فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش ارائه الگویی برای آموزش توسعه بازار کودکان با رویکرد بازارگرایی در ایران بوده است. که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش، از نوع کیفی، مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد بوده است. مصاحبه های عمیقی با 18 نمونه ، متشکل از خبرگان علمی حوزه های بازاریابی و خبرگان عملی، مدیران حوزه های بازارکودک صورت گرفت. نمونه گیری براساس روش گلوله برفی و جمع آوری داده ها تا مرز اشباع نظری ادامه یافت. همچنین تجزیه و تحلیل داده های پژوهش، همزمان با توجه به داده های به دست آمده از بخش مصاحبه، با کمک سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام پذیرفت. یافته های پژوهش نشان داد: آموزش کودک در خانواده و اجتماع و همچنین آموزش پرسنل و مدیران فعال در عرصه بازارکودک به عنوان شرایط زمینه ای در بازار کودکان موثر است. که در بعد اقتصادی سبب افزایش درآمد، رونق فضای کسب و کار و توسعه بازار کودک و در بعد اجتماعی سبب افزایش رضایت و ایجاد تصویر مطلوب، به عنوان پیامدهای این بازار می گردد. در نتیجه این پژوهش با به کارگیری روش داده بنیاد، یکی از مطالعات اولیه درباره بازار کودکان است. الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای توسعه آموزش بازار کودکان استفاده شود.
تدوین معادله افتراقی عوامل آموزشگاهی موثر بر عملکرد در آزمون تیمز 2019 پایه چهارم در دانش آموزان با عملکرد بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزمون های بین المللی تیمز که شامل آزمون ریاضی و علوم می شود، با هدف بهبود عملکرد نظام آموزشی کشورها هر چهار سال یک بار برگزار می شود، که نتایج آن متاثر از عوامل مختلفی است. هدف از انجام این پژوهش تدوین معادله افتراقی دانش آموزان موفق از غیر موفق بر اساس مولفه های آموزشگاهی در آزمون تیمز 2019 است. روش انجام این پژوهش از نوع همبستگی در قالب معادله افتراقی است. جامعه آماری کل مدارس شرکت کننده در آزمون تیمز 2019 می باشد. نمونه آماری دانش آموزان کلاس چهارم ایرانی شرکت کننده در این آزمون می باشد. روش نمونه گیری همان روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای طبقه بندی شده منظم بوده که در آزمون تیمز 2019 اجرا شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، سوالات آزمون بین المللی تیمز 2019 پرسشنامه های خانواده، دانش آموز، مدیر و آموزگار می باشد که توسط انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی (IEA) در سال 2019 انتشار یافته است. این آزمون به دلیل این که آزمون استاندارد جهانی است روایی آن تایید شده و برای محاسبه پایایی آن نیز از روش الفای کرونباخ بر روی حدود 30 نفر از افراد جامعه آماری مورد مطالعه برآورد شد و ضریب 85/0 به دست آمد که نشان از پایایی آن دارد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل افتراقی استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که معادله تحلیل افتراقی قادر به تفکیک دانش آموزان موفق از دانش آموزان ناموفق براساس مولفه های آموزشگاهی می باشد.
The Role of Value and Job Enthusiasm in the Flexibility of Female Teachers in Exceptional Schools(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۰, Issue ۱, Spring ۲۰۲۲
84 - 99
حوزههای تخصصی:
معلمان مدارس استثنایی به دلیل ارتباط کاری با دانش آموزان باهای ویژه از دوچندان نیاز دارند. این مطالعه با هدف تعیین ارزش شغلی و دوستی شغلی بر پذیرش معلمان زن در مدارس استثنایی شهر ساری انجام شد. این از نظر هدف کاربردی است و از روش تحقیق کمی و راهبرد پیمایشی و از روش های توصیفی، همبستگی و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را معلمان زن مدارس استثنایی ساری که در سال های 1400 تا 1401 خدمت می کنند و تعداد آنها 109 نفر می باشد. با استفاده از فرمول کوکران، 52 نفر به عنوان نمونه تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها سه پرسشنامه ارزش شغلی، شغلی آشتیاق و پذیرش عاطفی است. داده ها با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه 25 مورد تجزیه و تحلیل و تحلیل و تحلیل قرار گرفتن. یافته ها نشان داد که ارزش های شغلی معنی داری بر باورپذیری هیجانی ندارد، اما عاشق شغلی دارای معنی داری و رابطه خطی مستقیم با هویت دارد (0.859 = 0.859). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که و شوق شغلی به عنوان قادر به پیش بینی کننده به پیش بینی معنادار نشان پذیری هیجانی و تبیین 73 درصد از واریانس است. پیشنهاد می شود قانون استثنایی با کارگیری روش های علمی و عملی شور و نشاط شغلی معلمان را افزایش دهد تا پذیرش آنها افزایش یابد. نشان داد که ارزش های شغلی مهم معنی داری بر باورپذیری هیجانی ندارد، اما شور و شوق شغلی معناداری دارد و رابطه خطی مستقیم با یافته های پژوهشی دارد (0.859 = 0.859). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که و شوق شغلی به عنوان قادر به پیش بینی کننده به پیش بینی معنادار نشان پذیری هیجانی و تبیین 73 درصد از واریانس است. پیشنهاد می شود قانون استثنایی با کارگیری روش های علمی و عملی شور و نشاط شغلی معلمان را افزایش دهد تا پذیرش آنها افزایش یابد. نشان داد که ارزش های شغلی مهم معنی داری بر باورپذیری هیجانی ندارد، اما شور و شوق شغلی معناداری دارد و رابطه خطی مستقیم با یافته های پژوهشی دارد (0.859 = 0.859). نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که و شوق شغلی به عنوان قادر به پیش بینی کننده به پیش بینی معنادار نشان پذیری هیجانی و تبیین 73 درصد از واریانس است. پیشنهاد می شود قانون استثنایی با کارگیری روش های علمی و عملی شور و نشاط شغلی معلمان را افزایش دهد تا پذیرش آنها افزایش یابد.
واکاوی چالش های رهبری بینشمند در سازمان های آموزشی (تدوین یک نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: امروزه رهبران آموزشی در مدارس با چالش های فراوانی روبرو هستند و این چالش های سازمانی در فرآیند یاددهی و یادگیری، بعنوان هسته اصلی مدرسه تأثیرات مخربی برجای می گذارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی چالش های رهبری آموزشی بینشمند در سازمان های آموزشی بود. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش از نوع کیفی بود. میدان تحقیق در این پژوهش 15 نفر از مدیران مدارس در شهرستان سنندج بودند. در خلال گردآوری داده ها از راهبرد نمونه گیری هدفمند برای انتخاب مطّلعین یا دروازه بانان تحقیق استفاده شد. داده های تحقیق به روش داده بنیاد و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و عمیق جمع گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از فرآیند کدگذاری راهبرد نظریه داده بنیاد یعنی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش منجر به شناسایی و تأیید 3 مقوله اصلی چشم انداز گرایی، ساختار متمرکز و چالش پذیر بودن و 14 کد محوری تفکر استراتژیکی، رابطه مداری، پویایی رهبری بینشمند، الهام بخشی، خردمندی، عدم انعطاف پذیری، تضاد فرهنگی، مقاومت در برابر تغییر، منفعل بودن سازمان، انتقاد پذیر بودن، برخورداری از دانش و فناوری، نفوذ در کارکنان سازمان، قدرت تشخیص و حرفه گرایی و 160 کد باز گردید و هم چنین نتایج نشان داد که الگوی استخراج شده از اعتبار درونی بالایی بررخوردار می باشد. بحث و نتیجه گیری: ارائه یک مدل کاربردی برای شناسایی چالش های رهبری آموزشی بینشمند در مدارس ضروری است تا ضمن توجه جدی به چالش های رهبری بینشمند در مدارس و تلاش برای رفع آن ها، مدارس به سازمان های به معنی واقعی یادگیرنده، یاددهنده تبدیل بشوند.
طراحی الگوی موانع توسعه حرفه ای دبیران تربیت بدنی مدارس بر اساس مدل یابی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق، طراحی الگوی موانع توسعه حرفه ای دبیران تربیت بدنی مدارس کشور، بر اساس مدل یابی ساختاری تفسیری بود. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است که به صورت میدانی و به روش تحقیق آمیخته انجام شد. جامعه آماری در بخش کمی، شامل مسئولین و کارشناسان دفتر تربیت بدنی وزارت آموزش و پرورش، مسئولین اداره تربیت بدنی و رئیس گروه تربیت بدنی ادارات کل آموزش و پرورش استان ها، برابر با 80 نفر و در بخش کیفی 18 نفر از خبرگان بودند. به دلیل محدودیت اعضا، جامعه آماری با نمونه برابر شد. ابزار تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته حاوی 18 مانع توسعه دبیران بود که روایی آن توسط 7 تن از اساتید مدیریت ورزشی دانشگاه و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ تایید شد (85/0=α). برای سطح بندی موانع از نظرات خبرگان، درصد فراوانی و روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. نتایج نشان داد که 18 مانع، فراروی توسعه حرفه ای دبیران تربیت بدنی مدارس ایران وجود دارد. همچنین موانع کم توجهی مدیران به اهداف و راهبردهای علمی جهت ارتقای دبیران و سیستم و برنامه های آموزشی نا کارآمد در سطح زیربنایی قرار گرفتند. بنابراین مسئولان بایستی با تمرکز بر راهبردهای علمی توسعه دبیران و تغییر در سیستم و محتوای آموزشی، نسبت به توسعه حرفه ای مهارت های دبیران اقدام کنند.
طراحی الگوی توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از اجرای این پژوهش، طراحی الگوی توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش بود.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و نوع داده، آمیخته و روش پژوهش، توصیفی-پیمایشی بود. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش، جهت تعیین ابعاد و مولفه ها، در بخش کیفی، 20نفر از متخصصان دانشگاهی و خبرگان آموزشی، به روش نمونه گیری هدفمند، بر اساس اصل اشباع در نظر و در بخش کمی، 4115 نفر از مدیران و معاونان اداره کل و نواحی چهارگانه آموزش و پرورش و مدارس استان البرز را تشکیل دادند. حجم نمونه به کمک فرمول کوکران، تعداد 351 نفر، از روش نمونه گیری تصادفی ساده ،انتخاب شدند.ابزار پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل محتوای اسناد و در بخش کمی، دو پرسشنامه محقق ساخته، به ترتیب93و26گویه است که روایی آنان با تایید خبرگان دانشگاهی، متخصصان مدیریت آموزشی و تحلیل عاملی تائیدی انجام شد و پایایی آنان با استفاده از آلفای کرونباخ، برای ابعاد و مولفه ها، 984/0و برای تعیین میزان تناسب و اعتبارسنجی الگو، 999/0تعیین گردید.تحلیل داده ها، برای تعیین و اولویت بندی ابعاد و مولفه ها، با استفاده از معادلات ساختاری، تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، تحلیل عاملی تاییدیمرتبه دوم وبرای تعیین میزان تناسب الگو، از روایی محتوا(شاخص و نسبت روایی محتوایی) و برای رسیدن به الگوی پژوهشی، از دو نرم افزار اس پی اس اس و آموس استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد، الگوی توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش، دارای 5بعد(ویژگی های شخصیتی، دانش های مدیریتی، رهبری، مدیریت منابع انسانی، مهارت و توانایی تفکر و اندیشه فلسفی) و 93 مولفه بود. نتیجه گیری: الگوی پیشنهادی به لحاظ نظری، از اعتبار کیفی و کمی لازم، برخوردار است و می تواند به عنوان چارچوب و مبنایی، برای توسعه تفکر سیستمی مدیران آموزش و پرورش کشور، مورد استفاده قرار گیرد.
تدوین راهبردهای توسعه آموزش پیش دبستانی در مناطق کمتر توسعه یافته (مورد مطالعه: آموزش و پرورش عشایر استان چهارمحال و بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین راهبردهای توسعه پیش دبستانی مناطق عشایری استان چهارمحال و بختیاری بود. روش تحقیق از نوع مطالعه موردی کیفی است. جامعه آماری را 35 نفر شامل مسئولان گروه آموزش پیش دبستانی ادره کل آموزش و پرورش ، مدیران، معاونان و کارشناسان ادارات آموزش و پرورش شهرستان های عشایر نشین، راهبران آموزشی، مدیران مجتمع های آموزشی و دکتر معلمان شاغل در اداره آموزش و پرورش عشایر استان تشکیل می دادند که به علت محدد بودن جامعه آماری به صورت کل شمار انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، مرور ادبیات، مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد. فهرست نهایی شده داده ها پس از تایید درجلسات شورای راهبردی در قالب یک پرسش نامه محقق ساخته که روایی آن توسط چند متخصص و پایایی از روش آلفا کرونباخ با ضریب 88/ تایید شده بود ؛ در اختیار جامعه آماری قرار گرفت. برای تجزیه تحلیل داده ها آزمون فریدمن و بحث و تبادل نظر گروهی استفاده شد.با توجه به نمره نهایی ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (2.38) و ارزیابی عوامل خارجی (2.74) مشخص شد که جایگاه راهبردی آموزش پیش دبستانی در مناطق عشایر بختیاری در منطقه WOمی-باشد. که مبین توجه به فرصت های پیش روی مناطق عشایری برای از بین بردن ضعف های موجود است. . در نهایت، نتایج پژوهش نشان می دهد که همسو با ویژگی های جامعه شناختی عشایر که از ابتدایی ترین و غنی ترین شکل و شیوه زندگی است بایستی مولفه ساختار مدیریت شامل: تصمیم گیری، منایع انسانی،برنامه های درسی و آموزشی، منابع مالی و مادی و فناوری به شکل موثر، ساختاری خاص و بومی به خود بگیرند تا بسیاری از فرصت ها برحسب بافت و نمای فرهنگی موجود به برطرف کردن نقایص در حوزه آموزش پیش دبستانی در عشایر منجر شود.
Challenges of Professional Learning Communities in Elementary Schools and Practices for Establishing it: Teachers’ Point of view(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۰, Issue ۱, Spring ۲۰۲۲
13 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی چالش های جوامع حرفه ای در مدارس ابتدایی تهران و ارائه راهکارهایی برای ایجاد آن بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از روش شناسی آمیخته است. جامعه آماری شامل کلیه 13064 نفر معلمان دوره ابتدایی در سال تحصیلی 98-97 می باشد. در بخش کمی، بر اساس جدول کرجسی - مورگان، حجم نمونه 370 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه های چند مرحله ای انتخاب شدند. در بخش کیفی با 20 معلم ممتاز به صورت هدفمند مصاحبه شد. پرسشنامه «ارزیابی جامعه حرفه ای» توسط الیور و همکاران. و از پرسشنامه پاسخ باز نیمه ساختاریافته استفاده شد. روایی و صوری پرسشنامه کمی توسط پنج نفر از خبرگان ارزیابی شد و روایی پرسشنامه باز با سه روش کنترل سوءتفاهم از مداخلات پاسخگویان با درگیری طولانی مدت با تحقیق، کنترل بیرونی تحقیق تضمین شده است. توسط ناظر خنثی و نظرات شرکت کنندگان در مورد یافته ها و تفاسیر در یک گروه تحقیقات. برای پایایی نامه بسته، مقدار قابل قبول آلفای کرونباخ 89/0 و در پرسشنامه باز ضریب توافق کاپا بین شرکت های پرسش 83/0 به دست آمد. یافته ها نشان داد که تفاوت بین مدارس ابتدایی در جوامع حرفه ای وضعیت و وضعیت مطلوب در تمامی مولفه ها معنادار و پایین تر از سطح مطلوب است.
تاملی بر استفاده از کارکردهای رهبری برنامه درسی توسط مدیران مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی میزان آشنایی و به کارگیری رهبری برنامه درسی دربین مدیران مدارس ابتدایی بود. روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی و از نظرهدف جزوپژوهش های کاربردی بوده وبه روش تحلیل کیفی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش مدیران مدارس ابتدایی دولتی شهرستان ساری در سال تحصیلی 1400-1399 بود. شیوه نمونه گیری هدفمند و به روش گلوله برفی بود. مصاحبه ها به صورت نیمه ساختاریافته تا به اشباع رسیدن پاسخ مصاحبه شوندگان ادامه داشت. نتایج نشان داد میزان به کارگیری رهبری برنامه درسی مدیران مدارس در بعدارتقای جو آموزشی بیشترازسایرابعاد می باشد و ابعاد اجرای برنامه درسی، تدوین و بازنگری و ارزشیابی برنامه درسی به ترتیب در رتبه های بعدی قراردارند. درپایان باتوجه به یافته های پژوهش، به منظور ارتقاء سطح آشنایی و به کارگیری مدیران بانقش خود به عنوان رهبربرنامه درسی، پیشنهاداتی ارائه شد.
مدل یابی ساختاری سکوت سازمانی بر اساس ادراک از رفتارهای سیاسی و حسادت سازمانی با نقش میانجی سازگاری شغلی در دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری سکوت سازمانی بر اساس ادراک از رفتارهای سیاسی و حسادت سازمانی با نقش میانجی سازگاری شغلی در دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی انجام گرفت . این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی همبستگی از نوع مدل یابی علی (مدل یابی معادلات ساختاری) می باشد جامعه آماری کلیه کارکنان(هیئت علمی و غیرهیئت علمی) دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی درسال 1398 که شامل347 نفر کارمند و 164 نفر هیئت علمی می باشندکه در مجموع 511 نفرمی باشند. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی که با استفاده از جدول مورگان350 نفر(216 نفرکارمند و138 نفر هیئت علمی) انتخاب شدند . برای گردآوری اطلاعات از چهار پرسشنامه استاندارد استفاده شد . روایی محتوایی و سازه ای پرسشنامه ها تایید و پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 74/0،91/0،73/0،87/0بدست آمد به منظور ارزیابی روابط بین متغیر ها مکنون و اندازه گیری شده در الگوی مفهومی ، از مدل یابی ساختاری داده ها با استفاده ازدو نرم افزارSPSSو PLS3 استفاده گردید نتایج و یافته های پژوهش حاکی از نقش معنی دار بین متغیرها می باشد یعنی بین حسادت سازمانی و سکوت سازمانی ، بین ادراک از رفتار سیاسی سازمانی و سکوت سازمانی ، بین سازگاری و سکوت سازمانی ارتباط مستقیم و معنی داری وجود دارد و حسادت سازمانی بر سازگاری شغلی ارتباط منفی و مستقیم دارد . همچنین نتایج حاکی از تایید نقش میانجی سازگاری شغلی در روابط علی بین حسادت سازمانی با سکوت سازمانی می باشد.
واکاوی شاخص های مطلوب نظام جامع آموزش مشاغل اختصاصی در سازمان نظارتی با بهره گیری از روش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر باهدف واکاوی شاخص های وضعیت مطلوب نظام آموزش مشاغل اختصاصی در مدل آموزشی سازمان نظارتی انجام شد.
روش شناسی پژوهش : روش تحقیق به کار گرفته شده توصیفی و ازنظر نوع آمیخته (ترکیبی از روش های کیفی و کمی)، است. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته با آلفای کرونباخ 95/0 است. جامعه آماری در بخش کیفی استادان و کارشناسان و در بخش کمی شامل تمامی افراد در مشاغل اختصاصی یازده گانه سازمان نظارتی با بیش از ده هزار نفر است و نمونه گیری کیفی به صورت غیر احتمالی و هدفمند، به تعداد 33 نفر است که با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفته است و در نمونه گیری کمی با استفاده از جدول مورگان 369 نفر به تکمیل پرسشنامه با روش نمونه گیری خوشه ای در 16 استان، پرداخته اند. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی از کد گذاری باز، محوری و گزینشی و نرم افزار Maxqda2018 و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کمی، از دو نرم افزار SPSS22 و Smart PLS3 و روش تحلیل عاملی تأییدی، تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است.
یافته ها : شش مقوله پیش بین در وضعیت مطلوب شامل: فرهنگ سازمانی، توسعه شایستگی فراگیران، سیاست گذاری توسعه منابع انسانی، ایجاد انگیزش در فراگیران، طراحی هوشمند فرآیند آموزش و تدوین نظام جامع آموزش بر اساس استانداردها و مدل های تعالی آموزش است.
بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، شش مقوله با یکدیگر همبستگی معنادار داشته و از وضعیت خوبی برخوردار هستند.
نقش واسطه گری انگیزش تحصیلی در رابطه بین هویت تحصیلی با ابعاد بهزیستی هیجانی در دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرستان کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، تعیین نقش واسطه گری انگیزش تحصیلی در رابطه بین هویت تحصیلی با ابعاد بهزیستی هیجانی در دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهر کاشان بوده است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرستان کاشان به تعداد 1531 نفر تشکیل می دهند. حجم نمونه تحقیق با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 200 نفر به دست آمد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های انگیزش تحصیلی والراند (1982)، هویت تحصیلی واز و ایزاکسون (2008) و بهزیستی هیجانی کییز و ماگیارمو (2003) استفاده گردید که روایی آن ها توسط استاد راهنما و صاحب نظران دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد هویت تحصیلی با انگیزش تحصیلی و ابعاد بهزیستی هیجانی دانش آموزان رابطه دارد. انگیزش تحصیلی با بهزیستی هیجانی دانش آموزان رابطه دارد. نتایج تحقیق نشان داد که انگیزش تحصیلی در رابطه بین هویت تحصیلی با ابعاد بهزیستی هیجانی در دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرستان کاشان نقش واسطه دارد.
بررسی رابطه عزت نفس و تعهد سازمانی با توجه به نقش تعدیل گری حس همدلی کارکنان (مورد مطالعه: سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه عزت نفس و تعهد سازمانی با توجه به متغیر تعدیلگر حس همدلی کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان انجام شد.
روش شناسی: روش حاضر توصیفی بود. جامعه آماری همه کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان بودند که در نیمه دوم 1396 به تعداد 652 نفر گزارش گردید. حجم نمونه ی بر اساس جدول مورگان به تعداد 242 انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها به ترتیب پرسشنامه های استاندارد تعهد سازمانی آلن و مایر (1990) با 24 گویه، عزت نفس آیزنک (1976) با 30 گویه، حس همدلی، بارون – کوهن (2003) با 24 گویه، بود. پس از تأیید روایی صوری و محتوایی پایایی پرسشنامه ها در ویژگی های تعهد سازمانی، عزت نفس و حس همدلی بیشتر از 7/0 که نشان از مناسب ابزار اندازه گیری تحقیق بود. داده ها با نرم افزار SPSS24 از طریق سطح آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته ها نشان داد که بین متغیرهای عزت نفس و تعهد سازمانی همبستگی معنی داری وجود دارد (05/0>P) و متغیر حس همدلی می تواند بین متغیرهای عزت نفس و تعهد سازمانی نقش تعدیلگر ایفا کند (05/0>P). تفاوت معنی داری در گروه های سنی پاسخ دهنده به سوالات پرسشنامه های پژوهش در تعهد سازمانی وجود دارد (05/0>P). ولی در دو متغیر حس همدلی و عزت نفس تفاوت معنی داری در پاسخ دهی هیچ یک از گروه های سنی کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان وجود ندارد. تفاوت معنی داری بین نظرات پاسخگویان زن و مرد در میزان تعهد سازمانی وجود دارد (05/0>P). ولی در متغیرهای عزت نفس و حس همدلی تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0>P). تفاوت معنی داری در نمرات حس همدلی گروه های تحصیلی متفاوت در کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان وجود دارد (05/0>P). تفاوت معنی داری در پاسخ دهی هیچ یک از گروه های پاسخگو با سابقه های شغلی متفاوت در متغیرهای تعهد سازمانی، عزت نفس و حس همدلی در کارکنان سازمان فنی و حرفه ای استان اصفهان وجود ندارد (05/0>P).
نتیجه گیری: رابطه بین عزت نفس و تعهد سازمانی با درنظر گرفتن نقش تعدیل گر حس همدلی کارکنان تایید شد.
ارائه مدل ساختاری از تحلیل رابطه الگوهای ارتباطی خانواده با انگیزه پیشرفت با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره سوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۸)
151 - 173
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، ارائه مدل ساختاری از تحلیل رابطه الگوهای ارتباطی خانواده با انگیزه پیشرفت با تأکید بر نقش میانجی سازگاری تحصیلی دانش آموزان مدارس دخترانه متوسطه اول قزوین بوده است. روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان مدارس دخترانه دوره متوسطه قزوین به تعداد 2613 نفر تشکیل می دهند. حجم نمونه تحقیق با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 270 نفر به دست آمد. جهت گردآوری داده ها از پرسش نامه های الگوهای ارتباطی ریچی و فیتزپاتریک (1990)، انگیزش پیشرفت هرمنس (1970) و سازگاری تحصیلی سینها و سینگ (1993) استفاده گردید که روایی آن ها توسط صاحب نظران دانشگاهی و پایایی آن ها نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها از تکنیک معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آماری Lisrel و نیز نرم افزار آماری Spss استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که الگوهای ارتباطی خانواده دارای رابطه مستقیم و غیرمستقیم با انگیزه پیشرفت دانش آموزان داشته و سازگاری تحصیلی دراین ارتباط نقش میانجی داشته است.
تبیین عوامل مؤثر بر تجاری سازی تحقیقات در حوزه علوم تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تجاری سازی تحقیق در چند دهه اخیر به عنوان رویکردی جدید در تحقیقات دانشگاهی و علوم طبیعی گسترش فراوان یافته است. هدف پژوهش حاضر، تبیین عوامل موثر بر تجاری سازی تحقیقات در حوزه علوم تربیتی است. روش شناسی: پژوهش حاضر به روش کیفی با استفاده از تحلیل محتوا انجام شد. مشارکت کننده گان، پژوهشگران حوزه علوم تربیتی بودند. روش نمونه گیری، از نوع هدفمند بود و با استفاده از شاخص اشباع نظری تعداد 16 نفر به عنوان نمونه مورد مصاحبه قرار گرفتند. نگرش و دیدگاه آن ها در خصوص چالش ها و مشکلات فرا روی تجاری سازی تحقیقات علوم تربیتی مورد بررسی قرار گرفت. مصاحبه ها با استفاده ارتباط مفهومی و ویژگی های مشترک بین کدهای باز، مفاهیم و مقولات یا مفاهیم ترکیبی مشخص شدند. یافته ها: برای تحلیل داده ها و نتیجه گیری از یافته های تحقیق از روش تحلیل محتوا استفاده شد؛ نظرات صاحب نظران و افراد با تحصیلات، سوابق کاری و تجارب مرتبط با موضوع پژوهش را از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته دریافت شد که حاصل این کار منجر به یافتن مؤلفه های جدیدی برای تجاری سازی در حوزه علوم تربیتی گردید. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد، به فقدان سیاست ها و بسترهای لازم برای تجاری سازی که به نوعی به نبود قوانین حمایتی، آیین نامه و دستور العمل های اجرایی و نقصان زیرساخت های آیین نامه های قانونی موجود اشاره دارد. بر همین اساس، دولت و هیات ناظر بر مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی باید ضمن تدوین آیین نامه های مربوط به بسترسازی و اعمال سیاست های تشویقی موثر، در مورد ایجاد مهارت های لازم و به وجود آوردن انگیزش و فرهنگ تجاری سازی در پژوهشگران عرصه علوم تربیتی و سوق دادن آن ها به سمت تجاری سازی تحقیقات اقدام کنند. علمی کردن تجاری سازی و دستیابی به قوانین مستحکم همچون سایر علوم، تا حد زیادی به کاربرد نتایج علوم تربیتی در موقعیت های واقعی زندگی بستگی دارد. همین امر باعث تقویت و توجه کاربردی کردن و تجاری سازی تحقیقات علوم تربیتی می شود و در نتیجه تجاری سازی تحقیقات است که باعث ارتقای آکادمیک هر چه بیشتر علوم تربیتی می شود، و باعث کارکرد، کاربرد و اثرگذاری آن در جامعه می شود.
اعتباریابی مدل مدارس یادگیرنده ویاددهنده درآموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در هزاره سوم تنها سازمانهایی دوام می آورند که بتوانند یاددهی و یادگیری را در کلیه فعالیت های خود متمرکز کرده و به سازمان یاد دهنده و یادگیرنده تبدیل شوند.هدف از انجام این پژوهش، اعتباریابی مدل مدارس یادگیرنده و یاددهنده در آموزش و پرورش بود.
روش شناسی : روش پژوهش از نوع آمیخته بود. در بخش کیفی، 12 نفر از اعضاء هیأت علمی و خبرگان آشنا به تعلیم و تربیت با روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمّی از مجموع 460 نفر از مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش استان خراسان شمالی، براساس فرمول کوکران 210 نفر به عنوان نمونه تحقیق با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. اطلاعات در بخش کیفی به روش داده بنیاد و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی به روش میدانی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری گردید. که روایی آن با نظر متخصصان و پایایی آن به وسیله آلفای کرونباخ 98/0 تعیین شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی از فرآیند کدگذاری راهبرد نظریه داده بنیاد و برای داده های کمی از روش های آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی با استفاده از نرم افزار 21SPSS و 20 AMOS استفاده شد.
یافته ها : یافته های پژوهش منجر به شناسایی و تأیید 9 مقوله اصلی منابع انسانی، توانمندسازی، محیط یادگیری، ساختار، فرهنگی، سیاست گذاری، فناوری اطلاعات، پشتیبانی، اجتماع یادگیرنده و 25 مؤلفه فرعی در مدارس یادگیرنده و نیز 9 مقوله اصلی رهبری، زیرساخت، برنامه ریزی درسی، مدیریت دانش، نگرش و ارزش ها، بهداشتی روانی، مشارکت، نوآوری و اهداف و مأموریت و 36 مؤلفه فرعی تأثیرگذار در مدارس یاددهنده گردید و هم چنین نتایج نشان داد که الگوی استخراج شده، از اعتبار درونی بالایی برخوردار می باشد.
نتیجه گیری : ارائه مدل کاربردی مناسب برای مدارس ضروری است تا ضمن توجه به تمامی عوامل مؤثر در یاد دهندگی و یادگیرندگی ، بتوانند به مدرسه یادگیرنده ،یاددهنده تبدیل شوند.
ارائه مدلی برای توانمندسازی مدیران دوره متوسطه شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی و ارائه مدل توانمندسازی مدیران دوره متوسطه شهر اصفهان بود. روش تحقیق، تلفیقی بود و از روش کیفی- تکنیک دلفی برای استخراج و شناسایی مؤلفه های توانمندسازی مدیران و از بخش کمی برای آزمون مدل استفاده شد. جامعه آماری متشکل از کلیه مدیران سطوح مختلف معاونت های پژوهش، برنامه ریزی و آموزش نیروی انسانی و آموزش متوسطه و مدیران مدارس متوسطه اصفهان(908 نفر) در سال 1398 بودند. حجم نمونه به روش طبقه ای نسبتی از هر دو حوزه ستادی و صف 270 نفر تعیین شد. ابزارهای پژوهش نیز شامل مصاحبه و پرسشنامه بودند که اعتبار آن از دیدگاه متخصصان و آزمون آلفای کرونباخ(80/0=a) مطلوب ارزیابی شدند. یافته ها نشان دادند شاخص ها و مؤلفه های توانمندسازی مدیران در 5 بعد شامل (دانش و آگاهی با میانگین 18/4، بعد نگرشی با میانگین91/2، فردی83/2، سازمانی66/2 و مهارتی43/2) 10 مؤلفه و 61 شاخص قابل طبقه بندی هستند. همچنین تحلیل نتایج آزمون t نشان داد تفاوت میانگین الگو ارائه شده در کلیه بخش ها با میانگین مورد انتظار در سطح خطای 1 درصد معنادار است (01/0
غفلت از برنامه درسی پنهان در دوران کرونا
حوزههای تخصصی:
به دنبال شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مدارس، ضرورت توجه به برنامه درسی پنهان دانش آموزان بیش از پیش احساس می شود. هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، فهم تجربه زیسته معلمان و والدین دانش آموزان دوره اول و دوم ابتدایی از برنامه درسی پنهان و پیامدهای غفلت از نقش این برنامه در پی مجازی شدن تعلیم و تربیت است. روش پژوهش پدیدارشناسی می باشد. داده های لازم از طریق یادداشت های خود زیست نگاری روایت شخصی 12 معلم و مصاحبه کتبی با 10 تن از والدین دانش آموزان جمع-آوری شده اند. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از الگوی کلایزی انجام شد.پس از استخراج و دسته بندی موضوعی، یافته های پژوهش حاکی از تأثیر سطوح سه گانه برنامه درسی پنهان در دوران کرونا است. در سطح نخست برنامه درسی پنهان با آگاهی از جانب نظام آموزشی و بی اطلاعی فراگیران، در سطح دوم با آگاهی فراگیران و بی اطلاعی نظام آموزشی و درنهایت در سطح سوم با بی اطلاعی نظام آموزشی و فراگیران تأثیراتی را بر وجوه تربیتی دانش آموزان به جا میگذارد. در هر یک از سطوح سه گانه فوق، نقش عوامل دینی و اخلاقی، فرهنگی، اقتصادی، بدنی، زیست محیطی، روانی و اجتماعی را که تحت تأثیر برنامه درسی پنهان هستند مورد تحلیل و واکاوی قرارگرفته است. با توجه به نتایج پژوهش، لازم است عوامل تأثیرگذار در برنامه درسی پنهان در این سطوح موردتوجه معلمان و متصدیان تعلیم و تربیت قرار گیرد و زیرساخت های منسجم و اثربخش برای بهبود و پیش بینی تأثیرات منفی غفلت از برنامه درسی پنهان موردتوجه جدی قرار گیرد.
ارائه الگوی رهبری اصیل برای مدیران مدارس متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره نهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
357 - 332
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگوی رهبری اصیل در مدارس متوسطه انجام شد. روش پژوهش حاضر، آمیخته اکتشافی بود. در گام اول پژوهش کیفی مشارکت کنندگان 19 نفر شامل اساتید و مدیران مدارس آموزش وپرورش استان مرکزی بودند که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها بر اساس کدگذاری نظری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و برای پایایی نیز از ضریب توافق بین کدگذاران استفاده شد. در بخش کمّی، جامعه آماری مدیران مدارس متوسطه 1128 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر مبنای جدول مورگان و کرجسی 330 نفر از آنان انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته و بر مبنای نتایج کیفی بود که روایی محتوایی آن پس از دریافت نظرات خبرگان مورد تأیید قرار گرفت و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به میزان 84/0 برآورد گردید. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهایSPSS و Amos انجام شد. یافته ها نشان داد خط مشی سازمانی، انتصابات سازمانی و... پیامدهای رهبری اصیل بودند. تحلیل داده ها با نرم افزار Amos نیز نشان داد الگوی پیشنهادی از سطح برازش مناسبی برخوردار است. یافته ها نشانگر آن بود که لازمه زیربنایی رهبری اصیل، بهبود خط مشی کلان نظام آموزش وپرورش است.
ارائه مدلی برای ارزیابی خط مشی های آموزش و پرورش با رویکرد حکمرانی شبکه ای در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : ارزیابی خط مشی ها از ابزار های خط مشی گذاری مبتنی بر شواهد است که با فراهم کردن شواهد مناسب به اتخاذ خط مشی هایی که بیشترین اثربخشی و کمترین هزینه رادارد کمک می کند و خط مشی گذاری به صورت آگاهانه تر شکل می گیرد . هدف پژوهش حاضر ارزیابی خط مشی های آموزش و پرورش با رویکرد حکمرانی شبکه ای در ایران است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش به لحاظ روش شناسی جزء پژوهش های کیفی از نوع پدیدار شناسی بوده و مطالعه حاضر مصاحبه نیمه ساختار یافته به شیوه پدیدارشناسانه است. مشارکت کننده گان در این پژوهش، هسته های ذی نفع درارزیابی خط مشی های آموزش وپرورش هستند. اشباع اطلاعات در هسته های شش گانه با 32 مصاحبه به دست آمد که وارد مرحله تحلیل شدند.پژوهشگر با استفاده از روش 7 مرحله ای کلایزی اقدام به تجزیه و تحلیل داده ها نمود یافته ها : نتایج نشان داد که ارزیابی خط مشی های آموزش و پرورش با رویکرد حکمرانی شبکه ای در ایران و نوع روابط بین هسته ها (رابطه مستقیم و غیر مستقیم) ونیز نوع مکانیزم ارزیابی ( ارزیابی قبل از اجراء، ارزیابی حین اجراء و ارزیابی پس از اجراء)در این مدل به بهبود خط مشی های آموزش و پرورش منجرگردید بحث و نتیجه گیری: عوامل متعددی در ارزیابی خط مشی های آموزش و پرورش تاُثیر دارند. این عوامل به طور کلی در سه بعد ارزیابی قبل از اجرا ، ارزیابی حین اجرا وارزیابی پس از اجرا، دسته بندی شده اند.