فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱٬۹۶۱ تا ۲۱٬۹۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بررسی رابطه امثال و حکم با کاریکلماتورها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاریکلماتور یکی از گونه های نوپای ادبی است که در چند دهه اخیر طرفداران بسیار در ایران یافته است. منظور از کاریکلماتور، جملات منثور، کوتاه، ساده و طنزآمیزی است که نگاهی وارونه و متفاوت به دنیای درون و برون دارد. کاریکلماتورها از لحاظ شکل ظاهری به جملات قصار و امثال سایر شباهت بسیاری دارد که جزو قدیمی ترین انواع ادبی بشری به شمار می رود و پیشینه ای کهن در نکته سنجی موجز وار دارد. از این جهت می توان کاریکلماتورها را دنباله و شکل پیشرفته امثال و حکم به حساب آورد با این تفاوت که کاریکلماتور الزاما از طنز و مطایبه در ساختار خود بهره می برد در حالی که امثال و حکم الزامی برای طنز آمیز بودن ندارد. این پژوهش با اشاره به پیشینه امثال و حکم در پیدایش کاریکلماتور به بررسی رابطه امثال و حکم با کاریکلماتورها با بیان برخی از وجوه شباهت و افتراق این دو با یکدیگر، خواننده را به این نتیجه رهنمون می شود که گونه های جدید ادبی مانند کاریکلماتور، رهاورد فرهنگ غرب نیست و ریشه آن را می توان در متون ادب فارسی بویژه در کتابهای ادب کلاسیک جستجو کرد.
صور نوعیه کرامات اولیا در میان معجزات و قصص انبیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کتاب های مربوط به تصوف، از کهن ترین روزگار، کرامات بسیاری به اولیا و مشایخ طریقت نسبت داده شده است و در میان آنها، تذکره الاولیای عطار، از این منظر، گستردگی و ویژگی خاصی دارد.نوشته پیش رو، در پی نوعی دسته بندی کرامات در تذکره الاولیای عطار نیشابوری است و به بررسی و شناسایی صور نوعی و الگوهای اولیه کرامات منسوب به اولیا در این کتاب می پردازد. نگارنده بر این باور است که بسیاری از این کرامات احتمالا بر ساخته از معجزات و قصص مربوط به انبیا و قدیسان است و این الگوها و صورت های مثالی در ساخته شدن آنها، دور از نظر نبوده اند. در این میان، سهم مریدان ساده اندیش و خیال پرداز در دامن زدن به این گونه روایات، بیش از همه بوده است. بنابراین، در رویارویی با این گونه مسایل در کتب و تذکره های عرفانی باید با احتیاط و تامل رفتار کرد.
کاربردهای پرسش در حدیقه سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیقه الحقیقه یکی از متون تعلیمی عرفان و تصوف به شمار می رود که گاه جنبه تعلیم در آن بر ذوق و خیال غلبه دارد و می توان آن را نوعی دایره المعارف عرفانی دانست. یکی از ابزارهای زبانی که خطیبان، شاعران و سخنوران در آثار تعلیمی برای تاثیرگذاری بیشتر سخن بر مخاطبان، از آن استفاده می کنند، به کار بردن جمله های پرسشی در کلام است. سنایی نیز در منظومه تعلیمی خود، حدیقه، از این ابزار بهره برده است. در این پژوهش از میان 11500 بیت حدیقه، حدود 20 درصد ابیات از نظر کاربرد جمله های پرسشی بررسی شد. بر اساس تحقیق پیش رو، از میان مقاصد متعدد و متنوعی که در کتب بلاغی درباره جمله های پرسشی نقل شده است، تنها سیزده مورد از آنها را در این گونه جمله ها در حدیقه می توان یافت. این مقاصد به ترتیب بیشترین کاربردشان در حدیقه عبارت است از: استفهام انکاری، تاکید و تقریر خبر، نهی، توبیخ و ملامت، منافات و استبعاد، تعجب و حیرت، بیان عجز و ناتوانی، ملال و خستگی ناشی از کثرت، تحقیر، امر به طریق غیرمستقیم، اظهار غم و اندوه، تعظیم، تمنا و آرزو. در نهایت این بررسی نشان می دهد طرح پرسش در زبان گفتار سنایی عادی و معمولی است و او تاکیدی بر طرح پرسش ندارد.
انوری در عرصه طب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تاریخ پزشکی در ایران، بی گمان به دوران باستان برمی گردد. به طوری که پیش از تاسیس دانشگاه و بیمارستان جندی شاپور نشانه هایی از این علم در سطوح و اشکال مختلف، وجود داشته است. در دوره حکومت سلسله هخامنشی، علم طب سازماندهی گردید و در عصر اشکانیان، طب ایرانی با طب یونانی و زردشتی درآمیخت. طب اسلامی نیز از قرن دوم هجری قمری آغاز شد و با تالیف «فردوس الحکمه» یکی از مهم ترین کتب طب عربی توسط علی بن ربن الطبری در قرن سوم هجری قمری ادامه یافته، با ظهور ابوعلی سینا در قرن چهارم به اوج رشد و ترقی خود دست یافت، این شیوه، متاثر بود از شیوه طبابت درجندی شاپور. با توجه به اهمیت این دانش و جایگاه والای آن در میان سایر علوم، شاعران زبان فارسی نیز کم و بیش با مقدمات و اصول آن علم آشنایی یافته، در آثار خود، جایی برای پرداختن بدان در نظر گرفته اند. از میان شاعران ایرانی می توان به فردوسی، انوری، خاقانی، نظامی، سعدی و مولوی اشاره نمود که با مطالعه آثارشان می توان به میزان آگاهی آنان از دانش پزشکی پی برد. دراین مقاله، شعر انوری از زاویه ای دیگر نگریسته شده است.
عبور از میلان و سنت رئالیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عبور از میلان و سنت رئالیستی مسعود نذری دوست استادیار گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه شهید چمران اهواز nazridust@yahoo.fr ویدا شاه طالبی حسین آبادی کارشناس ارشد رشته زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه شهید چمران اهواز Assal@yahoo.com (۸۷/۱۰/ ۸۷ ، تاریخ تصویب: ۱۰ /۹/ (تاریخ دریافت: ۵ چکیده عبور از میلان اثری است از میشل بوتور، رمان نویس، فیلسوف و منتقد قرن بیستم. به رغم آنکه این اثر نوعی گذر می باشد، خوانندهای که به مطالعه رمانهای رئالیس تی عادت « رمان نو » بین شیوه رئالیستی سنتی و هنرجسورانه کرده، می تواند این اثر را به راحتی بخواند. اما اندک اندک،در نظر خواننده نقاط افتراق آشکار میشود و رما نی نو ظاهر میشود، رمانی که مهمترین ویژگیهای آن عبارت است ازنحوه ارائه واقعیت. هدف ای ن مقاله بررس ی وجوه اشتراک و افتراق این رمان با رمان رئالیستی سنتی است. در این مقاله خواهیم دید که برخلاف آثار رئالیستی ، ای ن اثر واقعیتی را نشان نمیدهد که نویسنده درک و تفسیر کرده است ؛ این رمان سرشار از نمادها و قطعاتی است که خواننده خود باید آنها را به هم ربط دهد تا پیچیدگی واقعیت را کشف و درک کند. نویسنده صرفًا به ذکر رفتار، گفتار و افکار شخصیتها بسنده میکند. کلمات کلیدی : توصیف، شخصیت، رمان نو، نماد ، واقعیت.
تمسخر و طعنه در مقامات همدانی و مقامات حریری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از درخشان ترین نمونه های نثر ادبی در ادبیات عربی، «مقامات» است. مقامات قصه هایی است که در ضمن روایت واقع گرایانه اخلاق و مرام و رفتار مردمان روزگاران گذشته، گستره واژگانی بسیار پرباری را در قالب سجعی ادبی و مقتدر به کار گرفته است. بدیع الزمان همدانی و به تبع او حریری، قلّه های مسلّم فن مقامات هستند. ایشان در مقامات خویش در پرده های نمایشی کوتاه، گوشه های زشت و محکوم شدنی جامعه را از نظر خواننده می گذرانند و به نقد می کشند. آثار اینان بی آنکه جنبه موعظه و نصیحت داشته باشد، آگاه کننده و افشاگرانه است. تهکّم/ریشخند/تمسخر عیوب اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، جسمی و روانی، در همه مقامات به چشم می خورد. در این مقاله به تفصیل درباره تهکم و مقایسه کاربرد آن در مقامات همدانی و حریری می پردازیم.
بررسی تخلّص در غزل های نظیره وار دوره بازگشت ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخلّص در غزل، ذکر نام شعری شاعر، در پایان غزل است که بعد از دوره مغول رواج یافت، گرچه پیش از آن نیز، بعضی از شاعران، تخلّص خود را در غزل ذکر می کردند. شاعران دوره بازگشت در سرودن غزل، از سعدی و حافظ پیروی می کردند و می خواستند در هر مورد، روش استادان خود را کاملاً تقلید کنند؛ از این رو، در ذکر تخلّص غزل نیز، از این دو استاد غزل پیروی می کردند. معمولاً تخلّص در آخرین بیت غزل ذکر می شود؛ اما گاه غزلسرایان، به دلایلی، از جمله مدح و نیز آوردن تمثیل، تخلّص را در بیت ماقبل آخر ذکر کرده اند. بندرت شاعران بنا به دلایلی چون ناتمام ماندن غزل و نیز به سبب آن که نخواسته اند نام شعری خود را در کنار نام ممدوح بیاورند، تخلّص خود را ذکر نکرده اند و اغلب ضمیر «من» را جایگزین تخلّص خود ساخته اند. در این مقاله، همچنین به زاویه دید در تخلّص، ایهام در تخلّص، صفت های تخلّص و مضامینی که در کنار تخلّص
می آید، پرداخته می شود. علاوه بر این در این مقاله، تخلّص در غزل های نظیره وار دوره بازگشت با تخلّص در غزل سعدی و حافظ مقایسه می گردد تا جنبه های خاص کاربرد تخلّص در غزل این دو استاد غزلپرداز مشخص شود و میزان تقلید نظیره سرایان در کاربرد تخلّص روشن گردد.
جایگاه قصر و حصر در علم معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش گامی در جهت بازبینی، نقد و تبیین جایگاه حصرو قصر به عنوان یکی از فصول مهم فنّ معانی و از ابزارهای بلاغی کارآمد در تحلیل متون است. این مبحث که مربوط به سطوح درونی کلام و لایه های پنهان اندیشه گوینده است، از نخستین کتابهای معانی تا دوره معاصر مورد توجّه اهل بلاغت بوده و بخشی مفصّل و مجزّا را به خود اختصاص داده است. از سوی دیگر این ابزار بلاغی، مورد استفاده متنوع و مکرّر شعرا، نویسندگان و عرفای مؤلّف قرار گرفته است. براین اساس حصـر و قصـر قابلیّت بلاغی مشترکی میان گوینده و مخاطب اوست. گوینده برای تبیین و القای اندیشه های درونی خود و مخاطب، اعم از پژوهشگر یا خواننده عادی، در جهت تحلیل و تفهیم محتوای آثار.
بررسی و تطبیق گزاره های چند معراج نامةکهن و مقایسة آنها با معراج نامة شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این گفتار ،کهن ترین و نوترین گزارش های سفر انسان به دنیای ماورای حس نشان داده شده و پس از آن میان سیرهایی که انسان های سنّتی گزارش کرده اند و معراج نامه ای که از« محمّد رضا شفیعی کدکنی» به عنوان نمونه ای از سیر انسان معاصر در دست داریم، مقایسه هایی انجام شده است. این پژوهش نشان می دهد اکثر این سیرها می تواند وقوعی مسلّم داشته باشد و می توان از دیدگاه علمی و بخصوص بر اساس نظریّات یونگ آنها را توجیه نمود. ضمن بررسی بخشی از گزاره های این سیرها نشان داده شده است که تشابه و نکات مشترک این معراج ها، از طرفی وابسته به باورها، ریاضت ها و تأمّلاتی است که این سیرها را موجب می شود و از سویی دیگر به تاثیر پذیری اکثر سیرهای متأخّر از متقدّم مربوط می گردد. همچنین از رویارو قرار دادن مسافران دو طیف سنّتی و معاصرِ دیارِ غیب از طریق ارائه و تشریح گزارش های مستند آنها، نقش جهان ذهنی این دو طیف در آفرینش عناصر این گزاره ها ترسیم شده است و از این رهگذر تعهّد و رسالت آدمیان براساس توجّه به تعریف سنّتی انسان به عنوان حیوانی ناطق و تعریف معاصرین به صورت حیوان سایس در معراج جمعی انسان ترسیم شده است . در پایان یادآوری شده است که انسان معاصر به جای گزارش و به تصویر کشیدن حالات روان های معذّب در عالم ارواح و بهره گیری از استراتژی رعب، در صدد ترغیب و آماده سازی وجدان جمعی برای تهذیب و سالم سازی جامعه از طریق جنبش آگاهانه و حرکت عقلانی و علمی است. دلیل نکوهش بی محابای شاعران در آخرین بخش معراج نامة انسان معاصر نیز همین بی توجّهی آنها به رسالت و تعهّد شعر به عنوان رکن مهمّی از امکانات فرهنگی جامعه است.
«پیر مـغان» از نگاهی دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شخصیّت های ممتاز سروده های عارفانة متمایل به اندیشه های ملامتی، «پیر مغان» است. این شخصیّت شعری که معمولاً به عنوان آلترناتیوی در برابر پیران خانقاهی ظهور و بروز می کند، در دوره ای از تاریخ ادبیّات منظوم فارسی اثرگذار ترین نماد در شکل گیری و نضج « سروده های رندانه» بوده است. در شرح سروده های این گروه از شاعران ـ بویژه حافظ ـ تعابیر مختلفی از «پیر مغان» ارائه شده است؛ فارغ از بررسی و تحلیل آن تعابیر، بر اساس نخستین نمونه های شعری متضمّن این نمادپردازی، «شرابِ دیرسالِ مغ ساخته» از آن اراده شده است و مطابق الگوی تبدیل «هوم» به عابدی صاحب شخصیّتی انسانی، «پیر مغان» به مفهوم شراب نیز در دگردیسی های سپسین صاحب شخصیّتی انسانی با گرایش های خاص عقیدتی و رفتاری شده است.
بنیان اخلاق از دیدگاه مولوی
تاریخ شعری عربی؛ حسن قریحه علمای شیعه در دو قرن اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ شعری صناعتی ادبی است که شاعر در آن، تاریخ وقوع حوادث و وقایع مهم و تلخ و شیرین را با ماده تاریخی مناسب ضمن یک یا چند بیت خود می آورد. این صنعت زیبای شعری در اشعار برخی از علمای شیعه، در دو قرن اخیر به گونه ای جذاب و زیبا دیده می شود. این گفتار مناسبت ها و مضامینی که در برهه زمانی یادشده در شعر علمای شیعه به صورت ماده تاریخ شعری وارد شده و نیز محاسبه ماده تاریخ ها و به ویژه برخی تاریخ های شعری پیچیده و معماگونه و خطای محاسبه بعضی از آنها را توضیح می دهد و در نهایت به بیان زیبایی های این گونه اشعار می پردازد.
مجاز مرسل وپیوند آن با ابهام در شعر نیما،اخوان،سپهری و فروغ فرّخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجاز مرسل یکی از عوامل ابهام آفرین در کلام ادبی است. یاکوبسن در بحث خود از قطب¬های مجازی و استعاری زبان، مجاز را روند جایگزینی بر اصل مجاورت می¬داند و آن را از ویژگی¬های بارز نثر به حساب می¬آورد. در حالی که مجاز در کلام ادبی، به ویژه شعر معاصر، به دلیل پیوندها و علاقه¬های تازه¬ای که شاعر بین معنی حقیقی و مجازی ایجاد می کند، عنصری بلاغی محسوب می¬شود. چون مجاز مرسل بر اساس تداعی مجاورت شکل می¬گیرد، به زودی بازشناخته می¬شود و تک معنایی است، از این رو درجه ابهام آن نسبت به سایر مقوله¬های مجازی زبان کمتر است. شاید به همین دلیل است که کاربرد آن در شعر معاصر اندک بوده و شاعران معاصر چندان تمایلی به استفاده از آن در شعر خود ندارند. منتها در همین موارد معدود، گاه به نوآوری¬ها و ابتکاراتی دست زده-اند که نمودار گزینش و ترکیب شاعر از امکانات متعدّد زبانی و بیانگر سبک خاص و نشان دهنده میزان تقلید یا نوآوری آن¬ها در این حوزه بلاغی است. در این مقاله که به شیوه توصیفی - تحلیلی بر روی شعر چهار تن از شاعران معاصر (نیمایوشیج، اخوان ثالث، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد) صورت گرفته، برآنیم ضمن بررسی مجاز مرسل و نقش آن در ایجاد ابهام هنری به تجزیه و تحلیل ابهام¬های حاصل از این مقوله ادبی بپردازیم.