نسبت سماع صوفیانه با تجارب عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
151-178
حوزههای تخصصی:
سماع در نگاه بسیاری از عارفان از ارکان اساسی سلوک محسوب می شود و قدری عظیم دارد. این مفهوم که دارای شئون مختلفی چون آواز، صدای خوش، الحان، موسیقی و سازها، رقص، خرقه دریدن و... است در برساختن هویت عارفان و مکتب عرفانی آنان نقشی اساسی داشته است. از سوی دیگر، تجارب عرفانی که طی آن عارف به انحای مختلف خود را در ارتباط با عالم برین می یابد و حال و تجربه ای بی واسطه کسب می کند نیز عنصری حیاتی و گاه غایت قصوای سلوک عارفانه بوده است. فهم ارتباط این دو موضوع مضاف بر این که می تواند اهمیت سماع در نگاه عارفان را آشکار سازد، رهیافتی جدید بر گونه های متنوع تجربه عرفانی در میان صوفیان است. در نوشتار حاضر، پس از گردآوری داده ها از متون منثور این پیوند را در سه شأن دسته بندی کرده ایم؛ نخست، سماع در جمیع شئون گاه به مثابه برانگیزاننده تجارب معنوی در نظر گرفته شده است، یعنی گاه غرض عارفان از سماع نیل به تجارب عرفانی بوده است. دودیگر، تعاریفی از سماع به دست داده شده یا ویژگی هایی به آن نسبت داده شده که گویی خود، نوعی تجربه عرفانی برای عارفان شوریده حال محسوب می شده است. درنهایت، گاهی نیز دست کم در برخی شئون در معنای نتیجه یا پیامد تجربه های عرفانی در نظر گرفته شده است؛ درواقع بعد از کسب تجارب عرفانی، برخی بروزها چون رقص و خرقه دریدن رخ می داده است. این ارتباط که تاکنون در پژوهش های عرفانی مغفول مانده است از این سه منظر در گزارش ها، سخنان و آرای عارفان در متون منثور عرفانی پی جویی شده است.