خوانش ریزوماتیک شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» فروغ فرخزاد باتکیه بر آرای دلوز و گاتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیچیده شدن زندگی انسان مدرن و ورود این پیچیدگی ها به عرصه هنر و ادبیات، توجه نظریه پردازان و منتقدان را به ابداع شیوه های تازه و کارآمد برای کشف و تحلیل این پیچیدگی ها جلب کرد. دراین میان، نظریه ریزوماتیک دلوز و گاتاری و مفاهیم مترتب بر آن همچون: شدن، بدن بدون اندام، قلمروزایی و قلمروزدایی، سیالیت معنا، ماشین میل و... مورد توجه و استفاده پژوهشگران حوزه های مختلف علوم قرارگرفت. این پژوهش با خوانش ریزوماتیک شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و کاربست نظریه دلوز و گاتاری در پژوهشی توصیفی- تحلیلی، کوشیده است ارتباطات غیرخطی و معانی سیال را در شعر فروغ فرخزاد شناسایی و تحلیل نماید و نشان دهد که چگونه این خوانش به نمود پویایی های هویتی و اجتماعی موجود در آن کمک می کند. نتایج حاکی از آن است که شاعر در این شعر، ازطریق تصاویر غیرخطی و مضامین متکثر، شبکه ای ریزوماتیک از معانی چندوجهی را بازنمایی می کند که در آن، هویت و امیال به صورت سیال و بدون مرکز تولید می شوند، و این ساختار با مفهوم بدن بدون اندام دلوز و گاتاری همخوانی دارد و با استفاده از ادبیات اقلیت و شدن، در پی کشف و بنا کردن هویت اجتماعی زنانه موردنظر خود است.