فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۲۱ تا ۱٬۵۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۹
161 - 185
حوزههای تخصصی:
جزیره خارک در عصر حکومت محمدرضا پهلوی میزبان تبعیدیانی از حزب توده ایران بود. جریانی که به نوعی منسجم ترین تشکل سیاسی کشور به شمار می رفت. عمده آنها زندگی در یک محیط جزیره ای با حداقل امکانات و شرایط طبیعیِ طاقت فرسا را تاکنون تجربه نکرده بودند. بدین ترتیب زندگی آنها با سابقه ای از فعالیت سیاسی ضد رژیم حاکم، با چالش هایی مواجه بود. این پژوهش درپی آن است تا ضمن بررسی چالش های تبعیدیان حزب توده در چارچوب شرایط طبیعی - امنیتی جزیره خارک در فاصله سال های 1327 تا 1337 ه .ش. اقداماتشان برای غلبه بر آن چالش ها را تبیین نماید. بنابراین پرسش پژوهش پیش رو این است که: زندگی تبعیدیان حزب توده ایران در جزیره خارک بین سال های 1327 تا 1337 ه .ش. تحت تأثیر چه عواملی بوده و آنها چه اقداماتی برای غلبه بر چالش های خود انجام دادند؟ این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، اسناد آرشیوی، نشریات و داده های مبتنی بر تاریخ شفاهی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد زندگی تبعیدیان وابسته به حزب توده در جزیره خارک در زمان مذکور آمیزه ای از تمامی محرومیت های جغرافیایی جزیره و محدودیت های تأمینی و تأدیبی بود. اما آنها توانسته بودند با بهره گیری از تنوع قابلیت های تخصصی خود، کادرسازی و تقسیم مسئولیت ها و تعامل با جامعه کوچک بومیان خارک، بر مشکلات خود فائق آیند و تا حدودی از محدودیت های خود در تبعیدگاهی امنیتی بکاهند و محیط جزیره را برای ادامه حیات خود مناسب تر کنند.
جایگاه دانشجویان در شاخه مشهد سازمان مجاهدین خلق (بهمن1357تا 1360)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت ترکیب و وزن نیروهای اجتماعی از زمینه های مهم فهم تحولات سیاسی و اجتماعی است. پایگاه طبقاتی بازیگران تاریخ معاصر به ویژه سال های حکومت محمدرضا پهلوی و انقلاب اسلامی دچار تغییراتی مانند گسترش دایره و میدان اثرگذاری آنها شد. از جمله دانشجویان به عنوان بخشی از نخبگان میانی از اهمیت بالایی برخوردار شده و کنشگر قابل اعتنایی شدند. گروه ها و احزاب سیاسی از جمله سازمان مجاهدین خلق تلاش بسیاری برای جذب آنها انجام دادند. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که چرا دانشجویان مورد توجه خاص سازمان مجاهدین خلق و از جمله شاخه مشهد قرار گرفته و پیامدهای حضور این قشر در سازمان چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد قابلیت های دانشجویی مانند نداشتن دغدغه معیشت و فراغت نسبی از مسئولیت های معیشتی، میل به مشارکت سیاسی، بستر دانشجویی و تعلق سازمان به محیط دانشجویی و استمرار این حضور و نیز شادابی و تحرک عمل این قشر عمده دلایلی بودند که سبب شد سازمان بخش مهمی از بار تشکیلات و عملکرد خود را بر دوش آنها بگذارد، امری که در تمام شاخه های شهرستانی سازمان و از جمله مشهد نیز قابل مشاهده بود. شاخه مشهد این سازمان به دلایلی، از بهمن 1357 و حتی اندکی پیش از آن، تا پایان تحرکات خود در فاز نظامی، موجودیتی بسیار وابسته به اعضای دانشجویی خود داشت. روش تحقیق در این مقاله روش پژوهش توصیفی-تحلیلی، بر مبنای اسناد، مطبوعات و کتاب ها است.
تحلیل و بررسی کارکردهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از نهادهای فرهنگی در دوره پهلوی دوم، در سال1344ش شروع به فعالیت کرد. پرسش اصلی این است که کارکردها و کژکارکرد های کانون در ارتباط با حکومت پهلوی و جامعه ایران چه بوده است؟ در این پژوهش با رویکرد تاریخی و براساس روش اسنادی و با اتکاء به منابع اصلی و مدارک مراکز آرشیوی، مجلات و مصاحبه شفاهی، به کشف، توصیف و تحلیل فعالیت های کانون پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان می-دهد که این نهاد فرهنگی، طی دوازده سال فعالیت، با تاسیس کتابخانه های متعدّد و انجام فعالیت های متنوع در حوزه کتاب، تئاتر، سینما، انیمیشن و موسیقی، کودکان و نوجوانان را با کتاب، فعالیت های فرهنگی و از همه مهمتر آنچه در پیرامون آنها می گذشت آشنا کرد. هرچند کانون با جذب بخشی از روشنفکران چپِ و معترض حکومت، آنان را تا حدِّ زیادی منفعل کرد؛ با این حال نتوانست به وظیفه تربیتِ نسلی وفادار به آرمان سلطنت پهلوی که می بایست برای «ورود به مرحله تجدد» و تمدن بزرگ آماده شوند، عمل نماید. لذا کانون برای حکومت پهلوی دارای کژکارکرد؛ اما برای جامعه ایران دارای کارکردهای پنهانِ مثبت بوده است. نویسندگان، کارگردانان، بازیگران و نقاشانی که کار خود را از کانون آغاز کردند، بعد از سرنگونی حکومت پهلوی، هنر آنها در خدمت انقلاب قرار گرفت.
کاربست نظریه روانکاوی کارن هورنای در تحلیل شخصیت احمد کسروی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احمد کسروی از بحث برانگیزترین شخصیت های تاریخ معاصر ایران بود. بسیاری از کنش های او مغایر با عرف جامعه بود و پژوهش های وی جنبه ی ساختارشکن داشت. از این روی بررسی روانشناسی شخصیت وی می تواند به تببین کنش های او در عرصه های مختلف مدد رساند. بنابراین مقاله ی حاضر با تأکید بر بازشناسی تأثیر شرایط اجتماعی و خانوادگی احمد کسروی در دوران کودکی، به بررسی کنش های او در عرصه های سیاسی، دینی، اجتماعی و تاریخ نگاری در بزرگسالی می پردازد. تحقیق حاضر با روش تاریخی و بر پایه نشریات پیمان و پرچم به بررسی سوانح احوال و افکار کسروی پرداخته است. همچنین از چارچوب مفهومی نظریات کارن هورنای در تحلیل شخصیت کسروی بهره گرفته است که طبق نظریات وی مهمترین عوامل در رشد شخصیت، شرایط خانوادگی و اجتماعی در دوره کودکی است. بر اساس تحقیق حاضر محبت و التفاط بیش از حد خانواده و انزوا از همسالان و شرایط اجتماعی و فرهنگی وقت جامعه، سبب شکل گیری نوعی اضطراب بنیادی در شخصیت کسروی شد و بخش مهمی از تبلور آن را در پرخاش و انزوا نسبت به دیگران و تکوین خودانگاره ی آرمانی در وی می توان مشاهده نمود.
آیا تشکیل حکومت صفویه مبداء تاریخ جدید یا معاصر ایران است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
207 - 227
حوزههای تخصصی:
صفویان با ایجاد حکومتی متمرکز قلمرو تاریخی ایران را احیا نمودند و به تشیع رسمیت دادند. برخی مدعی اند صفویان دولت ملی ایجاد کردند و به ایرانیان وحدت و هویت ملی تازه ای دادند. دو دهه پس از انقلاب اسلامی این ایده رواج یافت که تأسیس حکومت صفویه مبدأ تاریخ معاصر/ جدید ایران است. با توجه به اهمیت این ادعا و پیامدهای آن، مقاله حاضر به ارزیابی این مسئله می پردازد که آیا واقعاً برآمدن صفویان مبدأ تاریخ معاصر ایران است و آیا می توان از دولت ملی و شکل گیری هویت واحد ملی در دوره صفویه سخن گفت؟ نگارنده مهم ترین ایده های مطرح شده در این باره را در قالب سه گفتمان شرق شناسانه، ایران گرایانه و شیعه گرایانه دسته بندی و بررسی می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد تشکیل حکومت صفویه سرآغاز یک دوره تاریخی تازه در چارچوب دوران میانه ایران و در استمرار آن است نه مبدأ تاریخ جدید یا معاصر ایران. با حکمرانی صفویان نه تمدن نوینی تأسیس شد که ایران را وارد دوره تجدد کند و نه ایران در تمدن جدید اروپایی سهیم شد تا از امکانات و فرصت های آن بهره مند شود و نه تعریف تازه ای از موقعیت ایران در نسبت با مدرنیته به دست آمد. در نتیجه، صفویان دوره پیشامدرن ایران را تنها با تغییر مذهب و تغییر رابطه دین و دولت ادامه دادند.
چالش های فرهنگی واجتماعی فراروی انتقال فن آوری به ایران با تاکید بردیدگاه هافستد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فن آوری به سبب اهمیت وجایگاهش قدمتی به دارازای حیات بشری دارد، تقسیم بندی ادوار تمدنی به عصر حجر، فلز، انقلاب صنعتی تا حدی چنین اهمیت وضرورتی را آشکار می سازد. با اینهمه، در پی تحولات اروپا در عصر جدید به تدریج روش های کسب علم وفن آوری دچار تحولات اساسی گردید. این مهم، گذشته از برتری بخشیدن غرب در زمینه های رفاهی، موقعیت اقتصادی، وضعیت نظامی وغیره بهره گیری از فن آوری ها ومصنوعات نوین را تدریجا برای جوامع دیگر به ضرورتی اجتناب ناپذیر مبدل ساخت. نکته مهم در جوامع سنتی از جمله ایران آنکه بهره گیری از فن آوری های نو یک انتقال ساده نبوده، بلکه به سبب تاثیراتش بر بنیادهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی وغیره با چالش های اساسی مواجه گردیده است. بر این اساس، پژوهش پیش رو می کوشد با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی وکاربست نظریات ومفاهیم گیرت هافستد در زمینه تفاوت های فرهنگی جوامع، نقش آنها را در زمینه انتقال فن آوری در ایران واکاوی نماید.
مطالعه نحوه اثرگذاری عوامل تاریخی دوره قاجار بر منظرهای روستایی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بافت تاریخی دوره قاجار که به عنوان بافت تاریخی آغاز گذار از سنت به مدرنیته در تاریخ ایران شناخته می شود شرایط تاریخی ای را رقم زد که بر ساحت های مختلف جامعه ایرانی ازجمله منظرهای فرهنگی روستاها تأثیر گذاشت. به تناسب مفهوم منظر روستایی، سؤالاتی که این پژوهش سر آن دارد به آن ها پاسخ دهد عبارت اند از: عوامل تاریخی چگونه بر منظرهای روستایی تأثیر گذاشت ؟ و آیا این عوامل منجر به گذار از منظرهای سنتی روستایی به منظرهای مدرن شد؟ درک چگونگی تأثیرپذیری روستاها از عوامل تاریخی هدف اصلی این نوشتار است و برای نیل به آن یک روش شناسی تحلیلی – مفهومی مورداستفاده قرار می گیرد. پژوهش حاضر با کانون قرار دادن مفهوم منظرهای روستایی نحوه تأثیر چهار عامل تاریخی پررنگ دوره قاجار یعنی امنیت، مسئولیت حاکمان در قبال روستاها، جایگاه ایران در بازارهای جهانی و تلاش ها برای مدرن سازی کشاورزی موردبررسی قرار داده. درنتیجه باید گفت امنیت در نوع فرم معماری روستاها، متروک شدن بسیاری از آن ها و ترس کشاورزان از فعالیت، اقدامات عمرانی حاکمان قاجاری تأثیر کمی در بهبود شرایط منظرهای روستایی داشته و جایگاه ایران در بازارهای جهانی، کشاورزی ایران حالت تجاری تغییر داده است و تلاش ها برای مدرن سازی روش های کشاورزی بی نتیجه مانده است و منظرهای روستایی در پایان دوره قاجار حالت سنتی را داشته اند.
Late Bronze Age Shields from the Bazgir Metal Hoard, Gorgan Plain, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
۳۴۰-۳۱۱
حوزههای تخصصی:
Tappeh Bazgir is one of the most important archaeological sites of the Late Bronze Age in northeastern Iran. At this site, a hoard of 759 Bronze Age copper-alloy objects with an approximate weight of more than two tons was excavated. This find is unique in terms of volume and the extraordinary finds it contained. This archaeological hoard was discovered by chance in 2001, and in 2010 a rescue excavation was carried out at the findspot. This hoard had been buried in the virgin soil and deliberately concealed under a residential floor in the Late Bronze Age. The objects recovered served different purposes; they include agricultural and household implements, tools, ceremonial objects and a variety of weapons. The artifacts were all located next to each other in a pit and had been arranged in a regular manner. There were also three shields among these objects. They had been placed next to each other under basins with gutter-shaped pipes and on top of daggers, hatchets, axes, two-pronged forks, and stone rods. These weapons had evidently been positioned at close to the domestic objects. The shields are of strikingly similar shapes, but they differ slightly in the number of openings and bars. Up to now, no similar shields have been found at any other archaeological site. These shields seem to be the oldest shields excavated in Iran. XRD and XRF analyses revealed that one of the shields and other objects of the hoard were made of cast copper-alloy, and they were subjected to cold forging/hammering later.
Bronze Weapons of Toll-e Shoqa, Marvdasht Plain, Fars: National Museum of Iran Collection(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The correct position and the determining role of the second and first millennium BC cultures in the Fars region (Marvdasht plain) which we know as the Shoqa/Timuran cultures and the importance of this culture in the transition from the prehistoric to the historical period (Achaemenid) are still not well known. Despite of extensive archaeological research that has been done in the Marvdasht plain and the presence of significant sites of this period, due to the limited and generally very old excavations in these sites, it is still difficult to understand these developments. During that time, huge developments were taking place in Khuzestan and Fars regions; Changes usually created many conflicts between native cultures and southwestern cultures origin (Elamite).Some archaological findings, such as weapons, are signs of the height of such conflicts in the past. This paper will study and introduce the collection of weapons of Toll-e Shoqa, which were obtained from the excavations of Mahmoud Rad in 1942 and Vandenberg in 1950 in that site, those are now kept in the National Museum of Iran. These collections have been studied recently in the inventory project in the National Museum of Iran archives. So far, few cultural materials from Toll-e Shoqa have been published and more emphasis has been placed on its pottery; the pottery is the basis of the relative chronology of this period in the Fars region. Unfortunately, the results of the archaeological excavations in Shoqa were never fully published and all its cultural materials were not introduced. In the organizing project of the National Museum of Iran which will be described and analyzed in this paper.
A Comparative Analysis of Ancient Persian Copper Alloy Weapons from a Private Collection in the USA(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper will compare the characteristics of four ancient Iranian, copper alloy weapons. These weapons are from private collections in the USA at the time of examination. The first two weapons fall into the category of dirks (or daggers). This characterization is based on the overall length of the weapons in question. For comparative purposes, a dagger reaches 30 cm, a dirk is a classification for weapons with overall lengths of 30-50 cm, while a sword would have an overall length of over 50 cm. Because precise archaeological data is absent for these pieces, we examined short-term provenance and microscopic analysis, together with stylistic components to verify the authenticity and general cultural origin of each specimen. The hilt of each weapon is bordered by a ridge, or flange, on both sides that would have allowed for an organic or stone inlay to make the grip more comfortable and functional, as well as adding to the aesthetics of the piece. The pommels of these weapons all have a similar, crescent shape. Weapon 2, has not only a crescent-shaped pommel but also a more pronounced, crescent-shaped guard. Both of the dirks (weapons 1 and 2) have roughly triangular blades. However, the blade of weapon 1 becomes narrower near the guard while the blade of weapon 2 does the opposite and flares out near the guard. Microscopic examination of the patinas confirms the ancient origin of each piece, however, subtle differences in the patinas suggest that the alloys and/or the burial conditions of each were potentially different. This would be an area where further study would be warranted.
مهاجرت اتباع عادی روسیه به استرآباد و پیامدهای ناشی از آن در این ایالت (1328-1336 ه.ق / 1910- 1918م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
1 - 23
حوزههای تخصصی:
مهاجرت اتباع روسی به شمال ایران آغاز فصل جدیدی در روابط ایران و روسیه بود. مهم ترین علت این رویداد، تغییر سیاست روسیه در قبال مهاجرت ها و تبدیل آن به یک استراتژی در سیاست روسیه بود. در واقع دولت روسیه سعی داشت با اسکان مهاجرین در ایالات شمالی ایران، و به ویژه ایالت استرآباد، در این مناطق کلنی سازی کند و به تدریج نواحی شمالی را از خاک ایران جدا سازد. مهاجرینی که به این منطقه وارد شدند، از گروه های مختلفی تشکیل می شدند که هر یک، بنا به دلایلی، اقدام به مهاجرت نموده بودند. اینکه چه گروه هایی از اتباع روس و به چه دلایلی به ایران مهاجرت کردند، سؤال اصلی این پژوهش است. در پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای، ضمن پاسخگویی به سؤال فوق، روند مهاجرت ها به استرآباد و واکنش مقامات ایرانی و حاکمان محلی به این مهاجرت ها بررسی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد گروه هایی مانند ترکمن ها و مالاکان ها از جمله مهاجرینی بودند که به دنبال تشویق دولتمردان روس برای تصاحب زمین به ایران مهاجرت کردند و حضور آنها در منطقه استرآباد باعث تصرف گسترده املاک و زمین ها، افزایش قدرت و نفوذ روسیه در این منطقه و به جای نهادن تأثیرات عمیق فرهنگی شد.
عوامل مؤثر بر مکان گزینی شهرهای فعال ساحلی جنوب ایران در قرون نخستین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
103 - 123
حوزههای تخصصی:
شهر و شهرنشینی در سواحل جنوب ایران قدمتی دیرینه دارد. پیشینه بسیاری از این شهرها به روزگار پیش از اسلام می رسد. جنگ های صدر اسلام وقفه ای در تداوم فعالیت آن ها ایجاد کرد و باعث شد برخی از شهرهای ساحلی جنوب ایران برای همیشه از رونق بیفتند، برخی دیگر پس از فروکش کردن حوادث ناشی از ورود اسلام دوباره فعالیت را از سر گرفتند و پاره ای نیز توانسته اند تا امروز به حیات اجتماعی خود ادامه دهند. در این پژوهش شهرهایی مورد بررسی قرار گرفته اند که در بازه زمانی ظهور اسلام تا حمله مغولان فعال بوده و بدون هرگونه واسطه ای از قبیل مسیرهای کاروانی و یا رودخانه به دریا متصل بوده اند. با این شرایط 22 شهر شناسایی شد. گذشته از هم جواری این شهرها با دریا، موقعیت مکانی آن ها با تفاوت هایی همراه بوده است. هدف این پژوهش یافتن پاسخ این پرسش است که چه عواملی بر مکان گزینی شهرهای فعال ساحلی جنوب ایران در بازه زمانیِ ورود اسلام تا پایان خلافت عباسی مؤثر بوده است؟ بررسی های انجام شده متکی بر منابع کتابخانه ای و شواهد تاریخی با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از نمودار، نقشه و آمار نشان داد که شهرهای مذکور متأثر از عوامل ژئوپلیتیکی و شرایط اقلیمی، سوق الجیشی، اقتصادی و سیاسی امکان وجود و فعالیت یافته اند.
نقدی بر نگرش های متفاوت به حوادث و شخصیت های تاریخی آذربایجان: چرا قاجار سقوط کرد؟ چرا ایران توسعه نیافت؟
حوزههای تخصصی:
شکی نیست که انقالب مشروطه و حرکات آزادیخواهانۀ آن بُرهه، یکی از متلاطمترین دوره ها و در عین حال از گره های کور تاریخ معاصر ایران میباشد. به ویژه شکستهای پی در پی ترکان آذربایجان در حرکت مشروطه، نهضت خیابانی، پیشه وری و در حرکتهای بعدی، دخالت دول استعماری روس و انگلیس، سقوط دولت ترک قاجار و بر سر کار آمدن دولت شعوبی پهلوی، این سؤال را در ذهن هر انسان ترک ایرانی و آذربایجانی به وجود میآورد، که علل این باختهای سنگین چه بوده و کُمیت ترکها در کجای کار میلنگید؟ میتوان با قاطعیت گفت تجمّع و تنش ناشی از این ذهنیّت بود، که در سال 56- 57 ( 1978 -1979) موجب درهم شکستن فنر ذهنی ترکان آذربایجان شد و شرکت گسترده و برق آسای آنها، نقشی تعیین کننده در پیروزی سریع انقالب اسلامی بازی کرده و فرصت نداد شعوبیّه و حامیان استعماری آنها، انقلاب را در مسیرهای پیچ در پیچ سیاسی و دیپلماسی سرگردان نمایند. حرکت تاریخی ترکان آذربایجان و ایران عملا عکس -العملی محکم و مبتنی بر منش ملّی و تاریخی بود، که در مقابل مظالم و نژادکشیهای اعمال شده بر ملّت ترک، توسّط شعوبیّه و با حمایت و دخالت مستقیم دول روس، انگلیس در سالهای 1917 ،1919 آمریکا در حوادث 19۴5 و در طول حکومت پهلوی ایجاد گردید، در عین حال نشانهای از بیداری ابتدایی شعور و بینش ملی کوفته شده و خفتۀ ملت ترک آذربایجان در جهت قطع ارگانیک ارتباط فرهنگی، سیاسی و نظامی شعوبیّه با استعمارگران بوده است؛ ارتباطی که علیرغم خواستۀ آریاگرایان، هنوز بعد از گذشت نیم قرن، عمدتاً به دلیل ملاحظۀ قوای ملی اسلامی آذربایجان، امکان ترمیم پیدا نکرده است. این نوشته نگاهی به نقطه نظرات گروههای مختلف موافق و مخالف حرکت مشروطه و وقایع مشابه در دوران پهلوی انداخته و تلاش دارد ارزیابی جدیدی در تحلیل این حوادث و علل آن ارائه دهد.
تبیین و تحلیل جایگاه زنان نژاده دربار بر نگاره کندها و سکه های بهرام دوم ساسانی(293 -276م.)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
107 - 126
حوزههای تخصصی:
بهرام دوم، به عنوان پنجمین پادشاه ساسانی در سال 276میلادی بر اورنگ شاهی تکیه زد. زمانی که بهرام دوم به قدرت رسید، وی نیز همچون نیای خویش، اردشیر بابکان، برای مشروعیت بخشیدن به پادشاهی و تحکیم پایه های حکومت خویش، مبادرت به نقر صحنه های یادمانی، پیروزی و دیهیم ستانی کرد و صحنه هایی از دیهیم ستانی و پیروزی بر دشمن را بر روی نگاره کندها از خویش به یادگار گذاشت. در میان آثار هنری و باستان شناختی بر جای مانده از بهرام دوم، نگاره کندها و مسکوکات وی از تنوع قابل توجهی نسبت به آثار اسلافش برخوردارند و تحولی در آن ها دیده می شود. همچنین، در میان شاهان ساسانی، زنان بیشترین حضور را در نگاره کندهای بهرام دوم دارند و در مسکوکات وی نیز در قالب شهبانو، حضور پررنگی را تجربه می کنند. پژوهش حاضر با تکیه بر شواهد مکتوب و به شیوه توصیفی-تحلیلی بر آن است تا جایگاه زن در نگاره کندها و مسکوکات بهرام دوم را مورد واکاوی قرار دهد. بر پایه شواهد مکتوب و باستان شناختی، حضورگسترده زنان در مسکوکات و نگاره کند های دوره بهرام دوم نسبت به اسلافش را می توان به جایگاه ویژه برخی از زنان درباری و قدرت گیری آنان در حکومت بهرام دوم نسبت داد.
میراث درخشان دانشمندان دوره شکوفایی تمدن اسلامی در علم رنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۳
35 - 50
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با بررسی پیشرفت های علم رنگ در دوران شکوفایی تمدن اسلامی و نظریات دانشمندان برجسته این عصر، به تبیین نقش ویژه ای که این دانشمندان در توسعه نظریات رنگ داشتند می پردازد. همچنین نقاط اشتراک نظریات آن ها با نظریات غربی، و تأثیر ایشان را بر دانشمندان غربی و توسعه دانش رنگ در اروپا بررسی می کند. پرسش محوری پژوهش این است که نظریات رنگ شناسی دانشمندان اسلامی چگونه به توسعه دانش رنگ در اروپا کمک کرد و چه اثری بر دانشمندان غربی دوره های بعد گذاشت؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که دانشمندان اسلامی اولین کسانی بودند که که رنگ ها را به صورت فیزیکی اندازه گیری کرده و طبق یک سیستم طبقه بندی کردند و نظریه هایی در مورد نحوه تعامل رنگ ها با یکدیگر و نحوه تأثیر آنها بر چشم انسان توسعه دادند. دانشمندان اروپایی از این نظریات استفاده کرده و الهاماتی گرفتند که منجر به پیشرفت های قابل توجهی در زمینه رنگ شناسی در اروپا شد.
اعتبارسنجی گزارش کشتی گرفتن پیامبر (ص) با رکانه بن عبد یزید و معجزه حرکت درخت در منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر پایه گزارش ابن اسحاق (150-151ق)، پیامبر(ص) به هدف دعوت فردی به نام رکانه بن عبد یزید به اسلام، با او کشتی گرفته و امر کرده اند تا درختی به سوی آنان بیاید و به جای خویش برگردد. دو واقعه متوالی کشتی گرفتن و حرکت درخت در گزارش ابن اسحاق (150-151ق)، در منابع تاریخی و حدیثی در قالب دو روایت مستقل کشتی گرفتن و معجزه حرکت درخت نقل شده است. افزون بر اختلاف منابع در نحوه نقل دو واقعه، صحت و اعتبار این گزارش ها نیز نیازمند تأمل و بررسی است. مقاله حاضر ضمن اعتبارسنجی سندی و بررسی تبار گزارش ها، بر رصد تغییرات متنی و تحلیل آنها و مقایسه متون با یکدیگر تمرکز کرده است تا علاوه بر شناسایی مصدر اصلی گزارش ها، اصالت و اعتبار آنها را نیز روشن کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد گزارش های موجود از واقعه کشتی گرفتن و حرکت درخت، دچار اضطراب متنی اند و ازنظر زمان، اهداف و اشخاص مؤثر در گزارش، در تعارض با یکدیگر قرار دارند. نتایج تاریخ گذاری گزارش ها نیز حاکی از آن است که گزارش ابن اسحاق (150-151ق) به عنوان قدیمی ترین نسخه در دسترس از این واقعه، که دو موضوع کشتی گرفتن و معجزه حرکت درخت را در خود جای داده است، مصدر دیگر گزارش های بعدی بوده است. نظر به اینکه که گزارش ابن اسحاق (150-151ق) ازنظر انتساب، مخدوش و ازنظر ساختار متنی نیز فاقد ملاک های معتبر است، گزارش های مبتنی بر آن نیز فاقد اعتبار محسوب می شوند.
خاستگاه میان رودانی تصویر شیطان در آیین های گنوسی و زروانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
17 - 33
حوزههای تخصصی:
آموزه باور به شر اندیشه ای دیرپا و کهن در آیین های بشری است. به نظر می رسد پنداشت عدم تعادل و تباهی در هستی بنیادی ترین ریشه اندیشه شر بوده باشد. در تاریخ ادیان مشخص ترین تصویر مفهوم شر تجسم ذات شیطان است. البته این نکته قابل ذکر است که تصاویر و بن مایه های مفهوم شر در طول تاریخ همواره گوناگون و ناهمسان بوده اند. این گوناگونی نشان از ناهمگونی فهم و پنداشت ریشه های اندیشه شر نزد بشر دارد. برخی از پژوهشگران بر این باورند که بن مایه های تصویری و مفهومی در اندیشه های بشر ارتباطی نزدیک با هم دارند. بر این مبنا که هر تصویر، همچون واژه که دربردارنده یک دال و مدلول است، حاوی یک بن مایه مفهومی ویژه است. از این رو، تصویر شیطان نیز بی تردید حاوی اندیشه ای پنهان در روایت آیینی از مفهوم شر و شیطان است. برای نمونه، تصویر شیطان در متون گنوسی حاوی اندیشه مفهوم میان رودانی از شر است که خود مؤید این امر است که نه فقط تصویر شیطان بلکه بن مایه مفهومی روایت شر و چیستی حضور شر در هستی در این آیین ها باید ریشه در اساطیر میان رودانی داشته باشد. بر این مبنا، این پژوهش درصدد است براساس رویکرد تحلیلی و توصیفی منابع دست اول مانوی، گنوسی و میان رودانی به بررسی و واکاوی ریشه های تصویر و پندار شیطان در آیین های گنوسی بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد بن مایه ها، مفاهیم و تصویر شیطان در این کیش ها ریشه ای میان رودانی دارد که در باورهای گنوسی به صورت اسطوره شیطان به تصویر درآمده است.
جبهه گیری فرهنگی مشرکان مکه در برابر رسول اکرم(ص) با تاکید بر گروه مقتسمین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با آغاز بعثت و طرح گفتمان دینی، دولهالملاء یا حاکمیت اشراف قریش،گفتمان نوین را در تعارض با منافع خویش دیدند و از سال چهارم تا چهاردهم بعثت اقدامات گوناگونی برای متوقف ساختن آن انجام دادند. یکی از مهمترین کنش ها در برابر دعوتگری پیامبر(ص)، اقدام گروه مقتسمین است. براین اساس، جستارحاضر در پی پاسخ به چیستی و پیدایی مقتسمین در دوران آغازین اسلام و شیوه کنشگری آنان دربرابر نو دینی و نودینان است که با رویکردی توصیفی- تحلیلی و شیوه کتابخانه ای با بهره مندی از قرآن مجید و روایت های تاریخی به آن نگریسته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که گروه مقتسمین با سران قریش در برخورد با پیامبر(ص) همگرا بودند و با اقدامات فرهنگی خود ، موانعی برای کاروان های تجاری و زیارتی در گفتمان دینی ایجاد کردند. اما شیوه رفتاری پیامبر(ص) و نودینان، در تقابل با تحرکات فرهنگی آنان و مجموعه عوامل مناسبات قبیله ای باعث ناکامی و بی اثری کنش های گروه مقتسمین شد.
علی اکبر سعیدی سیرجانی و سلسله های ترک تاریخ ا یران
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد ناسیونالیستهای فارسی گرای ایرانی سلسله های ترک تاریخ ایران در دوران اسلامی، کارنامۀ مثبت و قابل دفاعی نداشته اند و حاکمیت ایشان جز استمرار ظلم، خشونت، غارت و کند ساختن پیشرفت در حوزه های مختلف، حاصل دیگری برای ایران به ارمغان نیاورده است. از نظر این گروه اگر در دوران اسلامی اتّفاقات مثبتی نیز رخ داده، این اتّفاقات از دو منشأ سرچشمه گرفته اند. منشأ اوّل سلسله های ایرانی و پارسی دوران اسلامی بوده اند، که ماهیّتی تمدّنساز و فرهنگ پرور داشته و حکومتی مبتنی بر یک مکتب و فلسفۀ حکمرانی مجرّب و والا تشکیل داده بودند. منشأ دوم اتّفاقات مثبت دوران اسلامی وزرای فارسی و ایرانی بوده اند، که به مدد نبوغ و هنر زمانشناسی خود، ضمن راه گشودن به دربار ترکان و در اختیار گرفتن زمام سیاست در این دربارها، شاهان بی فرهنگ و سرکش ترک را به خدمت اهداف هنرپرورانه، تمدّنسازانه و فرهنگدوستانۀ خود درآورده اند!بر همین اساس ناسیونالیستهای فارسیگرا و ترکستیز معاصر ایرانی بر اساس یک قاعدۀ مورد وثوق و عمل در میان همۀ پیروان این مکتب، در تحلیلهای تاریخی خود، همۀ اتّفاقات مثبت در موضوعات مختلف را به سلسله های ایرانی و وزرای نفوذ کرده در تشکیلات سیاسی ترکان منتسب کرده و در نقطۀ مقابل مجموعهای از رذایل فکری و عملی را به پادشاهان و سلسله های ترک منتسب میکنند. علی اکبر سعیدی سیرجانی به عنوان عضوی از این مکتب به این بخش از اصول تعیین شده برای تحلیل وقایع تاریخ ایران توجه کاملی نشان داده و سلسله های ترک دوران اسلامی اعم از غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، صفویان و قاجار را آماج حمالت و عیبجوییهای خود قرار داده و چهره ای واپسگرا، ضد فرهنگ، بی تمدّن، بی نصیب از فلسفۀ حکومت و محروم از اندیشۀ پویا از سلسله های ترک ترسیم می کند و سرداران ترک را عامل توقّف آزادگی و فضای علم و اندیشه و تضارب آرا در ایران معرّفی کرده و در کنار آن برخی چهره های به زعم خود ایرانی، همکاری کننده با سلسله های ترک را مورد حمله قرار میدهد.
نماز میّت در شهرهای بزرگ ایران دوره ی اسلامی تا حمله ی مغول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ایران دوره ی اسلامی و با تاثیر از شریعت اسلام، مردگان با آداب اسلامی به خاک سپرده می شدند. از جمله آداب خاکسپاری اموات، اقامه ی نماز میت بود. اقامه ی نماز توسط خلیفه، امیران و کارگزاران حکومتی، دانشمندان دینی، قضات و خویشاوندان میّت صورت می گرفت. جامع یا مصلای شهر، مساجد، میادین، گورستان ها و مدارس شهر و گاهی نیز اماکن حکومتی، مکان های برگزاری نماز میّت بودند. نویسندگان مقاله با بررسی تاریخ های محلی و کتاب های تراجم و طبقات، و با روش توصیفی- تحلیلی، در صدد پاسخ به این سوال ها هستند که 1- چه عواملی در کیفیت برگزاری آیین دینی– اجتماعی نماز میت و محل برگزاری آن اثرگذار و دخیل بود؟ 2- چه کسانی و با چه نیات و انگیزه هایی در نماز میت شرکت می کردند؟ بررسی ها نشان می دهد که عواملی مانند پیوندهای خانوادگی، جایگاه اجتماعی و شغلی افراد و میزان و چگونگی ارتباط متوفی با ساختار سیاسی حاکم، در کیفیت برگزاری نماز و انتخاب محل برگزاری نماز میت دخالت داشت. همچنین موقعیت شغلی و اجتماعی متوفی سبب می شد تا بزرگان شهر و مردمان بسیاری با نیت قدردانی از زحمات متوفی و نیز تعظیم شعائر دینی در نماز میت شرکت کنند.