ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۹۶۱.

Loneliness as a Public Health Issue: Implications, Challenges, and Future Directions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۵
Introduction and Objective: Loneliness, a subjective feeling of social isolation and disconnection, has emerged as a significant public health concern with wide-ranging implications. This review aims to comprehensively examine loneliness as a public health issue, exploring its associated health risks, underlying mechanisms, and potential interventions. Research Methodology: A systematic literature review was conducted using various databases, including PubMed, PsycINFO, and Scopus. Studies investigating the health implications of loneliness, its underlying mechanisms, and potential interventions were included. Findings: The review highlights a strong association between loneliness and increased mortality risk, comparable to that of smoking and obesity. Loneliness is also linked to a heightened risk of various physical and mental health problems, including cardiovascular disease, dementia, depression, and anxiety. The underlying mechanisms linking loneliness to poor health outcomes involve dysregulation of the stress response system, impaired immune function, and unhealthy lifestyle behaviors. Interventions targeting social connection and support have shown promise in reducing loneliness and improving health outcomes. Discussion and Conclusion: Loneliness represents a significant public health challenge with serious consequences for individuals and society. Addressing loneliness requires a multi-faceted approach encompassing public awareness campaigns, community-based interventions, and healthcare provider training. Future research should focus on identifying effective interventions and tailoring them to diverse populations. It is imperative to recognize loneliness as a public health priority and implement comprehensive strategies to promote social connection and well-being.
۹۶۲.

مبانی ارزش شناختی روان شناسی اسلامی براساس منابع اسلامی با تأکید بر اندیشه های علامه مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه و اهداف: انسان ها نسبت به پدیده های پیرامون خود دو دسته قضاوت سامان می دهند؛ یک دسته در شکل گزاره هایی چون سیب در یخچال هست، اسحاق نیوتن نیروی جاذبه زمین را کشف کرد و لبخند ژوکند اثر لئوناردو داوینچی بیان می شوند. این گزاره ها هست ها و نیست ها را به نمایش می گذارند و دسته دوم قضاوت هایی مانند عدالت خوب است، ظلم بد است، ازدواج زن و مرد خوب است، همجنس گرایی بد است، قانون بقای انرژی درست است و مانند آن هستند. این قضاوت ها را که دارای مفاد خوب و بد، زشت و زیبا، باید و نباید و بایستگی و نبایستگی می باشند، قضاوت های ارزشی می نامند. از مفاد این گزاره ها به ارزش ها و امور ارزشمند برای انسان یاد می شود؛ از جمله حوزه های ارزشی در زندگی انسان، ارزش های علمی است که در چارچوب آنها درباره ارزشمندی یافته ها و دیگر متعلقات یک علم قضاوت می شود. روان شناسی یکی از عرصه های دانش است که حرکت کمالی خود را در مجرای سازمان ارزش شناختی دانشمندان خود به پیش برده است. یکی از مؤلفه های سازمان ارزش شناختی، مبانی ارزش شناختی است که اندیشمند به آنها باور دارد و در سایه آنها به حدود و ثغور علم خود شکل می دهد و به آن پایبند می ماند. در اینجا این سؤال اساسی مطرح می شود که اگر علم روان شناسی بنا باشد در چارچوب سازمان ارزش شناختی اسلامی شکل گیرد، دارای چه مختصاتی است؟ به همین منظور هدف این پژوهش بررسی مبانی ارزش شناختی روان شناسی اسلامی براساس منابع اسلامی با تأکید بر اندیشه های علامه مصباح یزدی است و به طور خاص تلاش می کنند دو سؤال اساسی را پاسخ دهد: الف) مبانی ارزش شناختی براساس منابع اسلامی به ویژه نقطه نظرات علامه مصباح یزدی کدامند؟ ب) مبانی ارزش شناختی براساس منابع اسلامی به ویژه نقطه نظرات علامه مصباح یزدی چه تأثیری بر شکل دهی روان شناسی اسلامی دارند؟ روش: در این پژوهش، نخست به منابع معتبر ارزش شناختی از جمله آثار لودوینگ گرونبرگ، میلتون روکیچ، نورمن تی. فدر و آر. اس. نئاگارازان مراجعه شد. ارتباط دانش و به عبارت دیگر ارتباط یافته های علمی و ارز ش های حاکم بر روان اندیشمندانی که به علم ورزی می پردازند به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شد. این نقطه نظرها با اندیشه های ارزش شناختی اسلامی که بیشتر در علم کلام، اصول فقه، منطق و اخلاق مطرح شده بود و همچنین کتاب های فلسفه اخلاق مقایسه شد که از آثار مرتضی مطهری، علامه مصباح یزدی و دیگر اندیشمندان بودند و نتایج به روش تحلیل محتوا استنباط شد. یافته ها: الف) در ساختار روان هر فرد در کنار سازمان شناختی، سازمان ارزش ها نیز شکل می گیرد که کارکرد آن از لحاظ روان شناختی به صورت باید و نباید، خوب و بد و شایسته است و... تجربه می شود و در مقام عمل به صورت ترجیحات و درنهایت انتخاب یک گزینه و ترک دیگری نمودار می گردد؛ ب) سازمان ارزشی هر فرد مبانی، حوزه های ارزشی و گزاره های ارزشی را دربردارد که حوزه های ارزشی آن شامل شش حوزه نظریه ای، اقتصادی، زیبایی شناختی، اجتماعی، سیاسی، دینی و اخلاقی است؛ ج) اندیشمند در تلاش برای کشف واقع، معمولاً در چارچوب سازمان ارزشی خود دست به انتخاب می زند نه قضاوت های مطلق عقلی؛ بدین سبب هر فرد، علمی با موضوع، قلمرو، مسائل، نحوه تبیین، روش بررسی و اهداف خاص را پدید می آورد؛ د) از نظر علامه مصباح یزدی حوزه های ارزشی در کنار مبانی شش گانه آنها دست به دست هم می دهند تا هر علم از جمله روان شناسی چارچوبی خاص می یابد. این مبانی عبارت اند از: 1. واقع نمایی قضایای ارزشی؛ 2. اثبات پذیری قضایای ارزشی؛ 3. اطلاق برخی قضایای ارزشی؛ 4. ذومراتب بودن ارزش های وسیله ای (غیری) و تقدم ارزش های تأثیرگذار در دستیابی به هدف در مقام تزاحم؛ 5. نیّت فاعل، ملاک ارزش فعل اختیاری؛ 6. قرب به خداوند، ارزش نهایی انسان و ملاک نهایی ارزشمندی علم به عنوان فعل اختیاری؛ ﻫ) اگر روان شناسی بخواهد موضوع آن فراگیر شود و به سلامت و سعادت انسان کمک کند، باید «ابعاد و کنش های نفس و فرایندهای زیرین آن به عنوان موضوع قرار دهد؛ زیرا تنها در این صورت ویژگی های روان شناختی انسان به شکل جامع مورد بحث قرار می گیرد؛ و) در کنار روش تجربی، روش استدلالی (عقلانی)، شهودی و وحیانی نیز باید به کار گرفته شود؛ ز) در عرصه سلامت و بیماری در کنار ملاک های روان شناختی، ملاک ایمان و کفر و عمل صالح و به طور کلی هنجارهای دینی نیز مدنظر قرار گیرد. نتیجه گیری: اولاً قضاوت ارزشی و ارزش گذاری وقتی از سازمان روانی انسان صادر می شود که دو امر را با هم مقایسه کند و یکی را به عنوان ابزار دستیابی به دیگری ادارک کند. تپه ای را در نظر بگیرید که میان دو محله قرار گرفته و دسترسی به دو محله را برای اهالی سخت کرده است. در این فرض، اهالی دو محله به ذهن شان می آید که این تپه نباید اینجا باشد و چیز بدی است. این ادراک وقتی حاصل می شود که وجود تپه با سهولت یا صعوبت تعامل اهالی دو محله مقایسه شود. اکنون اگر جنگی میان اهالی دو محله رخ دهد، جایگاه ارزشی این تپه عوض می شود؛ چون این بار وجود تپه با حفاظت از دو محله سنجیده می شود و چه بسا ادراک افراد دو محله این شود که تپه چیز خوب و مناسبی است. اگر اهداف متنوع و متعارض شود، ممکن است ارزش ها نیز متعارض شود. چنان که می بینیم در اینجا امر ارزشی به شیئی از اشیا نسبت داده شد، اما برخی ارزش ها مانند نیکوکاری و بخشندگی، فقط به انسان نسبت داده می شوند. ثانیاً براساس این مبانی، نخستین عرصه ای که روان شناسی اسلامی با روان شناسی معاصر متفاوت می شود، اصل و حدود و ثغور موضوع روان شناسی به عنوان علم است. براساس مبانی ارزش شناختی دین اسلام موضوع روان شناسی اسلامی «ابعاد و کنش های نفس» است، نه رفتار که مکتب رفتارگرایی بر آن اصرار می ورزد، و نه رفتار و فرایندهای زیرین آن که حاصل سه مکتب رفتاری، شناختی و زیستی می باشد؛ زیرا اینها تنها بخشی از ابعاد و کنش های نفس اند. دومین تفاوت این است که ارتباط انسان با خدا به عنوان عام ترین رفتار انسان به منزله یکی از قلمروهای اصلی روان شناسی اسلامی در نظر گرفته می شود. سومین دگرگونی در عرصه اختلالات روانی رخ خواهد داد که بر اثبات پذیری و اطلاق قضایای ارزشی مترتب می شود. در دین اسلام، اولاً افزون بر سه معیار همرنگی با هنجارها، ناراحتی درونی و بدکاری، ایمان و کفر نیز معیاری اساسی برای تشخیص هنجار و نابهنجار شمرده می شود و ثانیاً دیدگاه اسلام درباره برخی مصداق های هنجار و نابهنجار مانند همجنس گرایی، تغییر جنسیت و... با روان شناسی تفاوت دارد. چهارمین تفاوت این است که بُعد اخلاقی نفس در کنار قضاوت های اخلاقی موردنظر لارنس کُلبِرگ و دیگران به موضوعات روان شناسی اسلامی افزوده می شود. پنجمین مورد، استفاده از همه روش های ممکن برای شناخت ابعاد موضوع روان شناسی اسلامی است. ششمین جنبه اینکه قرب به خداوند به عنوان ارزش نهایی انسان شناخته می شود و درنتیجه مقرِّب بودن ذاتی علم، ملاک نهایی ارزشمندی روان شناسی اسلامی به شمار می رود؛ به عبارت دیگر علمی که حاصل اندیشه ورزی جمع زیادی از دانشمندان است، باید علمی نافع باشد و ظرفیت تأمین سعادت دنیوی و اخروی افراد را داشته باشد. این علم ابزاری است که سعادت اخروی انسان را تأمین می کند، هرچند بهزیستی او در این جهان را نیز مدنظر قرار می دهد.
۹۶۳.

الگوی سریالی فشار روانشناختی و تجربیات نامطلوب اولیه زندگی با احتمال خودکشی نوجوانان: نقش میانجی افسردگی و نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۹۷
زمینه: نتایج مطالعات نشان می دهد که خطر مرگ ناشی از خودکشی در نوجوانان به طور قابل توجهی در سراسر جهان افزایش یافته است. در نتیجه، بررسی پیشایندهای خطر خودکشی در نوجوانان برای طراحی و تدوین مداخلات درمانی مختلف در جهت کاهش رفتارهای خودکشی گرا یک ضرورتی بالینی است. این مطالعه با هدف الگوی سریالی فشار روانشناختی و تجربیات نامطلوب اولیه زندگی با احتمال خودکشی نوجوانان با توجه به نقش میانجی افسردگی و نشخوار فکری انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 14 تا 19 ساله استان لرستان در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 از نوجوانان استان لرستان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به سؤالات پرسشنامه های فرم کوتاه مقیاس فشار روانشناختی (PSS سیاو و همکاران، 2024)، تجربیات اولیه زندگی (گیلبرت و آلن، 1998)، مقیاس افسردگی و اضطراب بیمارستانی (HADS، زیگموند و اسنیت، 1983) و فرم کوتاه پرسشنامه نشخوار فکری (اوکانر و ویلیامز، 2014)، پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 به استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری در مدل کلی و بر حسب جنسیت از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج حاصل از تحلیل تعدیل کننده جنسیت نشان داد که در دختران تجربیات نامطلوب زندگی به طور مستقیم با افسردگی، نشخوار فکری و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد (0/05 >P). همچنین فشار روانشناختی به طور مستقیم با افسردگی، نشخوار فکری و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد(0/05 >P). نتایج حاصل از تحلیل تعدیل کننده جنسیت نشان داد که در پسران تجربیات نامطلوب زندگی به طور مستقیم با افسردگی و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد (0/05 >P). همچنین در پسران تجربیات نامطلوب زندگی بر نشخوار فکری و فشار روانشناختی بر احتمال خودکشی اثر مثبت و مستقیمی نداشت (0/05 <P). نتیجه گیری: مطالعه حاضر با ارائه یک چارچوب مفهومی و نظری منحصر به فرد مبتنی بر نظریه های خودکشی به ما در شناسایی، درک و متناسب سازی مداخلات روانشناختی، جهت پیشگیری از ایده پردازی تا اقدام به خودکشی در نوجوانان در جهت هدف قرار دادن افسردگی و نشخوار فکری به عنوان سازه های تسهیل کننده می تواند کمک کننده باشد.
۹۶۴.

مقایسه سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های اختلال وسواسی-اجباری (شستوکننده ها، وارسی کننده ها) نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۹۰
زمینه: افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و اضطراب فراگیر از سوگیری توجه رنج می برند. در این راستا، فقدان مطالعات مشابه در بررسی سوگیری توجه در گروههای مورد مطالعه، مقایسه وضعیت سوگیری توجه در گروه های با اختلال با افراد بهنجار را ضرورت می بخشد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های اختلال وسواسی-اجباری (شستشوکننده ها، وارسی کننده ها)، اضطراب فراگیر و افراد بهنجار بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علّی- مقایسه ای (پس- رویدادی) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. جهت تعیین حجم نمونه، از بین پاسخدهندگان، به صورت هدفمند 15 نفر برای هر یک از چهار گروه (شستشوکننده ها، وارسی کننده ها، اضطرابی ها و بهنجار) انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های وسواسی-اجباری (مادزلی، 1997) و اضطراب (بک، 1990) به روش در دسترس جهت غربالگری دانشجویان با اختلال توزیع شد. در نهایت آزمون استروپ هیجانی (استروپ، 1935) با چهار دسته واژه شامل واژه های انزجاری، اضطرابی، وارسی و خنثی به منظور بررسی سوگیری توجه بر روی این افراد اجرا گردید. پس از اجرای آزمون ها داده ها با روش تحلیل واریانس چند متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS-20 ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که گروه شستشوکننده در مقایسه با سه گروه دیگر به شکل معناداری دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های انزجاری (0/001≥P) بود. گروه وارسی کننده نیز دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های وارسی در مقایسه با سه گروه دیگر (0/001≥P) و گروه اضطرابی دارای زمان واکنش بیشتری به واژه های اضطرابی در مقایسه با سه گروه دیگر (0/001≥P) بودند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده مبنی بر سوگیری توجه بیشتر در افراد دارای اختلال وسواسی-اجباری (شستوکننده ها، وارسی کننده ها) و اختلال اضطراب فراگیر نسبت به گروه بهنجار، پیشنهاد می گردد از طریق اجرای مداخلات درمانی و توانبخشی شناختی مبتنی بر ارتقاء تمرکز به کاهش سوگیری توجه در دو گروه اقدام نمود.
۹۶۵.

نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۰۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش انجام شد. جامعه آماری را بزرگسالان شهر تهران تشکیل دادند. نمونه شامل ۴۰۷ نفر (339 خانم و 68 آقا) در دامنه سنی ۱۸ ۵۷ سال بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه دلبستگی به خدا (AGS)، مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، پرسش نامه اضطراب، افسردگی، استرس (Dass-14) و مقیاس بخشش هارتلند (HFS) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بخشش بر روی سلامت روانی و دلبستگی به خدا و همچنین دلبستگی به خدا بر سلامت روانی اثر مثبت و معنی داری دارند؛ همچنین همبستگی معکوس و معنی دار بین سلامت روانی و افسردگی، اضطراب و استرس نیز دیده شد. بررسی اثر میانجی دلبستگی به خدا بر رابطه بخشش و سلامت روانی نشان داد که دلبستگی به خدا می تواند اثر میانجی معنی داری داشته باشد. شاخص های ارزیابی مدل نیز نشان داد که مدل ساختاری برازش لازم برای هدف تعیین میانجیگری و پیش بینی را داراست و می توان با تقویت دلبستگی به خداوند، رابطه بین بهزیستی روان شناختی و بخشش را تحکیم کرد.
۹۶۶.

رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی و پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۳۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی و پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی در زنان متقاضی طلاق انجام شد. روش شناسی: روش پژوهش همبستگی با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری شامل کلیه زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به دادگاه های خانواده در سال 1402 بود و حجم نمونه تعداد 320 نفر انتخاب و روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه طرح واره یانگ (2003)، پرسشنامه انتظارات زناشویی امیدوار و همکاران (1389)، پرسشنامه پردازش اطلاعات هیجانی باکر و همکاران (۲۰۰۷)، پرسشنامه خودپنداره جنسی اسنل (1995) و روش تحلیل داده ها نیز تحلیل مسیر و ضریب همبستگی انتخاب شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی، پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی رابطه معنی دار مستقیم وجود دارد (01/0 > p). نتیجه گیری: می توان نتیجه گیری کرد طرحواره های ناسازگار اولیه، انتظارات زناشویی و پردازش اطلاعات هیجانی با خودپنداره جنسی رابطه دارد.
۹۶۷.

اثربخشی هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی در افراد دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۹۲
مقدمه: افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر اغلب عزت نفس پایین، الگوهای مشکل ساز واکنش هیجانی و سازگاری پایان در موقعیت های جدید دارند. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی در افراد دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر بود. روش: روش پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه افراد با علائم اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 3 شهر تهران در سال 1402 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و سپس به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های نگرانی، عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجان قبل و بعد از مداخله پاسخ دادند. شرکت کنندگان در گروه آزمایش هیپنوتراپی تحلیلی شناختی را در 8 جلسه ی 60 دقیقه ای به صورت دو بار در هفته دریافت کردند و در این مدت گروه کنترل هیچ نوع درمانی را دریافت نکردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از میانگین، انحراف معیار و تحلیل کوواریانس جهت مقایسه میانگین های پس آزمون انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی در افراد با علائم اختلال اضطراب فراگیر تاثیر داشت (01/0P< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، هیپنوتراپی تحلیلی شناختی بر افزایش عزت نفس، سازگاری و تنظیم هیجانی افراد با علائم اختلال اضطراب فراگیر موثر بود؛ لذا می توان هیپنوتراپی تحلیلی شناختی را به عنوان مداخله ای مناسب برای اختلال اضطراب فراگیر پیشنهاد نمود.
۹۶۸.

بررسی رابطه وابستگی به فضای مجازی و افت تحصیلی با نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۱۸۷
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی رابطه وابستگی به فضای مجازی و افت تحصیلی با نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان بود. روش شناسی: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، کلیه دانش اموزان دختر پایه سوم متوسطه دوم ناحیه 2 ساری بود که بنا بر استعلام از معاونت آموزشی اداره آموزش و پرورش ناحیه 2 ساری، برابر با 950 نفر بود که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند. برای تعیین حجم نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر با 265 نفر به دست آمد. از پرسشنامه وابستگی به فضای مجازی صادق زاده و همکاران (1397)، افت تحصیلی موسوی پناه و همکاران (1394)، خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان (2010) برای گردآوری داده ها استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کلموگروف- اسمیرنف، آزمون همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و Smart PLS استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد اثر مستقیم وابستگی به فضای مجازی بر خودتنظیمی هیجانی با ضریب مسیر (518/0) و (925/3= t)، اثر مستقیم خودتنظیمی هیجانی بر افت تحصیلی با ضریب مسیر (540/0) و (069/2= t) و اثر مستقیم وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی با ضریب مسیر (601/0) و (665/5 = t) معنادار و مثبت است و با توجه به این نتایج رابطه بین متغیرهای پژوهش تأیید می شود. مقدار ضریب اثر غیرمستقیم وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی برابر 880/0 است که نشان می دهد نقش میانجی خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین وابستگی به فضای مجازی بر افت تحصیلی معنی دار است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که مداخلات آموزشی و روان شناختی با هدف تقویت مهارت های خودتنظیمی هیجانی می توانند نقش مهمی در کاهش وابستگی به فضای مجازی و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا کنند. آموزش مهارت های تنظیم هیجان در برنامه های درسی و مشاوره ای مدارس می تواند یکی از راهبردهای مؤثر در این زمینه باشد. همچنین آگاه سازی والدین و معلمان نسبت به این پیوند می تواند آنان را در حمایت مؤثرتر از دانش آموزان یاری رساند.
۹۶۹.

طراحی الگوی شکل گیری واماندگی استعدادها در سازمان های دولتی؛ با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) (مورد مطالعه: سازمان های دولتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی شکل گیری واماندگی استعدادها در سازمان های دولتی؛ با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد و مدیران حوزه منابع انسانی سازمان های دولتی هستند که تعداد 20 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. ابزارگردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن ها با استفاده از روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. دراین پژوهش داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و نرم ا فزار مکس- کیو- دی- ای 2020 و نتایج کمی با روش مدلسازی ساختاری تفسیری تحلیل شد. یافته های این پژوهش مشتمل بر عوامل موثر بر شکل گیری پدیده ی واماندگی استعدادها و ارائه مدل آن است. نتایج پژوهش مشتمل بر طراحی الگوی شکل گیری واماندگی استعدادها است، مدل واماندگی استعدادها در این پژوهش در چهار سطح اصلی و براساس بسترهای شکل گیری، ابعاد واماندگی استعدادها، عوامل مداخله جو و همبسته آن و پیامدهای واماندگی استعدادها تدوین شده است.درواقع نتایج حاصل از این پژوهش می تواند درک و شناخت مدیران را در خصوص پدیده وامان دگی اس تعدادها و عوامل مؤثر ب ر شکل گیری آن را در س ازمان ه ای دولتی بهبود بخشد و همچنین، مبنایی برای تصمیمات مدیران و برنامه ریزان سازمان های دولتی در راستای مقابله با با این پدیده می باشد
۹۷۰.

Developing a causal model of Family function based on psychological Hardiness through Persistent psychological symptoms post-COVID-19 Syndrome(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۶۵
Objective: Family functioning is one of the structures that can have a significant impact on the psycho-social functioning of its members. For this reason, identifying the factors affecting it will greatly help to improve the family's performance. The purpose of the current research was to develop a causal model of Family function based on psychological Hardiness and Psychological capital through Persistent psychological symptoms post-COVID-19 Syndrome. Methods:  The statistical population of the present study was men and women of Karaj and Tehran provinces in 2023 who had at least one history of contracting COVID-19. From the statistical population, using an available sampling method, 395 eligible individuals were selected to participate in the research and complete the research questionnaires. In this research,  Kobasa's Psychological Hardiness questionnaires, Depression, Anxiety, and Stress Scale (DASS-21), Corona Disease Anxiety Scale (CDAS), Corona Stress Scale (CSS-18), suitable for the Iranian lifestyle, and the Questionnaire of Family Functioning were used. The collected data were analyzed using the structural equation analysis method in Amos software (0.084). Results: The findings of this research indicated that Psychological Hardiness directly (0.085) and indirectly through psychological symptoms after COVID-19 (p<0.05) was able to significantly predict family functioning. Conclusion: According to the findings of this research, it seems that strengthening personal psychological structures in the face of environmental stressors can improve people's performance in dealing with these conditions.
۹۷۱.

بررسی اثربخشی آموزش خودمراقبتی روان شناختی بر انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی در دانش آموزان پسر با آمادگی به اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی آموزش خودمراقبتی روان شناختی بر انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی در دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم که آمادگی بالایی به اعتیاد داشتند انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهرستان هرسین در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش آموز با آمادگی به اعتیاد به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. آزمودنی های گروه آزمایش آموزش خودمراقبتی روان شناختی را طی 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس انعطاف پذیری شناختی، مقیاس تحمل پریشانی و مقیاس گرایش به اعتیاد بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش خودمراقبتی روان شناختی در جهت افزایش انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم موثر واقع شد. نتیجه گیری: آموزش خودمراقبتی روان شناختی در مدارس پسرانه دوره متوسطه می تواند به افزایش انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی دانش آموزان کمک کند و احتمال گرایش دانش آموزان به اعتیاد را کاهش دهد.
۹۷۲.

بررسی نقش میانجی خوش بینی و انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه میان اضطراب کرونا و سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه اضطراب کرونا و سلامت روان با میانجی گری خوش بینی و انعطاف پذیری روان شناختی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع کمی و روش تحقیق در این پژوهش همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، افراد 18 تا ۶۰ساله ساکن در شهر اصفهان در سال 1400 بودند که از این میان، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه های اضطراب کروناویروس (CDAS)، نسخه تجدیدنظر شده آزمون جهت گیری زندگی (LOT – R) (خوش بینی) شییر و کارور، پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ) و پرسش نامه پذیرش و عمل (نسخه دوم) جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام و روش مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر، بیانگر آن بود که اضطراب کرونا دارای ضریب رگرسیونی معنادار در پیش بینی سلامت روان است، همچنین اضطراب کرونا با میانجی گری انعطاف پذیری روان شناختی توانست سلامت روان را به شکل معناداری به صورت غیرمستقیم پیش بینی کند. در نهایت اضطراب کرونا با اثرگذاری مستقیم بر انعطاف پذیری روان شناختی و اثرگذاری غیرمستقیم بر خوش بینی با میانجی گری انعطاف پذیری روان شناختی توانست سلامت روان را به طور معناداری پیش بینی کند. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر می تواند در حوزه سلامت روان به پژوهشگران، سیاست گذاران و درمانگران جهت حمایت های روانی اجتماعی در دوران همه گیری کرونا یاری رساند.
۹۷۳.

Structural Equation Modeling of Self-Regulated Learning Strategies and Problem-Solving with the Mediating Role of Metacognition among High School Students in Khorramabad(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
Objective: This study aimed to examine whether metacognition mediates the relationship between self-regulated learning strategies and problem-solving skills among upper-secondary students in Khorramabad. Self-regulated learning and problem-solving are recognized as essential for academic achievement, yet many students have not fully developed effective strategies in these areas. Method: A descriptive-correlational design using structural equation modeling was employed. The sample consisted of 384 secondary school students selected through stratified random sampling. Data were collected using three standardized instruments: the Self-Regulated Learning Strategies Questionnaire, the Problem-Solving Inventory, and the Meta-Cognitions Questionnaire—Adolescent Version. Reliability and validity of the instruments were confirmed prior to analysis. The study tested the direct effect of self-regulated learning on metacognition and the mediating role of metacognition in problem-solving. Results: The results indicated a significant direct effect of self-regulated learning strategies on metacognition (β = 0.357, t = 5.785) and a significant indirect effect on problem-solving through metacognition (β = 0.528, t = 13.855). The measurement and structural models demonstrated strong psychometric properties, with satisfactory factor loadings, composite reliability, and goodness-of-fit indices, confirming the stability and robustness of the observed relationships. Conclusions: Findings confirm that metacognition serves as a key mediator in transmitting the influence of self-regulated learning strategies to problem-solving performance. The results underscore the importance of developing educational programs that simultaneously enhance self-regulatory and metacognitive skills to improve students’ problem-solving abilities and academic outcomes. Limitations include the cross-sectional design, reliance on self-report measures, and the focus on one city, suggesting directions for future longitudinal and multi-context research.
۹۷۴.

از سرگرمی تا شناخت: مرور نظامند اثرات شناختی بازی ماینکرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۰
این پژوهش با هدف واکاوی نظام مند شواهد تجربی در زمینه تأثیرات بازی دیجیتال ماینکرفت بر ساختار و فرآیندهای شناختی یادگیرندگان انجام شد. بر اساس دستورالعمل های PRISMA، جست وجوی جامع در پایگاه های داده Scopus، ScienceDirect، ERIC و Web of Science برای مطالعات منتشرشده بین سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ صورت گرفت. پس از طی مراحل غربالگری، ۱۵ مطالعه واجد شرایط بر اساس معیارهای ورود و خروج، انتخاب و وارد تحلیل کیفی شد. ترکیب یافته های پژوهش منجر به شناسایی چهار مضمون شناختی زیرساخت های پردازش فضایی (چرخش ذهنی، بازیابی فضایی و تفکر فضایی)، استدلال منطقی-محاسباتی (درک مفاهیم الگوریتی، تفکر محاسباتی و انتزاعی و تفکر فرآیندی)، کارکردهای اجرایی و تنظیمی (مدیریت منابع توجه، خودتنظیمی عاطفی-شناختی، حافظه رویدادی و حافظه معنایی، و توسعه ظرفیت های تطبیقی و خلاقانه (استدلال فضایی و بازنمایی خلاقانه و خلاقیت) شد. شواهد نشان می دهد که ماینکرفت به عنوان یک اکوسیستم شناختی تعاملی، بستری برای درگیری عمیق ذهنی فراهم می کند. علاوه بر این، به منظور ترسیم نقشه های کتاب سنجی و شناسایی ساختارهای موضوعی و روندهای پژوهشی مطالعات منتخب، از نرم افزار VOSviewer استفاده شد. با این حال، تأثیرات این بازی تحت تأثیر متغیرهای تعدیل کننده ای نظیر سن، ساختار گروه و بار شناختی ناشی از رقابت اجتماعی قرار دارد. این مرور بر پتانسیل ماینکرفت به عنوان یک ابزار آموزشی چندوجهی تأکید کرده و لزوم توسعه ابزارهای ارزیابی نوین و بررسی مکانیسم های عصبی زیربنایی را برای درک کامل این ظرفیت های تطبیقی پیشنهاد می کند.
۹۷۵.

Investigating the Role of Chronotype in Impulsivity and Suicidal Ideation Among Soldiers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
Aim: This study aimed to investigate the effect of chronotype on impulsivity and suicidal tendencies among soldiers. Methods: This study employed a cross sectional design. The statistical sample consisted of active soldiers aged 18 to 25 from various branches of the military. A total of 304 eligible participants were selected through convenient sampling. Data were collected using self-report questionnaires, including the reduced Morningness-Eveningness Questionnaire (rMEQ), the Barratt Impulsiveness Scale-11 (BIS-11), and the Beck Suicidal Ideation Questionnaire (BSSI). The research findings were analyzed using one-way analysis of variance (ANOVA) and the Bonferroni post hoc test. Results: The results indicated that participants exhibited moderate levels of impulsivity. Significant differences were found in impulsivity and its dimensions based on chronotype , with eveningness types displaying higher levels of non-planning impulsiveness, motor impulsiveness, and cognitive impulsiveness, as well as total impulsivity and suicidal ideation compared to intermediate and morningness types (p < 0.001). However, no significant differences were observed between intermediate and morningness chronotypes in these measures (p > 0.05). Discussion and Conclusion: The findings suggest that soldiers with an eveningness chronotype are more prone to impulsivity and suicidal tendencies, highlighting the importance of chronotype in mental health outcomes among military personnel. Further research is needed to explore underlying mechanisms and additional influencing factors.
۹۷۶.

The Impact of Persian Script Complexity (Elimination of Short Vowels and Letter Connectivity) on Working Memory Capacity and Cognitive Load during Reading(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۱
The Persian writing system is characterized by features such as the optional omission of short vowels (diacritics) and obligatory letter connectivity, which may increase its orthographic complexity. This study investigated the impact of this inherent complexity on working memory capacity and cognitive load during reading. A within-subjects design was employed with 45 skilled adult Persian readers. Participants read texts under two conditions: (a) Vowelized (with full diacritics) and (b) Non-Vowelized (standard script). Working memory capacity was assessed using a reading span task administered after each condition. Cognitive load was measured via a self-report 9-point Likert scale and a dual-task paradigm (secondary reaction time task). Eye-tracking metrics (fixation duration and regressions) were also recorded. Repeated measures ANOVA revealed a significant main effect of script type. Reading non-vowelized texts resulted in significantly higher cognitive load scores (p < .001), longer reaction times in the dual-task (p < .01), and poorer performance on the reading span task (p < .01) compared to the vowelized condition. Eye-tracking data showed significantly longer average fixation durations (p < .05) and a higher number of regressions (p < .01) for non-vowelized texts. The findings indicate that the orthographic complexity of standard Persian script, primarily driven by short vowel omission, imposes a significant additional demand on working memory resources and increases cognitive load during reading. This suggests that visual word recognition in Persian is less automatic and requires more top-down processing, potentially affecting reading fluency and comprehension efficiency. Implications for educational practices and reading models are discussed.
۹۷۷.

رابطه شفقت با خود و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف پژوهش حاضر رابطه شفقت با خود و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان بود .این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد موسسه آموزش عالی سراج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از این جامعه با توجه به جدول مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 321 نفر انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران، پرسشنامه انعطاف پذیری روانشناختی بوند و همکاران و مقیاس شفقت به خود نف استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه (گام به گام) انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین شفقت به خود و مؤلفه های مهربانی با خود، اشتراک انسانی و ذهن آگاهی و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین بین قضاوت در مورد خود، انزوا و بزرگ نمایی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای خودمهربانی، انزوا، بزرگ نمایی و ذهن آگاهی و انعطاف پذیری روانشناختی قادرند تغییرات فرسودگی تحصیلی را در دانشجویان پیش بینی کنند (05/0>P). بنابراین توجه به شفقت به خود و انعطاف پذیری روانشناختی نقش مهمی در کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان دارند.
۹۷۸.

بررسی شاخص های روانسنجی آزمون اعتیاد به اینستاگرام (TIA) در دانشجویان علوم پزشکی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۴
زمینه و هدف: استفاده مفرط و اعتیادگونه از شبکه اینستاگرام می تواند تاثیرات منفی قابل توجهی بر سلامت روانی و جسمانی افراد داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی آزمون اعتیاد به اینستاگرام (TIA) در بین جامعه دانشجویی انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی و به طور دقیق تر اعتباریابی آزمون بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی دزفول در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل دادند. با در نظر گرفتن تعداد متغیرها 260 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل آزمون اعتیاد به اینستاگرام (دی سوزا و همکاران، 2018؛ TIA-26)؛ آزمون اعتیاد به فیس بوک (اندریسن و همکاران، 2012؛ FAS-6) و فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی (ریف و سینگر، 2012؛ (RPWA-18 بودند. جهت ارزیابی ساختار عاملی آزمون از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. پایایی آزمون با روش همسانی درونی و روایی همگرا و واگرا نیز مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته ها: شاخص های برازش در تحلیل عاملی تاییدی نشان دهنده انطباق مناسب مدل پنج عاملی آزمون اعتیاد به اینستاگرام با داده ها بودند. ضرایب آلفای کرونباخ نیز از مقادیر قابل قبولی برخوردار بودند. نتایج نشان داد آزمون حاضر با مقیاس FAS-6 رابطه مثبت و معنی دار (روایی همگرا) و با پرسشنامه RPWS-18 رابطه منفی و معنی دار (روایی واگرا) دارد (05/0>p). نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که فرم فارسی آزمون اعتیاد به اینستاگرام (TIA) ابزاری روا و پایا برای ارزیابی خطر اعتیاد به اینستاگرام در بین دانشجویان ایرانی است. از این رو، می توان از آن در موقعیت های بالینی و پژوهشی استفاده کرد.
۹۷۹.

نقش میانجی اضطراب فراگیر در رابطه بین کمال گرایی منفی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی اضطراب فراگیر در رابطه بین کمالگرایی منفی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه پیام نور-واحد بین المللی عسلویه در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این مطالعه 234 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (GAD – 7؛ اسپیتزر و همکاران، 2006)، مقیاس چندبعدی کمال گرایی (FMPS؛ فراست و مارتن، 1990) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (ABS؛ برسو و همکاران، 2007) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. همچنین یافته ها نشان داد که کمالگرایی منفی و اضطراب فراگیر اثر مستقیم و معنادار بر فرسودگی تحصیلی داشتند (05/0>P). همچنین کمالگرایی منفی بر اضطراب فراگیر اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که اضطراب فراگیر بین کمالگرایی منفی و فرسودگی تحصیلی نقش میانجی داشت (05/0>P). یافته های پژوهش حاضر دلالت بر این دارند که کمالگرایی منفی به صورت مستقیم و به واسطه اضطراب فراگیر بر فرسودگی تحصیلی در دانشجویان اثر دارد.
۹۸۰.

اثربخشی آموزش همدلی بر خودتنظیمی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
مقدمه و هدف: هر دانش آموزی که پا به مقطع ابتدایی می گذارد، نیازمند مهارت هایی هم در جهت موفقیت و پیشرفت تحصیلی خود و هم در جهت ارتباط با دانش آموزان دیگر است. به عنوان یکی از مهارت هایی که توجه به آن اهمیت بسیار بالایی دارد و بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان موثر است می تواند از خودتنظیمی نام برد. خودتنظیمی به عنوان راهبردی برای کمک به فراگیران در جهت تسلط بر فرآیند یادگیری و بهبود کیفیت آن، و همچنین درجهت تنظیم و سازگار کردن احساسات براساس نیازهای موقعیت شناخته می شود. در کنار آن دانش آموزان نیاز دارند تا جریان اجتماعی شدن را به درستی طی نموده و با همسالان خود ارتباط سازگارانه ای داشته باشند، چراکه سازگاری اجتماعی بالا در واقع زیربنای عملکرد خوب، تسهیل کننده نقش اجتماعی و عامل رضایت بیشتر از زندگی است. ازاین رو انجام مداخلات روانشناختی و بررسی تأثیر آموزش های مختلف در جهت سازگاری دانش آموزان امری ضروری است. از طرفی آموزش همدلی نیز به عنوان یک آموزش کاربردی برای تمام سنین شناخته می شود. ازآنجایی که زندگی در عصر حاضر سرشار از تجربه استرس ها، اضطراب ها، تعارض ها و درگیری های ذهنی است، همدلی یکی از بهترین مقابله ها در برابر این فشارهاست. براین اساس هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش همدلی بر خودتنظیمی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی بود.  روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون، همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر قم در سال تحصیلی 1401 - 1402 را شامل می شد، و نمونه پژوهش دو کلاس 14 نفری (مجموع 28 نفر) از دانش آموزان پایه سوم ابتدایی مدرسه مفید در ناحیه چهار شهر قم بودند که به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده شامل: پرسشنامه های خودتنظیمی هافمن و کاشدان (2010): این پرسشنامه دارای 20 سوال همراه با طیف لیکرت 5 درجه ای می باشد و 3 مؤلفه پنهان کاری، سازش کاری و تحمل را می سنجد. پرسشنامه های سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993) : این پرسشنامه دارای 20 سوال، به صورت دوگزینه ای و با گزینه های (بله - خیر) می باشد. پاسخ بله دارای نمره صفر و پاسخ خیر دارای نمره یک است. و نمره پایین تر نشان دهنده سازگاری اجتماعی بالاتر است. پس از برگزاری پیش آزمون، گروه آزمایش به مدت هشت جلسه براساس پروتکل پیشنهادی جانبزرگی و آگاه هریس (2009) آموزش همدلی را دریافت کردند. این آموزش شامل چهار گام اساسی می شد: گام اول آشنایی با احساسات فیزیولوژیک، گام دوم آشنایی با احساسات روان شناختی، گام سوم تمرکز بر مشابهت و تفاوت احساسات خود با دیگری و گام چهارم تقویت پاسخ های همدلانه. هر یک از این گام ها در دو جلسه مورد توجه قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه آموزشی در این زمینه دریافت نکرد. نتایج: در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح توصیفی از میانگین و انحراف معیار استفاده شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان