ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۶۴۱.

نگاهی تازه به یکی از اختلاف قرائت های شعر حافظ: بررسی موردی، سواد سِحر یا سواد سَحَر؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۵
یکی از انواع ایهام در اشعار حافظ که کمتر به آن پرداخته شده، چندگانه خوانی یا چندمعنایی های حاصل از "اختلاف قرائات" است. امروزه با تعداد کثیری نسخه خطی کهن از اشعار حافظ مواجهیم که اختلاف ضبط و قرائات گوناگون نسخه نویسان در آن ها موج می زند. هرچند این خود مهم ترین عامل به وجودآمدن ضبط ها و تصحیحات گوناگون از برخی ابیاتِ محل بحث است، اما گاه این چندگانگی و چندخوانگی نه حاصل اختلاف نسخ، بلکه محصول اختلاف های مخاطبان و خوانندگان در نحوه قرائت یک واژه یا عبارت است که این خود می تواند محملی برای کشف نوع دیگری از ایهام در اشعار خواجه شیراز باشد. در این مقاله تلاش می شود با تکیه بر نظریه دریافت و دیدگاه های خواننده محور هرمنوتیک که قائل به دخالت آگاهانه و ناخودآگاهانه مخاطب در معناپردازی متن است و برداشت ها و تفاسیر و قرائات گوناگون را ممکن و حتی غیرقابل اجتناب می داند، به مسئله اختلاف قرائات در اشعار حافظ نگاهی تازه انداخته شود و این مسئله بررسی شود که آیا می توان به جای به گزینی مرسوم میان شارحان، با پذیرش امکان درستی چند قرائت برای یک عبارت، به نوع کمتر پرداخته شده ای از ایهام در اشعار حافظ دست یافت؟ تحلیل موردی یکی از این موارد اختلاف قرائت (سواد سِحر/سَحَر) آشکار می سازد که چگونه دخالت خواننده در انتخاب یا ترکیب قرائت ها، گونه ای از ایهام نو را شکل می دهد که در آن، مؤلف و مخاطب هر دو در تولید معنا سهیم اند. بر این اساس، اختلاف قرائت ها در دیوان حافظ چه ناشی از انتخاب آگاهانه شاعر و چه حاصل ظرفیت های زبان و گفتگوی خواننده محور، می تواند به جای مانع عنصری کلیدی در ایجاد متنی باز و تأویل پذیر، و بستری برای گشودگی معنایی و چندصدایی متن تلقی شود. متنی که با هر خوانش تازه، افقی نو از معنا را می گشاید.
۶۴۲.

Poésie, amour et engagement : la réinvention du mythe de Leyli et Majnûn de Jâmî dans Le Fou d’Elsa de Louis Aragon(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۱
Dans Le Fou d’Elsa (1963), Louis Aragon propose une réinterprétation du mythe oriental de Leyli et Majnûn , en le réinscrivant dans les turbulences du XXe siècle. Cette relecture prend place dans un contexte marqué par les conflits politiques, les désillusions idéologiques et une profonde crise des repères spirituels chez le poète. À travers cette réappropriation, Aragon explore les possibilités offertes par un récit d’amour mystique ancestral pour incarner une forme de résistance poétique, raviver la mémoire collective et nourrir une espérance face aux bouleversements de son époque. Cette étude se propose d’examiner la manière dont Aragon actualise le mythe soufi de Leyli et Majnûn en le réinscrivant dans une dynamique poétique et politique propre à son époque. Il s’agit de mettre en lumière la façon dont l’amour absolu devient un levier esthétique et symbolique de lutte contre la déshumanisation, tout en glorifiant la figure féminine comme médiatrice de sens et d’humanité. La démarche adoptée repose sur une analyse comparative entre la version classique du mythe — telle que formulée par Jâmî au XIVe siècle — et sa réinterprétation aragonienne. L’étude articule une lecture intertextuelle fondée sur l’échange entre traditions poétiques orientale et occidentale, Aragon y conçoit une œuvre synthétique où se rejoignent lyrisme amoureux, imaginaire mystique et engagement militant. En mettant en dialogue les héritages de l’Orient et de l’Occident, l’auteur confère à ce mythe ancien une résonance nouvelle, universelle et profondément humaine. Dès lors, la poésie devient, pour Aragon, un espace de résistance et de transmission, et l’amour, même idéalisé, se dresse comme le dernier rempart contre la désespérance et l’oubli.
۶۴۳.

بررسی مقایسه ای و تحلیل عناصر داستان در غزل_ روایت های عطّار و مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۸
شعر فارسی، به ویژه در قالب غزل که همواره برای بیان مضامین عاشقانه و اجتماعی  به کار می رفت،  بعد از قرن ششم  و رواج ادبیات عرفانی در بیشتر موارد، مضامین رایج عرفانی را نیز دربر گرفت. شعر فارسی  از آغاز تا دوران اوج خود، تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است. یکی از تحولات مهم آن، بهره گیری از عنصر روایت است که این نوع از غزل را «غزل-روایت» می نامیم. عطار نیشابوری و مولانا جلال الدین که از برجسته ترین چهره های این جریان ادبی هستند، در غزل های روایت محور خود، به شرح و تفسیر معانی عمیق عرفانی با کمک خلق تصاویر نمادین پرداخته اند. به همین منظور، پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی به انجام رسیده، بر آن است تا به بررسی تطبیقی و تحلیل عناصر داستان در غزل- روایت های این دو شاعر بزرگ بپردازد. در همین راستا، 22 غزل-روایت از عطار و 23 غزل-روایت از مولانا به صورت جامع مورد واکاوی قرار گرفته است. مبنای انتخاب این غزل-روایت ها، روایی بودن کل غزل از آغاز تا پایان بوده، تا  ضمن بررسی شباهت ها، تفاوت های به کارگیری عناصر داستانی در غزل های منتخب نشان داده شوند. همچنین عناصر داستانی همچون شخصیت پردازی، پیرنگ، کشمکش، نمادها، زمان و مکان، زاویه دید و پایان بندی در آن ها، و نیز نحوه به کارگیری این عناصر، در روایت پردازی ها بررسی شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عطار، به عنوان پیشرو در روایت پردازی غزل، بستری مناسب برای گسترش و عمق بخشیِ غزل های مولانا فراهم کرده است. مولانا نیز با بهره گیری خلاقانه از این عناصر، موفق به بازآفرینی مضامین عرفانی شده است.
۶۴۴.

رامایان، کتاب عیاران رهیافتی به منشاء پیدایش عیاران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۸
عیاران (ایاران) جوانمردانی بودند که پایبند به اصول اخلاقی خاصی بوده و مرام نامه ای ویژه داشتند. عیاران با هدف پشتیبانی از فقرا در مقابل ثروتمندان، راهزنی و دزدی می کردند و خود نیز از طبقه غوغا (فرودست) جامعه بودند. آغازگر نهضت عیاران در ایران، یعقوب لیث صفاری بود که قرن سوم هجری در سیستان می زیست. منظومه رامایانا، کهن ترین کتابی است که یک جوانمرد عیار به نام والمیکی، چهارصد سال پیش از میلاد سروده است. در این کتاب، جوانمردی به شیوه ای فلسفی تبیین شده و کتاب مقدس هندوان است؛ اگرچه تاکنون از جنبه عیاری به آن پرداخته نشده بود. مقاله پیشِ رو سرچشمه های اندیشه عیاری را از رهگذر کتاب رامایانا بررسی کرده است. هدف این پژوهش روشن شدن زوایای تاریک تاریخِ عیاری است. شیوه پژوهش، تحلیلی-تطبیقی با رویکرد کتابخانه ای و بر پایه منابع دست اول است. از یافته های مهم این مقاله، مرتبط بودن عیاران با اندیشه ویشنویسم است که ماتسیا یا سمک را ظهور اول ویشنو می دانند و به بَهَکت یا صدقه دادن معتقدند. منشأ آن ها قوم بِهِل بوده که قومی راهزن بودند. این قوم آیین جوانمردی را از برهمنان گرفته و با جنگاوری خود تلفیق کردند
۶۴۵.

تحلیل روند سالخوردگی جمعیت در کشورهای شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۳
هدف اصلی این پژوهش تحلیل روند سالخوردگی جمعیت در کشورهای شبه قاره هند است. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ نوع ماهیت توصیفی-تحلیلی است. داده های اولیه این پژوهش از بخش داده های جمعیتی بانک جهانی و به تفکیک سال (از سال 1960 تا 2022) و به تفکیک کشورهای درون شبه قاره هند (بنگلادش، بوتان، هند، مالدیو، میانمار، نپال، پاکستان و سری لانکا) گردآوری شده است. جهت تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده، از نرم افزارهای Excel، GIS و Stata استفاده شده است. تجزیه وتحلیل داده ها در این پژوهش به صورت کمّی بوده و در آن از روش های آماری نظیر فرمول شاخص سالخوردگی، برآوردگر کاپلان-مایر و نلسن-آلن و مدل مخاطره متناسب کاکس استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشانگر آن است که براساس شاخص های جمعیتی در شبه قاره هند، نرخ باروری، نرخ موالید و نرخ مرگ ومیر، روندی نزولی داشته و شاخص امید به زندگی، روندی صعودی داشته است. این موضوع آشکار می سازد که به مرور زمان میزان جمعیت جوان در این شبه قاره کاهش، و میزان جمعیت سالخورده، افزایش خواهد یافت؛ چنان که هم اکنون کشور سری لانکا در این شبه قاره وارد ساختار جمعیتی سالخورده شده و کشورهای بنگلادش، بوتان، هند، مالدیو، میانمار و نپال، وارد ساختار جمعیتی میان سال شده اند.
۶۴۶.

جستاری تطبیقی در محتوای فکری نصیحه الملوک سعدی و سیاست نامه خواجه نظام الملک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۱
زمینه: کتاب های نصیحه الملوک و سیاست نامه از برجسته ترین آثار ادبیات سیاسی و اخلاقی ایران به شمار می روند که در بستر فرهنگ و تاریخِ ایران باستان و اسلامی شکل گرفته اند. این دو اثر، هر یک در دوره ای متفاوت، به ارائه رهنمودهایی برای حکمرانی، اخلاق سیاسی و مدیریت جامعه پرداخته اند. این پژوهش باهدف بررسی تطبیقی محتوای فکری این دو اثر، به تحلیل شباهت ها و تفاوت های آن ها در مفاهیم اخلاقی، سیاسی، اجتماعی می پردازد روش: روش این پژوهش با رویکرد کیفی، شامل تحلیل محتوای نصیحه الملوک سعدی و سیاست نامه خواجه نظام الملک، استخراج مضامین کلیدی، مقایسه شباهت ها و تفاوت ها و بررسی زمینه های تاریخی-فرهنگی است. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که هر دو اثر بر اهمیت عدالت، اخلاق در حکمرانی و مسئولیت حاکم در قبال مردم تأکیددارند اما با رویکردهایی متفاوت. سیاست نامه با تمرکز بر جنبه های عملی و ساختاری حکمرانی، مانند مدیریت لشکر، نظام مالیاتی، جاسوسی و روابط دیوانی، نشان دهنده تجربه عملی نظام الملک به عنوان یک سیاستمدار برجسته است. در مقابل، نصیحه الملوک با بهره گیری از زبان ادبی، حکایات و تمثیل ها، بر اخلاق فردی حاکم، خردورزی و تأثیر رفتار شخصی بر جامعه تأکید دارد. تفاوت دیگر در نوع مخاطب و سبک نگارش است؛ سیاست نامه به طور خاص برای سلاطین و نخبگان سیاسی نوشته شده و زبانی رسمی تر دارد، درحالی که نصیحه الملوک با لحنی ادبی و عامه پسند، مخاطبان گسترده تری را شامل می شود. هر دو اثر، ارزش های مشترکی مانند عدالت، حکمت و پرهیز از ظلم را ترویج می کنند، اما سیاست نامه بیشتر بر حفظ نظم سیاسی و نصیحه الملوک بر تربیت اخلاقی و معنوی حاکم تمرکز دارد؛ همچنین، تأثیر فرهنگ اسلامی و سنت های ایرانی در هر دو اثر مشهود است، اما بازتاب این ارزش ها در نصیحه الملوک بارنگ و بوی ادبی و عرفانی قوی تری همراه است.
۶۴۷.

بوطیقا در تصحیح متون شاعرانه: نقش ایران شناسی وارونه در تصحیح وحید دستگردی از خمسه نظامی (مطالعه موردی: هفت پیکر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۰
در دوره گذار از قاجار به پهلوی اول، نقد و تصحیح متون به عنوان یکی از موضوعات تحقیق ادبی در نظر گرفته شد. در همان وقت، حسن وحید دستگردیِ شاعر، نقّاد و مجله گردان، تحقیقات ادبی خود را در دو حوزه نقد نظری و نقد عملی بر محور سخن نظامی گنجوی در مجله ارمغان منتشر کرد. با بررسی طرح او از تصحیح خمسه نظامی به عنوان سرمایه فرهنگی در دوره پهلوی اول، می توان به نقش ایران شناسی وارونه و بوطیقای بومی در تصحیح و فرآوری متون ادبی پرداخت. پژوهش حاضر نشان می دهد که وحید دستگردی چگونه توانست با دسترسی یافتن به هفت پیکر علمی -انتقادی ریتر و دیدار با ریپکا، همچنین تردید نسبت به س ودمندی دانش ادبی و روش تصحیح مستشرقان اروپایی و دنباله روان آنان در ایران، زمینه بحث درباره دستاوردهای نظری مصحّحان را فراهم کند. روش انجام پژوهش حاضر تحلیل محتوای کیفی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است. هدف پژوهش تبیین این واقعیت بوده است که بازاندیشی وحید از تصحیح خمسه به شیوه اروپایی، هم سو با نقادی ادبی در مجله ارمغان و پیوند با مقوله هایی چون «آگاهی اسطوره ای شاعری در لباس نقادان»، «کیفیّت متن خمسه و وضع مغشوش نسخ آن» و» تلاقی دو روش علمی -اروپایی از متن با سنت بومی تصحیح در ایران» انجام پذیرفته است. این مسئله چنان اثرگذار بود که ضرورت بومی سازی نقد و تصحیح متون را در تحقیقات ادبی، بر همگان آشکار ساخت چراکه وحید را به مداخله ذوق فرهیخته در نسخ خطّی واداشت.
۶۴۸.

نقد و تحلیل کتاب فرهنگ اشعار صائب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۰
صائب تبریزی را می توان مشهورترین شاعر عهد صفوی و سبک هندی محسوب کرد. از همین رو، تحقیقات دامنه داری درباره وجوه مختلف شعر او انجام شده است. یکی از این پژوهش ها کتاب «فرهنگ اشعار صائب» است که در دو جلد و توسط احمدگلچین معانی تألیف شده است. مؤلّف پس از مقدمه ای مبسوط درباره شرح احوال و آثار صائب، لغات و ترکیبات شعر او را شرح و توضیح داده است. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته، به سهوها و لغزش هایی پرداخته شده که در توضیح پاره ای از لغات و ترکیبات این کتاب راه یافته است. این سهوها بیشتر مربوط به مواردی هستند که مؤلّف قصد توضیح معنای کنایی عبارت را داشته است. در پاره ای موارد نیز مؤلّف یا تنها به ذکر معنای لغوی ترکیبات یا واژه ها بسنده کرده یا کنایه را با کنایه ای دیگر معنا کرده که در مجموع تأثیری در رفع ابهام از کلام نداشته است. می توان گفت آنچه در پدیدآمدن بخش زیادی از این لغزش ها تأثیر داشته، اعتماد زیاد گلچین به فرهنگ های لغت بوده است. گویا از هر ترکیب و یا عبارتی که در شعر صائب به کار رفته، باید همان معنای ضبط شده در فرهنگ ها را دریافت کرد. پژوهش حاضر نشان می دهد که بخشی از این خطاها را می توان با مراجعه به شعر خود صائب برطرف کرد.
۶۴۹.

بررسی شگردهای تداوم معانی در نفثة المصدور زیدری نسوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
یکی از متون کهن ادبی-تاریخی قرن هفتم، نفثه المصدور زیدری نسوی است که نمونه عالی نثر فنی و متکلّف محسوب می شود و روایتگر یک برهه تاریخ است. نسوی در کتاب خود برای تثبیت، استمرار و تداوم معانی از تکمیل، تفسیر و تبیین در متن کتاب بهره برده است. هدف از این پژوهش واکاوی تداوم معانی در کتاب نفثه المصدور است که با روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این سوال هستیم که نسوی چه شگردهایی را برای بیان تداوم معانی در کتاب نفثه المصدور به کار برده است؟ نسوی با استفاده از این روش برای اقناع خواننده یا انتقال احساس خود از دانش های ادبی، علمی و قرآنی بهره برده است. از جمله توصیف، پند و اندرز، تلمیح و تضمین به آیات، احادیث، روایات، سخن شاعران و بزرگان فارسی و تازی تا فضاسازی و جملات معترضه و سخنان حکمت آمیز و تصاویر بلاغی از جمله تشبیه که بیش ترین کاربرد آن مرکب است، بهره برده تا احساس درد و رنج ناشی از حمله مغولان را به تصویر بکشد و با این روش ها خواننده را به دنبال خود بکشاند تا کلام خود را به پایان برده و به شگردهای مختلف احساس خود را گاه در چند بیت یا چند جمله و گاه تکرار این معانی و مفاهیم به صورت مختلف به خواننده انتقال دهد.
۶۵۰.

بررسی انواع حجاب های نورانی و ظلمانی در مرصاد العباد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۳
یکی از مهمترین موانعی که عرفا در راه رسیدن به محبوب لایزالی با آن مواجه می شوند، حجاب های عرفانی است. حجاب اسم عامی است که در متون عرفانی برای هرچیزی که سدّ راه سیر و سلوک عارف شده و او را از حق باز می دارد، گذارده می شود. نجم الدین رازی در کتاب مرصاد العباد بر این مهم تاکید دارد که انسان باید به مدد شریعت و طریقت، روح گرفتار در بند جسم را به حق بازگرداند اما ودیعه های الهی نزد انسان می تواند حجابی باشد که نه تنها مانع نیل به مقصود گردد، که انسان را از صراط مستقیم دور سازد. از اینرو سالک باید انواع حجاب، چرایی وجود آنها و راه کشف این حجب را بشناسد. نجم الدین رازی در مرصاد العباد به دو دسته کلی از حجاب های نورانی و ظلمانی نظر دارد. حجب نورانی که شامل سترهایی چون عبادات صوری و صفات جمال و جلال می شوند، بسامد کمتری نسبت به حجاب های ظلمانی دارند. در نگاه رازی حجاب های ظلمانی، به مواردی چون حجاب بشریت، نفس، تقلید، عبارت، تلوین و عقل تقسیم می شوند. رازی بر آن است که آدمی تنها به مدد ذکر حقیقی می تواند، ستر ظلمت را زدوده، به شهود و در غایت به قرب حق، قرب نوافل، نائل شود. در پژوهش پیش رو، نویسنده برآن است تا با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی از چیستی، چرایی و انواع حجب ظلمانی و نورانی در مرصاد العباد و راه های زدودن آن از منظر نجم الدین رازی پرده بردارد.
۶۵۱.

تحلیل لکانی جایگاه «امر غریب» در داستان «سکته قبلی» محمد سهرابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۲
کمدی و طنز جزو مؤلفه هایی است که با روان انسان پیوند داشته و در حوزه دانش روانکاوی، پژوهشگران درباره آن، آثار متعددی نوشته اند. فروید و به تبع او لکان، باور داشتند که ظهور امر غریب، دال کمیک را بازنمایی کرده است. در این پژوهش، با استفاده از آموزه های روانکاوانه لکان و با تکیه بر روش تحلیل کیفی، نسبت بین امر غریب و دال کمیک را در داستان «سکته قبلی» مشخص کرده ایم. قراین به دست آمده از تحلیل لکانی این داستان نشان می دهد، اولاً، ظهور امر غریب برای سوژه، دلیلی روانکاوانه برای خلق امری کمیک است. ثانیاً، نویسنده در مقام سوژه هیستریک، با استفاده از امر کمیک، فقدان موجود در دیگری را بازنمایی کرده است. در ساحت ناخودآگاه، نویسنده در پی احراز نمودن فالوس نیست، بلکه می کوشد در مقام سوژه هیستریک بر آن غلبه کند؛ درحالی که راوی داستان، سوژه روان نژند وسواسی ای است که می خواهد فالوس را احراز کند؛ اما کوشش های پیاپی وی با شکست مواجه می شود و همین مسئله، امری کمیک در داستان خلق می کند. ثالثاً، راوی در مقام سوژه وسواسی، هرگز نتوانسته است فالوس را احراز کند و ابژه α برای وی محقق نشده است. با وجود کوشش های راوی، جلسه شعر برگزار می شود؛ اما راوی در آن مازادی را می بیند که برای وی ناخوشایند است.
۶۵۲.

راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۰
مدل ناهم خوانی-گره گشایی (Incongruity-Resolution Model) یا IR که به طور سنتی ریشه در مطالعات طنز دارد تاکنون به طور گسترده در تحلیل متون عرفانی به کار گرفته نشده است. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل توسعه یافته برای بررسی راهبرد ناهم خوانی-گره گشایی در گفت وگوهای عرفانی، می کوشد ضمن توسعه نظری مدل مذکور، انطباق پذیری آن را با زمینه های غیر طنزآمیز و پیچیده تعلیمی-عرفانی نشان دهد. به این منظور به تحلیل کیفی صد گفت وگوی منتخب از آثار عطار می پردازد که براساس انواع ناهم خوانی (مبتنی بر چارچوب و مبتنی بر کلام) و سازوکارهای گره گشایی (مبتنی بر چارچوب، مبتنی بر کلام یا مبتنی بر استنباط) در شش الگو طبقه بندی شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در گفت وگوهای عرفانی ناهم خوانی صرفاً تنش شناختی را برنمی انگیزد، بلکه جنبه آموزشی دارد و با بی ثبات کردن چارچوب های شناختی متعارف، خواننده را به سمت رشد اخلاقی و معنوی سوق می دهد. برخلاف طنز که به گره گشایی سریع و خطی تمایل دارد، گفت وگوهای صوفیانه از گره گشایی به شیوه ای باز و چندلایه بهره می برند و فرایند تفسیری تکرارشونده ای را پرورش می دهند که با اهداف شناختی و معنوی آموزش صوفیانه هم سو است. تلاش شناختی مخاطبان برای گره گشایی در طنز در نهایت به سرگرمی و لذت می انجامد حال آنکه در گفت وگوهای عرفانی، این لذت به شکل بینش معنوی یا روشنگری تجلی می یابد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل IR چارچوبی ارزشمند برای درک فرایندهای پویای شناختی زیربنایی گفت وگوهای عرفانی فراهم می آورد، اما باید تکامل یابد تا ماهیت چندلایه و گاه حل نشده ناهم خوانی ها در گفت وگوهای عرفانی را در نظر بگیرد.
۶۵۳.

خوانش ریزوماتیک شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد باتکیه بر آرای دلوز و گاتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۴
پیچیده شدن زندگی انسان مدرن و ورود این پیچیدگی ها به عرصه هنر و ادبیات، توجه نظریه پردازان و منتقدان را به ابداع شیوه های تازه و کارآمد برای کشف و تحلیل این پیچیدگی ها جلب کرد. دراین میان، نظریه ریزوماتیک دلوز و گاتاری و مفاهیم مترتب بر آن همچون: شدن، بدن بدون اندام، قلمروزایی و قلمروزدایی، سیالیت معنا، ماشین میل و... مورد توجه و استفاده پژوهشگران حوزه های مختلف علوم قرارگرفت. این پژوهش با خوانش ریزوماتیک شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و کاربست نظریه دلوز و گاتاری در پژوهشی توصیفی- تحلیلی، کوشیده است ارتباطات غیرخطی و معانی سیال را در شعر فروغ فرخزاد شناسایی و تحلیل نماید و نشان دهد که چگونه این خوانش به نمود پویایی های هویتی و اجتماعی موجود در آن کمک می کند. نتایج حاکی از آن است که شاعر در این شعر، ازطریق تصاویر غیرخطی و مضامین متکثر، شبکه ای ریزوماتیک از معانی چندوجهی را بازنمایی می کند که در آن، هویت و امیال به صورت سیال و بدون مرکز تولید می شوند، و این ساختار با مفهوم بدن بدون اندام دلوز و گاتاری همخوانی دارد و با استفاده از ادبیات اقلیت و شدن، در پی کشف و بنا کردن هویت اجتماعی زنانه موردنظر خود است.
۶۵۴.

اصول و شیوه های برخورد تأویلگرایانه با مفهوم عذاب در متون نثر عرفانی تا قرن هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
یکی از بینش های اساسی عارفان، توجه به رحمت عام الهی و سبقت رحمت خداوند بر غضب اوست. آنان برای تبیین این کلان اندیشه در مواضع مختلفی، دست به تأویل یا شرح مفاهیم زده اند. مفهوم عذاب در این باب، فرصت مناسبی برای آنان بوده است. واکاوی نحوه بهره گیری عارفان از واژه عذاب و مفهوم آن علاوه بر نشان دادن دلالت های معنایی آن در سنت مکتوب تصوف، می تواند در دو امر دیگر نیز حائز اهمیت باشد: سیر تأویل گرایی آنان را نشان می دهد و هم چنین گامی روبه جلو در فهم نظام معرفت شناسی ایشان است. طبق این پژوهش، عارفان در برابر مفهوم عذاب چهار رویکرد کلی اتخاذ کرده اند: الف) مسکوت گذاشتن واژه. فارغ از دلایل عمومی، این مسکوت گذاشتن می تواند ناشی از «شخصی ساختن امر قدسی» نیز باشد. ب) توجه به دلالت ظاهری. این نکته نیز دو دلیل دارد؛ توجه توأمان عارفان به ظاهر و باطن و برحذر بودن از افراط در تأویل. ج) توجه به دلالت ظاهری و امتزاج آن با شفقت ورزی(دعا برای رفع عذاب به قیمت معذب شدن خود) و د) تأویل واژه که نشان دهنده سیر تأویل در متون عرفانی است. تأویل گرایی عارفان در این باب در قرن هفتم و در اندیشه ابن عربی و اَخلافش به اوج می رسد. برخی از این چهار رویکرد استخراج شده را می توان بر اساس زیرمجموعه هایی صورت بندی کرد تا برخورد عارفان با این مفهوم را با دقت بیشتری نشان داد. مسأله خلود در عذاب و آرای عارفان در این زمینه، واجد اهمیت است و سیر تأویل گرایی را تا ابن عربی نشان می دهد. این پژوهش بر اساس تحلیل کتب منثور عرفانی تا قرن هشتم صورت گرفته است.
۶۵۵.

رمز گشایی از راز ابر متن پنهان ادب فارسی (نقدی بر کتاب ایرانیان و رؤیای قرآن پارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
در این جستار کوشیدیم راز ابرمتن بودن قرآن را واکاویم و تاثیر آن را بر زبان فارسی و متن پنهان ادب فارسی بودن آن، به ویژه شعر فارسی و پیامبران عمده آن: فردوسی و مولوی و حافظ که یکی صاحب قرآن عجم شده و دیگر قرآن پارسی را به رشته سخن کشیده و سومی لسان الغیب نام گرفته، تبیین نماییم و در نهایت نشان دهیم که زبان فارسی بدون هیچ پشتوانه تاریخی و فرهنگی و با وجود نوپایی بر خلاف زبان غنی و تاریخی هیروگلیف مصری که رد پای آن را در قرآن و زبان عربی به ویژه در حروف مقطعه قرآن می توان یافت، چگونه بالید و به زبان دوم جهان اسلام تبدیل شد و نیز نشان دادیم مواجهه ایرانیان با قرآن تا سده هشتم هجری عمدتاً نخست در زبان عربی و ابتدا در موضوع قدیم و حادث بودن کلام خدا، در کتاب های کلامی و سپس در کتاب های اعجاز قرآن تبلور یافته است و دو دیگر در زبان فارسی و بویژه ترجمه های قرآن کریم. این مواجهه ها در هر دو زبان با توجه به نوع دانش مخاطب فرق می کند. مواجهه ها ایرانیان در سده اخیر و به ویژه بعد انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف به شیوه های متفاوتی انجام یافته است.
۶۵۶.

درباره «در کاسه سر کسی شراب یا چیزی خوردن»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۹
برخی کنایات ریشه ای تاریخی دارند و در پی وقوع حادثه ای زبانزد شده اند؛ از آن جمله است «در کاسه سر کسی شراب/ خون/ آب خوردن». به تبعِ استفاده از استخوان حیوانات برای ساختن ابزار زندگی، که در روزگار قدیم مرسوم بوده، در تاریخ عرب و تاریخ ایران به قساوت و سنگ دلی برخی امیران و جنگجویانی برمی خوریم که از «کاسه سر» دشمنان خود برای نوشیدن بهره می گرفته اند. در این مقاله، ضمن بررسی این وقایع، به استناد منابع تاریخی نشان می دهیم این امر در زبان فارسی به یک کنایه تبدیل شده و در آثار ادبی و تاریخی به کار رفته است. البتّه، در متون، تصویری دیگر برگرفته از اندیشه های خیّامی وجود دارد که، براساس آن، کاسه سر انسان به خاک بدل می شود و، از آن، «کوزه» یا «ساغر» می سازند. در این جستار، شواهد شعری به ترتیب تاریخی ذکر و تحلیل خواهد شد. مطابق شواهد، نخستین شاعری که از این کنایه بهره برده خاقانی شَروانی است. یافته های مقاله بر ضرورت واکاوی ریشه های تاریخی دیگر کنایات زبان فارسی تأکید می کند.
۶۵۷.

جایگاه اصل سازواری در استدلال اخلاقی و تبیین عقلانیت آموزه های آن از منظر سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۳
این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی کاربرد اصل سازواری در استدلال های اخلاقی و توجیه عقلانیت آموزه های اخلاقی در آثار سعدی پرداخته است. سازواری شرط لازم در درستی و موجه بودن دیدگاه های اخلاقی است، ساده ترین راه اثبات غیراخلاقی بودن کردارها و خصلت های افراد، نشان دادن تناقض یا ناسازواری در آن هاست که گاهی از آن به «یکی نبودنِ» ظاهر و باطن تعبیر می شود. انسان اخلاق مدار به کسی گفته می شود که ساحت های درونی یعنی اندیشه ها، احساسات و خواسته های او با ساحت های بیرونی وجود او یعنی کردارها و گفتارهای وی تناقض نداشته نباشد. سعدی به منظور استدلال و توجیه آموزه های اخلاقی خود، گاهی به صورت صریح و گاه با اشاره، به موضوع سازواری و نیز عدم سازواری در ساحت های وجودی انسان پرداخته است. بررسی و تحلیل آثار او نشان دهنده بهره گیری وی از این اصل در نسبت های ممکن میان این ساحت هاست. توجه به این سازواری ها و ناسازواری ها می تواند شاخصه مهمی در تشخیص بسیاری از کاستی های تربیتی، بیماری های روانی و مشکلات اخلاقی باشد و ملاک های عقلانی و جهان شمولی را در حیطه آموزه های اخلاقی در اختیار مخاطب قرار دهد. همین ویژگی ها موجب شده است که استدلال های اخلاقی سعدی فراتر از محدودیت ها و ویژگی های مکاتب مختلف، برای همه ملت ها و در همه اعصار قابل عرضه و پذیرش باشد.
۶۵۸.

کمال گرایی در آثار عطار براساس دیدگاه اخلاقِ مراقبت و همدلی نل نادینگز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۲
عطار نیشابوری(540 – 618 هه. ق)، در آثار خویش به موضوع انسان، کمال و سعادت او و راه های رسیدن به آن پرداخته است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، تلاش دارد تا وجوه اشتراک کمال گرایی را در آثار عطار براساس آرای نل نادینگز (قرن بیستم) مفسر تعلیم و تربیت در خصوص اخلاق مراقبت و همدلی به مثابه نظام ِ ارزشی انسانی تبیین سازد. محور معنویت، در زندگی آدمی، در جهت کمال و ارتقای روحانی انسان، اهمیت وافری دارد. براساس باور نل نادینگز، مراقبت، اساس روابط انسانی را تشکیل می دهد. براساس ماحصل تحقیق، روابط مراقبتی، همدلی و توجه به دیگری دارای اهمیت ویژه ای در اخلاق مراقبت است؛ به نحوی که کل زندگی شخص را تحت تأثیر قرار می دهد. تمام فعالیت های ما و ارزش های زندگی، حول مراقبت نظم پیدا می کند. آثار عطار نیز مؤلفه های اخلاق مراقبت را بازنمایی می کنند و دارای تمامی ویژگی های اخلاق مراقبت هستند. اخلاق مراقبت در آثار عطار، نگرشی اخلاقی مبنی بر انسجام بخشی مطلوب به جامعه است و به عنوان ارزشی انسانی، مدّ نظر قرار می گیرد و می تواند در جامعه ترویج شود تا در کنار سایر رویکردهای اخلاقی، پاسخگوی بخشی از نیاز امروزی جامعه باشد.
۶۵۹.

تحلیل محتوای کتاب قابوس نامه از منظر تربیت فردی و اجتماعی در تربیت نسل جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۷۲
قابوس نامه اثر ارزشمند عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر زیاری از جمله متون کلاسیک ادبیات فارسی است که در قرن پنجم هجری به عنوان فرهنگ نامه تربیتی و به گفتار دکتر بهار«فرهنگ ایرانیان قبل از حمله مغول» تألیف شده است. این پزوهش به بررسی و تحلیل محتوای کتاب قابوس نامه از منظر تربیت فردی و اجتماعی در قالب پزوهش کیفی می پردازد. ابزار گردآوری کتابخانه ای و روش اجرای آن بررسی محتوای کتاب قابوس نامه و رویکرد تجزیه و تحلیل داده ها، رویکرد توصیفی تحلیلی، با ارائه الگوهای تربیتی جامع در 44 باب از قابوس نامه است. با تحلیل داده های دریافتی از متن کتاب-آموزه های تربیتی فردی و اجتماعی قابوس نامه و نقش و تآثیر آن- بیان شد که چگونه می توان از حکمت های کهن ایرانی-اسلامی در تربیت نسل جدید بهره برد. خودشناسی، خردورزی، دانش اندوزی، مسؤولیت پذیری فردی، تهذیب نفس، پرورش خلاقیت، مدیریت هیجانات و... از مؤلفه های تربیت فردی و آداب معاشرت، ارتباط مؤثر، انتخاب صحیح دوست، مسؤولیت پذیری اجتماعی، اخلاق حرفه ای، مهارت حل تعارض، همکاری و کار گروهی و...از مؤلفه های تربیت اجتماعی در قابوس نامه هستند. روش های غیرمستقیم و داستان محور قابوس نامه در مقایسه با آموزش های مستقیم امروزی، تأثیر ماندگارتری بر مخاطب داردو در تربیت فردی و اجتماعی و به تبع آرامش در زندگی بسیار مؤثر است.
۶۶۰.

بررسی زبان زنانه و مردانه (موردپژوهی: ترجمه حمادی و اکبری از رمان الأسود یلیق بک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۴
ترجمه در میان زبان هایی که نشانه های جنس مؤنث و مذکر دارند، پیوسته مشکل ساز بوده است و پژوهش های جدید در این حوزه تأکید می کند که هویت فردی و جنسیتی مترجم بر ترجمه متون تأثیرگذار است. پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی- تحلیلی است که به بررسی اثر ترجمه شده و مقابله آن با متن مبدأ می پردازد و در آن چگونگی ترجمه دو مترجم زن و مرد ایرانی از زبان و دیدگاه های نویسنده زن عربی و تأثیر تفاوت های آنها مقایسه می گردد. به این سبب به بررسی تفاوت ترجمه بر پایه مؤلفه های سبک زنانه سارا میلز در لایه واژگانی و نحوی می پردازیم که این داده ها در متن مبدأ بر روی رمان الأسود یلیق بک از احلام مستغانمی و ترجمه مریم اکبری و محمد حمادی مورد کنکاش قرار می گیرد. روش پژوهش این گونه است که ابتدا مؤلفه های زنانه نویسی را استخراج، آنگاه با دو ترجمه مقایسه می کنیم و در پی آن هستیم که از راه بررسی مقابله ای و یافتن تفاوت هایی که در سبک نگارش نویسنده زن و دو مترجم زن و مرد وجود دارد، به این پرسش پاسخ دهیم که آیا هر دو مترجم در انتقال قلم نویسنده زن موفق عمل کرده اند؟ و چه تفاوت و شباهتی در کار آن دو وجود دارد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اکبری و حمادی در هفت مؤلفه از مجموع یازده مؤلفه، عملکردی شبیه به هم و در چهار مؤلفه، عملکردی متفاوت داشته اند. و چه تفاوت و شباهتی در کار آن دو وجود دارد. یافت

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان