ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۹۸۱.

تحلیل تأثیر ابعاد مشارکت اجتماعی بر سلامت عمومی و ابعاد آن، علائم جسمانی، اضطراب-بی خوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی در دانش آموزان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
ﻣﻘﺪﻣﻪ: این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر ابعاد مشارکت اجتماعی (سیاسی، مدنی، مذهبی و فرهنگی) بر سلامت عمومی و ابعاد آن (علائم جسمانی، اضطراب-بی خوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی) در دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد انجام شد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه ساکن خرم آباد در بهار سال 1401 بود که از بین آن ها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 210 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه سلامت عمومی ( GHQ ، گلدبرگ و هیلر، 1979) و پرسش نامه محقق ساخته مشارکت اجتماعی دانش آموزان ( SSPQ ) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه وتحلیل شدند. ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: مشارکت در فعالیت های سیاسی، مدنی، مذهبی و فرهنگی، با سلامت عمومی بالاتر و علائم جسمانی کمتر و سطوح پایین تر اضطراب- بی خوابی و افسردگی، همبستگی معنادار داشتند ( p<0/01 ). با این حال، همبستگی معناداری بین ابعاد مشارکت و اختلال در کارکرد اجتماعی مشاهده نشد. مدل های رگرسیون نشان دادند که مشارکت مدنی و مذهبی پیش بینی کننده های معناداری برای افزایش سلامت عمومی، کاهش علائم جسمانی، اضطراب- بی خوابی و افسردگی در دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه هستند ( p<0/05 )، اما مشارکت سیاسی و فرهنگی در مدل های رگرسیونی نقش پیش بینی کننده معناداری نداشتند. ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: مشارکت مدنی و مذهبی، پیش بینی کننده های اصلی سلامت عمومی دانش آموزان پسر بودند و بر اهمیت ویژه این دو نوع مشارکت در ارتقای سلامت نوجوانان دلالت دارند.
۹۸۲.

Predicting Social Health Based on Islamic Lifestyle, Spiritual Health , and Psychological Well-Being in Adolescents(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۶
Objective: The aim of the present study was to predict social health based on Islamic lifestyle, spiritual well-being, and psychological well-being in adolescents. Method: This applied study was correlational design. The statistical population consisted of all male and female high school students in the second period of high school in Qazvin during the academic year 2023-2024, from which 1,190 individuals (579 boys and 611 girls) were selected using multistage random cluster sampling. Participants completed the Keyes Social Health Questionnaire (2004), Islamic Lifestyle Questionnaire (Kaviani,), Ryff Psychological Well-Being Scale (1980), and Paloutzian and Ellison Spiritual Health Questionnaire (1982). Data were analyzed using Pearson correlation and multiple regression in SPSS software version 25. Results: Results showed a significant correlation between Islamic lifestyle and social health (R = 0.08, p < 0.01), psychological well-being and social health (R = 0.15, p < 0.01), and spiritual health and social health (R = 0.15, p < 0.01). The results of the stepwise regression revealed that, in the first step, spiritual health accounted for 15% of the variance in social health (R² = 0.15). In the second step, adding psychological well-being increased R² to 0.19 (ΔR² = 0.04). In the third step, Islamic lifestyle contributed an additional 4% (ΔR² = 0.04), resulting in a final R² of 0.20, with all three predictors—spiritual health, psychological well-being, and Islamic lifestyle—remaining statistically significant (p < 0.0001)
۹۸۳.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و دشواری تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۹
زمینه: تحمل پریشانی و تنظیم هیجان از جمله چالش های رایج در افسردگی است هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی طرح واره درمانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و دشواری تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی شهر زنجان در سال 1402 بودند که از آن میان تعداد 45 داوطلب واجد شرایط مبتلا به اختلال افسردگی اساسی به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه گواه (15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر شامل مقیاس دو افسردگی (بک، 1961)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و مقیاس دشواری تنظیم هیجان (گراتز و رونمر، 2004) بود. گروه آزمایش اول تحت 9 جلسه طرح واره درمانی هیجانی و گروه آزمایشی دوم تحت 8 جلسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت هر هفته یک جلسه و هر جلسه نود دقیقه قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره، تحلیل کوواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری 05/0 با نرم افزار SPSS26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو درمان بر تحمل پریشانی و تنظیم هیجان اثربخش بودند (05/0> p). این در حالی است که نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد هیچ یک از درمان ها در میزان تأثیر بر تحمل پریشانی و تنظیم هیجان بر یکدیگر ارجحیت نداشته و هر دو به یک اندازه مؤثر بودند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان اظهار داشت که طرح واره درمانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می توانند مداخله هایی مفید و نوید بخش برای افزایش تحمل پریشانی و کاهش دشواری تنظیم هیجان در افراد افسرده باشند.
۹۸۴.

ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس شفقت به خود اجتماعی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۵۱
مطالعه حاضر با هدف تعیین ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس شفقت به خود اجتماعی (SSCS) در دانشجویان انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی و اعتباریابی بود. از میان دانشجویان کارشناسی دانشگاه شاهد در فاصله روزهای 2 تا 23 تیرماه سال 1403 تعداد 274 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و علاوه بر (SSCS؛ رز و کوکووسکی، 2020)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، 2011)، مقیاس ترس از ارزیابی منفی (FNES-B؛ لیری، 1983)، مقیاس سطوح خودانتقادی (LOSC؛ تامپسون و زوروف، 2004)، و سیاهه هراس اجتماعی (SPIN؛ کانور و همکاران، 200) توسط ایشان تکمیل شد. جهت محاسبه پایایی بازآزمایی 30 نفر از افراد به فاصله سه هفته مجددا SSCS را تکمیل کردند. تحلیل عاملی تاییدی حاکی از برازش مطلوب مدل دو عاملی SSCS بود. همبستگی این مقیاس با FNES-B، SPIN، LOSC و SCS-SF، حاکی از روایی واگرا و همزمان مطلوب SSCS بود. آلفای کرونباخ برای دو عامل منفی و مثبت و نمره کل به ترتیب 76/0، 76/0 و 80/0، و پایایی بازآزمایی به ترتیب 62/0، 70/0 و 87/0 محاسبه شد. در نتیجه، نسخه فارسی SSCS، ابزاری معتبر و پایا برای ارزیابی بالینی و اهداف پژوهشی می باشد.
۹۸۵.

Analyzing the Phenomenon of Divorce from the Perspective of Expert Family Therapists: A Grounded Theory Sample(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۳۹
Objective: This study was conducted with the aim of analyzing the phenomenon of divorce from the perspective of expert family therapists. Method: The research method was qualitative, based on grounded theory (Charmaz, 2014). The research setting included all family therapists in the city of Isfahan in the year 2024, and the participants consisted of ten of the most prominent therapists who were purposefully selected. The research tool was interviews conducted in the form of focus groups. The collected data were analyzed using Charmaz’s (2014) method: first, coding was carried out, followed by conceptualization. Then, during the process of integration, categories were extracted, and finally, the core categories were identified and the theory was formed. Results: The results indicated that the phenomenon of divorce includes three main categories: (1) the reasons behind the occurrence of divorce: the activators of divorce causes, with categories such as changes in cultural and social structures and the prioritization of individuality over couplehood; (2) the nature of divorce causes: causes of divorce categorized as changes in family roles and authority, poor spouse selection, inappropriate communication, and individual problems; and (3) the process through which the causes interconnect: integrators of divorce causes (disturbance-power, disturbance-intimacy, and boundary disturbances). Conclusion: Based on the findings, this study suggests that in order to reduce divorce, the activators of divorce cannot be ignored, as they render society more prone to facilitating the grounds for divorce rather than preserving family stability. Additionally, the identified causes of divorce indicate that many revolve around the philosophy of individualism. Therefore, society and societal discourse must reinforce the value of collectivism so that this value can function as a socio-psychological superstructure acting as a barrier to divorce.
۹۸۶.

پیش بینی پریشانی روانشناختی بر اساس ابعاد همدلی و نقش واسطه ای ارزیابی مجدد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه: با وجود اهمیت پریشانی روانشناختی در افت عملکرد و کیفیت زندگی، پژوهش های اندکی نقش متغیرهای مثبتی مانند همدلی را بررسی کرده اند. به ویژه در ایران شواهد کمی درباره رابطه ابعاد همدلی و راهبردهای تنظیم هیجان با پریشانی روانشناختی وجود دارد، که نشان دهنده خلأ پژوهشی و ضرورت مطالعه حاضر است. بررسی این موضوع می تواند به غنای ادبیات داخلی و طراحی مداخلات پیشگیرانه و ارتقایی در حوزه سلامت روان کمک کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی پریشانی روانشناختی براساس ابعاد همدلی و نقش واسطه ای ارزیابی مجدد شناختی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر در برگیرنده تمامی دانشجویان دانشگاه شاهد تهران بود. که در سال تحصیلی ۱۳۹۸ در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند. نمونه مورد مطالعه، شامل ۲۷۰ نفر از دانشجویان بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایی فرآیند نمونه گیری انجام شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل، پرسشنامه های شاخص های بین فردی (دیویس، ۱۹۸۳)، پرسشنامه تنظیم هیجانی (گراس و جان، ۲۰۰۳) و پرسشنامه پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران، ۲۰۰۳) بود. در این پژوهش رابطه بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری آزمون شد. حداکثر سطح خطای آلفا جهت آزمون فرضیه ها، مقدار 05/0 تعیین شد (05/0 ≥p). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS-23 و AMOS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که همدلی عاطفی اثر مستقیم و منفی معناداری بر ارزیابی مجدد شناختی دارد (002/0 p=) و همدلی شناختی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر این راهبرد نشان می دهد (001/0 p=). همدلی عاطفی همچنین اثر مثبت و معناداری بر پریشانی روانشناختی داشت (001/0 p=)، درحالی که اثر مستقیم همدلی شناختی بر این متغیر منفی اما غیرمعنادار بود (162/0 p=). ارزیابی مجدد شناختی با پریشانی روانشناختی رابطه منفی و معناداری داشت (032/0 p=). (032/0 p=). آزمون نقش میانجی گری نیز نشان داد که ارزیابی مجدد شناختی به طور معناداری روابط بین همدلی عاطفی (001/0 p=) و همدلی شناختی (025/0 p=) با پریشانی روانشناختی را میانجی گری می کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که تعادل میان ابعاد عاطفی و شناختی همدلی و به کارگیری راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان، به ویژه ارزیابی مجدد شناختی، می تواند در کاهش پریشانی روانشناختی و ارتقای سلامت روان دانشجویان مؤثر باشد. بنابراین، پیشنهاد می شود مداخلات دانشگاهی بر آموزش مهارت های تنظیم هیجان و تقویت همدلی شناختی برای پیشگیری از مشکلات روانی تمرکز کنند.
۹۸۷.

نقش میانجی خودکارآمدی دررابطه بین سلامت سازمانی و نگرش شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین سلامت سازمانی و نگرش شغلی معلمان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی و متوسطه شهر بیستون در نیمه دوم سال 1401 بودند که از بین آن ها 300 معلم با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه نگرش به شغل معلمی آستنر و همکاران (2009، ATTPT)، پرسش نامه سلامت سازمانی مدارس هوی و فلدمن (1996، OHI) و پرسش نامه خودکارآمدی شرر و همکاران (1982، SEQ) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. همچنین نتایج نشان دادند سلامت سازمانی بر نگرش شغلی و خودکارآمدی بر نگرش شغلی اثر مستقیم و معناداری داشتند (001/0>P). همچنین، سلامت سازمانی با میانجی گری خودکارآمدی بر نگرش شغلی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0>P). در مجموع می توان گفت سلامت سازمانی و خودکارآمدی منجر به نگرش شغلی مثبت در معلمان و افزایش انگیزه برای تلاش و کوشش در زمینه آموزش دانش آموزان می شود و پیشرفت عملکرد تحصیلی و به دنبال آن رشد و اعتلای نظام آموزشی را به دنبال دارد.
۹۸۸.

اثربخشی درمان فرا تشخیصی یکپارچه نگر بر شایستگی اجتماعی و همجوشی شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۳۳
اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده با نمود رفتارهای قانون شکنانه و پرخاشگرانه سبب تخریب عملکرد تحصیلی یا اجتماعی نوجوان می شود. این نوجوانان بر رفتار خود کنترل کمی داشته که این روند توانایی های آنان را مختل می کند. بر این اساس این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر شایستگی اجتماعی و همجوشی شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی برونی سازی شده بود که در دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1402-1401 در شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. در پژوهش حاضر 35 دانش آموز مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند (18 دانش آموز در گروه آزمایش و 17 دانش آموز در گروه گواه). دانش آموزان گروه آزمایش درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر را طی ده هفته در ده جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از سیاهه رفتاری- هیجانی کودکان و نوجوانان (CABEI) (آخنباخ و رسکورلا، 2001)، پرسشنامه شایستگی اجتماعی (SCQ) (فلنر، لیاس و فیلیپس، 1990) و پرسشنامه همجوشی شناختی (CFQ) (گیلاندرز و همکاران، 2014) استفاده شد. داده ها با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان ذهن آگاهی نوجوان محور بر شایستگی اجتماعی (0/0001>P؛ 0/69=Eta؛ 74/11=F) و همجوشی شناختی (0/0001>P؛ 0/56=Eta؛ 39/71=F) نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر با بهره گیری از شناختن هیجان ها، آموزش آگاهی هیجانی، بازارزیابی شناختی، شناسایی الگوهای اجتناب از هیجان و بررسی رفتارهای ناشی از هیجان می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت بهبود شایستگی اجتماعی و کاهش همجوشی شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده مورد استفاده قرار گیرد.
۹۸۹.

نقش ضربه عشق و دشواری در تنظیم هیجان در پیش بینی خودزنی غیرخودکشی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۱۸
زمینه: عوامل متعددی مانند کارکرد خانواده، نشخوار خشم، قلدری سایبری، تاب آوری، خود شفقت ورزی، صفات شخصیت مرزی، پریشانی روانشناختی با خودزنی غیرخودکشی مرتبط هستند. ضربه عشق و دشواری در تنظیم هیجان دو عامل دیگری هستند که می توانند پیش بینی کننده این رفتار باشند. باوجوداین بررسی ادبیات پژوهش نشان می دهد که توجه اندکی به ضربه عشق به عنوان یکی از پیش بینی کننده های خودزنی غیرخودکشی شده است. هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش ضربه عشق و دشواری در تنظیم هیجان در پیش بینی خودزنی غیرخودکشی دانشجویان بود. روش: این پژوهش بنیادی و توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور در سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 200 نفر است که به روش نمونه گیری خوشه ای از بین دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی، علوم پزشکی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور انتخاب شدند. ابزارهای بکار رفته در این پژوهش شامل پرسشنامه خود آسیب رسانی آگاهانه و تعمدی (گراتز، 2001)، سیاهه ضربه عشق (راس، 1999)، فرم کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (کافمن و همکاران، 2016) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل رگرسیون گام به گام و نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که ضربه عشق و مؤلفه دشواری در کنترل تکانه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان پیش بینی کننده خودزنی غیرخودکشی هستند (05/0 >p) و روی هم 9 درصد واریانس آن را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ضربه عشق و دشواری در کنترل تکانه نقش مهمی در خودزنی غیرخودکشی دانشجویان دارند. توجه به آن ها می تواند برای تمام سطوح پیشگیری مفید باشد.
۹۹۰.

مدل پارادایمی برانگیزاننده های فرهنگی و اجتماعی رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۵۸
مقدمه: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل و پیامدهای فرهنگی-اجتماعی رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان شهر تهران بوده است. روش: روش مورداستفاده در این پژوهش از نوع کیفی با راهبرد نظریه زمینه ای است. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 24 نفر از نوجوانان دارای رفتار پرخطر جنسی در شهر تهران بوده که با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از روش مصاحبه عمیق جمع آوری، و به کمک روش کدگذاری نظری (باز، محوری و انتخابی) تجزیه وتحلیل شده اند. یافته ها: به طورکلی در فرآیند تجزیه وتحلیل داده ها، 38 مقوله فرعی و 13 مقوله اصلی خلق شد. یافته های کلی حاکی از آن است که فقدان هدف و بیش کنترل گری به عنوان شرایط علّی، مهاجرت، فقر ادراک شده و فضای مجازی به عنوان شرایط زمینه ای، برچسب خوردن و محدودیت های دینی و فرهنگی به عنوان شرایط مداخله گر در بروز رفتار پرخطر جنسی استخراج شدند. جست وجوی مکان امن و خلوت و تلاش برای صمیمت زیاد با دوستان به عنوان راهبردهای به کاررفته شده توسط نوجوانان و نگرانی از گیر افتادن توسط پلیس، ترس از برخوردها و تنبیه های شدید خانواده و نگرانی از افشا نیز به عنوان پیامدهای این نوع رفتارها شناسایی شده اند. نتیجه گیری: تأثیر متقابل شرایطی مانند مشکلات اقتصادی، مهاجرت، فضای مجازی و محدودیت های دینی و فرهنگی در شکل گیری رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان مشخص گردید. لذا پیشنهاد می شود که برای کاهش این رفتارها، اقداماتی در جهت افزایش صمیمیت در خانواده ها و آموزش و ارتقای سواد رسانه ای والدین و نوجوانان انجام شود.
۹۹۱.

مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلری و رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۱۶
هدف اصلی در این پژوهش مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلری و رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، والدین کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی شهر تهران در سال 1402 بود که از بین آن ها به طور در دسترس 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره جایگذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رفتاری کودکان راتر (1964، RCBQ) بود. پس از اجرای پیش آزمون در هر سه گروه، گروه های آزمایش به مدت 10 جلسه، هفته ای یک جلسه، تحت آموزش و مداخله گروهی قرار گرفتند. سپس میزان مشکلات رفتاری در هر دو گروه آزمایش و همچنین گروه کنترل مجدداً مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون گروه های مداخله (آدلری و رفتاری) و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<). بنابراین آموزش والدین چه با رویکرد آدلری و چه با رویکرد رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مؤثر است. همچنین نتایج دو گروه آزمایش آدلری و رفتاری با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند (05/0P>). بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش والدین با دو رویکرد آدلری و رفتاری اثربخشی یکسانی بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه دارد.
۹۹۲.

اثربخشی آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی بر بهزیستی روان-شناختی مادران و کاهش شدت علائم اختلال طیف اوتیسم کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۷۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی بر بهزیستی روان شناختی مادران و کاهش شدت علائم اختلال طیف اوتیسم کودکان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسمی مراجعه کننده به مرکز آموزشی و توانبخشی عاطفه در شهر رفسنجان در سال 1402 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت هدفمند 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. به گروه آزمایش آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی به صورت 8 جلسه هفتگی 45 دقیقه ای ارائه شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (PWB؛ 1989) و مقیاس سنجش علائم اوتیسم گیلیام (GARS؛ 1994) بود. روش تحلیل این پژوهش، آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری بود. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون علائم اوتیسم کودک دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود دارد در حالی که بین میانگین پس آزمون بهزیستی روان شناختی مادران دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. د ر نتیجه گیری می توان گفت آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی می تواند به والدین کمک کند تا شیوه های تربیتی موثرتری برای کاهش کاهش علائم اوتیسم در کودکان خود به کار بگیرند.
۹۹۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان با اختلال سوگ طولانی از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۸۷
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان با اختلال سوگ طولانی از منظر فر هنگی بود. جامعه آماری تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و درمان غرب شهر تهران در سال1402 بود. نمونه پژوهش 30 نفراز جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) وکنترل (15نفر) جایگزین شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود.آزمودنی ها به پرسشنامه علائم اختلال سوگ طولانی توسط پریگر سون و همکاران(2021)، پرسشنامه کیفیت زندگی وارو و شربون (1992) و پرسشنامه تنظیم هیجان گرانفسکی و همکاران (2002)، قبل و بعد از انجام مداخله پاسخ دادند. مداخله شامل 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بود که بر روی گروه آزمایش انجام شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیره وتک متغیره تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بر نمرات تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی شرکت کنندگان در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تغییرات معنی داری به وجود آورد. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در بهبود تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان با اختلال سوگ طولانی تأثیر دارد و می توان از آن به عنوان یک مداخله ی اثربخش فرهنگی و مناسب بهره گرفت.
۹۹۴.

اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر هنر درمانی بیانی بر تنظیم هیجانی و سلامت روان دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر هنر درمانی بیانی بر تنظیم هیجان و سلامت روان دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش از آزمون- پس از آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از تمامی دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی دانشگاه آزاد تربت جام در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صوت تصادفی در دو گروه 15 نفره کنترل و آزمایش جای دهی شدند. جهت جمع آور داده ها از پرسشنامه اضطراب اجتماعی جرابک (1996، JASA)، پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان (2003، ERQ)، پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ (1978، GHQ) و پروتکل هنر درمانی بیانی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت دو جلسه در هفته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تنظیم هیجان و سلامت روان در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. در نتیجه می توان عنوان داشت هنر درمانی بیانی از قابلیت عملی خوبی برای تنظیم هیجانی و سلامت روان برخوردار بوده و می تواند به عنوان یک گزینه درمانی از سوی روانشناسان مورد استفاده قرار گیرد؛ و بدین طریق نقش مؤثری را بر افزایش توانمندی های روان شناختی دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی به جا گذارد.
۹۹۵.

مقایسه اثربخشی درمان گروهی متمرکز بر شفقت و درمان گروهی هیجان مدار بر خود سرزنشگری مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوان جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان گروهی متمرکز بر شفقت و درمان گروهی هیجان مدار بر خود سرزنشگری مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوان جسمی بود. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری مادران دارای فرزند ناتوان جسمی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی بهزیستی شهرستان ایذه در بازه زمانی شش ماهه اول سال 1403 بودند. در پژوهش حاضر نمونه ای به حجم 36 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی ساده در سه گروه 12 نفری گمارده شدند. مقیاس سطوح خودسرزنشگری تامپسون و زوروف (LOSC، 2004) جهت جمع آوری داده ها اجرا شد. هر یک از گروه های مداخله طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان گروهی قرار گرفتند. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که نمره خودسرزنشگری در گروه های مداخله در مقایسه با گروه کنترل نسبت به پیش آزمون در پس آزمون و پیگیری به طور معنی دار در سطح خطای 05/0 کاهش یافته است؛ اما بین دو گروه درمانی در نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0>P). یافته های این پژوهش نشان داد که هر دو درمان بر کاهش خود سرزنشگری در مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوان جسمی موثر بوده است.
۹۹۶.

اثربخشی بازی درمانی بر اضطراب، افسردگی و تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۹۳
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی درمانی بر اضطراب، افسردگی و تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان 7 تا 10 سال بستری شده در بخش سرطان بیمارستان کودکان مفید شهر تهران در پاییز سال 1402 بود که از این جامعه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس اضطراب آشکار کودکان (RCMS) (رینولدز و همکاران، 1978)، افسردگی کودکان و نوجوانان (CDS-A) (لانگ و همکاران، 1978) و روابط چند بعدی بدن- خود (MBSRQ) (کش، 1985) را تکمیل کردند. پس از آن گروه آزمایش مداخله بازی درمانی در 8 جلسه 45 دقیقه و هفته ای دوبار دریافت کردند. داده های پژوهش، به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در متغیر اضطراب تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (05/0>p، 86/8=d) و پیش آزمون پیگیری (05/0>p، 34/6-= d) معنادار است. در متغیر افسردگی نیز تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (05/0>p، 75/7=d) و پیش آزمون و پیگیری (05/0>p، 06/5-=d) معنادار گزارش شد؛ همچنین در متغیر تصویر بدنی نیز تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (05/0>p، 36/9-=d) و پیش آزمون پیگیری (05/0>p، 5934/4= d) معنادار گزارش شد. بر این اساس می توان گفت استفاده از بازی درمانی می تواند در بهبود اضطراب، افسردگی و تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان موثر باشد.
۹۹۷.

نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان بود. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1404 تشکیل دادند؛ 233 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به یک نظرسنجی آنلاین پاسخ دادند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس آگاهی ذهن آگاهانه (MAAS؛ براون و رایان، 2003)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 (TAS-20؛ بگبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری با حداکثر درست نمایی انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی به طور مثبت و ذهن آگاهی به طور منفی بر نوموفوبیا اثر معنادار داشت (05/0>P). یافته دیگر نشان داد که ناگویی هیجانی بر ذهن آگاهی اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا معنادار بود (05/0>P). از یافته های این پژوهش، اینگونه می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی می تواند رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا را میانجی گری کند.
۹۹۸.

تدوین برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی و ارزیابی اثربخشی آن بر بهبود بازداری پاسخ و حافظه کاری کودکان پیش دبستانی: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزشی کارکرد های اجرایی و ارزیابی اثربخشی آن بر بهبود بازداری پاسخ و حافظه کاری در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع مورد منفرد و طرح A-B با پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش را کودکان عادی ۵ تا ۶ ساله شهرستان کرج در سال ۱۴۰۱ تشکیل می دادند که از این جامعه، تعداد سه کودک از طریق نمونهگیری دردسترس و بر اساس ملاک های ورود انتخاب شدند. برنامه مداخله ای تدوین شده در ۱۶ جلسه به-صورت انفرادی اجرا شد. برای جمع آوری داده ها از آزمون برو/ نرو جهت ارزیابی بازداری پاسخ و آزمون ان- بک (N- BACK) برای ارزیابی حافظه کاری استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از نمودار های تحلیل دیداری، ارزیابی محفظه ثبات و روند تغییر، ناهمپوشی داده ها و درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج مبتنی بر تحلیل دیداری و همچنین درصد داده های ناهمپوش (PND) نشان داد که برنامه آموزشی کارکرد های اجرایی بر بهبود بازداری پاسخ و حافظه کاری هر سه آزمودنی اثربخش بوده است. نتیجه گیری: برنامه آموزشی کارکرد های اجرایی را می توان از سنین پیش از دبستان جهت ارتقا سطح این کارکرد ها به کار برد و این برنامه می تواند توسط والدین، معلمان و درمانگران حیطه کودک مورد استفاده قرار گیرد.
۹۹۹.

چگونه توانستم با استفاده از آموزش سواد رسانه تفکر انتقادی را در دانش آموزان کلاسم تقویت کنم؟

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۸۵
اقدام پژوهی حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش سواد رسانه ای برای بهبود مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان پایه چهارم شامل 39 نفر، دبستان دخترانه شهید محمدعلی قمی واقع در ناحیه1 در سال تحصیلی 1404 1403 انجام شده است. مدل پژوهش کیفی و رویکرد آن توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، پرسشنامه، مصاحبه، مطالعه و مشاهده عملکرد دانش آموزان در مورد میزان تفکر انتقادی بود که مورد پژوهش قرار گرفت. در این پژوهش، پس از مشاهده ضعف دانش آموزان در مهارت های تفکر انتقادی، برنامه آموزش سواد رسانه ای در یک دوره ۱2 جلسه ای طراحی و اجرا شد. این برنامه آموزش مهارت های تحلیل پیام های رسانه ای، شامل شناسایی اطلاعات پنهان، منابع ارزیابی، و تشخیص اطلاعات نادرست بود. برای جمع آوری داده ها از روش های مشاهده، مصاحبه، آزمون تفکر انتقادی و بررسی عملکرد دانش آموزان استفاده شده است. نتایج نشان داد که آموزش سواد رسانه ای بر مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان تأثیرگذار و معنادار بوده است. بهبود تفکر انتقادی در دانش آموزان برای تحلیل، استنباط، ارزشیابی و استدلال پیام های دریافتی از رسانه ها پس از گذراندن دوره آموزش سوادرسانه ای مشاهده شد. همچنین، دانش آموزان را در تشخیص اطلاعات نادرست و ارزیابی اعتبار منابع مهارت پیدا کردند. این یافته ها اهمیت گنجاندن آموزش سواد رسانه ها در برنامه درسی مدارس را برای تقویت مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان نشان می دهد.
۱۰۰۰.

رابطه ناسازگاری دوران کودکی با رفتارهای خود آسیبی غیرخودکشی در نوجوانان با میانجیگری تاب آوری روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه: رفتارهای خودآسیبی در دوران نوجوانی، یکی از موضوعات قابل تامل است که میزان شیوع آن در حال افزایش است و به یک مشکل بهداشت عمومی گسترده تبدیل شده است و شناسایی عوامل موثر بر آن از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تاب آوری روان شناختی بین بدرفتاری با کودک و خودآسیبی غیرخودکشی نوجوانان بود. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری مطالعه حاضر تمامی تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل مقطع متوسطه دوم شهر سردشت در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با توجه به جامعه آماری حداقل حجم نمونه 330 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، پرسشنامه رفتارها و کارکردهای خودجرحی (خانی پور، 1393) و فرم کوتاه پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و نرم افزار SPSS-25 و AMOS-25 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ناسازگاری دوران کودکی با خودآسیبی غیرخودکشی همبستگی مثبت دارد (05/0>P). ناسازگاری دوران کودکی اثرات پیش بینی غیرمستقیم قابل توجهی بر خودآسیبی غیرخودکشی از طریق تاب آوری روانشناختی (157/0=β ، 001/0>P) داشت. نتیجه گیری: نتیجه گیری می شود که نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه ناسازگاری دوران کودکی و خودآسیبی غیرخودکشی را برای کودکان و نوجوانانی که از ناسازگاری دوران کودکی رنج می برند حائز اهمیت است، و نوجوانان علی رغم تجربیات آسیب زا در دوران کودکی در صورت اکتساب و بهبود تاب آوری، توانایی تنظیم هیجان را دارا خواهند بود و کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان