ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۶۱ تا ۱٬۲۸۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۱ مورد.
۱۲۶۱.

زمینه ها و شرایط گسترش طریقت نقشبندیه در کردستان ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۸۸
یکی از طریقت های صوفیانه در اسلام، طریقت نقشبندیه است. بهاءالدین محمد نقشبند بخارایی را بنیان گذار طریقت نقشبندیه دانسته اند. آغاز طریقت نقشبندیه مربوط به خراسان قرن هشتم هجری است. با انتقال این طریقت و دعوت آن از خراسان به عراق و آذربایجان، کردستان ازجمله مناطقی بود که از سده دوازدهم هجری تدریجاً به یکی از نواحی تبلیغ و رواج طریقت نقشبندیه تبدیل شد. بررسی چگونگی و علل گسترش طریقت نقشبندیه در کردستان موضوع بحث این پژوهش است. روش انجام این پژوهش، توصیفی تحلیلی بوده و درصدد پاسخ به این سؤال است که چه عواملی موجبات گسترش طریقت نقشبندیه در کردستان ایران و عراق شد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد فعالیت های تبلیغی مشایخ نقشبندیه که با حکومت ها روابط مسالمت آمیز داشتند موجب شد افراد زیادی به این طریقت گرایش پیدا کنند. مشایخ طریقت نقشبندیه توانستند با جلب نظر و حمایت حکام کردستان و انجام فعالیت های مذهبی و عام المنفعه چون ساختن مسجد، خانقاه و کمک و مساعدت به نیازمندان و فقرا، در میان مردم مقبولیت پیدا کنند، به طوری که در گذر زمان خانقاه ها و مراکز تجمع صوفیه، علاوه بر کارکرد دینی و مذهبی، به ایفای نقش سیاسی و اقتصادی در جامعه کردستان پرداختند.
۱۲۶۲.

تحلیل بیانی- اجتماعی سفرنامه حاج سیاح به فرنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۹۲
سفرنامه، اثری است با رویکرد روایی که تمرکز اصلی آن بر گزارش دیده ها و شنیده های نویسنده در طول سفر است. در دوره قاجار که سفرنامه نویسی به زبان فارسی رونقی دوباره گرفت، نویسندگانی چون حاج سیاح با اهدافی خارج از تکیه صِرف به روایت حوادث سفر، به سراغ نگارش این نوع ادبی رفتند. با مطالعه سفرنامه فرنگ حاج سیاح می توان پی برد که هدف او از روایت این حوادث و پیشرفت های جهان غرب، صرفاً گزارش نبوده، بلکه خواسته اصلی او ایجاد تأثیر در دیدگاه و نگرش ایرانیان دوره قاجار و ترویج افکار تجددطلبانه و بازکردن درهای نوگرایی به روی جامعه سنتی ایران عصر قاجار بوده است. نویسنده سفرنامه، برای دست یابی به این مهم، با رویکرد ساده نویسی حاکم بر آیین نویسندگی دوران قاجار، در کنار بهره گیری از شیوه های مختلف ادبی که تأثیر متن را بر مخاطب ایرانی عصر خود قوت می بخشد، سعی دارد با روایتی آمیخته با سادگی و درعین حال برخوردار از شیوه های بیانی، پیشرفت های فرنگ را در جهت کاستن فاصله و اختلاف سنت و تجدد در جامعه ایرانی بیان کند. وی برای نیل به این منظور، از زبانی ساده که مختصات آن استفاده از مفردات ساده، جملات کوتاه و به دور از تعقید، و درعین حال بهره مند از صنایع متنوع بیانی و بدیعی است بهره برده است. از بعد اجتماعی نیز نویسنده با وجود اظهار حیرت در برابر پیشرفت های غرب، داشته های دینی و میهنی خود را فراموش نمی کند و دچار شیفتگی کامل در مقابل ترقیات غرب نمی شود و حتی گاه در برخی مواضع، به نقد اندیشه ها و رفتارهای حاکم بر کشورهای مدرن می پردازد. این مقاله درصدد بررسی تفصیلی نحوه مواجهه بیانی و فکری حاج سیاح با مظاهر پیشرفت جهان غرب در عصر قاجار است.
۱۲۶۳.

Miniature Motifs on the Ossuaries of the Bandian Dargaz Fire Temple

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۷ تعداد دانلود : ۳۳۳
Bandian Dargaz site in Khorasan, is one of the fire temples dating back to the Sasanian period. In this fire temple, carved miniature motifs including animals such as goat, deer, ram, cow, horse, snake, scorpion, wolf, fox, turkey, swallow and dove have been found. In this article, carved miniature motifs are examined and analyzed. 
۱۲۶۴.

بررسی پیشینه و جایگاه موستَک/موسیقار (پان فلوت) در پهنه فرهنگی ایران براساس یافته های باستان شناسی و منابع نوشتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۳۴۸
مقاله حاضر به بررسی جایگاه ساز موسیقار (پان فلوت) در پهنه فرهنگی ایران می پردازد و سعی در بررسی برآمدگاه، سازوکار و حیات این ساز با استفاده از شواهد باستان شناختی و منابع نوشتاری دارد. شواهد باستان شناختی موجود نشان می دهند که این ساز حداقل از دوره سلوکی-اشکانی در پهنه فرهنگی ایران حضور داشته و در دوره های بعدی به ویژه دوران اسلامی در کنار سایر سازهای ایرانی نقش بارزی ایفا کرده است. یکی از قدیم ترین شواهد موجود از این ساز در ایران مربوط به پیکرک یک نوازنده از مجموعه یافته های باستان شناختی محوطه باستانی شوش است که در حال حاضر در مخزن موزه ملی ایران نگهداری می شود و پژوهش حاضر به منظور معرفی آن شکل گرفته است. هدف از این مقاله، معرفی این پیکرک فراموش شده و سپس ارائه سرگذشتی از ورود و حضور ساز پان فلوت به پهنه فرهنگی ایران است. با توجه به شواهد ارائه شده در این مقاله می توان دریافت که این ساز از دیرباز در حوزه وسیعی از جهان، از یونان باستان و اروپا گرفته تا خاورمیانه و حتی شرق دور محبوبیت داشته و در جشن ها و آیین های مختلف مورداستفاده قرار می گرفته است. شواهد باستان شناسی فراوانی نیز بر این گفته مهر تأیید می نهند. پرسش اصلی در این پژوهش متوجه منشاء ورود این ساز به پهنه فرهنگی ایران است و با توجه به مدارک اشاره شده در مقاله، فرضیه نگارندگان بر این است که این ساز به احتمال در دوره هلنی به ایران آورده شده است. بااین حال با توجه به محدود بودن مدارک باستان شناختی هنوز هم نمی توان با قطعیت گفت که منشأ ورود این ساز به ایران از کدام منطقه بوده است.
۱۲۶۵.

مقایسه بن مایه های عرفانی زیباشناسی نقوش تزیینی چین و ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۰
بر اساس مبنای بسیاری از بزرگان فلسفه هنر،زیباشناسی(Aesthetics)بر اساس بافتار تاریخی(Historical context)تغییر می کند.مراوده فرهنگ ها و برخورد یا گفتمان تمدّنی عامل این پارادایم ها و تغییرات محتوایی و شکلی است.قطعاً فرهنگ هنری چین که شاکله آن نوعی معنویت و عرفان دوآلیسم(یین یانگ)را دارا می باشد،به علل گوناگون تاریخی مثل وجود جاده ابریشم،حمله مغول و تأثیر آن در انتقال هنر شرق آسیا به غرب آن و رواداری مغولان به علّت پای بند نبودن به ایدئولوژی خاصّ که باعث رابطه دیالکتیک بین ملل و فرهنگ ها می شد،در طول تاریخ بر بسیاری از تمدّن های دیگر اثر گذاشته است.هر چند که میان فهم معنوی چینی و اسلامی تفاوت هایی جدی در مسئله مابعدالطبیعه و زندگی پس از مرگ وجود دارد اما در تعالی معنوی شباهت های زیادی میان دو فرهنگ وجود دارد که بر زیبایی شناسی دو فرهنگ تاثیرات نسبتا مشابهی داشته است.جلوه های این تأثیرات را می توان در نقوش تزئینی در هنرهای مختلف بررسی کرد.این مقاله با ادبیات تاریخی نوع تأثیرگذای هنر چینی بر هنر ایران پسامغول را بررسی می کند امّا برمبنای نگاهی پدیدار شناسانه معتقد است علّت نهفته در این تأثیرگذاری،فهم و قبول معنای زیباشناسی نهفته در هنر چینی از سوی ایرانیان مسلمان است.علّت این مفاهمه و پذیرش به نوعی زیرساخت مشترک عرفانی و معنوی(Mystical)بازمی گردد.این فرضیه بر اساس منابع اسنادی مورد پژوهش و اثبات قرار گرفته است.
۱۲۶۶.

نام «محمد» پیش از پیامبر(ص)؛ بازبینی انتقادی شواهد و رهیافتی تازه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۷۷
ریشه شناسی نام محمد و پیشینه پیشااسلامی آن همواره چالشی برای پژوهشگران بوده و در این باره پرسش هایی مطرح است؛ از جمله آنکه آیا نام محمد برگرفته از نام یا واژه ای غیرعربی بوده؟ و آیا پیش از برآمدن اسلام، محمد نامی معمولی به شمار می آمده یا دلالت های ویژه اعتقادی و حتی پیامبرانه داشته است؟ مطالعات زبان شناختی، بینامتنی و یافته های باستان شناسی در این زمینه گزینه های گوناگونی پیش می نهند. در سنت اسلامی دست کم از سده دوم نام محمد با واژه «پاراکلیت» (فارقلیط) در انجیل یوحنا پیوند خورده است. البته درباره اصالت این اخبار تردیدهایی وجود داشته، اما انتقال واژه پاراکلیت از زبان یونانی یا با میانجی گری زبان های آرامی به محیط شبه جزیره، همچنان گزینه ای محتمل است. در کتیبه ای حمیری از سده ششم میلادی نیز به واژه ای هم ریشه با نام محمد برمی خوریم که در نوشته های اسلامی به ویژه داستان ابرهه هم ردپایی از آن یافت می شود. منابع اسلامی نیز می گویند عربان گمان می کردند در آینده پیامبری به نام محمد خواهد آمد و از چند نفر به نام محمد نام می برند که در گزارش های مربوط به آنها نوعی دلالت های دینی و پیامبرانه نهفته است. چالش مهم در ارتباط با این شواهد، اصالت سنجی و تاریخ گذاری آنها و سپس واکاوی ارتباط درونی میان آنهاست. در مقاله حاضر مجموعه این شواهد بررسی شده و به ویژه مهم ترین شواهد اسلامی ارزیابی انتقادی شده است. با شواهدی که بررسی شده ، می توان گفت در شبه جزیره پیش از اسلام نام های برگرفته از ریشه «حَمَدَ» دارای دلالت های دینی بوده اند. با این حال، درباره ارتباط ریشه حَمَدَ با فارقلیط فعلاً باید به گمانه زنی بسنده کرد.
۱۲۶۷.

تحول موضوع و خاستگاه ترجمه های عربی به فارسی متون شیعی دوره صفوی در گذار از قرن 10 به 11(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۹۸
 فارسی نویسی پس از تهاجم مغول در پیوند با هویت ایرانی و در پی بالیدن تشیع امامی به صورت نسبی رشد یافت. در جریان فارسی نویسی، ترجمه در دوره صفویه، با تأکید بیشتر بر زبان و هویت ملی رشد یافت. در این دوران آثار متعددی از عربی به فارسی برگردانده شد. «ترجمه»های این دوران سهم ممتازی در معرفی ابعاد مختلف اندیشه و آیین دارند. همچنین بررسی دلایل انتخاب متون ترجمه ازسوی مترجمان اطلاعاتی سودمند درباره تحول در فکر و فرهنگ به دست می دهد. بررسی آماری ترجمه های این قرون تحول در موضوعات ترجمه را در گذار از دوران استقرار حکومت صفویه (قرن 10) به دوره تثبیت این سلسله (قرن11) نمایان می کند و نشان می دهد که موضوعات مورد توجه برای ترجمه همواره یکسان نبوده است. تغییر گفتمان غالب در این دوران با تغییر محتوای متون انتخابی برای ترجمه ازسوی مترجمان رابطه مستقیم دارد. این تغییر در محتوای متون انتخابی ناشی از چه عواملی بوده است، انگیزه آمران ترجمه و مقاصد مترجمان از انتخاب آن متون چه بوده است؟ ترجمه ها حاوی داده های تاریخی ویژه ای هستند که در کنار عوامل و شاخص های دیگر، روند و ماهیت تغییرات سیاسی و ایدئولوژیک را در این دوران بازتاب می دهند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی تلاش شده است تا به ضرورت تغییر در انتخاب متن و محتوای متون ترجمه بپردازیم و نشان دهیم که ترجمه در این دوران باتکیه بر اخباری گری، روش های کلامی را برای ساخت و گسترش تشیع به مثابه یک ایدئولوژی سازنده در حیات صفویان به کار گرفته اند.
۱۲۶۹.

انگاره شاهنشاهی آسیایی هخامنشی به روایت محاوره لوسیس اثر افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۴
محاوره سقراطی لوسیس ازجمله نخستین آثار افلاطون محسوب می شود و در متن آن دو اشاره گذرا به شاهنشاهی هخامنشی و مسائل مرتبط با آن مشاهده می شود. در این محاوره که محتوای اصلی آن در باب دوستی و ماهیت آن است، نخست از شاه بزرگ هخامنشی و سیادت و فرمانروایی وی بر آسیا و نیز میراث وی برای مهترین پسرش سخن رفته و در جایی دیگر نیز در ضمن گفت وگو به کوتاهی به داریوش یکم و گنج های او نظر افکنده شده است. پژوهش حاضر، با هدف دستیابی به فرصتی برای اندیشیدن مورخانه در باب جلوه ها و وجهه های گوناگون شاهنشاهی هخامنشی در اذهان معاصرانش، تنها به یکی از این دو مورد یعنی اشاره افلاطون به تسلط تمام عیار شاه بزرگ پارس بر سراسر سرزمین آسیا می پردازد. این تحقیق در پی آن است که بخشی از محاوره لوسیس را که پیش از این در مطالعات شاهنشاهی هخامنشی جایگاه ویژه ای نداشته است، به مثابه دروازه ورود به مطالعه ای تاریخی در باب این حکومت بررسی کند. درحقیقت پژوهش حاضر که داده های آن با استفاده از منابع کتابخانه ای فراهم شده است، با روشی توصیفی تحلیلی و ازطریق خوانش انتقادی متن لوسیس همراه با تعدادی از سایر منابع و متون یونانی معاصر با حیات سیاسی هخامنشیان، به بررسی و مطالعه ای در باب ریشه ها و تصوراتی می پردازد که سبب پیدایی انگاره و مفهوم ذهنی شاه پارسیِ مسلط بر سراسر آسیا در میان یونانیان معاصر شاهنشاهی هخامنشی در سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد شده بود.
۱۲۷۰.

بررسی فرایند انقلاب اسلامی در شهرکرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۲۵۸
شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری، ازجمله مناطقی است که پابه پای مناطق دیگر کشور در مبارزه با حکومت پهلوی مشارکت داشت. پژوهش حاضر بر آن است تا نحوه گسترش باورها و اعتقادات اسلامی و انقلابی در شهرکرد و حوادث و رخدادهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار دهد و به چگونگی همه گیر شدن گفتمان انقلاب اسلامی بپردازد. بنابراین ضرورت دارد به بررسی نقش گروه ها و اقشار مختلف شهرکرد، که در جریان مبارزات انقلابی حضور چشمگیر داشتند، پرداخته شود. در این خصوص پس از توصیف تحولات اداری و اجتماعی شهر در دو دهه 1340 و 1350 با استفاده از روش کتابخانه ای، اسناد و مصاحبه سیر حوادث و رخدادهای انقلاب در سال 1357 و نقش اقشار گوناگون در تحولات انقلابی در این شهر بررسی شده است. براساس یافته های این پژوهش، وجود افراد فعال مذهبی در شهرکرد همچون رحمان استکی، سید تقی جعفریان، محمد دانش و مسافرت تعدادی از روحانیون متعهد از قم و دیگر نقاط به این منطقه و سخنرانی های روشنگرانه آنان موجب آشنایی مردم شهرکرد با جریان کلی انقلاب اسلامی شد. در داخل شهر فعّالیّت های فرهنگی مدرسه امامیه و افراد مذهبی، فعّالیّت های گروه توحیدی محرم سرخ، در آموزش و تربیت نیروهای آگاه و ایجاد فضای انقلابی در شهرکرد مؤثر بودند. در ابراز مخالفت ها و اعتراضات مردم شهرکرد در سال 1357 فعّالیّت فرهنگیان (دانش آموزان و معلمان) جالب توجه بوده است. مردم این شهر افزون بر نارضایتی منطقه ای، تحت تأثیر جریان و حوادث دیگر شهرها (مانند اصفهان) به سیل عظیم انقلاب اسلامی پیوستند.
۱۲۷۱.

رویکرد اساطیری نقوش حیوانی در فرش های کاشان و شاهنامه طهماسبی دوره صفوی (سده 10 یا 11ق/ قرن 16 یا 17م) طبق دیدگاه مشروعیت سیاسی: بازنمایی جهان طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۷
بیشترین نمود ظهور نقوش حیوانی در تاریخ هنر خاور باستان تا دوره پُرشکوه هنر صفوی در آثار تجسمی و صنایع دستی بوده است. گستردگی و شباهت نقوش حیوانی در فرش های کاشان و شاهنامه طهماسبی دوره صفوی مسئله ای است که این فرضیه را تقویت می کند که ممکن است بتوان جهان طبیعی را به عنوان نیروی مشروعیت بخش قدرتمندی برای حاکمیت صفویان در نظر گرفت. هدف از این مقاله ارائه مفهوم اساطیری نقوش حیوانی در فرش های کاشان و شاهنامه طهماسبی به منظور درک صحیح از رابطه میان مفهوم اقتدار و مشروعیت در نظام سیاسی دوره صفوی و پیوند آن به هنر و فرهنگ این دوره است. سؤالات مطرح شده در این نوشتار عبارت اند از: چه ارتباطی را می توان بین باورهای اسطوره ای در زمینه قدرت و ترسیم نقوش حیوانی در فرش های کاشان و شاهنامه طهماسبی دوره صفوی متصور شد؟ چه ویژگی های مضمونی و بصری مشابهی در نقوش حیوانی فرش های کاشان و شاهنامه طهماسبی باتوجه به هم دوره بودن وجود دارد و وجوه تمایز آن ها چیست؟ این نوشتار به شیوه کیفی تاریخی تحلیلی با رویکرد تطبیقی انجام شده و نتایج پژوهش نشان می دهد که حاکمان صفوی با خارج کردن اسطوره های حیوانی از حالت تعلیق و استفاده از آن ها در هنرهای گوناگونی چون کتاب آرایی و فرش بافی سعی در مقیدکردن به ساختارهای قدرت، برداشت و خوانش تازه ای از آن ها داشته اند. براین اساس، کاربرد نقوش حیوانی مشابه در فرش های کاشان و شاهنامه طهماسبی استفاده از عملکرد این روایت های اسطوره ای به تولید و بازتولید اندیشه های ذات گرایانه مشروعیت حکومت صفویه محسوب می شود؛ بنابراین، وجود شباهت های بسیار در کاربرد نقوش حیوانی در فرش های کاشان و شاهنامه طهماسبی دوره صفوی می تواند مؤید این امر باشد که صفویان با استفاده از هنر نمادپردازی اسطوره ای نقوش حیوانی سعی در انعکاس جهان بینی گفتمان قدرت سیاسی در فرهنگ و هنر ایران داشته اند.
۱۲۷۲.

مستندسازی دیجیتال و استفاده مجدد از داده ها در فعالیت های باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۹
با پشت سر گذاردن باستان شناسی محاسباتی و گسترش باستان شناسی دیجیتال و بهره گیری از انواع ابزارها و فناوری های نوین دیجیتالی در بررسی ها و کاوش های باستان شناسی، میزان داده های دیجیتال در باستان شناسی تنوع و گسترش یافت. لذا نگهداری و حفظ این داده های دیجیتال در کنار داده های آنالوگ، تفسیر و یافتن ارتباط مابین این اطلاعات یکی از دغدغه های اصلی باستان-شناسان گردید. ضمن آنکه امکان استفاده مجدد از این داده ها و اطلاعات ثبت شده، یکی دیگر از فاکتورهای مهم و اصلی در مستندسازی و بایگانی این داده ها بود. با تنظیم منشور لندن و اصول سویل و ارائه تعاریف لازم و تعریف فراداده و پاراداده ها در کنار داده های اصلی و الزام به ثبت آن در حوزه میراث فرهنگی دیجیتال، امروزه، بایگانی و مستندسازی دیجیتال داده ها روشمندتر و اصولی تر گردیده است؛ اما همچنان که کانسا (مدیر پروژه اوپن کانتکست) هم اشاره داشته است، کماکان می توان فقر و کمبود دانش و سواد دیجیتال در میان اعضای هیئت ها در فعالیت های باستان شناسی را مشاهده نمود؛ که خود مانعی بر سر راه ثبت و استخراج صحیح داده ها است. در این پژوهش با مرور و بررسی نظام مند تجارب مطالعاتی و عملیاتی صورت گرفته در کشورهای پیشگام در حوزه استفاده از فناوری های دیجیتال و استانداردهای اجرایی در حوزه ثبت و ضبط داده های دیجیتال جهت استفاده مجدد از آنها، ضمن ارائه نکاتی که باید در بایگانی و ثبت این داده ها در نظر داشت -تنها محدود به زمان ثبت نیست- بر روند آماده سازی بستر مناسب، نگهداری و پشتیبانی آن و نکاتی که باید رعایت نمود تا داده ها قابلیت استفاده مجدد برای دیگر متخصصین را دارا باشند، پرداخته شده است. ضمن آنکه به بررسی عواملی پرداخته شده که می تواند موجب از بین رفتن داده های دیجیتال، مخدوش شدن آنها و یا عدم استفاده مجدد شان گردد؛ میزان دخیل بودن فناوری های دیجیتال در این امر نیز بررسی شده است. در نتیجه گیری پژوهش، اینکه چه میزان عدم سواد دیجیتال و عدم استفاده صحیح از این داده ها می تواند یک عامل بازدارنده بر سر راه استفاده مجدد از آنها باشد مورد نقد و بررسی قرار گرفته؛ و در نهایت به چگونگی مدیریت و کنترل این عوامل و ارائه راهکارهای مناسب، پرداخته شده است.
۱۲۷۳.

نظامنامه مدارس ابتدائی و متوسطه ذکور و اناث دولتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۸۸
جامعه ی ایران در عصر قاجار وارد مرحله ی جدیدی از تغییر و تحول ساختار سیاسی- اجتماعی گردید که با دوران قبل از آن تفاوت چشمگیری داشت. با توجه به اهمیت تعلیم و تربیت که نقش عمده انتقال فرهنگی از نسلی به نسل دیگر را بر عهده دارد. لازم است که میراث فرهنگی کشور مورد مطالعه قرار بگیرد تا بتوان آن را پربارتر نمود. علوم و فنون، آموزش و پرورش، فرهنگ و تمدن مشترک برای ساخت یک جامعه مترقی ضروری است و هیچ یک از این پدیده ها نمی توانند به تنهایی و بدون کمک یک دیگر به وجود آیند و هر یک ساخته و مکمل یک دیگر است. چون تعلیم و تربیت رابطه ی مستقیمی با زندگی فردی و اجتماعی مردم دارد؛ بنا بر این باید در حیات آنان جنبه واقعی و عملی پیدا کند. در واقع تعلیم و تربیت هم یک نوع فلسفه ی حیاتی است. حتی مذهب و ادبیات و فلسفه به معنی اعم نیز دارای این منظور و مقصود است که حیات فردی و اجتماعی شخص را پرمایه تر سازد. حفظ گسترش و ارزشیابی میراث فرهنگی در ترقی و تحول و تکامل آموزش و پرورش کشور موثر باشد. پس بررسی و مطالعه تعلیم و تربیت در ایران باستان می تواند راهنمایی خوب برای آشنایی با نحوه ی تعلیم و تربیت در کشور از گذشته تا کنون باشد.
۱۲۷۴.

تحلیل روابط بینامتنیِ «اعلام انتصاب امام علی(ع) به وصایت و پیامدهایِ آن» در بیت هایی از غدیریه ناصر خسرو و خطبه غدیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۱۳
بینامتنیت به تحلیل روابط صوری و معنایی متون مختلف می پردازد. همواره متن ها در یک ارتباط شبک ه ای با یکدیگر خلق می شدند. متن های نوین بر پایه متن های پیشین شکل گرفته و متن های گذشته خود را در آیینه متن های پسین بازمی تابانند. نظر به اهمیت واقعه غدیر، شعرای بسیاری در پی متجلی ساختن مضامین فکری، عقیدتی و تاریخیِ این واقعه بوده اند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به این سوال پاسخ می دهد که روابط بینامتنیِ اعلام انتصاب امام علی(ع) به وصایت و پیامدهایِ آن در غدیریه ناصر خسرو و خطبه غدیر چگونه است؟ نتایج نشان داده است که ناصر خسرو در غدیریه های خود چشم داشت ویژه ای به خطبه غدیر داشته ؛ از جمله در بیت هایی ضمن گزارشِ توجه ویژه خود به جایگاه امام علی(ع) نزد پیامبر(ص) و انعکاس اعتقاد خود به امام علی(ع) و واقعه غدیر نشان می دهد که از سوی گروهی از مخاطبان واکنشی نسبت به اعلام وصایت امام(ع) صورت می گیرد که کاملا نقطه مقابل توصیه هایِ پیامبر(ص) است و در جریان گزارش این واکنش بیشترین اشتراک واژگانی و مفهومی میان واژگان و اصافِ شعر خود و خطبه غدیر را در « احاطه شدگی» و « سقوط و هبوط» برقرار می کند؛ به گونه ای که این بیت ها روابط «پیرامتنی» و «متنی» گوناگونی را میان متن حاضر و غائب منعکس می کند.
۱۲۷۵.

هخامنشیان در مصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۳۷۵
کمبوجیه سیاست کورش را مبنی بر استحکام پایه ها و توسعه سرزمینی هخامنشیان ادامه داد. ازجمله برنامه های توسعه سرزمینی، لشکرکشی به مصر بود که مقدمات آن در زمان کورش فراهم شده بود که کمبوجیه آن را عملیاتی کرد و مصر به سرزمین های زیر فرمان هخامنشی ضمیمه شد. برای درک بهتر از تأثیرات فرهنگی هخامنشیان و مصر باید شواهد باستان شناسی باقیمانده از آن دوران که توسط باستان شناسان پژوهشگران مختلف کشف و بررسی شده اند به دقت بررسی و مطالعه کرد که ازجمله شواهد باستان شناختی باقیمانده می توان به کتیبه های هخامنشی در حمامات و کانال سوئز، کتیبه و آثار معماری جزیره الفانتین و نقش برجسته های هخامنشی  در معبد هیبیس و سایر شواهد فرهنگی و باستان شناختی که در مصر یافت شده، اشاره کرد. این مقاله بر آن است تا کتاب هخامنشیان در مصر (براساس شواهد باستان شناسی) را نقد و بررسی کند. 
۱۲۷۶.

عنصر ایرانی در بیزانس دوره سلطنت هراکلیوس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۳۹
عرفان عارف شهید، استاد ممتاز دانشگاه جورج تاون تا زمان مرگش به سال 2016 میلادی بود. در سال 1946 برای تحصیل به کالج سنت جانز آکسفورد رفت و به تحصیل آثار کلاسیک و تاریخ یونانی رومی زیر نظر مورخ مشهور، شروین وایت پرداخت. او سپس دکترای خود را از دانشگاه پرینستون دریافت نمود. تحقیقات شهید عمدتا بر حوزه-های زیر متمرکز بود: جهان یونانی-رومی، به ویژه امپراتوری بیزانس و تلاقی این حوزه با جهان عربی و اسلام در اواخر دوره باستان و قرون وسطی و مطالعات اسلامی به ویژه قرآن و ادبیات عرب. در سال 1970 سمپوزیومی با عنوان «بیزانس و ایران دوره ساسانی» در دامبرتون اُکس برگزار شد و بزرگانی چون ریچارد فرای، آندریاس آلفولدی، پیگولوسکایا، بیوار و عرفان شهید به سخنرانی پرداختند. مقاله پیش رو متن سخنرانی پایانی این همایش از عرفان شهید است که نویسنده به بررسی دقیق عناصر ایرانی و تاثیرات آن ها بر ساختار تاریخ بیزانس می پردازد. در این راستا انتخاب رسمی لقب باسیلئوس توسط هراکلیوس و روند آن مورد واکاوی قرار گرفته و از نقش ساسانیان به عنوان محرک های خارجی یاد شده است.
۱۲۷۷.

نقش پیوندهای تجاری و فرهنگی شرق آفریقا و خلیج فارس در آئین زار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۳۱۳
بردگان سیاه یکی از اقلام مهم تجاری بودند که از روزگاران باستان رواج داشته و بعد از فتوحات اسلامی نیز کم و بیش تداوم داشت. سواحل خلیج فارس و دریای سرخ از جمله مقاصد مهم برای جابجایی و نقل و انتقال یا اسکان این بردگان بودند. چنانکه گزارشهایی از اسکان بردگان سیاه در بصره و روستای توریان در جزیره قشم وجود دارد. مساله مهم در ارتباط با این بردگان تاثیر وتاثرهای فرهنگی است که در محلهای اسکان خود داشته اند. این بردگان علاوه بر اثرپذیری فرهنگی، فرهنگ خود را نیز به جوامع میزبان می دادند؛ اساطیر و آئین زار و موسیقی مرتبط با آن از جمله مواردی است که به واسطه آنان در منطقه خلیج فارس نفوذ داشته است. این مقاله با تمرکز بر این آئین به مثابه یک مثال تاریخی، کوشیده است به توضیح و تبیین این سوال بپردازد که تجارت برده چه تاثیری بر تعامل فرهنگی آفریقای شرقی و حوزه خلیج فارس داشته است؟ فرضیه حاکی از آن است که بابازارها و مامازارها به طور کلی سیاهان در دوره اسلامی طیِّ چند مرحله فرهنگ و آئین زار را دگرگون کردند.یافته های تحقیق حاکی از آن است که مراحل مذکور عبارت بودند از: تلاشهایی برای انطباق روایات سواحیلیِ زار با روایات توراتی و قصص انبیا، دادن صبغه اسلامی و درمانگرانه به آئین زار، و درنهایت اثرپذیری از ادبیات و باروهای صوفیانه به خصوص از طریقت قادریه.
۱۲۷۸.

Commercial and Cultural Relations of Sistan with Neighboring Areas during the 3rd Millennium BC(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۰ تعداد دانلود : ۳۱۹
The commercial and cultural relations of Shahr-i Sokhta with neighboring areas have a relatively long and complex history. During the first period of Shahr-i Sokhta, there are many evidences indicating the connection of this large center with the south of Mesopotamia, Elam and the southern parts of the Iranian plateau. There was also an extensive connection between this center and Central Asia, Afghanistan and the Waziristan region that overlooks the Indus valley. Based on archeological evidence, in parallel with the emergence of the social and economic structure and the beginning of urbanization, we see a significant expansion of trade with distant regions. 
۱۲۷۹.

اخلاق اجتماعی در جامعۀ بی ثبات از نگاه عبید زاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۱ تعداد دانلود : ۴۰۱
اخلاق از اساسی ترین الزامات زندگی اجتماعی است و رعایت آن همواره از دغدغه های بزرگان جوامع بوده است. اینکه تا چه اندازه می توان انتظار داشت افراد یک جامعه، کنشگران اصول اخلاقی آن باشند به بافت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه بستگی دارد؛ زیرا اخلاقیات در بستر تاریخی سرزمینی شکل گرفته و سترگ شده اند و از تمام این دگرگونی ها در درون خود تأثیر پذیرفته اند. چه بسا یک امر اخلاقی در ادوار بعدی اخلاقی شمرده نشود یا آنچه در جامعه ای اخلاقی شمرده می شود، در جامعه ای دیگر غیراخلاقی انگاشته شود. بنابراین، نمی توان از کنشگران اخلاق در جامعه انتظار داشت در هر شرایطی تن به انجام اصول اخلاقی دهند یا هر کنشی را اخلاقی شمارند. در این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی کوشیده شده به این سؤال پاسخ داده شود از دیدگاه عبید زاکانی در جامعه فاقد ثبات سیاسی و اقتصادی، اخلاقیات تا چه اندازه دستخوش تغییر و دگرگونی شده اند و چه گروه های اجتماعی بیشترین نقش را در این دگرگونی ها داشته اند؟ فرضیه این مقاله آن است که اخلاق از آشفته  بودن اوضاع سیاسی و اقتصادی چندان متأثر می شود که می تواند اصالت مفاهیم خود را از دست بدهد و در گرداب رویدادها چندان فرو افتد که از خویش بیگانه شده و حتی آنچه پیش تر غیراخلاقی بوده، اخلاقی انگاشته شود. در چنین جامعه ای، لذت طلبی، کوته نگری، فرد محوری و منفعت طلبی بدون توجه به اخلاق جمعی رشد می کند. عبید شاعرِ دل نگرانِ الزاماتِ اخلاقی و فراتر از آن متفکری اجتماعی است که نسبت به محیط پیرامون خود بی تفاوت نبود. او نقش و جایگاه برجسته ای به بزرگان و نخبگان طبقات مختلف جامعه در واژگونی مفاهیم اخلاقی می دهد که با پشت پا زدن بر سنن اخلاقی پیشین، اخلاقی نو می آفرینند و منافع قدرت و ثروت خود را تأمین می کنند و توده مردم را نیز متأثر از خویش می سازند و جامعه ای را شکل می دهند که بیگانه با تاریخ و فرهنگ خود شده است.
۱۲۸۰.

مختصری از جغرافیای تاریخی آذربایجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۸۳
جغرافیای تاریخی علمی است، که به شناخت شهرها و قصبات یک مملکت، یا یک منطقه و استان می پردازد، که روز و روزگاری در تحت تابعیت، یا حاکمیت اداری یک استان یا مملکتی بوده و بعد طی گذشت روزگار و مرور زمان از مرکز قبلی خویش جدا و خود دارای حاکمیت یا مرکزیت جدید گردیده اند. بدین ترتیب کتاب هایی نیز با عناوین جغرافیای تاریخی مثلاً: ایران یا خراسان و اصفهان و ... به رشته تحریر درآمده اند.در مبحث جغرافیای تاریخی آذربایجان نیز علاوه بر سرزمین های تحت عنوان اصلی «استان های آذربایجان شرقی و غربی و جمهوری آذربایجان» بحث از استان ها و شهرهایی می شود، که امروزه در تحت تابعیت اداری آذربایجان نیستند، ولی قبلاً از مضافات (اضافه شده های) آذربایجان محسوب می شدند. در این مقاله کوشش گردیده به شیوه ای مختصر و مفید به شهرهایی که روزگاری در تحت تابعیت آذربایجان بوده اند؛ پرداخته شود، تا معلوم گردد آذربایجان نیز مثل خراسان به سرزمین های وسیعی اطلاق می شد، که در پروسه تاریخی خود به کمتر از نصف حدود قبلی و واقعی خود تقلیل یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان