فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۰۱ تا ۷٬۹۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
تحلیل مشارکت اجتماعی دانشگاه، هدف اصلی پژوهش حاضر بود. برای این منظور از دیدگاه روش شناسی از راهبرد داده بنیاد استفاده شد. قلمرو مطالعه استان و دانشگاه سمنان است. نمونه آماری شامل دو گروه ذی نفعان داخلی دانشگاه (ازجمله کارکنان، معاونان و اعضای هیئت علمی دانشگاه) و ذی نفعان خارجی دانشگاه (ازجمله مدیران و کارشناسان سازمان های محلی، آموزش و پرورش، استانداری و شهرداری) در نظر گرفته شد. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام و حجم نمونه براساس شیوه نوظهور 29 نفر تعیین شد. افراد نمونه کسانی بودند که مناصب تأثیرگذار و تجربه مشترک دانشگاهی داشتند. تحلیل داده ها، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و الگوی پارادایمی پژوهش به دست آمد. نتایج پژوهش نشان دادند از مهم ترین عوامل علّی مشارکت اجتماعی دانشگاه، کارآیی و اثربخشی دانشگاه، پایش ادواری عملکرد دانشگاه ازطریق سازمان های محلی و همتایان، آموزش در زمینه مسائل زیست محیطی، غنی سازی برنامه های درسی و متناسب سازی محتوای آموزشی با نیاز جامعه است. در این میان راهبردهایی از دیدگاه مطلعان کلیدی و با توجه به تجربیات و ادراک آنان از وضعیت مشارکت اجتماعی دانشگاهی به دست آمد که می توان به آموزش شهروندان و فرهنگ سازی در زمینه کاهش تولید و تفکیک زباله های خانگی، بازکردن فضای اجتماعی دانشگاه برای رشد و عرضه جوانان، آموزش صنایع دستی استان به زنان خانه دار به ویژه در مناطق محروم، حساسیت برنامه هایی در زمینه حفاظت از محیط زیست و بازنگری محتوای آموزشی براساس نیاز جامعه اشاره کرد. برای اجرای این راهبردها نباید از نقش عوامل محیطی مانند سیاسی شدن دانشگاه و تغییر دیدگاه های دولت، وجودنداشتن شایسته سالاری، سیاست کاری مدیران و وابستگی مدیران به جریان های سیاسی، تداخل نگرش های سیاسی و علمی، وجودنداشتن آزادی علمی و اجتماعی، اختیارات محدود و ناچیز هیئت امنا، نداشتن حس مسئولیت و پاسخگویی دانشگاه نسبت به جامعه و همچنین از نقش عوامل زمینه ای ازقبیل ناهماهنگی بین اهداف، رسالت ها و برنامه های دانشگاهی، چابک نبودن دانشگاه در پاسخ به تغییرات محیطی، نقص فرهنگ پژوهش و عادت به مصرف گرایی علمی و فرهنگ مشارکت بین دانشگاه، صنعت و جامعه غافل شد؛ درنهایت، با وجود این کنش ها و واکنش ها و با دست یا بی به مشارکت اجتماعی دانشگاه باید شاهد پیامدهایی ازقبیل کاهش آسیب های اجتماعی، افزایش کیفیت زندگی شهروندان و بهبود نیازهای بهداشتی، نهادینه شدن تفکر کارآفرینی در دانشگاه، کاهش بیکاری و همسویی آموزش با نیازهای جامعه بود.
جنسیت و تمایز عادت واره: بررسی مقایسه ای فهم و تجربه زنان و مردان در مواجهه با طلاق (مورد مطالعه: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای فهم زنان و مردان در مواجهه با طلاق در شهر تبریز انجام گرفته است. برای جمع آوری داده ها از روش تحقیق کیفی و تکنیک مصاحبه عمیق استفاده شد و تجزیه و تحلیل اطلاعات و یافته های تحقیق و ارائه نظریه نهایی، به روش نظریه زمینه ای صورت گرفت. 32 نفر (17 زن و 15 مرد) به وسیله نمونه گیری نظری انتخاب شدند و تا اشباع داده ها، مصاحبه ها ادامه یافت. بررسی مقایسه ای فهم طلاق در بین زنان و مردان مطلقه نوعی فضای اجتماعی را توصیف می کند که در آن، شاهد نوعی تمایز طبقاتی-فرهنگی در عادت واره ها و سرمایه ها هستیم. عادت واره زوجین با یکدیگر متفاوت و متمایز است، از پایگاه اجتماعی یکسانی نیستند و از سرمایه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نمادین متفاوتی برخوردارند. شرایط علی در شکل گیری طلاق عبارت اند از: خشونت، خیانت و بی بندوباری جنسی-اخلاقی، نارضایتی جنسی، ازدواج پرمخاطره، اعتیاد، اختلافات فکری و نگرشی خانواده ها، مسائل اقتصادی و ازدواج زودهنگام. شرایط زمینه ای نظیر ضعف سیستم آموزشی و مراکز مشاوره قبل از ازدواج و حین طلاق نیز بر شرایط علی تأثیر می گذارند.
مطالعه جامعه شناختی الگوهای بازنمایی اخلاق اجتماعی در رسانه های ورزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به اخلاق اجتماعی در محتوا و مطالب رسانه های ورزشی، نخست از جهت تأثیر این موضوع بر اخلاق عمومی جامعه و دوم به سبب گستره وسیع مخاطب این گروه از رسانه ها دارای ضرورتی جامعه شناختی است. بر این مبنا، دغدغه پژوهش حاضر آن است که نشان دهد رسانه های ورزشی پرمخاطب در ایران، چه تصویر، معنا و بازنمایی ای از الگوهای اخلاق اجتماعی و ارزش های رفتاری در جامعه را ارائه می دهند و کدام سنخ از کنش اجتماعی را برجسته، ترویج یا تقبیح می کنند. بدین منظور، محتوای یک سال از چهار نمونه روزنامه ورزشی باسابقه در ایران، شامل «ایران ورزشی»، «خبر ورزشی»، «ابرار ورزشی» و «پیروزی»، با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی، مضمون یابی و تیپ بندی شده است. واحد تحلیل محتوا در پژوهش، موضوع، و ملاحظات نظری در آن مبتنی بر رویکرد مفاهیم حساس نظری هربرت بلومر است. یافته های پژوهش نشان می دهد چهار رسانه ورزشی مورد مطالعه، بازنمایی اخلاق اجتماعی را در طیفی دوگانه از اخلاق-ضداخلاق معنا می کنند. در میان شش مقوله اخلاقی شناسایی شده، دو مقوله اخلاقی «قانونمندی» و «اتهام زنی- شایعه پراکنی» پربسامدترین سنخ اخلاق اجتماعی است و دو مقوله «منش پهلوانی» و «خشونت کلامی و رفتاری» به عنوان کم اهمیت ترین سنخ اخلاقی - در یک طیف مثبت و منفی - از منظر این رسانه ها توصیف و بازنمایی شده است.
تحلیل موانع فراروی توسعه آموزش سواد رسانه ای در مدارس ایران از منظر سیاست گذاران، مجریان سواد رسانه ای و متخصصان رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه همه ما انسان ها در یک «جامعه رسانه ای شده» زندگی می کنیم. جایی که درآن تقریباً همه ابعاد حیات فردی، اجتماعی و فرهنگی ما تحت تأثیر رسانه و فناوری های ارتباطی قرار گرفته است. حضور فراگیر رسانه ها در تمام عرصه های حیات فردی واجتماعی ما موجب شده تا «آموزش سواد رسانه ای» به عنوان «رویکرد آموزش نوین در قرن 21اُم» مطرح شود. اما یکی از بحث های مهم در حوزه آموزش سواد رسانه ای، توسعه آن در نظام آموزشی است. این مقاله بر تحلیل مهم ترین موانع فراروی توسعه آموزش سواد رسانه ای در مدارس ایران متمرکز شده است. همچنین روش این پژوهش، کیفی است و با استفاده از تکنیک تحلیل نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) به واکاوی موانع موجود می پردازد. برای پاسخ به سؤالات پژوهش نیز، از دو روش مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه عمیق استفاده شده و با مطالعه پژوهش های مختلف و انجام 20 مصاحبه با «سیاستگذاران و مؤلفان کتاب تفکر و سواد رسانه ای»، «مجریان و معلمان این درس» و «متخصصان حوزه رسانه»، داده های لازم گردآوری شده است. در این پژوهش برای کدگذاری داده ها از نرم افزار مکس کیودا (نسخه11) استفاده شد و داده ها براساس مدل پارادایمی کدگذاری محوری چارچوب بندی شدند. یافته ها نشان می دهند که عمده ترین موانع فراروی توسعه سواد رسانه ای ناشی از «عدم وجود متولی برای آموزش سواد رسانه ای»، «سیاست گذاری و تصمیم سازی غیرروشمند در آموزش و پرورش»، «فقدان تعریف دقیق از هدف آموزش سواد رسانه ای» و «بدفهمی از مفهوم سواد رسانه ای» است.
دیالکتیک سوژه و فضا: زنانِ معلم در فضاهای رسمی و غیر رسمی (مورد مطالعه: معلمان شهر کامیاران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر ضمن اتکا بر مضمونِ نظریِ فضامندیِ روابطِ اجتماعی، درصدد ارائه ی تحلیلی کیفی از شیوه های برساخت سوبژکتیویته ی زنان در فضاهای رسمی و غیررسمی است. رویکرد نظری برگرفته از سنتی انتقادی (از آرای فمنیست ها تا نظریات فوکو و هانری لوفور) است که ضمن داشتن التفاتی دایمی به محوریت امر اجتماعی، برساخت سوبژکتیویته را در متن فضا تحلیل می کند. روش مطالعه: میدان مطالعه زنان شهر کامیاران و به طور مشخص زنانِ معلم است که به طور روزمره هر دو نوع فضا را تجربه می کنند. سوای مشاهده مستقیم میدان مطالعه توسط پژوهشگر و اشتراک در تجارب زیسته با سوژه های مورد مطالعه ، داده ها از طریق مصاحبه-های عمیق فردی گردآوری شده اند و با استفاده از شیوه تحلیل مضمونی تفسیر گشته اند. یافته ها: یافته ها در قالب 20 مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی صورتبندی شده اند و نتایج نشان می دهد که زنانِ معلم در فضای رسمیِ مدرسه به میانجی نوعی «نمایشِ عمومی» با سازوکارهای انضباطی مدرسه کنار می آیند، اما در زیر پوست این نمایشِ عمومی نوعی «روایت نهانی» برای مقاومت در برابر این نظام انضباطی برمی سازند. درست اما همین زنان در فضاهای غیررسمی از «نمایش عمومی» نه به عنوان دستمایه ای برای کنار آمدن با نظام انضباطی بلکه به مثابه محملی برای ابراز وجود و نمایش خویشتنِ زنانه استفاده می کنند و با ورود به معاشرت های دوستانه و برقراری تعامل با دیگری و گذران اوقات فراغت درصدد تحقق نَفس زنانه برمی آیند. نتیجه گیری: به بیان دیگر، در این فضاها تلاش زنان برای برساخت روایتی نهانی جهت محافظت از خویش کم رنگ تر و ناضروری تر می شود و جای خود را به تلاش جهت تقویت عاملیت زنانه می دهد که معمولاً به واسطه کنش هایی مثل نقاب زدایی از چهره، بدن نمایی و تصرف فضا انجام می گیرد. کنش زنانه در فضاهای رسمی معطوف به نوعی مقاومت ظریف و نامرئی برای پنهان کردن خویش و گریختن از چنگال نظام انضباطی است، اما در فضاهای غیررسمی در جهت نوعی کنش گری فعالانه برای بازنمایی زنانگی و تصرف فضاها پیش می رود.
تحلیل ساختاری اثرات متقابل چالش های اجتماعی ایران در رویارویی با آینده شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غفلت از نگاه آینده پژوهانه و آینده نگارانه به تحولات ارتباطی آینده و اثرات متأثر از آن در کشور در حال توسعه ایران، همواره پیشگامی در ساخت آینده جامعه را با کندی روبه رو خواهد کرد و در نتیجه، برنامه ریزی کوتاه مدت به جای بلندمدت، بی تفاوتی به آینده به جای ارتقای دانایی نسبت به آینده و خلأ قانونی و یا اجرایی نشدن قانون به جای همگامی قانونی براساس آینده، شکل خواهد گرفت. هدف اصلی در این پژوهش، تحلیل ساختاری اثرات متقابل مهم ترین چالش های اجتماعی ایران در رویارویی با شبکه های اجتماعی مجازی است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، اکتشافی و ازنظر اجرا، بر رویکرد ترکیبی (کمی و کیفی) مبتنی است. روش پژوهش به طور کلی بر الگوی پوپر مبتنی است؛ در مرحله تجزیه وتحلیل اطلاعات، نتایج پژوهش با به کارگیری روش تحلیل ساختاری اثرات متقابل و بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و میک مک به دست آمد. براساس تحلیل ساختاری ماتریس درباره اثرات متقابل مستقیم و غیرمستقیم برای مشخص شدن چالش های اجتماعی ایران در رویارویی با آینده شبکه های اجتماعی مجازی، چنین نتیجه گیری شد که در هر دو اثرات مستقیم و غیرمستقیم، مسئله نافذ و دارای اثرگذاری زیاد و تأثیرپذیری کم در سیستم یافت نشد؛ اما مسائلی مانند جنبش و ظهور جوانان نوگرا، ظهور هویت دیجیتال و تغییر سطح مجرمیت از مهم ترین چالش ها محسوب می شوند که هم تأثیرگذاری زیاد و هم تأثیرپذیری زیاد در سیستم دارند.
تحلیل اجتماعی وضعیت و علل مصرف مشروبات الکلی
منبع:
مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی سال چهارم تابستان(شهریور) ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
45-53
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل اجتماعی وضعیت و علل مصرف مشروبات الکلی صورت پذیرفته است. جامعه آماری 14182 نفر از شهروندان محله جوی آباد و حجم نمونه در این پژوهش با استفاده از نرم افزار نمونه گیری SPSS Sample Power صورت گرفته و 413 نفر می باشد. شیوه نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای است و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه با سؤالات بسته می باشد که روایی آن از نوع روایی سازه است همچنین پایایی سؤالات سرمایه اجتماعی 0.7 و سؤالات سنجش نگرش به اعتیاد در محله 0.72 به دست آمده است. با توجه به یافته های این پژوهش، بین سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن با گرایش به مشروبات الکلی رابطه منفی اما معناداری وجود داشته، بدین صورت که هرچه میزان سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن افزایش یابد میزان گرایش به مشروبات الکلی کاهش خواهد یافت و بالعکس. بر اساس یافته های به دست آمده، تمرکز بر سرمایه اجتماعی در یک محله کم برخوردار در عدم گرایش به مشروبات الکلی اثرات قابل توجهی دارد. این امر در مناطق کم برخوردار و در بین جوانان و نوجوانان بیشتر به چشم می خورد و با برنامه برای اوقات فراغت در محلات می توان زمینه افزایش مشارکت و به طورکلی سرمایه اجتماعی را فراهم کرد.
طنز در رباعیات جلیل صفربیگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۷۰ و ۷۱
117 - 147
حوزههای تخصصی:
جلیل صفربیگی شاعر فعال و توانای ایلامی است. او بیشتر با رباعی سرایی به عنوان شاعری نوگرا و خلاق برای اهل ادب امروز شناخته شده و به خوبی توانسته است در این قالب با مخاطبان خویش ارتباط برقرار کند. یکی از جنبه های مهم و از شاخصه های شعر صفربیگی، به کارگیری طنز است. هرگونه بررسی و کند و کاو در طنز او، داده هایی ضروری و ارزشمند را در اختیار خواننده قرار خواهد داد.در این مقاله با هدف بررسی طنز در رباعیات صفربیگی، شواهد طنز در تمام رباعیات ایشان (10 مجموعه)، استخراج و از لحاظ مضمونی و ادبی، طبقه بندی و تحلیل شد. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و شیوه انجام پژوهش، توصیفی- تحلیلی بود. سؤال کلی پژوهش نیز این بود که بازنمود طنز در رباعیات صفربیگی چگونه است؟یافته ها حاکی از آن است که در رباعیات صفربیگی 34 مورد طنز اجتماعی، 32 مورد طنز شخصی، 19 مورد طنز مذهبی و 20 مورد طنز فلسفی وجود دارد و این به طور صریح بیانگر توجه خاص شاعر به طنز اجتماعی (فقر، خودکشی، بی عاطفگی و ...) است. او به خوبی توانسته طنز را به مثابه شگردی هنری برای بیان مقاصد هنری و اجتماعی خود به کار گیرد و از هر فرصتی برای آفرینش طنز و گوشه و کنایه های مطایبه آمیز و گاه نیش دار استفاده کند.
مطالعه جامعه شناختی تأثیر تغییرات فضاهای شهری مدرن بر بازاندیشی هویتی زنان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال هجدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۸
23 - 39
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور مطالعه تأثیر تغییر در فضاهای شهری مدرن بر بازاندیشی هویت زنان طراحی شده است. ایده اصلی تحقیق از نظریه گیدنز استخراج شده که مکان های جدید را بر گروه های مختلف مؤثر می داند. با توجه به این که باغ بانوان ها به تازگی در برخی از شهرهای ایران از جمله اصفهان تأسیس شده اند به نظر می رسد که این فضاها می توانند بر بازاندیشی و هویت نوین زنان مؤثر باشند. در این پژوهش 330 نفر زنان شهر اصفهان که طی یک دوره زمانی 30 روزه به باغ های این شهر مراجعه کرده اند به عنوان نمونه آماری از جامعه اماری شهر اصفهان انتخاب شده اند. شیوه نمونه گیری به صورت خوشه ای چند مرحله ای و سپس اتفاقی بوده و از میان 6 باغ بانوان شهر اصفهان، 4 باغ انتخاب و پاسخگویان سپس از میان این باغ ها برگزیده شده اند. یافته ها نشان داده اند که فضاهای نوین شهری تأثیرات مؤثری بر تغییر دیدگاه و بازاندیشی هویتی زنان داشته اند اگرچه این تغییرات به دلیل تازگی تأسیس باغ ها غالباً در حوزه نظری صورت گرفته و هنوز تا بروز تغییرات عملی ناشی از فضاهای نوین، راه زیادی در پیش است.
حقوق همبستگی از منظر سند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت به مفهوم رشد همه جانبه و تدریجی بخشهای مختلف جامعه از بعد مادی ومعنوی رسیدن به وضعیت مطلوب می باشد که ابعاد مختلف این پیشرفت باید در یک سند بلند مدت و دقیق مشخص و برنامه ریزی شود و به عنوان یک سند بالادستی مورد تاکید قرارگیرد.سند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت نیز بر این اساس درحال تدوین می باشدکه برای 50 سال آینده کشور برنامه ریزی می کند.این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا تدوین حقوق همبستگی درسند الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت ضرورت دارد؟همچنین این فرضیه مطرح می شود که با توجه به ضرورت ارتباط با جامعه بین المللی برای رسیدن به پیشرفت درعصرکنونی،مشخص شدن جایگاه حقوق همبستگی درمهمترین سند پیشرفت کشور ضرورتی انکار ناپذیر می باشد.در نتیجه تدوین این مفاهیم درسند موجب شفاف سازی ارتباط جمهوری اسلامی ایران باکشورهای اسلامی وجامعه بین المللی شده که اسناد زیر بخشی نیز برنامه ریزی دقیقی در این زمینه می توانند انجام دهندو پیشرفت در مفهوم ایرانی اسلامی محقق شود.
Modeling of Self-regulation based on Cognitive Flexibility with Mediated Role of Psychological Hardiness in Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The aim of present research was determine the modeling of self-regulation based on cognitive flexibility with mediated role of psychological hardiness in students. Methodology: The present study was descriptive, correlational type. The research population was all secondary high school students of Tehran city in academic years of 2019-20, which from them 499 students were selected by step cluster sampling method. Data were collected by self-regulation questionnaire (Bouffard & et al, 1995), cognitive flexibility inventory (Dennis & Vander Wal, 2010) and psychological hardiness scale (Lang & Goulet, 2003) and analyzed by structural equation modeling method in SPSS-22 and Amos-21 software. Findings: The findings showed that the model of self-regulation based on cognitive flexibility with mediated role of psychological hardiness in students had a good fit. Also, cognitive flexibility on psychological hardiness and psychological hardiness on self-regulation had significant direct effect (P<0.001), while cognitive flexibility on self-regulation had not significant direct effect (P>0.05). In Addition, cognitive flexibility with mediated of psychological hardiness on self-regulation had significant indirect effect (P=0.009). Conclusion: Regarded to the results, school counselors and psychologists can via increasing cognitive flexibility and psychological hardiness directly and indirectly led to improve self-regulation of students.
تحلیل ثانویه ارزش های جنسیتی با توجه به داده های پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان (با تأکید بر نگرش به نابرابری جنسیتی و خانواده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و دوم بهار ۱۴۰۰شماره ۵۳
249 - 270
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی روند تغییرات ارزش ها و نگرش ها در زمینه برابری جنسی و خانواده براساس داده های پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان است. روش مطالعه تحلیل ثانویه است. اساس تحلیل بیشتر با اتکا به یافته های موج های دوم و سوم انجام گرفته است. داده های موج دوم در سال 82 نشان می دهد که گرایش نوین و فردگرایانه زنان در بازتفسیر خانواده و مفهوم جنسیت اند. این یافته ها بیان می کنند که در جامعه ایرانی، یک دگردیسی جدّی در زمینه تغییر ارزش ها و نگرش های جنسیتی در حال شکل گیری است. یافته های موج سوم همچنان نشان از گرایش بیشتر زنان در مقایسه با مردان در زمینه ارزش های مدرن در جامعه اند. با این حال، یافته ها، در مقایسه با سال 82، نشان از نوعی عقبگرد هم در گرایش های کلّ جامعه و هم در زنان در زمینه حرکت به سوی برخی نگرش های برابری جنسیتی دارد. این امر نشان می دهد با غلبه ارزش های بقا در جامعه، گرایش به ارزش های سنّتی در یک روند طولی بیشتر شده است.
تدوین مدل ساختاری رفتارهای پرخطر جوانان براساس مهارت مدیریت خشم با نقش واسطه ای تاب آوری: تأکید بر ابعاد انتظامی - امنیّتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
141 - 166
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : در بین عوامل متعدد مرتبط با رفتارهای پرخطر گروه های سنی جوان، مهارت مدیریت خشم و میزان تاب آوری آن ها به عنوان مجموعه ای از مهارت ها و استعدادهای روانی یکی از مهم ترین عوامل پیش بینی کننده رفتارهای پرخطر و درنتیجه میزان انتظام و امنیّت جامعه انسانی به شمار می رود؛ زیرا در بین گروه سنی مورد مطالعه روابط درهم تنیده و پیچیده ای وجود دارد. ازاین رو، هدف از پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری نقش مهارت مدیریت خشم بر رفتارهای پرخطر جوانان با واسطه گری تاب آوری است. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری را دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز در سال تحصیلی 1399-1400 تشکیل می دهند که براساس آمار اخذشده حدود 27000 نفر هستند. نمونه آماری براساس جدول کرجسی مورگان، تعداد 383 نفر از طریق فراخوان اینترنتی به صورت داوطلبانه و آنلاین (برخط) با توجه به محدودیت تردد کرونا در پژوهش حاضر شرکت کردند. در ادامه، برای جمع آوری داده های موردنیاز از پرسشنامه های مهارت کنترل خشم حاجتی و همکاران (1387)، ابعاد تاب آوری واگنیلد (2009) و پرسش نامه خطرپذیری ایرانی (1387) بهره برداری شد و سپس، برای تجزیه وتحلیل داده های احصائی از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، مدل پیشنهادی از برازش قابل قبولی برخوردار است؛ زیرا تصریح شد اثر مستقیم مهارت مدیریت خشم بر رفتارهای پرخطر )001/0),P(363/0- ( و اثر غیرمستقیم (022/0),P(427/0- ( و همچنین اثر کل بین متغیرها (001/0),P(424/0- ( می باشد که هر سه از نظر آماری معنادار هستند و این بدین معناست که مهارت مدیریت خشم به طور مستقیم و غیرمستقیم با رفتار پرخطر رابطه معناداری دارد. نتیجه گیری: مهارت مدیریت خشم موجب افزایش میزان تاب آوری و درنتیجه سبب کاهش گرایش به رفتار پرخطر و افزایش نظم و احساس امنیّت اجتماعی در بین جوانان می شود.
مطالعه کیفی پیامدهای درمان اجباری اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
167 - 200
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: به رغم اینکه هزینه های هنگفتی صرف درمان اجباری اعتیاد در کشور می شود، اما مطالعات کافی در خصوص اثربخشی و مفید بودن این طرح صورت نگرفته است؛ بنابراین این مطالعه با هدف شناسایی پیامدهای درمان اجباری اعتیاد انجام گرفته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، اکتشافی و از نظ ر نوع مطالعه از نوع تحقیقات کیفی اس ت. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر مشتمل بر دو گروه متخصصان حوزه اعتیاد و افراد دارای تجربه درمان اجباری اعتیاد است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و تعداد افراد مورد مطالعه نیز بر اساس معیار اشباع اطلاعاتی، 22 نفر است. تکنیک مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات، «مصاحبه نیمه ساخت یافته» است و برای رسیدن به معیار قابلیت اعتماد پژوهش از تکنیک های اعتباریابی توسط مشارکت کنندگان، تکنیک ممیزی و حضور طولانی در میدان مطالعه و برای تحلیل داده ها از تحلیل مضمون بهره گرفته شد. یافته ها: بعد از کدگذاری و تحلیل داده ها، شش مضمون اصلی و هجده مضمون فرعی استخراج شد. مضامین حاصل از کدگذاری داده ها عبارت اند از: «ضعف خودمدیریتی»، «انفعال و بی ارادگی»، «محرومیت و خلأ وجودی»، «درمان مقطعی و سطحی»، «نادیده گرفتن اصول اخلاقی و حرفه ای» و «تثبیت موقعیت ورشکسته». نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که در درمان اجباری اعتیاد، پزشکی شدن درمان و درمان موقتی که بر مصرف دارو اتکا دارد، رجحان پیدا کرده است. بر این اساس، نظام درمان اعتیاد، نیازمند مجموعه ای از فعالیت های چندجانبه و سیستمی در سطوح مختلف سیاستی، مدیریتی، اجرایی و پرسنلی است که بتواند «انطباق پذیری» بیماران را به منظور بازپیوند اجتماعی و تأمین سلامت روانی و اجتماعی آن ها افزایش دهد.
تفسیری فراگیر از امنیت اجتماعی در مطالعه موردی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های امنیت اجتماعی بر هویت، ارزش ها و باورهای جامعه به عنوان اساس جامعه بودگی که انسجام و بقاء جامعه درگرو آن است، تاکید دارند. امنیت اجتماعی، مفهومی زمینه مند است که درهر جامعه ای با ابتنای بر دغدغه های اساسی و انسجام بخش آن جامعه صورت بندی می شود. بنابه این مهم امنیت اجتماعی موضوع پژوهش های بسیاری در جامعه ایران بوده است. بااین حال تنوع و تفرق یافته های پژوهش ها که هر یک وجهی از این مفهوم را موضوع تحقیق خود قرار داده اند، دستیابی به تعریفی فراگیر از امنیت اجتماعی را ناکام گذاشته است. با این وصف مقاله پیش رو با رویکردی توصیفی و تحلیلی و بکارگیری روش فراترکیب، تلاش دارد تا گستره متنوع پژوهش های این حوزه را احصاء و نتایج را بصورت نظام مند تجزیه و تحلیل کرده و با ترجمه آنها به-یکدیگر، تفسیری جامع از این مفهوم در جامعه ایران را ارائه کند. داده ها به شیوه اسنادی جمع آوری شد. براساس یافته های پژوهش؛ مطالعات امنیت اجتماعی در هشت محور احساس امنیت، ارزشهای اسلامی، نیروی انتظامی، فضای شهری، خانواده، زنان، رسانه های جمعی و هویت طبقه بندی شدند. ارائه تفسیری جامع از امنیت اجتماعی با جایابی گستره دغدغه های اساسی جامعه در ذیل مفهوم بسط یافته هویت-مدرن، اسلامی و ایرانی- پی گیری شد. نتیجه این که توازن عناصر هویت ساز جامعه ایرانی مبنای امنیت اجتماعی و عدم تعادل آنها ناامنی اجتماعی است.
نقش معلمان و شاگردان مدارس جدید در انقلاب مشروطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب مشروطیت یکی از وقایع مهم در تاریخ معاصر ایران است. این انقلاب پیامدهای مهم سیاسی و اجتماعی در جامعه ایرانی به همراه داشت. تحلیل گران انقلاب مشروطیت، به نقش روشنفکران، علما و بازاریان پرداخته اند، اما این مقاله به نقش گروه هایی همچون معلمان، شاگردان و فارغ التحصیلان مدرسه های جدید در وقوع انقلاب مشروطیت می پردازد. جمع آوری شواهد به روش اسنادی و تحلیل شواهد به روش تحلیل روایت است. براساس اسناد تاریخی معلمان، شاگردان و فارغ التحصیلان مدارس یکی از نیروهای تأثیرگذار در انقلاب مشروطیت بوده اند. برنامه های درسی، معلمان و شیوه آموزشی مدارس، مطالعه کتاب ها و روزنامه های انتقادی، نگرش ها، گرایش ها و مهارت هایی در شاگردان مدارس شکل داد که برای تغییر و اصلاح وضع موجودشان حضوری فعالانه در انقلاب مشروطیت داشتند. این مقاله تأیید این مدعاست که آموزش می تواند جامعه را تغییر دهد.
تجربه جنسیتیِ مصرف سیگار در بین دانشجویان دانشگاه خوارزمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به تفاوت فهم، زمینه ها و انگیزه های مصرف سیگار در میان دانشجویان دختر و پسر، پژوهش حاضر به مقایسه تجربه مصرف سیگار در بین دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه خوارزمی می پردازد. رویکرد این پژوهش، کیفی و روش آن پدیدارشناسی بوده که با روش نمونه گیری هدفمند با استراتژی گلوله برفی انجام شده است. افراد موردمطالعه شامل 2 گروه از دانشجویان دختر و پسر شاغل به تحصیل در دوره های تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه خوارزمی (15 دختر و 15 پسر) بودند که مورد مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با معیار اشباع نظری قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها، از تکنیک تحلیل تماتیک (مضمونی) بهره گرفته شد. بر پایه یافته های پژوهش، دانشجویان دختر و پسر درک و پنداشت متفاوتی از مصرف سیگار داشته اند و و به دلایل مختلف به مصرف سیگار ترغیب شده اند؛ دانشجویان پسر برای گریز از درگیری های فکری به مصرف سیگار روی می آورند و دانشجویان دختر با مصرف سیگار سعی در بازیابی هویت زنانه خود دارند. همچنین خوابگاه و دانشگاه در افزایش مصرف سیگار در دانشجویان پسر و در زمینه سازی و آغاز مصرف سیگار در دانشجویان دختر نقش داشته است. زمینه خانوادگی و پیرامونیان سیگاری در انگیزش هر دو جنس به مصرف سیگار نقش داشته اند. وجود دوستان سیگاری و کسب تجربه، اگرچه در مصرف سیگار از سوی هر دو جنس نقش داشت، ولی نقش آن در میان دانشجویان پسر برجسته تر بود. تفاوت تجربه زیسته مصرف سیگار در بین دانشجویان دختر و پسر، دلالت بر آن دارد که الگوی متفاوتی بر مصرف سیگار ایشان به ویژه از حیث انگیزه ها و شرایط زمینه ساز و تسهیلگر حاکم بوده است. افزون بر آن، فضای خوابگاه با کارکردی یکسان تااندازه ای بستری برای آغاز مصرف سیگار در میان دختران و تشدید آن در بین پسران بوده است.
الگوی عوامل موثر بر رشد اخلاقی و تعیین وضعیت آنها در دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
88 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی الگوی عوامل موثر بر رشد اخلاقی و تعیین وضعیت آنها در دانش آموزان دوره ابتدایی بود.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا آمیخته (کیفی و کمی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان رشد اخلاقی بودند که با توجه به اصل اشباع نظری تعداد 12 نفر از آنها با روش های نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمی دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 99-1398 بودند که طبق فرمول کوکران تعداد 377 نفر آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با روش های مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری و با روش های کدگذاری باز، محوری و انتخابی و آزمون تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS-21 تحلیل شدند.یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که عوامل موثر بر رشد اخلاقی دارای 88 مفهوم، 20 عامل و 6 مقوله بود که مقوله ها و عامل ها شامل محیط زندگی و نحوه تربیت (با سه عامل نقش محیط خانواده در رشد اخلاقی، نقش محیط آموزشی در رشد اخلاقی و نقش گروه همسالان در رشد اخلاقی)، استدلال های اخلاقی (با سه عامل استدلال های شناختی، استدلال های عاطفی و استدلال های روانی- حرکتی)، فضای حمایتی (با سه عامل برخورداری خانواده و مربیان از دانش علمی، استفاده از مشوق ها و توجه به مسائل معنوی)، آسیب های روانی، اجتماعی و آموزشی (با چهار عامل آسیب های ناشی از ویژگی های شخصیتی و روانی، آسیب های ناشی از استفاده غیرصحیح از رسانه ها، آسیب های ناشی از مشکلات خانوادگی و آسیب های ناشی از کارکردهای آموزشی)، ایجاد شناخت (با سه عامل مسئولیت پذیری، توانمندسازی و الگوپذیری) و فضائل اخلاقی (با چهار عامل نوع دوستی، کرامت انسانی، قانون مداری و توان تصمیم گیری) بودند. یافته های بخش کمی نشان داد که بین میانگین همه عوامل با میانگین جامعه تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P).بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر برنامه ریزی برای بهبود رشد اخلاقی دانش آموزان ضروری است. بنابراین، متخصصان و برنامه ریزان حوزه تعلیم وتربیت می توانند با توجه به مقوله ها و عامل های این پژوهش برنامه هایی جهت بهبود رشد اخلاقی دانش آموزان دوره ابتدایی طراحی و اجرا کنند.
مقایسه تاثیر الگوی آموزشی گانیه و الگوی آموزشی- انگیزشی کلر بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان پایه اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
143 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر الگوی آموزشی گانیه و الگوی آموزشی- انگیزشی کلر بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان پایه هفتم انجام شد.روش شناسی: این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان پایه هفتم شهر زاهدان در سال تحصیلی 99-1398 بودند که از میان آنان 60 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه مساوی شامل دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش اول با روش الگوی آموزشی گانیه و گروه آزمایش دوم با روش الگوی آموزشی- انگیزشی کلر به مدت هشت جلسه 45 دقیقه آموزش دیدند و گروه کنترل با روش مرسوم آموزش دید. داده ها با پرسشنامه انگیزش تحصیلی (Harter, 1981) جمع آوری و با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که هر دو روش الگوی آموزشی گانیه و الگوی آموزشی- انگیزشی کلر در مقایسه با گروه کنترل باعث افزایش معنادار انگیزش تحصیلی دانش آموزان شدند (05/0P).بحث و نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی هر دو روش مداخله، می توان از هر دو روش الگوی آموزشی گانیه و الگوی آموزشی- انگیزشی کلر جهت بهبود انگیزش تحصیلی دانش آموزان استفاده کرد.
تاثیر محرومیت های اجتماعی بر هنجار صداقت موردپژوهی چندگانه گروه های شغلی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
137 - 167
هدف این پژوهش شناسایی وضعیت انواع محرومیت در جامعه و اثر آن بر هنجار اجتماعیِ صداقت است. از آنجایی که هنجار صداقت نقش مهمی در نظم اجتماعی دارد، نظریه تبیین کننده پژوهش نظریه چلبی(با تاکید بر اخلاق مسئولیت) است. در سنجش محرومیت چهار بُعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و درسنجش هنجار صداقت تصور از وضعیت هنجار در جامعه و آمادگی برای رعایت هنجارها (در شعاع عام گرا یا خاص گرا) و صبغه ارزش اخلاقی آن مورد نظر بوده است. این مطالعه مبتنی بر موردپژوهی چندگانه و با روش پیمایش درون موردی است. در انتخاب موارد شغل معیار اصلی بوده و 381 نفر از افراد شاغل (گروه های شغلی کارگر، کارمند بانک،کارشناس ارشد، پاسبان، نظامی درجه دار، وکیل، بهیار، پرستار، پزشک، معلم، دبیر و استاد دانشگاه) انتخاب شدند. ضعف هنجار صداقت که توام با افزایش (به ترتیب) میزان محرومیت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است نشان از نوعی اختلال هنجاری (از نوع ضعف هنجاری) درجامعه دارد که به کمک مجموعه ای از محرومیت های اجتماعی (به عنوان عوامل مقوم) 25 درصد از تغییرات آن در مدل آماری قابل تبیین است.