فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۶۱ تا ۵٬۳۸۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
نقش جهان سال چهارم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲
36-46
حوزههای تخصصی:
گرایش به «کیفیت » در طراحی و ساخت و یا در معنایی کامل تر میل به شکوفایی، موضوعی است که امروزه بیش از هر زمان دیگر توجه همگان را به خود جلب کرده است. مروری بر معماری معاصر کشورهای در حال توسعه نشان دهنده آن است که گرایش به نوعی معماری باکیفیت و قابل رقابت با معماری کشورهای توسعه یافته، جریان جدیدی را در معماری معاصر این کشورها رقم زده است. هدف از این مقاله بازشناسی و تحلیل گرایش به معماری با کیفیت در تعامل با دو مفهوم «شکوفایی » و «فناوری » در معماری معاصر کشورهای در حال توسعه است. در این راستا برای شناخت همزمان سطح کیفی آثار، مهمترین تدابیر طراحانه در آن ها مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. بر اساس چارچوب تنظیم شده همبستگی ) P value رفته در معماری معاصر کشورهای در حال توسعه در پنج حوزه: 1( کانسپت طرح )ایده های ساختاردهنده طرح(، 2( فناوری ساخت، 3( مصالح، 4( شکل و فرم و 5( رابطه با محیط مطالعه می شود. دستاوردهای پژوهش نشان دهنده آن است که هرچند در حوزه فناوری ساخت نتایج قابل قبولی در معماری معاصر کشورهای در حال توسعه وجود دارد؛ لیکن در حوزه دستیابی به معماری باکیفیت دستاوردهای قابل قبولی مشاهده نمی شود.
قلمروپایی در سکونتگاه های دانشجویی (مطالعه موردی: خوابگاه فاطمیه کوی دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۷
55 - 64
حوزههای تخصصی:
ایجاد قلمرو نقشی اساسی در کیفیت زندگی در سکونتگاههای دانشجویی دارد. در این مقاله به بررسی قلمروپایی در سکونتگاه دانشجویی و تأثیر معماری بر تأمین نیازهای روانی دانشجویان پرداخته شده است. از آنجا که در روانشناسی محیطی مفاهیم ازدحام و تراکم، شخصی سازی، خلوت و قلمرو ارتباط معنایی عمیقی دارند، به آنها پرداخته شده است. برای بررسی دقیقتر موضوع و مشاهده ی عملکردی قلمروپایی، سکونتگاه فاطمیه کوی دانشگاه تهران، یکی از بزرگترین سکونتگاه های دختران در خاورمیانه، به عنوان نمونه ی موردی انتخاب شد. به منظور دستیابی به پژوهش، به نقش قلمروپایی در دو مقیاس خرد یا فضای شخصی )درون اتاق( و مقیاس میانی که فضای عمومی شامل مجوعه ای از اتاق ها به همراه فضاهای نیمه عمومی می شود، صورت پذیرفته است. در هر مقیاس با بررسی وضعیت موجود جامعه ی آماری و میزان رضایت دانشجویان، مشکلات این سکونتگاه از دیدگاه روانشناسی محیطی واکاوی شده و پیشنهادهایی کاربردی برای طراحی سکونتگاه های دانشجویی در مقیاس های مختلف ارائه شده است.
کاوشی در نظام مساجد در کاربری زمین شهر و استخراج معیارهای مکانگزینی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسجد بارزترین و نمادی ترین بنای شهر به شمار می رفته است. اهمیت مسجد در برخی دورانها تا بدان جاست که مدنیت شهر در قلمرو حکومت اسلامی درگرو وجود مسجد جامع در آن شهر بوده است. به علاوه، عنصر محوری مراکز محلات همواره مساجد محله بوده اند. با این حال، طی سده اخیر، اتصال و پیوند مسجد با شهر در مسیر تکاملی شهرسازی آن از دست رفته و مکان گزینی درخور مقام و جایگاهش را در جامعه امروز ایران نیافته است. در این مقاله، بامروری بر اصول طراحی مسجدالنبی و تحولات مسجد پس از آن در دورانهای مختلف، نقش مسجد مکتب اصفهان در حیات شهری مورد بررسی قرارگفته و با مصاحبه با صاحبنظران اسلامی به معیارهای مکانی مسجد پرداخته شده است. این پژوهش سعی خود را مصروف در تدوین معیارها و شاخص های مکانی مسجد به منظور کارآیی در برنامه ریزی کاربری زمین، نیز شاخص های طراحی شهری و ملاحظات اجرایی در طراحی کالبدی و ساخت بنای مسجد دارد. در ادامه، اصول سلسه مراتب، مرکزیت، قلمرو، دسترسی، تجمع، قبله به عنوان معیارهای برنامه ریزی شهری و اصول وحدت، تمرکز، تفوق و سادگی را در قالب شاخص های طراحی شهری و اصل نخستین بنا را در چارچوب ملاحظات اجرایی پیشنهاد می دهد.
گونه شناسی پهنه های شکل گیری مسکن در سکونتگاه های روستایی ایران در تعامل با عوامل محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۱۹ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴
87 - 100
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال ارائه حوزه بندی جغرافیایی (پهنه بندی مکانی) در سطح کشوربه منظور شناسایی پهنه هایی که در آن گونه های همسان مسکن روستایی استقرار یافته اند، است. گونه، زبان مشترک و حاصل خردجمعی در پاسخگویی به مسائل محیط پیرامونی است درطول زمان حفظ شده و تداوم یافته است. گردآوری اطلاعات موجود در زمینه شناخت گونه های مسکن به تفکیک استان ها و در یک قالب تعریف شده، انجام شد. به موازات آن، شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری گونه های مسکن و همپوشانی آن ها، تفکیک مکانی پهنه های مختلف سرزمینی ایران را ارائه نمود. تطابق اطلاعات گونه شناسی و نقشه های پهنه بندی مکانی عوامل مؤثر بر شکل گیری مسکن، منجر به شناخت رابطه علّی شکل گیری گونه های مسکن به تفکیک استان های کشور شد. مرحله بعد، گذر از مرزبندی سیاسی، تجمیع اطلاعات و شناخت کانون های شکل گیری گونه های مسکن، طیف تغییرات و گونه های مبدل حاصل از آن و البته رفع نواقص اطلاعاتی با کمک مطالعات میدانی بود. پهنه سرزمینی ایران از نظر مشابهت گونه های کالبدی مسکن به هشت حوزه کلان تقسیم شد که هریک دارای کانونی اصلی و طیف تغییراتی درونی بودند. در ادامه، در هر یک از حوزه های فوق، گونه های مسکن در رابطه علّی با زمینه شکل گیری آن تشریح شده و طیف تغییرات آن بررسی شد و مهم ترین مشخصه های آن در تعامل با عوامل محیطی ارائه شد.
بررسی معیارهای جهانی و بومی شهر زیست پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۷
65 - 76
حوزههای تخصصی:
امروزه برخورداری از خصوصیات زیست پذیری برای شهرها و به ویژه کلانشهرها ضرورت یافته است. بر این اساس، شاخصها و معیارهایی برای سنجش میزان زیست پذیری شهر ها معرفی می شوند. اما باید روشن گردد معیارها و ساختار شهری تحت تاثیر چه عواملی به وجود می آیند؟ این تحقیق با ارجاع به منابع علمی معتبر مهمترین معیارهای ارائه شده برای شهرهای زیستپذیر را با روش توصیفی- تحلیلی معرفی کرده، سپس به تبیین معیارهای جامع تری برای شهرهای زیست پذیر پرداخته است. بدین منظور معیارهای شناخته شده در سطوح مختلف شامل شاخص های سطح اول )جهان شمول و در سطح خرد( و سطح دوم )معیارهایی در سطح کلان که در شهرهای مختلف به صورت یکسان نمی باشند( مورد مطالعه قرار گرفته و مدل مفهومی و معیارهای جهانی آن در یک فرآیند شناسایی شده است. این مدل می تواند منجر به مطالعات تولید شاخص های سطح سوم یعنی الگوی شهر زیست پذیر ایرانی گردد.
تدوین معیارهای ساختار محلات شهری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محله از ارکان اصلی کالبد شهری بوده و تعادل زندگی اجتماعی در شهرها بستگی به حفظ محله ها دارد. در قرن بیستم، آرمان محله مسکونی در بسیاری از نظریه های نوین محور قرار گرفته و برای حل مشکلات گوناگون شهری مانند مدیریتی، روابط اجتماعی و انسانی، مسایل بهداشتی و رفاهی و ابعاد معنایی و هویتی، از این روش استقبال شده است. از سویی دیگر با مطرح شدن بحث های توسعه پایدار مقیاس های متفاوتی برای عملی ساختن آن در شهر مطرح شده است (مقیاس های بین المللی، ملی، منطقه ای-استانی، ناحیه ای، شهری، محله ای، واحدهای همسایگی، سایت و مقیاس معماری) که در این بین در دهه های اخیر مقوله توسعه شهری پایدار به عنوان یک موضوع مهم علمی در کلیه جوامع مطرح بوده و بخش وسیعی از ادبیات توسعه شهری را به خود اختصاص داده است. با وجود آنکه تعاریف بسیاری از مفهوم توسعه پایدار در مقیاس های کلان ارایه شده است اما مفهوم آن در مقیاس محلی هنوز به قطعیت روشن نشده است. این در حالی است که محلات شهری حایز اهمیت بسیار بوده و نقاط قوت یا ضعف آنها در ابعاد مختلف می تواند به کل شهر تسری پیدا کند و کارایی آن را تحت تأثیر قرار دهد.
دو مقوله پایداری و محلات شهری و پیوند دادن آنها در قالب یک موضوع بحث اصلی این مقاله است. در ابتدای تحقیق با مطرح ساختن سؤالاتی، فرضیه ای براساس آنها شکل گرفته و در نهایت مقاله در پی اثبات این فرضیه و یافتن پاسخ هایی شفاف برای سؤالات مطرح شده است. این پاسخ ها از استخراج معیارهای عمومی ساختار محلات شهری پایدار شکل می گیرند که منتج از مؤلفه های ایجاد یک محله پایدار است. در این راستا به منظور مشخص شدن مؤلفه های ذکر شده، از آراء و اندیشه های صاحب نظران و اندیشمندان خارجی استفاده شده و درنهایت هشت مؤلفه به عنوان پایه و اساس ایجاد محلات پایدار معرفی شده اند. در نهایت مرتبط با هر مؤلفه معیارهای عمومی ساختار محلات شهری پایدار شکل گرفته است.
مقایسه ی معماری مساجد بلوچستان ایران با مساجد دوره ی تیموریان هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر، حاصل برنامه ای پژوهشی (میدانی، کتابخانه ای) است که با نگرشی کلی، به مساجد بلوچستان می پردازد. جایگاه بلوچستان در مطالعات هنر اسلامی ایران تاکنون، ناشناخته مانده است. مساجد بلوچستان دارای شاخصه های هنری زیادی در زمینه ی معماری، عناصر و تزئینات وابسته است. بیشتر مساجد شناسایی شده، دارای عظمت و شکوه چندانی نیستند و از نظر قدمت نیز، اکثر آن ها متعلق به سده های متأخّر دوره اسلامی هستند؛ اما شاخصه هایی ارزشمند از نظر معماری و تزئینی دارند؛ این ویژگی ها عملاً نشانگر فرهنگ خاص بلوچستان هستند. مطالعه دقیق تر این شاخصه های هنری در معماری اماکن مذهبی، تأثیر پذیری آن ها را از مناطق همجوار شرقی، به خصوص شبه قاره ی هند در دوره ی تیموریان بزرگ، روشن می کند. از سوی دیگر، این شاخصه ها تحت تأثیر فرهنگ و معماری فلات مرکزی ایران نیز بوده است. در این مقاله تلاش شده تا با بیان اشتراکات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی میان دو منطقه (بلوچستان ایران و شبه قاره هند)، چگونگی تأثیر پذیری این آثار در تزیینات و برخی از عناصر معماری همچون گنبد و مناره بررسی شود.
An Analytical Study on Boundaries of Administrative-defined Neighborhoods Using Residents’ Cognitive Maps (Case study: Mashhad Municipality Neighborhoods, Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The neighborhood has had a long history in Iranian urbanization. Since urban plans were introduced by the authorities to shape urban development in Iran half a century ago, the concept of Iranian traditional neighborhood has been neglected gradually. The concept of neighborhood has not found the appropriate status in urban design and planning yet. One of the main reasons is that academics, professional urban planners, designers and managers use different definition and no consensus exists on definition of neighborhood. The aim of research is to compare residents’ perception of their neighborhood boundaries with boundaries of administrative-defined Neighborhoods which municipalities consider. The main hypothesis of the research is fundamental difference between these two views: top- down view from experts and urban managers who see the neighborhood as a spatial unit for city organizing and bottom- up view from residents who consider the neighborhood as the place of their social life. The Research methodology has been done base on the survey method and an analytical approach has been applied. The case study is located in Mashhad city in Iran. Four municipality-defined neighborhoods were selected in various urban fabrics of the city. Findings indicate that residents’ definition of their neighborhood was influenced by socio-spatial factors and interaction of these on each other. There is a substantial and fundamental difference between residents’ definition of neighborhood and municipality-defined neighborhood. Finally, this study proposes recommendations for the better definition of administrative neighborhoods in Iran.
بررسی تطبیقی رویکردهای معماری معاصر ایران (بازشناسی نظریه در آثار سه نسل از معماران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال چهارم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۲
1-10
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به معماری معاصر ایران و نسل های مختلف آن چنین بر می آید که نمونه های برتری در معماری این دوران وجود دارد که می توان بر اساس نوع مؤلفه های نقد معماری، آنها را به جریانی ویژه در معماری ایران و مستقل از رویکردهای معماری غرب،وابسته دانست. این پژوهش بر اساس روش مورد پژوهی، در پی آن است تا با تحلیل نشانه ها و جریانات فکری موجود در متن آثار معماران، به شناخت گرایش ها و رویکردهای نسل های معماری معاصر بپردازد و به این سؤال پاسخ دهد که آیا تسلسل معنی داری در مفاهیم بکار رفته توسط معماران در دوره های مختلف وجود دارد؟ فرض براین است که تبیین گرایش های معماران معاصر ، از مدرنیسم ایرانی گرفته تا گرایشهای ملی گرایانه، تجدید حیات گونه و یا کلاسیک بازاری، ضمن این که می تواند ارزش و اهمیت هر اثر را در رابطه با متن تاریخی کشور ارزیابی کند، با تبیین ریشه ها و شاخص های قابل اتکا، سبب می شود تا جریان تئوریک موجود در تاریخ معماری معاصر ایران بازشناسی گردد. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل تطبیقی آثار معماری سه نسل از معماران معاصر ، همچنین با استناد به توصیف های صاحب نظران، چنین بر می آید که جریان نظریه در معماری معاصر، در چارچوب چهار مقوله مشخص نظیر ایده های ساختار دهنده، ارجاعات سبک شناسانه، گزینش فرم و نوع مصالح قابل تبیین می باشد.
تحلیلی بر ویژگی های اجتماعی– اقتصادی ساکنان مسکن مهر، مطالعه موردی شهرهای شیراز، فیروزآباد، آباده، نورآباد و استهبان
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مدیریت مدیریت دولتی مدیریت شهری جامعه شناسی شهری و آسیب شناسی شهری
- حوزههای تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری جغرافیای رفتاری و فرهنگی
- حوزههای تخصصی جغرافیا جغرافیای انسانی جغرافیای شهری جغرافیای اقتصادی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی شهری
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی مطالعات شهرسازی
بر اساس قانون اساسی کشور، داشتن مسکن مناسب، حق هر فرد و خانوار ایرانی است و رسالت اقتصاد کشور، تأمین نیازهای اساسی مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم در جهت تشکیل خانواده برای همگان است. در این راستا، جهت تأمین مسکن اقشار کم درآمد و تنظیم بازار عرضه و تقاضای مسکن، احداث نوعی مسکن ویژه؛ با عنوان مسکن مهر از سال 1386 اجرایی شد که بازخوردهای گسترده ای در عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به همراه داشته است. این طرح بر بازار عرضه و تقاضای مسکن و پوشش بخشی از نیاز مسکن گروه های کم درآمد شهری نقش موثری ایفاء نموده است؛ لیکن به دلایل مختلف، بهره برداری از پروژه ها با چالش های متعدد مواجه است این امر ضرورت تحقیق در این خصوص را آشکار می سازد. این تحقیق با هدف تحلیل بخش تقاضا و همچنین بررسی ویژگی های خانوارهای ساکن در مسکن مهر در سطح استان فارس و تحلیل بازتاب های اجتماعی ناشی از آن ارائه شده است. برای این منظور، تعداد 384 پرسشنامه در سطح پنج شهرستان منتخب شامل شیراز، فیروزآباد، آباده، نورآباد و استهبان به صورت تصادفی طبقه بندی شده تکمیل گردید و داده های به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های استنباطی قیاسی تحلیل شد. نتایج نشان دهنده آن است که ساکنان مسکن مهر بیشتر از طبقه کارگری، فاقد تحصیلات عالیه و اقشار کمتر برخوردار جامعه بوده و عامل هزینه اسکان، مهمترین دلیل جابجایی برای سکونت در مسکن مهر بوده است. از سوی دیگر، تفاوت معنی دار در برخورداری از شاخص های اجتماعی شامل همبستگی اجتماعی، مشارکت در روند اجرای پروژه و رضایت کلی از محل سکونت در بین ساکنان شهرهای مختلف وجود دارد. نتایج همچنین نشان دهنده تفاوت الگوی مصرف در مناطق مختلف جغرافیایی و اقلیمی استان است. در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در برنامه ریزی های آتی مسکن اجتماعی در سطح کشور سودمند باشد.
معیارهای طراحی سرپناه موقت با رویکرد زلزله (مطالعه موردی خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرساله افراد زیادی در سراسر دنیا در اثر وقوع حوادث طبیعی، خانه و کاشانه ی خود را از دست می دهند. در ایران نیز حوادثی نظیر زلزله بیشترین تعداد بی خانمان ها را در سال های گذشته در پی داشته است. پس از وقوع یک حادثه ی طبیعی گسترده، مناطق مسکونی، به نوعی غیرقابل استفاده شده و افراد بازمانده ناگزیر به اسکان موقت در مکانی دیگر هستند . تاکنون چادرهای متعددی به عنوان سرپناه اضطراری، طراحی و ساخته شده و در اختیار حادثه دیدگان قرارگرفته است؛ اما در اکثر این موارد، این
چادرها با نیازهای کاربران مطابقت نداشته و همچنین، مقاومت لازم در برابر شرایط متغیر جوی ندارند . درواقع این افراد، با مشکلات فراوان ناگزیر به تحمل دوران سکونت در چادر هستند. با توجه به مشکلات عنوان شده، پژوهشی برای بهبود سرپناه و رسیدن به معیارهای استاندارد در دو منطقه از دهستان زاوه در 20 کیلومتری تربت حیدریه واقع در خراسان رضوی و یک منطقه در جنوب ایران به نام شهرستان شُنبه در 25 کیلومتری بوشهر با متدهای مصاحبه، پرسشگری و مشاهده میدانی انجام گرفت .
برای انجام مطالعه و رسیدن به معیارهای سرپناه استاندارد مطابق با نیاز کاربران، روند کاربر محور استفاده شد . رویکرد طراحی کاربر محور در تولید محصولاتی با بالاترین کارایی و انطباق با خواسته مصرف کننده، کارایی خود را ثابت کرده است . این بررسی نشان می دهد که اکثر کاربران از شرایط اسکان های موجود احساس نارضایتی می کردند. عدم حضور به موقع نیروهای امداد و تأمین سرپناه، چادرهای غیراستاندارد، سرما و گرمای آزاردهنده و نداشتن حریم خصوصی و ایمنی در آن ها مشکلات عدیده ای می باشند که افراد بازمانده از سانحه در شرایط بحران با آن ها مواجه هستند. پس از بررسی مشکلات و نیازهای افراد بر اساس روند کاربرمحور، نتایج بر اساس رده بندی در جلسات بارش افکار و بر اساس کاربرد روش دلفی، توسط نگارندگان مورد مداقه قرار گرفت و نهایتاً، معیارهای طراحی سرپناه استاندارد که جوابگوی نیازهای بازماندگان می باشد بر اساس نتایج استخراج شد.
نما، سیمای بافت تاریخی و منظر فضای عمومی در قوانین ملی، ضوابط و مقررات محلی و وظایف مدیریت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع نما و سیمای شهری، چهره ی مسلط کالبد شهر و حاوی اولین پیام ها در چشم انداز شهروندان، در شهرسازی و بویژه از نیمه قرن گذشته میلادی محل گفتگو بوده است. موضوع به جهت رابطه ی تنگاتنگ با مقوله ی هویت و ویژگی شهر، بازشناسی آن پیچیده و با شروع عصر مدرن و اعمال مدیریت های غیر عرفی مبتنی بر قانون در توسعه ی شهری، ابعاد گسترده ای یافت. در جامعه ما بویژه پس از انقلاب با رشد جمعیت و سهم شهرنشینی، بازسازی های جنگ، گسترش شدید شهرها در پاسخ به اسکان مهاجرین و البته گسترش آموزش عالی، نما و منظر شهری به عنوان بخشی از مناقشه معماری معاصر کشور با وجود گرایش فرهنگی خاص نظام، به یکی از کانون های گفتگو بدل گردید. جوانی جمعیت، روحیه نوخواهی و پذیرش مدرنیته بویژه پس از انقلاب با ورود انواع جدید مصالح و تکنیک های ساخت به ابعاد مسئله افزوده، با حساسیت جامعه و گذشت بیش از یک دهه، در پایان جنگ به تدوین اولین قانون مرتبط منجر شد. در عین کاستی های متعدد در مسائل اساسی شهرسازی کشور، در فاصله ی دو دهه قوانین متعددی به تصویب رسید که به حد متناسبی از بلوغ، همه جانبه گرایی، دانش شهرسازی و کیفیت فضای عمومی دست یافت . اگرچه قوانین ملی و ضوابط محلی بحد نسبی از کیفیت، تدوین گردیده اند، ولی هیچگاه وظایف اجرایی برای مدیریت ها ایجاد نکرده، تنها شهروندان و سازندگان هستند که مخاطب قوانین قرار می گیرند. بخش های فرسوده و بافت تاریخی از قوانین مذکور طرفی نمی بندند و مدیریت ها در این قبال وظیفه اجرایی نپذیرفته اند. ارائه ی خدمات طراحی به ساکنان فرودست بافت تاریخی و یا مداخله ی در بافت فرسوده در ترغیب عمومی، ایجاد الگو و تحریک توسعه، نه در قوانین پیش بینی و نه زمینه ی پذیرشی در نزد مدیریتها دارد. نتایج بررسی حاکی از عمومیت رویکرد حذف نقش اجرایی نهادها با گذشت زمان است . موضوع تحقیق «نما، سیمای بافت تاریخی و منظر فضای عمومی در قوانین ملی و ضوابط و مقررات محلی و نقش مدیریت شهری است» مطالعه این پژوهش کتابخانه ای و روش آن یافته اندوزی و تحلیل محتوی با استناد به مجموعه قوانین ملی و ضوابط طرحهای شهری (اصفهان-بافت تاریخی) در چهار دهه اخیر است.
کالبد متحرک ناظر و شکل گیری سکانس های فضایی در معماری سینماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تماشاگر سینما از سایت های فیلمیک که به صورت سکانسی از جلوی چشمانش می گذرند، یک مسیر در ذهن خود ایجاد می کند، بر روی این مسیر خیالی حرکت می کند، و از میان فضا های متنوع و در زمان های متفاوتی گذار می کند. در تجربه فضای معماری نیز، ناظر متحرک دست به یک سازمان دهی ذهنی از فضاها می زند و آن ها را در یک سکانس مونتاژی تجربه می کند. در الگوی معماری پرومناد، «حرکت ناظر» به مثابه مهم ترین مولفه در ادراک فضا عمل می نماید، و ادراک معماری تنها با حضور کالبدی مخاطبی معنا می یابد که در حرکت و «پرسه زنی» به گونه ای روایت مند و سکانسی، همچون تماشاگر فیلم، فضاها را به یکدیگر پیوند می دهد و به معماری ماهیتی زمان مند و سینمایی می بخشد. این پژوهش که از نوع نظری، روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، می کوشد این نکته را آشکار سازد که ظرفیت های تئوری فیلم و شیوه های فضاسازی سینمایی، می توانند به مثابه منابع الهامی برای معماران در پروسه طراحی عمل نمایند. با توجه به پیشرفت های صورت گرفته در فضاسازی های سینمایی، و پیچیده تر گشتن رابطه فضا-زمان و همچنین ارتباطات کالبد-فضا در سینمای معاصر، اقتباس های معمارانه از ظرفیت های رسانه فضا محور فیلم، می تواند به هر چه بارورتر شدن فضای معمارانه معاصر کمک شایانی نماید.
نقش تحلیل های اقتصاد مهندسی در انگیزش مشارکت بخش خصوصی جهت تحقق پذیری طرح های توسعه شهری (مطالعه موردی: جابه جایی پایانه زاینده رود اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۰
101 - 110
حوزههای تخصصی:
یکی از دلایل عدم موفقیت طرح های توسعه شهری بحث منابع مالی و روش تأمین این منابع توسط مدیریت شهری است، این موضوع تا حدی مشارکت مردم را در اجرای طرح های توسعه شهری می طلبد. در تحقیق حاضر، کارایی تحلیل های اقتصاد مهندسی در تنظیم اقتصادی طرح ها به عنوان ابزاری انگیزشی جهت مشارکت بخش خصوصی مورد بررسی قرار گرفته است، تحقیق بر اساس روش استقرایی سعی در آزمون کارائی تحلیل های اقتصاد مهندسی و هدایت یکی از پیشنهادهای طرح تفصیلی اصفهان به سوی توجیه پذیری مالی را دارد. طی انجام تحقیق، آزمونِ فرضِ توجیه پذیری مالی نشان می دهد در صورت عدم طراحی اقتصادی، پروژه پیشنهادی، فاقد توجیه مالی می باشد؛ لذا به منظور سودآوری طرح و رغبت بخش خصوصی به سرمایه گذاری و تحقق کاربری، طراحی اقتصادی فعالیت بر اساس ملاحظات شهرسازی صورت می گیرد. در آخر پیشنهادهایی پیرامون نظام تهیه و اجرای طرح های توسعه شهری به منظور اقتصادی نمودن طرح ها و افزایش انگیزش بخش خصوصی و تحقق پذیری طرح ها ارائه شده است.
Housing Finance: The Role of the Private Sector in Public-Private Partnership in Housing Delivery for the Low-Income in Nigeria(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Events in the building industry in Nigeria in the last decade show the important role the private sector played in housing finance. With the advent of the public-private partnership concept in almost every sector of the socio-economic spheres of the nation, the role of the private sector in housing finance cannot be over-emphasized. This paper clearly states that the low-income public servants do not easily have access to housing finance. The responsibility of generating housing finance at a relatively low interest rate repayable over a maximum period of twenty five years rests on whoever seeks for a housing loan through the Federal Mortgage Bank or the Primary Mortgage Institutions. This paper seeks mediatory role of the private sector between this class of the society and the mortgage banks to source for funds to enable them to own their houses. The research method employed in this paper is the survey research in which questionnaires were administered on members of three housing estates, two housing estates in Lagos and one in Abuja. This paper exامینes the role of the private sector in the public-private partnership in housing delivery to low-income earners in Nigeria through housing finance. The findings showed that majority of the respondents had access to either mortgage or commercial banks to source for funding or the purchase of the houses.
بازشناسی تاریخی و تزیینات کاروانسرای آلاکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رزمین آذربایجان در معماری ایران مرتبه نخست را دارد. آغاز فعالیت های معماری ایلخانان به مرکزیت تبریز با بهره گیری از تجربیات و سنت های متقدم، فصل گشای عصر جدیدی در هنر و معماری این منطقه بوده است. کاربرد تزیینات معقلی و تلفیق آن با ویژگی های ممتاز سبک آذری در قالب تأکید بر ارتفاع بیشتر، استعمال سنگ تراشیده و بهره گیری بیشتر از هندسه، در یکی از زیباترین و منحصربه فردترین آثار معماری این دوران، موسوم به کاروانسرای آلاکی، برآیند تداوم سنت ها و اسلوب های برخاسته از مکاتب بنیادین محلی آذربایجان بوده است. مطالعات انجام شده در زمینه ساختار شناسی و معرفی تزیینات بنای آلاکی در زمرة مهم ترین اهداف این تحقیق محسوب می شود؛ بدیهی است احیاء و شناخت ویژگی های معماری و تزیینی یک بنای ویران شدة عصر ایلخانی می تواند ما را در شناخت هرچه بهتر سیر تحول معماری و تزیینات وابسته به آن به خصوص در منطقة آذربایجان یاری کند. پرداخت اطلاعات در پژوهش حاضر به شیوة توصیفی، مقایسه ای و تحلیلی بوده و روش یافته اندوزی در آن به صورت کتابخانه ای و میدانی است. حاصل این مطالعه، شامل معرفی ساختار کاروانسرای آلاکی در زمرة قدیمی ترین طرح چهار ایوانی کاروانسرا در شمال غرب کشور و بررسی تزیینات بسیار پرتکلف آن است. بنا بر یافته های تحقیق، فنون به کار رفته در اجرای تزیینات کاروانسرای آلاکی را می توان قدیمی ترین نوآوری های معماری ایلخانان در زمینة تزیین انواع فرم های کاروانسرا در منطقة آذربایجان دانست. از بارزترین مصادق سبک تزیینی این بنا می توان به الگوی خاص تزیینات سردر ورودی آن در قالب طاقنماهای تزیینی و تطابق آن با آثار و دست آوردهای مذهبی معاصر ایلخانان اشاره کرد.
بازیابی طرح تک محوری چهارباغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۰
19 - 34
حوزههای تخصصی:
در شش دهه مطالعه علمی باغ ایرانی, طرح چهارباغ ایرانی به عنوان مهم ترین الگوی شکل دهنده به معماری آن و با هندسه اصلی، دو محور عمود برهم که عرصه باغ را به چهار قسمت مساوی تقسیم می کند معرفی شده است. بررسی فراگیر اسناد و مدارک از جمله دودمان شناسی واژه گان، نقشه کاوش های باستان شناسی باغ پاسارگاد، متون توصیف احداث باغ به ویژه کتاب ارشادالزراعه، طرح باغ های موجود، ، آثارهنرهای تاریخی ملهم از باغ ایرانی، باغ- فرش ها ، نگاره ها و نیز گردهم آمدن اطلاعات پراکنده ، نشان می دهد علاوه بر هندسه دو محور عمود برهم ، هندسه تک محوری نیز طرح مهمی از الگوی چهارباغ ایرانی است که تاکنون به آن توجه نشده است. به منظور بررسی فرضیه این پژوهش از روش توصیفی- تاریخی، مقایسه تطبیقی و تحلیل محتوای کیفی اسناد یادشده، استفاده شده است. بازیابی طرح چهارباغ ایرانی با هندسه تک محوری یکی از نتایج اصلی این تحقیق است.
نقش سرزندگی در ایجاد تصویر ذهنی شهروندان و میزان بهره گیری از فضای شهری (مطالعه موردی: پیاده راه خیابان سپهسالار تهران)
حوزههای تخصصی:
در معماری و طراحی شهری توجه به نظر شهروندان یکی از مهم ترین عوامل جهت طراحی می باشد. بدین معنی که فضا و محیط اطراف از چه ویژگی هایی برخوردار باشند تا مردم را به خود جذب کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سرزندگی در ایجاد تصویر ذهنی شهروندان و رابطه آن با میزان بهره گیری از فضای شهری انجام گرفته است؛ یعنی ایجاد فضایی در شهر که شهروندان در آن به لحاظ شرایط سنی و جنسیتی در گستره زمانی وسیعی، در آن به فعالیّت بپردازند. در این راستا برای انجام این پژوهش، پیاده راه خیابان سپهسالار تهران به عنوان نمونه موردی مورد مطالعه قرار گرفته است. شیوه تحقیق در این پژوهش به صورت «توصیفی - تحلیلی» می باشد و روش جمع آوری اطلاعات نیز به صورت میدانی است. ابزار تحقیق شامل دو نوع پرسشنامه مربوط به سرزندگی و پرسشنامه مربوط به تصویر ذهنی است و در همین راستا از 50 نفر رهگذر (37 نفر زن و 13 نفر مرد) در خیابان سپهسالار که بصورت تصادفی انتخاب شدند نمونه آزمون صورت گرفته شده است. برای این پژوهش سه فرضیه وجود دارد ابتدا اینکه بین سرزندگی و تصویرذهنی همبستگی مثبت زیادی وجود دارد و دوم اینکه ایجاد مؤلفه هایی چون فضای سبز، ایمنی، دسترسی و کاربری های موجود باعث بالا بردن سرزندگی در فضا می شود و در آخر مؤلفه هایی که باعث ایجاد تصویر ذهنی در بین شهروندان شوند باعث بالا بردن سرزندگی در فضا نیز خواهند شد. داده ها توسط آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t گروه های مستقل مورد بررسی قرار گرفت است و نتایج بدست آمده نشان می دهد که علاوه مؤلفه های حضور گیاهان و آب نما، نورپردازی مناسب، ایمنی عابرین از وسایل نقلیه، وجود کاربری مختلف و قابلیت دسترسی فضا به وسایل نقلیه به ترتیب بالاترین میانگین را دارند. این موارد خود نشان از این موضوع دارد که عوامل سرزندگی مطرح شده در پژوهش نیز همبستگی معنی داری با فضای شهری داراست و همچنین بین سرزندگی و تصویر ذهنی مطلوب شهروندان همبستگی معنی دار مثبتی وجود دارد (آزمون دو دامنه ،05/0> P ، 50= n ، 99/0= r ). این مقدار همبستگی بزرگ و قابل توجه است. همچنین میانگین نمره تصویرذهنی افرادی که از فضاهای شهری واجد تصویر ذهنی استفاده می کنند (9/15) بیش از میانگین افرادی که از فضای شهری فاقد این ویژگی استفاده می کنند (5/8) است و این بدان معنا می باشد که فرضیه تحقیق با عنوان «بین فضاهای شهری که در ذهن استفاده کنندگان فضا تصویر ذهنی ایجاد می کنند و فضا های فاقد این ویژگی تفاوت وجود دارد»، مورد تأیید قرار می گیرد. این عامل نسبت به عوامل دیگر در ایجاد سرزندگی در فضا تأثیرگذارتر می باشد.
کوشک رحیم آباد بم و چهارباغ تاریخی آن؛ یادگاری از سده های آغازین اسلامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری ایرانی در سدههای نخستین ورود اسلام در گونههای نظامی و مذهبی به واسطه برجای ماندن تعدادی اثر تا حدودی شناخته شده است. اما در ارتباط با معماری تشریفاتی وضع بهگونهای دیگر است و هیچگونه شاهدی در این رابطه تاکنون در جغرافیای سیاسی ایران شناسایی یا دستکم گزارش نشده و به همین دلیل کمترین شناختی از این گونه وجود ندارد. این در حالی است که گزارش جغرافیای تاریخی و متون کهن وجود این آثار را در ربض بعضی از شهرها تأیید میکند.
در این پژوهش به مطالعه و معرفی «کوشک رحیمآباد» در شرق شهر بم، اثری تشریفاتی از این زمان، پرداخته شده است. این بنا به مانند بسیاری از آثار و محوطههای باستانی بزرگ شهرستان در سایه مجموعه بزرگ ارگ بم قرار گرفته و به این دلیل در جغرافیای تاریخی و مطالعات باستانشناسی تا پیش از زلزله سال 1382 خورشیدی اشاره قابل توجهی به آن دیده نمیشود. اما پس از این سال به واسطه توجه به مطالعات باستانشناسی و معماری به دیگر آثار شهرستان، پژوهشگرانی به مطالعه کوشک رحیمآباد نیز پرداختهاند. در ارتباط با تاریخ ساخت و وسعت چهارباغ تاریخی و تخریب شده آن سؤالاتی مطرح است که در پژوهشهای پیشین به آن اشاره نشده یا پاسخی تحقیقی و دقیق داده نشده است. نوشتار حاضر با مطالعات میدانی و اسنادی به گردآوری دادهها پرداخته و با تطبیق نتایج هرکدام، دادهها تجزیه و تحلیل شدهاند. به این ترتیب فرضیات پژوهش و نظریههای دیگر محققین مورد ارزیابی قرار گرفته است. آنچه این تحقیق به آن دست یافته گواهی میدهد کوشک رحیمآباد اثری متعلق به سده سوم هجری است و به نظر میرسد در زمان عمرولیث صفاری توسط «منصوربن خوردین»، عامل وی بر حکومت کرمان، یعنی به فاصله سالهای 267 تا 288 هجری قمری ساخته شده است و وسعت چهارباغ تاریخی آن احتمالاً 500 جریب یا80 هکتار بوده است.
کاربرد فناوری بیوگاز در روستاهای ایران؛ برآورد صرفه جویی انرژی حاصل از کاربرد فناوری بیوگاز در روستای گالش کلام (گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۳ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۴۵
۱۲۳-۱۱۱
حوزههای تخصصی:
مروری بر پژوهش های انجام شده در زمینه توسعه کشور در سال های اخیر، موید اهمیت و لزوم توجه به توسعه پایدار روستایی به عنوان یکی از ارکان زیربنایی توسعه پایدار شهری و ملی است. با دقت در آسیب شناسی روستاهای امروزی با مقولاتی چون معضلات کالبدی، اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی، زیست محیطی و تأمین انرژی مواجه می شویم. دقت در هریک از مشکلات مذکور و ارایه پیشنهادهای مناسب می تواند گامی در راستای بهبود کیفیت و ماهیت روستاهای کشور بوده و زمینه رشد و رونق مجدد آنان را فراهم آورد. با توجه به اینکه امروزه تأمین تمامی و یا بخشی از انرژی مصرفی جوامع انسانی، از منابع انرژی تجدیدپذیر، یکی از اصول توسعه پایدار به شمار می رود، مسئله و هدف پژوهش حاضر، بررسی و ارزیابی استفاده از فناوری بیوگاز جهت تأمین بخشی از انرژی مصرفی جوامع روستایی کشور با زمینه دامداری، از یک منبع انرژی ارزان قیمت و حل مشکلات زیست محیطی ناشی ازعدم مدیریت صحیح جمع آوری و دفع فاضلاب و فضولات روستایی است. بخش اول مقاله با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای، به معرفی اجمالی فناوری بیوگاز و مزایای استفاده از آن در مقیاس روستایی پرداخته، سپس در بخش دوم، برای عینی ساختن نتایج حاصل از به کارگیری این فناوری در مقیاس روستایی و تخمین میزان صرفه جویی انرژی، امکان استفاده از این فناوری در روستای گالش کلام، مورد بررسی قرار گرفته است. الویت طرح ساماندهی پسماندهای روستایی، آلودگی آب های زیرزمینی منطقه، عدم اتصال به شبکه سراسری گاز شهری و همچنین زمینه دامپروری روستا سبب شده است تا این روستا به عنوان نمونه موردی در پژوهش حاضر انتخاب و مورد بررسی قرار گیرد. در این بخش پس از انجام مطالعات میدانی، به منظور تخمین میزان صرفه جویی انرژی از دو روش استفاده شده است. در روش اول میزان صرفه جویی بر اساس میزان کنونی مصرف انرژی خانوارهای روستایی در بخش های پخت وپز و تأمین آب گرم، حدود 28% محاسبه شده است. در روش دوم درصد صرفه جویی براساس میزان مصرف در بخش های مختلف پخت وپز، تأمین آب گرم مصرفی و گرمایش بنا، براساس استانداردها و مقررات ملی ساختمان مورد ارزیابی قرار گرفته است. محاسبات انجام شده نشان داده است که استفاده از فناوری بیوگاز با اصلاح الگوی مصرف و استانداردسازی ساختمان ها می تواند سبب 17% تا 4/39 % صرفه جویی در میزان مصرف انرژی خانواده های روستایی شود.