراحان آزمون در مواجهه با آن استراتژی مقابله­ای (تکثر و پراکندگی آموزشی) را به کار گرفته و شرایط مداخله­گر (رسانه محرک، عدم پایبندی به مبانی اخلاقی و ضعف در کنترل اجتماعی) بر پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی اثر گذاشته و در نهایت پیامد آن (دوگانگی درک تقلب) بوده است. در بخش کمی نیز تأثیر متغیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن بر پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی مورد سنجش قرار گرفت که ارتباط بین متغیر سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی با متغیر تقلب تحصیلی معنادار و بین دو بعد مشارکت و حمایت اجتماعی با پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی رابطه معناداری مشاهده نگردید. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته­های به دست آمده از داده­های پژوهش در بخش کمی رویکردهای نظری همسو با یافته­های پژوهش بوده و در بخش کیفی نیز یافته­ها با تحقیقات پیشین همخوانی دارد، با توجه به این امر هرگاه شرایط اجتماعی و محیطی در یک جامعه به شکلی باشد که افراد جامعه احساس آنومی و بی­هنجاری داشته باشند، در انجام رفتارهای کج­روانه نظیر تقلب و فریبکاری تحصیلی ترسی به خود راه نداده و به‌راحتی آن را انجام می­دهند.
۱۰۰۷.

مقایسه تنظیم شناختی هیجان، سیستم های مغزی-رفتاری وخودکنترلی بین زنان وابسته به مت آمفتامین و زنان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تنظیم شناختی هیجان، سیستم های مغزی-رفتاری و خودکنترلی بین زنان وابسته به مت آمفتامین و زنان عادی انجام شد. روش : پژوهش حاضر یک مطالعه علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه زنان وابسته به مت آمفتامین مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد اردبیل و زنان عادی بود. از بین این جامعه، 40 نفر از زنان وابسته به مت آمفتامین و 40 نفر از زنان عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان، مقیاسهای سیستم های بازداری و فعالساز رفتاری و مقیاس خودکنترلی را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس تک و چند متغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت های آماری معناداری بین دو گروه در متغیرهای مورد مطالعه وجود داشت. به طور خاص، زنان وابسته به مت آمفتامین دارای نمرات بالاتری در تنظیم شناختی منفی هیجان، سیستم بازداری و فعال ساز رفتاری و نمرات کمتری در تنظیم شناختی مثبت هیجان و خودکنترلی داشتند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند به مشاوران، مراقبین سلامت و برنامه ریزان اجتماعی در درمان اعتیاد و بهبود تنظیم شناختی هیجان، سیستم های مغزی-رفتاری و خودکنترلی در زنان وابسته به مت آمفتامین کمک نماید.
۱۰۰۸.

ویژگی های روان سنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۰
هدف پژوهش حاضر محاسبه ویژگی های روانسنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی در نمونه ی ایرانی بود روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی بود. برای جمع آوری داده ها تعداد 414 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه نگرش کلی به هوش مصنوعی شپمن و رادوی (2020) و مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری چن و همکاران (2014) استفاده گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون همبستگی پیرسون، ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، دو عامل نگرش مثبت و نگرش منفی به هوش مصنوعی را تائید کرد. نتایج تحلیل ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی هم زمان دو خرده مقیاس نگرش کلی نسبت به هوش مصنوعی با چهار خرده مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری همبستگی مثبت و معناداری را نشان داد. پایایی بازآزمایی مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی براساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه و با ضرایب همبستگی 69/0 و 74/0مورد تائید قرار گرفت. بنابراین، مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی برای سنجش این سازه در نمونه ی ایرانی از روایی و پایایی لازم برخوردار است.
۱۰۰۹.

تدوین مدل افکار خودکشی با میانجی گری سلامت معنوی بر اساس انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۶
هدف پژوهش حاضرباهدف تدوین مدل افکار خودکشی با میانجی گری سلامت معنوی براساس انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی انجام شد.روش:روش پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی همبستگی می باشد.جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار در سال تحصیلی 1403-1404که شامل 3000 نفرهستند میباشد.نمونه براساس جدول مورگان تعداد 332 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.داده ها با استفاده از پرسشنامه افکارخودکشی بک(1991)،انعطاف پذیری روانشناختی بوند و همکاران(2011)،سلامت معنوی پالوتیزان و الیسون (1982)،نظم جویی هیجانی گراس و جان (2003)،جمع آوری و در نرم افزار SPSS (نسخه22) تحلیل شد.یافته ها:نتایج نشلن دادند سلامت معنوی در رابطه افکار خودکشی با انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی نقش میانجی دارد.نتیجه گیری:با توجه به نتایج پژوهش با بالا بردن سلامت معنوی ، انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی می توان افکار خودکشی را کاهش داد.
۱۰۱۰.

مدل یابی اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۹
مقدمه: اعتیاد به بازهای رایانه ای به عنوان استفاده بیش از حد از آن ها تعریف شده است که به مشکلات اجتماعی و عاطفی منجر می شود و کاربر با وجود این مشکلات، قادر به کنترل این استفاده نیست. هدف: هدف این پژوهش ارائه مدل ساختاری اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل بود. روش: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی برمبنای معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404 - 1403 بود که 250 نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های اعتیاد به بازی های رایانه ای زندی پیام و همکاران (1394)، فقدان لذت جویی اسنیت و همکاران (۱۹۹۹)، تحمل پریشانی سیمون و گاهر (۲۰۰۵)، سبک والدگری دیانا بامریند(1972) و پرسشنامه نگرش تحصیلی اکبری (۱۳۸۳) را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS نسخه26و Amos نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ضرایب مسیرهای مستقیم ویژگی روانشناختی (55/0β= ، 004/0= P) و سبک های والدگری به نگرش به تحصیل (43/0β= ، 008/0= P)، ویژگی روانشناختی (31/0β= ، P < 0.001)، سبک های والدگری(46/0β= ، P < 0.001) و نگرش به تحصیل به اعتیاد به بازی های رایانه ای (27/0β= ، P < 0.001)، معنی دار بود. نتایج اثرات غیرمستقیم نیز نشان داد که نگرش به تحصیل در این مدل نقش میانجی گری دارد(P < 0.005). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ویژگی روانشناختی و سبک های والدگری از طریق میانجی گری نگرش به تحصیل بر اعتیاد به بازی های رایانه ای اثر می گذارند؛ بنابراین برگزاری کارگاه هایی با هدف کاهش و پیشگیری از اعتیاد به بازی های رایانه ای توصیه می شود.
۱۰۱۱.

اثربخشی آموزش به روش داستان گویی مبتنی بر پویانمایی بر یادگیری درس ریاضی دانش آموزان پایه اول ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۵
هدف پژوهش بررسی اثربخشی آموزش به روش داستان گویی مبتنی برپویانمایی بر یادگیری درس ریاضی بود. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی واز لحاظ روش نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود.روش ها : جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی شهر الیگودرز در سال تحصیلی1403-1402، به تعداد898 نفر بود. دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 28 نفر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای آموزش داستان گویی مبتنی بر پویانمایی از بسته آموزشی میشا و کوشا استفاده شد. برای سنجش یادگیری درس ریاضی از نمره های آزمون های محقق ساخته برای هر مبحث استفاده شد. پایایی آزمون ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ 956/0 (پایایی مطلوب)بدست آمد. یافته ها: : نتایج نشان داد، روش آموزش داستان گویی مبتنی بر پویانمایی بر یادگیری درس ریاضی(381/0 = ضریب اتا، 000/0=P ، 32.610=F )، بر یادگیری مبحث شمارش(132/0 = ضریب اتا، 8.082= F)، بر یادگیری مبحث عدد نویسی(133/0 = ضریب اتا، 8.164= F)، بر یادگیری مبحث الگویابی(432/0 = ضریب اتا، 40.360= F) ، یر یادگیری مبحث سودوکو(087/0 = ضریب اتا، 0.019= F) ، بر یادگیری مبحث جمع و تفریق(062/0 = ضریب اتا، 3.479= F)، بر یادگیری مبحث ارزش مکانی(298/0 = ضریب اتا، 22.518= F)، بر یادگیری مبحث محور درس ریاضی (343/0 = ضریب اتا، 27.672= F)و بر یادگیری مبحث حل مسئله درس ریاضی(231/0 = ضریب اتا، 15.940= F) در دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی اثر بخش است.نتیجه گیری: چون دانش آموزان کلاس اول ابتدایی در دوران کودکانه خود به سر می برند؛ اگر معلمان با نرم افزارهای آموزشی به تدریس درس ریاضی بپردازند، دانش آموزان با دقت بیشتری به درس توجه می کنند و فرآیند یادگیری ریاضی در آنها بهتر شکل می گیرد. پیشنهاد می شود؛ مدارس هوشمندسازی شوند و معلمان به استفاده از سی دی های آموزشی تشویق وترغیب شوند.
۱۰۱۲.

مقایسه اثربخشی درمان چند سیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
زمینه و هدف: پژوهش های اخیر حاکی از آن است که نوجوانان جامعه ستیز در واکنش پذیری بین فردی دچار مشکل هستند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه های دهم و یازدهم 4 مدرسه دولتی دخترانه شهرکرج در سال تحصیلی 1402_ 1403 بود. از میان 520 دانش آموز این مدارس، 30 نوجوان دارای رفتارهای جامعه ستیز براساس نمره برش 27 در پرسشنامه جامعه ستیزی لونسون به عنوان نمونه پژوهش با روش در دسترس، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه (در هر گروه 10 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش یکم به مدت 12 جلسه هفتگی درمان چندسیستمی و گروه آزمایش دوم به مدت 12 جلسه هفتگی طرحواره درماتی به صورت گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودسنجی جامعه ستیزی (لونسون، ۱۹۹۵) و مقیاس واکنش پذیری بین فردی (دیویس، ۱۹۸۳) بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی با نرم افزار SPSS-24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران در مقایسه با گروه گواه در واکنش پذیری بین فردی مؤثر بوده است (001/0>p). با این وجود، درمان چندسیستمی بیشتر از طرحواره درمانی بر بهبود واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر جامعه ستیز اثر داشته است (001/0>p). نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، درمان چندسیستمی روش مؤثرتری برای مقابله با پیامدهای روان شناختی دانش آموزان با رفتارهای جامعه ستیز است. بنابراین از این درمان ها می توان به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های دیگر در درمان و برنامه های پیشگیرانه استفاده کرد.
۱۰۱۳.

اثربخشی دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۸
پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان (12 تا 16 سال) بود. در این راستا، از جامعه والدین دانش آموزان شهر تبریز در سال 1399، تعداد 60 نفر از طریق غربالگری با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته «میزان آگاهی والدین از بلوغ جسمی و جنسی فرزندان» انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) جایگزین شدند. برای گروه آزمایش، برنامه دانش افزایی مهارت محور طی 12 جلسه 45 دقیقه ای اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی کویین دام در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره نشان داد که برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم هیجان، کاهش اضطراب، و ارتقای مهارت های ارتباطی (شامل توانایی تبادل پیام، کنترل عاطفی، مهارت گوش دادن، بینش به فرایند ارتباط، ارتباط قاطع، دانش نقش ها، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، حل مسئله و کارکرد کلی) در والدین اثر مثبت و معنی داری دارد (p < 0/05).
۱۰۱۴.

شناسایی فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه مشترک مؤثر در تناسب و تعارض زناشویی: یک مطالعه موردی پدیدار شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۲۴۶
زمینه: بر اساس نظریه های روانکاوی فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه مشترک منبع اصلی جذابیت، تناسب زناشویی و همین طور منشأ تعارضات زوجی هستند. بااین وجود مطالعات انجام شده بر روی این مفاهیم محدود است درحالی که با شناسایی و تحلیل این مکانیسم های ناخودآگاه، زوج درمانگران می توانند به زوجین کمک کنند تا ریشه های تعارضات خود را درک کرده و به سمت روابط سالم تری حرکت کنند. هدف: این پژوهش با هدف شناسایی فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه مشترک مؤثر در تناسب و تعارض زناشویی در قالب یک مطالعه پدیدار شناختی انجام شد. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه ی مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل تمام زوج های دارای تعارض زناشویی بود که در طول سال 1403 به مراکز مشاوره و روانشناسی تبریز مراجعه کرده اند. نمونه پژوهش یک زوج بود که به روش هدفمند انتخاب شد. اطلاعات از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته بر اساس اصل اشباع جمع آوری شد. داده ها از طریق تحلیل تفسیری پدیدار شناختی (IPA) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: فانتزی های ناخودآگاه مشترک زوج در پنج نوع اختصاصی: ترس و اجتناب، قدرت و کنترل، تأیید و پذیرش، محرومیت و ناکامی و سرزنش و ناارزنده سازی خود در مقابل سرزنش و ناارزنده سازی همسر و دفاع های ناخودآگاه مشترک زوج در سه نوع همانندسازی فرافکنانه مکمل، متقابل و همخوان شناسایی شد. همچنین اجتناب از صمیمیت مهم ترین دفاع زوج مورد مطالعه، تشخیص داده شد که به تداوم تعارشان دامن می زد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش فانتزی ها و دفاع های ناخودآگاه زوج منجر به تناسب ناخودآگاه و همین طور ایجاد چرخه معیوب تعارضات در ارتباط آن ها شده بود. این یافته می تواند دریچه ای برای فهم بهتر پیچیدگی های روابط زوجی و غنای زوج درمانی باشد.
۱۰۱۵.

نقش گردشگری در ارتقاء سلامت روان و رفاه: مروری بر شواهد و سازوکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۲۹۱
زمینه: گردشگری با کارکردهای فردی (تفریح و تجربه)، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، جایگاهی چندبعدی در توسعه جوامع دارد و همواره مورد توجه سیاست گذاران و پژوهشگران بوده است. در سال های اخیر، نقش گردشگری به ویژه در قالب طبیعت گردی و تعاملات فرهنگی، فراتر از منافع سنتی، به عنوان مداخله ای مؤثر در ارتقاء سلامت روان و بهزیستی فردی و اجتماعی شناخته شده و به یکی از دغدغه های اصلی حوزه توسعه پایدار تبدیل شده است. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی مرور سیستماتیک نقش گردشگری در ارتقاء سلامت و بهزیستی روانشناختی بود. روش: در این مطالعه مرور سیستماتیک بدین صورت که یافته های پژوهشی از سال های میلادی 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی SID،Magiran، Springer، Scopus، Pubmed، Science direct و Google Scholar با جستجوی کلمات کلیدی گردشگری، سفر، تعطیلات، اوقات فراغت، گردشگر، مسافر، گردش، سلامت روان، بهزیستی روانشناختی، بهزیستی، کیفیت زندگی، استرس، اضطراب، افسردگی، خلق و خو، شادی، رضایت از زندگی، اثرات روانشناختی، فواید روانشناختی مورد بررسی قرار گرفت که در نهایت براساس معیارهای ورود و خروج 30 مقاله وارد پژوهش و با استفاده از نرم افزار اکسل نتایج طبقه بندی، خلاصه و گزارش شد. یافته ها: یافته های این مرور نظام مند نشان می دهد گردشگری، به ویژه گردشگری مبتنی بر طبیعت و تجارب معنادار، نقش مؤثری در ارتقاء سلامت روان، کاهش افسردگی، اضطراب و استرس، و افزایش شادی، رضایت از زندگی و کیفیت روابط اجتماعی دارد. این اثرات در گروه های مختلف شامل دانشجویان، سالمندان، گردشگران و ساکنان محلی مشاهده شده و در مطالعات مختلف تأیید شده است. همچنین، گردشگری می تواند خطر ابتلا به اختلالات شناختی در سالمندان را کاهش دهد و به عنوان یک مداخله پیشگیرانه و غیردارویی برای بهبود سلامت و بهزیستی فردی و اجتماعی توصیه می شود. بر اساس شواهد، استمرار و تکرار فعالیت های گردشگری و توجه به طراحی تجارب معنادار، در کنار سیاست گذاری مبتنی بر شواهد و حمایت از گروه های آسیب پذیر، برای ارتقاء سلامت روان و توسعه پایدار اهمیت ویژه ای دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که گردشگری به عنوان یک مداخله غیر دارویی و فراگیر، ظرفیت قابل توجهی در ارتقاء سلامت روان و بهزیستی فردی و اجتماعی دارد و می تواند به طور مؤثری در کاهش علائم منفی روانشناختی و افزایش کیفیت زندگی گروه های مختلف جمعیتی نقش آفرینی کند. شواهد به دست آمده بر ضرورت توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان حوزه سلامت و گردشگری به توسعه راهبردهای مبتنی بر شواهد، ایجاد فرصت های دسترسی همگانی به تجارب گردشگری و طراحی برنامه هایی با رویکرد چندبعدی برای ارتقاء بهزیستی جسمانی، روانشناختی و اجتماعی تأکید می کند.
۱۰۱۶.

مقایسه اثربخشی روش های آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۳۶
زمینه: نقص توجه و تمرکز یکی از اختلالات شایع دوران کودکی و بزرگسالی است و بر روی عملکرد و انگیزه تحصیلی بسیاری از دانش آموزان تأثیر منفی بجا می گذارد. تاکنون برای بهبود توجه و تمرکز این افراد آموزش های مختلفی مانند بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی در مطالعات جداگانه انجام شده است؛ ولی هیچ مطالعه ای به مقایسه آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی در جهت بهبود توجه و تمرکز نپرداخته است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای نقص توجه و تمرکز بود. روش: روش پژوهش حاضر آزمایشی و از سری طرح های پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دختر شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 60 نفر از دانش آموزان دارای مشکلات نقص توجه بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات آزمون عملکرد دیداری – شنیداری (سندفورد و ترنر، 1994) و آزمون محقق ساخته درک مطلب بود. گروه بازتوانی شناختی رایانه ای آموزش مبتنی بر الگوی (کاپیتان لاگ، 2018) در 8 جلسه 30 دقیقه ای دریافت کردند، گروه دوم آموزش نقشه مفهومی را مبتنی بر الگوی (پاپاداگیس و همکاران، 2022) همزمان دریافت کردند و گروه گواه آموزش صرف کلاسی دریافت کرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS.26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای نقص توجه و تمرکز اثربخشی مثبت داشته است (001/0 >P). نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که بین اثربخشی دو مداخله بازتوانی شناختی رایانه ای و آموزش نقشه مفهومی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0 >P). از بین دو روش آموزشی روش آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای بر توجه و تمرکز اثربخش تر بود. نتیجه گیری: نتایج نشان دادند آموزش بازتوانی شناختی رایانه ای بر توجه و تمرکز دانش آموزان دارای نقص توجه و تمرکز اثربخش بود درحالی که آموزش نقشه مفهومی بر توجه و تمرکز اثربخش نبود.
۱۰۱۷.

مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۷۸
نظر به تأثیر متقابل عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی بر یکدیگر و کیفیت زندگی دانش آموزان، مداخلات هدفمند می توانند نقش مهمی در بهبود این دو متغیر ایفا کنند. لذا هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی دانش آموزان متوسطه بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و دوره پیگیری بود. جامعه آماری در این پژوهش، دانش آموزان دختر متوسطه اول مناطق 1 و 3 تهران بود. طبق نمونه گیری دردسترس، 51 دانش آموز انتخاب و در سه گروه 17 نفره به صورت تصادفی (کنترل، آزمایش اول، آزمایش دوم) قرار گرفتند. گروه های آزمایش تحت مداخلات آموزش حافظه فعال و هوش موفق استرنبرگ قرار گرفتند. پرسشنامه های کفایت اجتماعی پرندین (1385) و عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) ابزار پژوهش بودند. داده های پژوهش به وسیله آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد اثربخشی هوش موفق و حافظه فعال بر عملکرد تحصیلی و کفایت اجتماعی متفاوت است. میانگین های تعدیل شده نشان داد که در هردو متغیر اثربخشی آموزش هوش موفق بیشتر است زیرا میانگین کفایت اجتماعی و عملکرد تحصیلی آن، از گروه حافظه فعال بیشتر است. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد این اثربخشی و تفاوت آن در دوره پیگیری دوماهه نیز تداوم داشت (001/0>P). طبق یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مدارس به ویژه برای دانش آموزان متوسطه، از روش های مبتنی بر هوش موفق به عنوان یک رویکرد جامع و کارآمد برای بهبود هم زمان عملکرد تحصیلی و مهارت های اجتماعی بهره ببرند.
۱۰۱۸.

بررسی ارتباط دلیریوم بیمار با اضطراب در مراقبین خانوادگی بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۶۶
مقدمه: دلیریوم نوعی تخریب شناختی نوسان دار و یک مشکل حاد در بیماران بستری است که می تواند باعث ایجاد پاسخ های روانشناختی در مراقبین خانوادگی گردد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین دلیریوم بیمار و اضطراب در مراقبین خانوادگی بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه انجام شده است. روش: در این مطالعه مقطعی در سال 1402، تعداد 256 جفت از بیماران و مراقبین خانوادگی  بیماران بستری در بخش مراقبت های ویژه به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه CAM-ICU و پرسشنامه GAD7 استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزاز SPSS نسخه 16 تحلیل شدند. یافته ها: نمره دلیریوم در 200 مورد از بیماران (1/78 %) مثبت گزارش شد. تعداد 240 نفر (8/93%) از مراقبین خانوادگی علائم اضطراب را گزارش کرده بودند که تعداد 43 نفر (8/16%) اضطراب خفیف، 84 نفر (8/32%) اضطراب متوسط و 113 نفر (2/44%) اضطراب شدید را تجربه کرده بودند. ارتباط آماری معنی داری بین دلیریوم بیمار و اختلال اضطراب فراگیر مراقبین خانوادگی گزارش شد (001/0 >P). نتیجه گیری: وجود میزان بالای اضطراب در مراقبین خانوادگی لزوم توجه بیشتر کادر پرستاری به کاهش اضطراب را نمایان می کند. مراقبین خانوادگی نقش مهمی در حمایت از فرد بیمار برعهده دارند و حمایت از آنان به معنای تداوم مراقبت است. داشتن ارزیابی مناسب از نیازهای مراقبین خانوادگی و تلاش در جهت پاسخ به این نیازها می تواند موجب بهبود کیفیت مراقبت و افزایش رضایتمندی از دریافت خدمات مراقبتی گردد.
۱۰۱۹.

ارائه مدل علی ادراک از سبک مدیریت کلاس و خودناتوان سازی تحصیلی با نقش واسطه ای سرمایه های روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۱
این پژوهش با هدف ارائه مدل علی ادراک از سبک مدیریت کلاس و خود ناتوان سازی تحصیلی با نقش واسطه ای سرمایه های روان شناختی درمیان دانش آموزان انجام گرفت. روش انجام پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه ی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان آباده به تعداد 4100 نفر در سال تحصیلی 1402-1401 بود که 351 نفر از دانش آموزان به صورت طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه های سبک مدیریت کلاس (ولفگانک و گلیکمن، 1986)، خود ناتوان سازی تحصیلی(میجلی و همکاران، 2000) و سرمایه های روان شناختی(لوتانز و همکاران، 2007) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر با نرم افزار لیزرل ورژن52/8   استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که سبک مدیریت کلاس تعاملی و غیر مداخله گر اثر مستقیم و مثبت بر سرمایه های روان شناختی دارد و سبک مدیریت کلاس مداخله گر اثر مستقیم و منفی بر سرمایه های روان شناختی دارد. همچنین، افزایش سرمایه های روان شناختی مستقیما بر خود ناتوان سازی تحصیلی تاثیر منفی بر جای می گذارد. سبک مدیریت تعاملی و غیرمداخله گر بصورت غیرمستقیم و با واسطه گری سرمایه های روان شناختی موجب کاهش خودناتوان سازی می شود  و سبک مدیریت مداخله گر بصورت غیرمستقیم سبب افزایش خود ناتوان سازی می شود. نتایج پژوهش نشان داد از میان متغیرهای برونزا به ترتیب سبک مدیریت تعاملی (31/0-)، سبک مدیریت غیر مداخله گر(28/0-) و سبک مدیریت مداخله گر(23/0) بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با خود ناتوان سازی تحصیلی دارا می باشند که همه ضرایب در سطح 01/0 معنی دار می باشند از میان متغیر های درونزا نیز به ترتیب خودکارآمدی(49/0-)، خوش بینی(42/0-)، تاب آوری(40/0-)و امیدواری(38/0-)، بالاترین تا پایین ترین ضریب همبستگی را با خود ناتوان سازی تحصیلی دارا هستند که تمامی این ضرایب منفی و از نظر آماری در سطح 01/0 معنی دار هستند. بالاترین ضریب همبستگی مربوط به رابطه بین خودکارآمدی و خودناتوان سازی تحصیلی(49/0-) و پایین ترین ضریب همبستگی در این ماتریس مربوط به رابطه بین سبک مداخله گر و سبک تعاملی(18/0-) است که هر دو از نظر آماری در سطح 01/0 معنی دار هستند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که بهبود ادراک دانش آموزان از سبک مدیریت کلاس از طریق به کارگیری رویکردهای تعاملی و غیرمداخله گرانه، همراه با تقویت سرمایه های روان شناختی، می تواند به عنوان یک راهبرد مؤثر در کاهش خودناتوان سازی تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۲۰.

رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با علائم روان تنی در زنان نابارور: نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه: علائم روان تنی یکی از مشکلات شایع در زنان نابارور می باشد که منجر به اختلال در کیفیت زندگی و عملکرد روزانه این افراد می شود. با توجه به اهمیت بهبود و درمان این علائم، پژوهش در خصوص عوامل روانشناختی موثر بر علائم روان تنی ضروری می باشد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین طرحواره های ناسازگار اولیه با علائم روان تنی با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در زنان نابارور می باشد. روش: مطالعه حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری این پژوهش زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک ناباروری در مشهد بودند که 360 نفر به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های فرم کوتاه طرحواره های ناسازگار اولیه، علائم روان تنی و فرم کوتاه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، معادلات ساختاری و آزمون تحلیل مسیر به کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 و AMOS نسخه 24 صورت گرفت. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان با علائم روان تنی رابطه مثبت و راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان با علائم روان تنی رابطه منفی معنی داری دارند (001/0>P.).  نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان نقش میانجی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و علائم روان تنی ایفا می کند و شاخص های برازش نیز همگی حاکی از برازش مطلوب مدل بودند. نتیجه گیری: آنچه از یافته های حاضر می توان نتیجه گرفت، اهمیت آموزش مهارت های تنظیم شناختی هیجان در زنان نابارور است. با توجه به بروز علائم روان تنی در این افراد، استفاده از راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان منجر به کاهش شدت و بروز این علائم می شود

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان