ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۸۱ تا ۱٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۸۸۱.

تحلیل داستان «أول درس القیته» أحمد حسن الزیات براساس نظریه کنش های گفتاری سرل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
ادبیات داستانی همواره یکی از پرکاربردترین و محبوب ترین انواع ادبیات بوده است. متون داستانی به دلیل جذابیت های بصری و روایتی خود، نقش مهمی در انتقال احساسات و مفاهیم به مخاطب دارند. یکی از رویکردهای نوین در تحلیل متون ادبی، استفاده از نظریه کنش گفتاری جان سرل است که به بررسی انواع کنش های گفتاری در متون می پردازد. در این پژوهش به تحلیل اثر احمد حسن الزیات، "اول درس القیته"، براساس نظریه کنش گفتاری سرل پرداخته شده است. با وجود پژوهش های متعدد درباره تحلیل متون ادبی، تحلیل های دقیق تری از کنش های گفتاری در آثار احمد حسن الزیات کمتر انجام شده است. این پژوهش تلاش دارد تا با استفاده از نظریه کنش گفتاری، به بررسی دقیق تری از روابط و مفاهیم موجود در متن "اول درس القیته" بپردازد. اهداف پژوهش: شناسایی و تحلیل کنش های گفتاری موجود در متن "اول درس القیته". بررسی تأثیر کنش های گفتاری بر جذابیت و عمق مفاهیم در متن. تحلیل رابطه میان نویسنده و مخاطب با استفاده از کنش های گفتاری. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و تحلیل کنش گفتاری جان سرل انجام شده است. ابتدا پاره گفتارهای متن "اول درس القیته" شناسایی و دسته بندی شده و سپس با توجه به افعال کنش های گفتاری، نوع کنش هر پاره گفتار تعیین و تحلیل شده است. یافته های پژوهش: بیشترین فراوانی کنش های گفتاری در متن به کنش های اظهاری اختصاص دارد که نشان دهنده تأکید زیاد بر توصیف شخصیت ها، بیان حوادث و شرح وقایع است. کنش های عاطفی به دلیل بیان حالات روحی و روانی نویسنده، عمق بیشتری به متن بخشیده و ارتباطی عمیق تر با خواننده ایجاد می کنند. کنش های ترغیبی در جملات پایانی متن به ایجاد انگیزه و ترغیب خواننده به رشد و پیشرفت شغلی پرداخته اند. پیشنهادات برای پژوهش های آینده: تحلیل آثار دیگر نویسندگان معاصر با استفاده از نظریه کنش گفتاری سرل برای مقایسه و بررسی تأثیرات مختلف کنش های گفتاری. بررسی کاربرد کنش های گفتاری در متون مختلف ادبیات جهانی برای درک بهتر از تفاوت ها و شباهت های موجود در فرهنگ ها و زبان های مختلف.
۱۸۸۲.

پرسش و معانی ثانویه آن در مخزن الاسرار نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
جمله پرسشی، جمله ای است که گوینده آن را برای طلب فهم و آگاهی از امری که بر وی مجهول است، مطرح می کند و غرض او کسب اخبار است؛ اما گاهی از جملات پرسشی جهت القای معانی دیگری نیز بهره گرفته می شود که به آن معانی ثانویه می گویند. استفاده از این کارکرد بلاغی زبان موجب زیبایی و افزایش ادبیت اثر ادبی می شود و از این رو، شاعران از این روش برای زیبایی هر چه بیشتر زبان اثر خود بهره می گیرند. پژوهش حاضر، با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به بررسی جملات پرسشی و اغراض ثانویه آن در مخزن الاسرار نظامی گنجوی می پردازد. هدف این پژوهش آن است تا مشخص کند، نظامی گنجوی از طریق کاربرد جملات پرسشی در مخزن الاسرار، قصد ارائه چه مفاهیمی را داشته و تا چه اندازه در این امر موفق بوده است. بررسی داده ها نشان می دهد که از مجموع 225 جمله پرسشی یافته شده در مخزن الاسرار، 10 جمله با پرسش واقعی و بقیه در معانی ثانوی مانند توبیخ، تعجب، نفی، نهی، ارشاد، اغراق و ... به کار رفته اند. به طور کلی، نظامی با بهره گیری از جملات پرسشی، مجموعاً 39 مضمون و مفهوم ضمنی را بیان می کند که بیشترین به توبیخ و ملامت و کمترین به فخر و ناامیدی اختصاص دارد. علاوه بر این، کاربرد چند معنای ثانوی در یک جمله نیز در این اثر دیده می شود که نشان دهنده مهارت بالای نظامی در بهره گیری از ظرفیت های بلاغت زبانی است که کاربرد این مقدار از پرسش های بلاغی، بیانگر غنای مضامین و مفاهیم و در نتیجه، ارزش بالای بلاغی مخزن الاسرار و ماندگاری و تأثیرگذاری کلام نظامی شده است.
۱۸۸۳.

بهرام و گل اندام؛ روایتی از فرآیند تفرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۵۰۴
ارتباط متون ادبی و روانکاوی در قرن بیستم به کمک نظریات فروید مطرح شد و پس از او، کارل گوستاو یونگ در این زمینه نقشی برجسته داشته و درباره انعکاس روحیات و اندیشه های افراد در آفریده های خود، آثار مهمی نگاشته است. به باور یونگ، افکار انسان تا حدودی برخاسته از امیال روزانه و به میزان زیادی تحت تأثیر ناخودآگاه جمعی و تصاویر کهن (کهن الگو) است و به طور کلی انسان در طول زندگی خود، به صورت ناخواسته از جانب ناخودآگاه خود کنترل می شود. در این مقاله، منظومه بهرام و گل اندام امین الدین صافی (شاعر قرن نهم) با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی و از دیدگاه روانکاوی یونگ بررسی شده است تا در آن، مراتب بروز ناخودآگاهی جمعی و عناصر آن مشخص شود. مطابق نتایج حاصل شده، این داستان عامیانه با کهن الگوی فردانیت یونگ تطابق دارد و مسیر رشد شخصیت به سوی تکامل را نشان می دهد؛ به این ترتیب، در این منظومه، کشورشاه رمزی از انسان و بهرام، نشان دهنده کهن الگوی خود است که برای وصال با آنیما، از مراحل سخت رویارویی با سایه عبور می کند و درنهایت، پیوند او با گل اندام، چرخه تحول شخصیت را به پایان می رساند. همچنین در این منظومه دو کهن الگوی سایه و پیر خرد نقش پررنگ تری دارند: کهن الگوی سایه به دلیل پافشاری و تلاش بسیار شاه برای رشد شخصیت و کهن الگوی پیرِ خرد به دلیل اشتیاق و سردرگمی زیاد او.
۱۸۸۴.

صور خیال در نثر مجالس عرفانی قرن پنج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۵ تعداد دانلود : ۵۵۶
نثر مجالس عرفانی در قرن پنج دارای ویژگی هایی است که آن را از سایر نثرهای ادبی متمایز می کند. ویژگی هایی که می توان آن ها را در دو حوزه لفظی و معنوی مورد بررسی و تفحص قرار داد. از آنجایی که بیشتر مخاطبان مجالس عرفانی از طبقه متوسط و عموم مردم جامعه بودند، آرایش لفظی و معنوی کلام موجب عذوبت و شیوایی سخن می شد و موافق طبع مخاطبان بود. همچنین ماهیت اندیشه های عرفانی که غیر محسوس و انتزاعی است؛ اقتضا می کند که مشایخ برای نیل به اهداف تعلیمی خود از برخی مقوله های بلاغی نظیر تشبیه، تناسب، ترکیبات کنایی و بخصوص تمثیل که در محسوس کردن امور معقول بسیار کاریی دارد، استفاده کنند. در این مقاله سعی شده ضمن تبیین و بررسی عناصر بلاغی در نثر مجالس متصوفه قرن پنجم و ذکر اهمیت به کارگیری آن ها در مسیر تعلیم مفاهیم عرفانی با آوردن مصادیقی از کتب منثور در حوزه مجلس گویی صوفیانه، نحوه بهره جویی مشایخ از این فنون را مورد بحث و بررسی قرار دهد. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که مشایخ صوفیه قرن پنجم در مجالس و محافل خود برای نیل به مقاصد تعلیمی و هر چه ملموس و مفهوم کردن مطالب عرفانی از ادوات صور خیال به ویژه تمثیل، استعاره وتناسب -البته با شدت و ضعف هایی نسبت به هم- بهره وافر برده اند.
۱۸۸۵.

ضمیر ناخودآگاه جمعی و نقش درون مایه ها و تصاویر آن در غنای اثر ادبی با تکیه بر مقایسه موضوع «صبر بر مصیبت» در «کلیدر» و «دا»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۷ تعداد دانلود : ۵۲۷
برای نقد یک اثر هنری روش های مختلفی وجود دارد که منتقدین با به کارگیری آن ها به نقد و تحلیل آثار هنری و ادبی می پردازند. تا به امروز، نقدهای صورت گرفته بیشتر متوجه دنیای بیرون نویسنده، نفس اثر به تنهایی و همچنین اِعمال نفوذ نویسنده بر داستان بوده است. این پژوهش سعی دارد یافته های مطالعات روان شناختی درباره ضمیر ناخودآگاه جمعی و استفاده از محتویات و امکانات آن در خلق اثر هنری را بررسی کند؛ از این رو، هدف اصلی این پژوهش، پاسخ به این سؤال است که عوامل و عناصر متعلق به ضمیر ناخودآگاه در ادبیت یا بخشیدن حیثیت ادبی به «دا » و «کلیدر» چه نقشی داشته است؟ این پژوهش به شیوه تحلیل اسنادی و روش تحلیلی- توصیفی انجام گرفته است. نتیجه نشان می دهد که هر متنی با هر سطحی نمی تواند بستر مناسب و شرایط لازم برای ایفای نقش کهن الگوها و اساطیر را در خود فراهم سازد . متونی که تنها پرورده عقل و حواس پنجگانه باشد، نمی توانند پا را فراتر از عقل بگذارند؛ این در حالی است که هر چه حس و تخیل آزادتر گذاشته شود، متنی ادبی تر و از لحاظ اساطیری، غنی تر در اختیار خواهیم داشت.
۱۸۸۶.

Narrative of Obsession: Manipulated Identities, Labyrinthine Emotions in Iris Murdoch’s A Word Child(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۸ تعداد دانلود : ۶۶۵
The theoretical discussion of the present paper is particularly based on the insights of Giorgio Agamben contextualized in Iris Murdoch’s novel, A Word Child (1975), written in the transitional period of the seventies England. It will inspect Agamben’s biopolitical insights to examine how they may contribute to understanding of the dark side of sovereignty considering the figure of a banished individual. Taking the precariousness of the emotional, political and ontological faculties of ‘love’, ‘homo sacer’ and ‘bare life’ allocated to the human being in Murdoch’s novel, A Word Child , this paper offers a different view of Murdoch’s inspirational emphatic love, socio-political abstruse problems in her novel arguing that Agamben’s account of these issues supplies an underlying structure of the form-of-life. It resounds through Agamben’s view as a never-ending struggle of human beings to underpin the messiness and cruelty of life in which characters are emotionally engaged and entrapped in order to examine some potentialities as the escape routes from the prevailing deadlocks of the era and eventually to trace, according to Agamben, a form-of-life that is called a happy life.
۱۸۸۷.

The Motivational Self-System of Learners of Kurdish as a Heritage Language: A Mixed-Methods Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۲ تعداد دانلود : ۶۹۳
The ongoing increase in the population of Kurdish as Heritage Language (HL) learners encouraged the present study to explore the learners’ motivations as well as the influential factors on its development. Second Language Motivational Self-System (L2MSS) was adopted as the theoretical framework wherein, the subscales of the Ideal-self, Ought-to self and Motivational Intensity were explored. The study drew on a mixed-methods design in which semi-structured interviews were conducted with four undergraduate participants and a total number of 213 undergraduate Iranian learners of Kurdish participated in a survey. The qualitative results indicated that the interviewees had a positive experience of learning Kurdish in the classroom and were more enthusiastic to get engaged in the process of learning in the future . Furthermore, the quantitative results indicated that the participants more often pursued Kurdish in terms of the Ideal self and that learning Kurdish revealed to be an opportunity to fulfill the learners’ wishes. It was also found that the male participants were propelled by stronger motivational force which was more probably due to stronger sense of identity among male participants.
۱۸۸۸.

بررسی مطلع در داستانهای کوتاه ایرانی (با تکیه بر داستان کوتاه نویسان شاخص پیش از انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
طراحی مطلع برای داستان کوتاه با توجه به حجم این داستان و فرصت اندکی که نویسنده برای پردازش آن و جذب خواننده دارد،  دشوار و نیازمند دقت بسیار است. از سویی هم تحلیل و بویژه تعیین حد و مرز مطلع داستان کوتاه در مقایسه با رمان یا داستان بلند، محتاج دقت و ظرافت بیشتر است؛ از این رو، هدف نگارنده این است که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، حد و مرز مطلع 224 داستان کوتاه از هشت نویسنده نامی ادب فارسی پیش از انقلاب اسلامی را تعیین کند و در گام بعد به دنبال تعیین سازوکارهای نویسندگان در زمینه شروع و پایاندهی به مطلع داستانها و نیز بررسی مهارت آنان در این زمینه است. نتایج نشان می دهد که داستان کوتاه نویسان شاخص ادب فارسی به شروع ترکیبی و سپس صحنه پردازی و شخصیت پردازی نگاه ویژه ای کرده اند. شروع های مستقل از تنه داستان (بی ربط) و نیم صحنه از جمله سازوکارهایی است که کمتر مورد کاربرد آنان قرار گرفته است. در زمینه چگونگی پایاندهی به مطلع نیز به طور گسترده از شیوه شرح و تفصیل ماجرا، جلب شدن توجه شخصیت اصلی به چیزی، ورود شخصیت اصلی/جدید به صحنه یا مکان جدید و مکالمه و برخورد شخصیت ها با همدیگر، بهره برده اند؛ در ضمن، اغلب مطلع ها و پایانبندیهای آنان با شگردهای صناعتمند و ماهرانه ای طراحی شده اند و دلالت کننده خواننده به دیگر بخشهای داستان است و بدون جلب توجه او به بخش میانی داستان متصل می شود.
۱۸۸۹.

پیوند آینده بینی و حماسه در روایت پردازی (بر اساس داستان خواب های ده گانه کیدشاه هندی از شاهنامه فردوسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۷
آینده بینی یکی از مهم ترین بخش های روایات ادبی کهن است که در گسترش پیرنگ، مضمون سازی و شخصیت پردازی حماسه، قصه کوتاه و بلند عام، رمانس های خاص و عام، افسانه ها و حکایات سنتی، نقش ویژه ای دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، خواب های کیدشاه هند در زمان فرمانروایی اسکندر به روایت شاهنامه بررسی و تحلیل شده است. حاصل کار نشان می دهد که خواب های کیدشاه و تعبیرهای مهران پرهیزکار از آن، ابزاری در پیوندسازی دو کلان روایت «پادشاهی دارا» و «پادشاهی اسکندر» در شاهنامه است؛ بنابراین، روایت پردازان با استفاده از پیرنگ سازی، شخصیت پردازی و مضمون سازی، روایت را وسیله ای برای موجه جلوه دادن شخصیت «شاه غیرایرانی» برای ایرانیان تبدیل کرده و با استفاده از چهار ابزار جادویی (فیلسوف، پزشک، جام و دختر)، صفت های مهم و چهارگانه اسکندر را بازسازی کرده اند. خواب کیدشاه و تعبیر آن، پیش درآمد داستان اسکندر و علت آن و همچنین حلقه اتصال دو روایت بزرگ پادشاهی دارا و پادشاهی اسکندر در شاهنامه فردوسی است. 
۱۸۹۱.

تحلیل تطبیقی کهن الگویی جلوه های طبیعت در شعرهای رزا جمالی و غاده السمّان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
یکی از ساختارهای بنیادی در شعر رُزا جمالی و غاده السّمّان تفکر اسطوره ای است. از آنجا که این دو شاعر از لحاظ شیوه استفاده از واژگان و عناصر زبانی زنانه شباهت های بسیاری با هم دارند، اشعارشان از جنبه عناصر زبانی مشترک و دارای کهن الگو، تحلیل تطبیقی شده است؛ بنابراین روش انجام پژوهش تطبیقی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی بوده است. یافته ها نشان می دهد هر دو شاعر بر اساس اندیشه و عاطفه زنانه از عناصر و جلوه های طبیعت استفاده کرده اند و حضور این عناصر و مفاهیم مثل زمین، دهلیز، دریا، اقیانوس، درخت و ... ریشه کهن الگویی دارند؛ درواقع هر دو شاعری دارای سرشت و ذهنیتی متأثر از ضمیر ناخودآگاه هستند و تصاویر شعر آنها فراتر از مرزها و محدودیت های مردسالارانه محسوب می شود. همچنین عناصر کهن الگویی زنانه (رویش، زایش، حیات، جاودانگی و مرگ) در اشعار این شاعران برجسته است. رزا جمالی، زایش و حیات را از طریق تشبیه خود به کلمه زنانه «زمین» و غاده السمان جاودانگی زنانه را از طریق همانند دانستن خود با «درخت و جنگل» نشان داده است. از لحاظ ذهنیت زنانه باید گفت زبان جمالی نسبت به زبان غاده مبهم تر و زنانه تر است. همچنین وحدت و جاودانگی در شعر جمالی بیشتر از غاده دیده می شود.
۱۸۹۲.

معناشناسی عشق در بازخوانی متون عرفانی بر بنیان نظریه ربط(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۴۸
پژوهش حاضر به بازکاوی معنای عشق در گذر از متون عرفانی می پردازد. نظریه ربط اسپربر و ویلسون که بنیادی زبانی دارد و در گروه مقولات کاربردشناسی شناختی قرار می گیرد، چارچوب نظری این پژوهش را شکل داده است. ماحصل این پژوهش نشان می دهد در بازخوانی متون عرفانی (بررسی موردی در یک غزل از دیوان حافظ) از منظر مخاطب، عشق، معنایی تجویزی و از پیش معین ندارد و در اصل پدیده ای متکثر است و ازآنجاکه بیان تجربه های متافیزیکی در حوزه عرفان چنان که عرفا گفته اند با کلمات و عبارات غیرممکن است، پیام عارف در قالب نظام متشکل از انگاره های بافتی به صورت تلویحی به مخاطب عرضه شده و همین مسئله سبب ایجاد تکثرات معنایی بیرون از جهان عرفان شده است. براساس نظریه ربط این تلویحات طیفی از اشارات قوی و ضعیف را شامل می شوند که خواننده متن بسته به اطلاعات دانشنامه ای و داشته های حافظه بلندمدت و کوتاه مدت و نیز بافت ادراکی خود و موارد دیگر، آن ها را تفسیر می کند و هر زمان که انتظار وی از ربط پیام گوینده کافی به نظر برسد، دست از تلاش برمی دارد. علاوه بر آن با استفاده از پرسش نامه ای که بر مبنای نظریه ربط و اهمیت دلالت های بافتی بر روش فهم اکتشافی کلام تهیه شد عواملی همچون سن، جنس، تحصیلات، اعتقادات و... بررسی شد و نشان داد که برخی از این عوامل می تواند بر دریافت خواننده از عشق در بازخوانی متون عرفانی و جز آن اثرگذار باشد.
۱۸۹۳.

مطالعه تطبیقی مفهوم زمان کیفی در رمان شازده احتجاب و اقتباس سینمایی آن بر اساس نظریه تصویر-زمان ژیل دلوز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
یکی از عناصر مشترک میان ادبیات و سینما، مبحث زمان است. در مورد زمان دو ویژگی شاخص وجود دارد؛ یک، زمانِ کمّی که عینی است و دوم زمانِ کیفی که وجودی ذهنی دارد. هانری برگسون بنیان آرای فلسفی خود را در مورد مفهوم زمان بر آگاهی ذهنی و زمان غیرخطی قرار داد. پس از آن، ژیل دلوز دیدگاه برگسون در باب زمان ذهنی را به حوزه سینما بسط داد. پژوهش حاضر بر آن است با مطالعه ای توصیفی - تحلیلی براساس دیدگاه تصویر - زمان دلوز، به بررسی تطبیقی مفهوم زمان کیفی در رمان شازده احتجاب و فیلم اقتباسی آن بپردازد. مطابق این پژوهش، استفاده نویسنده از تکنیک جریان سیال ذهن منجر به درهم شکستن زمان خطی داستان شده است و این امر، آشکار شدن عناصر تصویر - زمان را در رمان و اقتباس سینمایی وفادارانه آن در پی داشته است. به این ترتیب، مؤلفه های اساسی تصویر - زمان که شامل کریستال زمان و حافظه غیرارادی است به این ترتیب، مؤلفه های اساسی تصویر - زمان که شامل کریستال زمان و حافظه غیرارادی است به صورت عناصری همچون خاطره و رویا، فلش بک، شخصیتِ بی تحرک، نظام کریستالی و آینه در این اثر ظاهر شده است. هر یک از این ویژگی ها بر ذهنی شدن مفهوم زمان و ادغام حال و گذشته تأثیر گذاشته اند و کلی گسترده از زمان ایجاد کرده اند. از دستاوردهای پژوهش حاضر، علاوه بر آشکار کردن تفاوت ها و شباهات های رمان و فیلم شازده احتجاب از منظر زمان کیفی، دستیابی بر عناصر مشترکِ قابل انطباق در ادبیات و سینما براساس مفهوم زمان است.
۱۸۹۴.

آموزه های مشترک مولوی و اکهارت درباره وحدت وجود، عشق و عزلت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
در این پژوهش برخی از آموزه های مشترک مولانا و اکهارت درباره سه مفهوم وحدت وجود، عشق و عزلت مورد بررسی قرار گرفته است. می دانیم که بنیادی ترین موضوع عرفان «خدا» است و تلاش عارفان برای ایجاد ارتباط معنوی بین خدا و انسان است، مولانای مسلمان ایرانی در قرن هفتم و مایستر اکهارت مسیحی در قرن سیزدهم میلادی که تقریباً با یکدیگر معاصر بودند کوشیده اند با زبانی شیوا به این مهم پرداخته و با نگاهی فراتاریخی و فراجغرافیایی بشریّت را در همه زمان ها و مکان ها به سوی خدا فراخوانند، هر چند که راز ناشناخته ماندن اکهارت به دلیل محکومیّت وی از سوی کلیسایی است که وی را متّهم به شطحیّاتی که اغلب آن ها درباره وحدت وجود است، دانسته و آثار وی را توقیف کردند. از سویی دیگر اساس و بنیان همه مکاتب عرفانی اعم از اسلامی و مسیحی «وحدت وجود» است. مولانا و اکهارت بدان عنایت ویژه ای داشتند و اغلب اندیشمندان از هر دوی ایشان به عنوان عارفان وحدت وجودی یاد می کنند. پر واضح است که عارف با قلب خویش خدا را می شناسد و به مدد عشق به وحدت می رسد و بریدن از خلایق و عزلت گزینی راهی برای عشق ورزیدن به خداست. در این پژوهش که مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی است، مفاهیم عرفانی وحدت وجود، عشق و عزلت را در اشعار مولانا و افکار اکهارت دریافته و سپس به تبیین مهم ترین آموزه های مشترک ایشان پرداخته شده است.
۱۸۹۵.

پیوندهای طیفی سماع و وجد در ادب تعلیمی صوفیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
تصوف اسلامی، جریانی نظام مند است که از عناصر به هم پیوسته متعددی تشکیل می شود. عناصری که از سویی با خود و از سوی دیگر با نظام عرفانی ارتباط دارند. یکی از مؤلفه های پر اهمیت و بحث برانگیز این جریان، سماع است. سماع موسیقی تعلیمی صوفیان و ابزاری مؤثر برای تصفیه دل و دگرگونی حال و رقت قلب به شمار می آید که خود را در قالب وجد نشان می دهد. وجد زمینه ساز درک اشراقی هستی است. توجه صوفیان به سماع سبب می شود که طیفی از مفاهیم عرفانی که با احوال رقصنده و واجد از یک جنس است، در گرد آن به چرخش درآید. اصطلاحات و مفاهیمی چون تواجد، وجد، وجود، وقت، سکر، بسط، شطح و طامات و نظایر آن-ها زاده سماع اند. در این پژوهش کتابخانه ای با روش کیفی و تحلیلی به بخشی از این طیف گسترده نگریسته شده است. هدف نویسندگان بازنمود بخشی از تأثیر سماع بر نظام تصوف است. نتایج حاصل نشان می دهد که سماع به رغم مناقشات لفظی و بعضاً منازعات خشونت بار مخالفان صوفیه، در میان اهل تصوف ادامه داشته و از اسباب مهم دگرگونی سالک و آماده کردن او برای محقّق ساختن جهان بینی اشراقی بوده است.
۱۸۹۶.

جلوه نمادین ظلم و خفقان در اشعار هوشنگ ابتهاج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۲۸۴
مقوله ظلم ستیزی، یکی از اساسی ترین مولفه های ادبیات پایداری است که در شعر شاعران معاصر گاه با بیانی صریح و مستقیم و گاه با زبان رمز آلود و نمادین بازتاب یافته است. یکی از شاعران مشهور معاصر که همواره در اشعار خود به مفاهیم اجتماعی توجه ویژه داشته است، هوشنگ ابتهاج است. در این پژوهش چنان که قرار بود با استفاده از روش تحلیلی_توصیفی و کتابخانه ای به بررسی موردی اشعار این شاعر معاصر پرداخته و نمادهایی را که او در راستای تبیین مفهوم ظلم و خفقان مورد استفاده قرار داده است، مشخص نمودیم. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این موضوع بوده که ابتهاح علاوه بر جریان رمانتیسم اجتماعی، تحت تاثیر جریان سمبولیسم اجتماعی نیز قرار داشت و در اشعار خود، از نمادهای گوناگون برای پرداختن به مضامین اجتماعی و مقوله های پایداری، بهره مند بود. این شاعر معاصر از نمادهای مختلفی استفاده کرده است؛ اما رویکرد او در نمادگرایی درخصوص این مضمون، رویکردی ابداعی و شخصی نیست؛ بلکه او اغلب سعی بر هماهنگی در استفاده از نمادهای عمومی و طبیعی داشت که دیگر شاعران همعصرش نیز از آن ها بهره برده بودند. همچنین پرکاربردترین نماد ظلم در اشعار هوشنگ ابتهاج، نماد شب است که روی هم رفته ۴۲ بار در اشعار او تکرار شده است.  
۱۸۹۷.

بررسی ساختاری حکایاتِ یقظه (انتباهِ) مشایخ تصوف در منظومه های صوفیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
مشایخ صوفیه در مرتبه ای فروتر از پیامبر(ص)، اسوه های ایمان و عمل صالح برای اهل طریقت اند، ازهمین رو حکایات مشایخِ صوفیه بخشی مهم از متون صوفیانه است، حاکی از اقوال و افعال و احوال آنان در معامله با نفس، خلق و حق که عموماً در قالب حکایاتی کوتاه نقل شده است. در عموم این حکایات، قول، فعل و حال شیخِ قهرمانِ داستان است که دیگران را متنبه می کند، اما گاه، این خود شیخ است که در مقام ایقاظ و تنبه قرار می گیرد. این پژوهش کوششی است برای بررسی حکایات یقظه و انتباه مشایخ صوفیه در مهم ترین متون منظوم صوفیانه فارسی، شامل مثنوی های سنایی، منظومه های عطار، مثنوی معنوی و هفت اورنگ جامی و ریشه یابی مضامین آن ها در نظام معرفتی صوفیه. این پژوهش به روش تحلیل محتوا انجام شده و نتایج به دست آمده نشان می دهد که از مجموع ۳۱۴ حکایتِ مشایخ صوفیه در آثار یادشده، ۴۶ حکایت از نوعِ حکایاتِ یقظه مشایخ است که عوامل آن عبارت اند از شخصی عامی که عموماً شیخ را به مفهوم «توحید ذاتی و افعالی» تنبه می دهد، هاتفی غیبی که حضورش متکی بر مفهوم «وحی» و استمرار آن از نظر صوفیه است، شیخی دیگر که معمولاً در مرتبه ای فروتر است و رویدادهای طبیعی و حیوانات به مثابه «آیات خداوند» و نشانگانِ عبرت. از حیث عناصر روایی، عنصر «گفت وگو» با محوریتِ «شخصیتِ» شیخ، در ایجاد «کنش» این حکایات به منظور انتقال آموزه های اخلاقی و دینی، نقشی محوری دارند. درون مایه غالب حکایات نیز، تأکید بر آموزه های «توحید افعالی» و در پیامد آن، آموزه های «توکل» و «رضا»، هم سو با رویکرد کلامی و معرفت شناسی دینی صوفیه است.
۱۸۹۸.

تعامل بینامتنی قابوسنامه و اقوال پیرانِ صوفیّه بر اساس نظریّه ژرار ژُنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۳۰
قابوسنامه از آثار برجسته ادب تعلیمیِ فارسی است که به دلیل جذّابیّت فرمی و تنوّع محتوایی از گرانیگاه های متون ادب فارسی به شمار می رود. این کتاب از لحاظ اخذ، ترشیح و انتقال آموزه های اعتقادی، اجتماعی و تربیتی، نقشِ بینامتنیِ انکارناپذیری در تطوّر کهکشانِ متنی زبان و ادب فارسی داشته است. از مواریث ارزشمندی که از طریقِ قابوسنامه به آثار مهمّ فارسی بعد از وی رسیده، اقوالِ حکیمانه و پندهای تربیتی بزرگان تصوّف اسلامی ایرانی است. تحلیل بینامتنیّت قابوسنامه با اقوال صوفیّه، می تواند علاوه بر تبیین سهمِ عرفان و تصوّف در نظامِ تربیتیِ عنصرالمعالی، ما را با میزان و نحوه کارکرد بینامتنی قابوسنامه و آبشخورهای فکری آن آشنا و در فهم بهتر این کتاب و متون مرتبط با آن یاری کند. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده، به نتایجی از این قبیل رسیده است که بسامد بالایِ بینامتنیّت ضمنی و صریح از حیثیّت والایِ ادبی و زیبایی شناختی قابوسنامه حکایت می کند. همچنین وفورِ موضوعات تعلیمیِ اجتماعی و اعتقادی، و لزومِ ادب گفتاری و رفتاری نشان اهمیّت روابط و تعاملات اجتماعی در دیدگاه عنصرالمعالی و چهارچوبِ فکریِ تصوّف است. توجّه به اقوال و افعال مشایخ طراز اول عرفان اسلامی نیز حاکی از اعتقاد استوار عنصرالمعالی به اخذ آموزه های تعلیمی از سرچشمه های اصلی این نهضت است.
۱۸۹۹.

معرّفی و بررسی نسخه خطّی میامن التّرجمان و مونس الانسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۰
ابومطیع مکحول بن فضل نسفی (م 318 ه..ق) کتابی با نام لؤلؤئیّات به زبان عربی در موضوع زهد و عرفان و تصوّف دارد که تاکنون به چاپ نرسیده است. محمود بن حسن قاضی اعرج لؤلؤئیّات را در قرن هشتم به فارسی برگردانده و آن را میامن التّرجمان و مونس الانسان نام نهاده است. در این اثر حدود 3436 گفتار از بزرگان صدر اسلام و عارفان نخستین قرون اسلامی با طبقه بندی موضوعی در 127 باب گردآمده و به نام بیش از 800 سالک، عارف و زاهد اشاره شده است. علاوه بر آن قاضی اعرج آیات متعددی از قرآن کریم، ابیات عربی، فارسی و احادیث نبوی را برای تبیین موضوع های مختلف به عنوان شاهد، آورده است. میامن التّرجمان و مونس الانسان از زمان مترجم تاکنون ناشناخته مانده و در کتاب های فهرست نسخ خطّی، هیچ یک از نسخه های مختلف این کتاب معرّفی نشده است. این کتاب بی شک جزو منابع دست اوّل زهد و اخلاق اسلامی - ایرانی است. از ترجمه محمود بن حسن قاضی اعرج سه نسخه در دست است که هر سه در کتابخانه ملی تاجیکستان موجودند و نیز دو نسخه یکی در لاهور و دیگری در ماوراءالنهر دیده شده که هیچ کدام در دست نیست. در این مقاله پس از معرّفی اجمالی قاضی اعرج و نسخه های میامن التّرجمان، برخی از ویژگی های رسم الخط نسخه اساس و مشخّصات فکری، زبانی و ادبی آن با ذکر نمونه هایی ارائه می شود. روش پژوهش حاضر به شیوه اسنادی و کتابخانه ای و برپایه مقابله نسخ بدل با نسخه اساس و ثبت اختلاف نسخ است.
۱۹۰۰.

بازتاب ویژگی های مکتب رمانتیسم در داستان «سگ ولگرد» صادق هدایت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۴۳
مکتب رُمانتیسم، جنبشی هنری، ادبی و فکری در اروپاست که در نیمه اول قرن نوزدهم به اوج خود رسید. ویژگی های اصلی رمانتیسم، تأکید بر تخیّل، احساس گرایی، فردیت، ستایش گذشته، طبیعت گرایی و نقد مدنیّت است. هدف از این مقاله بررسی و تبیین مصادیق مکتب رمانتیسم در داستان کوتاه سگ ولگرد، اثر صادق هدایت است که با روش توصیفی – تحلیلی انجام شده است. پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش شکل می گیرد که چه ویژگی هایی در این داستان با مؤلفه های یادشده در مکتب رمانتیسم همخوانی دارد؟ در اشاره به برخی یافته ها می توان گفت که پیام مبهم در چشمان پات، نقطه عطف داستان در ادراک شهودی نویسنده رمانتیک است. پیامی که مبیّن معنی «فردیت» در ژرفای نگاه اوست. همچنان که هراس او از جامعه انسانی و عجز و نیاز مفرط او به نوازش با «احساس گرایی» رمانتیسم همخوانی دارد. تحول عاطفی «پات» در دویدن های بی وقفه او برای گریز و گذار از فضای بی مهری تا بازایستادن و مرگ نیز بازتاب مولفه «احساس گرایی» در داستان است. در واقع دور شدن او از فضای میدان ورامین، شیوه گذار احساس از پایبند تحذیر و تعقل است؛ همان گونه که اصل اساسی رمانتیسم ترجیح احساس بر عقل است. ویژگی اصلی داستان، «نقد مدنیّت» است. نویسنده، انسان ها را فاقد ادراک رنج ها و مظلومیت حیوانات می داند. از نظر هدایت، انسان ها نیازی به ابراز احساسات پات نداشتند. این تفسیر از انسان های شهری، بیان گر تلاش نویسنده برای تنبه نوع انسان از حق حیات حیوان است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان