فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۵
7 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی تسهیل فرآیند یاددهی-یادگیری بر اساس تجارب مدیران زن مدارس ابتدایی است. به منظور نیل به این هدف از رویکرد کیفی و روش داده بنیاد استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران زن مدارس ابتدایی شهرستان ایذه به تعداد 39 نفر بود. نمونه گیری به روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و درنهایت با 12 نفر از مدیران زن مدارس ابتدایی شهرستان ایذه مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و سپس اطلاعات گردآوری شده در مصاحبه ها با استفاده از سه مرحله اصلی کدگذاری داده ها (باز، محوری و انتخابی) تجزیه وتحلیل شدند. در مرحله اول کدگذاری باز 285 کد اولیه شناسایی شد که پس از حذف کدهای تکراری به 123 کد کاهش یافت. در مرحله کدگذاری محوری، از برقراری پیوند و ارتباط بین مفاهیم 21 مقوله به دست آمد سپس این مقوله ها در 6 طبقه اصلی (مقوله محوری، شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها) دسته بندی شدند و الگوی نهایی تسهیل فرآیند یاددهی-یادگیری حاصل شد. بر اساس نظریه حاصل شده از یافته های پژوهش شرایط علی و اثرگذار بر تسهیل فرایند یاددهی-یادگیری ، شرایط زمینه ای ، عوامل مداخله گر ، راهبردها و استراتژی ها و پیامد آنها بررسی و مدل نهایی ارائه شده است.
طراحی مدل برای مرکز یادگیری اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی در راستای توانمندسازی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۸
128 - 159
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه ی مدلی برای طراحی مراکز یادگیری اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در راستای توانمندسازی آنان انجام شد. برای انجام این پژوهش از روش آمیخته و طرح اکتشافی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی کلیه اسناد پژوهشی مرتبط از سال 2000 تا به امروز و استادان دانشگاه، متخصصان و مطلعان آشنا با مرکز یادگیری و اعضای هیئت علمی بودند. این پژوهش از مصاحبه نیمه ساختاریافته نیز بهره برده است. نمونه گیری در بخش کیفی به صورت هدفمند انجام شد و تحلیل داده ها در این بخش به صورت داده بنیاد با رویکرد تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. جامعه آماری تحقیق در بخش کمی پژوهش، شامل شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه بود که 250 نفر به صورت تصادفی انتخاب شد برای تحلیل داده ها در این بخش از نرم افزار spss و Amose استفاده شد. در بخش کیفی تعداد 5 کد اصلی که معرف ابعاد توانمندسازی و 9 کد محوری که معرف مولفه های ابعاد بود شناسایی شد. همچنین تعداد 50 کد باز مشخص شد که پس از ادغام به 28 کد باز کاهش یافت. بر اساس ابعاد، مهارت های مورد نیاز اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در راستای توانمندسازی عبارتند از: عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی وعوامل آموزشی. نتایج حاصل از انجام تحلیل عاملی که به وسیله نرم افزار ایموس انجام گرفت، نیز نشان داد که مقیاس اندازه گیری در تمام شاخص های تحلیل عاملی در سطح مطلوب و قابل قبولی است.
تحلیل اثر فلات زدگی شغلی بر تعهد سازمانی با میانجی گری سکوت سازمانی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۰
78 - 93
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل اثر فلات زدگی شغلی بر تعهد سازمانی با میانجی گری سکوت سازمانی معلمان مدارس متوسطه اول شهر نورآباد انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش تمامی معلمان مدارس متوسطه اول شهر نورآباد در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 320 نفر بوده اند. برای انتخاب نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد و 175 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی از نوع طبقه ای انتخاب گردید. جهت جمع آوری اطلاعات از سه پرسش نامه استاندارد فلات زدگی شغلی میلیمن (1992)، تعهد سازمانی آلن و مایر (1990)، سکوت سازمانی داین و همکاران (2003) استفاده شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و روش های آمار استنباطی شامل تحلیل عامل تأییدی و از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد بین فلات زدگی شغلی و تعهد سازمانی در سطح 0/05 درصد رابطه ی معناداری وجود ندارد اما با میانجی گری سکوت سازمانی این رابطه منفی و معنا دار است. همچنین سکوت سازمانی با تعهد سازمانی در سطح اطمینان 99 درصد رابطه ای منفی و معنادار دارد و فلات زدگی شغلی با سکوت سازمانی در سطح اطمینان 99 درصد رابطه ای مثبت و معنادار دارند. به طور کلی نتیجه می شود که مدل مفهومی اثربخشی تعهد سازمانی بر فلات زدگی شغلی با نقش واسطه ای سکوت سازمانی با مدل تجربی برازش ندارد.
پیش بینی وابستگی به شبکه های اجتماعی بر اساس تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
46 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی وابستگی به شبکه های اجتماعی بر اساس تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی هیجانی در نوجوانان شهر تهران در سال 1400-1401 انجام گرفت. این پژوهش ازنظر نوع هدف کاربردی و روش جمع آوری اطلاعات به صورت توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه 22 تهران به تعداد 90000 نفر بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بر اساس جدول مورگان تعداد 300 نفر انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، پرسشنامه ی وابستگی به شبکه های اجتماعی حقایق و همکاران (1396)، مقیاس تجدیدنظر شده الگوی ارتباطی خانواده (RFCP) Kothner and Fitzpatrick (2012) و پرسشنامه خود تمایزیافتگی Scowern and Friedland (1998) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج همبستگی نشان داد تمامی ضرایب همبستگی معنی دار می باشند (01/0>p). بر اساس نتایج به دست آمده همبستگی بین تمایزیافتگی با وابستگی به شبکه های اجتماعی در سطح آلفای ۰۱/۰ منفی معنی دار است. همبستگی بین جهت گیری همنوایی با وابستگی به شبکه های اجتماعی مثبت معنی دار و همبستگی بین جهت گیری گفت وشنود با وابستگی به شبکه های اجتماعی منفی معنی دار است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان وابستگی به شبکه های اجتماعی را با استفاده از متغیرهای پیش بین تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی تبیین نمود. نتایج این مطالعه می تواند به متخصصان آموزشی در بررسی مسائل نوجوانان کمک نماید.
طراحی الگوی آموزش خلاقیت مدیران میانی دانشگاه آزاد اسلامی (مورد مطالعه: سازمان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف:در قرن جدید با وجود چالشها،توجه به آموزش خلاقیت غیر قابل اجتناب است. پژوهشی با هدف طراحی الگوی آموزش خلاقیت مدیران میانی دانشگاه آزاد اسلامی درسازمان مرکزی انجام شده است.روش شناسی پژوهش: این مطالعه از لحاظ اهداف کاربردی و از نظر داده ها، آمیخته اکتشافی(کیفی و کمی) و از نظر نوع مطالعه در بعد کیفی، داده بنیاد نو ظهور و در بعد کمی، پیمایشی مقطعی است. جامعه پژوهش در بخش کیفی، خبرگان و متخصصین، در بخش کمی، مدیران میانی سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی به تعداد 270 نفر بوده و روش نمونه گیری بخش کیفی هدفمند از نوع نظری و با اصل اشباع 33 نفر و در بخش کمی روش تصادفی طبقه ای است که برای انتخاب گروه نمونه به کمک جدول کرجسی و مورگان تعداد 159 نفر( 74 زن و 85 مرد) به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها و اطلاعات لازم از دو نوع ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی و اعتبار ابزار در بخش کیفی به وسیله اجماع سه سویه و در بخش کمی اعتبار پرسشنامه با آزمون پایایی آلفای کرونباخ و پایایی مرکب محاسبه شد. روایی توسط سه آزمون روایی همگرا و سه آزمون روایی واگرا محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده در بعد کیفی، به مدد کدگذاری باز، محوری و انتخابی از طریق مصاحبه، روش تحقیق داده بنیاد و فن دلفی انجام شد. در بخش کمّی با توجه به سؤال های پژوهش از روش های آمار توصیفی و استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری، تحلیل عامل تاییدی و آزمون تی ) از نرم افزارهای v26- Spss و Smart PLS 3 استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش موید این مطلب است 7 بعد (فردی، الزامات آموزشی، سازمانی، اجتماعی – فرهنگی، محیطی، اخلاقی و اقتصادی)، 24مولفه و 139 شاخص نهایی شد. کلیه ابعاد و مؤلفه های شناسایی شده آموزش خلاقیت مدیران میانی در سازمان مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی مورد تأئید قرار گرفته است.بحث و نتیجه گیری: الگوی می تواند یک بینش و چشم انداز و تفکر استراتژیک به مسئولان بدهدبه مثابه یک قطب نما آینده را به درستی برای آنها ترسیم نماید.
واکاوی و سنجش مؤلفه های آموزشی جهت اصلاح الگوی آموزش معماران به منظور بهینه سازی مصرف انرژی در طراحی معماری (نمونه مورد پژوهش: مهندسان معمار استان بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: صنعت ساختمان نقش بسزایی در استفاده بهینه از منابع انرژی دارد و واضح است آن چه در عرصه معماری رخ می دهد متأثر از شیوه آموزشی معماران بوده و آموزش اصولی در این حوزه می تواند منشاء حل بسیاری از معضلات زیست محیطی گردد. این پژوهش در پی یافتن مؤلفه های مؤثر بر اصلاح الگوی آموزش معماری با رویکرد بهینه سازی مصرف انرژیست.
روش شناسی پژوهش: با روش اسنادی دیدگاه های صاحبنظران بررسی و جهت استخراج مؤلفه های آموزشی از روش تحلیل محتوا استفاده گردید. مؤلفه های حاصل در اختیار ده نفر از اساتید معماری قرار گرفته و پس از اجماع نظر حول مؤلفه ها به روش دلفی، در قالب پرسشنامه ای که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تأئید گردید، در اختیار 82 نفر منتخب با استفاده از فرمول کوکران از 104 معمار پایه دو طراح استان بوشهر قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها، توزیع فراوانی متغیرها با آزمون کولموگراف-اسمیرنوف بررسی و نرمال بودن متغیرها توسط آزمون شاپیرو-ویلکس ارزیابی و با توجه به توزیع نرمال متغیرها، از آزمون ناپارامتریک-ویلکاکسون یک نمونه ای استفاده و مؤلفه ها توسط آزمون فریدمن، رتبه بندی شدند.
یافته ها: کلیدی ترین مؤلفه های الگوی آموزش معماران با رویکرد بهینه سازی مصرف انرژی به ترتیب میزان توجه در سیستم آموزش فعلی، معرفت شناسی، اخلاق مداری، امور پژوهشی، کارگاه های عملی، الگوهای بنیادی، آینده نگری، عوامل محیطی، دانش بومی، روزآمدی، شناخت و بازیافت مصالح، بررسی مصادیق می باشد. بدیهی ست امتیاز پایین تر بمنزله الویت بیشتر جهت گنجاندن مؤلفه مربوطه در الگوی آموزشی پیشنهادی می باشد.
بحث و نتیجه گیری: در تدوین الگوی آموزش معماری جهت بهینه سازی مصرف انرژی، علاوه بر آموزش مباحث تئوریک، بایستی مؤلفه های معرفت شناسی، اخلاق مداری، امور پژوهشی، کارگاه های عملی، الگوهای بنیادی و آینده نگری نیز مدنظر باشند.
واکاوی ابعاد و مؤلفه های پیامدهای تربیت معلم کارآفرینی؛ یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مؤلفه های پیامدهای تربیت معلم کارآفرین با استفاده از روش آمیخته بود.روش شناسی پژوهش: روش اجرای این پروژه آمیخته اکتشافی بود که به صورت کیفی و کمی به بررسی و شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیامد تربیت معلم کارآفرین در ایران پرداخت. جامعه آماری بخش کیفی 20 نفر از مدیران، استادان و صاحب نظران تربیت معلم و علوم تربیتی و کارآفرینی بود که داده های مربوط به مصاحبه نیمه ساختاریافته از آنان جمع آوری شد؛ سپس در بخش کمی از 149 نفر از مدیران و استادان تربیت معلم و کارآفرینی در دانشگاه های فرهنگیان و شهید رجایی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت آموزش وپرورش بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی برای جمع آوری اطلاعات مربوط به پرسشنامه های تحقیق انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی از روش کدگذاری و نرم افزار MAXQDA، و در بخش کمی به صورت معادلات ساختاری از نرم افزار SmartPLS استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد ابعاد و مؤلفه های پیامد تربیت معلم کارآفرین در ایران شامل؛ دبیر کارآفرین (شایستگی و روحیه کارآفرینی، مهارت های معلمی و مهارت های تخصصی)، دانش آموز کارآفرین (دانش کارآفرینی و روحیه کارآفرینی) و مدرسه کارآفرین (فرهنگ کارآفرینی، رهبری آموزشی کارآفرینانه و ساختار کارآفرینانه) می باشند. مقدار ضریب آلفای کرونباخ 7/0، پایایی ترکیبی 7/0 و AVE، 5/0 بود لذا پایایی و روایی همگرا مورد تأیید قرار گرفت. روایی واگرای بر اساس روش فورنل و لارکر و معیار HTMT نیز تأیید شد. مقادیر T بیشتر از 96/1 بود، بنابراین فرضیه های پژوهش در سطح اطمینان 95/0 تأیید شد. معیارهای R2، Q2 و F2 برای متغیرهای وابسته قوی به دست آمد. مقدار 711/0 برای GOF نیز نشان از برازش مناسب مدل داشت.بحث و نتیجه گیری: بنابراین نتایج این پژوهش می تواند در زمینه سیاست گذاری، برنامه ریزی به منظور اجرای فرایند توسعه کارآفرینی در تربیت معلم مفید و مثمر ثمر باشد.
بن بست های توسعه میدان ناوابسته مدیران آموزشی: درس آموخته های یک پژوهش ژرفانگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای آموزش و توسعه مدیران، کوشش ها و هزینه های زیادی می شود اما به دلایل متعدد که یکی از آنها، بی توجهی به ویژگی-های فرهنگ یا زمینه فرهنگی سازمان است، این کوشش ها به نتایج مورد انتظار منجر نمی شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی میدان-آموخته های توسعه مدیران آموزشی در انطباق با ویژگی غالب فرهنگی در مدارس، با رویکرد کیفی انجام شد. میدان تحقیق، مدارس متوسطه شمال غرب و جنوب شهر تهران و مشارکت کنندگان 20 تن از مدیران و معلمان این مدارس بود که منبع اصلی دستیابی به یافته ها با استفاده از مصاحبه های عمیق بودند. تجزیه و تحلیل داده ها براساس کدگذاری سه گانه باز، محوری و انتخابی انجام و اعتبارسنجی شد. در مجموع ویژگی فرهنگ وابسته میدان مطالعه در دو هیئت کلانِ «مشارکت جو» (دموکراتیک) و سلسله مراتبی یا «تفوق طلب» (بوروکراتیک) تشخیص داده شد. پس از تحلیل یافته ها از میدان آموخته های مبتنی بر محور پژوهش در میدانِ دارایِ غلبه ی دموکراتیک،20 تم، 46 مقوله و 102 مفهوم و در میدانِ دارایِ سلطه ی بوروکراتیک 12 تم، 27 مقوله و 70 مفهوم به دست آمد. یافته های کلی پژوهش نشان داد که: مدرسه بیش از پیش نیازمند فرهنگ یا زمینه مستعد برای گسترش نگاه دمکراتیک است که در آن، مشارکت با ذینفعان بیرونی دارای اهمیت فوق العاده اما در حالِ حاضر مغفول است، به طوری که دستاوردهای مفروضِ برآمده از آن می تواند ظرفیت های کم نظیری به جایگاه و عملِ مدیریت آموزشی بیفزاید. از سوی دیگر، میدانِ دارایِ غلبه ی نگاه بوروکراتیک، که در حد زیادی در میدان پژوهش رواج داشت، بستر تضعیف جایگاه مدیریت آموزشی را فراهم کرده است و به کاهش اعتماد بین معلمان، مدیران و دانش آموزان با هم و میان هم منجر شده است. غلبه زمینه دمکراتیک یا بوروکراتیک در برداشت و طرح توسعه مدیران آموزشی اثر دارد. یافته های بسیط این پژوهش در قالب درس آموخته هایی از هر یک از دو وضعیتی که در آن هیئت کلان مشارکت جو یا تفوق طلب در مدرسه وجود داشته است با تأکید بر اثری که بر توسعه مدیران آموزشی می گذارد تنظیم شده است.
مطالعه علل کاهش نشاط در میان معلمان به روش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی علل کاهش نشاط معلمان استان سمنان انجام شده است.روش شناسی پژوهش: پژوهش از نظر هدف کاربردی؛ از نظر نوع داده ها، آمیخته اکتشافی و از نظر روش اجرا، تحلیل مضمون بود. جامعه آماری بخش کیفی معلمان مدارس، مدیران ارشد آموزش و پرورش و اساتید دانشگاهی مطلع بودند که به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند. جامعه آماری بخش کمی کلیه معلمان، مدیران و کادر اداری مدارس استان سمنان به تعداد 8050 بود که 376 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به روش طبقه ای متناسب نمونه گیری شد. ابزار مورد استفاده مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی تحلیل مضمون و در مرحله کمی تحلیل عاملی بود. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی منتج به شناسایی 192 مضمون پایه، 93 مضمون سازمان دهنده و 15 مضمون فراگیر گردید که در قالب دو دسته تم های اصلی و فرعی قرار گرفتند. در مرحله کمی نیز منجر به شناسایی 91 مضمون پایه، 15 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر شد. این مضامین در کنار هم یک الگوی منسجم برای کاهش نشاط معلمان استان سمنان تشکیل دادند و شاخص های برازش مدل و ضرایب مسیر در حد قابل قبولی قرار گرفتند. نهایت این که علل کاهش نشاط معلمان مشتمل بر 5 دسته مضامین فراگیر شامل عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل فرهنگی، عوامل برون سازمانی و عوامل شغلی بدست آمده و تایید شدند. بحث و نتیجه گیری: توجه ویژه به عوامل کاهش نشاط معلمان و پرداختن به آنها در جهت رفع علل کاهنده نشاط معلمان، می توان تاحدی نشاط را به جامعه معلمان برگرداند.
بررسی نقش میانجی فضائل و توانمندی های شخصیت در رابطه بین جنسیت و هیجان های مثبت و منفی معلمان ابتدایی در کلاس درس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۵
123 - 143
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ، با هدف بررسی نقش میانجی فضائل و توانمندی های شخصیت در رابطه بین جنسیت و هیجان های مثبت و منقی معلمان ابتدایی در کلاس درس انجام شد. پژوهش حاضر یک پژوهش بنیادی بود؛ که در دسته تحقیقات توصیفی و به طور دقیق تر همبستگی از نوع معادلات ساختاری جای می گیرد. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1400-1399 شهرستان اشکذر به تعداد 207 نفر بود؛ که با استفاده از روش تمام شماری تمامی معلمان در پژوهش شرکت کردند. جهت گردآوری داده ها ی پژوهش از پرسشنامه فضائل و توانمندی های شخصیت پیترسون و سلیگمن (2004)، و پرسشنامه هیجان پذیری در تدریس ویلاویسنسیو (2010)، استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Amos در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان دادند که جنسیت به طور مثبت و معنادار (55/0 = β) توانمندی ها و فضائل شخصیت را پیش بینی می کند. فضائل و توانمندی های شخصیت نیز به طور مثبت و معنادار (32/0 = β) هیجانات مثبت تدریس و به صورت منفی و معنادار هیجانات منفی تدریس (42/0- = β) را پیش بینی می کند. بررسی شاخص های برازش مدل نیز نشان داد که مدل نهایی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار می باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با تقویت فضائل و توانمندی های شخصیت معلمان ابتدایی می توان تا حدودی تجربه هیجانات مثبت تدریس را در آنان افزایش و تجربه هیجانات منفی را کاهش داد.
خصوصی سازی آموزش در ایران : نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها مطالعه موردی (ارزیابی طرح خرید خدمات آموزشی در مدارس ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارزیابی طرح خرید خدمات آموزشی به عنوان یکی از شیوه های خصوصی سازی بر اساس مدل SWOT بود. روش پژوهش، ترکیبی از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری در دو بخش کیفی و کمی به ترتیب شامل کارشناسان آموزش ابتدایی نواحی آموزش و پرورش شهر اصفهان، به تعداد 18 نفر و کلیه معلمان مجری طرح خرید خدمات آموزشی نواحی شش گانه شهر اصفهان، به تعداد 270 نفر بود. تعداد نمونه در بخش کیفی برابر با تعداد جامعه و در بخش کمی 154 نفر بود که با توجه به جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی شامل مصاحبه و در بخش کمِّی، پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی سوالات مصاحبه و پرسشنامه توسط 5 نفر از متخصصان تعلیم و تربیت تایید گردید. پایایی پرسشنامه از طریق روش آلفای کرونباخ با ضریب0.87 تعیین شد. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین صورت گرفت و برای تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه از آزمون فریدمن استفاده شد. یافته ها نشان داد که بهره مندی از نیروی جوان، صرفه جویی در بودجه، برخورداری نیروها از سطح تحصیلات بالا از نقاط قوت و عدم توجه به رشد و توسعه حرفه ای، فقدان ضوابط جذب نیرو و عدم پرداخت به موقع حقوق از مهم-ترین نقاط ضعف این طرح می باشد. همچنین رشد فرهنگ کارآفرینی، مشارکت بخش خصوصی وکاهش تصدی گری دولت در آموزش و پرورش از جمله فرصت های ایجاد شده و فقدان سیاست گذاری قانونی و نبود آیین نامه شفاف از سوی نهادهای قانون گذار، فقدان امنیت شغلی معلمان مجری طرح از مهم ترین تهدیدهای این طرح می باشد.
بررسی نقش رهبری اخلاقی بر تعهد سازمانی با میانجی گری عدالت سازمان در بین معلمان ابتدایی ناحیه دوم شهرستان اردبیل در سالتحصیلی 1400- 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر رهبری اخلاقی بر تعهد سازمانی با میانجی گیری عدالت سازمانی می باشد. پژوهش حاضر با توجه به فلسفه پژوهش، کمی، با توجه به هدف از نوع مطالعات کاربردی و از لحاظ شیوه جمع آوری داده ها و تحلیل آنها؛ روش مورد استفاده روش توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی و خاصاً مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش کلیه معلمان ابتدایی ناحیه دوم شهرستان اردبیل در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 1291 نفر بودند،که با استفاده از جدول کرجسی – مورگان تعداد 297 نفر(104 مرد و 193 زن) از آن ها به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک های آماری و با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و AMOS-22 استفاده شد. نتایج نشان داد سهم واسطه-گری متغیر عدالت سازمانی در رابطه بین رهبری اخلاقی و تعهد سازمانی(004/0p=) معنی دار است. لذا باید مسئولین مربوطه که در حوزه وزرات آموزش و پرورش مشغول فعالیت هستند به این مفهوم توجه شایانی داشته تا از این طریق بتوانند تعهد اخلاقی و انسانی معلمان را هر چه بیشتر نسب به سازمانی که در آن فعالیت می کنند را افزایش بدهند.
نقش ادراک از ادغام اثربخش فناوری آموزشی در فرایند تدریس در پذیرش فناوری در یادگیری: نقش واسطه ای باورها و نگرش دانشجو نسبت به فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای باورها و نگرش دانشجویان نسبت به کاربرد فناوری های آموزشی در رابطه بین ادراک دانشجو از اثربخشی ادغام فناوری آموزشی در فرایند آموزشی اساتید با پذیرش و کاربرد فناوری های آموزشی برای یادگیری توسط دانشجویان انجام گرفت.روش شناسی: روش پژوهش، همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه های آزاد و پیام نور شهر شهربابک بودند که یک نمونه 201 نفری از دانشجویان به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه TAM و مقیاس ادراک اثربخشی ادغامICT در آموزش جمع آوری شد و داده ها با روش تحلیل مسیر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد مسیر زنجیره ای سهولت ادراک شده، سودمندی ادراک شده، نگرش و نیت رفتاری کاربرد فناوری آموزشی برای یادگیری نقش واسطه ای مثبت در رابطه بین ادراک دانشجو از اثربخشی ادغام فناوری آموزشی در فرایند آموزش و کاربرد واقعی فناوری آموزشی برای یادگیری دارند. همچنین مسیر زنجیره ای سودمندی ادراک شده و نیت رفتاری کاربرد فناوری آموزشی برای یادگیری بیش ترین نقش را در رابطه بین ادراک دانشجو از اثربخشی ادغام فناوری آموزشی در فرایند آموزش و بکارگیری واقعی فناوری آموزشی برای یادگیری داشت.نتیجه گیری: نتایج نشان داد سودمندی ادراک شده کاربرد فناوری آموزشی برای یادگیری نسبت به سهولت ادراک شده، نگرش نسبت به کاربرد و نیت رفتاری کاربرد فناوری آموزشی بهتر می توانند اثر ادراک دانشجو از اثربخشی ادغام فناوری آموزشی در فرایند آموزش را بر کاربرد واقعی فناوری آموزشی برای یادگیری تبیین کند.
طراحی الگوی توسعه شایستگی پژوهشی معلمان دوره ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی توسعه شایستگی پژوهشی معلمان آموزش و پرورش با محوریت شهر تهران انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها کیفی و کمی (روش آمیخته) بوده است.روش شناسی: جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل کلیه متخصصان و اساتید حوزه علوم تربیتی و مدیران ارشد آموزش و پرورش تا اشباع نظری به تعداد 17 نفر و جامعه آماری بخش کمی جامعه بزرگ معلمان دوره ابتدایی شهر تهران در سال 1400 می باشد که به روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 384 نفر بر اساس مناطق شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی فرم مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی از آمار توصیفی، آمار استنباطی شامل آزمون های کلموگروف- اسمیرنف و تحلیل عامل تأییدی استفاده شده است.یافته ها: براساس مطالعات نظری انجام شده و دسته بندی نظرات در مرحله کیفی 133 شاخص شناسایی که پس از مصاحبه های نیمه ساختاریافته در مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی 6 بعد، 20 مؤلفه و 111 شاخص نهایی و سپس براساس آن ها، پرسشنامه پژوهش طراحی شده است.بحث و نتیجه گیری: پس از تحلیل نهایی، شش بعد شایستگی های ذهنی، شایستگی های شخصیتی، شایستگی های میان فردی، شایستگی های ارزشی- نگرشی، شایستگی های اخلاقی و شایستگی های حرفه ای- تخصصی و برخی از مؤلفه های آن شامل مهارت های ادراکی و تأملی، تصمیم گیری و حل مسئله، اعتماد به نفس، تعامل مؤثر، کار تیمی و شبکه سازی، تلاش و پشتکار، تقوا و بصیرت دینی، مدیریت و رهبری پژوهشی، مهارت های دانشی و ... شناسایی شده اند.
راهکارهای تسهیل کننده فعالیت در پژوهش سراهای دانش آموزی؛ دیدگاه معلّمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۶
160 - 178
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه راهکارهای عملی به منظور تسهیل فعالیت های معلمان در پژوهش سراهای دانش آموزی استان سمنان انجام شده است. این مطالعه به روش آمیخته اکتشافی انجام شد و جامعه آماری آن معلّمان پژوهشگر استان سمنان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. بدین ترتیب حجم نمونه آماری در بخش کیفی به روش شبکه ای 35 نفر و در بخش کمّی به روش تصادفی طبقه ای 181 نفر تعیین شد و برای گردآوری داده ها نیز از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقّق ساخته بسته پاسخ استفاده گردید. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی اشتراوس و کوربین انجام شد. در مرحله اول 619 کدباز موردتوافق قرار گرفت. در مرحله دوم 63 کد شناسایی شده در قالب 7 کد محوری خوشه بندی شدند. در مرحله پایانی کدِ انتخابی «راهکارهای تسهیل کننده مشارکت معلّمان در پژوهش سراهای دانش آموزی» شامل 3 مؤلفه «اقدامات مشارکت جویانه آموزش وپرورش»، «اقدامات مشارکت جویانه پژوهش سراها» و «اقدامات مشارکت جویانه مدارس» با 22 شاخص شناسایی گردید. تحلیل داده های پرسشنامه نیز درجه اهمیت هر یک از راهکارهای تسهیل کننده در این محورها را نشان می دهد.
طراحی الگوی برندسازی آموزشی با رویکرد ترکیبی (مورد مطالعه:آموزشگاه های فنی و حرفه ای شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: توجه به آموزش های فنی و حرفه ای و اصلاح آن به عنوان ابزاری کارآمد، برای تربیت و افزایش کارایی و بهره وری نیروی انسانی به منظور زمینه سازی برای اصلاحات اقتصادی، باید از اولویت های نخست اصلاح نظام آموزشی کشور باشد. هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی برندسازی آموزشی در آموزشگاه های فنی و حرفه ای شهر تهران بود.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از دید روش ترکیبی (کیفی و کمی)، از منظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات، پیمایشی بود و در دو مرحله انجام شد. در مرحله کیفی با 13 نفر از خبرگان آموزش که عمدتاً مدیران و معاونین مؤسسات آموزشی و اساتید خبره بودند، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته صورت گرفت که حجم نمونه بر اساس نمونه گیری هدفمند نظری و رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. از مدل تحلیل داده بنیاد برای تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: مولفه ها در 15 مقوله اصلی و 25 مقوله فرعی و در 6 مولفه کلی شرایط علی،پدیده محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی گردید. در مرحله دوم پژوهش پرسشنامه محقق ساخته توزیع گردید و برای تعیین میزان اهمیت نسبی متغیرهای الگو و تحلیل نتایج از روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و آزمون فریدمن استفاده شد.بحث و نتیجه گیری: رتبه بندی صورت گرفته در این پژوهش از عوامل مؤثر بر برندسازی آموزشی نشان می دهد راهبردها که شامل ارتباطات پایدار و بازاریابی رابطه مند،نوآوری تحول آفرین و بازاریابی رابطه ای است از بیشترین اهمیت برخوردار هست و عامل محیطی کلان دربرگیرند رشد فرهنگی جامعه و اعتبار بین المللی مدارک فنی و حرفه ای کمترین اهمیت را دارد.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی تطبیقی تأثیر مدیریت منابع انسانی بر عملکرد سازمانی از دیدگاه مدیران و کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی تطبیقی تأثیر توسعه مدیریت منابع انسانی بر عملکرد سازمانی از دیدگاه مدیران و کارکنان با نقش میانجیگری فرهنگ سازمانی، تعهد سازمانی و حفظ کارکنان در دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس بود. روش شناسی: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها، روش آمیخته اکتشافی بود. مشارکت کنندگان در این پژوهش در بخش کیفی شامل مدیران و کارکنان خبره دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس بود که از بین آن ها تعداد 10 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. همچنین، در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس بود که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با تخصیص متناسب تعداد 357 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز در بخش کیفی برای طراحی الگوی پژوهش با مصاحبه باز نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته که شامل 5 سازه (متغیر)، 21 بعد و 72 سؤال در قالب طیف لیکرت 5 تایی بود، جمع آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی ابزار پرسشنامه مذکور به ترتیب از روش های روایی همگرا، ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد .یافته ها: نتایج آزمون معادلات ساختاری از دیدگاه مدیران نشان داد که دو متغیر فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی بر رابطه بین مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمان اثر میانجی و معنادار دارد اما حفظ کارکنان بر رابطه مذکور اثر میانجی ندارد. همچنین، مشخص شد که از دیدگاه کارکنان، هر سه متغیر فرهنگ سازمانی، تعهد سازمانی و حفظ کارکنان روی رابطه مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمانی از دیدگاه کارکنان اثر واسطه ای و معنادار دارد. نتیجه گیری: تطبیق دو مدل از دو دیدگاه حاکی از آن است که هم مدیران و هم کارکنان معتقدند که فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی رابطه بین مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمان را میانجیگری می کنند، اما حفظ کارکنان صرفاً از دیدگاه کارکنان می تواند رابطه بین مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمان را میانجیگری نماید.
Challenges of transformational leaders: a narrative approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present research was conducted with the aim of expressing the challenges of transformational leaders in schools.Method: The approach of the current research is qualitative and the strategy used is narrative research.The researched population was all school principals of Kermanshah city.Sampling was purposeful and 13 people were studied until reaching theoretical saturation. Data collection was semi-structured interview and document review. Validation in the present research was examined and confirmed based on the process of verifiability, transferability, believability and reliability.Findings: The analysis showed that the challenges of transformational leaders in schools include different aspects. The participants reflected the challenges in the form of challenges of different definitions and perceptions, the need for capabilities and competences, and finally structural challenges, and these results were drawn in three graphs. Challenges related to the definition and characteristics include the following: common goals, planning, creating a professional work team, creating change and transformation and inspiring employees. In the challenges related to the necessary competencies of transformational leaders, we also found five main categories including: scientific support, emotional support, clear and two-way communication, organizational foresight, creating a creative and dynamic environment.In the structural challenges faced by transformational leaders, we also found four categories including: organizational issues, individual issues, socio-cultural issues and lack of resources and facilities.
Effective Accountability Model of Public School Principals(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۴, Winter ۲۰۲۳
56 - 75
حوزههای تخصصی:
The study aimed to investigate effective accountability among public school administrators and identify a model for achieving it. A qualitative phenomenological research method was used, with an applied purpose. Data was collected through semi-structured interviews with 20 experts in the field of school principal accountability. Participants were selected using purpose-based sampling and saturation law principles. Qualitative data analysis involved three stages of open coding, axial coding, and selective coding, using stepwise methods and analytical techniques. Six inclusive themes emerged as constituting the effective response pattern of school administrators: financial dimension (major benefits, financial justification), moral dimension (moralism, education), cultural dimension (organizational culture, employee culture, culture society), administrative dimension (administrative structure, accountability process), strategic dimension (transformationism, responsive leadership), and educational dimension (organizational, individual). Overall, the study provides insight into how school administrators can be held accountable effectively.
Identifying Trends in School Administration in the New Era (2000-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۴, Winter ۲۰۲۳
32 - 55
حوزههای تخصصی:
Considering the expansion and increase of School Administration articles in the world scientific community, Reviewing and analyzing the literature in this area is the goal of this study. The study used a descriptive methodology. It includes all scientific articles indexed in the Science Direct citation database from 2000 to 2023. After filtering the papers, 2670 were examined using VOSviewer software to examine and show the data. The research findings indicate that the number of articles has increased since 2004, and The year with the highest percentage of pieces was 2023. Also, between journals with 2125 “Procedia - Social and Behavioral Sciences” 436 articles were ranked first. Also, 5 clusters were identified, and the subjects of leadership, education, professional development, higher education, teachers, school leadership, teacher education, and school improvement had diversity and as “education policy,” “job satisfaction,” “motivation," “development," “human capital” was the previous subjects of this field. This research concluded that areas such as; “COVID-19”, “teacher self-efficacy,” “technology integration,” accountability,” “and “professional learning community” were hot and new.