سالومه صیاد راجبی

سالومه صیاد راجبی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

بررسی ساختاری حکایاتِ یقظه (انتباهِ) مشایخ تصوف در منظومه های صوفیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات صوفیانه مشایخ صوفیه معرفت شناسی صوفیه عناصر حکایت انتباه یقظه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
مشایخ صوفیه در مرتبه ای فروتر از پیامبر(ص)، اسوه های ایمان و عمل صالح برای اهل طریقت اند، ازهمین رو حکایات مشایخِ صوفیه بخشی مهم از متون صوفیانه است، حاکی از اقوال و افعال و احوال آنان در معامله با نفس، خلق و حق که عموماً در قالب حکایاتی کوتاه نقل شده است. در عموم این حکایات، قول، فعل و حال شیخِ قهرمانِ داستان است که دیگران را متنبه می کند، اما گاه، این خود شیخ است که در مقام ایقاظ و تنبه قرار می گیرد. این پژوهش کوششی است برای بررسی حکایات یقظه و انتباه مشایخ صوفیه در مهم ترین متون منظوم صوفیانه فارسی، شامل مثنوی های سنایی، منظومه های عطار، مثنوی معنوی و هفت اورنگ جامی و ریشه یابی مضامین آن ها در نظام معرفتی صوفیه. این پژوهش به روش تحلیل محتوا انجام شده و نتایج به دست آمده نشان می دهد که از مجموع ۳۱۴ حکایتِ مشایخ صوفیه در آثار یادشده، ۴۶ حکایت از نوعِ حکایاتِ یقظه مشایخ است که عوامل آن عبارت اند از شخصی عامی که عموماً شیخ را به مفهوم «توحید ذاتی و افعالی» تنبه می دهد، هاتفی غیبی که حضورش متکی بر مفهوم «وحی» و استمرار آن از نظر صوفیه است، شیخی دیگر که معمولاً در مرتبه ای فروتر است و رویدادهای طبیعی و حیوانات به مثابه «آیات خداوند» و نشانگانِ عبرت. از حیث عناصر روایی، عنصر «گفت وگو» با محوریتِ «شخصیتِ» شیخ، در ایجاد «کنش» این حکایات به منظور انتقال آموزه های اخلاقی و دینی، نقشی محوری دارند. درون مایه غالب حکایات نیز، تأکید بر آموزه های «توحید افعالی» و در پیامد آن، آموزه های «توکل» و «رضا»، هم سو با رویکرد کلامی و معرفت شناسی دینی صوفیه است.
۲.

حکایات مشایخ در منظومه های صوفیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات تصوف منظومه های صوفیانه فارسی حکایات مشایخ کرامت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۴۹
ادبیات صوفیه در دو صورت منثور و منظوم آن، بخشی بزرگ و مهم از ادبیات فارسی است با گونه ها و زیرگونه های متنوعی چون دستینه ها و آثار منثور و منظوم تعلیمی و نیز آثار خلاقه ای که گزارش گر لحظات شور و اشراق صوفی در زبانی غنایی یا رمزی(سمبلیک) است. یکی از مواد اصلی و مشترک در میان تقریباً تمامی این انواع گوناگون، نقل «حکایات» و «اقوال» مشایخ صوفی است. این پژوهش کوششی است برای ارائه تصویری دقیق و مستند از کمّ و کیفِ بازتابِ «حکایات» (و نه اقوالِ) مشایخ صوفی در مهم ترین منظومه های تعلیمی صوفیانه فارسی شامل حدیقه الحقیقه سنایی، مثنوی معنوی مولانا، و هفت اورنگ جامی. نتایج این پژوهش نشان می دهد از مجموع 300 حکایت منقول در مجموع این آثار، گذشته از حکایات منسوب به پیران ناشناس (47 حکایت)، که بالاترین میزان حکایات را تشکیل می دهد، بیشترین حکایت ها به ترتیب مربوط به بایزید(با 24مورد)، ابوسعید ابوالخیر(با 21 مورد) و شبلی(با 20 حکایت) است. همچنین حدود یک چهارم از مجموع کل حکایات، «حکایات کرامات»اند و مضمون بقیه حکایات، تعلیم معارف و مفاهیم صوفیانه است. گفتنی است در نگاهی تاریخی و تطبیقی، به روشنی می توان افزایش توجه به نقل حکایاتِ کرامات را در فاصله سنایی تا مولانا دید؛ چنان که در حدیقه الحقیقه، هیچ حکایت کرامتی نقل نشده اما از میان 26 حکایت منقول در دفاتر ششگانه مثنوی مولانا، 15 حکایت، (یعنی حدود 60درصد حکایات) کرامت محور است. درنهایت نیز می توان مجموع منظومه های صوفیانه فارسی را در مقایسه با انواعی همچون تذکره ها و اولیانامه ها و نیز عده ای از دستینه های کهن عربی، برخوردار از توجه کمتری به حکایات کرامات تلقی کرد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان