فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۱۲۱ تا ۱۰٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
به یاد دوست
حوزههای تخصصی:
چه خوب شد که به دنیا آمدید!
حوزههای تخصصی:
مقایسه زمان مند بودن روایت در رمان شیار 143 و فیلم اقتباسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گلچینی از دیرینه ها: دو نمونه از نخستین اظهارنظرها درباره رمان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیلِ استعاره های هستومند و مادّه مربوط به «عشق» در غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برپایه رویکرد شناختیِ زبان، تجربه انسان از هستومندها (هست + پسوند دارندگی اومند) و مادّه، بنیانی تجربی برای ادراک مفاهیم انتزاعی پدید می آورد. این پژوهش با بهره گیری از نظریه استعاره مفهومی به شواهدی می پردازد که مولانا در غزلیّات خود، حوزه های ملموسِ هستومند و مادّه را بر حوزه انتزاعی عشق فرافکنی کرده است. نتایج پژوهش بیان کننده سیطره چهار کلان استعاره «خداوند سلطان است»، «عشق نیروست»، «معرفت خوراک است» و «معرفت نور است» بر متن و سامان یافتگی گستره ای از خرده استعاره های هستومند و مادّه بر محور این کلان استعاره هاست. این خرده استعاره ها برپایه تناظرهای موجود، شماری از مهم ترین مفاهیم مرتبط با عشق مانند فنا، بقا، جذبه، تسلیم، بسط، تجلّی، وصال را مفهوم سازی می کند. بررسی این استعاره ها ازنظر قلمروهای منبع، بیانگر قدرت تجسّم بخشی آنهاست و ازنظر تنوع و اصلِ «برجسته سازی حاشیه رانی»، پیچیدگی مفهوم عشق را نشان می دهد. همچنین مقایسه بسامد استعاره ها و کارکردهای شناختی آنها بیانگر سه گونه استعاره است: استعاره چندکارکردی با بسامد بالا، تک کارکردی با بسامد بالا، تک کارکردی با بسامد کم. استعاره های گونه نخست به سبب داشتن میدان تناظری گسترده، توانش ویژه ای در مفهوم سازی جنبه های گوناگون عشق دارد؛ ولی استعاره های گونه دوم و برخی از استعاره های گونه سوم می تواند بر کارکرد خاصی تأکید کند. همچنین مقایسه کارکردهای مثبت و منفی عشق در استعاره ها، عشق را نزد مولانا تجربه ای مثبت، شیرین، خوشایند و مستانه معرفی می کند که هرچند فناکردن هستیِ ظاهری لازمه آن است، زیستن بدون آن ممکن نیست.
تحلیل و مقایسه تقابل های جنسیتی در رمان های دهههای شصت و هشتاد مورد مطالعه: رمان های دل فولاد، باغ بلور، نگران نباش، کافه پیانو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۲
51-76
حوزههای تخصصی:
تحلیل مضامین و شیوه های تبیین تقابل های دوگانه در متون ادبی، یکی از روش های نقد در رویکرد ساختارگرایانه است؛ و برخی معانی پنهان متن را آشکار یا تفسیر می کند. در این مقاله به بررسی تطبیقی تقابل های جنسیتی در دو رمان دهه شصت شمسی (باغ بلور و دل فولاد) با دو رمان دهه هشتاد شمسی (نگران نباش و کافه پیانو) پرداخته شده است. سطح بررسی تقابل ها، دو عنصر بنیادین روایت؛ یعنی رویداد و شخصیت پردازی است. از تحلیل کلی تقابل هایی که در پس نگاه جنسیتی متون مورد مطالعه وجود دارد، برمی آید: 1-در رمان های دهه شصت، دوگانه های سنت/تجدد؛ تقید/آزادی؛ پاکدامنی/روسپی گری؛ و افسردگی/سرزندگی مشترک هستند؛ 2-در رمان های دهه هشتاد، تقابل های امروز/گذشته؛ تجرد/تأهل؛ واقع گرایی/آرمان گرایی؛ جنسیت روانی/ جنسیت فیزیولوژیک نسبت به تقابل های دو رمان دهه شصت متفاوت است و البته دوگانه هایی مانند تقید/آزادی؛ سنت/تجدد؛ و سرزندگی/افسردگی در رمان های دو دهه مشترک است.
بازنگری در تاریخ استقلال فن بدیع در بلاغت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از پژوهش گران معاصر بلاغت بر این باورند که علم «بدیع» را سکاکی از علم بیان جدا کرد و بدرالدین بن مالک آن را به عنوان «فن» نامید. این روایت نمی تواند بازتاب درستی از حقیقت باشد؛ چرا که روند استقلال این علم دست کم دو قرن پیش از سکاکی آغاز شده بود. علی بن خلف کاتب (ح 427 ق) با جدا کردن تشبیه و استعاره از بخش «بدیع»ِ کتابِ خود یکی از گام های اساسی را در این باب برداشته بود. در واقع علت این جدایی به این سبب بود که استعاره در کتاب های مشهور بلاغت به دو مبحثِ نامرتبط تعلق داشت؛ از یک سو آن را تحت جنس «مجاز» می دانستند و از سویی دیگر آن را به چشم یک صنعت بدیعی می نگریستند. در قرن ششم مطرزی خوارزمی (ف 610 ق) نخستین کسی بود که از این دوگانگی پرسش کرد و به صورتی قاطع استعاره و تشبیه و تمثیل را از قلمرو بدیع خارج نمود. در حوزه منطق نیز مبحث مجاز تحولاتی را از سرگذراند و با ابتکار ابن سینا به بخش «تصورات» و «مبحث الفاظ» راه یافت و در قرن ششم عملاً به مبحثی مستقل تبدیل شد؛ بنابراین سکاکی و ابن مالک در واقع میراث دارانی بودند که عملاً فقط میوه جدایی علم بدیع از علم بیان را، چیدند. این مسئله نباید ما را به داوری نادرست در خصوص سهم کسانی که در این ماجرا نقشی اساسی داشتند وادارد. هدف از این تحقیق، اصلاح تاریخ بلاغت اسلامی است.
بازنمایی طبقاتِ عرفا در تذکره الاولیاء: ریاضت به مثابه سلیقه و مصرف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تذکرهنویسی عرفا ذیل سنت طبقهنویسی مسلمانان و به مثابۀ شکلی از تاریخنگاری اسلامی-ایرانی شکل گرفته است. از میان تذکرههای عرفا، تذکرهالاولیای عطار بجای گزارش مستقیم و تاکید بر نسب، تولد و وفات، شاگردان و استادان سوژهها، سبک زندگی یا وجوه ریاضت آنها را به قصد برساخت«هویت-طبقه» آنان بازنمایی میکند. در این نوشتار سبک بازنمایی طبقات عرفا در تذکرهالاولیاء پس از برابرخوانی ریاضت به مثابۀ سلیقه و مصرف با تکیه بر آرای متفکران مطالعات فرهنگی و جامعهشناسی سلیقه و مصرف دلالتیابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان میدهد که انواع ریاضت یا سلیقه و مصرف عرفا در تذکرهالاولیاء در قالب پنج عنصرِ پوشاک، تغذیه، عبادات و مناسک، سخنگفتن و حرکات بدن و در نهایت تعلقات و داراییهای سوژههای عارف به برساخت و تمایز دو کلان طبقۀ «عارف-زاهد» و «عارف-عاشق» انجامیده است. طبقۀ عارف-زاهد با گرایش به وجه سلبی انواع ریاضت یا اصل امتناع به شکل نشاندار به قطعیت معنا باور داشته است. پوشاک خشن، فرسوده یا عریانی، غذاهای ساده و کم، گیاهخواری و یا نخوردن، عبادات و مناسک فروکاهنده مستمر یا یکباره، سخنگفتن تردیدآمیز، خوفناکی همراه با احساس گناه و بدن منقبض، زن و فرزندگریزی، داراییهای ناچیز شاهد این ادعاست. در مقابل طبقۀ عارف-عاشق اگرچه در برخی از موارد مثل پوشاک یا تغذیه به سویۀ سلبی ریاضت توجه کرده است اما ریاضت آنان عمدتاً به شکل ایجابی، گشوده و سیال سامان یافته است. گریز از الزام خرقهپوشی، تنوعطلبی در تغذیه، شوریدگیهای خلسهوارِ بدنفزا، گستاخیهای زبانی-بدنیِ فاصلهگریز و واسطهستیز و در نهایت تعلق و داراییگزینی غیرالزامآور نمونه این سبک از زندگی است.
ساخت تأکیدی بلاغیِ مفهوم «شمول» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی برای این که گوینده ساختِ نحویِ کلام را مطابق موقعیتِ کاربردی و اقتضای حال مخاطب درآورد، افزون بر استفاده از فرایندِ جابه جاییِ اجزا، فرایندِ تغییر ساخت و صورت نیز کاربردی اساسی دارد. یکی از مواردی که با بهره گیری از این فرایندِ تغییر ساخت و صورت، بیان ساده و اولیه کلام به ساختِ مؤکّد تبدیل می شود، مفهوم شمول است. حالتِ عادی و بیان ساده این مفهوم با نشانه هایی مانندِ «هر» و «همه» همراه است یا این که می تواند همراه باشد. این صورتِ ساده در موقعیت هایی که به تأکیدِ بر موضوع و رفعِ شکّ و تردید از مخاطب نیاز باشد، با سازوکارهای نحوی تغییراتی در ساختِ اولیه و ساده جمله ایجاد می شود که حاصلِ آن، ساخت نحویِ دیگری خواهد بود که مفهومِ مورد نظر را با تأکید بیان می کند. در این مقاله، به روش تحلیلی، با ذکر نمونه هایی از آثار ادبی ماهیّت و وضعیتِ ساختِ مؤکّد از بیان شمول بررسی و چگونگیِ تبدیلِ این مفهوم از ساختِ ساده به ساختِ مؤکّد نیز تشریح می شود. حاصل کار نشان می دهد که در زبان فارسی برای بیان مؤکّد و مبالغه آمیز مفهوم شمول، از ظرفیت تغییر ساخت نحوی استفاده می شود و این ظرفیت تغییر ساخت نسبت به استفاده از قیدهای تأکیدی کاربردی تر است؛ همچنین مشخص شد که چگونگیِ تغییر در ساخت نحویِ شمول برای تبدیل بیانِ ساده و ابتداییِ موضوع به حالتِ مؤکّد در انواع جملات یکسان است و غیر از تفاوت هایی جزئی، بیان شمول در جملات ساده و مرکّب و در دو حالتِ سلبی و ایجابی از یک قاعده کلّی پیروی می کند.
مضامین اخلاقی در اشعار حزین لاهیجی
منبع:
شفای دل سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
17 - 33
حوزههای تخصصی:
در ادبیّات فارسی عموماً و در شعر فارسی بویژه اشعار حزین لاهیجی، پیوند با اخلاق ناگسستنی است. اخلاق و مسائل اخلاقی با زندگی واقعی بشر سر و کار دارد و به سبب غنای اشعار فارسی از حیث مضامین اخلاقی، بررسی اشعار فارسی از دیدگاه اخلاقی اهمیّت زیادی دارد. حزین لاهیجی، یکی از شاعران بزرگ فارسی است که از مضامین اخلاقی در سروده هایش بهره فراوان برده و اشعارش از حیث مضامین اخلاقی غنی و پربار است که همین موضوع ضرورت بررسی اشعار او را دو چندان می کند . این تحقیق که به شیوه تحلیلی-توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام گرفته ، بر موضع گیری حزین لاهیجی نسبت به رذایل و فضایل اخلاقی و بیان دیدگاه های وی تمرکز یافته است. یافته ها و نتایج این پژوهش نشان م یدهد که اگرچه فضایل اخلاقی در اشعار شاعر بیشتر مورد تأکید است، امّا رذایل اخلاقی و سرزنش و نکوهش آن ها هم ذهن شاعر را به خود مشغول کرده او در شعر او نمود یافته است .
بررسی انواع شیوه های تأکید بلاغی در قصاید ناصرخسرو با نگاهی به خردگرایی و اندیشه های مذهبی شاعر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأکید در بلاغت به معنای ثابت کردن یک مفهوم در ذهن مخاطب و تقویت و استوارکردن آن برای زدودن هرگونه ابهام نسبت به معنای منظور است. این شگرد ادبی با استفاده از گنجایش های ویژة زبانی صورت می گیرد. باتوجه به رویکرد مذهبی ناصرخسرو در اشعار و هدف ویژة این شاعر از سرودن شعر، شیوه های تأکید بلاغی در اشعار او کاربرد بسیاری دارد. بررسی انواع این شیوه ها بسیاری از جنبه ها و ظرایف شعری این شاعر را می تواند آشکار کند. هدف این پژوهش بررسی انواع شیوه های تأکید بلاغی در اشعار ناصرخسرو است. این جستار به روش کتابخانه ای انجام شد. در این پژوهش شواهد تأکید بلاغی در قصاید ناصرخسرو در دو موضوع شگردهای علم معانی و بدیع بررسی می شود. برپایة نتایج می توان گفت خردگرایی شاعر به توجه بسیار او به آرایه هایی مانند استدلال و اسلوب معادله انجامیده است؛ همچنین اندیشه های اسماعیلی این شاعر در کاربرد پرسش بلاغی و پرهیز از سوگند و بدل و تنسیق الصفات مؤثر بوده است. گفتنی است شیوه هایی مانند مبالغه و شخصیت بخشی که بیشتر با سرشتی خیال پرور سازگار است تا فلسفی، در شعر او جایگاهی ندارد.
نقد و بررسی برخی از ابهامات یادداشت های شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادداشت های شاهنامهیکی از کامل ترین و جامع ترین شرح های شاهنامهاست. جلال خالقی مطلق در این اثر به طور ستوده اطلاعات بایسته ای را ارائه کرده است. این اطلاعات عبارت اند از: گزارش ابیات، توضیح واژه ها، اشاره به ریشه شناسی برخی کلمات، سبب اصالت برخی گزینش ها، بررسی پی درپی بودن ابیات، اشاره به نکات دستوری و جنبه های بلاغی و زیبایی شناختی، توضیح ژرف ساخت های اسطوره ای- آیینی برخی از ابیات. در این جستار پس از واکاوی ابیاتی از شاهنامةویراستة خالقی مطلق و مراجعه به یادداشت های شاهنامهو منابع مرتبط دیگر روشن شد برخی از این نارسایی ها برخاسته از بی توجهی به بافت متن است؛ در نمونه هایی نیز ضبط نادرست یا مغشوش یک واژه یا عبارت به نارسایی و ابهام در بیت می انجامد. گفتنی است گاهی دیدگاه خالقی مطلق دربارة یک بیت درست است؛ اما ساختار بیت به شکلی است که امکان خوانش های دیگر نیز برای خواننده وجود دارد.
آواتار: همگرایی سینمایی علم، تکنولوژی و هنر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
چکیده <br /> آواتار به کارگردانی جیمز کامرون روایتی از سفر جاه طلبانه انسان به سیاره ای به نام پاندورا است. منظور از این سفر به دست آوردن ماده معدنی نادری موسوم به آنابتنیم می باشد. این ماموریت تنها در صورت کوچ اجباری بومیان و تخریب «درخت زندگی»، بعنی اقامتگاهشان بر زمین معدن میسر می باشد. سربازان این مأموریت، توسط یک تیم علمی به رهبری دکتر گریس آگوستین همراهی می شوند. آنها در تلاشند جیک سالی سرباز معلول را از طریق «آواتار» که از ترکیب دی ان ای انسان و ناوی ساخته شده را به اجتماع بومی ها اعزام کنند تا ضمن مطالعه بر روی ساکنان این سیاره آن ها را متقاعد به تسلیم صلح آمیز نمایند. اما این امر محقق نمی شود؛ سرهنگ مایس کواریچ در فرماندهی تصمیم به توسل به نیروی نظامی می گیرد. جنگ بین مهاجمان و بومی ها منجر به آسیب های جدی زیست محیطی و سرکوب بومیان، به ویژه زنان می گردد. در اثنای جنگ، کامرون روایت عشقی جیک، سرباز زمینی و نیتیری از پاندورا را مطرح می سازد؛ عشقی که منجر به توهم زدایی از جیک در رویارویی با واقعیات زندگی در پاندورا می شود. از جمله مضامین آواتار بازسازی تاریخچه کشف و استعمار استرالیا، مشکلات زیست محیطی، مصرف بی رویه منابع طبیعی و نیز روابط زن و مرد می باشد. آواتار به عنوان محصولی از فناوری کامپیوتری در جهان مجازی، اشاره به اهمیت این تکنولوژی در آینده دارد ضمن آن که تلویحاً خیزش قدرت های سیاسی جدید از آسیا را برجسته می سازد.
تحلیل و بررسی «ساختارهای گفتمان مدار» در روایت ابوالفضل بیهقی از ماجرای «حسنک وزیر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۷۷
93 - 124
حوزههای تخصصی:
حکومت دوره غزنویان مهم ترین پدیده ای است که بیهقی ازیک سو به عنوان دبیر درباری و از سوی دیگر در جایگاه منتقد و نویسنده توانا باآن روبه رو بود. نگارندگان باور دارند که <em>تاریخ بیهقی</em> متنی است که با ایجاد رمزهایی درلابه لای سخن، خواننده را به نوعی خودآگاهی عمیق تر رهنمون می شود و خواهان دریافت کلان تر او از متن است. بهره گیری از ساختارهای خاص زبانی در گفتمان روایت که معنا را به ظرافت در زوایای عناصر محتوا و صورت پنهان می کند، راهی است که بیهقی بنا به هنر نویسندگی و خلاقیت ادبی خود برای نمود نگفتنی های حقایق تاریخ معاصر خویش در پیش گرفته است. پس زمینه سازی و نام دهی، پیوسته نمایی وگسسته نمایی، ارزشگذاری، بازنمایی در قالب کنش «نشانه ای نقل قولی»، فعال سازی و غیرفعال سازی، بازنمایی «واکنش کارگزاران» در کلّ پیکره متنی با یک ساختار نمایشی و... از جمله مؤلفه های گفتمان مداری است که در روایت بیهقی از داستان حسنک، دلالت بر نوعی گفتمان پوشیده گویی در بیان حقیقت تاریخ غزنویان دارد.
تحلیل عناصر ناتورالیستی در رمان سفر شب از بهمن شعله ور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۷۷
187 - 210
حوزههای تخصصی:
مکتب ادبی ناتورالیسم در اواخر قرن نوزدهم با تلاش امیل زولا در فرانسه پایگذاری شد. این مکتب رفتار و افکار انسان را برخاسته از امیال طبیعی و غرایز درونی می داند و بر جنبه های توارث، محیط، لحظه و مشاهده زندگی انسان به دور از آرمان گرایی تأکید می ورزد. ناتورالیسم از راه ترجمه وارد ادبیات ایران شد و برخی از نویسندگان معاصر ایرانی، از جمله بهمن شعله ور را تحت تأثیر خود قرارداد. در این مقاله، <em>رمان سفر شب</em> از شعله ور به شیوه تحلیلی توصیفی از منظر مکتب ناتورالیسم ادبی بررسی شده است و نتیجه به دست آمده، از تجلی شانزده مؤلفه ناتورالیسم در این اثر حکایت می کند. مؤلفه های توصیف دقیق و شرح جزئیات، ضدیت با قراردادهای اخلاقی و مذهبی، زشت نگاری، عنوان بی پرده مسائل جنسی، شکست حرمت کلمات و مفاهیم، تأثیر محیط، زبان محاوه، احساس یأس و پوچی، پرداختن به طبقه فرودست، و نفی اراده و اختیار از پرتکرارترین مؤلفه های رمان <em>سفر شب</em> هستند. دلایلی مانند سبک نویسنده و فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر دهه 30 و 40 از علل اساسی بسامد این مؤلفه ها به شمار می رود.
بدل بلاغی و انواع آن در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال بیست و ششم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۰ (پیاپی ۸۵)
۳۳-۵۳
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های سبکی غزل حافظ تکرارِ بخشی از معنی مصراع نخست در مصراع دوم است. شناخت او از روابط بلاغی و معنایی واژگان به او این امکان را داده که بتواند، بدون گرفتارشدن در قید تکرار لفظی، معنی را تکرار کند. یکی از روش هایی که او را در رسیدن به این هدف یاری بخشیده ، جانشین کردن مفاهیم در دو پاره از بیت، با توجه به روابط بلاغی بین آنهاست. مفهوم جایگزین شده، علاوه براینکه بر مفهوم نخست (مبدل منه) یا قسمتی از معنی آن دلالت دارد، معنی اصلی خود را نیز حفظ می کند. این روش را اصطلاحاً "بدل بلاغی" نامیده ایم. در این پژوهش، روابط مختلفی که میان طرفین جانشینی وجود دارد، با استناد به سه مبحث سنتی معانی، بیان و بدیع در علم بلاغت دسته بندی شده است. نحوه چینش بدل های بلاغی در ابیات حافظ متنوع است. گاهی چند مفهوم را در بیت جانشین یکدیگر کرده و چندین بدل بلاغی آفریده است. گاهی میان دو مفهوم چندین رابطه بلاغی ایجاد کرده و بر دامنه معنی افزوده است و گاهی نیز یک مفهوم را جایگزین چند مرجع کرده که این ارجاعات متعدد سبب ایهام و چندمعنایی شده است. در ادامه، تعدد و تنوع بدل های بلاغی در ابیات حافظ، با ذکر نمونه هایی، دسته بندی و تشریح شده است. بسامد روابط بلاغی در طرفین جانشینی در سه حوزه علم بلاغت به این ترتیب است: معانی 3%، بیان 69% و بدیع 28%. حدود یک سوم از ابیات حافظ دارای بدل بلاغی است. این بسامد بالا این شگرد را به مثابه یکی از ویژگی های سبکی حافظ معرفی می کند.
بررسی انتقادی تطبیقی صنعت سجع در بلاغت فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال دهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
43 - 66
حوزههای تخصصی:
سجع به عنوان یک آرایه بدیعی مبتنی بر آرایش لفظی و ظاهری، در اکثر آثار بلاغی عربی و فارسی مطرح شده است. هدف این مقاله این است که با نگاهی انتقادی و تطبیقی، تطور و تحول این صنعت را از دوران نخستین بلاغت نویسی تا روزگار معاصر نشان دهد. بدین منظور، سیر تاریخی این صنعت بر اساس زمان و زبان تألیف آثار بلاغی و بدیعی مطالعه شد. برای درک بهتر و سهولت کار، انواع و اقسام سجع و آرایه های متشکل از آن نظیر ترصیع، موازنه و تسمیط و تجزیه به صورت متفاوتی طبقه بندی و نقد و بررسی شدند. با تطبیق دیدگاه های عربی و فارسی در دوره های مختلف این نتیجه حاصل شد که در مورد اصول و روش های سجع پردازی در این دو زبان، اختلاف های اندکی وجود دارد. بلاغت نویسان فارسی در کلیّت صنایع بررسی شده، از علمای بلاغی عرب متأثر گشته اند، اما گاهی نوآوری هایی جزئی در روش و قواعد صنایع ایجاد کرده اند که تکمیل کننده دیدگاه های عرب زبانان بوده است. با وجود این، نارسایی هایی در تعریف صنعت سجع و اصول و قواعد آن وجود دارد که منجر به انحرافات و خطاهایی در تعریف انواع آن در سطح کلام و در شعر شده است.
بررسی صور خیال شعر نابینایان با تأکید بر شعر شوریده شیرازی و مهین زورقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
95 - 118
حوزههای تخصصی:
صور خیال شعر شاعران نابینا، از موضوعاتی است که تاکنون مورد توجّه، نقد و بررسی قرار نگرفته است. در این مقاله، صور خیال این شاعران با توجّه به محرومیتشان از درک زیبایی های بصری، در روشی توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. مبنای این پژوهش دیوان شوریده شیرازی و سه دفتر منتشر شده مهین زورقی است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا میتوان برای حواس دیگری غیر از بینایی در بر ساختن صورت های خیالی در شعر فارسی نقشی قائل شد؟ این تحقیق با نگاهی به تأثیر حواس گوناگون بر تصاویر شعری نابینایان و میزان بهره گیری آنها از این حواس، سهم عناصر دیداری و غیر دیداری و لایه های پنهانی شعر یک نابینا و تاثیر نابینایی بر شعرشان را نقد و تحلیل کرده است. پژوهش حاضر نشان می دهد شاعران نابینا در به کارگیری مفاهیم حسی و رنگ ها در صور خیال، تفاوت عمده ای با بینایان ندارند؛ امّا برای جبران فقدان حس بینایی میکوشند از ظرفیتهای حواس دیگر بهره گیرند. از این رو بسامد برخی از عناصر خیالی چون حسآمیزی و کنایه در شعرشان بیشتر است. عدم تنوّع رنگ، برجستگی برخی اعضا چون دست و زبان و ابهام در صورخیال از ویژگیهای بارز صورخیال شعر نابینایان است.
معناشناسی معادل های واژگانی جامعه در سوره اعراف و بررسی تفاوت های آن ها (مطالعه موردی: امت، قریه، قوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم جامعه (به معنای گروهی از انسان ها) در قرآن کریم و به ویژه سوره اعراف، با واژگان متفاوتی بیان شده است که ازجمله آن ها می توان به امت، قریه و قوم اشاره کرد؛ این در حالی است که این واژگان متفاوت هرکدام تأکید بر روی جنبه ای خاص از زندگی گروهی از انسان ها دارند؛ از همین روی ضرورت شناسایی دقیق معنا و دلالت این واژگان متفاوت در جهت فهم عمیق تر مضامین قرآنی، آشکار می گردد. این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی معادل های واژگانی مفهوم «جامعه» در سوره اعراف پرداخته است و درصدد است از منظر زبانی و معنایی ابتدا هر یک از این واژگان متفاوت را به طور کامل تعریف کرده و در گام بعدی این موضوع را ریشه یابی و سپس اثبات نماید که در کلمات اجتماعی سوره اعراف با توجه به معنای کلمه و بافت آیه، فقط همان کلمه می تواند در آیه جای گیر شود و چنانچه کلمه خاص جای خود را به مفاهیم متناظر دیگر بدهد معنای آیه دچار نقص و نارسایی می شود. شایان ذکر است که انتخاب سوره اعراف بدان جهت بوده که در این سوره نسبت به دیگر سوره واژگان دربردارنده مفهوم جامعه، بیشتر ذکرشده است.