فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۴۸۱ تا ۷٬۵۰۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در اکثر مقاطع دوران حکومت پهلوی دوم، نظام سیاسی به منظومه ای بدل گشته بود که شاه در مرکزیت آن، تأثیرگذارترین عامل تولید و توزیع قدرت بود. وزیر دربار در چارچوب وظایف قانونی و گاه فراقانونی، با فراهم ساختن زمینه ی ارتباط و تعامل شاه با سایر کارگزاران سیاسی ، یکی از اصلی ترین اهرم های شاه در ایجاد و حفظ نظام مزبور بود. نقش و کارکرد اصلی وزارت دربار، در قالب کنش های وی در ایجاد ارتباط میان کارگزاران سیاسی جلوه گر بود. در این ارتباطات، وزارت دربار با مرتبط ساختن شاه با سایر رئوسِ هندسه ی سیاسی نظام، نقش قابل توجهی در شکل گیری ارتباط میان بازیگران سیاسی ایفا می نمود. به دلیل همین تماس های مستمر و ارتباطات ریشه دار میان شاه و وزیر دربار، پدیده ی جابجایی پیاپی میان متصدیانِ مناصب نخست وزیری و وزارت دربار پدید می آید. از همین روی، این نوشتار مخاطب را در درک و کسب شناختی عمیق ترِ از نظام پهلوی دوم و نظام های مشابه یاری می نماید، اهمیت و لزوم پژوهش مزبور را منعکس می سازد. بررسی منطق حاکم بر روابط وزیر دربار ، شاه و سایر کارگزاران سیاسی ضمن کمک به درکِ جایگاه بی بدیل و کار ویژه ها ی خاص وزارت دربار، کارکرد و کنش ها ی متقابل اجزای سیاسی جامعه ی پهلوی را پدیدار می سازد. بررسی تحولات عرصه ی قدرت وزرای دربار، به آشنایی با منطق توزیع و تولید قدرت و اقتدار در رژیم های مشابه منجر می شود. این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی، اسنادی و با محوریت استفاده از منابع کتابخانه ای در پی تحلیل ماهیت و نقش سیاسی وزارت دربار می باشد.
مراسم ازدواج در عصر قاجار از نگاه سیّاحان اروپایی
حوزههای تخصصی:
یکی از منابع مهم برای بررسی اوضاع اجتماعی-فرهنگی ایران سفرنامه ها یی است که در هر دوره نوشته شده اند. چون مراسم هر کشوری برای خارجیان نا آشناست معمولا این رسوم مورد توجه آن ها قرار می گیرد و تلاش می کنند تا آن را به صورت دقیقی در سفرنامه هایشان بازتاب دهند. یکی از ادوار مهم که تعداد قابل توجهی سیاح و سفیر از کشورهای مختلف وارد ایران شدند و سفرنامه های زیادی از خود به یادگار گذاشتند عصر قاجار بود؛ از این رو در این زمان آداب و رسوم ایرانیان در زمینه های مختلف از جمله رسم ازدواجشان، توسط سیاحان به نگارش درآمد.
انواع ازدواج ، مراحل مختلف آن، از خواستگاری و شیرینی خوران تا عقد و عروسی، همراه با آداب جذّاب آن، رسوم مختلف ازدواج میان اقوام و اقلیّت های مختلف و تفاوت های آن ها به قلم روان و ساده ی بسیاری از سیّاحان اروپایی دوره ی قاجار به نگارش درآمد. در این پژوهش تلاش شده به روش توصیفی-تحلیلی دیدگاه آن ها را در این خصوص بررسی کرده و با بیان گفته های آن ها و مقایسه ی آن با منابع داخلی زمان قاجار درصدد آنیم تا دریابیم که رسم ازدواج در دوره ی قاجار در سفرنامه های اروپاییان به صورت واقع بینانه ای گزارش شده یا اینکه بعضی از گفته های اروپاییان در این خصوص، با واقعیّت های جامعه قاجار مغایرت دارد.
تحلیل تاریخی فعالیت های میسیونری درعصر جانشینان شاه عباس اول (1038-1135ق/1629-1722م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور میسیونرها مذهبی مسیحی در ایران، ازجمله مباحث مهم در مطالعات صفویه است. از عصر شاه عباس اول به بعد، فعالیت کشیشان مسیحی اروپایی در راستای اهداف سیاسی، عثمانی ستیزی و اهداف مذهبی، پیگیری تبلیغ مسیحیت در ایران، روبه افزایش نهاد. موقعیت مساعد داخلی ایران، ازجمله روحیه مهمان نوازی و سعه صدر ایرانیان در برخورد با ادیان دیگر، زمینه هایی بود که موقعیت مناسبی برای حضور کشیشان مسیحی اروپایی در ایران فراهم کرد. از میان فرقه های متعدد مسیحی، پنج فرقه فعالیت های تبلیغی و ماموریت های سیاسی عمده ای از عصر صفویه تا قاجار، در ایران انجام دادند. این پنج فرقه عبارت اند از کارملیت، دومینیکن، یسوعی، کاپوسن و آگوستین. تلاش برای تبلیغ و تبشیر مسیحیت باعث می شد مبلغان سختی های بسیاری را بر خود آسان کنند و از این راه، به اهداف و انگیزه های درونی خود دست یابند. آن ها از جانب پاپ و پادشاهان اروپا، به عنوان نمایندگان سیاسی می آمدند و درصدد بودند مسائل تبشیری و تبلیغی خود را با استعمار پیوند زنند. در عصر جانشینان شاه عباس اول، سیاست عثمانی ستیزی سلاطین صفوی کاهش یافت و درنتیجه، اقدامات کشیشان مسیحی با ناکامی مواجه شد. نقشه های بلندپروازانه مبلغان، مسیحی برای تبلیغ و جذب مسلمانان نه تنها موفقیتی دربرنداشت بلکه با شکست مواجه شد. جالب آنکه کشیشان مسیحی عصر صفویه موفقیت چندانی در جذب اقلیت های مسیحی ایران ازجمله ارامنه مسیحی، گرجی ها، یهودی ها و... کسب نکردند. هدف این پژوهش بررسی تحلیلی نحوه فعالیت میسیونرهای مسیحی، در دوره جانشینان شاه عباس اول و ارزیابی اقدامات آنان، با اتکا به اسناد و منابع تاریخی است.
اعتراضات مردم به نوسازی شهری در دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت پهلوی اول موجد تغییرات در عرصه های گوناگون حیات اجتماعی ایران شد؛ از جمله این تغییرات، دگرگونی هایی بود که در عرصه شهری رخ نمود. دولت پهلوی اول بر اساس ایده نوسازی منطبق با الگوهای غربی، به تغییر شهرها همت گمارد. در این نوسازی، زندگی شهری با وسایل و ابزار مدرن که از جمله آنها ورود اتومبیل به شکل گسترده در شهرها بود، تأثیر خود را بر بافت و فضای شهری از طریق خیابان سازی گذاشت؛ یعنی، مهم ترین وجه نوسازی شهری، خود را در احداث خیابان های جدید و وسعت دادن به خیابان های موجود نمودار کرد. اما، این وجه از نوسازی شهری، مستلزم تخریب املاک شهروندان بود و اعتراضاتی را در پی داشت. بخشی از اعتراضاتِ مربوط به تخریب املاک، در عریضه هایی منعکس شده است که به مجلس شورای ملی واصل می شد. از این رو، مقاله حاضر به بررسی نوسازی شهری در دوره پهلوی اول از دریچه نگاه شاکیانی پرداخته است که شکایات خود را به مجلس شورای ملی ارائه دادند. این عریضه ها مربوط به سه دوره مجلس ششم، هفتم و هشتم یعنی مصادف با نیمه اول دوره پهلوی اول است. بررسی این عرایض به شیوه توصیفی تحلیلی و با اتکا به دیگر اسناد و منابع کتابخانه ای انجام گرفته است.
این نوشتار درصدد است تا علل نارضایتی عارضان را از برنامه نوسازی شهری دولت دریابد و به این پرسش پاسخ دهد آیا نوسازی شهری برنامه اجرایی مناسبی داشت؟ با توجه به شکایات عارضان از جمله در خصوص تأخیر در پرداخت قیمت ها، ترسیم نقشه های متعدد و گاه غیراصولی، اعمال نفوذ در ترسیم نقشه ها، عدم تدوین قوانین و مقررات لازم، فرض بر این است دولت دارای برنامه اجرایی مناسبی در سیاست نوسازی شهری نبود. نتیجه نشان می دهد دولت به آسیب های روانی ناشی از تخریب سرپناه و آسیب های شغلی معیشتی ناشی از تخریب مستغلات توجه چندانی معطوف نکرده بود، در صورتی که شهروندان از هر دو حیث متحمل آسیب شدند.
ستیز و سازش اشرافیت ایرانی با شهریاران در عصر ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ اجتماعی – اقتصادی در عهد ساسانی حکایت از مبارزه ای مستمر میان اشرافیت ایرانی و پادشاهان است که جز با وقفه های اندک تا پایان عمر دولت ساسانی ادامه داشته است تا جایی که می توان یکی از علل مهم انحطاط و انقراض حکومت ساسانی را همین منازعه میان اشرافیت ایرانی و سلطنت دانست. این نوشتار با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به طور مشخص در پی تبیین این مساله است که رابطه اشراف و پادشاهان در حکومت ساسانیان چه فرایند تاریخی را طی کرده است و در جهت تفسیر تاریخی این مسأله به طرح فرضیه زیر پرداخته است: گسترش روابط تجاری میان شرق و غرب، رشد اقتصاد پولی و اقتصاد مبتنی بر بازرگانی و صنعت و توسعة شهرها و راه های ترانزیت و به تبع آن تغییر در مناسبات اجتماعی و به چالش کشیده شدن نظام اجتماعی دورة ساسانیان، موجب شدکه نظام اشرافی که مبتنی بر اقتصاد کشاورزی و ساختار روستایی بود، در چالش های جدی قرار گیرد. این چالش ها به چالش های دینی هم منتهی شد تا جایی که اتحاد اشراف با موبدان در مخالفت با پادشاه، موبدان را به رقابت های سیاسی کشاند و با قبول ترویج عقاید مزدکیان و حمایت از شورش اجتماعی آنان از سوی قباد، ضربه ای به اتحاد اشراف و روحانیون زرتشتی وارد آمد و به خصومت میان پادشاه و اشراف دامن زده شد. پادشاهان ساسانی نیز توانستند از دورة خسرواول، در چالش میان اقتصاد شهری و اقتصاد روستایی از طریق دهقانان، استقلال اقتصادی خود را از اشراف و از طریق اسپاهبدان، استقلال نظامی خود را نیز از نیروهای روستایی و اشراف به دست آوردند و بر تمرکز قدرت سیاسی خود دربرابر اشراف بیفزایند.
تاثیر پزشکان انگلیسی بر مناسبات سیاسی ایران و انگلیس در عصر قاجار(1210-1313ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران در عصر قاجار به دلیل موقعیت استراتژیکی و نزدیکی به هند در معرض نفوذ کشورهای استعماری به ویژه انگلستان قرار گرفت. حفاظت از هند در برابر تهدیدات دیگر کشورهای اروپایی از جمله روسیه و فرانسه برای انگلستان امری حیاتی بود و این خود بر مناسبات سیاسی ایران و انگلیس تاثیر بسزایی داشت. یکی از راهکارهای انگلیس برای تحقق منافع سیاسی خویش، اعزام پزشکانی متبحر به ایران بود. دغدغه اصلی این مقاله نشان دادن تاثیری است که این پزشکان انگلیسی از جمله طبیبان مخصوص شاه و طبقات اشراف، پزشکان عضو هیات های سیاسی و نظامی برمناسبات سیاسی ایران و انگلیس بر جای نهادند. این پژوهش با روشی توصیفی- تحلیلی و با اتکا بر خاطرات شخصی پزشکان، سفرنامه ها و گزارشات سیاسی و سایر منابع مرتبط نشان داده است که پزشکان انگلیسی به دلیل تخصص پزشکی خود جایگاه برجسته ای در دربار، حرمسرا و در جامعه یافتند و ازاین طریق توانستند علاوه بر نقشی که در بهبود وضعیت پزشکی ایران ایفا می کنند نفوذ خود را در مناسبات سیاسی ایران و انگلیس نیز اعمال کنند و با ارسال گزارشات و اخبار، جلب نظر متنفذین سیاسی ایران و نفوذ در انعقاد برخی از قراردادها منافع سیاسی دولت متبوع خویش را پیش ببرند.
انگیزه دولت های اروپایی از ارسال مبلغان مسیحی به ایران در دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات دینی و اصلاحات مذهبی که در قرن 15م، در اکثر کشورهای اروپایی اتفاق افتاد، مانند خطر عثمانی که از مسائل مهم دنیای آن روز مسیحیت و اروپا بود و برخی عوامل دیگر، باعث شد تا دولت های اروپایی با همراهی و توصیه پاپ، درصدد اشاعه مسیحیت و تبلیغ آیین کاتولیک برآیند؛ پس هر کشور اروپایی، از میان فرقه های کاتولیک، مبلغانی به دیگر مناطق، ازجمله ایران ارسال کرد. انگیزه اصلی دولت ها در ارسال مبلغان چه بود؟ آیا عامل دینی و مذهبی تحت الشعاع عوامل سیاسی و تجاری قرار داشت؟ در مقاله پیش رو، سعی برآن است با نگاهی تحلیلی و با استفاده از گزارش های مربوط به حضور و فعالیت مبلغان در ایران، سفرنامه ها، مجموعه های اسناد و کتاب های تاریخی و پژوهشی به این مسائل بپردازیم. با توجه به وضعیت سیاسی و اقتصادی و مذهبی اروپا، به نظر می رسد ارسال مبلغان مذهبی با پشتیبانی دولت های اروپایی بود. از طرفی، چون هنوز در اروپا مسائل مذهبی از اهمیت خاصی برخوردار بود، در ارسال مبلغان علت مذهبی مهم ترین عامل بود؛ از طرف دیگر، به علت دشمنی با عثمانی و رقابت های تجاری کشورهای اروپایی و گسترش کاپیتالیسم، مسائل سیاسی و تجاری نیز توجه دولت های اروپایی و پاپ را جلب کرده بود. کشیشان و مبلغان کمک های بسیار موثری، برای ایجاد و توسعه و موفقیت روابط سیاسی و تجاری دولت های اروپایی می کردند؛ اما نمی توان ادعای برخی از پژوهشگران را پذیرفت که ارسال مبلغان تنها، به انگیزه تجاری یا سیاسی بود بلکه دولت های اروپایی ضمن داشتن انگیزه های مذهبی، در برخی مواقع، از مبلغان برای پیشبرد یا انجام امور سیاسی و بازرگانی خود، در کشورهای دیگر بهره می بردند.
بیماری شناسی، ابزار و تکنیک، سه رکن اصلی روش درمانی؛ قطع کردن در چشم پزشکی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان روش های درمانی دانش چشم پزشکی، روش قطع کردن، حساس ترین و تخصصی ترین روش محسوب می شود. بررسی توأمان میزان شناخت از بیماری، دقت و تکنیک درمانی چشم پزشکان مسلمان، موضوع اصلی این تحقیق است. تحلیلی از منابع و روش آموزشی این متون نیز موضوع فرعی این تحقیق است. با بررسی متون مهم مرتبط با دانش چشم پزشکی درمی یابیم که چشم پزشکان شناختی واضح و متمایز از انواع بیماری های چشمی داشتند که طبقه بندی بیماری براساس علت و محل وقوعش، نشانه این شناخت است. مسیر آموزشی این متون نیز از طب نظری آغاز شده و پس از بیماری شناسی، به طب عملی (تجربی) پرداخته که توصیفی است دقیق از تکنیک استفاده از ابزار مناسب و بر رعایت تمام اصول احتیاطی تأکید دارد و در تمام مراحل درمانی، تا حد بسیاری منطبق با روش های نوین این دانش است. بنابراین آموزش نظری در کنار آموزش عملی، این ملزومات را برای دانشجویان فراهم می سازد که محتوای آثار برجسته این دانش نیز دقیقاً براساس این شیوه آموزشی تألیف شده است.
باستان شناسی مسیرهای ارتباطی عصر مفرغ و عصر آهن حوزه بیرانوند و زاغه لرستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲۱
41 - 58
حوزههای تخصصی:
شرایط مساعد جغرافیایی بخش های بیرانوند و زاغه لرستان طی ادوار مختلف عصر مفرغ و عصر آهن زمینه ساز شکل گیری محوطه های باستانی در این خطه گردید. این محوطه ها به واسطه راه مواصلاتی شمال به جنوب (شوش - هگمتانه) و شاخه های فرعیش توانستند با یکدیگر و دیگر محوطه های همجوار تبادلات فرهنگی اجتماعی و اقتصادی درون و برون منطقه ای برقرار کنند. بر اساس موقعیت قرارگیری محوطه ها نسبت به راه ها در هر مرحله از عصر مفرغ و عصر آهن که با کمک روش تجزیه و تحلیل GIS و مطالعه نقشه راه ها و پراکنش محوطه ها انجام پذیرفت گروه بندی چهارگانه ای حاصل گردید. این چهار گروه شامل قرارگیری محوطه ها در مسیر راه های فرامنطقه ای قرارگیری محوطه ها در حاشیه راههای فرامنطقه ای قرارگیری محوطه ها در مسیر راه های اصلی منطقه ای و قرارگیری محوطه ها در مسیر کوره راه ها یا راه های فرعی است. نتایج مطالعه این گروه بندی چهارگانه طی اعصار مفرغ و آهن، تأثیرات متقابل و دو سویه میان راه ها و محوطه های این محدوده را به اثبات رسانید.
تحلیل وضعیت دیجیتال سازی منابع شنیداری در آرشیوهای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و مقایسه آن با استاندارد یاسا مطالعه موردی: شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: : پژوهش حاضر، به منظور تعیین وضعیت دیجیتال سازی (تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال و دیجیتال به دیجیتال) در آرشیوهای شنیداری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و مقایسه آن با استانداردهای انجمن بین المللی صدا و آرشیوهای دیداری و شنیداری (یاسا) انجام شده است.
روش/ رویکرد پژوهش : روش پژوهش، پیمایش توصیفی است. برای گردآوری داده های پژوهش از 2 پرسشنامه محقق ساخته مجزا برای کارشناسان واحد تبدیل آرشیو و مدیران آرشیوها، و یک سیاهه وارسی شامل دو قسمت اطلاعات نرم افزاری و سخت افزاری (تهیه شده بر اساس استاندارد یاسا) استفاده شده است. نتایج با استفاده از روش های آمار توصیفی (فراوانی و درصد) در قالب جدول و نمودار ارائه شده است. جامعه پژوهش، شامل دو گروه است. جامعه اول شامل 6 آرشیو شنیداری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در تهران، و جامعه دوم پژوهش شامل 43 نفر (37 نفر کارشناسان تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال و 6 نفر مدیران آرشیو) می باشد .
یافته ها: یافته های پزوهش نشان می دهد که بیش از نیمی از کارکنان آرشیوها آموزش تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال را دیده اند. جمع کل منابع شنیداری آرشیوهای شهر تهران 592937 حلقه است. 3/77 درصد منابع شنیداری در آرشیوهای شنیداری شهر تهران دیجیتال سازی شده اند . همچنین، مشخص شد که میزان مطابقت با استاندارد یاسا در بخش نرم افزاری 7/82 درصد، و در بخش سخت اف زاری 79 درصد است. بنابراین، از دیدگاه متخصصان و کارشناسان آرشیوها مهمترین مزیت دیجیتالی کردن منابع آنالوگ صرفه جویی در وقت و غلبه بر موانع و محدودیت های زمانی و مکانی، و مهمترین چالش تبدیل منابع آنالوگ به دیجیتال نبود زیرساخت مناسب آرشیو دیجیتال کاربردی، پایدار و کارآمد است.
نتایج: یافته های پژوهش حاکی از آن است که ""نبود زیرساخت مناسب، پایدار و کارآمد آرشیو دیجیتال""، ""کمبود و نبود ابزارها و فناوری های جدید"" و ""نبود استانداردهای مشخص و مدون"" از مهمترین مشکلات پیش روی تبدیل منابع در آرشیوهاست. نزدیک به دو سوم از کارکنان تبدیل، دور آموزشی کوتاه مدت تبدیل منابع را گذرانده اند که ناکافی به نظر می رسد. همچنین غالب پاسخگویان اظهار داشته اند که آموزش های لازم را از مراجع غیررسمی کسب کرده اند. در مجموع 72 دستگاه در کل آرشیوهای شنیداری شهر تهران موجود است و میانگین کل دستگاه ها 12 عدد است. یعنی بطور متوسط هر آرشیو دارای 12 دستگاه می باشد. از بین 6 واحد (آرشیو) فقط 2 آرشیو دارای فضاهای ذخیره سازی انبوه هستند که نشان دهنده استهلاک و نبود دستگاههای مبدل است .
رهیافتی تاریخی به کاربردی نشدن مفاهیم اسلامی در عرصه ی عمل مطالعه ی موردی: امر به معروف و نهی از منکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله ای که در کانون توجه این نوشتار قرار دارد، «امر به معروف و نهی از منکر»، است که مانند بسیاری دیگر از مفاهیم اسلامی کاربردی نشده است؛ در این پژوهش، علاوه بر تبیین چیستی و اهمیت این مفهوم، تلاش می شود تا به لحاظ تاریخی این پرسش مطرح شود که چرا امر به معروف و نهی از منکر در جوامع اسلامی کمرنگ شده و کمتر مورد رجوع قرار گرفته است؟ «رویکرد تاریخی» در اینجا به معنای تحلیل مساله به شکل انضمامی و در بسترهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. در پاسخ، عمده ترین مشکل در شکل گیری ساختارهای متصلب و بسته سیاسی یا همان نظام های استبدادی پی گیری می شود؛ زیرا مفهوم مستتر در امر به معروف و نهی از منکر، متضمن آزادی فردی و اجتماعی در مواجهه با حکومت است. از این رو به رغم تاکید در متون مذهبی، در عمل و در قالب آنچه که تاریخ می نامیم، پرداختن بدان کمتر مشاهده می شود.
جَبَرتی، تاریخ نگاری و بینش تاریخی ویر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبدالرحمن جَبَرتی در دوره ای به نگارش رویدادهای مصر پرداخت که این سرزمین در آستانه تحولاتی بود که به سبب آن ها ویژگی های سنتی جامعه مصر به تدریج دستخوش دگرگونی می شد. منشأ جریان های دگرگون ساز از آنجا بود که از سده نوزدهم میلادی اندیشه های جدید اروپایی در بسیاری از موارد، از جمله در زمینه تاریخ نگاری به مصر سرایت کرد که جبرتی در مدت بیش از دو دهه نخست این سده، شاهد آن بود. با آن که جبرتی شاهد این جریان جدید بوده و نخستین مورخ مسلمانی است که دست اندازی های سیاسی و اقتصادی اروپاییان را به جهان اسلام گزارش داده، ولی به شیوه سنتی دست به نگارش وقایع مصر زده است. با وجود این، گاه با اِعمال نگرش انتقادی و تمجید از رفتارهای عقلانی غیر مسلمانان و غیره از این شیوه عدول کرده، به طوری که می شود اثر تاریخی او را به مثابه معبری بین تاریخ نگاری سنتی اسلامی و تولد تاریخ نگاری جدید تلقی کرد. آنچه وقایع نویسی جبرتی را مهم تر ساخته، آن است که وی در نوشتن، تحت تأثیر صاحبان قدرت نبوده و به طور مستقل و به سبب حبّ وطن به نگارش تاریخ اقدام کرده، با این حال وطن دوستی اش مانع واقع نگری او نشده است. همچنین محور گزارش های جبرتی حکمرانان نیستند، بلکه وی عمدتاً اوضاع و احوال مردم را مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر به بررسی روش تاریخ نگاری جبرتی و بینش تاریخی او می پردازدعبدالرحمن جَبَرتی در دوره ای به نگارش رویدادهای مصر پرداخت که این سرزمین در آستانه تحولاتی بود که به سبب آن ها ویژگی های سنتی جامعه مصر به تدریج دستخوش دگرگونی می شد. منشأ جریان های دگرگون ساز از آنجا بود که از سده نوزدهم میلادی اندیشه های جدید اروپایی در بسیاری از موارد، از جمله در زمینه تاریخ نگاری به مصر سرایت کرد که جبرتی در مدت بیش از دو دهه نخست این سده، شاهد آن بود. با آن که جبرتی شاهد این جریان جدید بوده و نخستین مورخ مسلمانی است که دست اندازی های سیاسی و اقتصادی اروپاییان را به جهان اسلام گزارش داده، ولی به شیوه سنتی دست به نگارش وقایع مصر زده است. با وجود این، گاه با اِعمال نگرش انتقادی و تمجید از رفتارهای عقلانی غیر مسلمانان و غیره از این شیوه عدول کرده، به طوری که می شود اثر تاریخی او را به مثابه معبری بین تاریخ نگاری سنتی اسلامی و تولد تاریخ نگاری جدید تلقی کرد. آنچه وقایع نویسی جبرتی را مهم تر ساخته، آن است که وی در نوشتن، تحت تأثیر صاحبان قدرت نبوده و به طور مستقل و به سبب حبّ وطن به نگارش تاریخ اقدام کرده، با این حال وطن دوستی اش مانع واقع نگری او نشده است. همچنین محور گزارش های جبرتی حکمرانان نیستند، بلکه وی عمدتاً اوضاع و احوال مردم را مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر به بررسی روش تاریخ نگاری جبرتی و بینش تاریخی او می پردازد.
مبانی متافیزیکی علوم طبیعی در تمدن اسلامی؛ بررسی موردی تأثیر آموزه های قرآنی بر دانش جغرافیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیرپذیری علم از مبانی متافیزیکی از مسائل بنیادین فلسفه علم است که ارتباط نزدیکی با مسئله اسلامی سازی علوم دارد. مقالة حاضر با تکیه بر دیدگاه های فیلسوفان جدید علم مانند پوپر، لاکاتوش، کوهن و برت و با الهام از آرای سید حسین نصر درباره ابتنای علوم اسلامی بر اصول دین اسلام، در بررسی موردی دانش جغرافیا کوشیده است بخشی از این اصول را که ملهم از قرآن است، شناسایی کند. با توجه به فراوانی چشمگیر منابع جغرافیایی در گسترة تمدن اسلامی، در این مقاله سه کتاب صوره الأرض، معجم البلدان و تقویم البلدان واکاوی شده اند. افزون بر نگاه خاص قرآن به سودمندی علم که بر کارکردهای دینی و اجتماعی دانش جغرافیا اثر گذاشت، به نظر می رسد این آموزه ها نیز بر دانش جغرافیا تأثیرگذار بوده اند: سلسله مراتب هفت گانه هستی، پیوند جغرافیا با تاریخ و وجه عبرت آموزی آن، اماکن مقدس مذکور در قرآن و مؤلفه های جغرافیایی این جهانی قرآن مانند آب، گیاهان، حیوانات، کوه ها و راه ها.
نگاه اهل حدیثی ابن سعد به تاریخ صدر اسلام؛ بررسی موردی شرح حال امام علی (ع) در کتاب الطبقات الکبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الطبقات الکبری اثر محمد بن سعد بصری (د230ق) از کتاب های مهم و کهن درشرح حال پیامبر (ص)، صحابه، تابعین و روات حدیث تا آغازین سال های سده سوم هجری است. پژوهش حاضر با بررسی موردی زندگانی امام علی علیه السلام در این کتاب، به تبیین تفاوت گزارشهای محدّثان و مورّخان درباره حوادث صدر اسلام اختصاص دارد. یافته های آن نشان می دهد که ابن سعد به عنوان یک محدث- مورخ به سبب پایبندی به رعایت ضوابط و باورهای اهل حدیث، در توضیح وقایع صدراسلام، گاه سیر حوادث را به گونه ای متفاوت از مورخان نشان داده است.
بررسی نهاد آموزش در عصر اتابکان زنگی
حوزههای تخصصی:
پس از ظهور اتابکان زنگی در قرن پنجم هجری در منطقه شامات، تحولات عظیمی در زمینه مدرسه سازی و بسط و توسعه علمی ایجاد شد. تلاش آنها در ساخت مراکز و نهادهای علمی در شهرهای مناطق شام از جمله؛ دمشق، حلب، حماه، حمص، بعلبک، منبج و رحبه و همچنین استقرار این مراکز بر نظام وقف، از یک سو سبب استقلال مالی آنها و همچنین جذب دانشمندان و علماء از سایر مناطق به این شهرها شد و از سوی دیگر گامی بزرگ در جهت پیشرفت و توسعه علمی تمدن اسلامی به شمار می رفت. در این دوره علاوه بر مدارس متعددی که به شافعی و حنفی مذهبان اختصاص داده شده بود، مراکز علمی آموزشی دیگری نیز از جمله دارالحدیث نوریه که یک مرکز علمی تخصصی بود و همچنین بیمارستان بزرگ نوریه به عنوان یک مرکز علمی آموزشی، توسط امراء و وزراء زنگی در مناطق مختلف شامات بنا شد. بنابراین در این مقاله تلاش خواهد شد تا نقش نورالدین محمود زنگی و سایر شخصیت های اتابکان و معاصر آنها در تأسیس و گسترش فعالیت مدارس و نهادهای آموزشی اتابکان در شام و موصل و ... و همچنین عملکرد نظام وقف و تاثیر آن بر مراکز علمی این دوره واکاوی شود.
رُستَقُباد خوزستان و رُستَقُباد عراق بررسی جغرافیای تاریخی جای نام های مشابه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رستقباد نام شهر یا قریه ای است که هسته نخستین شهر عسکر مکرم در خوزستان، در نزدیکی آن بنا نهاده شد و سپس به مرور گسترش یافت؛ اما جستجو در منابع مکتوب نشان می دهد بیش از یک مکان با نام رستقباد وجود داشته است: نخست مکانی است از توابع دستوا در خوزستان و دیگر ناحیه یا ناحیه هایی است در عراق. این چندگانگی سبب شده تا شناسایی موقعیت رستقبادی که در چندین مورد، محل وقایعی مهم در نیمه دوم سده نخست هجری قمری قرار گرفته، با اشکال مواجه گردد و ازهمین رو تاریخ ادامه حیات رستقباد دستوا در هاله ای از ابهام قرار گیرد. نتایج این پژوهش به روشنی نشان می دهد که رستقباد خوزستان، دست کم تا سال نود هجری قمری همچنان از حیات و هویتی مستقل برخوردار بوده و تنها اندکی پس از این تاریخ است که به دلیل ایجاد هسته اولیه شهر عسکر مکرم و گسترش آن، نام و هویت خویش را از دست داده و شهر عسکر مکرم جایگزین آن شده است.
مدرنیسم و شکل گیری نص گرایی: نگرشی در فهم زمینه های اخباری گری
اخباری گری در دوره ی زمانی اواخر قرن هفدهم تا اوایل قرن نوزدهم و بطور عمده در ایران، عراق و هند جریان داشته است. در ارتباط با علت شکل گیری و رشد این تفکر محافظه کار در فقه شیعی بطور عمده دو تبیین ارائه شده است: 1 تأثیرگذاری و انتقال نگرش های اخباری در قالب انتقال ایده ها و افکار صورت می گیرد با این فرض که اصول و معیارهای ثابتی برای گرایش های اخباری وجود دارد و چارچوب های مشخص فکری و انتزاعی برای عالمان اخباری تصور می شود؛ 2 نگرش اخباریِ صاحبان قدرت مهمترین عامل برای انتشار و گسترش دانسته می شود و نقش حکومت های شیعی در حمایت و حکومت های سنی در تضعیف عالمان اخباری مورد توجه قرار می گیرد، بنابراین اثرگذاری بافت سیاسی و اجتماعیِ حاکم برجسته می شود. در پ ژوهش حاضر، این دو نگرش به ترتیب در آثار شرق شناسانی همچون رابرت گلیو و خوان کول برجسته و نقاط ضعف آنها بررسی خواهد شد. سپس با تأکید بر نص گرایی بعنوان ویژگی مشترک اخباری گری و نواخباری گری، با استفاده از مفاهیم روان شناسی اجتماعی و هویت، نگاه سومی به عوامل شکل گیری و گسترش نص گرایی معرفی می گردد. در این نگاه جدید ابتدا تفکر مدرن بعنوان یک «دیگری» در برابر تفکر دینی معرفی و ایده ی تمایز از دیگری برای برجسته نمودن هویت مورد توجه قرار می گیرد. به نظر می رسد در شکل گیری و گسترش نص گرایی، این نگاه سوم از قدرت تبیینی بیشتری برخوردار است.
تاریخچه پیدایش تحریم ها سیر تحولات تاریخی روابط متعامل و متقابل ایران و آمریکا
حوزههای تخصصی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تمامی سیاست های آمریکا در خاورمیانه دچار چالش شد. آمریکا پس از این شکست، تمامی تلاش خود را مصروف آن داشت تا بتواند جایگاه از دست رفته خود را در منطقه بازیابد. ملت ایران نیز که هنوز خاطره تلخ کودتای 28 مرداد را فراموش نکرده بودند، نفرت فروخورده خود را عیان کردند. ایالات متحده در یک اقدام ناسنجیده و چالش برانگیز، شاه مخلوع ایران را به بهانه درمان پذیرفت. رخدادی که منجر به واکنش انقلابیون نسبت به این مسئله شد. پس از این اقدام گروهی از دانشجویان خشمگین در پاسخ به بی توجهی آمریکا به خواست انقلابیون مبنی بر استرداد شاه، سفارت ایالات متحده در تهران را اشغال و کارکنان آن را 444 روز به گروگان گرفتند. این رویداد آغازی بود بر تنش میان ایران و آمریکا که منجر به وضع اقدامات تلافی جویانه شد. ایالات متحده پس از اشغال سفارت توسط دانشجویان خط امام (ره)، اقدام به قطع روابط دیپلماتیک با ایران و وضع تحریم هایی محدود کرد. این سرآغازی بود بر تحریم های سلسله وار که تاکنون ادامه یافته است. تحریم های اولیه پس از قرارداد الجزایر لغو شد. اما اموال منقول ایران در خارج کشور، به بهانه پرداخت غرامت به متضررهای از انقلاب اسلامی همچنان به صورت مسدود در اختیار آمریکا باقی ماند. با آنکه میزانی از این مبالغ به ایران بازپرداخت شد، اما میزان قابل توجهی از آن هیچ گاه مسترد نشد.
بازتاب سیاست عشایری رضاشاه در اشعار و سروده های بومی بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست عشایری رضاشاه که بر تحقق رؤیای ناپختة پیدایش دولت مدرن در ایران استوار شده بود، بر استبداد، سرکوب و حذف از صحنه اجتماع، بنیاد نهاده شده بود. عشایر، قشر مولدی بودند که بنا به ذات زندگی خویش، می بایست کوچ رو باشند تا دام های خود را پرورش دهند و با ییلاق و قشلاق مستمر و مشقت آمیز زیست خود را تضمین نمایند. رضاشاه و حامیان فکری و عملی حکومت وی – در داخل و خارج – نه تنها در اندیشة رفع مشکلات و سختی های زندگی عشایر نبودند؛ که تمام هستی عشایر را هدف قرار دادند و از بین بردند. اسکان اجباری (تخته قاپو)، تغییر لباس و به تبع آن تغییر شکل و هویت، مسئله خدمت وظیفه یا همان اجباری، گرفتن و پاره کردن و سوختن سیاه چادرهای عشایر و مواردی از این دست، مردم را به ستوه آورده بود. بازتاب این سیاست ستمگرانه و متعدیانه، در ادبیات عامیانة بویراحمد متجلی و منعکس گردید و در اشعار و سروده های این قوم خود را نشان داد. با این حال بخش اعظم ادبیات و سروده های قوم به دلیل عدم کتابت و نیز وفات کسانی که دورة صعب رضاشاه را به چشم دیده بودند، از بین رفته است. به رغم این نقیصه، بخشی از اشعار و سروده های بویراحمد در باب سیاست عشایری رضاشاه، که هم زمان با رخدادها نقل و نشر شده، گردآوری و بررسی گردیده است. از آنچه تا امروز در مکتوبات و منقولات محلی بر جای مانده، برمی آید که وقایع مهم و شخصیت های مؤثر در ذهن و زبان عامه و شاعران این قوم محف وظ و بازتاب داشته است؛ اشعاری دربارة شخصیت های جنگجو و شجاع، نبردهای مهم و مؤثر، تغییر لباس و تغییر شکل و هویت، طرح اجباری (= سربازی). سروده های موجود، هم به زبان فارسی است و هم به گویش محلی. این مقاله که بر مبنای روش کتابخانه ای و جمع آوری میدانی و شیوه تحقیق تاریخی، توصیف و تحلیل گردیده، به گوشه ای از ادبیات و سروده های بومی بویراحمد در باب رخدادها، اقدامات و سیاست عشایری رضاشاه پرداخته است.