فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
127 - 150
حوزههای تخصصی:
یکی از متون کهن ادبی-تاریخی قرن هفتم، نفثه المصدور زیدری نسوی است که نمونه عالی نثر فنی و متکلّف محسوب می شود و روایتگر یک برهه تاریخ است. نسوی در کتاب خود برای تثبیت، استمرار و تداوم معانی از تکمیل، تفسیر و تبیین در متن کتاب بهره برده است. هدف از این پژوهش واکاوی تداوم معانی در کتاب نفثه المصدور است که با روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این سوال هستیم که نسوی چه شگردهایی را برای بیان تداوم معانی در کتاب نفثه المصدور به کار برده است؟ نسوی با استفاده از این روش برای اقناع خواننده یا انتقال احساس خود از دانش های ادبی، علمی و قرآنی بهره برده است. از جمله توصیف، پند و اندرز، تلمیح و تضمین به آیات، احادیث، روایات، سخن شاعران و بزرگان فارسی و تازی تا فضاسازی و جملات معترضه و سخنان حکمت آمیز و تصاویر بلاغی از جمله تشبیه که بیش ترین کاربرد آن مرکب است، بهره برده تا احساس درد و رنج ناشی از حمله مغولان را به تصویر بکشد و با این روش ها خواننده را به دنبال خود بکشاند تا کلام خود را به پایان برده و به شگردهای مختلف احساس خود را گاه در چند بیت یا چند جمله و گاه تکرار این معانی و مفاهیم به صورت مختلف به خواننده انتقال دهد.
«بررسی تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی با تکیه بر اصول گرایس»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
223 - 254
حوزههای تخصصی:
تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی در بافت های مختلفی به کار رفته است. این تلویح، مدلول های ضمنی متعددی را القاء می کند. تلویح، ابزاری زبانی است که به شکلی هنرمندانه ، معانی ضمنی را منتقل می کند. « پل گرایس» ( Grice Paul )، عامل مهم ایجاد تلویح را تخطّی از چهار اصل در گفت وگو می داند. این پژوهش با رویکرد اصول گرایس به تحلیل و بررسی تلویح «بدنشان» پرداخته است. هدف از این پژوهش، تحلیل منطق محاکاتی و تکرار این تلویح در بافت های مختلف و استنباط مدلول های مناسب در داستان های شاهنامه است. فواید این پژوهش، شامل واکاوی بافت های زبانی، غیرزبانی، درک و دریافت مدلول های مناسب «بدنشان» است. همچنین درک و فهم متون کلاسیک، تأثیر تلویحات در مناسبات انسانی و تقویت مهارت استنباط، از فواید دیگر این پژوهش است. در این جستار، ابتدا مفهوم گفتار تلویحی، انواع آن و اصول چهارگانه گرایس، تبیین گردیده است و سپس یافته ها با منابع کتابخانه ای تحلیل و توصیف شده اند. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که این تلویح در دو نوع قراردادی و خاص بازتولید شده است. نوع قراردادی خارج از مکالمه است و گفتمان، بافت و معانی ضمنی در ایجاد آن تأثیری نداشته است. امّا نوع خاص که هدف اصلی این پژوهش و در فضای مکالمه است؛ بافت زمان، مکان و گفتمان در ایجاد آن تأثیر بسیاری داشته است و معانی ضمنی متعددی دارد. همچنین تلویح «بدنشان» در بستر باورهای فلسفی، مذهبی، طبقاتی، سیاسی، اجتماعی و روان شناختی ایجاد شده است. در نهایت، با توجه به اصول گرایس، تلویح «بدنشان» در شاهنامه زمانی ایجاد شده که اصول کمیت، کیفیت، موضوعیت و شیوه در مکالمه رعایت نشده است.
تحلیل گفتگوهای خسرو و شیرین در منظومه خسرو وشیرین نظامی (برپایه جفت های هم جوار)
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
29 - 54
حوزههای تخصصی:
تحلیل مکالمه، یکی از راه های کشف معانی در پاره گفتارهاست. این نوع بررسی و تحلیل هرچند زیر مجموعه تحلیل گفتمان قرار می گیرد اما به صورت مجزّا و با بررسی هر پاره گفتار می توان نحوه تعامل طرفین گفتگو و معانی مدّنظر آن ها را دریافت. جفت های هم جوار یکی از جنبه های مورد بررسی در تحلیل مکالمه است که از طریق آن می توان به چگونگی انتقال معنا و سپس تفسیر آن ها پی برد. با بررسی این جنبه از تحلیل مکالمه در مکالمه های میان خسرو و شیرین، می توان جایگاه یک پاره گفتار در جفت هم جوار را با توجّه به بافتی که در آن قرار گرفته اند، تعیین و ساختارهایی که خسرو یا شیرین برای پاسخگویی ترجیح می دهند، پیدا کرد و به تحلیل آن ها پرداخت. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل مکالمه های خسرو و شیرین در منظومه خسرو و شیرین بر پایه جفت های هم جوار پرداخته است. نتایج پژوهش، بیانگر این است که خسرو و شیرین به نوبت سخن می گویند و نوبت های گفتگو را رعایت می کنند و در این میان، کسی که بیشتر از دیگری پاره گفتارهای مرتبط با سخن دیگری را بیان می کند، شیرین است و در مقایسه با خسرو بیشتر از او هم، از تمثیل برای ابراز دیدگاه و تثبیت هویّت پادشاهی خود استفاده می کند؛ امّا خسرو به طور عامدانه برخی از سخنان شیرین را نادیده گرفته و پس از چندین نوبت گفتگو که پافشاری شیرین را مشاهده می کند خود را ملزم به پاسخگویی دانسته و جفت های هم جوار با سخنان شیرین را بیان می کند.
تأثیرپذیری شعر معاصر ایران از ادبیات غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
71 - 92
حوزههای تخصصی:
شعر معاصر ایران، به ویژه پس از انقلاب مشروطیت، دستخوش تحولات عمیقی شد که در قالب و محتوای آن نمود یافت. این تغییرات، نتیجهٔ تعامل با فرهنگ نو و تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوره بود که به دگرگونی در عناصر تخیل، آرمان ها و مخاطبان شعر انجامید. یکی از ویژگی های بارز شعر معاصر، شکستن سنت ها و تلاش برای نوآوری بود. شاعران این دوره، با فاصله گیری از قالب های سنتی، به تجدد در فرم و محتوا پرداختند و به مسائلی همچون انسان و هستی توجه ویژه ای نشان دادند. زاویهٔ دید و استفاده از زبان مناسب برای بیان این مفاهیم، به چندگانگی در ارائهٔ شعر منجر شد. ظهور شعر نو، به ویژه با تلاش های نیما یوشیج، فصلی جدید در زبان و ادبیات فارسی گشود. او با تغییر در ماهیت شعر قدیم و ارائهٔ مفهومی نو از آن، زبان، تخیل، احساس، معنا، فرم و ساختار شعر را متحول کرد. این تغییرات، به گسترش جریان ها و نحله های متعدد در شعر نیمایی انجامید که گاه رنگ مکاتب ادبی غربی را نیز به خود گرفت. در واقع، تحولات شعر معاصر ایران، بازتابی از تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه بود که با نوآوری در فرم و محتوا، به بیان مفاهیم جدید پرداخت و نقش مهمی در دگرگونی ادبیات ایران ایفا کرد.
خوانشی جامعه شناسانه از رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از جعفر مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از جان اشتاین بک بر اساس نظریه بازتاب لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر اثر چارچوب فکری نویسنده را نشان می دهد، اما باید دانست که منشأ این چارچوب فکری تنها تفکر خود نویسنده نیست بلکه جامعه و تحولات آن نقش اساسی در پیدایش آن افکار دارند و به همین دلیل است که هر نویسنده تفکر معینی درباره جامعه دارد. جعفر مدرس صادقی و جان اشتاین بک پیوسته کوشیدند تا نشان دهند چگونه جامعه مدرن در جهت انقیاد و استثمار طبقات فرودست و تضادهای طبقاتی به کار گرفته شده است. از این رو، پژوهش حاضر می کوشد با بهره گیری از نظریه بازتاب لوکاچ و با روش توصیفی-تحلیلی به واکاوی مؤلفه های اجتماعی در رمان های بهشت و دوزخ و من تا صبح بیدارم از مدرس صادقی و رمان های خوشه های خشم و ماه پنهان است از اشتاین بک به صورت تطبیقی بپردازد. واکاوی این رمان ها نشان می دهد، هر دو نویسنده می کوشند تا سنت های اجتماعی را در آثار خود منعکس نمایند و به نوعی روایتگر فرهنگ حاکم بر جامعه باشند. هر دو نویسنده با بازنمایی مسائل اجتماعی چون فقدان آزادی، اعتصاب، سرکوب و مسائل سیاسی به انعکاس ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه می پردازند. همچنین شخصیت های این رمان ها اغلب افراد آسیب دیده اجتماعی هستند که در تلاش اند تا خود را با هویتی که جامعه بر آن ها تحمیل می کند، تطبیق دهند که در این انطباق هویت عموماً شکست می خورند.
واکاوی پدیده سنگ باران زا و آیین ها و باورهای مرتبط با آن در عجایب نامه ها و متون کهن ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
1 - 36
حوزههای تخصصی:
در اساطیر و فرهنگ عامه آداب و رسوم گوناگونی با موضوع تصرف در طبیعت و ایجاد باران و برف و تگرگ یا دفع آن وجود داشته است. در این آیین ها با استفاده از اجسامی خاص، انجام اعمالی ویژه و خواندن افسون، در طبیعت و هوا تصرف می شد. یکی از مهم ترین نمودهای این امر، استفاده از حجرالمطر برای ایجاد برف و باران است که در آسیای مرکزی و غالباً در میان اقوام ترک زبان رواج داشته است. موضوع این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کهن انجام گرفته، بررسی، نقد و تحلیل حجرالمطر در متون کهن، به ویژه عجایب نامه ها، متون کانی شناختی و متون تاریخی و اشاره به آیین های مشابه در اساطیر و فرهنگ عامه است. پرسش اصلی تحقیق این است که منشأ این سنگ چیست و طرز عمل و کاربردهای آن چگونه بوده است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که قدما، دو نگاه عمده طبیعی و اسطوره ای به حجرالمطر به عنوان نوعی طلسم داشته اند که استفاده از آن قدرتی خارق العاده تلقی شده و افسونگران باران ساز با ایجاد برف و سرما، نقش مهمی در تضعیف و شکست لشکر دشمن داشته اند. همچنین در کشاورزی و باراندن باران بر مزارع و دفع تگرک نقش مهمی ایفا کرده است.
بررسی تطبیقی کهن الگوی «عیار» در داستان های کور اوغلی و رابین هود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
218 - 244
حوزههای تخصصی:
کهن الگوی قهرمانی که در برابر ظلم و ستم قد علم کرده و با ایستادن در برابر فئودال ها و حاکمان ظالم، یاریگر طبقه فرودست جامعه و دادخواهان بوده است، در تمام جوامع دیده می شود. این عده که از ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪان دزدی ﻣیکﺮدﻧﺪ و به فقرا ﻣیﺑﺨﺸیﺪﻧﺪ در ایران دوره ساسانیان «اﺷکﻮﻫﺎن» و ﻧیﺰ «ﻋیﺎران» یﺎ «ایﺎران» ﺑﻮدﻧﺪ که ﻗﻮاﻋﺪ ﺧﺎﺻی ﻣیﺎن ﺧﻮد داﺷﺘﻨﺪ. اَرَشک را می توان نخستین عیار ایران نامید که برای استقلال ایران علیه سلوکیان (جانشینان اسکندر مقدونی) قیام کرد. یعقوب لیث، نادرقلی اوشر، ملقب به نادرشاه افشار، و زینب پاشای آذربایجان نمونه ای دیگر از این قهرمانان تاریخی هستند. کوراوغلی آذربایجان و رابین هود انگلستان دو شخصیت از این عیاران هستند که پیوند تاریخ و اسطوره را با خود دارند. کوراوغلی قهرمان عیار مشترک میان بسیاری از مردمان ترک ازجمله مردم آذربایجان ایران، و ترکان ترکیه، ترکمن ها، ازبک ها و قشقایی هاست. رابین هود عیار بریتانیایی نیز شهرتی جهانی دارد. شاید هیچ شخصیت ادبی دیگری از اروپای قرون وسطی به جز رابین هود قانون شکن جنگلی یاغی نباشد که به این وسعت در سراسر جهان شناخته شده باشد. این مقاله بر مبنای مکتب آمریکایی، شخصیت کوراوغلی و رابین هود، دو عیار آذربایجانی و بریتانیایی را به شیوه توصیفی و تحلیلی تطبیق می دهد.
خوانش روایی رویداد تاریخی «بردار کردن حسنک وزیر» بر اساس نظریه دیوید هرمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
40 - 79
حوزههای تخصصی:
تاریخ بیهقی، به عنوان یکی از آثار منحصربه فرد ادبی تاریخی، به دلیل ویژگی های خاص روایی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. ابوالفضل بیهقی با به کار بردن شیوه های خاص روایت پردازی، مرز میان تاریخ، داستان و روایت را در اثر خود در هم شکسته و از رویدادهای تاریخی، اثر ادبی متمایزی را پدید آورده است. در این جستار، با روش تحلیلی توصیفی، رویکرد روایت شناسی و با استناد به نظریه دیوید هرمن، زوایای مختلف رویداد تاریخی «بردار کردن حسنک» را واکاویدیم. هرمن در بنیان نظری خود، برای تحلیل ساختارِ منجر به روایت مندی، چهار سطح واقع شدگی، توالی رویدادها، جهان پردازی/جهان پریشی و هم بوم پنداری را معرفی می کند. تحلیل روایت بیهقی از این رویداد نشان می دهد که وی در هر سطح، از شیوه های متمایز از سایر مورخان این دوره بهره جسته و توانسته از سطح گزارش فاصله بگیرد و به سطح آفرینش نزدیک شود. در سطح واقع شدگی، بیهقی با چهره های مختلف در ضمن روایت ظاهر می شود و با شگردهای تعاملی و موضع گزینی های متعدد، متن را از تک صداییِ گزارشی خارج می کند. در سطح توالی رویدادها نیز فرایند روایی مشخصی را می بینیم که دارای تعین غایت شناختی است و متن را از حالت گزارشِ صرف فاصله می دهد. بیهقی در سطح سوم روایت با ترکیب عناصر اصلی و فرعی، جهان روایی خود را برساخته است که درنهایت به ایجاد حس هم بوم پنداری در مخاطبان منجر می شود.
بررسی تطبیقی نقش بونصر مشکان با گودرز کشواد در دستگاه حکومتی بر مبنای نظریه روان شناسی سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
40 - 58
حوزههای تخصصی:
دو اقیانوس ادب فارسی، تاریخ بیهقی در نثر و شاهنامه در نظم فارسی شاهکارهای ابوالفضل بیهقی و ابوالقاسم فردوسی نمایان گرِ تاریخ درخشان ِقدمتِ ایران در پهنه ی گیتی است. این جستار بر آن است تا دو مروارید گران بها از این دو اقیانوس ادب فارسی را صید کرده و ضمن معرفی کوتاهی از این دو صید ارزشمند، شباهت های نقشی که در جایگاه خود ایفا کرده اند را بررسی و واکاوی نماید. در هر دوره ای در تاریخ در رأس هر حکومتی افراد مثبت و منفی وجود دارند که دارای منصب و مقامی هستند و نگارنده بر آن است تا افرادی که نقش مثبت در دستگاه حکومتی داشته اند را با هم مقایسه نماید. روش انجام این پژوهش روش تحلیلی توصیفی از طریق یادداشت برداری کتابخانه ای است که بر مبنای نظریه ی روان شناسی سیاسی به بررسی و مقایسه ی ویژگی های شخصیتی موثر در عملکرد سیاسی بونصر مشکان در متن کتاب تاریخ بیهقی و گودرز کشواد در متن شاهنامه ی فردوسی می پردازد. نتایج اولیه حاکی از آن است که هر دو شخصیت دارای هوش سیاسی بالا و وجدان کاری خوبی بودند و از حق پذیری، تواضع، فروتنی و امانت داری بالایی برخوردار بودند که مجموع این خصایص شخصیتی کمک شایانی به پیشبرد اهداف سیاسی هر دو شخصیت داشته و سبب شده است همکاری هر دو شخص در اداره ی امور مملکت به شکل سازنده ای موثر و مفید باشد.
L'Image de l'homme-enfant dans trois romans de Colette : Chéri, La Fin de Chéri et La Chatte(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cet article, qui tourne principalement autour de l’image de l’homme-enfant chez l’écrivaine française Colette, nous permettra d’introduire le point de vue du genre (de l’anglais gender) dans la réflexion autour de la littérature. En analysant de quelles façons cette femme de lettres a déconstruit les stéréotypes liés aux fonctions et aux caractéristiques prêtées traditionnellement au genre masculin dans trois de ses romans en particulier, Chéri, La Fin de Chéri et La Chatte, nous soulignerons qu’elle a introduit dans ses textes un discours nouveau qui accompagne les mutations sociales du XXᵉ siècle. En décryptant comment Colette a cherché à subvertir la nature codifiée du genre et à redéfinir, par la même occasion, les rapports hommes/femmes, nous mettrons en lumière son originalité dans le champ littéraire français du début du siècle dernier. Par le biais de ses œuvres de fiction, cette écrivaine fait naître un questionnement social implicite sur ce que sont le masculin et le féminin en montrant que l’identité de genre n’est pas figée et que les hommes, tout comme les femmes, ne peuvent pas être simplement réduits à des représentations classiques.
L'Art de la Dualité: Exploration du Bonheur et de la Tristesse dans l'Œuvre de Mowlânâ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
217 - 236
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی دوگانگی شادی و غم در آثار مولانا، شاعر و عارف نامدار ایرانی، می پردازد. مولانا شادی را حالتی می داند که به طور ذاتی با عشق الهی پیوند خورده است، درحالی که غم را مرحله ای ضروری در مسیر تحقق معنوی تلقی می کند. او نشان می دهد که این دو احساس متضاد، به جای آنکه یکدیگر را نفی کنند، در ارتباطی متقابل قرار داشته و هر یک موجب غنای دیگری می شود. مولانا با بهره گیری از نمادهای قدرتمندی چون باغ، گل و موسیقی، همزیستی زیبایی و درد را به تصویر می کشد. از دیدگاه او، غم نه تنها پدیده ای منفی نیست، بلکه به عنوان عاملی برای دگرگونی فردی و تعالی روحی عمل می کند. در این راستا، عشق عرفانی به عنوان کلید دست یابی به شادی راستین و پایدار معرفی می شود. در نهایت، مولانا خواننده را به درک و پذیرش غنای تجربه انسانی فرامی خواند، چراکه شادی اصیل اغلب از دل رنج و مبارزه زاده می شود. این مقاله بر اهمیت نگرشی کل نگر به احساسات در مسیر جستجوی معنا و شکوفایی فردی تأکید دارد.
تحلیل و نقد عاشقانه های قوام الدین محمد صاینی یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
231 - 254
حوزههای تخصصی:
وصف حال عاشق، توصیف احوالات و سیمای معشوق و عشق را می توان سه مؤلفه اصلی و بنیادین ادبیات غنایی به حساب آورد. یکی از نسخ خطی بازمانده از دوران تیموری که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته و تصحیح نشده است، کلیات قوام الدین محمد صاینی یزدی، شامل 359 غزل در وصف عشق و احوالات عاشقی است. جستار حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و برمبنای روش سندکاوی، براساس نسخه خطی تصحیح شده در رساله دکتری الهام معینیان به انجام رسیده، به این مسئله می پردازد که از منظر مؤلفه های ادبیات غنایی، نگرش قوام الدین محمد نسبت به موضوع عشق و احوالات عاشق و معشوق چگونه است؟ برآیند پژوهش، حاکی از آن است که قوام الدین محمد در سنّت غزل سرایی، به طرز قدما، ازجمله شیوه حافظ و سعدی روی آورده است. درون مایه غزلیات و مضامین مورد توجه وی نیز عمدتاً وصف ناکامی های عشق، اوصاف معشوق و مبارزه با زهد ریایی است. نکته برجسته این غزلیات، لحن تعلیمی آن و وجود یک نمونه غزل مدحی در این دیوان است که بررسی غزل شاعر را شایان توجه کرده است.
A Study of the Story Hazrat Khidr and Hazrat Musa and the Story Hazrat Ayyub Based on the Criticism of Structuralism and with an Approach to Roland Barthes' Theory of Five Codes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
57 - 64
حوزههای تخصصی:
One type of literary criticism that has received attention in linguistic studies in the twentieth century is structuralist criticism. Accordingly, in structuralist criticism, we can examine the meaning of each phenomenon as a set of rules and a holistic view. One of the thinkers who developed new approaches in this field with the help of Ferdinand de Saussure's views is Roland Barthes. The result of Barthes' theorizing is the five codes model, which was published in one of his works called S/Z . Barthes’ five codes model is one of the best models that semioticians use to analyze texts and find the meaning of the text. Since the theory of codes can be used to analyze any type of narrative and story, this study attempts to provide information in a library-based manner and with a narratological approach to conduct a descriptive-analytical study of two Quranic stories. In this regard, we use two interpretive works, namely Kashf al-Asrar and Tafsir al-Tabari and several other literary commentaries, to analyze these two stories. This study shows that the general structure of Quranic narratives can be deciphered only by considering the structure of the text itself and without considering external factors, with the help of Roland Barthes' narrative codes. In addition, it was concluded that Quranic interpretation and the five codes both have a common goal. By going through the primary and superficial layers of the text, one can discover the inner meanings and reach the secondary layers of the text.
اوزان ایقاعی در تصنیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
33 - 52
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث چالش برانگیز در میان پژوهشگران در حوزه تصنیف یا ترانه سرایی مسئله وزن تصنیف و ماهیت آن است. برخی وزن تصنیف را از مقوله اوزان هجایی می دانند؛ برخی دیگر به عروضی بودن این اوزان اعتقاد دارند؛ عده ای هم بر هجایی تکیه ای بودن این اوزان تأکید دارند. این اختلاف نظر تا آنجا ادامه می یابد که برخی به واسطه نداشتن درک درست از ساختار و شاکله تصنیف، پاره ای از تصنیف ها را بدون وزن قلمداد می کنند. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر ساختار متفاوت و ویژه تصنیف ها بعداز دوره مشروطه ساحت چندگانه موسیقایی این تصنیف ها را بررسی و تحلیل کنیم. برایند این جستار نشان می دهد که تصنیف با توجه به ملازمت بلافصل آن با ملودی و ریتم، الزامات موسیقایی خاصی دارد که متأثر از نقرات و ایقاعات موسیقی است. حاصل این اتفاق، خلق اوزانی است که به آن «اوزان ایقاعی» می گوییم. توجه به خوانش ملودیک اشعار، دقت در درنگ ها، مکث ها، کشش اصوات، نقاط شروع و پایان ضرب های تصنیف، ما را به اوزان ایقاعی که ویژگی های خاصی دارد، رهنمون می سازد.
Etude analytique des éléments socio-culturels du roman California Dream de Najib Redouane dans une approche traductive(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La présente recherche se penche sur la traduction des éléments socio-culturels véhiculant les affinités et les décalages entre les langues-cultures source et cible, ce qui pose, certainement, des problèmes pour le traducteur. Celui-ci doit les surmonter avant de les transférer dûment vers une autre langue, mais comment et en se basant sur quelles théories de traduction? Afin de trouver des réponses appropriées à ces questions, on a opté pour la traduction du roman California Dream (2018) de Najib Redouane qui regorge d’éléments socio-culturels dont la plupart rentrent dans le domaine de nomenclature. Une fois le texte traduit, on a sélectionné quelques extraits du roman contenant ces éléments en trois catégories: anthroponyme, toponyme et pragmonyme. Une analyse détaillée de la traduction de ces passages a été effectuée pour passer au crible les modalités de leur transmission vers le persan, parcours qui fait état de la méthodologie descriptive-analytique basée sur les théories de Michel Ballard. Selon les résultats de recherche, pour les anthroponymes et les toponymes, le recours à la transcription, à la translittération et aux notes infrapaginales s’avère indispensable afin de respecter le principe d’étrangéité du texte. Quant au transfert des pragmonymes, on a fait usage de l’assimilation phonétique et graphique, de la traduction littérale, de l'incrémentalisation, de l'équivalent culturel et de la substitution.
Vers une philosophie du comique: ironie et rire dans Je m’en vais de Jean Echenoz(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Chez Jean Echenoz, et particulièrement dans Je m’en vais , l’humour ne se réduit pas à un simple ornement narratif: il constitue une modalité critique et existentielle centrale dans une esthétique postmoderne. Cet article s’interroge sur la manière dont le comique déconstruit les codes traditionnels du récit tout en révélant la crise du sujet moderne. En mobilisant une lecture textuelle approfondie, combinée à des approches philosophiques et esthétiques, nous montrons que l’ironie echenozienne fragilise à la fois la logique narrative et la cohérence du sujet. Le rire, quant à lui, oscille entre distance critique, déréalisation et vacuité existentielle. Cette tension produit une esthétique du soupçon où le comique agit comme un espace de survie lucide face à l’absurde. En ce sens, le comique chez Echenoz participe d’une mise en crise permanente des repères ontologiques et narratifs. Le comique devient ainsi un outil d’exploration des limites du langage et de la représentation. Ainsi, l’humour chez Echenoz apparaît comme une stratégie postmoderne pour habiter la fragilité du sujet sans prétendre restaurer une vérité perdue.
بررسی گفت وگوی متن با مخاطب در غزلیات مولانا بر اساس نظریه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
201 - 222
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیک گادامر پیوند تنگاتنگ و نزدیکی با مفهوم گفت و گو دارد. گادامر بر این باور است که بدون توجّه داشتن به عنصرگفت وگو، مخاطب و متن توانایی برقراری ارتباط را ندارند؛ بنابراین در این صورت نیز تأویلی صورت نمی پذیرد. غزلیات مولانا از جمله متونی است که مفهومی فراتر از تک معنایی دارد. در باور مولانا معیار قدرت و ناتوانی انسان اندیشه و فهم اوست. او در غزلیاتش به دنبال گمشده ای است که هرگز در این جهان نمی گنجد، مگر از راه شهود و کشف عینی و این ادراکات در سایه گفت وگو که میدانی برای پرسش های متفاوت و دست یابی به پاسخ های متناسب با آن است، امکان پذیر خواهد شد. نوشتار حاضر برآن است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی چند غزل از غزلیات مولانا را از این منظر تحلیل کند. دستاورد پژوهش نشان می دهدکه در پی پرسش و پاسخ های میان غزل های مولانا و مفسّر (مخاطب) و با منطبق کردن افق معنایی آن ها می توان به تأویلی جدید دست پیدا کرد. مفسّر در هنگام مواجهه با متن می کوشد با توجه به موضوع به آن رجوع کند و پرسش ها و پاسخ های متن را نسبت به مکالمه متن با شالوده بازیابی کند. این جست وجو از سنّت و امتزاج افق های مفسّر ظاهر شده است. به علاوه در این مقاله این نکته مورد بررسی قرار گرفته است که مولانا استنباط و وصول معانی را در فهم مخاطب می بیند و برای دست یابی به شناخت و درک متن بر فهم که محصول گفت وگوی میان گوینده و خواننده است و در اثر یک رخداد اتفاق می افتد، تأکید می کند.
تحلیل روان شناسانه نیاز به ارتباط (انواع عشق) در 35 داستان برگزیده کودکان و نوجوانان (بر اساس نظریه اریک فروم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
97 - 122
حوزههای تخصصی:
یکی از نیازهای اساسی آدمی از منظر تمامی روانشناسان، نیاز به عشق و ارتباط است. انسان برای رسیدن به مرحله خودشکوفایی باید دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه کند. انسان سالم کسی است که بتواند نیازهایش را بدون آسیب رساندن به دیگران، به خوبی تامین کند و این مهارت باید از کودکی به کودکان آموزش داده شود. داستان یکی از مهم ترین ابزارهای آموزشی خصوصاً در دوران کودکی است. می توان با بررسی ارتباط بین شخصیت های داستانی در داستان های گوناگون کودکان و نوجوانان به بررسی نوع و کیفیت عشق در آنها پرداخت و پیرو آن به میزان تاثیرپذیری کودک از داستان و نوع آموزه و کاربرد تربیتی آن بر کودکان مخاطب دست یافت. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد، همه انواع عشق (براساس تقسیم بندی فروم) در نمونه های آماری مطرح شده است. کودک با خواندن داستان ها به جایگاه افراد و تفاوت میان انواع ارتباط آشنا می شود و می داند در مواجهه با افراد مختلف و در «ارتباط»های متعددی که در طول عمر تجربه می کند، چه رفتارهایی را انتخاب کند.
نمودهای «دیگری» در شعر خردسال و کودک با رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی (مطالعه ی موردی دفتر شعرهای طیّبه شامانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه ی میان فرهنگی در جست وجوی راهکاری برای نهادینه کردن فرهنگ گفت وگو و پذیرش «دیگری» با هدف پایان دادن به وضعیت نزاع فرهنگ های متکثر در عصر جهانی شدن است. عنصر اصلی و اساسی در پژوهش های مرتبط با رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی، موضوع فهم و درک «دیگری»، «غیر» یا «بیگانه»، میزان اهمیت و نوع نگاه به آن و نمونه های مرتبط با این گونه مفاهیم است. شیوه های معرفی «دیگری» به نسل نوپای هر فرهنگ با کمک شعر کودک و خردسال که بیشتر ماهیتی آموزشی دارد، نقشی تعیین کننده در شکل گیری باور او به «دیگری» در آینده خواهد داشت. شعر به عنوان معتمدترین اثر کلامی به ویژه برای خردسالان و کودکان نقش مهمی در هویت یابی و تعیین مجرای ورود آنان به زندگی اجتماعی و نوع برخورد با جهان های فرهنگی گوناگون دارد. در این پژوهش که از نوع بنیادی و به روش تحلیل کیفی است، کوشش شده است تا انواع «دیگری-بیگانه» های معرفی شده به خردسال و کودک، از ابتدای زمانِ ایجادِ مرز میان «خود» و «دیگری» واکاوی شود و با عنایت به آراء اندیشمندانِ رویکرد هرمنوتیکیِ میان فرهنگی چون رام ادهر مال، فرانتس مارتین ویمر و هاینتس کیمرله، شاخص ترین نمودهای آن شناسایی گردد. یافته ها نشان می دهد که در شعر خردسال و کودکِ بررسی شده در این پژوهش، باتوجه به اصالت رئالیسم ایدئولوژیک، انواع دیگری عموماً شامل دیگریِ نزدیک و هم فرهنگ (خود-دیگری)، دیگری دور از نوع (بیگانگی نرمال) و (بیگانگی رادیکال) است و نشانه هایی از دیگریِ دگرفرهنگ (بیگانگی محض) در این اشعار دیده نمی شود. همچنین یافته ها نمایانگر آن است که از این «دیگری »ها به عنوان بستری برای دستیابی به فهمِ خود، شکل گیری فرایندِ فهمیدن و آموزشِ نوع تعامل با دیگری های حاضر در زندگی روزمره ی کودک و خردسال استفاده می شود. روش معرفی این «دیگری» ها به کودک نیز تا حدود زیادی متناسب با مؤلفه های رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی است.
نقد دیدگاه های تقلیل گرایانه در خوانش نظریه ادبی و شعر نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد و نظریه ادبی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
177 - 199
حوزههای تخصصی:
علم مدرن فرزند «تقلیل گرایی» است. ریشه این اصطلاح به دوران رنسانس و تلاش انسان برای فهم جهان به مثابه کل واحد ازطریق تجزیه و تحلیل اجزاءِ متکثر برمی گردد. بنابراین به نظر می رسد تقلیل گرایی در جهت مثبت کار می کند. اما خواهیم دید این مفهوم در نقد ادبی چه مشکلاتی را به بار خواهد آورد. این پژوهش به نقد دیدگاه های تقلیل گرایانه منتقدان نظریه ادبی و شعر نیما یوشیج می پردازد. نیما به عنوان اولین و مهم ترین چهره در شعر معاصر ایران، نیازمند خوانش دقیق و عمیق است، اما شش منتقد بررسی شده در این نوشتار -سیروس شمیسا، سعید حمیدیان، تقی پورنامداریان، رضا براهنی، شاپور جورکش، و محمود فلکی- گاه در آراءِ خود با رویکردی تقلیل گرایانه، مفاهیم و مسئله های نیما را به جزئیات ساده تر و آسان یاب تر کاهش می دهند. بدین منظور، پس از معرفی انواع تقلیل گرایی، حوز ه هایی نظیر فرم، سوژه و ابژه، زبان، تفسیر، و سمبول در بازخوانی نیماپژوهان واکاوی خواهد شد. با بررسی هریک از این حوزه ها نشان داده می شود که چگونه رویکردهای تقلیل گرایانه باعث از دست رفتن ارتباط اجزاء با کل می شود. نتیجه آنکه نقد ادبی باید به کلیت شعر نو نیز توجه کند و با رفت وبرگشت های مدام از جزء به کل و بالعکس، از رویکردهای یک سویه و تقلیل گرایانه بپرهیزد.