فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۲۱ تا ۳٬۲۴۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
73 - 90
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در پروژه های شهری داشتن رویکردی کل نگر ضروری به نظر می رسد. به این ترتیب که حدود و خط پروژه نمی تواند دلیلی بر نادیده گرفتن کنش متقابل آن با حوزه فراگیر خود در ساختار شهری گردد. در طرح های توسعه شهری، عدم توجه به ساختار قدیمی شهر با تحمیل شبکه خیابان های جدید، آسیب های جدی به یکپارچگی بافت های شهری وارد می سازد. در شهر اصفهان و به ویژه در منطقه تاریخی آن، پروژه های احیای میدان عتیق (کهنه - امام علی)، ایجاد محورهای باغ گلدسته، شهید مقدم و نظام الملک به عنوان پروژه های معاصر مصداق اینگونه مداخلات بوده اند که بر این ساختار تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم داشته اند. هدف: در پژوهش حاضر، تحلیل بر شبکه شهری متمرکز شده و تلاش دارد دریابد پروژه های توسعه جدید به ویژه توسعه های مرتبط با شبکه های آمد و شد، به چه ترتیب توانسته بر نظام ساختاری – فضایی محدوده ی تاریخی شهر اصفهان تاثیر گذارند. روش: در پژوهش کاربردی حاضر، داده ها به دو روش کتابخانه ای و پیمایشی گردآوری شده و با به کارگیری ابزار چیدمان فضا تحلیل شده اند. پس از تحلیل ساختار فضایی محدوده تاریخی شهر در مهمترین دوره های تحولات کالبدی شامل دوره های سلجوقی، صفوی و پهلوی و معاصر، تاثیر احیای ساختاری میدان و سایر پروژه ها درلایه های کاربری و حمل و نقل نیز بررسی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که انسجام ساختار و سازمان فضایی شهر تنها در دوران سلجوقی و صفوی وجود داشته و بر خلاف دوران صفوی که ساختار جدید با احترام به بافت قدیم و در ارتباط با آن ایجاد گردید، شبکه خیابان کشی های جدید دوران پهلوی بدون توجه به زمینه به منزوی نمودن هرچه بیشتر بافت انجامیده و با فاصله گرفتن هم پیوندی این محورهای جدید ایجاد شده از گذرهای درونی بافت ارتباط فضایی عناصر فضایی موجود در دوران پیشین را از بین برده است.
Participatory Design; A New Approach to Regenerate the Public Space(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The following study aims to present an innovative approach for Design. Participatory Design is the model of direct involvement of different social groups in the design from functional tools to environments, social institutions and businesses. Diverse collection of practices has been developed to support this direct involvement by Participatory Design. People are invited to participate during different phases of an innovative and creative process; from initial exploration to problem definition and defining the problem and creating ideas for solutions. During development, they help evaluate proposed solutions. Participatory Design answers questions about users and their tasks and goals, then help users to make decisions. Participatory Design is characterized as a maturing area of research and as an evolving practice among designer. Architecture as a professional design are social constructs and the way for humans to consider the physical world in which they exist, and as social constructs, both reflect and shape the culture in which they arise. The authors go through the definitions of Participatory Design in order to achieve a new approache in design. various values which are inherent in the social fabrics are illustrated by emphasizing on cultural identity and activity. To illustrate the concept of this approach, landscape design of bazaar in mahallat as a case study is considered.This research will attempt to identify and analyze the local participation, and goes some way to providing practical solutions to tackle the local problems, utilizing an effective application of the principles of sustainable development on both environmental and architectural aspects.
بررسی دلبستگی به مکان در میان کودکان (نمونه موردی: محله بازارچه قصردشت شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱۳
165 - 179
حوزههای تخصصی:
محله های شهری افراد را در خود در بر می گیرند و زندگی افراد در فضای محله ها تعریف و تنظیم می گردد. همچنین به عنوان بخشی از فضاهای عمومی در شهرها، نقش مهمی در رفع نیازهای کودکان ایفا می کنند. بنابراین به منظور پویایی بیشتر این فضاها و برای برآورده ساختن نیازهای مردم، باید به رفتارهای شکل دهنده این فضاها توجه کرد. از آنجایی که کارایی اغلب محله های شهری در نتیجه عدم انطباق نیازهای کاربران با کیفیت محیطی متناسب با قلمروهای رفتاری، در سطح پایینی می باشد، لزوم توجه به برنامه اصولی و مبتنی بر رفتار استفاده کنندگان در اینگونه فضاها، ضروری می باشد. محله قصردشت شیراز و کودکان 7-12سال به عنوان نمونه مطالعاتی این پژوهش انتخاب شده است. هدف از این پژوهش مطالعه، بررسی و تحلیل عوامل تأثیر گذار بر ایجاد دلبستگی به محله در میان کودکان است. پژوهش حاضر، یک تحقیق میدانی با رویکرد توصیفی - تحلیلی است و به دنبال پاسخ به این سوال اساسی است که، عوامل مؤثر و نقش آنها در ایجاد دلبستگی در بافت محله به چه میزان تأثیرگذار است؟ شاخص ها با استفاده از طراحی پرسش نامه و نقشه های رفتاری بر اساس حجم نمونه و تبدیل یافته های کیفی به مؤلفه های کمی از طریق نرم افزارspss پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، که کودکان حاضر در این پژوهش از قابلیت های محله خود لذت می برند و تحت تاثیر شاخص های مختلفی می باشند، که از میان دلبستگی عاطفی، موجب تعامل حسی انسان و مکان و نقش آن در هویت فردی می شود . همچنین دلبستگی به مکان در میان کودکان محله بازارچه قصردشت با جنسیت و نوع سکونت آنها ارتباطی ندارد و دلبستگی عاطفی، تصویر ذهنی، حس مکان و هویت به مکان از عوامل تأثیر گذار بر ایجاد دلبستگی محسوب می شوند و فضاهای فاقد امنیت و تاریک مهمترین عامل ها برای عدم دلبستگی به مکان در میان کودکان خواهند شد.
تدوین مدل ارزیابی منظر (با مروری بر روش ها و رویکردهای جاری ارزیابی منظر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال چهاردهم بهمن ۱۳۹۶ شماره ۵۶
33 - 42
حوزههای تخصصی:
در ادبیات معماری منظر مفهوم منظر همواره با دو وجه عینیت و ذهنیت پیوند خورده و پیوندی ناگسستنی میان انسان و محیط را به نمایش گذاشته است. رابطه ای تنگاتنگ و درهم تنیده از مسایل کیفی و کمی که امر شناخت و به تبع آن ارزیابی آن را مشکل می سازد. در طول تاریخ منظر و به خصوص در سالیان اخیر تلاش های زیادی برای ارزیابی منظر و وجوه مختلف آن شده است که در اکثر آنها سعی شده است با جداسازی وجه عینی از وجه ذهنی و ارزیابی عددی هر یک به تفکیک به ارزیابی منظر بپردازند. گاه کالبد محیط مورد ارزیابی قرار گرفته است و گاه ادراکات انسانی از محیط، گاه ارزیابی منظر را به سمت و سویی زیست محیطی سوق داده که با نگاهی اکولوژیک به آن توجه شده، گاه آن را عینیتی فارغ از انسان و ذهن او در نظر گرفته و گاه منظر را ذهنیتی مجرد تلقی کرده است. لیکن به نظر می رسد برای ارزیابی مفهوم منظر نیاز به هم زمانی فرآیند ارزیابی عینی و ذهنی و کشف روابط فی مابین این دو است. از این رو این پژوهش سعی دارد با گردآوری و دسته بندی اسناد کتابخانه ای شامل روش های مختلف ارزیابی منظر در حوزه های مختلف عینی و ذهنی و به تحلیل آنها به شیوه استنتاجی و استنباطی بپردازد و به بررسی روش های موجود ارزیابی منظر و شناخت و تحلیل آن دست یافته و مدلی برای ارزیابی منظر پیشنهاد دهد.
تحلیلی بر نمود معماری در شعر شاعران (قرون پنجم تا نهم)
حوزههای تخصصی:
شعر یکی از هنر های ارزشمند است که با معماری دارای جهان مشترک می باشد و معماری و شعر در این سرزمین پیشینه دراز دارند و دارای ارزش های فرا زمانی و فرامکانی می باشند؛ اما باید به این نکته نیز توجه داشت، که به هر جهت با گذشت زمان این ارزش ها نیازمند نو شدن و نوزایی هستند.در این مقاله هدف از بررسی های انجام شده توجه به معماری در آثار شاعران برجسته ای بین قرون پنجم تا نهم همچون فردوسی، مولانا، نظامی، حافظ و ...اهمیت معماری در زمان حیات آن ها است. شعر و معماری هر دو هنر هستند. شعر، هنر کلامی و معماری، هنر ساختاری و سازه ای که این نسبت میان دو هنر تصویری و آوایی باید با احتیاط صورت بگیرد و در تمام موارد این انطباق، نظیر و مانند نخواهد داشت. چارچوب نظری مورد استفاده به صورت کیفی، تحلیلی می باشد. این پژوهش در سطح نظری انجام گرفته که مبتنی بر بررسی مبانی نظری از روش مروری و کتابخانه ای استفاده شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل بررسی های محیطی جهت دست یابی به تحلیل جامع، مطالعه کتب و مجلات، مقالات لاتین موجود، اسناد صوتی و تصویری، شبکه اینترنت و سایر منابع در دسترس زمینه تحقیق اند.نتایج این بررسی ها نشان می دهد که شاعران و اشعار آن ها به وضوح نسبت به فضاهای معماری با جنبه های عمومی و خصوصی توجه بخصوصی داشته اند.
هستی شناسیِ معنا در آثار معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۲۴
5 - 16
حوزههای تخصصی:
از مباحث مطرح در قلمرو «فلسفه هنر»، هستی شناسیِ آثار هنری است که از مهم ترین این«هست ها» در دانش معماری، «معنای آثار معماری» است. مسئله ای که در این مقاله مورد ژرفکاوی قرار می گیرد عبارت است از «چیستی معنای آثار معماری»؛ براین اساس، طی این پژوهش به این پرسش اصلی پرداخته می شود که خاستگاه معنای یک اثر معماری چیست و بر اساس این خاستگاه، آیا می توان به تعیّن معنا در آثار معماری معتقد بود یا خیر؟ به این منظور، ضمن مقایسه تطبیقی نظریات مختلف، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی و با استناد به آموزه های اسلامی، مشخص می گردد که مهم ترین خاستگاه معنای اثر، ایده ها و ایده آل های معمارِ اثر است و گرچه اعتباریاتی نظیر پیش دانسته های مخاطب نیز بر تکوین معنا مؤثر است، لیکن برپایه برآیند کلیه عوامل مؤثر بر تکوین معنا، دامنه معناییِ اثرِ معماری، متعیّن و نسبتاً بسته است.
مدل ارزیابی وضعیت حفاظت محوطه های میراث فرهنگی جهانی (نمونه مطالعه: عرصه ثبت جهانی شهر تاریخی یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: ارزیابی وضعیت حفاظت محوطه های میراث فرهنگی جهانی به عنوان یکی از اساسی ترین موضوعات در فرایند نظارت بر میراث می باشد؛ که باید علاوه بر تمرکز بر حفاظت از ارزش های ملموس و ناملموس، همچنین بر برقراری ارتباط با برجستگی و منزلت فرهنگی سایت میراثی تاکید داشته باشد و این فرایند ارزیابی باید با مشارکت ذینفعان مختلف مرتبط با بستر فرهنگی مربوطه محقق گردد. روش ها: پژوهش حاضر بر مبنای هدف از نوع کاربردی- توسعه ای می باشد و در دو بخش مطالعات نظری و عملی با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. در بخش نظری از روش استدلال منطقی و تکنیک تحلیل محتوا و استنتاج منطقی و در بخش عملی از روش پیمایشی و تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گرفته شده است. یافته ها: نتایج بیانگر آن است که شاخص "حس دلبستگی مکانی" به عنوان مهمترین عامل در ارزیابی وضعیت حفاظت محوطه میراث جهانی شهر تاریخی یزد محسوب می گردد و محله شاه ابوالقاسم دارای بالاترین رتبه و محله دارالشفاء دارای پایین ترین رتبه ی وضعیت حفاظت در میان محلات مورد مطالعه می باشد. نتیجه گیری: مدل پیشنهادی ارزیابی وضعیت حفاظت محوطه میراث جهانی شهر تاریخی یزد مبتنی بر معیار "حفاظت و انتقال برجستگی و منزلت فرهنگی سایت میراثی" تحت تاثیر زیر معیارهای "یکپارچگی" و "اصالت" و همچنین معیار "تجربه سایت میراثی" تحت تاثیر زیر معیارهای "ادراک برجستگی و منزلت فرهنگی" و "تجربه اصالت" تدوین می گردد. بهره گیری به طور ادواری از این مدل در فرایند نظارت، می تواند بستر مناسبی را برای سنجش میزان کارامدی سیستم مدیریت میراث فراهم سازد.
مدل نظری معاصرسازی مبتنی بر مدیریت تعارض در بافت های تاریخی شهری؛ موردپژوهی: بافت تاریخی شهر ری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال یازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
120-136
حوزههای تخصصی:
اهداف: بافت تاریخی شهری به مثابه سند زنده از تاریخ گذشتگان و عامل هویت جمعی، در عمل شاهد تعارض دو مفهوم «توسعه» و «حفاظت» است موضوعی که از چالش های سازمان زیباسازی شهر تهران و شهرداری تهران در اجرای طرح های حفاظت و معاصرسازی شهری است. یکی از چالش های اصلی برنامه ریزی بافت های تاریخی شهری، تقابل حفاظت با نیازهای معاصر ساکنان است. هدف اصلی پژوهش، تحلیل و مدیریت تعارضات فراروی برنامه ریزی بافت های تاریخی شهری است تا بتواند با ارائه یک الگوی مفهومی جدید، بستر تحقق رویکرد معاصرسازی شهری مبتنی بر تحلیل تعارض را فراهم نماید. روش ها: پژوهش در چارچوب پارادایم کیفی تدوین و داده های موردنیاز با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، تحلیل اسنادی و مصاحبه عمیق گردآوری شده است. تحلیل تعارضات فراروی برنامه ریزی بافت های تاریخی شهری در چارچوب نظریه زمینه ای و پیوند دو مفهوم مدیریت تعارض و معاصرسازی بر پایه راهبرد استدلال منطقی صورت گرفته است. یافته ها: ضعف و ناکارآمدی نظام برنامه ریزی حفاظت و مدیریت بافت تاریخی در سطح تصمیم گیری، مهم ترین عوامل بروز تقابل نیروهای حفاظت و توسعه در این نواحی هستند؛ که در سطح عملیاتی منجر به ظهور تعارضات ثانویه می گردند. تحلیل ها حاکی از آن است که در صورت مدیریت این تعارضات، تلفیق دو انگاشت مدیریت تعارض و معاصرسازی در این نواحی امکانپذیر خواهد بود. نتیجه گیری: مدیریت و حل تعارض جریان های توسعه و حفاظت در بافت های شهری تاریخی، بستر تحقق توسعه تعاملی حفاظت گرا را که یکی از مولفه های اصلی معاصرسازی شهری است، فراهم می سازد. بنابراین حفظ ارزش ها در عین تامین نیازهای مدرن ساکنان امکان پذیر خواهد بود.
بررسی ساختار معماری و عملکرد زیست محیطی مساکن بومی پایدار لاهیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هفتم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۱۶
39 - 50
حوزههای تخصصی:
" خانه های شیکیلی" یا همان بناهای مسکونی بومی لاهیجان، واقع در شمال ایران، را می توان همچون موجودات زنده ای تصور کرد که بیانگر قرن ها، استفاده بهینه از مصالح، روش های ساخت و ملاحظات اقلیمی می باشند.در این مطالعه، مستندات معماری و ویژگی های اقلیم شناسیحدود 26 گونه از خانه های چوبی به جا مانده از قرن چهاردهم هجری شمسی این منطقه مورد بررسی قرار گرفته است. به علاوه ترکیب خاص متغیرهای زیست محیطی موجود که اصولفنی و شرایطیمطلوب متناسب با خرداقلیم مذکور را منجر می شود، مورد توجه قرار داده است. ترکیب یاد شده را می توان طراحی پایدار نامید؛که عبارت است از رویکردی اندیشمندانه به اقلیم و محیط زیستبا به کارگیری فناوری و اصول طراحیمناسب می باشد. این نوع طراحی مبتنی بر شکل قرارگیری ساختمان، تنظیم فضایی، جریان هوا، بازشوها و فرم کلی ساختمان می باشد.هدف از این مطالعه، مستندسازی و ارزیابی کمی و کیفی اصول مرتبط با این نوع معماری است.
نقش و تأثیر عناصر طراحی در کیفیت آسایش حرارتی فضاهای باز شهری بررسی موردی: طراحی پیاده راه طمقاچی ها در کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی مباحث مرتبط با آسایش حرارتی که از یک سو با اقلیم به عنوان پدیده ای ناپایدار و از سوی دیگر با انسان مرتبط است، در کنار کمبود مبانی مدون در این زمینه موجب دشواری تشخیص و تأمین نیازهای اقلیمی یک سایت مشخص برای طراحان شهری و عدم توجه کافی به این بخش از عوامل سازنده کیفیت در طرح های اجرایی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان تأثیرگذاری عناصر الحاقی نما، سایبان، پوشش و سطوح آب به عنوان پرکاربردترین ابزار طراحی مؤثر بر کیفیت آسایش حرارتی عابرین پیاده در نواحی گرم و خشک تهیه شده است. روش جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، مطالعات کتابخانه ای و میدانی بوده است. روش این پژوهش بر تحلیل مقایسه ای گزینه های پیشنهادی از طریق کاربرد تکنیک شبیه سازی رایانه ای (نرم افزار ENVI-met) کیفیت آسایش حرارتی در یک معبر نمونه در شهر کاشان استوار است. شاخص مورد استفاده در ارزیابی کیفیت آسایش حرارتی در این پژوهش شاخص PMV به عنوان یکی از جامع ترین روش های تخمین آسایش حرارتی است. در انتها پس از تحلیل وضع موجود معبر سه گزینه طراحی با استفاده از ابزارهای متداول طراحی اقلیمی طراحی شده و میزان تأثیرگذاری هریک از این عناصر با استفاده از مدل سازی مورد ارزیابی قرار گرفته است. درمجموع نتایج پژوهش تأثیرگذاری قابل توجه ایجاد سایه را نسبت به سایر روش ها در مقیاس اقلیم خرد شهری نشان داده است.
شناخت الگوی کارکرد فضا در حسینیه های شهر تفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶
181-203
حوزههای تخصصی:
ساختار فضاهای جمعی و به ویژه فضاهای مذهبی کشورمان در دوره اسلامی، تحت تبعیت از آموزه ها و اصول این دین مبین قرار گرفته و همواره الگوهای جدیدی از ابعاد کالبد و کارکرد این گونه از فضاها شکل گرفته است. حسینیه از مهم ترین این قبیل از فضاهاست و کارکردهای مطرح در این فضای جمعی، کارکرد مرتبط با رفتارهای برگرفته از آیین های جمعی با تأکید بر یکی از مهم ترین مناسک مذهبی یعنی عزاداری برای امام سوم شیعیان است، که به ادغام رفتار فردی و گروهی کمک کرده است. هدف اصلی این پژوهش، دستیابی به الگوی کارکرد با بررسی رفتارهای برگرفته از آیین های جمعی در حسینیه های شهر تفت است. با استفاده از روش توصیفی، پیمایشی و به وسیله برداشت میدانی و مطالعات اسنادی و کتابخانه ای، به مطالعه و شناخت الگوی کارکرد فضا در دوازده حسینیه شهر تفت پرداخته شده است. بدین ترتیب که پس از انتخاب نمونه های مورد مطالعه، وضعیت و مشخصات کالبدی هریک از طریق پیمایش ها و برداشت میدانی احصا شد. سپس در بازه زمانی مشخص (دهه اول محرّم) فعالیت ها و رفتارهای برگرفته از آیین های جمعی در حسینیه ها از طریق تکنیک های غیرمداخله گر همچون عکس برداری، یادداشت برداری و نیز ثبت نوع و موقعیت رفتارها بدون آگاهی شهروندان استخراج شد. در مرحله بعد تلاش شد تا نظام رفتاری استخراج شده بر مبنای نظریه گراف شکل بگیرد. با بررسی گراف های ترسیم شده، وجوه مشترک در گراف ها تعیین و پس از آن الگوی نهایی از رفتارهای برداشت شده به دست آمد. یافته های پژوهش نشان می دهد که برقراری «نسبت بین الگوهای رفتار حاصل از آیین های جمعی با فضای حسینیه»، باعث به وجودآمدن خاطره جمعی مشترک، حس تعلق به فضا و شکل گیری فرصت تعاملات و واکنش های اجتماعی شده است و در نتیجه منجر به تعامل میان کالبد و محتوای آیین ها می گردد.
ارائه تعریفی کل گرا از فرایند طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم دی ۱۳۹۹ شماره ۹۱
29 - 40
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نوشتار حاضر حاکی از آن است که با وجود تاریخ چند د هه ای طراحی پژوهی، غالب الگوهای ارائه شد ه برای فرایند طراحی رویکرد ی جزءگرایانه د اشته و نتوانسته اند تعریفی کل گرایانه از آن ارائه کنند . این وضعیت علاوه بر تقلیل کلیت فرایند ، مانع د رک جامع آن است. هد ف پژوهش: نوشتار حاضر د رصد د است براساس نگرش سیستمی (به مثابه نگرش کل گرا)، توصیفی جامع از فرایند طراحی ارائه کند . روش پژوهش: این نوشتار برای بررسی ویژگی های سیستمی فرایند از روش های نظری و تجربی به صورت توأمان استفاد ه کرد ه است و د ر حقیقت، تعامل فرایند با محیط، اجزای آن و قابلیت کنترل ازطریقِ بازخورد ها به صورت نظری و با کمک استد لال های منطقی و استنتاج از آرای صاحب نظران به د ست آمد ه است. د ر بخش تجربی نیز برای بررسی روابط (جزء/ کل)، کلیت و ساختار به فرایند طراحی موضوعات صنعتی (نیروگاهی) رجوع شد ه است. د ر این بخش از تکنیک های «مصاحبه ساختاریافته باز»، «تهیه بیانیه طراحی» و «مستند سازی تولید ات طراحی» برای جمع آوری د اد ه های اولیه و از تحلیل محتوای کمّی/ کیفی برای ارزیابی د اد ه ها استفاد ه شد ه است. آزمود نی های تحقیق شامل 10 نفر از متخصصان و مجربان د ر طراحی مجموعه های نیروگاهی است.نتیجه گیری: نتایج مؤید آن است که فرایند طراحی به مثابه سیستم باز د ارای ساختاری منعطف است و ازطریقِ بازخورد ها کنترل می شود . کنش، د انش، شیوه، عامل و ابزار به انضمام مؤلفه های فرعی آنها د ر حکم اجزاست و د ر تعامل با کلیت فرایند عمل می کنند .
Institutionalism in Strategic Structural Plans (A Grounded Theory Approach)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Nowadays, planning is no longer considered merely a scientific and technical career nor a government responsibity. It rather functions as a bridge connecting the planners to institutional changes. In other words, the planning theory does not develop in a social, economic and political vacuum, but is formulated by individuals in social situations with the aim of clarifying the enviroment recommending appropriate procedures and processes. The purpose of this research was to identify the explanatory and normative capability of the Strategic Structural Plans theory in the context of institutionalism so as to enhance the capacity of its application in practice. For this purpose, the grounded theory was adopted as a research strategy within the framework of qualitative methodology. The data collection instruments involved desk study, interviews with experts, managers and specialists, collaborative observations on the environment. The research environment included macro and micro levels. At the macro level, the focus was on comprehensible conditions and components of Iranian spatial planning system, while the micro level served to exامینe on the local scale the urban planning and management through sample mining in Mashhad, Iran. As a result of this analysis, a total of 159 concepts, 44 categories and 9 major categories and 6 topics were recognized. Among the categories identified, institutionalism in the theory of Strategic Structural Plans was selected because of the frequent appearance in the data and its relation to other categories as axial category, where the paradigm model was outlined emphasizing on the causal and context condition, intervention, strategies and consequences.
بررسی سازگاری حرارتی در آپارتمان های اقلیم گرم و خشک: مطالعه آسایش و رفتار حرارتی در آپارتمان های شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال یازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
33-48
حوزههای تخصصی:
اهداف: بررسی سازگاری حرارتی در آپارتمان های شیراز با تعیین محدوده آسایش حرارتی، اولویت رفتار حرارتی ساکنان و علل نارضایتی حرارتی، مهمترین اهداف پژوهش می باشد. روش ها: روش تحقیق کمی با استفاده از نظر سنجی های آسایش حرارتی، اولویت رفتاری و عوامل نارضایتی حرارتی مورد استفاده قرار گرفت. سپس با تحلیل همبستگی بین متغیرها و توصیف تحلیلی و استنباطی، به بررسی سازگاری حرارتی پرداخته شده است. یافته ها: محدوده آسایش حرارتی ساکنان در دمای بالاتری، نسبت به استانداردها می باشد و 45% نارضایتی ساکنان از شرایط حرارتی به علت عدم طراحی مناسب اقلیمی می باشد. اولویت اول رفتار حرارتی در ماه های گرم به طور مشترک تغییر لباس و استفاده از وسایل سرمایشی و اولویت دوم بازکردن پنجره ها و در ماه سرد کشیدن پرده، بستن پنجره و درب فضای سرد و تغییر لباس می باشد که نشان از اولویت بهره گیری از راهکارهای غیر فعال در زمستان است . همچنین بررسی تاثیر فصول بر رفتار و رفتارهای واکنشی ساکنان از دیگر یافته های پژوهش است. نتیجه گیری: قرارگیری محدوده آسایش حرارتی و دمای خنثی در محدوده بالاتری از استانداردها و بررسی رفتارهای واکنشی، غیرواکنشی و عادات فصلی ساکنان، نشان از سازگاری حرارتی افراد دارد که بهره گیری از آن ها در طراحی تاثیرات قابل توجهی در بهبود آسایش حرارتی و کاهش مصرف انرژی می گذارد.
Promoting urban spatial and social development, through strategic planning of GIS
حوزههای تخصصی:
Nowadays one of the most important subjects discussed in the field of Management and planning of social and spatial development of cities is strategic schematization, which in case of proper usage can lead to arrangement and optimum usage of the resources and existing possibilities and desirable symphonic constant growth. Strategic schematization is actually systematic methods that cause incorporation and premiership actions considering four important parameters which are internal strengths and weaknesses and external chances and threats. With the help of this schematization we find out where we are, where we need to go and how we should get there. On the other hand one of today’s most important discussions in the world in the field of urban management and extension, according to the growth of urbanization, is the creation of metropolises and their problems and difficulties. The development of ICT contraction and information technology and its specific capability in haltering, controlling, omitting or reducing the difficulties of urban society has caused the idea of electronic cities which is in need of creating electronic organizations which is followed by electronic governments. Because of the unique traits such as exact and quick analyzing of the descriptive information related to them and also urban management needs of today’s society, the GIS positional information systems have changed into a safe tool to patronage the decisions of the reference location. Therefore achieving a complete useful location information system needs a calculated and proper short term and long term schematization. In this process using new methods of strategic schematization which includes analyzing SWOT as surveying and identifying the current situation, valuating and analyzing GIS needs and eventually recording the strategic and massive program can be very effective and solving. In this article surveying this subject and discovering paths towards this achievement has been discussed.
تحولات مسکن شهری در تعامل با موقعیت مرزی (مطالعه موردی شهر بانه)
حوزههای تخصصی:
مرز های سیاسی مهمترین عامل تشخیص و جدایی یک واحد متشکل سیاسی از واحدهای دیگر است.هدف از ایجاد مرزها اعمال حاکمیت دولت ها بر مناطق تحت کنترل خود بوده است اما با تحولاتی که در دهه های گذشته در جهان صورت گرفته است مساله حاکمیت دولت ها بر مناطق تحت کنترل خود تضعیف گردیده است. بنابراین مفهوم سنتی مرزها نیز با تحولات جدید دگرگون شده است. بسیاری از شهرهای موجود تحت شرایط طبیعی، روابط اجتماعی ساکنان، روابط با سکونتگاه های اطراف خود و همچنین دارای نقش و کارکرد در نظام اقتصادی و سیاسی ملی خود هستند و از سوی دیگر با توجه به موقعیت مرزی خود، تحت تاثیر تحولات و فرایندهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی فراملی و حتی جهانی هستند. بدین سان مساله پایداری در اینگونه شهرها به مراتب مهم تر و نسبت به بسیاری از دیگر شهرها چالش برانگیزتر می باشد. بر این اساس، مساله اصلی این تحقیق بر پایه پایداری شهر مرزی بانه و سپس جایگاه مسکن در توسعه شهری پرداخته است. روش انجام این تحقیق تلفیقی از روش های کمی- پیمایشی و کیفی و همچنین مطالعه ای تطبیقی است. در این راستا شیوه های کمی- پیمایشی و کیفی در این پژوهش صورت به کار رفته است. در این تحقیق برای گرد آوری اطلاعات در بخش ادبیات نظری از طریق روش های اسنادی و جستجو در پایگاه های اطلاعاتی، منابع و مواد لازم برای تدوین مبانی و چارچوب های نظری تحقیق جمع آوری گردید. در بخش اطلاعات و مواد تجربی تحقیق، با توجه به متغیرهای تحقیق جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه ، مصاحبه، منابع مربوط به آمارهای رسمی مرکز آمار ایران و نیز آمارهایی که سازمان ها و ادارات شهرستان و استان در اختیار گذاشتند جمع آوری گردید.شهر بانه در حال حاضر که به صورت مستقیم از موقعیت مرزی تاثیر پذیرفته و تحت تاثیر تغییر و تحولات مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مرز واقع شده است و در حال حاضر که شرایط این شهر (مرزی بودن آن) باعث شده که شرایط اقتصادی خانوارهای شهر بهبود یافته و به دنبال آن تغییراتی در سهم و درصد کاربری ها به ویژه در بخش مسکن به وجود آید. با این وجود نقش و عمکلرد اقتصادی این شهر دچار تغییر و تحول شده است.
جایگاه تخصص میانی در نظام حرفه ای ای معماری و ساختمان (مطالعه موردی : دفاتر نظام مهندسی شهر قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال پانزدهم مهر ۱۳۹۷ شماره ۶۴
15 - 28
حوزههای تخصصی:
مطالعه در مورد ساختار حرفه ایِ معماری از مسایل مهم مورد بررسی در دو دهه اخیر بوده است. ساختار عام نظام حرفه ای ساختمان در ایران متکی بر دفاتر نظام مهندسی است که بخش مهمی از نیروی کار در آنها را کاردان های معماری و ساختمان تشکیل می دهند، کسانی که همواره در پژوهش ها و برنامه ریزی ها در حاشیه مانده اند. این پژوهش برای تبیین موقعیت کاردان های معماری، جایگاه دقیق شغلی آنها و میزان تأثیر آنها در طرح های معماری طراحی شده است. در بخش نخست، با راهبرد تفسیری تاریخی، به بررسی تطورات مفهوم تکنسین طراحی از دوره باستان تاکنون در ایران و جهان پرداخته می شود. در بخش دوم نیز با تحلیل منطقی وضعیت معاصر تعاریف شغلی کاردان ها در جهان، مدلی عمومی از این جایگاه به دست داده می شود. در بخش سوم با استفاده از مردم نگاری نیروی انسانی رده میانی دفاتر نظام مهندسی قم (با تکنیک های مشاهده طولانی، مصاحبه عمیق و مصاحبه عینی)، سعی شده است که وضعیت موجود با یافته های دو بخش قبلی مقایسه و نتیجه گیری شود. بررسی حاضر نشان دهنده آن است که در سیر تاریخی تطوّر جایگاه کاردان ها، وضعیت از تقسیم کار مبتنی بر مراتب تخصّص ها (حالت کارآموزی و شاگردی سنّتی) به سمت تقسیم کار مبتنی بر مراتب اجتماعی متمایل شده است. در نهایت چهار مدل اصلی از وضعیت اشتغال کاردان ها در جهان به دست رسیده است. تمایز این مدل ها در مستقیم یا غیرمستقیم بودن واسطه گری کاردان میان طراح معمار و عوامل دیگر مؤثر در طرح (کارفرما، عوامل قانونی، مهندسین دیگر و عوامل اجرایی) است. در مورد دفاتر ایران، مطالعه موردی در نظام مهندسی شهر قم، حاکی از آن است که وظایف دفتری، ارتباط با کارفرما و طراحی برخی پروژه ها، سه موضوعی است که در واقعیت رواج دارد، اما در حیطه رسمی شغل این افراد و آموزش آنها تعریف نشده است. این امر بازنگری در آموزش و الگوی شغلی این گروه را طلب می کند.
قدرت و منفعت عمومی: تحلیلی انتقادی از صورت بندی منفعت عمومی در طرح ساماندهی خیابان قیام یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳۴
71 - 92
حوزههای تخصصی:
شیوه اثرگذاری مناسبات قدرت بر ابعاد گوناگون فرایند برنامه ریزی و طرح های توسعه ی شهری در دهه های گذشته همواره موضوعی پرابهام و مناقشه برانگیز بوده است. همچنین پیوند ناگسستنی مفهوم منفعت عمومی با برنامه ریزی، ناگزیر منفعت عمومی را تحت تأثیر روابط قدرت قرار داده است. با این که تلاش های بسیاری برای تبیین مفهوم منفعت عمومی در برنامه ریزی صورت گرفته، اما همچنان چگونگی اثرگذاری روابط قدرت بر صورت بندی منفعت عمومی در طرح های توسعه شهری چندان روشن نیست. در این راستا پژوهش حاضر کوشیده است با ارائه رویکردی گفتمانی به برداشت رادیکال از قدرت، شیوه اثرگذاری روابط قدرت بر صورت بندی منفعت عمومی را تبیین کند. در این رویکرد، گفتمان به مثابه قدرت نامرئی به صورت ایدئولوژیک خواسته ها و تمایلات افراد و گروه ها را شکل می بخشد. برای فهم این موضوع از روش تحلیل انتقادی گفتمان مبتنی بر چارچوب فرکلاف بهره گرفته شده است؛ روشی که ماهیت روابط دیالکتیک قدرت و گفتمان را در چارچوبی انتقادی بیان می کند و آن را در بستر اجتماعی کنش گفتمانی تفسیر می نماید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در طرح ساماندهی خیابان قیام یزد، مناسبات قدرت رادیکال به برساختن برداشتی فایده باور و محدود از منفعت عمومی انجامیده که در جریان گفتمانیِ غالب توسط گفتمان رقیب به چالش کشیده شده است. این چالش اگرچه جایگاه هژمونیک برداشت فایده باوری را چندان تغییر نداده است اما توانسته به گسترده تر شدن مفهوم عموم و دموکراتیزه شدن نسبی فرایند اجرای طرح بیانجامد.
Investigating the Factors Influencing the Enhancement of Social Environment Affordances
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۳, Issue ۶, Spring ۲۰۱۹
40 - 47
حوزههای تخصصی:
According to Gibson, the affordances of everything, material or nonmaterial, constitute part of its assets making it usable to a certain creature or a member of creatures’ species. The affordances of an artificial environment (social environment herein) restrict or increase the behavioral choices according to the environment’s structure. In other words, every environment can play a considerable role in the enhancement and improvement and/or reduction of behavior. The present study seeks to find the factors influencing the increase in the affordance of an environment. The study has been conducted based on a descriptive-analytical method. The investigation of the first-hand resources, library documents and observations account for a notable quotient of the study goals’ advancement. In the end, the results show that the creation of factors like the supply of physical needs, attachment to a place, memorability, sociability of the spaces, legibility in the attachments to a place and contribution to the growth of the social environment affordances is influential.
بررسی تاثیر وقف بر شکل گیری مدارس در ایران دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
49-58
حوزههای تخصصی:
ارتقا سطح آموزش و فرهنگ یکی از اهداف واقفان برای کسب رضایت خداوندی و بهبود وضعیت جوامع است این مهم با احداث و وقف مراکز آموزشی یا قرار دادن موقوفاتی برای تأمین مخارج ساختمانی و انسای آن ها و تداوم فعالیت مراکز آموزشی و فرهنگی امکان پذیر می شود. موقوفات در تأسیس و تداوم حیات نهادها و مراکز فرهنگی اقتصادی و اجتماعی تأثیرات فراوانی داشته و توانسته اند در دوره های مختلف تاریخ منشأ حرکت های موثری مانند تأسیس مدارس و تأسیس مراکز علمی و تحقیقی شود. طبیعی است مطالعه و پژوهش در این زمینه می تواند راهنمایی مناسبی برای گسترش فرهنگ وقف و سوق دادن امکانات جامعه به سوی فراهم آوردن بسترهای مناسب آموزشی، تحقیقی و نظایر آن باشد. این پژوهش که در قالب تاریخی- توصیفی مطالعه شده است بیانگر آن است که وقف چه تاثیراتی بر برنامه آموزشی و کالبدی مدارس در گذشته داشته است. این پژوهش نشان می دهد مراکز آموزشی عمدتا در احداث و وقف مدارس علمیه و تامین منابع مالی برای مخارج ساختمانی و انسانی آنها به وجود آمده اند و در ایران دوره اسلامی، رونق موقوفات به شکوفایی فراوانی انجامید و بخش اعظم این موقوفات درآمد سرشار داشتند و همین امر سبب شکوفایی ساختار آموزشی و علمی دینی آن عصر گردید.