ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۱۰۲۱.

کاربردشناسی زبان در کودکان با رشد بهنجار و مقایسه آن با کودکان دچار اختلالات عصب رشدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه و هدف: یکی از عوامل ناتوان کننده در کودکان، آسیب در ارتباط اجتماعی است. کاربردشناسی زبان یکی از اجزای اصلی ارتباط اجتماعی است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و مقایسه توانایی کاربردشناسی در کودکان با رشد بهنجار و مقایسه آن با کودکان دچار اختلالات عصب رشدی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مقطعی (علی مقایسه ای) و جامعه آماری کودکان 5 تا 9 ساله شهر تهران ) 1400-1399) بودند. 35 کودک دارای رشد بهنجار و 119 کودک دچار اختلالات عصب رشدی شامل اختلال طیف اتیسم (24 نفر)، اختلال نقص توجه/ بیش فعالی (25 نفر)، اختلال نقص توجه (24 نفر)، اختلال رشدی زبان (21 نفر) و اختلال ارتباط اجتماعی (25 نفر)، از 3 دبستان و مرکز پیش دبستانی و نیز 11 مرکز توانبخشی به صورت غیر تصادفی انتخاب شدند. تشخیص براساس نظر تیم تخصصی چند رشته ای بود که بر اساس مشاهدات، تاریخچه پزشکی و خانوادگی، خطوط راهنمای تشخیصی و درمانی اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا و نیز نتایج آزمون های پرسشنامه توانایی کاربردشناختی زبان، آزمون تشخیصی اتیسم گیلیام- نسخه دوم (گارز -2)، آزمون اسنپ-4، آزمون رشد زبان نیوکامر و هامیل، نسخه فارسی مجموعه آزمون ارزیابی تشخیصی آوایی و واجی، آزمون ایران- استنفورد- بینه و فهرست وارسی ارتباطی کودکان- نسخه دوم، انجام شد. سپس مادران پرسشنامه توانایی های کاربرد شناسی زبان را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکراهه انجام شد. یافته ها: درهر سه عامل«قواعد گفتگو و کنش های گفتاری» «بافت» و «درک و تعامل اجتماعی» کودکان دارای رشد بهنجار تفاوت معناداری با کودکان دچار اختلالات عصب رشدی شامل اختلال طیف اتیسم، اختلال نقص توجه/ بیش فعالی، اختلال نقص توجه ، اختلال رشدی زبان و اختلال ارتباط اجتماعی داشتند (0.001 >p). نتیجه گیری: کودکان دچار اختلالات عصب رشدی در مولفه های توانایی های کاربردشناسی مشکل دارند، بنابراین درمانگران کودک باید ابعادی از کاربردشناسی زبان را که آسیب دیده اند شناسایی و بر این اساس، مداخلات درمانی ویژه ای طراحی نمایند.
۱۰۲۲.

روایی و پایایی پرسشنامه عملکرد خودمختار در دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۳
هدف از این پژوهش بررسی روایی و پایایی پرسشنامه عملکرد خودمختار در دانش آموزان مقطع متوسطه بود. این مطالعه توصیفی- همبستگی و از نوع مطالعات روان سنجی بود. دانش آموزان مقاطع متوسطه اول و دوم منطقه 5 شهر تهران که در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، جامعه آماری این مطالعه را تشکیل دادند. از این میان 452 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند و به صورت مداد کاغذی به پرسشنامه عملکرد خودمختار (AFQ، وینستین و همکاران، 2012) و پرسشنامه نیازهای بنیادین روان شناختی (BPNQ، لاگاردیا و همکاران، 2000) پاسخ دادند. برای بررسی روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی و روایی همزمان و برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی حاکی از تایید ساختار سه عاملی پیشنهاد شده توسط سازندگان بود. همبستگی مثبت بین پرسشنامه عمکرد خودمختار و نیازهای بنیادین روان شناختی روایی همزمان پرسشنامه را مورد تایید قرار داد (01/0P<، 59/0r=). ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه در سطح مطلوبِ 77/0 به دست آمد. به صورت کلی می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه عملکرد خودمختار به عنوان ابزاری روا و پایا قابلیت آن را دارد تا برای مطالعه و سنجش ابعاد مختلف خودمختاری صفت در دانش آموزان ایرانی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۲۳.

تدوین مدل ساختاری مشکلات رفتاری درون نمود و برون نمود در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۴
زمینه و هدف: کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه - فزون کنشی، تأثیرات عمیقی بر نظام روانی و عملکرد خانواده می گذارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل ساختاری مشکلات رفتاری درون نمود و برون نمود در والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده است. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه_ فزون کنشی مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناسی منطقه یک شهر تهران در سال 1402 بودند. تعداد 276 نفر از جامعه مذکور به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تجدید نظرشده دلبستگی بزرگسالان (کولینز و رید،1990)، سیاهه مشکلات رفتاری کودکان (فرم والدین) (آخنباخ، 1991)، و پرسشنامه زمان و روال های رایج روزمره خانواده (کوبین و تامپسون، 1987) بود. داده ها با روش الگوی معادلات ساختاری و نرم افزار SPSS27 و SmartPLS4 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد مسیر بین دلبستگی اضطرابی بر اساس نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده بر روی رفتارهای مشکل ساز درون نمود (004/0 =p، 096/0=r) و رفتارهای مشکل ساز برون نمود (005/0 =p، 059/0=r) مثبت و معنادار بود. همچنین مسیر بین دلبستگی ایمن براساس نقش میانجی رفتارهای معمول خانواده بر رفتارهای مشکل ساز درون نمود (005/0 =p، 081/0- =r) و رفتارهای مشکل ساز برون نمود (016/0 =p، 050/0- =r)، منفی و در سطح 05/0 معنا دار بود. نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، با کاهش سبک دلبستگی اضطرابی، افزایش دلبستگی ایمن، و رفتارهای معمول خانواده می توان رفتارهای مشکل ساز درون نمود وبرون نمود را کاهش داد. نقش دلبستگی ایمن در افزایش رفتارهای معمول خانواده و نقش دلبستگی ناایمن در کاهش آن، لزوم توجه به سبک دلبستگی را در این پژوهش مورد تأکید قرار می دهد.
۱۰۲۴.

مقایسه مداخلات روان شناختی خودمراقبتی و خودشفقت ورزی بر اعتماد به نفس بیماران پیوند کلیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۷۰
هدف: هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی آموزش خودمراقبتی و خودشفقت ورزی بر اعتماد به نفس بیماران پیوند کلیه بود. روش شناسی: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری بود. جامعه آماری آن شامل تمامی بیماران دارای پیوند کلیه مراجعه کننده به بیمارستان رازی شهرستان رشت بود که در سه ماهه اول 1403 به پزشکان بخش اورولوژی و دیالیز جهت پیگیری های درمان مراجعه داشتند و تعداد آن ها 176 نفر بود. نمونه پژوهش حاضر شامل 45 نفر بود. در این پژوهش از ابزار پرسشنامه اعتماد به نفس سرمد و همکاران (1390) استفاده شد. جلسات خودمراقبتی و خودشفقت ورزی در 8 جلسه 60 دقیقه ای و هفته ای یک جلسه به ترتیب براساس پروتکل اورم (2001) و گیلبرت (2009) در گروه های آزمایش به اجرا در آمدند. از روش آماری تحلیل واریانس با طرح اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی برای تحلیل داده ها استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنی داری بین اثربخشی آموزش خودمراقبتی و برنامه آموزشی خودشفقت ورزی بر سطح اعتماد به نفس افراد وجود دارد (05/0>p) و آموزش خودشفقت ورزی در بهبود عزت نفس بیماران پیوند کلیه در مقایسه با آموزش خوددلسوزی مؤثرتر بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که کاربرد مداخلات روانشناختی با تمرکز بر خودشفقت ورزی، همراه با آموزش اصول خودمراقبتی، می تواند رویکردی جامع برای بهبود وضعیت روانی و اعتماد به نفس بیماران پیوند کلیه فراهم کند.
۱۰۲۵.

Cultural Silence and Emotional Suppression in Asian-American Families: A Phenomenological Exploration(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۰
Objective: This study aimed to explore the lived experiences of cultural silence and emotional suppression within Asian-American families. Methods: This qualitative study utilized a phenomenological approach to investigate emotional suppression among 24 Asian-American adults residing in the United States. Participants were selected through purposive sampling to ensure diversity across ethnic subgroups and generational backgrounds. Data were collected through semi-structured, in-depth interviews conducted via secure video conferencing platforms. Interviews lasted between 60 and 90 minutes and continued until theoretical saturation was reached. All interviews were audio-recorded, transcribed verbatim, and analyzed thematically using NVivo software. Thematic analysis was performed through an inductive coding process that emphasized participants’ subjective interpretations and cultural meaning-making around emotional expression. Findings: Four major themes emerged from the data: family communication norms, cultural identity and emotional suppression, impacts on mental and emotional health, and pathways to emotional expression and healing. Participants reported indirect communication, emotional stoicism, and intergenerational silence as common patterns within their families. These dynamics were often reinforced by cultural expectations of respect, shame, and self-control. Emotional suppression was linked to internalized distress, difficulty in emotional identification, and barriers to help-seeking. Despite these challenges, participants also described transformative experiences involving therapy, peer support, and bicultural integration that facilitated emotional literacy and relational healing. Conclusion: Emotional suppression and cultural silence in Asian-American families are shaped by deep-rooted cultural values and intergenerational practices. While these patterns may hinder emotional well-being, participants also demonstrated adaptive strategies and agency in redefining emotional norms. These findings underscore the importance of culturally responsive mental health practices that validate heritage while promoting emotional authenticity.
۱۰۲۶.

Examining the Effectiveness of Reflective Parenting Training on Emotion Regulation and Parent-Child Relationship in Mothers with Children Under 6 Years(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۸۷
Objective: This study aims to examine the effectiveness of reflective parenting training on emotion regulation and the parent-child relationship in mothers with children under 6 years of age. Method: This is a quantitative study with a pre-test, post-test, and follow-up design involving an experimental group and a control group. The statistical population includes all mothers with children under 6 years old in Isfahan. For sampling, a purposive sampling method was used by visiting kindergartens in Isfahan, and 30 participants were selected based on the cut-off point of the questionnaires and inclusion and exclusion criteria. They were randomly assigned to two groups: an experimental group (15 people) and a control group (15 people). Subsequently, reflective parenting training sessions based on the Bateman and Fonagy (2001) protocol were conducted for the experimental group, while the control group received no intervention. The research instruments included the Parent-Child Relationship Scale (Pianta, 1992) and the Emotion Regulation Inventory (Shield & Cicchetti, 1995). The collected data were analyzed using appropriate statistical tests (repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc test) and SPSS software. Findings: Given that the calculated F-value for between-group effects (group membership effect), within-group effects (time effect), and the interactive effect of group and time was significant at the 99% confidence level (P < 0.01), these results indicate a significant difference between the two groups. Furthermore, it suggests that this significant difference exists at least at one time point during the intervention among the research groups. The Bonferroni post hoc test results showed differences in adaptive emotion regulation, instability/negativity, and the parent-child relationship scores during the research stages between the experimental groups (P < 0.01). In other words, the reflective parenting intervention had a significant impact on improving the research variables. Conclusions: Therefore, it can be concluded that this intervention was effective on the research variables and confirms that this approach can be used as an effective strategy in improving parental abilities and reducing psychological challenges in mothers during the parenting period.
۱۰۲۷.

تعیین نقش واسطه ای رضایت از تصویر بدن در رابطه بین ویژگی های شخصیتی و عزت نفس در نوجوانان دختر شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۹۵
هدف از پژوهش حاضر، تبیین عزت نفس براساس ویژگی های شخصیت با میانجی گری رضایت از تصویر بدن بود. پژوهش حاضر، در زمره پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی با روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر تهران هستند، که در سال (1402-1401) مشغول به تحصیل بودند و از بین آن ها 410 آزمودنی با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای در میان مناطق جغرافیایی شمال، جنوب، شرق و غرب و مرکز تهران، انتخاب شدند و از پرسشنامه های عزت نفس روزنبرگ (1965)، پرسشنامه ابعاد دلبستگی بزرگسالان هازان و شیور (1990) و پرسشنامه رضایت از تصویر بدن (2002)، برای گردآوری داده ها استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری با نرم افزار SPSS-27 و AMOS-26 انجام شد. یافته ها نشان داد که مسیر مستقیم متغیر روان رنجورخویی، به صورت منفی و مسیر مستقیم گشودگی، به طور مثبت با متغیر عزت نفس معنی دار است و مسیر مستقیم متغیر موافق بودن، وجدان مندی و برون گرایی به متغیر عزت نفس معنی دار نیست. همچنین، مسیر مستقیم متغیر رضایت از تصویر بدن به متغیر عزت نفس معنی دار بود و مسیر غیرمستقیم ویژگی های شخصیتی به عزت نفس از طریق رضایت از تصویر بدن تائید شد و رضایت از تصویر بدن نقش میانجی در رابطه بین ویژگی های شخصیتی و عزت نفس داشت. بنابراین طبق نتایج حاصل، به درمانگران پیشنهاد می شود که با تدوین برنامه ها و مداخلات هدفمند به نوجوانان، در جهت بهبود رضایت از تصویر بدن و تعدیل مشکلات شخصیتی و کمبود عزت نفس، می توانند نقش مهمی را در کاهش تأثیرات منفی این پدیده ها بر عزت نفس و مسائل روانشناختی کلی ایفا کنند.
۱۰۲۸.

اثربخشی درمان پویشی فشرده کوتاه مدت (ISTDP) بر مشکلات خواب، اضطراب و علائم گوارشی زنان مبتلا به اختلالات عملکرد گوارشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۵
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت(ISTDP) بر مشکلات خواب، اضطراب و علائم گوارشی زنان مبتلا به اختلالات عملکرد گوارشی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان با شکایت عملکرد گوارشی مراجعه کننده به پزشکان متخصص داخلی شهر قزوین در سال 1403 بودند. از بین آن ها 24 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 12 نفر) جایگذاری شدند. روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت (10 جلسه 60 دقیقه ای به صورت هفتگی) به گروه آزمایش به صورت فردی ارائه گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های کیفیت خواب پترزبوگ (PSQI، 1989)، اضطراب بک (BAI، 1988) و مقیاس شدت علایم گوارشی (GSRS) استفاده شد. داده ها با آزمون آماری تحلیل کواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد با کنترل اثرپیش آزمون بین میانگین پس آزمون مشکلات خواب، اضطراب و شدت علائم گوارشی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح (05/0>p)، وجود داشت. روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت منجر به بهبود مشکلات خواب، کاهش اضطراب و شدت علایم گوارشی در زنان مبتلا به اختلال عملکرد گوارشی شده است. روان درمانی پویشی به بیماران کمک می کند، اضطراب شان را تنظیم و به شیوه مناسبی احساسات شان را تجربه کند تا هیجانات به شکل جسمانی برون ریزی نشوند. بنابراین می توان از درمان پویشی برای بهبود جنبه های مختلف مشکلات فردی بیماران مبتلا به اختلال عملکرد گوارشی استفاده کرد.
۱۰۲۹.

مدل پیش بینی نشانگان اضطراب اجتماعی براساس طرح واره های ناسازگار اولیه با نقش واسطه ای متوالی آمیختگی شناختی و اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای متوالی آمیختگی شناختی و اجتناب تجربه ای در رابطه میان طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان اضطراب اجتماعی در بزرگسالان ایرانی انجام شد. این پژوهشِ بنیادی، از نوع توصیفی-همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه مورد مطالعه، تمامی ایرانیان بزرگسال 18 تا 30 ساله در سال 1403 بودند که از میان آن ها، 512 شرکت کننده با روشِ نمونه گیریِ دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه هراس اجتماعی (SPIN، کانور و همکاران، 2000)، پرسشنامه طرحواره های یانگ-نسخه سوم فرم کوتاه (YSQ-S3، یانگ، 2005)، پرسشنامه آمیختگی شناختی (CFQ، گیلاندرز و همکاران، 2014) و پرسشنامه پذیرش و عمل-نسخه دو (AAQ-II، باند و همکاران، 2011) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که حوزه های طرحواره خودگردانی و عملکرد مختل، بریدگی و طرد و بازداری و گوش به زنگیِ مفرط به طور غیر مستقیم از طریق آمیختگی شناختی به تنهایی، نشانگان اضطراب اجتماعی را پیش بینی می کنند (05/0>p). نتایج حاکی از برازش عالی این مدل بود. این نتایج نشان می دهند که آمیختگی شناختی می تواند مکانیسمی که از طریق آن، طرحواره های ناسازگار اولیه نشانگان اضطراب اجتماعی را پیش بینی می کنند تبیین نماید. بنابراین می توان با مداخله روی آمیختگی شناختی به کاهش اضطراب اجتماعی دست یافت.
۱۰۳۰.

اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد در زوجین با شرایط طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۰۲
زمینه: زوج های دچار طلاق عاطفی در زندگی زناشویی دارای مشکلات فراوانی از جمله افزایش دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد هستند و ضروری است از رویکردهای درمانی مؤثرتر مانند زوج درمانی جهت کاهش مشکلات آن ها استفاد کرد. هدف: هدف این مطالعه تعیین اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد در زوجین با شرایط طلاق عاطفی بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زوج های دچار طلاق عاطفی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت در سال 1402 بودند که از میان آنها 20 زوج (40 نفر) با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش 9 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک جلسه) تحت زوج درمانی هیجان مدار (جانسون، 2019) قرار گرفت و گروه گواه در لیست انتظار برای آموزش ماند. داده ها با پرسشنامه طلاق عاطفی (گاتمن، 1994)، پرسشنامه دلزدگی زناشویی (پاینز، 1996) و مقیاس نگرش های ناکارآمد (ویسمن و بک، 1978) جمع آوری و با روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی در نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که زوج درمانی هیجان مدار باعث کاهش معنی دار دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد در زوج های با شرایط طلاق عاطفی شد و این نتایج در مرحله پیگیری نیز حفظ شد (001/0P<) و 44 درصد تغییر دلزدگی زناشویی و 37 درصد تغییر نگرش های ناکارآمد نتیجه زوج درمانی هیجان مدار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، مشاوران و درمانگران می توانند از روش زوج درمانی هیجان مدار در کنار سایر روش های درمانی جهت بهبود ویژگی های روانشناختی به ویژه کاهش دلزدگی زناشویی و نگرش های ناکارآمد زوج های دچار طلاق عاطفی بهره ببرند.
۱۰۳۱.

اثربخشی آموزش گروهی به شیوه ایماگوتراپی بر تنظیم شناختی هیجان و تعارضات زناشویی در نظامیان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۶۵
این تحقیق با هدف اثربخشی آموزش گروهی به شیوه ایماگوتراپی بر تنظیم شناختی هیجان و تعارضات زناشویی در نظامیان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) انجام شد. این پژوهش از نوع طرح های نیمه تجربی همراه با پیش آزمون – پس آزمون با گروه آزمایشی و گروه کنترل بود. جامعه آماری هدف نظامیان با تشخیصPTSD در بیمارستان 550 ارتش مشهد در سال 1403 بودند. نمونه آماری30 نفر از نظامیانی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) جایگزین شدند. سپس آموزش گروهی به شیوه ایماگوتراپی برای گروه آزمایش به مدت10جلسه گروهی هفته ای یک جلسه هر جلسه به مدت 90 دقیقه اجرا شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه تعارضات زناشویی توسط ثنایی (1379) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گرانسفکی و کرایج، 2006) بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس با کمک نرم افزار spss استفاده شد. نتایج نشان می دهد که در سطح اطمینان 95 درصد آموزش گروهی به شیوه ایماگوتراپی بر تنظیم شناختی هیجان با اندازه اثر(63/0-) و تعارضات زناشویی (68/0-) بر نظامیان مبتلا تاثیر معکوس معنی داری دارد. نتایج نشان داد آموزش گروهی به شیوه ایماگوتراپی بر کاهش همکاری با اندازه اثر (32/0-) ، کاهش رابطه جنسی (22/0- )، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود (41/0- )، کاهش ارتباط موثر (41/0- ) و واکنش های هیجانی (33/0-) بصورت معکوس تاثیر دارد.
۱۰۳۲.

پیش بینی رفتارهای خودآسیب رسان نوجوانان بر اساس سبک های دلبستگی، شفقت به خود، و تکانشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۲۰۰
زمینه و هدف: خودآسیب رسانی روشی نامناسب برای مقابله با مشکلات عاطفی، تنیدگی، خشم، و ناامیدی است. فراوانی انواع رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانی بیشتر از سایر دوره های زندگی است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان بر اساس سبک های دلبستگی، شفقت به خود، و تکانشگری انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان ایرانی دختر و پسر 12 تا 18 ساله در سامانه نوشتاری پیشگیری از بحران طی اردیبهشت تا خرداد 1403 بود که از این بین 161 نفر که ملاک های شرکت در پژوهش را دارا بودند به صورت غیرتصادفی و پیاپی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سیاهه خودگزارشی خود آسیب رسانی (کلونسکی و گلن، 2009)، مقیاس شفقت به خود (نف،2003)، پرسشنامه تکانشگری بارات (1959)، مقیاس دلبستگی (هازان و شیور، 1987) بود. داده ها از طریق تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی با نرم افزارSPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن و رفتارهای خودآسیب رسان رابطه منفی و معنادار بود (001.0 < p ، 72/0-r= ) و بین سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و رفتارهای خودآسیب رسان رابطه مثبت و معنادار بود (001.0 < p ، 43/0r= ). بین سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرای اضطرابی و رفتارهای خودآسیب رسان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (001.0 < p ، 55/0r= ). همچنین رابطه بین شفقت به خود و رفتارهای خودآسیب رسان نیز منفی و معنادار بود (001.0 < p ، 61/0-r= ) و بین تکانشگری و رفتارهای خودآسیب رسان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01.0 < p ، 19/0r= ). از سویی نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که متغیرهای سبک دلبستگی، شفقت به خود، و تکانشگری می توانند 55 درصد از تغییرات در رفتارهای خودآسیب رسان نوجوانان را به طور معناداری پیش بینی کنند. نتیجه گیری: سبک دلبستگی ایمن و شفقت به خود به عنوان عوامل محافظتی، و دلبستگی ناایمن و تکانشگری به عنوان عوامل خطر در خودآسیب رسانی نقش دارند. طراحی مداخلات خانواده محور برای تقویت دلبستگی ایمن، آموزش شفقت به خود، و مدیریت تکانشگری پیشنهاد می شود.
۱۰۳۳.

بررسی اثربخشی رنگ آمیزی ماندالا بر اضطراب امتحان، سلامت روان و توجه در دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رنگ آمیزی ماندالا بر اضطراب امتحان، سلامت روان و توجه بود. طرح پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول در شهر اصفهان در سال 1402-1401 بود که از بین آن ها تعداد 30 نفر از دانش آموزانی که در پرسشنامه اضطراب امتحان (فریدمن و بنداس-جاکوب، 1997) نمره بالاتر از نقطه برش کسب کرده بودند به صورت تصادفی انتخاب و به همین روش در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. در مرحله بعد از هر دو گروه در ابتدا پیش آزمون به عمل آمد و آزمودنی ها پرسشنامه سلامت روان (گلدبرگ، 1972) و پرسشنامه توجه (براون و رایان، 2003) را تکمیل نمودند. سپس آزمودنی های گروه آزمایش در معرض مداخله (رنگ آمیزی ماندالا) قرار گرفتند اما آزمودنی های گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. پس از پایان مداخلات بار دیگر از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که رنگ آمیزی ماندالا بر کاهش اضطراب امتحان و بهبود سلامت روان و توجه دانش آموزان اثر معنی دار دارد. پیشنهاد می شود با انتشار نتایج و کاربست بیشتر این درمان به مراکز مشاوره و روان درمانی مدارس، به کاهش اضطراب امتحان به وضعیت مطلوب سلامت روان و ذهن آگاهی دانش آموزان کمک نمود.
۱۰۳۴.

مدل ساختاری انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجی گری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۸۶
مقدمه:  در بیشتر موارد طلاق همراه با تنش در خانواده ها به وقوع می پیوندد که مشکلات متعدد رفتاری و روانی را برای زنان مطلقه به وجود می آورد. لذا چگونگی مدیریت این مشکلات و نحوه مقابله در برابر آنها، نیازمند شناخت متغیرهای روان شناختی مرتبط است. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل ساختاری انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجی گری بهزیستی اجتماعی در زنان مطلقه بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در قالب مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان مطلقه شهر تهران در سال 1402-1403 بود. بنابراین نمونه پژوهش 350 (350n=)  نفر برآورد شد که با در نظر گرفتن احتمال افت و ماهیت پژوهش (ارائه مدل) 20 درصد به این نمونه اضافه شد و نمونه به 420  نفر افزایش یافت. روش نمونه گیری هدفمند بود. بر این اساس تعداد 409 پرسشنامه قابل تحلیل بودند. جهت جمع آوری داده از پرسشنامه های استاندارد انعطاف پذیری شناختی دنیس، وندروال و جیلون (2010)؛ بهزیستی اجتماعی کیز (1998)؛ سازگاری اجتماعی بل (1945) و صمیمیت خانواده تامپسون و واکر (1983) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین انعطاف پذیری روانشناختی با صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در سطح (01/0p<) در زنان مطلقه وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که متغیرهای صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی توان پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی در سطح (01/0p<)  را دارند و در نهایت نتایج نشان داد که  مدل دارای  برازندگی ساختاری می باشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش همسوی با یافته های پیشین نشان داد، صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی در پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی زنان مطلقه نقش دارند.
۱۰۳۵.

نحوۀ بازنمایی ذهنی از خود و دیگری در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس: نقش بافتار فرهنگی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۵۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی بازنمایی های ذهنی از خود و دیگری در مبتلایان به بیماری مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) و مقایسه بازنمایی های ذهنی در دو فرهنگ اصفهان و تهران و در دو مطالعه صورت گرفت. روش: این یک پژوهش شبه آزمایشی با طرح عاملی ترکیبی بوده است. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به ام اس و افراد غیر بیمار در شهر اصفهان و همچنین افراد غیر بیمار در شهر تهران بوده است. مجموعا ۲۴۴ شرکت کننده (۸۲ بیمار مبتلا به ام اس و ۸۲ فرد غیر بیمار از شهر اصفهان و ۸۰ فرد غیر بیمار از شهر تهران) به تنظیم فاصله با شخصیت ها (شامل تصویر خود در کودکی، تصویر خود در زمان حال، مادر، شریک عاطفی و دوست) در آزمون فاصله بین فردی مطبوع در دو حالت فعال و منفعل پرداختند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد مبتلایان به ام اس فاصله بین فردی بیشتری را در مقایسه با افراد غیر بیمار در مواجهه با تصویر خود در زمان حال، شخصیت دوست و شریک عاطفی ترجیح می دهند. علاوه بر این، هر دو گروه شرکت کنندگان اصفهان (بیماران مبتلا به ام اس و افراد غیر بیمار) در مقایسه با گروه تهران به طور معناداری فواصل بین فردی بزرگتری را با تمامی شخصیت ها برگزیند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش می تواند بیانگر نوعی تجربه از خود بیگانگی در بیماران مبتلا به ام اس در سطح بازنمایی های ذهنی و اهمیت فرهنگ در صورت بندی بازنمایی های ذهنی باشد.
۱۰۳۶.

تاثیر همدلی عاطفی برکیفیت روابط زناشویی با نقش میانجیگری صمیمیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
هدف: هدف این پژوهش، تعیین تاثیر همدلی عاطفی بر کیفیت روابط زناشویی با نقش میانجیگری صمیمیت بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش و ماهیت در زمره پژوهش های توصیفی همبستگی مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری قرار داشت. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال بودند که بر اساس قاعده موجود در مدلیابی معادلات ساختاری 242 پرسشنامه از طریق نمونه گیری در دسترس جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسش نامه های صمیمیت زوجین ووندن و برتمن (۱۹۹۵)، کیفیت روابط زناشویی باسبی و همکاران (1995)، همدلی مهرابیان و اپستین (1972) بود. تجزیه وتحلیل داده ها که از طریق نرم افزار ایموس صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که همدلی عاطفی هم به طور مستقیم و هم از طریق صمیمیت برکیفیت روابط زناشویی تاثیر دارد. (05/0 > p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش می توان از همدلی و صمیمیت به عنوان عوامل موثر بر کیفیت روابط زناشویی نام برد.
۱۰۳۷.

مقایسه اثربخشی رویکرد مبتنی بر تقویت کارکردهای اجرایی با برنامه خانواده محور در دانش آموزان دارای اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۶۱
زمینه: اختلال خواندن به عنوان یکی از شایع ترین اختلالات یادگیری، تأثیرات قابل توجهی بر عملکرد تحصیلی و روانی-اجتماعی دانش آموزان دارد. اگرچه مداخلات متعددی مانند برنامه های تقویت کارکردهای اجرایی و رویکردهای خانواده محور برای بهبود این اختلال طراحی شده اند، اما مقایسه اثربخشی این دو رویکرد کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی رویکرد مبتنی بر تقویت کارکردهای اجرایی با برنامه خانواده محور در دانش آموزان دارای اختلال خواندن بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری خواندن پاسه سوم، چهارم، پنجم و ششم ابتدایی در سال تحصیلی 1400-1399 شهر تهران بود که به مراکز اختلالات یادگیری، مراکز مشاوره و بهزیستی مراجعه کرده و یا ارجاع داده شده بودند. از میان آنها 45 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 15 نفر) گمارش شدند. ابزار گردآوری داده ها آزمون نارساخوانی (کرمی و همکاران، 1384) بود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که در گروه آزمایش خانواده محور نسبت به گروه کارکردهای اجرایی و گروه گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری در تمامی مؤلفه های خواندن از سوی آزمودنی ها کاهش معناداری داشته است (05/0 P<) که بیانگر بهبود نارساخوانی دانش آموزان است. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که برنامه خانواده محور در مقایسه با رویکرد تقویت کارکردهای اجرایی و گروه گواه، تأثیر معنادار و پایدارتری در بهبود تمامی مؤلفه های خواندن دانش آموزان دارای نارساخوانی داشته است. این یافته ها حاکی از آن است که مشارکت فعال خانواده و ایجاد محیط حمایتی در خانه می تواند به طور مؤثری به کاهش مشکلات خواندن و بهبود عملکرد تحصیلی این دانش آموزان کمک کند.
۱۰۳۸.

بررسی اثربخشی راهبردهای یادگیری خود تنظیمی بر خودکارآمدی تحصیلی، انگیزه علمی، نگرانی و پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۴۱
زمینه: اثربخشی خودتنظیمی تحصیلی به طور فزاینده ای در کاهش اضطراب مورد استفاده قرار گرفته است. در چند دهه اخیر این رویکرد باعث بهبودی مهارت های مختلف از جمله مهارت های تحصیلی، شناختی، هیجانی و اجتماعی شده است. ولی اثربخشی آن در تمام حوزه های تحصیلی یک ضرورت مهم و اساسی است که باید توسط مطالعات پوشش داده شود. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی راهبردهای یادگیری خود تنظیمی بر خودکارآمدی تحصیلی، انگیزه علمی، نگرانی و پیشرفت تحصیلی بود. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان ابتدایی شهر بغداد در سال تحصیلی 403-1402 بود. نمونه پژوهش 50 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر بغداد بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 25 نفره (گروه کنترل 25 نفر و گروه آزمایش 25 نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خودکارآمدی موریس (2001)، انگیزه علمی میدلتون و میدگلی (1998)، نگرانی تحصیلی ابوالقاسمی و همکاران (1388) و پیشرفت تحصیلی صالحی (1394) انجام گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که آموزش راهبردهای یادگیری خود تنظیمی منجر به افزایش خودکارآمدی تحصیلی، انگیزه علمی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شده است (05/0≥P). همچنین نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای یادگیری خود تنظیمی منجر به کاهش نمرات پس آزمون نگرانی تحصیلی دانش آموزان شده است (05/0≥P). نتیجه گیری: مداخلات و برنامه های پیشگیرانه باید راه هایی را برای بهبود پیشرفت تحصیلی و انگیزه علمی و کاهش نگرانی تحصیلی، به ویژه ادامه تحصیل و خودکارآمدی تحصیلی در نظر بگیرند. مطالعات آتی باید عوامل خطری را که ممکن است این روابط را تقویت کنند شناسایی کنند.
۱۰۳۹.

اثربخشی طرح واره درمانی مبتنی بر مدل ذهنیت مدار بر اسناد خصمانه و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی در نوجوانان دختر درگیر بحران هویت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۹
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرح واره درمانی مبتنی بر مدل ذهنیت مدار بر اسناد خصمانه و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی در نوجوانان دختر درگیر بحران هویت بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه نوجوانان دختر شهر قم در سال 1402 بود که از این جامعه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند. همه آنها قبل از اجرای مداخله پرسشنامه بحران هویت (ICQ، احمدی، 1387)، اسنادخصمانه (HDS، آرنتز و همکاران، 2003) و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی (IUS، فریستون، 1994) را تکمیل کردند. پس از آن گروه آزمایش مداخله طرح واره درمانی مبتنی بر مدل ذهنیت مدار در 20 جلسه 90 دقیقه و هفته ای دوبار دریافت کردند. داده های پژوهش، به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در متغیرهای اسناد خصمانه و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی بین دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p) و طرح واره درمانی مبتنی بر مدل ذهنیت مدار در کاهش اسناد خصمانه و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی موثر بوده است (05/0>P). بر این اساس می توان گفت استفاده از طرح واره درمانی مبتنی بر مدل ذهنیت مدار می تواند در کاهش اسناد خصمانه و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی موثر باشد.
۱۰۴۰.

مقایسه سیستم های مغزی رفتاری و ولع مصرف مواد بین افراد تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: پژوهش حاضر به مقایسه سیستم های مغزی رفتاری و میزان ولع مصرف مواد بین افراد تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین پرداخت. روش: در این پژوهش علی-مقایسه ای، جامعه آماری شامل همه مددجویان تحت درمان نگهدارنده با داروهای متادون و بوپرنورفین در زندان های استان اردبیل بود که در سال 1403 جهت درمان مصرف مواد به صورت داوطلبانه به واحد متادون درمانی این ادارات مراجعه نموده بودند. دو گروه افراد تحت درمان متادون (40 نفر) و بوپرنورفین (40 نفر) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های شخصیتی گری ویلسون و سنجش وسوسه مصرف مواد استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمرات بازداری رفتاری در افراد تحت درمان با بوپرنورفین به طور معناداری از گروه تحت متادون درمانی بیشتر بود. به هر حال، گروه تحت درمان با متادون در ابعاد فعال سازی رفتاری و نیز میزان ولع مصرف مواد نمرات بیشتری کسب نمودند. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد افراد مراجعه کننده برای درمان مصرف مواد می توانند دارای ویژگی های شخصیتی بیولوژیکی متفاوتی باشند که باید در روند درمان در نظر گرفته شوند. به هر حال، این احتمال وجود دارد که درمان نگهدارنده با داروی بوپرنورفین گزینه ای مناسب برای تاثیر فعالیت سیستم های مغزی-رفتاری و کاهش ولع باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان