فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
243 - 219
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف طراحی الگوی مناسب کاهش نابرابری آموزشی در مدارس ابتدایی شهر تهران انجام شده است و از نوع پژوهش های ترکیبی از نوع اکتشافی است. جامعه آماری مورد بررسی کلیه مدارس ابتدایی دولتی شهر تهران می باشد. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 14 نفر از خبرگان و صاحب نظران حوزه آموزش عمومی که به شیوه نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و در بخش کمی مدیران، معاونین و کارشناسان مدارس ابتدایی شهر تهران که به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع-آوری اطلاعات شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته، پرسشنامه و چک لیست محقق ساخته است. نتایج نشان داد که نابرابری آموزشی در سطح مدارس ابتدایی شهر تهران شامل 7 مولفه ، 28 شاخص؛ شامل: مولفه درونداد شامل 4 شاخص، مولفه فرایند مدرسه شامل 6 شاخص، مولفه زمینه خانوادگی شامل 6 شاخص، مولفه برونداد شامل 8 شاخص، زمینه فردی نابرابری شامل 4 شاخص، تاثیرات اجتماعی و سیاسی نابرابری ها در آموزش و پرورش شامل 4 شاخص، شاخص های جفرافیایی. و نیز الگوی مطلوب شامل مضامین 27 گانه تلاش مدیریت کلان آموزش و پرورش در راستا کاهش احساس نابرابری، افزایش میزان دسترسی دانش آموزان به امکانات کمی و کیفی، توجه و سرمایه گذاری دولت در مناطق محروم تر از لحاظ اقتصادی، دادن اولویت ها و امتیازات خاص به مدارس مناطق محروم، نظارت کامل بر روند اجرای کامل مسائل آموزشی، تاکید بر توسعه مهارت های اجتماعی، تربیت و آموزش در جهت ایجاد تفکر، تاکید بر تغییر ساختارهای اجتماعی، نحوه پاسخگویی کادر آموزشی و نظام آموزشی به نیازهای دانش آموزان، توجه به برنامه ریزی-های درست دولتی، می باشد
فراترکیب عوامل مؤثر در ارزشیابی عملکرد مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
72 - 50
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش برجسته رهبری و مدیریت در عرصه دستیابی به اهدف سازمان ها، به ویژه مدیران مدارس در نظام آموزش و پرورش، توجه به عملکرد آنان و ارزیابی این عملکردها اهمیت بسیاری دارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مفهومی برای ارزیابی عملکرد مدیران مدارس انجام شد. روش پژوهش کیفی و از نوع فراترکیب بود. گردآوری داده ها به روش اسنادی و با بررسی تمامی منابع علمی مرتبط با موضوع ارزیابی عملکرد مدیران مدارس (1380-1398داخلی و 19990-2019 خارجی) انجام شد. بدین منظور، کلید واژه های مربوط به دو دهه اخیر، از جمله: ارزشیابی و ارزیابی عملکرد مدیران، وظایف مدیران، استانداردهای عملکردی مدیران، ویژگی های و شایستگی های مدیران و صلاحیت های حرفه ای مدیران (مدارس) در پایگاه های داخلی نظیر پایگاه اطلاعات علمی؛ اس آی دی، و پایگاه داده های خارجی همچون گوگل اسکولار، اسکوپوس، امرالد، الزویر، پروکوئست اشپینگر تیلور و فرانسیس بررسی شد. با بررسی کامل 47 منبع از 1123 منبع اولیه، 8 مؤلفه اصلی و 28 زیرمؤلفه به عنوان ملاک های ارزیابی عملکرد مدیران مدارس، شناسایی و طبقه بندی شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که توجه به ابعاد شناسایی شده، می تواند به مدیران ارشد در تشخیص دقیق و همه جانبه عملکرد مدیران مدارس، کمک کند و زمینه تصمیم گیری بهینه، گزینش و انتخاب صحیح آ ن ها را فراهم کند.
فضای آموزشی مدارس متوسطه دخترانه شهر کرج: مقایسه نظرات و استانداردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
383 - 362
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه نظرات دانش آموزان مدارس دولتی و غیردولتی دوره دوم متوسطه شهر کرج با استانداردهای فضای آموزشی انجام شده است. روش پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 23192 دانش آموز مدارس دخترانه دوره دوم متوسطه شهر کرج است و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از 4 ناحیه آموزش و پرورش 384 دانش آموز انتخاب شد. ابزار پژوهش، شامل چک لیست محقق ساخته ارزیابی فضای آموزشی و پرسش نامه محقق ساخته نظرسنجی فضای آموزشی است که بر اساس استانداردهای سازمان نوسازی مدارس تنظیم شده است. فضای آموزشی شامل مؤلفه های ابعاد، چیدمان، نور، رنگ، مکان یابی و دما است. برای سنجش روایی از روایی محتوایی و برای تعیین پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. ضریب پایایی به دست آمده برای مقیاس نظرسنجی 910/0 است. نتایج نشان داد در مواردی شامل تعداد دانش آموزان، اندازه تخته، فاصله تخته ، فاصله بین ردیف ها، رنگ آمیزی کلاس، ابعاد پنجره، دما و وسایل گرمایشی و سرمایشی، نظرات دانش آموزان مستقل از استانداردهای فضای آموزشی است و تفاوت معناداری میان شاخص های سازمان نوسازی مدارس و نظرات دانش آموزان وجود دارد. با توجه به نتایج به نظر می رسد بهتر است در تهیه استانداردهای فضای آموزشی مدارس به نظرات دانش آموزان بیشتر توجه شود.
بازنمایی ساختار علمی رشته مدیریت آموزشی مبتنی بر تجربه زیسته اعضای هیأت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
450 - 426
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف توصیف پدیده ساختار علمی مدیریت آموزشی از نگاه و برداشت استادان این رشته دانشگاهی انجام شد. تحلیل اطلاعات از طریق انجام مصاحبه های نیمه ساختارمند با توجه به رویکرد پژوهشی پدیدارشناسی توصیفی و با بهره گیری از روش تحلیلی هفتگانه کلایزی پی گیری شد. مشارکت کنندگان اعضای هیأت علمی دارای رتبه علمی از استادیار تا استاد، به تعداد 17تن بودند. یافته های پژوهش که در 6 مؤلفه اصلی و 15 زیرمؤلفه طبقه بندی شد، بازنمای تجربه و برداشت صاحب نظران و اندیش ورزان این رشته است. نتایج نشان داد که بین اعضای هیأت علمی رشته مدیریت آموزشی نسبت به ساختار علمی این رشته اتفاق نظر وجود ندارد و هویت علمی رشته در سه بخش بنیان نظری، ماهیت بین رشته ای و قلمروی رشته، دارای دو جهان بینی متفاوت است. مؤلفه های متفاوت از جمله: اصالت علمی، پایان هویت جویی، کارکردگرایی بین رشته ای، بازنگری بین رشته ای، مربی سازمان ها و رهبر آموزش و پرورش وجود این تفاوت در جهان بینی را تأیید کرد. ضمن آن که این تفاوت معنی دار اندیشه و قضاوت از زاویه دیگر، می تواند پیام آور پویایی رشته مدیریت آموزشی باشد، زیرا وجود چنین دیدگاه های مختلفی، افزون بر بازنمایی اهمیت آن در چالش برانگیزی هویت علمی رشته مدیریت آموزشی، دربردارنده رشد و توسعه نظری این رشته در درازمدت خواهد بود.
بررسی تأثیر خودشیفتگی مدیران بر سکوت سازمانی معلمان با نقش میانجی ریاکاری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
343 - 323
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی بررسی تأثیر خودشیفتگی مدیران بر سکوت سازمانی معلمان با نقش میانجی ریاکاری سازمانی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. 255 دبیر متوسطه دوم شهر زاهدان به شیوه نمونه گیری تصادفی- طبقه ای (بر حسب جنسیت) از طریق سه پرسشنامه خودشیفتگی (قریشی راد، 1394)، ریاکاری سازمانی (اقتباس از هادوی نژاد و همکاران، 1389) و سکوت سازمانی (وان داین، آنگ و بوترو، 2003) مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرام افزارهای اس پی اس اس و لیزرل استفاده شد. بر اساس یافته ها مقدار ضریب همبستگی بین خودشیفتگی مدیران و ریاکاری سازمانی معلمان (001/0, p=407/0r=)، خودشیفتگی مدیران و سکوت سازمانی معلمان (001/0, p= 398/0r=) و ریاکاری سازمانی و سکوت سازمانی معلمان (001/0, p=331/0r=) مثبت و معنادار بود. اثر مستقیم خودشیفتگی مدیران بر سکوت سازمانی معلمان (54/4, t=36/0β=)، اثر مستقیم خودشیفتگی مدیران بر ریاکاری سازمانی معلمان (59/6, t=45/0β=)، و اثر مستقیم ریاکاری سازمانی بر سکوت سازمانی معلمان (54/2, t=2/0β=) مبثت و معنادار بود. همچنین اثر غیرمستقیم خودشیفتگی مدیران بر سکوت سازمانی معلمان با میانجی گری ریاکاری سازمانی (09/0β=)، مثبت و معنادار بود. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که خودشیفتگی مدیران هم به طور مستقیم و هم به طور مستقیم و از طریق متغیر میانجی ریاکاری سازمانی با سکوت سازمانی معلمان رابطه مثبت و معنادار دارد.
تحلیل روایت نگارانه ی ادراک و تجربه زیسته راهبران آموزشی از اجرای الگوهای نظارت آموزشی معلم-محور در مدارس ابتدایی: تدوین و اعتباریابی الگوی بومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به هدف تحلیل روایت نگارانه ی ادراک و تجربه زیسته راهبران آموزشی از اجرای الگوهای نظارت آموزشی معلم-محور در مدارس ابتدایی و تدوین و اعتباریابی یک الگوی بومی انجام گرفت. روش پژوهش آمیخته اکتشافی بود. مرحله کیفی به روش روایت پژوهی و با رویکردی هدفمند (روش نمونه گیری موارد مطلوب)، مشارکت کنندگان از میان راهبران آموزشی استان آذربایجان غربی تا رسیدن به نقطه اشباع نظری انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه های کیفی نیمه ساختارمند انجام شد. محاسبه اﻋﺘﺒﺎر و رواﯾﯽ دادهها با استفاده از دو روش ﺑﺎزﺑﯿﻨﯽ مشارکتکنندگان و ﻣﺮور ﺧﺒﺮﮔﺎن ﻏﯿﺮ شرکتکننده در ﭘﮋوﻫﺶ انجام گرفت. با تحلیل مضمون، 6 مضمون سازمان دهنده و 22 مضمون پایه درباره الگوی نظارت معلم محور کشف گردید. برای اعتباریابی الگو، بخش کمی به روش تحقیق توصیفی پیمایشی انجام شد. با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 120 نفر از راهبران آموزشی استان آذربایجان غربی انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده در بخش کمی، مقیاس محقق ساخته بر اساس شبکه مضامین بخش کیفی بود. در بخش کمی برای تعیین اعتبار الگو تحلیل عاملی تأییدی انجام شد. نتایج بخش کمی با استفاده از تحلیل عاملی مرتبه اول و دوم نشان داد که الگوی بومی نظارت معلم محور دارای روایی سازه است.
طراحی و اعتبار سنجی الگوی شایستگی های حرفه ای اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی شایستگیهای حرفهای اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. این پژوهش از نوع توسعهای-کاربردی است که به روش ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی انجام شد. دانشجویان، اعضای هیات علمی و کارشناسان آموزش دانشگاه فرهنگیان فارس به عنوان جامعه آماری بخش کیفی به شمار میروند که با روش نمونهگیری هدفمند و تکنیک اشباع نظری، 60 نفر (15نفر عضو هیات علمی، 15نفر کارشناس آموزش و30نفر دانشجو(15 دختر و 15 پسر)) انتخاب شدند. در بخش کمی نیز اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان کشور به عنوان جامعه آماری بودند که 150نفر به شیوه تصادفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختمند و بررسی اسناد، و در بخش کمی از پرسشنامه محققساخته استفاده شد. برای تحلیل دادههای کیفی، از روش تحلیل مضمون و برای تحلیل دادههای کمی از تحلیل عامل و ضریب آلفای کرنباخ استفاده شد. با استفاده از معیارهای اعتبارسنجی کیفی چارچوب اولیه اعتبارسنجی گردید. برای اعتبارسنجی کمی از تحلیل عامل و ضریب آلفای کرنباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی شایستگیهای حرفهای اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان متشکل3 عامل(1-دانش حرفه ای2-مهارتهای حرفهای3-اخلاق حرفهای )،11ملاک(1-دانش محتوا2-دانش آموزش محتوا3-دانش پژوهشی4-دانش سازمانی5-دانش فناوری6-مهارت تدریس7-مهارت پژوهش8-مهارت فناوری9-مهارتهای ارتباطی10-اخلاق فردی 11- اخلاق سازمانی) و 62 نشانگر است.این الگو میتواند به عنوان چارچوب و مبنایی برای جذب، توسعهی حرفهای و ارزیابی شایستگیهای حرفهای اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان کشور مورد استفاده قرار گیرد.
ارائه مدل مدیریت استعداد مدیران مدارس متوسطه شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش" ارائه مدل مدیریت استعداد مدیران مدارس متوسطه شهر شیراز " می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها از نوع تحقیقات پیمایشی به شمار میآید. جامعه اماری این پژوهش شامل شامل 1110 نفر از مدیران و معاونین مدارس متوسطه شهر شیراز می باشند. حجم نمونه از طریق جدول مورگان شامل 290 نفر مشخص شد.که از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده(با در نظر گرفتن این نکته که برای هر مدرسه حداقل یک نفر مدیر یا معاون به عنوان نمونه اختیار شود) اقدام به انتخاب نمونه مورد پژوهش شده است.در این پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته 39 گویه ای استفاده شده است. روایی ابزار پژوهش از طریق روایی سازهای مورد تأیید واقع شده و پایایی آن نیز از طریق آلفای کرونباخ 0.899 بدست آمد. نتایج حاصل از اجرای آزمون ساختاری و مدل نهایی مدیریت استعداد در مدارس شهر شیراز نشان می دهد در مجموع ضرایب مسیر مربوط به مولفه جذب استعداد دارای بالاترین ضریب مسیر و در جایگاه دوم مولفه ارتقاء استعداد و در جایگاه سوم ارزیابی و کشف استعداد و در جایگاه چهارم نیز مولفه حفظ استعداد و در نهایت در جایگاه پنجم مولفه آموزش قرار دارد..
رابطه رهبری اخلاقی مدیران مدارس با سازگاری اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
114 - 97
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر دارای رویکرد کمی و روش توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان پسر ابتدایی شهرستان علی آباد کتول است؛ نمونه پژوهش تعداد 310 نفر بود که تعداد 284 نفر از دانش آموزان به پرسشنامه ها به طور کامل پاسخ دادند. روش نمونه گیری با روش خوشه ای تصادفی تعیین شد. گردآوری داده های پژوهش نیز از طریق دو ابزار پرسشنامه استاندارد سازگاری اجتماعی (1993) Sinha & Singh در مقیاس دو وجهی و رهبری اخلاقی Brown & et. al (2006) در مقیاس پنج گانه لیکرت انجام شد. نتایج حاصل از تحقیق گویای آن بود که بین رهبری اخلاقی مدیران و سازگاری اجتماعی دانش آموزان رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون لوجستیک نشان داد که 12 درصد از تغییرات سازگاری اجتماعی توسط رهبری اخلاقی قابل پیش بینی است که بیشترین سهم مربوط به یکی از ابعاد رهبری اخلاقی به نام فرد اخلاقی بود. نتایج این پژوهش اهمیت رهبری اخلاقی را در ایجاد سازگاری اجتماعی دانش آموزان در دوره ابتدایی نشان می دهد.
بازنمایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای مدارس اثربخش دوره ی ابتدایی: یک مطالعه ی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
190 - 162
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد تحقیق کیفیو با روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری ملاکی و مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با 15 مشارکت کننده، داده ها گردآوری شد و به روش کُلایزی تحلیل گردید. به منظور باورپذیری یافته ها از سه روش ممیزی بیرونی، بازبینی نتایج توسط اطلاع رسان ها و درگیری طولانی مدتاستفاده شد. نتایج پژوهش، به شناسایی و دسته بندی 6 عامل، 16 ملاک و 111 نشانگر برای اندازه گیری اثربخشی مدارس در دوره ی ابتدایی منتج گردید. یافته ها بر نقش سازنده ی مدیر مدرسه، تعامل بین مدیر، معلمان، والدین و دانش آموزان، مشارکت معلمان در تصمیم گیری ها و تعامل مؤثر بین جامعه و مدرسه تأکید داشتند. به نظر می رسد با توجه به جامعیت و تناسب عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شناسایی شده با وضعیت مدارس دوره ی ابتدایی، استفاده از آن بتواند زمینه ی لازم برای ساخت ابزار مناسب اندازه گیری کیفیت مدارس دوره ی ابتدایی، تعیین وضعیت این مدارس و ارائه ی راهکارهای بهبود را فراهم سازد.
طراحی الگوی تفکر راهبردی مدیران آموزشی به روش آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه، طراحی الگوی تفکر راهبردی مدیران آموزشی بود. این پژوهش از دیدگاه هدف، کاربردی و از نظر راهبرد و روش، تحقیقی ترکیبی از نوع اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل اساتید گروه علوم تربیتی و دانشجویان دکترای مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد کرمانشاه و در مرحله کمّی مدیران مدارس ابتدایی استان کرمانشاه بودند. حجم نمونه در مرحله کیفی 12 نفر و در مرحله کمّی 200 نفر بود. اعضای نمونه در مرحله کیفی به روش نمونه گیری هدفمند بر اساس اصل اشباع در نظر گرفته شد و در مرحله کمّی، روش نمونه گیری مبتنی بر اصول تعیین حجم نمونه در مدل یابی معادلات ساختاری به کار رفت. ابزار گردآوری داده های پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی و پایایی ابزار در بخش کیفی با معیارهای مقبولیت و قابلیت تأیید و در بخش کمّی روایی ابزار با نظر متخصصان و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با آلفای کرونباخ، روش اسپیرمن- براون و روش ترکیبی به دست آمد. تحلیل داده های کیفی با روش تحلیل مضمون و بر اساس مدل براون و کلارک (2006) و داده های کمّی از طریق تحلیل معادلات ساختاری در قالب نرم افزار اس پی اس اس و لیزرل مورد آزمون قرار گرفت. یافته های بدست آمده از بخش کیفی منجر به شناسایی پنج عنصر اصلی آینده نگری، تفکر خلاق، تفکر شهودی، هوشمندی محیطی و فرصت گرایی هوشمندانه در رابطه با تفکر راهبردی مدیران آموزشی گردید و در قالب مقیاسی 32 گویه ای به جامعه آماری در بخش کمّی ارائه شد. یافته های حاصل از تحلیل داده ها در بخش کمّی نشان داد که الگوی عناصر استخراج شده از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار است.
طراحی و تدوین برنامه استراتژیک نظام مدیریت منابع انسانی در وزارت ورزش و جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی برنامه استراتژیک نظام مدیریت منابع انسانی در وزارت ورزش و جوانان انجام شد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده که بر مبنای فرایند مطالعات استراتژیک انجام گرفت. جامعه آماری این تحقیق را مدیران، کارشناسان و استادان آگاه در خصوص منابع انسانی، برابر با 65 نفر تشکیل داد. نمونه آماری برابر با جامعه آماری (کل شمار) بود. روش جمع آوری اطلاعات، میدانی بود که به صورت آمیخته کمی و کیفی انجام گرفت. همچنین جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه باز و بسته و مصاحبه با اعضای جامعه تحقیق تا حد اشباع نظری انجام شد. سپس در شورای راهبری جمع بندی و نهایی گردید. روایی پرسشنامه بسته توسط اساتید مدیریت ورزشی تایید شد و ضریب پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 0.86 محاسبه گردید. در مجموع 14 قوت، 7 ضعف، با 9 فرصت و 7 تهدید احصاء گردید و به لحاظ موقعیت استراتژیک، جایگاه تهاجمی به دست آمد. برای تدوین استراتژی ها از روش تجزیه و تحلیل سوات استفاده گردید. از تحلیل و مقایسه عوامل درونی و بیرونی در مجموع 8 استراتژی تدوین گردید. برای اولویت بندی استراتژی ها از تکنیک ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی استفاده شد. استراتژی های موقعیت استراتژیک نشان داد که وزارت ورزش و جوانان می بایست در خصوص طراحی نظام توسعه و توانمند سازی مدیران و کارکنان، معیارها و شاخص های استاندارد جهت جذب نیروهای مورد نظر و ایجاد و استقرار طرحی در زمینه تعدیل نیرو، اقدام لازم را انجام دهد.
سفری به فراسوی حصارها در واکاوی نشانگان حکومت مندی در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
335 - 303
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، کشف نشانگان حکومت مندی در مدرسه می باشد . برای دستیابی به این هدف، استفاده از سنت کیفی و از روش پژوهش پدیدارشناسی توصیفی بهره گرفته شد. به منظور آشکارسازی تجارب زیسته دانش آموزان در باب نشانگان حکومت مندی، سعی شد ابزار مناسبی جهت گردآوری اطلاعات استفاده شود.لذا، پژوهشگر با بهره گیری از مصاحبه نیمه ساختار یافته با روش نمونه گیری هدفمند تلاش نمود تا در ذهن بیست ویک دانش آموز پایه ششم ابتدایی رسوخ کند که تجارب عمیق تری از مدرسه داشتند. بنا بر نتایج به دست آمده از تحلیل مصاحبه ها نه مضمون و پنجاه و سه مقوله شناسایی و استخراج گردید که مضامین اصلی مستخرج عبارت اند از: مراقبت واگنری: تقلید معرفت ( کلام مقدس ) ، مراقبت زمانی: سیاه چاله های زمانی، مراقبت محتسبانه: نمایش تعذیب، مراقبت محیطی: خشت های سنگی، مراقبت آموزشی- محتوایی: مغزهای چرتکه ای، مراقبت چهره گرافی: مراقبت ظاهری– فیزیکی، مراقبت پلیسی: دیوارهای شفاف، رصدگاه انسان، مراقبت ارتباطی: دیالکتیک مدرن، آگورا کشی و مراقبت سیاسی: پتک-های تکنیکی. مدرسه در تولید سوژه های فایده مند و کارآمد در تلاش است. در کنار ساخت سوژه انسانی، انقیاد و مطیع سازی، مرگ تفکر انتقادی و عدم توجه به حقوق و جایگاه کودک دیده شد. فرهنگ سکوت، اعتماد ساده لوحانه به کادر آموزشی و ناعادلانه پنداشتن قوانین از سوی دانش آموزان نیز نمایانگر تک صدایی در مدرسه مدرن بود.
ارائه مدلی برای توسعه خود مدیریتی در دانش آموزان پایه ششم مدارس ابتدایی شهرستان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تدوین و ارائه مدلی برای توسعه خود مدیریتی در دانش آموزان پایه ششم مدارس ابتدایی شهرستان شیراز بود. این پژوهش در زمره پژوهش های کیفی است که با استفاده از روش مطالعه موردی کیفی انجام گرفت. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، متخصصان، صاحب نظران و پژوهش گران حوزه مدیریت و علوم تربیتی بودند. با استفاده از تکنیک نمونه گیری گلوله برفی و اشباع نظری، با آگاهی دهندگان کلیدی مصاحبه به عمل آمد. با استفاده از شیوه تحلیل مضمون داده ها تحلیل و چهار مولفه (خانواده، محیط آموزشی، برنامه ریزی و مهارت های اجتماعی) به عنوان پیش سازمان دهنده طراحی گردید. این چهار مولفه از مولفه های پایه که شامل عملکرد خانواده: آگاهی خانواده، شیوه فرزندپروری، سبک زندگی، جو عاطفی خانواده، همدلی و صمیمیت، قدرت بخشی خانواده، تاب آوری خانواده، درحوزه عملکرد محیط آموزشی: اشتیاق تحصیلی، جو آموزشی، حل مسائل، نیروی انسانی (معلم و مدیر و....)، در حوزه برنامه ریزی: خودکارآمدی تحصیلی، خود نظم دهی تحصیلی، کمال گرایی تحصیلی، نظم و انضباط، پذیرش مقررات، تبعیت از هدف، برنامه ریزی تحصیلی، خود ارزیابی، و در حوزه مهارت های اجتماعی: خود شکوفایی، خود آگاهی، سازگاری اجتماعی خود کارآمدی و رشد اجتماعی، مهارت های ارتباطی، کفایت اجتماعی است، استخراج گردید
نقش میانجی شادکامی و انگیزش تحصیلی در رابطه میان خودراهبری یادگیری با پذیرش اجتماعی در دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرستان تنکابن
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی شادکامی و انگیزش تحصیلی در رابطه میان خودراهبری یادگیری با پذیرش اجتماعی در دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرستان تنکابن انجام شد. انجام شد. روش پژوهش توصیفی - همبستگی بود. جامعه این تحقیق دانش آموزان دختر دوره دوم ابتدایی شهرستان تنکابن بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 204 دانش آموز انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه انگیزش تحصیلی والراند و همکاران (1992)، پرسشنامه پذیرش اجتماعی کراون و مارلو (1960)، پرسشنامه خودراهبری یادگیری فیشر و همکاران (2001) و پرسشنامه شادکامی آکسفورد بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد در مدل تحقیق اثر مستقیم متغیر پیش بین و ملاک برابر با 38/0 بود، اثر غیرمستقیم در صورت وجود متغیر میانجی شادکامی 600/0 و اثر غیرمستقیم در صورت وجود متغیر میانجی انگیزش تحصیلی 510/0 بود که با توجه به کمتر بودن اثر مسیر مستقیم از مسیرهای غیرمستقیم بنابراین وجود متغیرهای میانجی شادکامی و انگیزش تحصیلی تأثیر را افزایش می دهد و نقش میانجی در فرضیه تحقیق مورد تأیید واقع شد.
رابطه بین شیوه های مدیریت کلاس و مهارت های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره دوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۵)
113 - 131
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین شیوه های مدیریت کلاس و مهارت های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل معلمان و دانش آموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی مدارس شهر چابکسر بودند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و تصادفی خوشه ای 80 معلم و 200 دانش آموز انتخاب شدند. معلمان به سؤالات پرسشنامه های مهارت های ارتباطی (کوئین دام، 2004) و سبک تدریس (گراشا، 1996) و دانش آموزان به سؤالات پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی (والراند، 1992) پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون گام به گام نشان داد متغیرهای شیوه های مدیریت کلاس و مهارت گوش دادن بهترین پیش بینی کننده برای متغیر انگیزه پیشرفت تحصیلی می باشند و بین شیوه های مدیریت کلاس و مهارت های ارتباطی باانگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر چابکسر رابطه وجود دارد (01/0> P). درنتیجه، معلمان می توانند از سبک های کلاس داری مؤثر و مهارت های ارتباطی در جهت افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی و پیشگیری از فرسودگی و افت تحصیلی دانش آموزان سود ببرند.
طراحی مدل فرآیندی کیفیت اجرای برنامه تعالی مدیریت مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
161 - 140
حوزههای تخصصی:
در اجرای پژوهش، از رویکرد کیفی به روش نظریه داده بنیاد استفاده گردید. در اجرای پژوهش، از رویکرد کیفی به روش نظریه داده بنیاد استفاده گردید.همچنین 20 نفر از ناظران و مجریان برنامه تعالی با روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و تحلیل داده ها، با روش کدگذاری سیستماتیک سه مرحله ای (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت و مقوله ها که اجزای مختلف مدل را تشکیل می دادند، در شش طبقه دسته بندی شدند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد مقوله؛ کیفیت اجرای برنامه تعالی متأثّر از عوامل علّی نظیر؛ وضعیت منابع مالی و انسانی مدارس و میزان اهتمام متولیان امر در برنامه ریزی و اجرای برنامه تعالی است. همچنین می-توان با تدبیر راهبردهای مطلوب نظیر؛ آموزش نیروی انسانی، سلامت سازمانی و سودمندی معلمان اجرای برنامه را تسهیل نمود که این عوامل خود از شرایط زمینه ای مانند؛ فرهنگ سازمانی، نقش اولیاء و عوامل محیطی و شرایط مداخله گر نظیر؛ سبک مدیریت و رهبری و ویژگی های مدیر تأثیر می پذیرند، و در نهایت اجرای برنامه تعالی به پیامدهایی مانند؛ برنامه محوری، خود ارزیابی، مدرسه محوری و کیفیت جامع در مدرسه منجر می شود.
گرایش های فرهنگی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس;کاربردهایی برای مدیران آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی گرایش های فرهنگی در دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس بود.با این نگاه که این گرایش ها بر روند مسایل آموزشی و کار مدیران مراکز آموزش عالی نیز تأثیرگزار است. بدین منظور 405 دانشجو با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه محقق ساخته در خصوص گرایش های فرهنگی را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های تی و تحلیل واریانس نشان داد میزان استفاده از اوقات فراغت، موسیقی (مدرن و سنتی) و مدیریت بدن در دانشجویان کمتر از متوسط است؛ اما ارزش های خانوادگی و هویت سنتی دانشجویان بالاتر از متوسط بود. هم چنین میانگین گرایش های خانوادگی سنتی دانشجویان بیشتر از مدرن بود. میانگین نمرات دانشجویان پسر در اوقات فراغت سنتی، مدرن و موسیقی سنتی بیشتر از میانگین دانشجویان دختر بود. با این حال دانشجویان دختر میانگین بالاتری در گرایش های خانوادگی مدرن کسب کردند. محل تحصیل و قومیت نیز با برخی از گرایش های فرهنگی دانشجویان رابطه معنی داری داشتند. یافته ها نشانگر آن بود که گرایش های فرهنگی مدرن در دانشجویان بر گرایش های سنتی برتری ندارند با این حال در این زمینه تفاوت های جنسی وجود دارد. بر اساس نتایج پیشنهاد شد مدیران آموزش عالی باتوجه به تاثیر نشاط و غنای فرهنگی دانشجویان در کسب علم و دانش، برنامه ریزی و اجرا و نظارت بر امور فرهنگی را به طور جدی در دستور کار خود قرار دهند.
رابطه مدیریت هیجان و مهارت های ارتباطی با اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش تعیین رابطه مدیریت هیجان و مهارت های ارتباطی با اهمال کاری تحصیلی است .جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه هشتم منطقه 14 آموزش و پرورش تهران در سال تحصیلی 98 – 1397 به تعداد 2690 نفر بود . 155 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. روش پژوهش ، همبستگی و ابزارهای پژوهش پرسشنامه های اهمال کاری سولمون و راثبلوم ( 1984) ، مهارتهای ارتباطی کویین دام ( 2004 ) و تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج ( 2006 ) بود . نتایج داده ها با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون نشان داد بین مدیریت هیجان و اهمال کاری تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد. اهمال کاری تحصیلی با خود سرزنشگری ، فاجعه نمایی ، دیگر سرزنشگری رابطه مثبت و معنادار و با پذیرش ، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی ، ارزیابی مجدد مثبت ، کم اهمیت شماری رابطه منفی و معنادار دارد . بین اهمال کاری تحصیلی و مهارت های ارتباطی نیز رابطه منفی و معنادار وجود دارد . خرده مقیاس های مدیریت هیجان و مهارت های ارتباطی قادر به پیش بینی اهمال کاری تحصیلی می باشند. بنابراین می توان با اجرای مداخله های آموزشی مدیریت هیجان و مهارت های ارتباطی ، اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان را کاهش داد .
تعیین سلسله مراتب معیارهای شایستگی مدیران مدارس مبتنی بر روش دلفی فازی در آموزش و پرورش استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر به عنوان بخشی از رساله دکتری، تبیین معیارهای شایستگی برای مدیران مدارس مبتنی بر روش دلفی فازی است. این پژوهش از نوع پژوهش ها ترکیبی به شمار می رود و طرح پژوهش از نوع اکتشافی است. همچنین از نظر هدف و ماهیت، کاربردی است. برای این منظور ابتدا با مطالعه عمیق ادبیات موضوع، معیارهای اولیه شایستگی استخراج و مدل اولیه تدوین گردید. 25 نفر (20مرد و 5 زن) از استادان و خبرگان مدیریت آموزشی در دانشگاه های سراسر کشور با روش نمونه گیری شبکه متخصصان انتخاب و برای اصلاح یا تعدیل معیارها و زیرمعیارهای مدل اولیه با آن ها مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام گرفته و بر اساس نتایج تحلیل مصاحبه پیش مدل اصلاح و زیرمعیارها تعیین شدند. پرسش نامه شایستگی با طیف لیکرت تهیه و در نمونه ای به حجم 368 نفر از مدیران مدارس اجرا و روایی آن با نرم افزار AMOS با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی و پایائی با محاسبه آلفای کرونباخ (96/0) تایید گردید. بر پایه پیش مدل اصلاح شده و با هدف غربال گری ثانویه و تطبیق زیرمعیارها با جامعه آماری پرسش نامه دلفی فازی تدوین و در نمونه ای با حجم 51 نفر از خبرگان آموزش و پرورش استان اصفهان اجرا و نتایج پرسش نامه با تکنیک دلفی و رویکرد فازی تحلیل و مدل نهائی تدوین گردید. نتیجه نهایی پژوهش در قالب یک ساختار سلسله مراتبی مربوط به معیارهای شایستگی شامل معیارهای اصلی، فردی، شغلی و سازمانی و همچنین 12 معیار فرعی و 74 زیرمعیار تدوین گردید.