فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۷۲۱ تا ۶٬۷۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۰
142 - 121
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد بررسی سینمای دفاع مقدس در طول چهار دهه بعد از انقلاب اسلامی(1360-1400) است. . چارچوب نظری این پژوهش بر دو نظریه" مکمل – بازتاب" و "شکل دهی" ، استوار است.که طبق آن هنر، بازتابی از شرایط اجتماعی است و در عین حال برای شکل دهی به افکار عمومی جامعه ، از آن بهره برده میشود. در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی برای درک عمیق تر ساختار و کار کرد آثار سینمایی دفاع مقدس استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که به لحاظ آسیب شناختی، سینمای دفاع مقدس در طول چهل سال بعد از انقلاب اسلامی دچار بی مهری از سوی دولت ها، مسولین و نهاد های ذیربط واقع شده است. همچنین یافته ها نشان میدهد که اغلب فیلم های این ژانر ، به رغم دسته بندی های متفاوت ، چه در دسته منتقد جنگ و چه در گروه جنگی ، به دلیل حساسیت های ویژه این ژانر ، سعی در تبلیغ دفاع مقدس دارند. اگر چه در طی چهار دهه گذشته فراز و نشیب هایی در کمییت و کیفیت فیلم ها بوجود آمده است ، اما بازتاب وقایع دفاع مقدس کمتر مورد بررسی قرار گرفته و بیشتر فیلم ها سعی در شکل دهی به افکار عمومی داشته اند که البته در دراز مدت موفق نبوده اند. همچنین این پژوهش نشان میدهد ، در دولت ها و معاونت های سینمایی بعد از انقلاب که به مقوله سینما ی دفاع مقدس توجه کرده اند ، پیشرفت هایی را شاهد بوده است.
نقش آفرینی رژیم صهیونیستی در بحران یمن و بایسته های رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با آغاز هشتمین سال تحمیل جنگ از سوی ائتلاف سعودی بر مردم یمن، واقعیت های میدانی حاکی از مداخله و نقش آفرینی رو به افزایش رژیم صهیونیستی به نفع این ائتلاف است. در این مقاله، کوشش شده است علل و ابعاد مداخله و نقش آفرینی رژیم صهیونیستی در بحران یمن، بررسی و میزان انطباق فعالیت رسانه های همسو و مدافع ملت یمن در این بحران با حجم تحرکات خصمانه رژیم صهیونیستی در آن ارزیابی شود. بر این اساس، هدف اصلی مقاله، تبیین علل و مستند سازی مداخلات رژیم صهیونیستی در جنگ یمن و مطالعه میزان کفایت فعالیت های رسانه ای محور مقاومت و رسانه های همسو با حجم مداخلات رژیم صهیونیستی در این بحران است. روش تحقیق در مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی و چارچوب نظری آن موازنه تهدید است. یافته های مقاله حاکی از آن است که مداخلات رژیم صهیونیستی در یمن را می توان در قالب های نظامی- فنی، آموزشی، جاسوسی و سیاسی- تبلیغاتی دسته بندی کرد. این رژیم بر حسب عادت، می کوشد تا ضمن نقش آفرینی در بحران ها و مداخله و بهره برداری از آنها برای مقابله با ایران و محور مقاومت، ردپای کمتری از خود در یمن برجای بگذارد. در انتهای مقاله، راهکارهای رسانه ای برای بهبود فعالیت های رسانه ای شبکه های برون مرزی صداوسیما در بازتاب این جنگ ارائه شده است.
شناسایی مولفه های راهبردی- بومی موثر بر مدیریت استعداد کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
287 - 298
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش شناسایی مؤلفه های راهبردی- بومی مؤثر بر مدیریت استعداد کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی بود.روش شناسی: روش انجام پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه آماری در این پژوهش تمام خبرگان در حوزه مدیریت استعداد بودند که بعد از انجام مصاحبه 13 اشباع نظری صورت گرفت. در ضمن مصاحبه های نیمه ساختار یافته با خبرگان دانشگاه ها در سال 139۸ به صورت کدهای توصیفی، تفسیری و انتخابی انجام شد و تعیین روایی از دو طریق انجام شد: 1- توسط 4 خبره سؤالات مصاحبه برازش شد 2- فرایند مصاحبه توسط دو همکار بررسی شد برای تعیین پایایی از فرمول کوپای کوهن (0.533 ) بدست آمد که نشان از پایایی بالا داشت. . برای انجام این پژوهش علاوه بر مطالعهی اسنادی، از تکنیک تحلیل مضمون با نرم افزار MAXQDA12 ، برای شناسایی ابعاد و مؤلفه ها استفاده شد. برای روش دلفی از نرم افزار SPSS25 استفاده شدیافته ها: با توجه به مصاحبه های انجام شده در نهایت در اینفرایند 385 کد اولیه استخراج گردید. با بازبینی متعدد و ادغام کدها بر اساس تشابه و طی چندین مرحله، در نهایت 11 مؤلفه اصلیکه مدیریت استعداد را تعریف می کنند به همراه 5 درون مایهاصلی(که بسیاری در بخش ادبیات پژوهش بدست آمده بودند) و در نهایت 67 شاخص و همچنین 4 بعد فرعی به عنوان ابعاد فیلترینگ(صافی) و برای آنها 8 مؤلفه که هر کدام را تعریف می کنندبحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که (بعد نظام جدب استعداد، نظام ارتقاء استعداد، نظام حفظ استعداد، نظام توسعه و آموزش و نظام ارزیابی و کشف استعداد) به عنوان ابعاد اصلی مدیریت استعدادشناسایی شد و همچنین در 2 راند دلفی مؤلفه های مورد ارزیابی برای تعیین روایی و پایایی قرار گرفت که در راند اول 23 شاخص حذف و در راند دوم 44 شاخص نهایی با ضریب کندال 0.654 مورد تأیید قرار گرفت.
ارزیابی سطح توسعه استان ها بر اساس شاخص های آموزشی، بهداشتی و مهاجرت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۳
۴۶-۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فرایند توسعه امری چند بعدی شامل ابعاد مختلف می باشد. بعد اجتماعی توسعه شامل شاخص های مختلفی از جمله شاخص های آموزشی، بهداشتی و مهاجرت است که شاخص های مذکور کمتر مورد توجه بوده است. نخستین گام در حل مسائل ناشی از نابرابری، شناخت و سطح بندی مناطق می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی سطح توسعه استان ها بر اساس شاخص های آموزشی، بهداشتی و مهاجرت گرفت که در آن 31 استان کشور بر مبنای 24 شاخص رتبه بندی شدند. روش: داده های 24 شاخص آموزشی، بهداشتی و مهاجرت از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور و نیز نتایج سالنامه های آماری کشور در سال 1397 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS،Excel و Arc GIS بهره گرفته شد. از ضریب ویلیامسون برای ارزیابی نابرابری فضایی، روش تحلیل مؤلفه های اصلی برای وزن دهی شاخص ها و روش تاپسیس، برای ساخت شاخص ترکیبی توسعه استان ها استفاده شد. در نهایت طبقه بندی سطح توسعه استان ها به روش GIS و نیز تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی انجام گرفت. یافته: نتایج نشان داد در شاخص های «نرخ ترک تحصیل (درصد) ابتدایی» و «نسبت مراکز توانبخشی به ازای جمعیت» بیشترین و در شاخص های «نرخ گذر دوره اول متوسطه (درصد)» و «نرخ باسوادی مردان» به ترتیب کمترین نابرابری وجود داشت. نتایج تعیین رتبه استان ها نشان داد استان های چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، سمنان، ایلام و یزد در بهترین وضعیت و استان های سیستان و بلوچستان، البرز، تهران، آذربایجان غربی و هرمزگان پایین ترین رتبه را داشتند. این یافته به همراه نتایج تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی و نیز نقشه هایGIS مؤید وجود شکاف توسعه اجتماعی و تفاوت بین استان های ایران از نظر شاخص های آموزشی، بهداشتی و مهاجرت از قبیل «نسبت مراکز فنی و حرفه ای به جمعیت»، «نرخ مرگ و میر کودکان کمتر از 5 سال» و «نرخ خالص مهاجرت» و غیره بوده است. بحث: به منظور برقراری توسعه متوازن پیشنهاد می گردد تخصیص هر گونه بودجه به استان ها و مناطق کم برخوردار شناسایی شده در این تحقیق اختصاص داده شود.
نقش و جایگاه فناوری های نوین ارتباطی در چابک سازی فرایندهای تولید رادیو -تلویزیونی (مطالعه موردی: سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۷
163 - 196
حوزههای تخصصی:
رقابت پذیری رسانه در سپهر رسانه ای ملی و فراملی، ارتباط نزدیکی با سرعت و چابکی رسانه دارد. این سرعت و چابکی در درجه اول باید در فرایندهای تولید رادیویی تلویزیونی قابل مشاهده باشد. فناوری نوین ارتباطی با هوشمندسازی سیستم رسانه ای و فرایندهای تولید جاری و آتی آن، ابزاری برای چابک سازی هستند. پژوهش پیش رو تلاش دارد با استفاده از روش پیمایشی نقش و جایگاه فناوری های نوین ارتباطی را در چابک سازی فرایندهای تولید تلویزیونی در رسانه ملی بررسی نماید. جامعه آماری این مقاله مدیران، کارشناسان و کارکنان سازمان صداوسیما هستند. یافته های پژوهش نشان می دهد: فناوری های نوین ارتباطی، ابزاری کارآمد برای «افزایش سرعت انجام عملیات تولید»، «انعطاف پذیری مدل و سیستم تولید»، «کیفیت بالا و افزایش تولید سفارشی» و «یکپارچگی و پیچیدگی کم فرایندهای تولید در مراحل قبل، حین و پس از تولید» است. این مؤلفه ها از ضروریات تحقق تعالی رسانه نیز هست که به طور مستقیم بر چابک سازی فرایندهای تولید رادیو تلویزیونی مؤثرند.
الگوی شبکه فرماندهی و کنترل قدرت نرم در نیروهای مسلح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروز، با گسترش سیستم ها و شبکه های رایانه ای در تمامی عرصه های زیرساختی، ارتباطی و اطلاعاتی با وجود ویژگی هایی نظیر مرزهای جغرافیایی نامحدود و کاربرد فراگیر، انتقال خدمات سریع و آسان با بهرگیری از فناوری و اطلاعات روز میسر شده است. ازطرفی، هم سو با این پیشرفت برق آسا، بستر جرایم از محیط حقیقی پا به فضای سایبری باز نموده و هر روز شاهد گسترش جرایم، حملات سایبری و فعالیت های مخرب در این فضا هستیم. رهگیری این موارد با تمامی ابزار موجب می گردد تا مجموعه تجهیزات کشف، جمع آوری شوند و مقابله اعم از عامل و غیر عامل، عملیات سایبری، جنگ الکترونیک و ... به صورت زمین پایه، دریا پایه و هواپایه در یک ساختار اساسی برای اهداف مشخص تجمیع گردند. این اهداف متنوع است و علاوه بر سرعت و شتاب و داشتن آزادی عمل در فضا، زمین و دریا ترفندها و فریب کاری خاص خود را در فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و عملیات روانی نیز دارا هستند. فرماندهی و کنترل قدرت نرم در نیروهای مسلح درقالب یک شبکه واحد و گسترده تنها با وحدت، تلاش، هماهنگی، هم زبانی و برقراری تعاملات و تبادلات اطلاعاتی و عملیاتی با سایر سازمان های کشوری و لشکری قادر است به اهداف یاد شده دست یابد. جامع، متحد و واحدبودن شبکه در ساختاری منسجم ازجمله خصوصیات این شبکه است. مشخصه بارز آن تجمیع اطلاعات و اخبار، پردازش و هماهنگی آن، تطبیق و تلفیق اطلاعات و همچنین انتشار این اخبار و اطلاعات به تمامی مراکز فرماندهی و کنترل قدرت نرم مورد نیاز برحسب میزان دسترسی مجاز عناصر به اطلاعات مذکور است. در این پژوهش، الگوی نوین فرماندهی و کنترل قدرت نرم برای نیروهای مسلح ارائه شده است.
Content Analysis of Work and Technology Curriculum for the First Year of High School(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present study aims at analyzing the content of work and technology curriculum in the junior high school. Methodology: A qualitative and applied research method was used, which was performed based on the content analysis. The statistical population consisted of work and technology curricula of the junior high school in the academic year 2019-2020, which were examined without sampling. The data collection tool was a triple list designed based on the goals of economic-professional education set out in the fundamental reform document of education. The collected data were analyzed using Shannon entropy software. Findings: In this software, the frequency of each data unit was identified, its indices of descriptive statistics were extracted and the importance coefficients of each of them were reported. The data in this study was in the form of themes, photos and learning activities. Therefore, data analysis was performed by using descriptive statistics indicators and their quantitative analysis. The results showed that the rate of emphasis on economic-professional education in work and technology curricula in each of its eight goals was as follows: understanding professional skills 0.99, professional ethics 0.066, entrepreneurship 0.053, avoiding unemployment 0.052, observance of productivity 0.040, commitment to ethics and values 0.039, wealth development 0.038, business laws 0.032, economic justice 0. Conclusion: The content analysis of the work and technology curricula of the first year of high school showed that the understanding of professional skills in the seventh grade was 46.6%, in the eighth grade was 75.4% and in the ninth grade was 61.5%
Investigating and Explaining the Teacher Professional Development Model of a Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study was to present a model of professional development of teachers with a qualitative approach. Methodology: In this study, in order to identify the teacher professional development model, a qualitative interview was determined. The statistical population of the study in the qualitative part was all experts and experts in educational management and planning with 10 people and in the quantitative part included all teachers and principals working in primary schools in Shiraz. The data collection tool was a researcher-made questionnaire. To collect the data in the second stage, a closed questionnaire with a Likert scale of five was used. Findings: The results showed that the results of semi-structured interviews during several stages of coding and also inspired by the research background, led to the identification of the initial code. In the second step, the identified concepts were categorized into the following categories. These fourteen categories are; 1. Management of learning and teaching 2. Creating a conducive learning environment 3. Assessment and curriculum 4. Outline vision 5. Continuous school improvement 6. Effective communication and collaboration 7. Relationship with society and stakeholders 8. Operations management 9. Resource management 10. Guidance and leadership of individuals and teams 11. Professional ethics 12. Islamic ethical principles and norms 13. Develop your career 14. Finally, the fourteen professional standards of school principals were divided into several key areas or categories: educational leadership, strategic leadership, ethical leadership, management and organizational leadership, communication management, and professional development. Conclusion: The results showed that the results of semi-structured interviews during several stages of coding and also inspired by the research background, led to the identification of the initial code.
زیست فرهنگی اساتید دانشگاه به مثابه زیست از دست رفته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۳
129 - 151
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به دنبال بررسی چگونگی مصرف آثار فرهنگی و هنری اساتید دانشگاه هستیم و آن را در قالب زیست فرهنگی اساتید تبدیل به مسئله کرده ایم. زیست فرهنگی یک استاد دانشگاه ایرانی چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش نیز اشاره ای به وضعیت زیست علمی اساتید داریم تا بتوانیم آنچه از موقعیت زیست علمی استاد بر زیست فرهنگی او تأثیر می گذارد تصویر بهتری پیدا کنیم. بنابراین، پژوهش حاضر بر اساس روش شناختی کیفی در دو دانشگاه دولتی تهران و دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز است. دو دانشگاه یاد شده دانشکده های مختلفی قرار دارند که در سه گروه عمده هنر، علوم انسانی و مهندسی با 120 استاد مصاحبه به عمل آمده است. در نتیجه گیری آمده است که زیست علمی اساتید در ساختار اداری دانشگاه به گونه ای درگیر شده است که باید به تعداد انبوه متن علمی چاپ کند، زیرا به جز آن موقعیت استادی از دست می رود. بنابراین، استاد تبدیل به کارگر فرهنگی می شود که مدام باید متن علمی تولید کند و این خارج از استانداردهای تولید متن علمی نوآورانه است. پس، استاد دچار سرخوردگی است و از طرفی دانشگاه ایرانی نسب به وضعیت زیست فرهنگی استاد نیز بی اعتنا است. بدین ترتیب، اولویت استاد ایرانی گذراندن زمان در حوزه تخصصی است و او نسبت به ضرورت مصرف آثار فرهنگی و هنری نه تنها آگاهی ندارد بلکه در وضعیت بحرانی به سر می برد.
ترسیم آینده های معنوی و فرهنگی جوامع بشری در پارادایم ترنس مدرن مطالعه موردی: تحلیل گفتمان انتقادی فیلم «پرسی جکسون و دزد صاعقه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درحالی که ذهنیت دانشی و اجتماعی جوامع دانشگاهی بیشتر روی مطالعه پارادایم های مدرن و پُست مدرن مستقر است، در عرصه هنر و رسانه با سطح دیگری از آثار سینمایی مواجه هستیم که حاکی از بروز پارادایم متفاوتی از پارادایم های پیش گفته است و گزاره های نوینی را برای آینده های معنوی و فرهنگی جوامع بشری به تصویر می کشد. هنر با استمداد از رسانه، بازنمایی کننده و درعین حال متأثر از تفکر جهانی است که معانی و راه های ممکن نگریستن به جهان را پیش می نهد. این پژوهش درصدد بازنمایی نشانه های ماوراءالطبیعی پارادایم ترنس مدرنیسم در فیلم «پرسی جکسون و دزد صاعقه» ساخته کریس کلمبوس است. جست وجوی فراپیام فیلم، در چهارچوب نظریه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و با رویکرد پدام انجام شده است. به منظور شناسایی و صورت بندی مفاهیم و پیش فرض های ماوراءالطبیعیِ پارادایم ترنس مدرن، از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. یافته های این پژوهش حاکی از ظهور قلمرو معنایی جدیدی برای انسان ذیل پارادایم ترنس مدرن در هزاره سوم است که به بارزترین شکل می توان تأثیر آن را در سینمای هالیوود مشاهده کرد.
ارتباطات میان فرهنگی به مثابه جریانی از تعدیل شخصیت و هویت های انسانی-اجتماعی (تحلیلی بر فیلم سینمایی هفت سال در تبت از منظر ارتباطات میان فرهنگی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصور مواجهه با دیگری، اغلب تصوری غریب است. ما هر اندازه هم که کنجکاو و مایل به کشف جهان های دیگر بوده و از تمنای چنین کشفی بر سر ذوق باشیم، اما نمی توانیم بر تمامی اضطراب ها، تردیدها و گاه حتی ترس های خویش فائق آئیم. این ترس ها در سطحی کلان، البته ممکن است به زودی ما را در لاک دفاعی یا حتی حالت تهاجمی قرار دهد و هیچ کم نیستند شواهدی در درازای تاریخ که مؤید چنین حالت هایی است. با این همه، با فرضِ ناگزیر ارتباطات میان فرهنگی در روزگار کنونی، می توان این ارتباطات را چونان جریانی از تعدیل شخصیت و هویت های انسانی-اجتماعی به شمار آورده و از این رو، بر گسترش آن در یک چارچوبِ فراگیر پای فشرد. بنابراین، مقاله حاضر مبتنی بر چنین نگاهی و بر اساس نوعی روش شناسی تفسیری، به دنبال فهم چگونگی این امر بوده است. در این راستا، با بهره گیری از فیلم سینمایی «هفت سال در تبت» که بر پایه داستانی واقعی ساخته شده است، نشان داده ایم که ارتباطات میان فرهنگی جدای از امکان شکوفایی هویت های چندوجهی، زمینه تعدیل خود شخص در نسبت با خودش و نیز، تعدیل نگاه او به دیگران را فراهم می سازد. این امر مراتب گوناگونی داشته و در صورت های مختلفی تجلی می یابد که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد.
معرفی کتاب: قوم شناسی بلوچ
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۵
179-179
حوزههای تخصصی:
اثربخشی برنامه آموزشی ارتقا سواد رسانه ای بر دلزدگی زناشویی در زوجین پرمصرف فضای مجازی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درحالی که اغلب ازدواج ها با عشق شروع می شود و زوجین قصد دارند به یکدیگر احترام بگذارند، در طول زمان، مسائلی پدید می آید که جدایی زوجین را در پی دارد یا زندگی مشترک، بدون احساس و عاطفه ادامه می یابد. باتوجه به تأثیر رسانه ها در عصر مدرن بر وقوع چنین پدیدهایی، هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه آموزشی ارتقا سواد رسانه ای بر دلزدگی زناشویی در زوجین پرمصرف فضای مجازی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1398 بود. روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی و جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی شهر اصفهان دررابطه با مشکلات ناشی از مصرف زیاد فضای مجازی بود؛ که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس (هدفمند) تعداد 30 زوج (60 نفر) انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل (15 زوج) و آزمایش (15 زوج) تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه های مربوط به اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز (CBM) بود. پس از اجرای پیش آزمون بر روی هر دو گروه، گروه آزمایش طی هشت جلسه 75 دقیقه ای با استفاده از برنامه آموزشی ارتقا سواد رسانه ای محقق ساخته آموزش دیدند و گروه کنترل به دوراز متغیر مستقل نگاه داشته شدند. پس از اتمام آموزش از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد تا میزان تغییرات حاصله مشخص شود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های آماری در دو سطح توصیفی و استنباطی استفاده شد و درنهایت تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار 23-SPSS صورت گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد اثر برنامه آموزشی ارتقا سواد رسانه ای بر دلزدگی زناشویی در زوجین پرمصرف فضای مجازی شهر اصفهان معنادار بوده است (012/0= p , 82/6= F). باتوجه به کمتر بودن میانگین نمره مؤلفه دلزدگی زناشویی زوجین گروه آزمایش در زمان پس آزمون نسبت به پیش آزمون، نتیجه می شود که برنامه آموزشی ارتقا سواد رسانه ای بر کاهش دلزدگی زناشویی در زوجین پرمصرف فضای مجازی شهر اصفهان مؤثر بوده است. مقدار اندازه اثر برنامه آموزشی ارتقا سواد رسانه ای بر دلزدگی زناشویی زوجین برابر 11 درصد بوده است.
بررسی مقایسه ای خشم و پرخاشگری در کارمندان و اعضا هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی
منبع:
مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی سال چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۴) جلد دوم
1-15
حوزههای تخصصی:
با وجود تلاش های علمی جهانی، در کشور ما تدابیر علمی برای مدیریت خشم به خصوص در محیطهای آموزشی اتخاذ نشده است. با درک این ضرورت، پژوهش حاضر به منظور بررسی مقایسه ای خشم و پرخاشگری در کارمندان و اعضا هیئت علمی صورت گرفت. هدف پژوهش حاضر، بررسی مقایسه ای خشم و پرخاشگری بین کارمندان و اعضا هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال 99-98 می باشد. مطابق جدول مورگان 248 نفر کارمند و278 نفر اعضای هیات علمی به صورت تصادفی طبقه ای نسبی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد باس وبری و خشم اسپیلبرگر(2008) بوده است که روایی، صوری و محتوایی آن مورد تایید اساتید و خبرگان قرار گرفت و پایایی ابزار با ضریب الفای کرومباخ 7/0 برآورد گردید. جهت تحلیل داده ها از آزمون آماری توصیفی و استنباطی استفاده شد که با نرم افزار spss و Smart PLS... نسخه 24 تحلیل شدند. میانگین متغیرها در گروه کارمندان بین217/3 تا 688/3 بوده است که در این میان پرخاشگری خشم و خصومت بیشترین میانگین را دارد. میانگین متغیرها در گروه هیئت علمی بین032/3 تا 399/3 بوده است که در این میان صفت خشم بیشترین میانگین را دارد. میزان پراکندگی از لحاظ شاخص دامنه تغییرات زیاد است و بین 1 تا 5 را در برگرفته است. از نظر شاخص انحراف معیار در گروه کارمندان متغیر حالت خشم دارای بیشترین پراکندگی است و در گروه هیات علمی متغیر حالت خشم دارای بیشترین پراکندگی است. نتایج نشان دادکه در ﻣﻮﻟﻔﻪ اﺣﺴﺎس ﺧﺸﻢ، ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی ﺑﺪﻧﯽ و ﺧﺼﻮﻣﺖ، ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اعضا هیئت علمی؛ در اﺣﺴﺎس ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺑﯿﺎن ﮐﻼﻣﯽ ﺧﺸﻢ، اﺣﺴﺎس ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺑﯿﺎن ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﺧﺸﻢ، ﺧﻠﻖ و ﺧﻮی ﺧﺸﻤﮕﯿﻦ، واﮐﻨﺶ ﺧﺸﻤﻨﺎک و ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی ﮐﻼﻣﯽ، کارمندان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اعضا هیئت علمی ﻧﻤﺮه ﺑﺎﻻﺗﺮی را ﮐﺴﺐ ﮐﺮدﻧﺪ. درکنترل ﺑﺮون رﯾﺰی ﺧﺸﻢ و درون رﯾﺰی ﺧﺸﻢ، کارمندان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اعضا هیئت علمی؛ ﻧﻤﺮه ﺑﺎﻻﺗﺮی را ﮐﺴﺐ ﻧﻤﻮدﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻧﻤﺮه ﻧﮕﺮش ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻪ رﻓﺘﺎر پرخاشگرانه کارمندان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اعضا هیئت علمی و ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻧﻤﺮه ﻧﮕﺮش ﻣﻨﻔﯽ ﺑﻪ رﻓﺘﺎر پرخاشگرانه کارمندان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اعضا هیئت علمی ﺑﺎﻻﺗﺮ ﮔﺰارش ﺷﺪه ﺑﻮد نتایج یافته ها نشان از نامطلوب بودن وضعیت خشم کارکنان دانشگاه پزشکی انجام مداخلات مناسب در این زمینه انجام مداخلات آموزشی و ارتقایی در زمینه مهارت های کنترل خشم در این دانشجویان ضروری است. طراحی دوره آموزشی مهارت های کنترل خشم و تدوین کتابچه راهنما در این زمینه برای کارمندان و اعضای هیئت علمی، توسط مسئولان این دانشگاه پیشنهاد می شود.
اسماء الهی و زندگی: چشم انداز قرآنی و روان شناختی در باب عفو(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰شماره ۱۳
117 - 140
حوزههای تخصصی:
اسم جامع رحمان در چیدمان عالم پس از اسم شریف الله جای دارد و با تجلی و سریان خود، همه اسم های دیگر را رقم می زند. بر این اساس، رحمت و عفو در تاروپود این هستی سیلان دارد. خداوند، هم خود بخشایش گر است و هم آدمیان را به این عمل سفارش می کند. در ادبیات دینی و روان شناختی مباحث قابل توجهی حول عفو (به تعبیر قرآنی) یا بخشش (به تعبیر روان شناختی) شکل گرفته است. در این پژوهش که به روش تحلیلی و توصیفی صورت می گیرد، ابتدا به بررسی جهان نگری اسمائی و چیدمان عالم و ظهور بروز اسم شریف رحمان در هستی و زندگی آدمیان می پردازیم. آنگاه چشم اندازهای قرآنی و روان شناسی در این باب مورد بررسی قرار می گیرد. مسئله چالش برانگیز در این بین، حدومرزهای عفو از منظر قرآن و روان شناسی و نیز شباهت ها و تفاوت های این دو دیدگاه در باب بخشش است.
مواجهۀ بازاندیشانه با بحران اقتصادی در زندگی روزمره: راهبردها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال هجدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
194 - 165
حوزههای تخصصی:
بروز بحران اقتصادی و در کنار آن ظهور پدیده همه گیر کرونا و تأثیر آن بر اوضاع اقتصادی، در سال های اخیر شرایط اقتصادی نامطلوبی را برای اقشار مختلف جامعه به وجود آورده است. در این شرایط خانوارها نیازمند کنش ها و راهبردهایی برای انطباق با شرایط و گذر از این وضعیت هستند. تحقیق حاضر نیز با هدف بررسی همین راهبردها که در شرایطی از نامطلوبیت اقتصادی از سوی خانوارها صورت می پذیرد، گام برداشته است. این مطالعه در چهارچوب پارادایم تفسیری و برساخت گرا با رویکرد کیفی، تکنیک تحلیل مضمون و ابزار پرسشنامه نیمه ساخت یافته انجام شده است. افراد بیشتر از 18 سال نمونه تحقیق را تشکیل داده اند که برای انتخاب آن ها از نمونه گیری هدفمند از نوع در دسترس استفاده شده است. معیار ورود به مطالعه نیز سرپرست خانوار بودن نمونه ها در نظر گرفته شده است که در نهایت با توجه به قاعده اشباع نظری با 36 نفر مصاحبه شد. نتایج تحقیق نشان داد که راهبردهای مواجهه شهروندان در سه دسته قرار می گیرد: بعضی از کنش ها مقاومتی بودند و تنها درصدد کاهش میزان اثرات بحران ها بر اقتصاد خانوار و تلاش برای ادامه حیات بودند. برخی کنش ها نیز بازیابی کننده بودند؛ بدین صورت که خانوارها در صدد حفظ سطح رفاهیِ خود قبل از بروز بحران ها بودند. در اینجا کنش های اقتصادی کوتاه مدت و ناپایدار بوده است و تأثیر چندانی بر بازیابی اقتصاد خانوار و دفع شوک های بحران نداشته اند. برخی کنش های دیگر نیز در حوزه راهبرد خلاقیت قرار گرفتند. در این راهبرد افراد با استفاده از شرایط هرج و مرج اقتصادی کنش هایی نامولد و ناکارا را برای افزایش سهم خود از اقتصاد به کار بردند. در این راهبرد منفعت عمومی نادیده گرفته می شود و فقط نفع شخصی مدنظر افراد قرار دارد؛ البته برخی از کنش های خلاق مولد با عنوان خلاق بالقوه معرفی شده اند که با موانع بسیار در جهت عملی شدن روبه رو بوده اند. در کنار این، نتایج تحقیق همچنین بیانگر اعتقاد شهروندان به تأثیرگذاری محیط و بستر اجتماع بر نحوه راهبردهای اقتصادی مردم بوده است؛ بدین صورت که فقدان بلوغ سیاسی علت ایجاد پیامدهایی چون اقتصاد شکننده، جامعه کم عیار و فرهنگ عقلانیت ستیز است؛ شرایطی که نوع راهبردها و کنش های اقتصادی خانوار را متأثر کرده است.
طراحی مدل سیاستگذاری مطبوعات با تاکید بر توسعه زنان با استفاده ازنظریه برپایه کلاسیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای در رسانه و فرهنگ سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
95 - 114
حوزههای تخصصی:
دنیای امروز مطبوعات همزمان در رقابت با رسانه های مختلف ، هنوز جایگاه خود را از دست نداده اند و می توانند به وظایف ذاتی شان از جمله در جهت آگاهی بخشی بپردازند. همچنین با توجه به اینکه زنان نیمی از جمعیت کشور می باشند واهمیت نقش بانوان در توسعه جوامع و پایین بودن نرخ شاخص بین المللی توسعه زنان انجام مطالعه در این زمینه ضروری به نظر می رسد. این تحقیق در حوزه سیاستگذاری رسانه مکتوب )مطبوعات( تلاش نموده که در راستای موضوع اصلی تحقیق الگویی با تاکید برتوسعه انسانی زنان ارائه دهد . در این پژوهش از روش تحقیق کیفی و نظریه برپایه کالسیک )گلیزر( استفاده شده است. به این منظور با 13 نفر از متخصصان و صاحبنظران در زمینه های سیاستگذاری و مطبوعات و زنان که بصورت هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه عمیق و نیمه ساخت یافته بعمل آمد . براساس تحلیل داده های بدست آمده از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته و مدل بدست آمده از تحقیق، مقوله های اشباع شده عبارتند از: قوانین و سیاستها، نهادسازی، مدیریت و رهبری، فرهنگ سازی و درونی کردن ارزش ها، اقدامات محتوایی و آینده نگری.
فراترکیب پژوهش اعتماد اجتماعی درایران:ارائه چارچوب والگویی جامع ویکپارچه (بررسی کلیه مقالات 20 ساله علمی پژوهشی طی سال های 1380 تا 1400)
حوزههای تخصصی:
اعتماد اجتماعی از اجزای ضروری زندگی اجتماعی بوده و به منزله یکی از مفاهیم کانونی جامعه شناسی تلقی می شود. علایق جامعه شناسان در بررسی و تبیین اعتماد در طی دو دهه اخیر رشد سریع و فزاینده ای از خود نشان داده است. بدون انسجام اجتماعی و اعتماد، پایداری نظم اجتماعی امکان پذیر نیست. اعتماد اجتماعی تکیه گاه روابط اجتماعی و نیز اولین جزء اساسی نظریه های نوین سرمایه اجتماعی است. اعتماد اجتماعی را می توان به عنوان مجموعه ای از انتظارات، تعهدات اکتسابی و به لحاظ اجتماعی تایید شده در نظر گرفت که افراد نسبت به یکدیگر و نسبت به سازمان ها و نهادهای مربوط به زندگی اجتماعی خود دارند. اعتماد اجتماعی به مثابه پدیده اجتماعی تلقی شده و اصول پنج گانه جامعه شناختی تحلیل دورکیمی آن عبارتند از : «ماهیت و چیستی»، «الگوهای اجتماعی»، «همبسته ها»، «پیشایندها» و «پسایند های پدیده های اجتماعی». طی بیست سال گذشته، با توجه به اهمیت اعتماد اجتماعی درایران، تحقیقات متعددی در این خصوص انجام شده است. با توجه به فراوانی و تنوع تحقیقات انجام شده، نیازبه انجام تحقیقات ترکیبی مثل فرا ترکیب دراین حوزه احساس می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه چارچوب و الگویی جامع و یکپارچه در خصوص اعتماد اجتماعی در ایران خواهد بود. تحقیق از نوع فرا ترکیب خواهد بود. اطلاعات تحقیق با استفاده از چهار منبع اینترنتی پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (sid.ir)، پایگاه اطلاع رسانی نشریات علمی ایران(magiran.com)، پایگاه مجلات تخصصی نور (Noormags.ir)، پرتال جامع علوم انسانی (Ensani.ir) جمع آوری شده است. یافته های تحقیق حاضر حاکی از آن داشته که طی سالهای 1380 تا 1400تعداد 236 مقاله در موضوع اعتماد اجتماعی درایران ثبت شده است. نتایج استفاده از روش فراترکیب تحقیق را قادر به ارائه چارچوب و الگویی جامع و یکپارچه تبیین اعتماد اجتماعی در ایران نموده است. بر اساس مدل پیشنهادی اعتماد اجتماعی قابل تفکیک و تبیین در چهار بخش به ترتیب فراوانی عبارتند از پیشایندها (46 درصد)، پسایندها (38 درصد)، وضعیت (11 درصد) و کلیات (5 درصد) بوده است. بیشترین عوامل موثر بر اعتماد اجتماعی درایران اختصاص به دینداری (28 مقاله)، احساس امنیت اجتماعی (27مقاله)، طبقه اجتماعی (19 مقاله)، دگرخواهی (نوع دوستی) و رسانه های جمعی(هر کدام 11مقاله)، تحصیلات و رضایت از زندگی (هر کدام 9 مقاله) داشته اند. بیشترین اثرات اعتماد اجتماعی اختصاص به به دو متغیر مشارکت اجتماعی (20 مقاله) و احساس امنیت اجتماعی (13 مقاله) داشته است.
چگونگی نقش آفرینی تولیدات کاربر محور در حفظ رسانه ی اجتماعی اینستاگرام با تاکید بر رابطه ی اینفلوئنسر و فالوئر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم زمستان ۱۴۰۰شماره ۲۸
111-138
حوزههای تخصصی:
هر رسانه ی اجتماعی سازوکار مختص به خود را برای افزایش مشارکتِ فعال کاربران دارد، علاوه بر این سازوکار، چگونگی تولید محتوا و مصرف رسانه های اجتماعی توسط کاربران، در تغییر و ایجاد ظرفیت های جدید در این رسانه ها مؤثر بوده است. اینستاگرام نمونه ا ی از رسانه های اجتماعی است که موفق به ایجاد بستری برای مشارکت فعال کاربران در راستای تولید محتوا شده است. نوآوری کاربران در تولید محتوا منجر به شکل گیری گونه های نوینی از محتوا در اینستاگرام شده و از این نظر مطالعه روابط تولید محتوا در اینستاگرام ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش ارائه ی شرحی از عوامل مرتبط در شکل دهی به تولیدات کاربرساخته با تاکید بر رابطه ی اینفلوئنسر و فالوئر است. در این پژوهش از روش توصیفی استفاده شده و اطلاعات مورد نیاز با برگزاری سه نشست گروهی متمرکز با کاربران فعال اینستاگرام گردآوری و با استفاده از تکنیک تحلیل تماتیک تحلیل شده است. پس از کدگذاری اطلاعات 11مقوله ی اصلی مرتبط با تولید کاربرساز احصاء شد و این مقولات حول مقوله ی کانونیِ مشارکت جمعی در تولید محتوا صورت بندی گردید. پس از کدگذاری عناصر موثر بر تولیدات کاربرمحور در بین کاربران ایرانی به 12 مقوله اصلی که بر تولیدات کاربرمحور اثر می گذارند و در نهایت منجر به حفظ شبکه ی ایسنتاگرام می شوند وشناسایی شدند و حول مقوله کانونی چرخه دورانی توجه بین فالوئر و اینفلوئنسر صورت بندی شدند.
ارزیابی عملکرد رسانه های پخش در شبکه های اجتماعی آنلاین با استفاده از مدل های تحلیل پوششی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هفتم زمستان ۱۴۰۰شماره ۲۸
269-303
حوزههای تخصصی:
چشم انداز رسانه ای در جهان طی دو دهه ی اخیر به دلیل استفاده از اینترنت و عمدتا توسعه ی شبکه های اجتماعی آنلاین، تغییر کرده و به طور چشم گیری بر نحوه ی تولید، توزیع و مصرف رسانه ا ی تاثیر گذاشته است؛ از این رو برنامه ریزان رسانه ای می بایست در فرآیند تصمیم گیری اقدامات مناسب را به دقت شناسایی کنند. اولین قدم برای تغییر رویه ها، اطلاعاتی است که از طریق «ارزیابی عملکرد» حاصل می شود. در این مقاله، عملکرد رسانه های پخش در شبکه های اجتماعی (اینستاگرام و سروش) با استفاده از مدل های CCR و BCC در تحلیل پوششی داده ها ارزیابی شده است. نتایج در دو ماهیت ورودی و خروجی -که سطح فعالیت سازمان و سطح پاسخ مخاطبان نامیده شده است- ارزیابی و نتایج حاصل از اجرای دو مدل مقایسه شده است. در واقع، عملکرد هر یک از این واحدها در استفاده ی بهینه از منابع برای تولید ستاده ها، ارزیابی شده است. جامعه ی آماری در این پژوهش، شبکه های رادیویی و تلویزیونی است که به عنوان واحد تصمیم گیرنده در نظر گرفته شده اند. نتایج نشان می دهد تعدادی از واحدها با اجرای مدل های CCR و BCC در سطوح فعالیت سازمان و پاسخ مخاطبان، به طور مشترک کارا بوده اند؛ اما با اجرای مدل BCC واحدهای دیگری نیز کارا شناسایی شده اند. سپس به کمک تحلیل ابرکارایی، واحدهای کارا رتبه بندی شده اند. در نهایت، واحدهای ناکارا در هر یک از شبکه های اجتماعی شناسایی و به-منظور بهبود عملکرد واحدهای ناکارا، استراتژی مناسب پیشنهاد شده است. این الگو به مدیران رسانه ای کمک خواهد کرد تا عوامل ناکارایی خود را در مقایسه با رقبا شناسایی کرده و به واحدی کارا، تبدیل شوند.